tgindex
SMHcinema
@SMHcinemaперсидский

دربارۀ سینما و یادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر و ادبیات که دیدگاه شخصی و مستقل من را روایت می‌کند. هر چه هست ذوق و ذائقۀ و دانشِ اکنون من خواهد بود، فردا روزی دیگر است، زیرا مطالعه و تجربه و تفکر بر ژرفای اندیشه و زیبایی‌شناسی موثر واقع می‌شود.

Последний пост
2 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
122
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
260
20 постов
Вовлечённость
213,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
337
1/48двое суток
386
1/72трое суток
416

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • به‌عنوان دانش‌آموختهٔ بازیگری و سینما، نسبت به کارنامهٔ سینمایی اکبر عبدی در دو دههٔ اخیر نقدهای جدی دارم؛ با این حال، یک استثنا برایم وجود دارد: فیلم «خوابم می‌آد» و حضور درخشان ایشان در سریال «در چشم باد». اما امروز، مجال طرح آن نقدها نیست؛ به شرف و شعور نزدیک‌تر آن است که به آن‌همه خاطره، لذت و نقش‌های ماندگار بیندیشیم؛ به بازیگری که سال‌ها لبخند را به خانه‌های مردم آورد و با استعداد کم‌نظیر خود، لحظاتی فراموش‌نشدنی در حافظهٔ جمعی ما ثبت کرد. در فرصتی دیگر می‌توان با آرامش و داوری منصفانه، کارنامهٔ این بازیگر خلاق را مورد بررسی قرار داد؛ هنرپیشه‌ای که به بازیگریِ کمدی در سینمای پس از انقلاب، شأن، اعتبار و جایگاهی تازه بخشید و نشان داد کمدی نیز می‌تواند عرصهٔ ظهور بازیگری بزرگ باشد. اکنون اما، بیش از هر چیز، از غیبت او در سینمای ایران اندوهگینم؛ و با حسرت می‌اندیشم که این گنجینهٔ کم‌نظیر می‌توانست بسیار بیش از آنچه دیدیم، به سینمای ما بیفزاید، اگر فرصت خلق اثر برای فیلمسازان بزرگ ما فراهم می‌بود! سید محمد حسینی @SMHcinema

  • 🎭 اکبر عبدی مردی که در سینما و تلویزیون شمایل هزار چهره را تصویر و روایت کرد اما در زندگی و در معاشرت با مردم، تنها یک چهره خندان و روی گشاده داشت و بس! ✍سید محمد حسینی @SMHcinema

  • 28 июл.27из cinemacinemair

    اکبر عبدی؛ آقای خنده و خاطره یادداشت سیدمحمد حسینی https://cinemacinema.ir/?p=216595 @cinemacinemair

  • سینما تاریکخانه‌اییست که تماشاگر خود را به ضیافت روشنایی و اندیشه و رؤیا دعوت می‌کند. ✍ سید محمد حسینی SMHcinema

  • ✍ سید محمد حسینی: آلن بدیو، نظریه‌پرداز برجسته سینما، می‌نویسد: «سینما نوعی آموزش، نوعی هنرِ زیستن و نوعی شیوه اندیشیدن است». از نگاه من، به‌عنوان هنرجوی مادام‌العمر سینما، هر سینماگری که مخاطب خود را در حصار احساساتِ صرف نگه دارد و مجال درنگ، تأمل و اندیشیدن را از او دریغ کند، در حقیقت سینما و هنر نمایش را نه به‌مثابه هنری والا، بلکه همچون سیرکی پرزرق‌وبرق یا جُنگی برای سرگرمی و هیجان نگریسته است؛ و نه بیش از آن. در صورتی که سینما تاریکخانه‌اییست که تماشاگر خود را به ضیافت نور و روشنایی و اندیشه دعوت می‌کند. آنچه پس از تماشای یک اثر هنری رخ می‌دهد، تنها برانگیخته شدن احساسات نیست؛ بلکه حساس‌تر شدن حواس انسانی و گشوده شدن راهی به سوی خردورزی است. اگر قرار باشد هنر، تنها عواطف ما را تحریک کند، فیلمفارسی‌ها نیز چنین می‌کردند و همچنان می‌کنند. چه بسیار تماشاگرانی که با «گنج قارون» یا «همسفر» اشک ریختند؛ اما آن اشک‌ها به تأملی ژرف یا دریافتی تازه منتهی نشد؛ گریستند و گذشت؛ همین و بس. حال آنکه آثار بزرگ ادبی و هنری، حتی در تلخ‌ترین و اندوه‌بارترین لحظات، مخاطب را در میانۀ احساسات رها نمی‌کنند. آن‌ها از دل اشک، دریچه‌ای به سوی اندیشه می‌گشایند و از رنج، پلی به سوی آگاهی می‌سازند. در نگرش ارسطو نیز تراژدی صرفاً برای برانگیختن ترس و اندوه نیست؛ بلکه باید به پالایش روح و تزکیه نفس (کاتارسیس) بینجامد. مخاطب از رهگذر مواجهه با رنج و هراس، به بازشناختی عمیق‌تر از خویشتن و جهان دست می‌یابد. از این منظر، هنر زمانی به غایت خود نزدیک می‌شود که احساس را به اندیشه و تأثر را به شناخت پیوند بزند. https://telegram.me/SMHcinema

