tgindex
✿🕊️ سراى جاودان🕊️✿

✿🕊️ سراى جاودان🕊️✿

Статистика
@Saray_e_Javedanперсидский

ادعیه جهت محافل تذکر الواح و آثار امری مخصوص تسکین قلوب بازماندگان فایل های صوتی و ویدیوها در مورد ادعیه برای متصاعدین عزیز مقالات امری در باره بقای روح تاسیس کانال ۹ اکتبر سال ۲٠۲٠ تماس با ادمين ها @Carmel1919 @Sofi999

Последний пост
23 сент. 2025 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 446
0 за 4 дн.
Сутки
+1
+0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 746
20 постов
Вовлечённость
259,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 الها معبودا از توام و به تو آمدم قلبم را به نور معرفتت منیر فرما. توئی مقتدری که قدرت عالم و امم از اقتدارت باز نداشت. از یک اشراق از نیّر کرمت، دریاهای کرم ظاهر و از یک تجلّی از نیّر جودت، عالم وجود موجود. ای پروردگار آنچه لایق ایّامت نیست اخذ نما و آنچه قابل است عطا فرما. توئی آن بخشنده ئی که بخششت محدود بحدود نه. عباد توئیم ترا میجوئیم و از تو میطلبیم. توئی فضّال و توئی بخشنده. ادعیه حضرت محبوب صفحه ۲۳۰ https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 ای طالب رضای الهی ، در اين جهان فانی کسی را بقائی نه و نفسی را ثبات حياتی نيست. عنقريب ملوک ارض در بستر خاک بخسبند و مملوک نيز نجات نيابد. کلّ در زير اين خيمه يک رنگ آيند. نه مستمند ماند نه ارجمند، نه امير ماند نه فقير، نه وزير ماند و نه اسير، بينايان کور گردند و زندگان اسير گور شوند. خوشا بحال کسی که رضای الهی جويد و راه هدايت پويد و اسرار حقيقت گويد تا نفس آخر که خاتمه مطاف است، فاتحه الطاف گردد. اين شخص بزرگوار است و اين جان پاک تابناک. پس شکر کن خدا را که ابواب جهانی باقی گشود و نفوس را به نفس رحمانی کامرانی داد و تو را به شريعه هدی هدايت کرد و به موهبت عظمی دلالت فرمود تا زندگی آسمانی يابی و از حيات ابدی نصيب بری. منتخباتی از  مکاتيب حضرت عبدالبهاء  جلد دوم صفحه ۱۷۴ https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 ای صدر منشرح به ذکر الله اين عالم امکان ظلمتگاه غموم و هموم جسمانی و روحانی و تنگنای محنت و مشقّت عنصری و وجدانيست صحرای دلگشايش سجن سجّين است و رياض جانفزايش اسفل سافلين. شهد شيرينش حنظل و سمّ عظيمست و درياق اعظمش زهر بی‌مثل و نظير حلاوت نوشش سمّيّت نيش است و صباحيّت رويش زشتی رخسار و جبين عزّت بی‌پايش ذلّت پايداراست و ثروت بی‌پايانش فقر و مسکنت بيشمار . لکن از افق اين امکان آفتاب انوری طالع و از مشرق اين اکوان نيّر اعظمی لائح که ظلمت شديدش را مبدّل به صبح اميد نمايد و طوفان اعظمش را راحت بی‌بديل. سمّ ناقعش را شهد فائق کند و زهر قاتلش را ثمره نخل باسق نمايد محنت شديدش را راحت جان نمايد و آلام عظيمش را موهبت وجدان کند . آن کوکب لامع و بدر ساطع آفتاب محبّت الله است و نيّر انقطاع از ماسوی اللّه و قيام باعلاء کلمة الله و نشر نفحات الله و شعله نورانی هدايت الله، پس جهدی بايد که به اين مقام بلند اعلی رسيم و از اين کأس احلی نوشيم. منتخباتی از  مکاتيب حضرت عبدالبهاء  جلد دوم. صفحه ۱۱۴. https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊                                   دو شاخه نسترن صورتی برای دختر کوچک رضوانیه خانم تعریف می کردند که وقتی دختر کوچکشان مریض بود حضرت عبدالبهاء تشریف آوردند و دو شاخه گل نسترن صورتی به دخترک کوچک عطا فرمودند و در حالی که رو به مادر طفل کرده بودند با لحن شیرنشان که همیشه آن قدر پر از محبت وعشق بود، فرموند: «صبر داشته باش» عصر همان روز دختر کوچولو صعود نمود.  