قلم و نگارش | نفیسه سادات
Статистикаنوشتن🖌تنها راهِ ذخیرهی کلماتیست که معدنِ خواندن📚اند. با واژهها زندگی میکنم، تا کلمات برای خوانده شدن زنده بمانند. ✍️ نفیسه سادات
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 24
- Всего постов
- 77
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 64
- 1/48двое суток
- 73
- 1/72трое суток
- 79
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
۱۳۱۶-رب یکتایی من...! میدانی، وقتی از خودت نیز دلگیر میشوم، به خودت پناه میآورم. وقتی از خودت گلایه دارم، به خودت رجوع میکنم. ناراحتیام از دیگران شاید گاهی به سبب کاستی و کوتاهی آنان باشد؛ اما ناراحتیام از تو، به سبب کاهش ارتباطم با تو و دور ماندنم از توست. گلایهام از دیگران برای دیدنِ کاستی آنان است؛ اما گلایهام از تو از سرِ کاستی بندگیام برای معبودِ حکیمی چون توست. میدانم تو خدای کریمی که وقتی نابهسامان و بیقرار نزدت فریاد میزنم، با صبوری و مهربانی میشنوی. وقتی بیوقفه اشک میریزم، تو قطرات ریخته بر زمین را گران میخری. وقتی از درد، تنهایی و ترس میگویم، تو برای اعلان حضورت، آرامش را تقدیم دل میکنی. مگر میشود تنهایم بگذاری؟ تویی که با فضلت مرا آفریدی. مگر میشود فراموشم کنی؟ تویی که حتی موری را به فراموشی نمیسپاری. هرگاه بیقرار میشوم، به میزان دلتنگیام، فاصلهام را از تو حس میکنم. میدانم که از دیار ملکوتیات جا ماندهام؛ از نور حضورت دور شدهام که بیقرار گشتهام. پس نگذار اینچنین تنها بمانم. نگذار دلم بگیرد. الهی! هرگاه از اهل زمین دلگیر میشوم، دلم به تو میپیوندد. اگر از تو ناامید شوم، به چه کسی دلگرم باشم؟ من جز تو غمخوار دیگری ندارم. هرقدر از تو دور شوم و نامهربان، تو از من متنفر نمیشوی و مرا به حالم نمیگذاری؛ پس نگذار حسِ بیپناهی را تجربه کنم؛ که آن فنا و تباهی است. کنار پنجره بر نور خیرهشدهام و تو را در وسعت آسمان و زمینات میجویم؛ پس مرا در آغوشِ بلاکیفات جای ده و با نوازش خداییات آرامم کن؛ که عبدِ خوارِ درگاهت را بیپناهِ تو، پناهینیست. و خدایی که در این نزدیکی است. ✍️ نفیسه سادات #دلنوشته 🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:👇 🔸️Telegram 🔸️ Facebook 🔸️WhatsApp
без подписи
#کتاب_هفته 🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:👇 🔸️Telegram 🔸️ Facebook 🔸️WhatsApp
🎤خواننده: اثر جدید ماهر زین ✨نام نشید: حُبّ النبی🥰🌸 «محبت پیامبر ﷺ، رحمتِ دل و مرهمِ جان است؛ خوشا دلی که با عشق او زنده باشد.» 🤍🌿 «صلّوا على الحبيب ﷺ؛ شاید همین صلوات، دل خستهات را دوباره آرام کند.» ﷺ✨ 🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:👇 🔸️ Facebook 🔸️Telegram 🔸️WhatsApp 🔸️Instagram
اعجاز علمی در احادیث نبوی صلیاللهعلیهوسلم ۲- شراب؛ درمان نه، بلکه بیماری است...! 📚 کتاب: الرسول؛ شیخ سعید بن محمد دیب حوی از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم دربارهٔ مصرف شراب پرسیدند. ایشان آن را منع کردند. سپس پرسیدند: اگر آن را برای درمان استفاده کنیم، چه میشود؟ پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «شراب درمان نیست، بلکه بیماری است.» در مورد اعجاز علمی این حدیث، در کتاب اسلام و طب جدید چنین نقل شده است: ۱-اساس خمر، مادهٔ الکل با ترکیبات مختلف است. این ماده به مقدار بسیار اندک، بهطور طبیعی در بدن و در جریان هضم مواد قندی ایجاد میشود و فایدهٔ آن در همین مقدار کم است. اما اگر الکل ساختهشده نوشیده شود و با الکل طبیعی بدن یکجا گردد، برای انسان زیانبار است. ۲-در اثر نوشیدن الکل، در اعضای بدن نوعی التهاب مزمن ایجاد میشود که میتواند سبب تصلب شرایین، سنگ کلیه و ضعف قلب گردد. استفاده از الکل، حتی به مقدار کم، انسان را در معرض اعتیاد قرار داده و نیروی اراده و عزم او را ضعیف میسازد. همچنین با افزایش مقدار مصرف، فرد کنترل خود را از دست میدهد. ۳-خمر بهگونهای است که پس از ورود مقدار از آن به خون، بر عملکرد مغز و بدن تأثیر میگذارد. شاید گاهی مقدار کمی از آن سبب مستی آشکار نشود، اما آثار نامحسوسی بر ذهن و جسم باقی میگذارد. اگر شخص در چنین حالتی بررسی شود، دیده میشود که درجهٔ ادراک و تشخیص او نسبت به حالت عادی متفاوت شده است. یکی از عوامل مهم بسیاری از حوادث ترافیکی، مصرف مشروبات الکلی است. همچنین حتی مقدار اندک خمر میتواند بر فشار خون تأثیر بگذارد و در افراد مبتلا به فشار خون، سبب افزایش بیشتر آن شود. زیادهروی در نوشیدن خمر، فرد را دچار هیجان و اختلال در رفتار میکند که میتواند زمینهساز مشکلات جسمی و روانی گردد و در نهایت به آسیبهای مغزی و فلج منجر شود. ۴-کسی که تجربهٔ مصرف خمر نداشته باشد، ممکن است پس از نوشیدن آن دچار ناراحتیهای معده، حالت تهوع، التهاب معده و مشکلات گوارشی شود. پزشکان نیز گفتهاند که حتی مقدار اندک الکل میتواند بر دستگاه گوارش تأثیر منفی گذاشته و عملکرد آنزیمهای معده را مختل کند. ۵-خمر همچنین بر مسائل وراثتی تأثیرگذار است. فرزندانی که از والدین مصرفکنندهٔ الکل متولد میشوند، ممکن است با مشکلات جسمی، ضعف بنیه و در برخی موارد مشکلات رشدی به دنیا بیایند. همچنین در دوران نوجوانی، احتمال گرایش آنان به برخی رفتارهای نادرست و ارتکاب جرم افزایش مییابد. #اعجاز_علمی_احادیث 🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 👇 🔸️ Telegram 🔸️ Facebook 🔸️ WhatsApp
وبینار تربیت یا تخریب؟ مرز باریک میان رشد و سقوط در نوجوانان آیا میخواهید بدانید خانواده چگونه میتواند در تربیت نوجوانان نقش سازنده داشته باشد و چه عواملی ممکن است مسیر رشد آنان را به سمت آسیب و سقوط تغییر دهد؟ در این وبینار، درباره نقش خانواده، عوامل…
۱۳- دمی برای بازدمی دیگر دلم گرفت، او را کنار پنجرهٔ شکسته دیدم. گفتم: «چگونهای؟» گفت: «خستهام، خیلی؛ آنقدر که انگار سقوط کردهام. سقوطی همراه با شکست، از فراز کوه تلاشی که با زحمت ساختهام.» گفتم: «چرا تصویر این شکست برایت ملکه شد و باور کردی؟ آن هم تو که کوهی از تلاش و استراحت و الگویی از صبر و مبارزهای.» گفت: «از جایی که دیدِ آدمها کشندهتر از هر سلاحی است؛ گاهی با توقع بیش از وظیفه، گاهی با بیتوجهی بیش از اندازه و گاهی با تبری برای شکستِ انگیزه. میدانی، وقتی با تلاش شکستناپذیر، ولی در میان سنگریزهها قدم برمیداری، تو موفقی؛ ولی از درون میشکنی، آنقدر که مجبوری هر روز ترکهای برداشته را با نقاب لبخند، حتی گاهی لبخند مصنوعی، بپوشانی.» گفتم: «خوب میدانی حق به جانبی، اما چاره چیست؟ آیا پذیرش شکست، ناامیدی و حزن راهحل است؟ و آیا تو تنها چنین بودهای؟» گفت: «نه، راهحل نیست. حزن را نخواستهام، بلکه با قبول و پذیرش آن سعی میکنم خودم را برای مبارزه با آن قوی بسازم. و نه، تنها من چنین نبودهام. همیشه در چنین مواقعی به یاد او میافتم؛ به یاد او، سرور رسولان، که خدا مقامش را ستود، اما جاهلان مجنونش گفتند، در حالی که عاقلترین بشر بود. کاهنش خواندند، در حالی که موحدی بیمانند بود. دیوانهاش پنداشتند، در حالی که نابغهای تکرارنشدنی بود. او را از سرزمینش راندند، در حالی که آبرویش نزد خدا، کل جهان را میخرید.» گفتم: «چه خوشحالم که اینچنین میگویی! اول ترسیدم. فکر کردم ستارهٔ تلاشت خاموش شده و غم و اندوه بر تو نشسته است. تو شکستخورده نیستی؛ بلکه، به قول خودت، خستهای.» او با لبخندی گفت: «بلی، اما قول میدهم قویتر بمانم؛ آنقدر که بهسادگی نلرزم.» گفتم: «من به قولت یقین دارم. پس به امید خدا برخیز.» ✍️ نفیسه سادات #گم_نام_آشفتهدل #رمان 🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:👇 🔸️ Telegram 🔸️ Facebook 🔸️ WhatsApp
