ادبستان
Статистикаبه کلبهی ادبستان خوش آمدید! ما اینجا میزبان شما هستیم با شعر, دلنوشته, دکلمه, کتاب و معلومات مفید در بخشهای مختلف. نظریات، پیشنهادات و انتقادات سازندهیتان را جهت بهبود کانال با ما شریک سازید. @M_Saeed_mubasher :راه ارتباطی @BinaNote77 :جهت ارسالی
- Последний пост
- 9 апр.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 231
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Познавательное
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کتاب:
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود هنوز مهرِ تو باشد در استخوان ای دوست! سعدى |ادبستان|
#قاب_روز دریایی شیکاگو | ادبستان |
#قاب_روز درختان کاج_پارکملینیواد | ادبستان |
#قاب_روز ساحل دریفتوود_جورجیا | ادبستان |
#قاب_روز نامبیییا | ادبستان |
#قاب_روز پارکملی برایس کنیون_یوتا | ادبستان |
#قاب_روز پادشاهکرکسها | ادبستان |
خلاصه کتاب «مردان مریخی، زنان ونوسی» ✍️ نویسنده: دکتر جان گری ✍️ خلاصهنویس: طهورا قربانی ۱. تفاوتهای بنیادی زن و مرد • زن با گفتن و شنیده شدن آرام میشود؛ مرد با درک شدن، قدردانی و تکیهگاه بودن. • عمیقترین ترس مرد این است که «به اندازه کافی خوب نباشد». • زن و مرد دو زبان متفاوت دارند؛ باید یاد بگیرند زبان همدیگر را بفهمند. ۲. غار مردان • مرد گاهی به «غار» خود میرود (عقبنشینی برای بازیابی انرژی). • زن نباید در این زمان وارد شود یا به او فشار بیاورد چه باید کرد؟ 1. ملامت نکنید. 2. پیشنهاد کمک ندهید. 3. زیاد از احساساتش نپرسید. 4. دلسوزی نکنید 5. کنار غار منتظر ننشینید. بهترین کار: روحیه خودتان را خوب نگه دارید و بگویید: «هر وقت مایل بودی صحبت میکنیم». ۳. نیاز زن به شنیده شدن • زن دوست دارد درباره مشکلاتش صحبت کند؛ این حرفها همیشه انتقاد از مرد نیست. • مرد باید «فقط گوش بدهد» و تلاش نکند فوراً اوضاع را درست کند. • زن میتواند هنگام صحبت گاهی مکث کرده و از مرد بابت گوش دادن تشکر کند. • هنر مرد: گوش دادن بدون دفاع و قضاوت. ۴. عقبنشینی مرد و بازگشت • مرد هرازگاهی عقبنشینی میکند و دوباره صمیمی برمیگردد؛ این طبیعی است. • زن در بازگشت مرد نباید او را تنبیه کند یا منتظر باشد خودش شروع به حرف زدن کند. • زن میتواند سر صحبت را باز کند، اما نباید بازجویی یا پرسشهای پیدرپی داشته باشد. • مرد باید هنگام بازگشت، به زن اطمینان و توجه بدهد ۵. امواج زنان • احساسات زن مانند امواج است: گاهی اوج عشق و محبت دارد، گاهی سقوط میکند تا احساسات منفی را تخلیه کند. • وقتی زن در «چاه احساسی» است، مرد باید فقط عشق و همدلی نشان دهد، نه نصیحت و نه «ناراحت نباش». • مرد باید بگذارد زن صحبت کند تا آرام شود. • پس از خروج زن از چاه، مرد نباید با سوال یا بازخواست دوباره او را به عمق چاه برگرداند. ۶. روشهای امتیاز گرفتن • مردها فکر میکنند کارهای بزرگ (سفر، خرید گران) امتیاز زیادی دارد؛ اما برای زن همه کارهای کوچک و بزرگ ارزش مساوی دارد (مثل خرید گل، نوشتن متن عاشقانه). • برای زن حتی یک تعریف ساده یا بغل کردن، امتیاز بزرگی محسوب میشود. • زن باید برای هر کار مرد تشکر و قدردانی کند تا مرد تشویق شود. ۷. رفتارهای مؤثر مرد با همسر • هنگام بازگشت به خانه او را بغل کند. • در مورد روزش سؤال کند و ۲۰ دقیقه گوش دهد. • گاهی گل بخرد. • از ظاهرش تعریف کند. • دیر آمدن را خبر دهد. • هنگام ناراحتی معذرتخواهی کند ۸. رمزهای موفقیت • زن نیازمند شنیده شدن است؛ مرد نیازمند قدرت و قدردانی • مرد را نصیحت یا اصلاح