حضرت عبدالبهاء به خطاب به او فرمودند: رضوانیه، این دنیا باغ خداوند است. انسان ها درخت هایی هستند که در آن میرویند. باغبانش پروردگار ماست. وقتی او درخت کوچکی را می بیند که در محلی رشد می کند که برایش خیلی نامناسب است و جایی در آن برای رشد و و نمو کامل ندارد. برایش یک مکان خیلی قشنگ و مناسب در یک جای زیبای دیگر آماده می¬کند، مکانی که در آن بتواند آن قدر خوب پرورش پیدا کند که میوه های عالی و شیرینی به بار آورد. وقتی خداوند این مکان را خوب آماده ساخت. درخت کوچک دنیا را به آن جا منتقل می کند،درخت های دیگر تعجب می کنند و به یکدیگر می گویند : این درخت کوچک خیلی زیبا بود، باغبان برای چه آن را ریشه کن کرد؟ ولی تنها باغبان معنوی است که دلیل آن را می داند. رضوانیه تو حال داری گریه می کنی ؟ ولی اگر تنها می توانستی زیبایی آن مکان را که دخترت در آن وارد شده ببینی دیگر هرگز غمگین و ناراحت نمی شدی. دخترک تو الان مانند پرنده ای آزاد، آمیخته به شوق و لذّتی غیرقابل تصور، مشغول خواندن نغمات زیبایی الهی است، اگر تو قادر بودی آن باغ زیبای خداوند را ببینی، هیچ وقت حاضر نمی شدی حتی برای یک لحظه دیگر روی زمین، دور از آنجا به سر بری. با وجود این باید فعلاً اینجا بمانی تا خدماتت را به پایان برسانی. ترجمه: از کتاب جلوه ی کوکب میثاق نوشته ستاره خانم - مجله ورقا سال اول شماره یازدهم صفحه ۱۲_۱۳ https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 ✨حضرت بهاءاللّه می فرمایند:✨ به حزن دنیا محزون مباش و به سرورش مسرور نَه، که هر دو چون برق بگذرد و فانی گردد. دل از فانی بردار و به جبروت باقی وارد شو. ✨مجموعه الواح صفحه ۱۴۹✨ https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 حضرت بهاءالله میفرمایند : اينکه سؤال نموده بوديد که چگونه احقاق حقّ در عالم بعد موت و ادای حقوق النّاس در قيامت کبری که به يوم الجزاء تعبير شده به تصوير آيد و امکان بپذيرد و حال آنکه اين زخارف و اموال و حقوق که در حيات باطله مطلوب و مشهود در عوالم بعدِ موت وجودی ندارد و بر فرضِ وجود به صاحبان حقوق نفعی نميدهد و ثمری نمی‌بخشد . پس چگونه در آن عوالم احقاق حقوق گفته ميشود، چنانچه در السنه، معروف که خداوند رحمن گاه ميشود که از حقّ خود ميگذرد و عفو نمايد ولکن از حقوق النّاس نميگذرد ، تا آنکه ادای حقّ آنها شود ... آنچه در اين عالم ناسوت و عالم حدود به هر اسم و رسم و به هر صورت و وصف ديده و شنيده ، در هر عالمی از عوالم الهی، ظهوری و شهودی مناسب و ملايم با آن عالم دارد و به اسم ديگر و رسم ديگر و صورت و وصفی ديگر ، جلوه مينمايد و رخساره ميگشايد ... مثلی برای تو ميزنم شايد به تعدد امثال، آنچه عرض شده به فهم نزديک گردد و مطلب تصديق شود. ملاحظه کن هر گاه نفسی در فصل ربيع ، حبّه و هسته از نفسی غصب نمايد و در بستان خود بذر افشانی کند تا آنکه سبز و خرم شود و بالاخره در فصل صيف ، به مقام ثمر و يا شجر برسد و بعد سلطان عادل اراده فرمايد که در اين فصل که صيف گفته شد، اخذ حقّ مظلوم نمايد ، چه نحو معمول ميدارد؟ آيا در عوض، حبه و يا هسته اخذ ميفرمايد ؟ و يا آنکه نفس شجر را با ثمری که با اوست اخذ ميکند و تسليم ميدهد؟ البته خواهی گفت شجر را و حال آنکه اين صورت غير آن صورت است و اين اسم و وصف غير آن اسم و وصفی است که در فصل ربيع داشت ، بلکه آن حبه و هسته در فصل صيف به زعم تو وجود ندارد و بر فرض وجود اگر به عين ادا شود، برای صاحب، ثمری نميدهد و نتيجه ندارد، چه که فصل ربيع که هنگام بذر افشانی بود ، منقضی شد و حبه و هسته ، آلت معطله خواهد بود و اين به نظر ظاهر ، قاصر است که گفته شد که وجود ندارد و ثمر نميدهد . ولکن در حقيقت و واقع اين حبه و هسته ، موجود و به صورت شجر و ثمر که اعلی و اغلی است، مشهود و بسا میشود که احقاق حق ، در همين عالم شده باشد و تو آگاه نباشی ؛ چنانچه گاه ميشود که زخارف و اموال ، قميص قضايا و بلايا میشود و بلا و قضا به صورت مال جلوه مينمايد چنانچه تلف اموال ، گاه ميشود که سبب و علّت رفع بلا میگردد و در اين مقام فرق نميکند که اين تلف اموال به اسباب سماوی باشد و يا آنکه نفسی ظلم کند و بعداً ، آن اخذ نمايد . پس چنين مالی هر که غصب کند و اخذ نمايد قضا و بلا را از تو رفع نموده و بر خود وارد آورده. آيا احقاق حقّی بهتر از اين متصور است لا و ربِّ العالمين . تلخیصی از صفحات ۱۱۹ تا ۱۲۴ مائدهٔ آسمانی جلد ۷ https://t.me/Bahainoorlibrary/5354 https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 مناجاتی از آثار حضرت عبدالبهاء مخصوص محن و آلام این روزها با صوت جناب ثابتیان هوالابهی ای پروردگار به قوت و اقتدار این زنجیر بردار و اعناق را از اغلال رهائی بخش گردنها را آزاد کن و دلهای قیر گون را روشن و شاد فرما خفتگان را بیدار کن و بیهوشان را هوشیار اطفال رضیع را به ثدی عز یز دلالت فرما و کودکان بی خرد را به دبستان عنایت هدایت نما مست بادهء غرور را رسم خضوع و خشوع آموز و زنجیر شکن کبر و محن را آداب عبودیت تعلیم نما . این بیچارگان نادانند و این کودکان نو هوسان و بی خردان ندانند و نشناسند و انجام نبینند نام جو یند و راه جفا پو یند تو انتباه بخش و اشتباه را از میان بردار هدایت کن و عنایت فرما و به ظل سدرهء میثاق دلالت نما تا کل در سایهء شجرهء انیسا راحت جان یابند و کام دل جو یند و به مسرت بی پایان رسند و مقامشان بلند گردد و قدرشان ارجمند عزت قدیمه یابند و موهبت عظیمه از آغاز سر فرازتر گردند و از پیش عنایت بیشتر یابند ...