خدایا... خودت دلنگرانم باش. ✍حليمه غفوری نگذار تنهایی تصمیم بگیرم، نگذار تنهایی راه بروم، مبادا راه را اشتباه بروم و خودم نفهمم. خدایا دستم را بگیر؛ حتی آن لحظهای که در اوج گناهم، حتی وقتی قلبم قفل شده و دیگر صدای خودم را هم نمیشنوم. آنوقت خودت به من بگو: «این بار دیگر رهایت نمیکنم؛ باید به بندِ من بمانی.» اگر لازم است، تلنگرم بزن، دردی در دلم بینداز که بیدارم کند، اشکی بر گونهام بیاور که یادم بیندازد هنوز میتوانم برگردم. به خودت قسم، من این حال را دوست ندارم. نمیخواهم حتی یک قدم، حتی یک نفس، حتی به اندازهی یک چشم برهمزدن مرا به حال خودم واگذاری. خدایا...!این روزها احساس میکنم خیلی از تو دور شدهام؛ اما مگر جایی هست که تو نباشی؟ پس اگر من راه را گم کردم، تو راه را نشانم بده. اگر دستت را رها کردم، تو دستم را بگیر. اگر فراموشت کردم، تو مرا از یاد نبر. خدایا من از خودم میترسم؛ پس مرا به خودم نسپار. مراقبم باش... حتی وقتی خودم حواسم به خودم نیست. #دلنوشته 🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:👇 🔸️Telegram 🔸️ Facebook 🔸️WhatsApp
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
از قشنگترین غروبها رزِق که آرزوست...! ❤️❤️ 🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:👇 🔸️Telegram 🔸️ Facebook 🔸️WhatsApp
۱۳۱۵-حکایت..! او مهربان بود؛ آنقدر که گاهی مهربانیاش انگار از طبیعت درشت آدمی زیادی میکرد. برگهای سفید کموکان در سر و صورتش دیده میشدند، سپیدیای که روزگار، بیشتر از گذر ایام با دردها برایش هدیه داده بود. تبسم چهره و برق چشمانش از رنجهایی سخن میگفتند که در دل خفته و دفن شده بودند. او رنجیده بود؛ رنجیده از روزهایی که هیچگاه به نفع او عمل نکردند. رنجیده از شادیهایی که به نفع او تمام نشدند. رنجیده از آرزوهای خفتهای که به واقعیت نپیوستند. او با همهی اینها لبخندش را، هرچند با درد، ولی در صورت نگه میداشت. سختیهای دنیا خواستههایش را مبهم ساخته بودند، به قدری که گاهی با خودش نیز نمیتوانست صادقانه به قناعت برسد. از حرکت میترسید و از سکون بیزار بود. بارها خواست تا دفع ابهام کند، اما هر بار ترس از قطع امیدی که چون روزنهای کمرنگ ولی هنوز بود، او را مانع میشد. پس با ابهامات خفته سکوت کرد؛ سکوتی که شاید شکست و شاید برای همیشه در دل خفت. ولی مهربانیاش، هرچند در صورتی خسته و با لبخندی محزون، باقی ماند. او در سکوت فرو رفت ولی ماند و سکوت به او دلتنگ شد ولی ناگفته ماند. دنیا از او نوشت، او خواند ولی؛ نفهمید که در درون یک نوشته است. او از دنیا آموخت که شاید هیچگاه زندگی به نفع ما نچرخد، ولی باید خندید. و دنیا از او آموخت که میتوان گاهی با غوغایی پر از درد در دل، هنوز خندید و ادامه داد. ✍️نفیسه سادات #لحن_وهمآلود #لحنهای_نوشتاری 🌐 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:👇 🔸️Telegram 🔸️ Facebook 🔸️WhatsApp
اندرزهایی از کتاب «ارثیه مادربزرگ» 🌟 همیشه کار درست را انجام بده، حتی اگر انجام آن راحت نباشد. 🌟 شکست وقتی شکست محسوب میشود که از آن درس نگیری. 🌟 نگذار ترس از دست دادن باعث شودکه، تلاشی برای بهدست آوردن نداشته باشی. 🌟 همیشه نعمتهایی را که در زندگی داری…