  • без подписи

  • فیلمنامه‌ای نانوشته در نگاه نگاهش می‌تواند داستانی را روایت کند که در هیچ فیلم‌نامه‌ای نوشته نشده است. ✍ سید محمد حسینی: رضا کیانیان از آن‌دسته هنرمندانی است که حضورش تنها به قاب تصویر محدود نمی‌شود؛ هنرمندی که در هر نقش، نشانی از اندیشه، تجربه و ظرافت‌های ناب انسانی بر جای می‌گذارد. چهره‌اش گویی دفتر خاطراتی است از سال‌ها تجربه و زیستن در جهان هنر؛ جهانی که در آن احساس، تفکر و خلاقیت به هم می‌رسند و از پیوندشان معنایی تازه زاده می‌شود. او بازیگری است که واژه‌ها را فقط بر زبان جاری نمی‌کند، بلکه به آن‌ها روح می‌بخشد. سکوتش گاه رساتر از دیالوگ‌هاست و نگاهش می‌تواند داستانی را روایت کند که در هیچ فیلمنامه‌ای نوشته نشده است. در هر حضور، چنان طراوت انسان را در جان نقش می‌دمد که مخاطب، ناگهان با سیمایی تازه از انسان روبه‌رو می‌شود؛ انسانی که گمان می‌کند او را می‌شناسد، اما تازه در حال کشف لایه‌های ناپیدا و وجوه ناشناخته‌اش است. و این همان شگفتی هنر اوست. رضا کیانیان را می‌توان هنرمندی دانست که گذر سال‌ها نه‌تنها از درخشش او نکاسته، بلکه بر ژرفا و پختگی نگاهش افزوده است. او همچون درختی کهنسال در باغ هنر ایران است؛ ریشه‌دار، استوار و سایه‌گستر؛ درختی که در هر فصل، ثمره‌ای تازه از خلاقیت، اندیشه و آفرینش به بار می‌آورد. نام او در حافظه سینما و تئاتر ایران تنها نام یک بازیگر نیست؛ یادآور تعهد به هنر، جست‌وجوی بی‌وقفه حقیقت در نقش و احترامی عمیق به شعور مخاطب است. از همین رو، کیانیان نه فقط یک چهره هنری، بلکه روایتی زنده از اصالت، خرد و زیبایی در هنر معاصر ایران به شمار می‌آید. او به بازیگری شأن و منزلتی بخشید که درک آن جز با تفکر، تحلیل، تأمل و آگاهی ممکن نیست. کتاب‌های پژوهشگرانه‌ای که نگاشته، نمونه‌هایی کم‌نظیر از نظریه‌پردازی کاربردی و بدیع در حوزه بازیگری‌اند؛ آثاری که ارزش و اهمیتشان هنوز آن‌گونه که باید، حتی در میان بسیاری از اهالی تئاتر و سینما شناخته نشده است. از این منظر می‌توان گفت رضا کیانیان فراتر از زمانه خود می‌اندیشد و در ارائه نگرشی نو به هنر بازیگری پیشگام است. پیش از نوشته‌ها و مقالات او، نقد بازیگری در بسیاری از مجلات و محافل به عباراتی کلی و مبهم چون «خوب بود» یا «طبیعی بازی کرد» محدود می‌شد و کمتر نشانی از تحلیل، تبیین و شناخت علمی در آن دیده می‌شد. در عمل نیز بازیگری نزد بسیاری به ادا و اطوار یا تقلید، تقلیل یافته بود. این کیانیان بود که مفاهیمی چون تئوری بازیگری، تحلیل نقش، طراحی شخصیت و تکنیک‌های اجرایی را به شکلی جدی و نظام‌مند وارد این عرصه کرد. هنوز هم برای برخی، معیار بازیگریِ خوب در «طبیعی بودن» و «شبیه زندگی بودن» خلاصه می‌شود؛ حال آن‌که او در آثاری چون «تحلیل بازیگری» و «شعبده بازیگری» با دقت و ظرافتی مثال‌زدنی به این برداشت تقلیل‌گرایانه پاسخ گفته و افق‌های تازه‌ای را پیش روی علاقه‌مندان و پژوهشگران این هنر گشوده است. @SMHcinema