ع ع منتخبات مکاتیب جلد چهارم صفحه ۲۷۳ https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 هواللّه ای خویشان آن شهید دشت بلا، شهیدان راه بها ، اعظم مقرّبین درگاه کبریا و نجوم ساطعۀ اعلی افق ایمانند. هرچند در جهانِ خاک سر باختند ، ولی در عالمِ پاک ، گردن افراختند . خونِ مطهّر بر تراب اغبر ریختند ، ولی بذیل کبریا در ملکوت ابهی آویختند و جام شهادت را در بزم لقا با شهد و شکّر آمیختند. شما که متعلّقین آن نفوس نورانی هستید ، باید بجهت انتساب ، شادمانی کنید و کامرانی فرمائید و از وجد و سرور در این فضای نامتناهی پرواز کنید و از خدا خواهید که پیروی آن نفوس رحمانی نمائید ع ع منتخباتی از آثار مبارکۀ حضرت عبدالبهاء، مناجات شماره هشتم، لجنه‌ ملّی نشر آثار امری به لسان فارسی و عربی – لانگنهاین ، آلمان ، ١٣٩ بدیع ، ١٩٨٢ میلادی https://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/compilations/nar-va-nur/nar-va-nur.xhtml?ea99c102 https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 هوالابهی ای صدف پاک، آن دردانه افلاک، آن گوهر شاهوار، اگرچه از رشته حیات عنصری به در آمد، ولی بر تاج عزت قدیمه گوهر آبدار گشت و درغایت درخشندگی جلوه نمود................. ع ع https://youtu.be/OPamNO-n4rs?si=-28JbxG-PjQ1cSum فایل صوتی:⬇️ https://t.me/Voice_Bahai/8978 https://t.me/Saray_e_Javedan

  • ⁠ 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 هوالابهی ای پروردگار، این جانهای پاک از جهان خاک بیزار شدند، به جهان تو پرواز کردند و از کشور تاریک به اقلیمی روشن صعود فرمودند. درین آشیانهُ پست دلتنگ بودند، آرزوی آهنگ لانهُ آسمانی کردند. دویدند و پریدند تا آنکه رسیدند. آمرزگارا بیامورز، مهربانا بنواز. ای بی نیاز ببخش و همدم و همراز باش. توئی آمرزنده و درخشنده و بخشنده و توانا. عبدالبهاء عباس بشارة النور: ص ۱۳۰ https://t.me/Saray_e_Javedan

  • ⁠ 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 چنان باش که از مردن نترسی حضرت عبدالبهآء می‌فرمایند: "حیات و بقای اشخاص ناسوتی بالنّسبه به بقا و حیات ملکوتی حیات گفته نمی‌شود. اگر این حیات جسمانی اهمّیتی داشت حضرت مسیح قبول صلیب نمی‌نمود. این حیات پنج روزه غم و غصّه است. هر روز غم آمالی یا داغ عزیزی یا حادثۀ عجیبی است. این چه حیاتی است. حیات، حیات ابدیّه است. در فکر امری باش که پاینده است تا از مردن نترسی و خود را همیشه زنده بینی. قوّت قلب داشته باشد. انسان باید قلبش زنده باشد، روحش مستبشر و ادراکش وسیع باشد. والّا مانند حیوان است، بلکه ذلیل‌تر از آن. اگر شرف در زندگانی عنصری باشد، طیور خیلی بهتر از انسان زندگی می‎نمایند." بدایع‌الآثار، جلد دوم. صفحه ۱۰ https://t.me/Saray_e_Javedan

  • ⁠ 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 ⁠ چون قلب به بحر اعظم متّصل شد عالم و ما عند النّاس را به مثابه ظل مشاهده نمايد که عنقريب فانی شود و زوال پذيرد . حمد حضرت امجد ارفع اعظم اقدس قيّومی را لايق و سزاست که به يک کلمه مبارکه که از سماء اراده اشراق نمود عالم بيان را منوّر نمود و به لئالی عرفان زينت داد ، جلّ جلاله و عَمَّ نَواله و لا اله غيره . اوست مقتدری که از يک حرف حروفات مختلفه را ظاهر فرمود و از آن عوالم کلمات را موجود نمود و لئالی مکنونه در اصداف عُمان قدرتش را ظاهر و هويدا ساخت . در اين بيان بحور علم و حکمت مکنون و مستور . لا يَقدِرُ احد اَن يُظهِرَها الّا بحوله و قوّته و عظمته و اقتداره . آیات_الهی / جلد ۲ / صفحه ۲۹۲ لوحی مبارک جهت ارتقای ارواح تمامی متصاعدین الی الله: هوالابهی ای اَمَهُ اڷلّه ۆ إبنَة اَمَتِه، اگر چه آن طیر حدیقه محّبت به گلشن باقی شتافت و به گلزار معنوى پرواز نمود لکن فُرقتِ پُر حُرقتش آتش در آن قلوب اماء رحمن افروخت .