tgindex
𖤍SANGRIA🧾BIO𖤍

𖤍SANGRIA🧾BIO𖤍

Статистика
@SANGRIA_bioперсидский

𖤍𝑆𝐴𝑁𝐺𝑅𝐼𝐴𖤍 𖤍سَــــــنـــــگـــریـــــا𖤍 _______________________ @SANGRIA_bio @SANGRIA_Shop @SANGRIA_RP @SANGRIA_SALOON @SANGRIA_MAPP @SANGRIAA_BANK

Последний пост
12 окт. 2024 г.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
11
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
81
21 постов
Вовлечённость
736,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ♤{نام و نام خانوادگی}: هانتر ♤{لقب}: گورگ خونین ♤{سن}:23 ♤{نژاد}:سرخ‌پوست ♤{قد}: 185cm ♤{مکان تولد}: (جنگل شدو) ♤{خلقیات}:خشن ، دلسوز ، وفادار ♤{شغل}: شکارچی / جنگجو ♤{سرگذشت}: اینطور که از افراد قبیلش بهش گفته شده طی سفری فصلی در قبیلش حین گذر از دشت های ، کویر مادرش از قبیله جدا شد و گم شد و به همین دلیل این بخش از سرگذشت او که مادرش چگونه به جنگل شدو وارد شد و او چگونه بدنیا آمد مبهم ماند پدرش زمانی که از گم شدن مادرش مطلع شد همراه چندی از برادرانش به دنبالش آمدند اما با آنکه هرگز مادرش را نیافتند اورا که همچون نوزادان تازه بدنیا که گریه میکرد کنار درختی در مرز جنگل شدو یافتند او را در رودخانه آتریکیس غسل دادند که برای قبیله اش رودخانه ای مقدس به شمار میرفت زیرا که به دلیل وجود این روخانه در بخشی از کویر ، آن منطقه را کاملا سرسبز کرده بود و به همین دلیل معتصد بودند که ارواح طبیعت این رودخانه را مطهر کردند او که پدرش یک شکارچی از قبیله بود در همان کودکی شکار را آموخت و حالا از جنگجویان قبیله است ♤{آیدی}: https://t.me/SANGRIA_SALOON/22787 ♤{هشتگ}: #hunter

  • ♤{نام و نام خانوادگی}: کریستوفر ♤{لقب}: طاووس ♤{سن}: 28 ♤{نژاد}: کولی ♤{قد}: 188 ♤{مکان تولد}: جنگل خورفه ♤{خلقیات}: پر حرفه و راحت دل هر دختری رو میبره و صدای خیلی گرم و خوبی داره و خوش اخلاقه ♤{شغل}: کولیه هرکاری میکنه ♤{سرگذشت}: به دنیا اومده زندگی میکنه میمیره ♤{آیدی}: @amir_mm_gh ♤{هشتگ}: #Peacock

  • ♤{نام و نام خانوادگی}: Edric Micknight ♤{لقب}: Raw chicken leg ♤{سن}: ۲۷ ♤{نژاد}: سفیدپوست ♤{قد}: ۱۸۲ ♤{مکان تولد}: بایونوا ♤{خلقیات}: Talkative, selfish, funny, stubborn ♤{شغل}: Bounty Hunter ♤{سرگذشت}: Edric was not a special person, he had no job, no family, no land... Even no money, so he became a bounty hunter. ♤{آیدی}: @Edcnay ♤{هشتگ}: #edric

  • ♤{نام و نام خانوادگی}: Valeria Ramírez ♤{لقب}: Raven ♤{سن}: ۲۶ ♤{نژاد}: سفیدپوست ♤{قد}: ۱۶۵ ♤{مکان تولد}: آرمادیلو ♤{خلقیات}: Quiet, Brutal, Emotionless ♤{شغل}: Blacksmith ♤{سرگذشت}: Valeria lost her parents at a young age and so she lived with her uncle who was a blacksmith ♤{آیدی}: @sillyTVman ♤{هشتگ}: #Val

  • ♤{نام و نام خانوادگی}: Hegan manders ♤{لقب}: white man ♤{سن}:28 ♤{نژاد}:سفیدپوست ♤{قد}:177 ♤{مکان تولد}: آنزبرگ ♤{خلقیات}: ♤{شغل}: شیمیدان ♤{سرگذشت}:بعد از گذشت چند سال پیش خانوادم ، دیگه نمی خواستم زیر سایه پدرم باشم پس درس خوندمو به عنوان شیمیدان قبول شدم  .تصمیم گرفتم با دوستم مارکو از این شهر بریمو و زندگی جدیدمون شروع کنیم.  ♤{آیدی}: @ImRedo ♤{هشتگ}: #Hegan

