⋆ مونارڪ᭡🦋؛
Статистикаhttps://t.me/BloodsPlaylist 🌱 جایی برای غُرهای تو و من ⭑⭑⭑⭑⭑⭑ 🦋Bot: @iMonarchbot ⭐Challenge: @Meownarch 🍄Channel: @Hopeow اینجا جوین بشی منم چنلت میام🌚💕
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 47
- Всего постов
- 55
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
نشر بدین
بیشتر از تمام دنیا به تو اعتماد دارم✨
без подписи
دروغ چرا ولی حس و حالِ عجیبیه.. بعد از بیست سال زندگی کردن توی یک شهر، بعد از بیست سال نفس کشیدن زیر یه آسمون، رد شدن از خیابونهایی که تقریبا چشمبسته میشناسمشون و ساختن هزاران خاطره، حالا وقت رفتنه.. شهری که برای خیلیها فقط یه اسم روی نقشهست، برای من بخش بزرگی از زندگیم بوده؛ جایی که توش بزرگ شدم، خندیدم، گریه کردم، زمین خوردم و دوباره بلند شدم؛ جایی که بهترین و سختترین روزهام رو توی خودش نگه داشته این روزا حسِ عجیبی دارم؛ انگار بین دو دنیا ایستادم؛ نه کاملا متعلق به گذشتهام و نه هنوز به آینده رسیدم یک پا توی خاطراتی دارم که سالها باهاشون زندگی کردم و یک پا توی مسیری که هنوز نمیدونم قراره من رو به کجا برسونه(: شاید همین باعث شده این روزها اینقدر سنگین، عجیب و پر از فکرهای مختلف باشن دارم کارتن وسایلم رو میبندم، اما انگار فقط وسایلم رو جمع نمیکنم؛ دارم سالها خاطره، آدمها، خندهها، اشکها و تکههایی از قلبم رو هم مرور میکنم هر کوچه، هر خیابون و هر گوشه از این شهر برای من یک داستان داره راستش نمیدونم شهری که قراره برم و اونجا زندگی کنم چطوریه، نمیدونم قراره چه روزهایی انتظارم رو بکشن، چه آدمهایی وارد زندگیم بشن و چه خاطراتی ساخته بشن واقعا نمیدونم اونجا چقدر احساس غریبی خواهم کرد و چقدر طول میکشه تا بهش عادت کنم؛ فقط میدونم که زندگی داره من رو به فصل جدیدی میبره(: فصلی که هنوز هیچ صفحهای ازش نوشته نشده.. بیست سال زمان کمی نیست آدم توی این مدت فقط توی یک شهر زندگی نمیکنه، بخشی از خودش رو هم اونجا جا میذاره؛ برای همین موقع رفتن، انگار داری از یک تکه از وجودت خداحافظی میکنی اما یه چیز قشنگ وجود داره؛ همه خاطرههایی که اینجا ساختم، قرار نیست همینجا بمونن؛ اونا با من میان، توی قلبم، توی ذهنم و توی هر قدمی که توی شهر جدید برمیدارم من حاصل تمام تجربهها، عشقها، شکستها، دوستیها، اشکها و لبخندهای همین بیست سالم و هرجا برم، این بخش از من همراه من خواهد بود دلم برای این شهر تنگ میشه(: برای خیابونهاش، آدمهاش و حتی برای روزهای معمولیای که اون موقع عادی به نظر میرسیدن اما حالا ارزششون رو بیشتر میفهمم دارم از شهری که بیست سال خونه من بوده خداحافظی میکنم؛ ممنون برای تمام خاطرههایی که ساختی و ممنون که بخشی از من شدی و درود به آیندهای که هنوز نمیشناسمش؛ با کمی ترس، کمی دلتنگی، و مقدار زیادی امید..
دلم هرچه سریعتر شمال میخواد
دیگ به دیگ میگه کفگیر تو دیگت
تقلیدکارید
انقد گفت شوهر لر میخوام سیبیلو مارو هم وسوسه کرد😂😂
میدونم منظورت دیگ نبود ولی باشه
البته که تکم تروم ز پستون بربیام مو دور لروم😎😂
البته که تکم تروم ز پستون بربیام مو دور لروم😎😂
انقد گفت شوهر لر میخوام سیبیلو مارو هم وسوسه کرد😂😂
من تکم
خب دیگه نامردی نکنید
لر پسند شدیم
لر پسند شدیم
وای خره منم🤣🤣
😂🤣
خب حرصمو در نیارید کبابتون میکنم