اهل حَرَم کبریا از این خبر محزون و پریشان و دلخون و گریان شدند . این نظر به الفت و محبت و مودت است که مِن دون اراده متاثر می شوند و این از رقت و لطافت قلب است والا نفوسِ مطمئنّه از صعودِ این دارِ غرور مستبشرند و از عروج از عالم تنگ و تاریک محفوظ و مسرور . آن شعاع نورانی به شمس حقیقت راجع و آن قطره صغیره به بحر اعظم وارد، آن گلِ گلستان معانی به جنتِ رحمانی و گلشنِ ملکـوت ابهى واصل . محزون مباش، مخمود مباش. عبدالبهاء ع منتخبات آثار مبارکه جلد ۲ صفحات ۱۴۴-۱۴۳ http://www.bahailib.com/pdf/184.pdf https://t.me/Saray_e_Javedan

  • ⁠ 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 بشارة الروح ، الواح و آثار و ادعیه مبارکه جهت جلسات تذکر https://t.me/Saray_e_Javedan

  • ⁠ 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 مناجاتی از آثار حضرت بهاءالله بر بالین متوفی هُوَاللهُ تَعالى شَأنُهُ الْعِنايَةُ وَالأَلْطافُ سُبْحَاَنكَ الْلَّهُمَّ يا إِلِهي، أَشْهَدُ بِقُدْرَتِكَ وَقُوَّتِكَ وَبِسُلْطَاِنكَ وَعِنايَتِكَ وَفَضْلِكَ وَاقْتِدَارِكَ وَبتَوْحِيدِ ذَاتِكَ وَتَفْريِدِ كَيْنُونَتِكَ وَبِتَقْدِيسِكَ وَتَنْزيِهكَ عَنِ الإِمْكَانِ وَما فِيهِ، أيْ رَبِّ تَرَانِي مُنْقَطِعًا عَنْ دُونِكَ وَمُتَمَسِّكًا بِكَ وَمُقْبِلاً إِلى بَحْرِ عَطَائِكَ وَسَماءِ جُودِكَ وَشَمْسِ رَحْمَتِكَ، أيْرَبِّ أَشْهَدُ بِأنَّكَ جَعَلْتَ عَبْدَكَ حَامِلَ أَمَانَتِكَ وَهُوَ الْرُّوْحُ الَّذِي بِهِ أَظْهَرْتَ الحَيَوةَ لِلْعَالَمِ، أَسْئَلُكَ بِتَجَلِّيَاتِ أَنْوارِ نَيِّرِ ظُهُورِكَ أَنْ تَقْبَلَ مِنْهُ مَا عَمِلَ فِي أَيَّامِكَ. ثُمَّ اجْعَلْهُ مُزَيَّنًا بِعِزِّ رِضَائِكَ وَمطَرَّزًا بقَبُولِكَ، أَيْ رَبِّ أَشْهَدُ وَتَشْهَدُ الكَائِنَاتُ بِقُدْرَتِكَ…. متن کامل مناجات فوق:⬇️ https://t.me/Saray_e_Javedan/192 https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 اطلاع بر این حقیقت که ارواح انسانی در عالم بعد در مراتب مختلف ساکن و هریک به مقتضای قابلیت در مرتبه خود ترقی خواهند نمود می تواند اثر محسوسی در حیات شخص داشته باشد. انسان می تواند با درک این حقیقت روش زندگی خود را اصلاح کند، رو به خدا بیاورد و روح خویش را با اعمال خالصانه و خصائل حسنه زینت بخشد. حضرت عبدالبهاء ضمن صحبت در سر میز ناهار در عکا توضیحات بیشتری در این زمینه بیان فرموده اند. کلمات ذیل از جمله بیاناتی است که آن حضرت خطاب به میهمانان خویش ایراد نمودند: "چون فیض الهی غیر متناهی است کمالات انسانی غیر متناهی است. اگر چنانچه نهایت ممکن بود، حقیقتی از حقایق اشیاء به درجه استغناء از حق می رسید و امکان درجه وجوب می یافت. ولی هر کائنی از کائنات از برای او رتبه ای است که تجاوز از آن مرتبه نتواند، یعنی آنکه در رتبه عبودیت است هر چه ترقی کند و تحصیل کمالات غیر متناهیه نماید به رتبۀ ربوبیت نمی رسد و همچنین در کائنات جماد آنچه ترقی کند در عالم جمادی قوه نامیه نیابد و همچنین این گل هر