هندوستان
Статистикаبهترین غزلیات و ابیات صائب تبریزی همراه توضیح و شرح بعضی از ابیات ارتباط با مدیر @asikhorasani
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 50
- 1/48двое суток
- 57
- 1/72трое суток
- 61
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ازان چون شمع می کاهم درین محفل تن خود را که از ظلمت برون آرم روان روشن خود را نماند نامه ناشُسته در دست سیه کاران به صحرای قیامت گر فشارم دامن خود را #صائب_تبریزی
📺 پادکست تصویری 🌀 خوانش غزلی از #صائب_تبریزی در حاشیه جلسه چهارم خوانش تراث ادبی غزلی از صائب تبریزی در مورد ماه مبارک رمضان 🎙 شیخ علی مقدم #علی_مقدم #پادکست_تصویری 🆔 @aasi_khorasani
روز #شنبه هست روز مرگ طفل بد مزاج #سیدای_نسفی
کسی که بادهی تحقیق خورده میداند که اعتراف به جهل از کمال داناییاست #فیاض_لاهیجی
📜 #کلام_نور 🤭 ترک جواب بهترین جواب امیرالمؤمنین (علیه السلام): تَرْكُ جَوَابِ اَلسَّفِيهِ أَبْلَغُ جَوَابِهِ. رساترین جواب به فرد نابخرد، جواب ندادن به اوست. نیست درمان مردمِ کجبحث را جز خامُشی ماهیِ لببسته خون در دل کند قلّاب را #صائب_تبریزی #حدیث 🆔 @aasi_khorasani
هزار نامه عنقا ز کوه قاف رسید نشد ز گمشده ما خبر شود پیدا #صائب_تبریزی
عنان به دست فرومایگان مده زنهار که در مصالح خود خرج میکنند تو را #صائب_تبریزی
چنان گردیده ام رسوا اگر بیند مرا یاری کند بیگانگی هر چند باشد آشنای من #مولانا_مخلصی
نمی گردید کوته رشته معنی، رها کردم حکایت بود بی پایان به خاموشی ادا کردم #نظیری_نیشابوری
گر دست به من زنند می ریزد اشک مانند درخت های باران دیده #قبلان_بیگ
لب از گفتن چنان بستم که گویی دهان بر چهره زخمی بود و بِه شد #طالب_آملی
استقبال از محرم بود ده روز سالی موسم این دانه افشانی ز غفلت مگذران بی گریه ایام مُحرم را #صائب_تبريزی @SAEB_TABRIZ
اعتمادی نیست بر گردون و صلح و جنگ او تیغ در دستی و در دستی سپر باید گرفت #صائب_تبریزی
چرخاندن آفتاب در دست علیست #عاصی_خراسانی #غدیر 🆔 @aasi_khorasani
ابیاتی از قصیدهی بیدل دهلوی در وصف امیرالمومنین علیه السلام: امید، اینجا به غارتگاه حسرت رفته سامانش به هر دستی که دیدم، پارهای دارد ز دامانش در این مرتَع، شکار مکرِ روباهان شد آن غافل که آگاهی ندادند از کنام شیر یزدانش کدامین شیر یزدان؟! مرتضی آن صفدر غالب که می خوانند مردان حقیقت، شاه مردانش شهنشاه یقین، تختِ جهان عزّت و قدرت که اعجاز کلام اللّه دارد کوس برهانش نگه، دریوزه کن تا بینی آن آیات قدرت را به دلها گوش نِه، تا بشنوی آواز قرآنش قضا، ترتیبی از خوان نوالش داشت در فطرت دم صبح ازل جوشید از گرد نمکدانش ز اِنعام «سَلُونی» بر خط امکان، صلا گستر ز حکم «لو کشَف» بر عالم تحقیق، فرمانش تأمُّل تا عیار دستگاه قدر او گیرد دهد دوش نبی اللّه ، نشان از پایه شانش بیاضِ حُسنِ «شقُّ الصّدر»، زیب مَطلَع صبحش سواد مُلک «تَمَّ الفَقْر»، تزیین شبستانش دو طاقِ منظر رحمت: خَم محراب ابرویش دو مصراعِ درِ علمِ نبی: لبهای خندانش! ترحُّمْ آفرین: ذاتش، شفاعت پرور: اخلاقش کرم: تصویر الطافش، نجات: ایجاد احسانش اگر عفوِ گرانْسَنگش، بیاراید ترازویی جهان بر عرش یابد پلّه اقبال عصیانش! زبانِ گبر اگر در دیر، نام شرم او گیرد کند آتش عرَق چندان، که گرداند مسلمانش لبِ بت، گر به تصدیق کمالش یا علی گوید به نوری آشنا گردد که آرد کعبه، ایمانش به کعبه پیش از آن کاین ذات اقدس در وجود آید عقیقه جز ذبیحُ اللّه نپسندند، قربانش! در این میخانه تا صبح قیامت کم نمی گردد عرقْ پیمایی دریا، ز شرم جرعه نوشانش مشیت، منحصر فهمید در ابداع امکانش فروغ جوهر آل نبی بر مهر تابانش چمنْ پیرای گلزار نبّوت، ریشه نخلش گهرْ تعمیر انوار رسالت، جوش عمّانش سیه روزی که از خاک درِ او دامن افشاند لباس کعبه گر پوشد، نبیند غیر قطرانش همه گر آفتاب از آستانش بگذرد غافل سحر خندد بر اِدبارش، فلک گرید به حرمانش به گاهِ حمله ی این شیر، اگر خواهد سپر داری جگر در خاک جوید رستم از سام نریمانش شُکوه رعد غیرت، صورْ خیز از نعره شیرش جلال برقِ قهر حق، نگاه چشمِ غضبانش به دریایی که آن دستِ حمایت، سایه اندازد صدای کشتی نوح آید از هوی نهنگانش! خمیر طینتش را چاشنی، از جوهر نوری که می ریزند رنگ عالم ارواح، ز ابدانش در آن حضرت اگر دریای امکان یک گهر بندد نمی ارزد به تشویق نگاه باریابانش بضاعت کو که باشد تحفه بزم قبول آنجا؟ جهان گر شرم دارد، زیره نفروشد به کرمانش طریق عجز می پویم، نمی دانم چه میگویم؟! به توصیف خداوندی که دانشهاست حیرانش #بیدل_دهلوی @SAEB_TABRIZ
کسی از عهدهٔ دیدار قاتل بر نمیآید کبابم از نگاه هر چه باداباد قربانی #بیدل_دهلوی
تا گرد جسم هست، به منزل نمی رسیم #صائب_تبریزی @SAEB_TABRIZ
هر چیز را به عمر توان یافتن بدل جز روزگار عمر که آن را بدیل نیست از دوست قاصدی که پیام آورد به دوست انصاف میدهم که کم از جبرئیل نیست #حکیم_نزاری @SAEB_TABRIZ
به ملک و مال، نتواند کسی از مرگ جان بردن اجل تا می رسد، جان می ستاند، زر نمیگیرد #واعظ_قزوینی @SAEB_TABRIZ
بر گفتنِ خود مَناز چندین واعظ گفتن هنری نیست، شنیدن هنر است #واعظ_قزوینی @SAEB_TABRIZ