نکنید، فقط احساس یا نظر خود را محترمانه بیان کنید. • مرد وقتی اشتباه میکند و عذرخواهی میکند، زن باید بپذیرد تا مرد بیشتر امتیاز بدهد. • بعد از مشاجره، مرد با کارهای کوچک برای آشتی قدم برمیدارد؛ زن باید قدردانی کند. ۹. هنر «طلب کردن» • هم زن و هم مرد باید خواستههایشان را صریح اما مهربانانه بگویند. • بهترین آغاز: «لطفاً» یا «خواهش میکنم». • لحن آمرانه، رابطه را تخریب میکند. ۱۰. نگاه به عشق بحثها و مشکلات امروز زوجها معمولاً ریشه در گذشته دارد. • عشق مثل باغچه است؛ نیاز به مراقبت و آبیاری دارد • عشق چهار فصل دارد • بهار: شور و شوق آغاز. • تابستان: آشکار شدن تفاوتها و نیاز به مراقبت. • خزان: برداشت و قدردانی. • زمستان: سکوت، درونگرایی و فرصتی برای درمان؛ که دوباره به بهار تازه میرسد. پیام پایانی زندگی مشترک با درک تفاوتها، قدردانی از یکدیگر، صبر و عشق متقابل میتواند سرشار از آرامش و خوشبختی شود. |ادبستان|
#_سخنان_ماندگار خدایا بابت نور خورشید و آسمان زیبا ازت ممنونم🙏🏻 از دست و زبان که برآید کزعهده ی شکرش به درآید؟ Aمir SaDaت |ادبستان|
#_سخنان_ماندگار با خودمان تکرار کنیم: میشه بدون توهین، اظهار مخالفت کرد! میشود بدون تحقیر، ابراز وجود کرد! میشود بدون تخریب، جایگاه پیدا کرد! میشود بدون حسادت، به دست آورد! Aمir SaDaت |ادبستان|
#_سخنان_ماندگار به زندگیات برس و مرا هم فراموش کن. درست مثل لکه ابر کوچکی که گوشهی آسمان آفتابیات ایستادهبود و اهمیتی نداشت، درست مثل بابونهی نازک بیپناهی که میان علفهای بیشمار باغچهات بود و نمیدیدی، درست مثل ستارهی روشنی در روز... من دوست ندارم جایی بمانم که کنار گذاشته میشوم و اهمیتی ندارم! Aمir Sadaت |ادبستان|
*اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّد، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد.* *اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى محمد وَعَلَى آلِ مُحَمَّد، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آل إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد.* 🍃🌹سبحان الله و بحمده. سبحان الله العظيم🌹🍃
#پیک-تو دیگر به جایی، رسیده ام، که نه شوق به زندگی دارم، و نه خواهان مرگ هستم ، فقط حس میکنم، به لبه ی پرتگاه ایستاده ام، نه بادی می وزد که پرتم، کند پایین، و نه میتوانم به عقب برگردم، میان رفتن، و ماندن گیر کرده ام، شبیه شده ام ، به پازلِ که ، همه تکه های خود را گم است ، در طوفان و طلاتم زندگی ، و فقط یک تکه آن باقیست، که اسم اش را نمیدانم، شاید،درد های پنهان، شاید، بغض های نترکیده، شاید، زخم های بیدون مرهم، شاید،اشک های بی وفقه، شاید، حزنِ که از درون میخوردام ، و شاید هم قلب، که تمامِ شاید هایم از آن منشأ می گیرد، اسم اش ، را نمیدانم ولی ، میخواهم همانند، دیگر تکه ها که ، امید به فردایی تنویر بود، ایقان به محقق شدن آرزو های شامخ بود، انگیزه برای تلاش بود، باور برای رسیدن بود، شوق برای زندگی بود، و دنیایی بود مانند، خیالاتِ شب های زیر نورِ مهتاب همان طور که همه ی این تکه هارا ، در خویش گم، کرده ام ، می خواهم، این را نیز جایی گم اش کنم ، فراموش اش کنم، جایی یاد ام برود، از خود دور اش کنم، واقعا می خواهم ، برود ، محو بشود ، گم بشود، ولی انگار این تکه، با من عهد و پیمانِ وفا بسته است، نیمدانم این تکه تا کجا ، همراهی ام خواهد کرد ، شاید تا دم مرگ، باز هم خدا داننده، است و ما نا تکمیل ایم! تا بینیم ………… ✍🏻:سُمیه_قادری
| ادبستان |