قدر ترقی نماید در عالم نباتی قوه حساسه در او ظهور نکند. مثلاً این معدن نقره، سمع و بصر نيابد نهايتش این است که در رتبۀ خویش ترقی کند و معدن کاملی گردد، اما قوه نامیه پیدا نکند و قوه حسّاسه نجوید و جان نیابد بلکه در رتبۀ خویش ترقی کند. مثلاً پطرس، مسیح نشود، نهایتش این است که در رتبه عبودیت بكمالات غير متناهيه رسد. لهذا هر حقیقت موجوده قابل ترقی است ." از بیانات مبارکه فوق چنین مستفاد می شود که روح انسان به ترقیات خود در عوالم الهی در مرتبه مخصوص خود ادامه می دهد و این ترقیات روحانی بسته به فیض و عنایت خداوندی است. یکی دیگر از عوامل مؤثر در تعالی روح اقامه دعا و مناجات در حق متصاعدین است. حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء مناجات های متعددی در این زمینه نازل فرموده اند. همچنین در آثار مبارکه مصرح است که اعمال خیریه و کمک به فقرا و محتاجین که به یاد درگذشتگان انجام می گیرد در تعالی روحانی آنها در عالم بعد مؤثر است. با توجه به این نکات است که اهل بهاء در صعود عزیزان خود به ترتیب جلسات یادبود جهت دعا و مناجات مبادرت می‌کنند. تذکار این نکته جالب است که مؤمنین اولیه در شرق در ایام حیات حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء، سالگرد تولد خود را هرگز جشن نمی‌گرفتند و حتی آن را به خاطر نمی آوردند زیرا اقدام به چنین امری را نشانه تفاخر و وسیله ای برای ابراز حس خودخواهی می دانستند و این طرز فکر به قدری طبیعی و واقعی بود که بسیاری از آنان روز تولد خود را دقیقاً نمی دانستند و اگر کسی می خواست سالروز تولد آنان را تجلیل کند احساس اهانت و بی احترامی می نمودند و چون در آن ایام صدور گواهی تولد هم معمول نبود. والدین روز تولد فرزندانشان را در پشت کتابی ثبت می کردند، همچنانکه بسیاری از غربیان کتاب مقدس را که در خانواده داشتند بدین منظور مورد استفاده قرار می‌دادند. قدمای امر تنها سالگرد تولد انبیاء و اصفیا را سزاوار تجلیل می‌دانستند و به این جهت بجای برگزاری سالگرد تولّد جلسات سالیانه یادبود بیاد عزیزان درگذشته خود برپا می ساختند و دوستان را برای شرکت در آن جلسات تذکر دعوت می‌نمودند. در این احتفالات یادبود حاضرین جهت اعتلاء روح شخص متوفی دعا می‌کردند، خدمات وی را در ظلّ امرالله باز می گفتند، خصائص و سجایای او را می ستودند و اگر الواحی به افتخارش صادر شده بود تلاوت می کردند و ضمناً از طرف او وجوهی به صندوق‌های خیریه و عام المنفعه تقدیم می نمودند. این رسم یعنی تشکیل جلسات تذکر سالیانه بیاد متصاعدین که البته در امر بهائی اجباری نیست هنوز در بسیاری از خانواده های بهائی معمول است. بدیهی است ترتیب این جلسات در مسؤولیت مؤسسات امری نیست بلکه توسط افراد بهائی به مناسبت سالگرد درگذشت عزیزانشان انجام می گیرد.