راديو منوبشنو
Статистикаراديو منوبشنو را هر سه شنبه ساعت ١٣:٣٠ بوقت ايران از شبكه Global راديوهاى ديجتال در سرتاسر دنيا بشنويد
- Последний пост
- 21 мар.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
مراسم گروه «ایران فردا - مسئولیت امروز» در شهر بریزبن استرالیا. جمعه ۲۰ مارچ جمعی از ایرانیان ساکن ایالت کوئینزلند استرالیا با برگزاری تجمعی در شهر بریزبن، فرارسیدن نوروز را گرامی داشتند. در این مراسم، شرکتکنندگان با روشن کردن هزاران شمع بر روی نقشهای بزرگ از ایران و گلریزان نمادین استانهای کشور، یاد جانباختگان اعتراضات را گرامی داشتند و خواستار آزادی زندانیان سیاسی در ایران شدند. حاضران همچنین با نمایش عکسهای دانشآموزان کشتهشده مدرسه میناب، حمله به این مدرسه و مناطق مسکونی را محکوم کردند. این مراسم به همت گروه مستقل و دموکراسیخواه «ایران فردا، مسئولیت امروز» برگزار شد رسانه جمهوری ایرانی عضو شبکه همگرایی جمهوری خواهان https://t.me/hamgerayerInternetRepublic
ای روزهای فردا ای سرزمین دیرین ای درخت امید ، دوام بیار
من از آشوئیتس شب انتقال من از قتلگاه جوونی میام من از آخر یادگار امام من از اول سرنگونی میام زمستان خونبار ۱۴۰۴ #Auschwitz #آشوئیتس #حسین_شنبهزاده
❇️ آخرین وضعیت تحرکات امریکا ; خیزش ک مقدمه ای بر دلایل کشتار بالا
سیلی حقیقت
❎ ادامه اعتراضات اخیر به کجا میرود؟ چشم انداز ابرتورم چیست؟
📹گزارش ویدیویی از مجمع عمومی ۳۰ نوامبر این ویدیو مروری کوتاه دارد بر اتفاقات مجمع عمومی ۳۰ نوامبر کانون ایرانیان کویینزلند و تحولات پس از آن؛ از اعتراض اکثریت اعضای مالی به نحوه اداره جلسه تا تصمیمات بعدی کانون، از جمله لغو عضویت معترضین و نادیده گرفتن درخواست مکتوب اکثریت حاضر. این ویدیو صرفاً با هدف اطلاعرسانی منتشر میشود.
بهرام مشیری : هنگام خاکسپاریم، شاهنامه را در آغوشم بگذارید و با نوای استاد بدیعی در مایهٔ اصفهان مرا به خاک بسپارید؛ و آهنگ «ایران» را پخش کنید.
تو را چه سود از باغ و درخت ، که با یاسها به داس سخن گفتهای… باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد ، که مادران سیاهپوش ، داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد ، هنوز از سجادهها سر بر نگرفتهاند…. مادر سیاهپوش « سیاوش محمودی » بر همان زمینی ایستاده که خون فرزندش جاری شد نگاه پر خشمش به دیوارهای سرد و بیروحیست که مامن قاتلان فرزندش است و با فریادی که از جانش برمیآید تاریخ را گواه میگیرد : « جاااااااوید نام سیاوش محمودی »
«سلبریتیهایی که صدای وجدان جامعه شدند» چند روز پیش ویدیویی منتشر شد که در آن بیلی آیلیش، واکین فینیکس، کیلین مورفی، خاویر باردم و چند هنرمند دیگر در حمایت از مردم فلسطین و غزه موضع گرفتند. این حرکت واکنشهای زیادی داشت؛ عدهای تحسین کردند که از شهرت خود برای دفاع از عدالت استفاده کردهاند و عدهای هم انتقاد کردند که چرا سلبریتیها وارد سیاست میشوند. از نگاه جامعهشناسی، سلبریتی فقط یک چهره مشهور نیست، بلکه سرمایه نمادین بزرگی در