  • ♤{نام و نام خانوادگی}: Marco diaz ♤{لقب}: ♤{سن}: 30 ♤{نژاد}:سفید پوست ♤{قد}: 183 ♤{مکان تولد}: شهر آنزبرگ ♤{خلقیات}: فردی خونسرد و منطقیه که خط قرمز هایی خاص مثل ادب و آداب درست اجتماعی رو داره ، اما گاهی بخاطر خط قرمز هاش از کوره در میره ♤{شغل}: وکیل ♤{سرگذشت}: مارکو بعد از گذروندن دو دههه اول زندگی خودش توی شهر بایونوا تصمیم گرفت که تو رشته وکالت تحصیل کنه ، بعد از ۱۰ سال درس خوندن به یه وکیل تبدیل شد . مارکو بعد از گرفتن مدرک وکالتش همراه دوستش تصمیم گرفت به شهری بزرگتر سفر کنه تا بتونه ماجراجویی های بیشتری توی زندگیش داشته باشه ♤{آیدی}: @bill_cipher_8 ♤{هشتگ}: #Marco

  • ♤{نام و نام خانوادگی}: چارلز فرانسیس کولکورد ♤{لقب}: The Owl ♤{سن}: 32 ♤{نژاد}: سفید پوست ♤{قد}: 179 ♤{مکان تولد}: کولکورد، اوکلاهاما ♤{خلقیات}: صادق، کارآمد، محترم به حیوانات و برای مراقبت از گله‌ تلاش می‌کند و اغلب با صداقت و پشتکار شناخته می‌شود. ♤{شغل}: دامدار ♤{سرگذشت}: چارلز کولکورد در نزدیکی کین ریج، پاریس، شهرستان بوربن، کنتاکی از خانواده سرهنگ ویلیام راجرز کولکورد و ماریا الیزابت کلی به دنیا آمد. بیشتر دوران کودکی‌اش، پدرش افسری بود که برای کنفدراسیون می‌جنگید و خانواده‌اش را به جورجیا و نیواورلئان نقل مکان کرد. پس از جنگ، کلکورد ارشد علاقه خود را در مزرعه خانوادگی به برادرش فروخت و از درآمد حاصله برای خرید مزرعه قند در شمال نیواورلئان استفاده کرد. ♤{آیدی}: @God_is_watching_youu ♤{هشتگ}: #چارلز_کولکورد

  • без подписи

  • ♤{نام و نام خانوادگی}: آیوی مدویکا ♤{لقب}: کارآگاه بیدار ♤{سن}: 25 ♤{نژاد} : سفیدپوست ♤{قد}: cm170 ♤{مکان تولد}: سنگرا سیتی ♤{خلقیات}: باهوش، گرم و صمیمی، اهل ریسک، عاشق چالش، گاهی وقتا جدی، با ذهنش درگیره ♤{شغل}: کارآگاه ♤{سرگذشت}: از بچگی بهش گفتن هوش زیادش کار دستش میده؛ پس تصمیم گرفت با هوشش کار دست بقیه بده ♤{آیدی}: @Yasaminmatin ♤{هشتگ}: #Detective

  • ♤{نام و نام خانوادگی}: ریچل مدیسون ♤{لقب}: خواهر مدیسون ♤{سن}: ۲۷-۲۹ سال ♤{نژاد}: سفیدپوست ♤{قد}: 167 سانتی متر ♤{مکان تولد}: بریتانیا (پادشاهی بریتانیا و ایرلند شمالی) ♤{خلقیات}: ریچل زنی مهربان و دلسوز است و او می تواند در بدترین شرایط خونسردی خود را حفظ کند و در کلیسا یتیمان او را بسیار دوست می داشتند ولی با این وجود ریچل دارای شخصیتی خشک مذهب است ♤{شغل}: راهبه/پرستار ♤{سرگذشت}: ریچل در بریتانیا و از یک خانواده کاتولیک زاده شد و خود تنها فرزند آن خانواده بود، او در سن ۵ سالگی پدر خود را از دست داد و همراه با مادرش به آمریکای غربی مهاجرت کردند، ریچل از آنجا که به دین مسیحیت و مذهب کاتولیک علاقه مند بود در سن ۱۶ سالگی مشغول تحصیل در صومعه شد و مهارت های پرستاری را از یکی از طبیب ها آموخت و در سن حدود ۲۴ سالگی به عنوان یک راهبه شروع به کار کرد ♤{آیدی}: @Nurse_Ann ♤{هشتگ}: #Rachel

  • ♤{نام و نام خانوادگی} Manco ♤{لقب}: The_Man_with_No_Name ♤{سن}: 45 ♤{نژاد}: سفیدپوست ♤{قد}: 190 ♤{مکان تولد}: آنزبرگ ♤{خلقیات}: نسبتا جدی و بسیار باهوش و عاشق سیگار برگ و آبجو ♤{شغل}: جایزه بگیر ♤{سرگذشت}: مهاجرت به شهر های کوچک و پیدا کردن خلافکارانی که پوسترشون روی دیوار زده شده ♤{آیدی}: @MisterSuddenDeath ♤{هشتگ}: #BLONDIE

  • без подписи

  • ♤{آیدی}: @theking_in_the_north ♤{هشتگ}: #JL

  • без подписи

  • ♤{آیدی}: ♤{هشتگ}:#Dena

  • без подписи

  • ♤{آیدی}: @Amir_mm_gh ♤{هشتگ}: #Priest_Jones

  • без подписи

  • ♤{آیدی}: @tls1_23 ♤{هشتگ}: #لایلا

  • без подписи