‌ برگرفته از کانال «گلبرگ سخن»:⬇️ https://t.me/+Zzk7O2yxGZJkZDU0 https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 حضرت بهاءالله می فرمایند: "آنچه در این دنیا مشهود است استعداد زیاده از این در او موجود نه. اگر چه کل عوالم الهی طائف حول این عالم بوده و خواهد بود ولکن در هر عالمی از برای هر نفسی امری مقدر و مقرر و همچه تصور مکن که آنچه در کتاب الله ذکر شده لغو بوده، فتعالی عن ذلک. قسم به آفتاب افق معانی که از برای حق جنت های لا عدل لها بوده و خواهد بود ولکن در حیات اولی مقصود از جنت رضای او و دخول در امر او بوده و بعد از ارتقای مومنین از این دنیا به جنات لا عدل لها وارد و به نعمت های لایحصی متنعم و آن جنان ثمرات افعالی است که در دنیا به آن عامل شده اند. آیا ملاحظه نمی نمائید که یکی از عباد او که خدمت نفسی نماید و زحمتی برای او تحمل کند اجر و مزد خود را اخذ می نماید؟ چگونه می شود کریم علی الاطلاق امر فرماید عباد را به اوامر خود و بعد عباد خود را از رحمت خود محروم فرماید؟ فسبحانه سبحانه عن ذلک و تعالی تعالی عما یظنون العباد فی حقه. باری الیوم جمیع این مراتب مشهود است . پس نیکوست حال نفسی که به جنت ابهائیه که اعلی الجنان بوده و خواهد بود فائز شود و اگر آذان مطهره و نفوس بالغه مشهود می شد هر آینه از بدایع فضلهای الهی ذکر می شد تا جمیع از کل آنچه ادراک نموده و عارف شده و مشاهده نموده اند فارغ و مطهر شده به منظر اکبر اطهر توجه نمایند، ولکن چه فایده که با تربیت نقطه بیان روح ما سواه فداه این عباد را از مقام علقه به مضغه نرسیده اند تا چه رسد به مقام اکتسای لحم و من دون ذلک مقاماتی که ابدا ذکر آن نشده... باری جنت و نار در حیات ظاهره اقبال و اعراض بوده و خواهد بود و بعد از صعود روح، به جنات لا عدل لها و همچنین به نار لا شبه لها که ثمره اعمال مقبل و معرض است به آن خواهند رسیدولکن نفسی جز حق ادراک آن مقامات ننموده و نخواهد نمود." آیات الهی - جلد ۲ صفحه ۲۴۸ معانی لغات در :⬇️ https://t.me/Alvah_O_Asare_Elahi/15010 https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 بیانات حضرت بهاءالله در تسکین قلبی به بانویی که فرزندش به حیات خود خاتمه داده بود. این که مرقوم فرموده بودید که یکی از اماءالله موسوم به فاطمه به طراز محبت الهی مزین است و ابن او به سم خود را هلاک نموده این تفصیل در ساحت اقدس عرض شد. هذا نزل فی الجواپ: یا علی قبل اکبر. انا ما وجدنا منه رائحةالایقان و لکن غفرناه فضلاً لک و لامه ان ربک لهو العزیز الفضال و نذکر فی هذالحین لتبشرها بآیات ربّها العزيزالعلام. يا فاطمه ان استمعي نداء ربك انه يذكرك من شطر السجّن و يدعوك الي الله ربّ الارباب. "محزون مباش از آنچه وارد شده. اولاد از برای بقای اسم و ذکر است، آن هم در صورتی که حق تأیید فرماید و اولاد به طراز عدل مزیّن شود. حال، تو فائز شدی به امری که صدهزار بار افضل از آن است. از حق بخواه تا بر حبّش ثابت و مستقیم مانی و از قلم اعلی کلمۀ رضا درباره‌ات نازل شود. این فضلی است که ذکر آن و شرف آن به دوام مُلک و ملکوت باقی و پاینده مانَد. تَمَسّکیبذیل رحمة ربّکِ الکریم." ( مجموعه آثار قلم اعلی، شماره ۲۸ صفحات ۱۱۷-۱۱۶ https://t.me/Bahainoorlibrary/1059 مقصود از عدل اقبال به مظهر ظهور است. جمال قدم می‌فرمایند، "قُل انّ عدلَ الّذی تضطرب منه أرکان الظّلم و تنعدم قوائم الشّرک هو الإقرار بهذا الظّهور فی هذا الفجر الّذی فیهِ أشرقَت شمسُ البهآء عن افق البقاء بسلطانٍ مبین و مَن لم‌یؤمن بِهِ إنّه قد خَرَجَ عن حصنِ العدل و کُتِبَ اسمُهُ مِنَ الظّالمین فی الواح