اختیار دارد. صدای او بلندتر از صدای افراد عادی شنیده میشود و همین باعث میشود جامعه از او انتظار داشته باشد در برابر بیعدالتی سکوت نکند. البته این کار برایشان بدون هزینه نیست؛ ممکن است محبوبیت از دست بدهند، قراردادهایشان لغو شود یا مورد حمله رسانهای قرار بگیرند، اما جامعه همچنان انتظار دارد کسی که دیده میشود، مسئولانه رفتار کند. تاریخ نشان داده کسانی که شجاعانه موضع گرفتند، حتی اگر هزینه پرداختند، در حافظه جمعی ماندگار شدند. محمدعلی کلی به خاطر مخالفت با جنگ ویتنام چند سال از رینگ محروم شد اما به نماد عدالتخواهی تبدیل شد. نینا سیمون بخشی از مخاطبانش را از دست داد اما صدای جنبش حقوق مدنی شد. باب مارلی موسیقیاش را به سلاحی علیه استعمار و نابرابری تبدیل کرد و بونو از گروه U2 با فعالیتهایش علیه آپارتاید و بدهی کشورهای فقیر، نشان داد شهرت میتواند ابزار تغییر اجتماعی باشد. در مقابل، کسانی هم بودند که سکوت یا همراهیشان با قدرت برای همیشه لکهای در کارنامهشان گذاشت. مثل لنی ریفنشتال، کارگردان آلمانی که فیلمهای تبلیغاتی برای هیتلر ساخت و همیشه به عنوان همدست فاشیسم شناخته شد. یا بسیاری از سلبریتیهای هالیوود در دوران مککارتیسم که با سکوت یا لو دادن همکارانشان در تاریخ بدنام شدند. حرکت اخیر آیلیش و دیگران هم در ادامه همان سنت تاریخی قرار میگیرد. « شهرت اگر فقط به سرگرمی محدود بماند، زودگذر است. اما وقتی در خدمت عدالت و انسانیت قرار بگیرد، به ابزار تغییر اجتماعی تبدیل میشود.» به همین دلیل است که تاریخ معمولاً کسانی را که شجاعانه موضع گرفتند، جاودانه میکند و سکوتکنندگان را با برچسب بیتفاوتی یا همدستی به یاد میآورد.
без подписи
« ژینا جان نامت رمز میشود » جنبش «زن، زندگی، آزادی» در آغاز، ماهیتی فرهنگی داشت و واکنشی بود به تحمیل سبک زندگی از سوی حکومت، بهویژه در مسئله حجاب اجباری. اما این اعتراض خیلی زود به مطالبات سیاسی گره خورد و شعارها از سطح فرهنگی فراتر رفت و کلیت نظام را به چالش کشید. با این حال، دستاورد سیاسی ملموسی در پی نداشت؛ قوانین تغییر نکرد و حتی با تصویب لایحههای سختگیرانهتر، فشار حکومتی افزایش یافت. با وجود این ناکامی در عرصه سیاست رسمی، جنبش توانست به یک موج اجتماعی گسترده تبدیل شود. موجی که جنگی فرسایشی در حوزه فرهنگ را رقم زد و در این میدان، جامعه دست بالا را پیدا کرد؛ زیرا ترس عمومی فرو ریخت، نافرمانی مدنی با وجود هزینه زیاد، به امری عادی بدل شد و شکافی عمیق میان سبک زندگی مردم و خواستههای حاکمیت شکل گرفت. ویژگی برجسته این جنبش، جاودانه شدن نام قربانیان آن است. نامهایی چون مهسا، نیکا، سارینا و کیان، از یک فرد فراتر رفتند و به نمادهایی در حافظه تاریخی جامعه بدل شدند. این جاویدنامان نهتنها یادآور هزینههای سنگین جنبش هستند، بلکه سرمایهای معنوی برای استمرار اعتراض و جرقهزدن جنبشهای آینده محسوب میشوند. از این منظر، جنبش ژینا-مهسا امینی، هرچند در سطح سیاسی به نتیجه فوری نرسید، اما زمینه فرهنگی و روانیِ تغییرات بعدی را بنا گذاشت.