  • او به بازیگری شأن و منزلتی بخشید که درک آن جز با تفکر، تحلیل، تأمل و آگاهی ممکن نیست. کتاب‌های پژوهشگرانه‌ای که نگاشته، نمونه‌هایی کم‌نظیر از نظریه‌پردازی کاربردی و بدیع در حوزه بازیگری‌اند؛ آثاری که ارزش و اهمیتشان هنوز آن‌گونه که باید، حتی در میان بسیاری از اهالی تئاتر و سینما شناخته نشده است. سید محمد حسینی

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 🎞 📽 🎭 «هنر عالی بازیگری» نگاهی که سخن دارد... چهره‌ای که از سر ناچار، زندگی نمی‌کند... خطوط چهره او شور هنر و بازیگوشیِ کودکان ماجراجو را به‌خاطر میآورد... مهارت او در بازیگری متوقف در دیالوگ نیست... که هنر او در تمام اعضاء و جوارح او جریان دارد... نوع نگاه و لحن بیان و دست‌هایش و راه رفتن و ایستایی‌اش متناسب با نقش‌ها، به فرم مشخص و متشخص در می‌آیند... او نقاش است و مجسمه‌ساز عکاس و اهل ادبیات و صاحب قلم... همچون هنر موسیقی، بازیگری‌اش سحرانگیز است. و همانند هنر نقاشی مخاطب خود را به رؤیا می‌برد... بدن و استایل او در هارمونیِ هوشمندانه؛ همساز است با شخصیتی که به نمایش در می‌آید؛ و شبیه به رقص باله، از ظرافت و زیبایی‌ برخوردار است. آری، به راستی تمام هنرها در لحظۀ نقش‌آفرینیِ رضا کیانیان حضور دارند و در هنر بازیگری‌اش متجلی و به نمایش در می‌آیند... شگفتا! سید محمد حسینی SMHcinema@

  • 7 июн.552из cinemacinemair

    «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد یادداشت سیدمحمد حسینی https://cinemacinema.ir/?p=215838 @cinemacinemair

  • در زمانه‌ای که شناخت و شعور به کنج عزلت رانده می‌شوند و شیدایی را پشت درهای بسته نگاه می‌دارند، شأن اندیشه نامکشوف می‌شود. و هنرمند بودن، بهای سنگینِ تنهایی و تنگنا را می‌طلبد، آنگاه‌ست که هیاهو برای هیچ برپا خواهد شد؛ آگاهی رنگ می‌بازد و بی‌اثر می‌شود و جهل، زایش می‌یابد که جنایت را همچون پُتک بر پیکر جامعه می‌نوازند. این‌جاست «ابتذال» جریان رایج جامعه و «فیلمفارسی» می‌تازد و میدان‌دار می‌شود. آن‌وقت، خرَد را خُرد و در حاشیه نگه می‌دارند و نادانی را بر صدر می‌نشانند؛ آری این است سزای روزگاری تلخ‌تر از زهر که پاکی را با پلشتی تاخت زدیم و بی‌پیرایگی را پذیرا نیستیم. ✍ سید محمد حسینی #بهرام_بیضایی #ناصر_تقوایی #عباس_کیارستمی

  • نام با شُکوهِ بهرام بیضایی؛ بر تارک تاریخِ فرهنگ و هنر این سرزمین، جاودانه خواهد ماند! او غبارِ بر فرهنگِ این دیارْ نشسته را با خِرَد و صراحت، پاک می‌کرد و حافظه و هویت ملی را بر گوش زمانه‌ی خود می‌نواخت. یادمان نرود ما هنوز از بهرام بیضایی جز فیلم‌های سینمایی و چند نمایشنامه و اگر پژوهش‌های غنی او را مطالعه کرده باشیم، چندان چیزی نمی‌دانیم! به قول هگل «امر آشنا لزوماً شناخته شده نیست» باید با ظرافت و دقت در رگ آثار او خیمه بزنیم، تا از قلم ژرف و شگرف او شکوفا شویم! سید محمد حسینی

  • без подписи

  • او، همانند فردوسی، آینه‌دارِ فرهنگ، هویت و زبانِ سرزمین خویش است. بهرام بیضایی نویسنده‌ای است که شأن واژگان را در قلمرو اندیشه، و روح مفاهیم را در بستر تاریخ باز می‌شناسد؛ تاریخی که سرگشتگی انسان در آن، نه به مکان محدود است و نه به زمان. او در مرز ظریف میان غریبه و آشنا، در جست‌وجوی خویشتن، با ایمان به قدرت تصویر، معنا را به ظهور می‌رساند. به تعبیری دیگر، شخصیت‌های آثار او در فرآیند صیرورت خویش، با همانندسازی واقعیت با ریشه‌های اسطوره‌ای، مرزهای تاریخ و جغرافیا را درمی‌نوردند و به افقی فراتر از اکنون دست می‌یابند. ✍ سید محمد حسینی @SMHcinema