عزٍّ حفیظ." لوح مبارک رضوان‌العدل، آثار قلم اعلی، طبع طهران، جلد چهارم صفحه ۲۵۴ مضمون: بگو عدلی که ارکان ظلم از آن به لرزه در آمده و ستون‌های شرک نابود شده عبارت از اقرار به این ظهور در این فجری است که در آن شمس بهاء اشراق فرموده و کسی که به او ایمان نیاورده باشد از حصن عدل خارج شده و نامش در زمرۀ ظالمین ثبت شده است. https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 ‍ 🕊🕊 دو نوع پرنده تردیدی نیست که آدمی، به قول مولانا که گوید: "من مرغ باغ ملکوتم نِیَم از عالم خاک"، به این عالم تعلّقی ندارد. حضرت عبدالبهآء پرندگان انسانی را دو نوع می‌دانند: "انسان را در این خاکدان بقایی نه، چه که مرغ چمنستان و مرغزار ملکوت است. لهذا در این ماتمکدۀ فانی بر دو قسم منقسم گردند. یکی قسم طیر ترابی گردند و بال و پر به آب و گِل آلوده نمایند و از صعود به اوج عزّت قدیمه باز مانند و مظهر «ثمّ ردّدناه اسفل سافلین» شوند. قسم دیگر اجنحۀ تقدیس بگشایند و در سبیل الهی شهید گردند و به فضای جانفزای الهی پرند." (منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهآء، جلد دوم ، صفحه ۹۶ حضرت بهاءالله نیز این معنی را در لوح احمد فارسی بیان کرده‌اند: "مَثَل شما مثل طیری است که به اجنحۀ منیعه در کمال رَوح و ریحان در هواهای خوش سبحان با نهایت اطمینان طَیَران نماید و بعد به گمان دانه، به آب و گِل ارض میل نماید و به حرص تمام خود را به آب و تراب بیالاید و بعد که ارادۀ صعود نماید خود را عاجز و مقهور مشاهده نماید. چه که اجنحۀ آلوده به آب و گِل قادر بر طیران نبوده و نخواهد بود. در این وقت آن طایر سمآء عالیه خود را ساکن ارض فانیه بیند. حال، ای عباد پرهای خود را به طین غفلت و ظنون و ترابِ غِلّ و بغضا مَیالائید تا از طَیَران در آسمانهای قدس عرفان محروم و ممنوع نمانید." مجموعه الواح طبع مصر، صفحات ۳۲۵ و ۳۲۶ https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 مناجاتی از آثار حضرت عبدالبهاء مخصوص متصاعدین با صوت زنده یاد جناب علی نخجوانی هوالله ای خداوندِ بی مانند ! این یارِ عزیز را بپرور و تارُکش را به اَفسرِ عطا زینت و زیور بخش. دِیهیمِ جهانبانیِ جهانِ جاودانی ده و اِکلیلِ موهبت ِ آسمانی برسر گذار. مشتاقِ دیدار بود، در محفلِ تَجلی، راه ده و آرزوی مشاهده می نمود، پرتوِ لَقا مبذول فرما.پروانۀ مشتاق بود، به شمعِ جمال، نزدیک فرما. بلبلِ پُر اِحتراق بود، به وصلِ گل فائز کن. یارانش را یاوری فرما و صبر و قرار بخش و تحمل و اِصطِبار، عنایت کن تا در فُرقتش از حُرقت نجات یابند و از حِرمان و هجرانش، تسلیِ قلب، حاصل کنند. توئی مقتدر، توئی عزیز، توئی معین، توئی توانا و اِنّک انت علی کلِ شیءٍ قدیر. ع ع https://t.me/Saray_e_Javedan

  • 🕊▪️┅┅✿🍃❀ 🕊 ❀🍃✿┅┅▪️🕊 هوالله ای خداوند بی‌مانند، این مستمند به دَرگَهَت افتاده، شوریده و آشفته، شیفته و دلداده طلبِ آمُرزش از برای مادر مهربان می‌نماید. تو بخشندۀ یگانه و دهندۀ هر آشنا و بیگانه، آمُرزشی فرما تا سبب ریزشِ بارانِ رحمت گردد و پرورشِ جانِ آن کنیزِ محترم. توئی بخشنده و مهربان و توئی پاینده حضرت یزدان. ع ع با صوت خانم ملکه رحمانی https://t.me/Saray_e_Javedan