درس های یک کتاب اسم کتاب :شازده کچولو گرد آوردنده :طهورا قربانی داستان از این قرار است پسر کوچکای که می خواهد نقاش شود اما برخلاف آرزویش خلبان میشود تاریخ و جفرافیا میخواند و خلبان هواپیما میشود روزی از روز ها هواپیمای پسر خراب شده و در جنگل ای فرود میآید و بعد دو روز با شخصی معرفی میشود که اسم اش را شازده کوچولو میگذارد شازده کوچولو آرزوی کودکی پسر را زنده میسازد و از پسر رسم گوسفندی میخواهد داستان دوستی این دو آغاز میشود شازده کوچولو از سیاره ای دیگری آمده با خصوصیات متفاوت و پسر هم از کشوری دیگری با هم یکجا شدند و اینجا درس های برای ما میآموزاند درس شماره یک : بگذارد اطفال به آرزو هایشان رسند درس شماره دوم ؛ در پی مال و قیمت اجناس نباشید فقط زیبایی و لطافت اش مهم است نه قیمت اجناس درس شماره۳: در مقابل اطفال از صبر استفاده کنید این شما هستید بزرگ نه اطفال درس شماره چهارم؛اعداد و ارقام برایتان مهم نباشد زیبایی بسنده است درس شماره پنج:صبر کن تا شاهد زیبایی ها باشی درس شماره شش: با عصبانیت به کسی پاسخ ندهید درس شماره هفت: به زیبایی سخن بگویید برای خوب بودن تنها زیبایی ظاهری کافی نیست درس شماره هشت: مغرور بودن یعنی خودت را به فنا دادن درس شماره نهم : جاه ومقام ارزش انسانیت را نباید ازبین ببرد درس شماره دهم :خودپسندی سبب نابودی میشود انسان خود پسند بیدون تعریف خود دیگر حرفی را نمیشنوند درس شماره یازده: ما نمیتوانیم درد هایملن را فراموش کنیم فقط باید کوشش کنیم تا کم شان کنیم درس شماره دوازده:با کار کردن زیاد و بیدون وقفه و فکر نکردن به خانواده و صحت خود میتواند منجر به مشکلات بیشتر شود درس سیزدهم : گاهی اجرای دستورات تو را برنده و موفق میسازد و بقیه را آرام و آسوده پس به آن به چشم دستور نگاه نکن درس چهاردهم؛بعضی ها ادعای فهمیده بودن میکنند و فقط کارشان کمآوردن دیگران است درس پانزدهم؛ هر کسی که برایت دست دوستی دراز میکند فکر نکن دوست است همه به فکر نفع برداری برای خودشان هستند درس شانزدهم :هر کی شما را از جایگاه خودشان میبینند ،تو بهترینِ خودت باش درس هفدهم:همه روزه در حال تماشای چیزای جدید هستید اما شما آنچیزی که مال خودتان است را دوست می دارید درس هژدهم:وقتی قدر چیزی را میدانی که از دستش بدهی درس نزدهم :از گل هایتان خوب مراقبت کنید چون فقط به شما اعتماد کرده است درس بیستم: تو نباید همیشه از بودن خود برای دیگران اطلاع رسانی کنی ،آنکه تو را دوست داشته باشد در هر کجا تو را میبیند درس بیست و یکم؛هر کی گل خودش را دوست دارد بیهوده دست و پا نزن درس بیست و دوم؛فقط میتوانی به جشم دل همه چی را بیبینی،چشم سر قادر به دیدن گوهری درونی نیست درس بیست و سوم : هر چیز زمانی برایت ارزشمند میشود که برایش زمان ،محبت بدهی و به دستان خودت بسازی اش درس بیست و چهارم : ما انسان ها هیچ وقت از داشته های مان خوشمان نمیآید درس بیست و پنجم: از هرچیزی که فرار کنی دوباره برمیگردی به همان درست بیست و ششم: چیزی که تو را مهم می سازد وفاداریت است درس بیست و هفت:عشق یعنی اینکه در میان پنجصد نوع گل تو گل خودت را بفهمی درس بیست و هشتم :کسی که برای شما اهمیت میدهد را بی اهمیت نکنید درس بیست و نهم :عشق مراقبت میخواهد درس سی:از گلات خوب مراقبت کن چون برای تو هیچ گلِای به زیبایی گل خودت نمیشود . و در اخیر همیشه ما کسانی را ملاقات می کنیم که ما را همان گونه که هستیم دوست میدارند و خود واقعی ما را کشف می کنند ما را به موفقیت درونی خودمان میرسانند و من این اشخاص را دوست دارم ادبستان
| ادبستان |
| ادبستان |
| ادبستان | #دلخواه
#قاب_روز بامیان | ادبستان |