tgindex
شاهنامه پژوهی لرستان ( انجمن خرد)

شاهنامه پژوهی لرستان ( انجمن خرد)

Статистика
@ShahnameLorestanперсидский

آفرین بر روان فردوسی آن همایون نژاد فرخنده او نه استاد بود و ما شاگرد او خداوند بود و ما بنده --------------------------------------- جهت ارتباط با مدیر و ارسال مطالب می توانید به آدرس های زیر پیام دهید.

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
56
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
231
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
77
40 постов
Вовлечённость
33,3%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 56
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
6
1/48двое суток
6
1/72трое суток
7

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • ✳️هفتمین نشست تخصصی شاهنامه خوانی به همت کارگروه ادبیات و فرهنگ بومی و گروه شاهنامه خوانی بنیاد ایران شناسی لرستان برگزار می شود: 🔹ابیات : شاهنامه خوانی و شرح آن: ادامه جنگ هاماوران ، آگاهی یافتن رستم از کار کاوس از چامه ۱۲۵ تا ۲۳۷ 👤خوانش : سرکار خانم گاظمی جناب آقای ساسان عالیخانی 🗓دوشنبه ۱۹ مرداد ماه ۱۴۰۵ 🕰ساعت: ۱۸ الی ۱۹ 📍مکان: خرم آباد بازار .کوچه روبروی حرم امام زاده زیدبن علی ساختمان بنیاد ایران شناسی لرستان #ایران‌ #بنیاد_ایرانشناسی #لرستان_شناسی #کارگروه_ادبیات_و_فرهنگ_بومی #گروه_شاهنامه_خوانی #مجتبی_رومانی ⭕️ روابط عمومی بنیاد ایران‌شناسی لرستان🇮🇷 @Lorestanolog

  • پیام دکتر #ژاله_آموزگار در شب آذربایجان و شاهنامه فردوسی ‏

  • کهن‌ترین تصویر از رستم در میان همهٔ آثاری که باستان‌شناسان روس طی سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۳ میلادی، از شهر پنجکنت یافته‌اند، نقاشی مهم‌ترین یافته است. یکی از مهم‌ترین نقاشی‌ها، تصویری از پهلوان مشهورِ شاهنامه، رستم است. روایاتی از رستم در متن‌هایی به زبان سغدی وجود دارد که زبان مردم همین منطقه بوده است. آن روایت‌های متنی به نقاشی‌ِ یافته شده نزدیک است و به تایید تعلق  این تصویر به رستم، قهرمان ملی ایرانیان کمک می‌کند! @nimruz_ir

  • ✳️سومین نشست تخصصی ادبیات بومی به همت کارگروه ادبیات و فرهنگ بومی و گروه ادبیات بومی بنیاد ایران شناسی لرستان برگزار می شود: 🔹موضوع : روایت گری :از اسطوره تا متل نگاهی به گونه های روایی و نظام روایت در فرهنگ لری 👤سخنران : جناب آقای علی اکبر پویا 🔹خوانش حکایت : باجی بانو و صفر علی با اجرای جناب مهندس بهزاد عزیزی یگانه 🗓دوشنبه ۱۲ مرداد ماه ۱۴۰۵ 🕰ساعت ۱۸ الی۱۹:۳۰ 📍مکان: خرم آباد بازار .کوچه روبروی حرم امام زاده زیدبن علی ساختمان بنیاد ایران شناسی لرستان 🔹این نشست با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان، انجمن خرم آباد رویش دوباره (خِرَد)، مرکز لرستان شناسی دانشگاه لرستان، اداره کل کتابخانه های عمومی لرستان، معاونت فرهنگی دانشجویی دانشگاه آزاد خرم آبادبرگزار می گردد. #ایران‌ #بنیاد_ایرانشناسی #لرستان_شناسی #کارگروه_ادبیات_و_فرهنگ_بومی #گروه_ادبیات_بومی #مجتبی_رومانی ⭕️ روابط عمومی بنیاد ایران‌شناسی لرستان🇮🇷 @Lorestanology

  • لینک کانال «کارگروه ادبیات و فرهنگ بومی بنیاد ایران‌شناسی لرستان» در پیام‌رسان‌ها 🟦 تلگرام: t.me/LurianCalaLang 🟩 بله: https://web.bale.ai/chat?uid=4992659255 🟨 ایتا: https://web.eitaa.com/#-113704634 🟩 واتساپ: https://chat.whatsapp.com/BecnLegABokBXv6LyaFE7O .

  • ‏تکه‌هایی از سرگذشت و سرنوشت دردناک کتابخانۀ عمومی حبیب یغمایی در خور و بیابانک را به قلم برادرزادۀ او آقای علی آل‌داوود بخوانید: ‏«حبیب یغمایی این کتابخانه را در سال ۱۳۴۹ در خور و بیابانک درست کرد. او حدود چهار پنج هزار جلد از کتاب‌های بسیار خوب خود را هم به این کتابخانه بخشید و دو سالن بزرگ نیز برای آن درست کرد. یغمایی اساسنامه‌ای هم برای آن نوشت و طبق آن، سه نفر امین برای کتابخانه تعیین کرد. حبیب یغمایی حتی در همان یکی دو سال اولِ تأسیس کتابخانه، هزینه‌های کتابخانه را هم خود پرداخت می‌کرد؛ هم حقوقِ کتابداری که برای کتابخانه گماشته شده بود و هم حقوق خدمتگزار یا همان مستخدمِ آنجا را خودش می‌پرداخت.... ‏مرحوم یغمایی از همان سال ۱۳۴۹ تا سال ۱۳۵۷ که انقلاب شد، همواره از طریق مجلۀ یغما از خیلی جاها درخواست می‌کرد که به کتابخانۀ حبیب یغمایی در خور و بیابانک کتاب اهدا کنند. به همین دلیل بسیاری از نهادهای دولتی و غیردولتی که ناشر کتب بودند، به این کتابخانه کتاب اهدا کردند؛ نهادهایی چون بنیاد فرهنگ ایران، دانشگاه تهران و بنیاد ترجمه و نشر کتاب از جملۀ این اهداکنندگان کتاب بودند. همچنین اشخاص مختلفی هم به اعتبار حبیب یغمایی کتاب‌های گوناگونی را به این کتابخانه اهدا کردند؛ کتاب‌هایی که در میان  آنها گاه آثار ارزشمندی دیده می‌شد که در بسیاری از کتابخانه‌های مهم کشور نیز یافت نمی‌شد. حتی از بعضی کشورهای اروپایی و نیز از کشورهایی چون تاجیکستان کتاب‌هایی به این کتابخانه اهدا شد و همۀ اینها سبب شد که  کتابخانه رونق بسیار خوبی بگیرد. من نیز با کمک دو تن از دبیران محلی، در دو تابستان، مشغول فهرست کردن کتاب‌های کتابخانه شدیم. حبیب یغمایی هم دو مُهر برای کتابخانه درست کرده بود؛ یکی مُهرِ «کتابخانۀ حبیب یغمایی» و دیگری مُهر «اهدایی به کتابخانۀ حبیب یغمایی» که ما این مُهرها را به روی کتاب‌ها می‌زدیم. ‏این کتابخانه یک کتابداری هم داشت که من خودم شاهد بودم که مرحوم حبیب یغمایی برای اینکه وی استخدامِ رسمی شود، بارها به وزارت فرهنگ و هنر می‌رفت و عاقبت با ‌زحمت فراوان توانست او را استخدام کند. این را هم در نظر داشته باشید که راهِ دسترسی به کتابخانه، کمی از خودِ شهر خور و  بیابانک دور بود، یعنی در یک کیلومتری یا دو کیلومتری شهر واقع شده بود و البته این دوری، دلیل هم داشت؛ حبیب یغمایی ساختمان این کتابخانه را کنار  آرامگاهی  که برای خود در نظر گرفته بود، ساخته بود و می‌خواست که کتابخانه کنار آرامگاه او باشد. به هر ترتیب، بعد از انقلاب همان کتابدار برای اینکه راهِ رفت و آمدِ هر روزه‌اش به کتابخانه نزدیک‌تر شود، محل کتابخانه را از موقعیتِ اصلی آن تغییر داد و آن را به دو تا حجره در مسجدی در نزدیکی خانه‌اش انتقال داد. بنابراین کتابخانه‌ای را که دو سالن بزرگ داشت، به دو حجرۀ کوچک در یک مسجد انتقال دادند. افزون بر این، تابلوِ نام کتابخانه را هم کَند و اسم حبیب یغمایی را از عنوانِ آن برداشت! این در حالی بود که در اساسنامۀ کتابخانه که به وزارت فرهنگ و هنر تسلیم شده بود، یغمایی آورده بود که من این دو ساختمان (یعنی همان دو سالن بزرگ به اضافۀ یک محوطه) را بخشیدم به وزارت فرهنگ و هنر. یکی دیگر از مواد اساسنامۀ آن نیز همین است که اسم کتابخانه در هیچ زمانی نباید تغییر کند. هر یک از دو سالنِ کتابخانه حدود دویست تا سیصد متر وسعت داشت و با دیوارهای سنگی و بتنی ساخته شده بود؛ آن محوطه هم دارای باغچه‌ای بود. این آقای کتابدار با آن کارش، همۀ این امکانات را از کتابخانه گرفت. ‏این ماجرا سبب شده بود که حبیب یغمایی در آن سال‌های پایانی عمرش بسیار ناراحت  باشد. او نامه‌ای به مرحوم دکتر مهدی برکشلی که در آن زمان معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و آموزش عالی بود، نوشت. برکشلی پاسخی هم داد اما قدرتِ این را  نداشت که کاری بکند. ‏...  به هر ترتیب یغمایی هم مدام به جاهای مختلف نامه می‌نوشت؛ حتی به مراجع  تقلید نامه نوشت و از آنان پرسید که آیا کتابخانه‌ای را که با پولِ خودم ساخته‌ام و برایش ساختمان درست کرده‌ام و کتاب‌های خود و دیگران را به آن اهدا کرده‌ام، صحیح است که به جای دیگر منتقل شود؟ همۀ مراجع هم فتوا دادند که اگر نیت واقف این‌گونه بوده، این جابه‌جایی صحیح نیست. با این حال، این فتاویِ مراجع نیز راه به جایی نبرد. من نیز به رییس هیات امنای کتابخانه‌های عمومی، که فکر کنم در آن‌ زمان، دکتر لاری مسئول آن بود، مراجعه کردم تا شاید گشایشی شود.

