tgindex
سفرِ واژه‌ها

سفرِ واژه‌ها

Статистика
@Safare_Vajehaперсидский

"سفرِ واژه‌ها"جاده‌ای از دل تا قلم، در کوچه‌های فرهنگ، ایمان و اجتماع. اولین پست: https://t.me/Safare_Vajeha/7 🖋️ به قلم: خانم فاطمه ملازهی تحصیل‌کردهٔ حوزه و دانشگاه (ارشد علوم قرآن و حدیث) دبیر آموزش و پرورش.

Последний пост
30 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
142
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
138
20 постов
Вовлечённость
97,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
47
1/48двое суток
53
1/72трое суток
58

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • انتقاد مثل نمکه؛ به اندازه، غذا رو خوش‌طعم می‌کنه، اما اگر زیاد بشه، همه‌چیز رو خراب می‌کنه. آدم‌های عاقل فقط بلد نیستن ایراد بگیرن؛ بلدن کی سکوت کنن، کی تشویق کنن و کِی حرف بزنن. همانطور که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْرًا أَوْ لِيَصْمُتْ.» «هرکس به الله و روز قیامت ایمان دارد، پس باید سخن نیک بگوید یا ساکت شود.» [صحیح است] - [بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند] - [صحیح مسلم -47] https://t.me/Safare_Vajeha

  • رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُحَرِّجُ حَقَّ الضَعِيفَين: اليَتِيم والمَرْأَة»: «یا الله، من (از پايمال کردنِ) حق دو ضعيف: يتيم و زن، به شدت برحذر می دارم».    [حسن است] - [به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت احمد] https://t.me/Safare_Vajeha

  • 24 июл.463из barfarazebehesht

    و پناه بر خدای سپیده‌دمان، آنگاه که استجابت آشکار گردد و آدمی دوباره به نسیان و ناسپاسی دچار شود. پروردگارا ما را از اندوه چنان خلاص کن که غم برود و تو مانده باشی. #مناجات‌ الف ح 💎 @barfarazebehesht

  • без подписи

  • без подписи

  • بعضی متن‌ها رو که می‌خونی، حس می‌کنی طرف خودش هم نمی‌دونه چی داره میگه. نه اولش معلومه، نه آخرش، نه اصلاً معلومه می‌خواد به کجا برسه. انگار فقط ذهنش شلوغه، هرچی تو سرش بوده همون لحظه ریخته تو متن؛ نه پیام داره، نه نتیجه، فقط یه گفت‌وگوی ناتموم با خودشه. https://t.me/Safare_Vajeha

  • ۱. آیه رو تحت‌اللفظی ترجمه می‌کنه و خیال می‌کنه درست معنی کرده، در حالی که این ترجمه با تفسیر آیه کلاً فرق داره و تناقض. ۲. با حرفاش انگار یجوری غیرمستقیم می‌گه که آیه‌ای که اصلاً منسوخ نشده، نسخ شده و حکمش تغییر کرده! ۳. صرف نظر از استدلال به نصوص قرآن و سنت، این فتوا رو بر اساس قول فقهی کدوم مذهب از مذاهب اربعه (حنفی، مالکی، شافعی یا حنبلی) میده؟! اصلا کسی اشتباهتون را نگه، انصافاً از خدا نمیترسین که به راحتی میاین حلال خدا را حرام میکنین؟! و این بجای خود، آیا خیال کردین فتوا دادن فقط مربوط به نکات و مسائل خیلی خیلی پیچیده است؟! چون از طهارت و نماز (که اولین فصل‌های کتب فقه هست) گرفته تا آخرین ابواب کتب فقه که به «قضا، دعاوی و احکام اجتماعی» ارتباط دارد، دربارهٔ هر چیزی حتما فتوا میدین و سوالی نیست که بگید سخته و من نمی‌دانم و...! https://t.me/Safare_Vajeha

  • وقتی قلم در میانۀ راه میماند و واژه‌ها تاب بیان سنگینیِ لحظه‌ها را ندارند... تنها چیزی که طوفان سکوت را میشکند، آیاتِ آرامشبخش قرآن است... { رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ } [Al-Baqara: 286] یارب خودت حافظ جان و مال مسلمین باش... https://t.me/Safare_Vajeha