без подписи
سفری به شکوه هخامنشیان؛ از سرستونهای آپادانا و سربازان جاویدان تا کتیبههای داریوش بزرگ. آثاری که امروز در موزه لوور پاریس نگهداری میشوند و نماد وحدت فرهنگها در امپراتوری ایران باستان هستند. https://youtu.be/2nqZUoI4PkI
کلیسای جامع میلان / Duomo di Milano کلیسای جامع میلان (Duomo di Milano) شاهکار معماری گوتیک در قلب شهر میلان است. ساخت این کلیسا بیش از شش قرن طول کشید و امروز با بیش از ۳۴۰۰ مجسمه، ۱۳۵ مناره و نمای مرمری باشکوهش، یکی از بزرگترین و زیباترین کلیساهای جهان به شمار میرود. بازدید از دومو، سفر به اعماق تاریخ، هنر و ایمان ایتالیا است. https://youtu.be/taSsaa_rf1Y
✅ لزوم آزمایش ادعای دوستی اسرائیل و تعیین تکلیف جمعی با آن در روزهای اوج جنبش مهسا، بهنام بهشتی برخلاف فضای پرامید جامعه، بر اساس واقعیتهای میدانی تحلیلهایی ارائه میداد که برای بسیاری ، ناامیدکننده به نظر میرسید. اما خودش هم آرزو میکرد که اشتباه کرده باشد. با گذر زمان مشخص شد پیشبینیهایش درست بوده. او تحلیلگر دقیقیست که با مطالعهی ساختارهای سیاسی و نظم جهانی، آینده را بر پایه واقعیت و منطق بررسی میکند نه با پیشگویی. متأسفانه اغلب به جای شنیده شدن، با فحاشی و برچسب مزدوری مواجه میشود، اما حرفهایش ارزش فکر کردن دارند
🙅🏻♀️ عادی سازی تجاوز در بستر قانون ماجرای حمایت از متهمان به تجاوز فقط یک بیاخلاقی فردی نیست. این، بازتابِ دقیقِ قانونیست که سالهاست به مرد ایرانی اجازه داده وقتی زن “نه” میگه، گوش نده. در قوانین خانواده جمهوری اسلامی، اگر زنی از رابطه جنسی با شوهرش امتناع کنه، اسمش میشه “ناشزه” و مرد مجاز میشه خرجی نده، طلاق بده، ممنوعالخروجش کنه و … یعنی قانون میگه: زن حق نداره « نه » بگه. و این یعنی تجاوز در بستر قانون، عادی شده. این قانون ریشه در فقه اسلامی داره، و فقه اسلامی ریشه در متونی داره که زن رو نه یک انسان مستقل، بلکه بخشی از “مِلک مرد” میدونه. در قرآن، آیههایی هست که این نگاه رو تقویت میکنن: سوره بقره، آیه ۲۲۳ میگه: «زنان شما کشتزار شما هستند، پس هر طور خواستید وارد کشتزار خود شوید.» در اینجا زن، “زمین” مرد فرض شده؛ بدون اختیار، بدون صدا. حالا وقتی یه سلبریتی نر ، از سه متهم به تجاوز دفاع میکنه و میگه : حالا اینا آنتنشون بلند شده بوده و دختره هم خارجی-کاسب بود، ما باید تعجب کنیم ؟ نه. این فقط ادامه همون تفکره: زن باید همیشه در دسترس باشه. ولی یه خبر بد برای ذهنهای مسموم به قوانین زن-ستیز دینخو : ما زنان هروقت راضی به رابطه جنسی نباشیم میگیم: « نه » و نه یعنی نه چه در ازداج ، چه در رابطه خارج از ازدواج. چه توی ایران، چه توی کره. چه برای ورزشکار، چه برای هر مرد دیگهای. قانون و مذهبی که نه گفتن زن رو جرم میدونه، ریشهی فرهنگ تجاوزه. و تا وقتی این قانون هست، زنان در امان نیستند. #نه_یعنی_نه #تجاوز_را_توجیه_نکنیم #قانون_تمکین #عدالت #صدای_قربانی #زن_ملک_مرد_نیست
میلان شهر تاریخ، مُد و مدال در این ویدیو، سفری داریم به میلان ایتالیا؛ شهری که قرنها شکوه، استایل و افتخار رو توی هر کوچه و خیابونش نفس میکشی. از پیدایش تا گسترش شهر و حرکت بی امانش به سمت لاکچری شدن. از کلیسای جامع دومئو تا برندهای لوکس و استادیوم سن سیرو، اینجا میلانِ همیشه زنده است! https://youtu.be/ftFv9NFo9CU
