لـآڪامو
Статистика+ بقیهی حبسـتو قـراره من بکِـشم، از چی ناراحتـی؟! - حکـمِ نبودنت بـرای من اَبـد خورده دیگه چه فرقـی میکنه چقـدر بـرای تو بُـریدن؟ anon: @A505WARD_BOT
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 13
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
ㅤㅤㅤ‹‹ Папка канала Ким ›› ✨ㅤ𝖣︎ı𝖾 𝖻︎𝖾𝗄︎𝗄︎𝖺𝗇︎𝗇︎𝗍𝖾𝗌𝗍𝖾𝗇︎ 𝖲︎𝖾𝗇︎𝖽𝖾𝗋 اگـه دنـبـال چـنـل هـای پـک تـهـکـوک مـیگـردی ایـن فـولـدرو اد کـن 💚 ㅤㅤ🌟ㅤ𝖬𝖾ı𝗌𝗍𝖻︎𝖾𝗌𝗎𝖼︎𝗁︎𝗍𝖾 𝖪𝖺𝗇︎𝖺𝗅︎𝖾 بـهـتـریـن و فـعـال تـریـن چـنـل هـای کـیـپـاپ تـوی ایـن فـولـدره ✨ برای شرکت در فولدر ها با جذب باور نکردنی اینجا جوین باش 🤩
فور کنید
فور کنید
فور کنید
⌖سندروم اسپرگر⌖ او جزئیات رو با وسواس عجیبی وارسی میکند چیز هایی که دیگران نادیده میگیرند برایش معنی خاصی داشت ممکن بود چیزی کوچک تاثییری عمیقی روش بگذارد ولی هیچ کس در منطق و نظم و صداقت از او برتر نبود او ممکن است بی تفاوت به نظر برسد اما احساسات قوی ای درونش میدرخشد ولی نمایش این درخشش موضوعی دیگر بود که او را می ازرد
⌖ پرونده نوادا تان ⌖ گاهی اوقات تاریکترین هیولاها، در معصومترین ظاهر پنهان شدهاند و قوانین، همیشه پاسخی برای تمام تراژدیها ندارند.آنها همانهایی هستند که سکوت میکنند، در حالی که درونشان طوفانی از خشم و اراده شعله میکشد.وقتی این طوفان به بیرون میریزد، دیگر اثری از معصومیت باقی نمیماند، بلکه شاهدی بر ارادهای است که از قواعد معمول فراتر رفته است.
فوروارد کنید
فـور کـن
فور کنید
فـور کنــید
без подписи
без подписи
ایجنایتِ نجیب مرا در نجوای صدایت به صلابه بکش بگذار آخرین ایمانم همان چیزی باشد که از لبهای تو فرو میریزد. ای قیامتِ خاموش تنِ الودهام را در انحنای مقدس تنت بسوزان، که از بهشت گریختهام تا در دامنِ گناهِ تو به رستگاری رسم. ای خلسهی گناه مرا به آغوش بکش، نه برای عشق، برای جنایتی که سالهاست در رگهایم جاریست؛ که اگر قرار است روزی راهیه دوزخ شوم، بگذار تمامِ راه، بوی تنت را دهم. ای خیالِ بیفرجام مرا از توهمِ بودنت هشیار نکن، که تمامِ شبهای بیتو، چیزی جز تمرینِ مُردن نبود. و نپرس چندبار در گورِ سکوت خفتم، تا زیستن را بیطنینِ نامِ تو بیاموزم. قسم به تبِ سیاهِ چشمانت.. که من تمامِ خویش را در حاشیهی نامت گم کردهام.
без подписи
فـور کـن