  • без подписи

  • без подписи

  • همه‌ی عکس‌ها دروغ نیستن. بعضی عکس‌ها حقیقت رو همون‌جوری که هست ثبت می‌کنن؛ مثل عکس‌های خبری. بعضی‌ها حقیقت رو قشنگ‌تر روایت می‌کنن؛ مثل عکس‌های تبلیغاتی. و بعضی‌ها هم فقط یه لحظه از زندگی رو قاب می‌گیرن؛ نه تمام اون رو. اشتباه از جایی شروع می‌شه که از یه قابِ چندثانیه‌ای، درباره‌ی کل سبک زندگی یه آدم قضاوت کنیم. مثلاً کسی که کنار کتابش یه فنجون چای یا قهوه گذاشته و ازش عکس گرفته، نگفته که از اول تا آخر مطالعه، فنجون از دستش جدا نمی‌شه. نگفته تمام ساعت‌های درس خوندنش همین شکلیه. فقط یه لحظه‌ی دلنشین رو ثبت کرده؛ همون چند دقیقه‌ای که دوست داشته به خاطر بسپاره. مگه ما از غذای ساده‌ی هر روزمون عکس می‌گیریم؟ یا معمولاً وقتی سفره رو با سلیقه چیدیم، غذای خوش‌رنگی پختیم یا یه دورهمی قشنگ داریم، دوربین رو برمی‌داریم؟ عکس گرفتن، انتخابِ لحظه‌هاست؛ نه گزارشِ تمام زندگی. اگه کسی بگه: «من هیچ‌وقت موقع درس خوندن چای کنار دستم نبوده، پس این عکس‌ها دروغن»، در واقع تجربه‌ی شخصی خودش رو به همه تعمیم داده. در حالی که خیلی‌ها عادت دارن موقع مطالعه جرعه‌ای چای یا قهوه بنوشن و خیلی‌ها هم ندارن؛ هر دو کاملاً طبیعیه. اینکه یه تصویر همه‌ی واقعیت رو نشون نمی‌ده، به این معنی نیست که دروغه. همون‌طور که یه جمله، خلاصه‌ی یه کتاب نیست و یه قاب هم خلاصه‌ی یه زندگی نیست. شاید بهتر باشه به جای اینکه از روی یه عکس درباره‌ی صداقت آدما حکم صادر کنیم، یاد بگیریم مرز بین «بخشی از حقیقت» و «دروغ» رو بشناسیم. هر چیزی که همه‌ی واقعیت رو نشون نمی‌ده، الزاماً خلاف واقع نیست؛ فقط تمام واقعیت نیست. https://t.me/Safare_Vajeha

  • دقت کردین «دیاثت» برای بعضی از مردها شده یک ویژگی خیلی خاص و حتی مایه‌ی افتخار؟ طرف با افتخار میاد جلوی دوربین میگه: «من که با پوشش زنم، با روابط اجتماعیش، با دوستاش و... هیچ مشکلی ندارم؛ به بقیه چه؟!» اون طرف هم زن، با افتخار میگه: «شوهرم، پدرم، برادرم و... هیچ مشکلی ندارن؛ به بقیه چه؟!» انگار این طرز فکر، کم‌کم اسمش شده روشنفکری؛ انگار هرچه حساسیت نسبت به حریم خانواده کمتر باشه، آدم امروزی‌تر و روشنفکرتره! در حالی که آزادی با بی‌تفاوتی فرق داره، اعتماد با رها کردن فرق داره، و احترام به انتخاب، با از بین بردن هر مرز و چارچوبی یکی نیست. وقتی غیرت و مسئولیت‌پذیری به تمسخر گرفته بشه و بی‌تفاوتی تبدیل به ارزش بشه، طبیعی است که مرزهای اخلاقی هم کم‌رنگ‌تر بشن و زمینه برای رواج بی‌بندوباری فراهم‌تر بشه. این اتفاق یک‌شبه نمی‌افته؛ از همین تغییر نگاه‌ها و عادی‌سازی‌ها شروع می‌شه. البته باید گفت بعضی‌ها به این اسم، خودشون رو روشنفکر معرفی می‌کنن؛ اما این روشنفکری نیست، «روغن‌فکری»ه؛ بس که مغزشون توی روغن سوخته، اسم هر نوع بی‌تفاوتی رو گذاشتن فهم و تمدن! روشنفکری یعنی فکر کردن، نه تعطیل کردن فکر. یعنی تشخیص مرز بین احترام، مسئولیت و آزادی؛ نه اینکه هر حساسیتی را عقب‌ماندگی و هر بی‌تفاوتی را پیشرفت جا بزنیم. https://t.me/Safare_Vajeha

  • без подписи

  • عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِيِّ ﷺ قَالَ: «آيَةُ الْمُنَافِقِ ثَلاثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ». از ابوهريره رضي الله عنه روايت است كه نبی اكرم ﷺ فرمود: «نشانة منافق، سه چيز است: اول اينكه در صحبت های خود،…

  • عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِيِّ ﷺ قَالَ: «آيَةُ الْمُنَافِقِ ثَلاثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ». از ابوهريره رضي الله عنه روايت است كه نبی اكرم ﷺ فرمود: «نشانة منافق، سه چيز است: اول اينكه در صحبت های خود، دروغ می گويد. دوم اينكه خلاف وعده، عمل می كند. سوم اينكه در امانت، خيانت می كند». 📚(بخارى:33) https://t.me/Safare_Vajeha