❌ کدام آگاهی؟ در هر جنبش اجتماعی و انقلابی، "آگاهی" نقشی محوری دارد. اما همه آگاهیها یکسان نیستند. تفاوت بنیادینی میان آگاهی توصیفی و آگاهی راهبردی وجود دارد؛ یکی میفهمد و روایت میکند، دیگری طراحی میکند و تغییر میدهد. این تفاوت، اگر درک نشود، میتواند جنبشها را در چرخهای از تحلیل، گفتوگو و درجا زدن گرفتار کند، بیآنکه گامی عملی به سوی دگرگونی برداشته شود. آگاهی توصیفی: دانش بدون اقدام آگاهی توصیفی، نوعی از شناخت است که بر فهم وضعیت موجود تمرکز دارد. این آگاهی میکوشد سازوکارهای قدرت، الگوهای سرکوب، زمینههای اجتماعی، و چرایی بنبستها را روشن سازد. پژوهشگران، تحلیلگران سیاسی، نخبگان دانشگاهی، و فعالان رسانهای اغلب حامل این نوع آگاهیاند. نمونههای بارز این آگاهی را میتوان در صدها ساعت گفتوگوی بیپایان تلویزیونی، مقالههای ژورنالیستی، یا تحلیلهای رسانهای دید. تحلیلهایی که اغلب دقیقاند، اما صرفاً شرح واقعهاند، نه دعوت به دگرگونی. این آگاهی، گرچه به روشن شدن تاریکیها کمک میکند، اما اگر به خودی خود باقی بماند، نهایتاً بهنوعی تسلیبخشی میانجامد: «ما میدانیم چه شده، پس کار خود را کردهایم.» آگاهی توصیفی، بدون پیوند با ابزار تغییر، میتواند به ابزاری برای بیعملی بدل شود. جامعه را به تماشاگر بحران بدل میکند، نه بازیگر تحول. چنین آگاهیای، اگرچه ضروری است، اما بهتنهایی راهگشا نیست. آگاهی راهبردی: طراحی برای کنش در برابر آن، آگاهی راهبردی نوعی شناخت عملیاتی است که نهتنها میفهمد، بلکه بر پایهی فهم خود، راه دگرگونی را میچیند. این آگاهی، محدود به دانستن نیست؛ بلکه هدف آن سازماندهی، تجهیز و جهتدهی نیروهای اجتماعی برای رسیدن به یک هدف مشخص است: تغییر ساختار قدرت. آگاهی راهبردی، قدرت را نه «موضوع تحلیل»، بلکه «سوژه تغییر» میداند. این آگاهی، از «چرا» عبور کرده و به «چگونه» میرسد: چگونه سازمان بسازیم؟ چگونه مردم را بسیج کنیم؟ چگونه از سرکوب عبور کنیم؟ چگونه ابزارهای رسانهای و روانی را علیه ساختار حاکم به کار بگیریم؟ آگاهی راهبردی، آگاهی از تغییر و کسب قدرت است؛ نه فقط فهم و نقد قدرت. چرا آگاهی راهبردی کمیاب است؟ بسیاری از گفتمانهای غالب در رسانههای فارسیزبان، حامل آگاهی توصیفیاند: تحلیلگران بیتعهد، راویان فرهنگی بیاستراتژی، تکنوکراتهای اصلاحطلب، و چهرههای نوستالژیک بیبرنامه. این گفتمانها آگاهانه یا ناخودآگاه، به مردم دانش بدون قدرت عرضه میکنند. نتیجه آنکه جامعه سیاسی ایران سرشار از دانستن توصیفی، اما تهی از توان تغییر است. در چنین فضایی، صداهایی که حامل آگاهی راهبردیاند—آنهایی که نهتنها از وضع موجود انتقاد میکنند، بلکه برای آینده طرح دارند—سانسور، نادیده یا بیصدا میشوند. این دقیقاً همان جاییست که رسانههای وابسته، کارکرد انحرافی خود را نشان میدهند: تولید آگاهی توصیفیِ بیاثر، به جای آگاهی راهبردیِ سازمانده. سرکوب و آگاهی: دو دشمن همپیمان در ایران، سرکوب فیزیکی از یکسو، و سرکوب فکری از طریق رسانه از سوی دیگر، در جهت تضعیف آگاهی راهبردی عمل میکنند. حکومت میکوشد هرگونه سازمانیابی را با خشونت نابود کند، و رسانههای وابسته، تلاش میکنند هرگونه صدای مستقل و انقلابی را خنثی کنند یا به حاشیه برانند. حاصل، جامعهایست پر از روایت، اما تهی از ارادهٔ دگرگونی. نتیجهگیری: از توصیف به طراحی گام بعدی در مسیر رهایی، عبور از آگاهی صرفاً توصیفی بهسوی آگاهی راهبردی است. دانستن کافی نیست؛ ما باید بر اساس دانستهها، سازمان بدهیم، جهت بدهیم، و اقدام کنیم. اکنون زمان آن نیست که فقط بپرسیم «چه شده؟»، بلکه باید با جسارت بپرسیم و پاسخ دهیم: «چه باید کرد؟» مانند پروانهای بود که در میان تارهای عنکبوت گرفتار شده بود؛ هر بالزدنش نه رهایی که دردی تازه و فرو برنده بود. نوری در دوردست میدید اما هرچه بال میزد به آن نمیرسید، هر بار زنجیرهای نامرئی او را در گردابی تکراری فرو میبرد. اینکه فکر میکرد به سمت نور پرواز میکند، تنها بازی تلخی بود که او را به نابودی میکشاند؛ آگاهیاش نه رهایی بود و نه حقیقت نجاتبخش، بلکه زنجیری بود از توهم و تسکین زودگذر. این مقاله دعوتی است برای عبور از تحلیل به اقدام، از روایت به راهبرد، از دانایی به دگرگونی.