  • انتقاد، اگه به‌جا باشه، نعمت بزرگیه؛ چون باعث می‌شه آدم اشتباهاتش رو ببینه و بهتر بشه. اما هر ایراد گرفتنی اسمش انتقاد نیست. وقتی انصاف از بین بره، انتقاد تبدیل می‌شه به عیب‌جویی. بعضیا انگار فقط گوشی دستشونه و کارشون اینه که فضای مجازی رو زیر و رو کنن تا از لابه‌لای حرف‌ها، عکس‌ها یا ویدیوهای مردم یه سوژه پیدا کنن. نه برای اینکه حقیقت روشن بشه، نه برای اینکه کسی اصلاح بشه؛ فقط می‌خوان یه چیزی گیر بیارن و بریزن سرش. این مدل آدم‌ها، حتی اگه صد تا نقطه‌ی روشن هم ببینن، چشمشون فقط همون یه لکه‌ی کوچیک رو می‌بینه. چون هدفشون دیدن واقعیت نیست؛ هدفشون پیدا کردن بهونه‌ای برای حمله کردنه. انتقاد واقعی از روی انصاف، آگاهی و خیرخواهیه؛ اما عیب‌جویی از روی پیش‌داوری، عقده یا میل به دیده شدنه. این دوتا رو نباید با هم اشتباه گرفت. قبل از اینکه به کسی ایراد بگیریم، از خودمون بپرسیم: «واقعاً می‌خوام چیزی رو بهتر کنم، یا فقط دلم می‌خواد یه نفر رو پایین بکشم؟» جواب همین یه سؤال، مرز بین انتقاد و عیب‌جوییه. https://t.me/Safare_Vajeha

  • عبدالله، فرزند امام احمد بن حنبل، تعریف می‌کند: روزی از روزها در خانه کنار پدرم بودم که کسی درِ خانه را زد. پدرم به من گفت: «برو ببین چه کسی پشت در است.» بیرون رفتم و دیدم زنی ایستاده است. آن زن به من گفت: «از ابوعبدالله (امام احمد) برایم اجازه ورود بگیر.» من هم از پدرم اجازه خواستم و او گفت: «بگو بفرماید داخل.» آن زن وارد شد، سلام کرد و گفت: «ای ابوعبدالله! من زنی هستم که شب‌ها زیر نور چراغ (روغنی) نخ می‌ریسم. گاهی پیش می‌آید که چراغ خاموش می‌شود و من زیر نور ماه به کارم ادامه می‌دهم؛ آیا بر من واجب است که موقع فروش، نخ‌های ریسیده شده زیر نور ماه را از نخ‌های ریسیده شده زیر نور چراغ جدا کنم و به خریدار بگویم؟» (چون کیفیت نخ‌ها در نور ماه و چراغ ممکن است کمی متفاوت شود). پدرم به او گفت: «اگر از نظر تو بین این دو فرقی هست، بله، باید آن را مشخص کنی و به خریدار بگویی.» سپس آن زن پرسید: «ای ابوعبدالله! آیا ناله کردنِ آدم بیمار، گلایه و شکایت از خدا محسوب می‌شود؟» پدرم گفت: «امیدوارم که گلایه نباشد، بلکه نوعی دردِ‌دل و پناه بردن به خدای بزرگ و بلندمرتبه است.» عبدالله می‌گوید: آن زن خداحافظی کرد و رفت. پدرم رو به من کرد و گفت: «پسرم! تا به حال ندیده بودم کسی چنین سؤال‌های (دقیق و پر از تقوایی) بپرسد. دنبال این زن برو و ببین وارد کدام خانه می‌شود.» من هم پشت سر او رفتم و دیدم که وارد خانه «بشر بن حارث» (بِشر حافی، از عارفان معروف) شد؛ متوجه شدم که او خواهر بشر است. به خانه برگشتم و ماجرا را به پدرم گفتم. پدرم گفت: «غیرممکن بود چنین زنی (با این همه تقوا)، کسی جز خواهر بشر باشد.» 📕 صفة الصفوة، ابن الجوزي، جلد ۱، صفحات ۵۷۶و۵۷۷. https://t.me/Safare_Vajeha

  • عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ إِذَا أَمَرَهُمْ، أَمَرَهُمْ مِنَ الأَعْمَالِ بِمَا يُطِيقُونَ، قَالُوا: إِنَّا لَسْنَا كَهَيْئَتِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لَكَ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ، فَيَغْضَبُ حَتَّى يُعْرَفَ الْغَضَبُ فِي وَجْهِهِ، ثُمَّ يَقُولُ: «أَنَا أَتْقَاكُمْ وَأَعْلَمُكُمْ بِاللَّهِ أَنَا». 📿✨ عايشه رضي الله عنها روايت مي کند: که هرگاه، رسول الله ﷺ مردم را دستور میداد آنها را به انجام کاری دستور می داد که توان آن را داشته باشند. صحابه عرض کردند: اي پیامبر خدا مطمئنا خداوند گناهان اول و آخر شما را بخشیده است، پس هرگز ما نمیتوانیم با شما برابر باشیم. عایشه رضي الله عنها میگوید: رسول الله از شنیدن این سخن بسیار ناراحت می شد و آثار خشم بر چهره مبارکش آشكار مي گشت. سپس می فرمود: من از همه شما خدا را بهتر مي شناسم و از او بیشتر می ترسم.(يعني در دينداري از من سبقت نگیرید زیرا دین اطاعت از دستورات من رسول الله) است. 📚(بخاری:20) https://t.me/Safare_Vajeha

  • او برای بنده‌ش کافیه.

  • فقط به او دل ببند