  • 🔻فراخوان تدوین یادنامهٔ مصطفی رحیمی به مناسبت یکصدمین زادروز | با محوریّت نقد و بررسی اندیشه‌های حقوقی-سیاسی 📝محورهای اصلی: 1️⃣ فرایند تدوین قانون اساسی 2️⃣ تاریخ حقوق اساسی 3️⃣ اصول و مبانی قانون اساسی 4️⃣ نقد دیدگاه‌های رحیمی 5️⃣ بینش عضو کانون نویسندگان ایران دربارهٔ حقوق اساسی 6️⃣ رابطهٔ فرهنگ و تربیت مدنی با قانون اساسی 📌 روش تنظیم مقالات: مطابق مجله پژوهش حقوق عمومی دانشگاه علّامه طباطبایی 📅 مهلت ارسال چکیدهٔ بلند: ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ 📅 مهلت ارسال متن نهایی: پایان آبان‌ماه ۱۴۰۵ 📧 ارسال آثار: m.rahimi.constitution@gmail.com

  • دربارهٔ تسلط اسکندر به ایران افسانه‌ای هست که مسلّماً حقیقت تاریخی ندارد ولی مانند هر افسانهٔ ماندگاری حاوی حقیقتی است؛ «می‌گویند چون اسکندر بر ایران مسلط شد نامه‌ای به استاد خود ارسطو نوشت که بر کشوری بزرگ چیره‌شده‌ام که راه بردنش از عهدهٔ من ساخته نیست. قصد دارم کار این کشور را به مردمش بسپارم. ارسطو در پاسخ نوشت: برعکس تصور تو ادارهٔ چنین کشورهایی بسیار آسان است، کار را به اراذل بسپار. اینان برای حفظ مقامی که شایستگی احرازش را نداشته‌اند، در جهت تقرب به تو خدماتی به تو خواهند کرد که تصورش محال است و اما آنان که شایستگی احراز مقامات را دارند به دست این اوباش نابود خواهند شد یا در کنج انزوا دق خواهند کرد.» ✍️ #مصطفی_رحیمی 📖 تراژدی قدرت در شاهنامه

  • الموت ثبت جهانی شد 🔹سی‌امین اثر ایران با عنوان «دژ الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.  ✅️ @khabar_brouz

  • اَمُردادگان خجسته باد 🌿 «اَمُرداد» در پارسی، «اَمِرِتات» در اوستا و «اَمُردات» در پهلوی، به معنی «جاودانگی و بی‌مرگی» است و در گات‌ها یکی از فروزه‌های اهورامزدا به شمار می‌آید. امرداد نماد سرزندگی، نوزیستی وجوانی همیشگی است. از همین روی دربندهش آمده است: «امرداد بی‌مرگ سرور گیاهان بی‌شمار است؛زیرا او را به گیتی گیاه خویش است...اگر کسی گیاه را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه امرداد از او آسوده یا آزرده بود...» این سخن،جایگاه والای گیاه و طبیعت را در اندیشه ایران باستان نشان می‌دهد و یادآور می‌شود که پاسداری از سبزی و رویش،تنها یک وظیفه زیست‌محیطی نیست،بلکه ارزشی مینوی نیز به شمار می‌آید. ازاین‌رو،ویژگی برجسته جشن امردادگان که در امرداد روز از امردادماه برگزار می‌شود،بزرگداشت نماد سرسبزی زمین و یادآورنده خویشکاری انسان‌هادر پاسداشت گیاهان وطبیعت است. در بندهش، آنجا که«درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان می‌آید، ازمیان گل‌ها، «چمبگ/ زنبک/ زنبق»گل ویژه امرداد معرفی شده است. 🌿 امردادگان،جشن جاودانگی،سرسبزی و پاسداشت زمین،بر همه دوستداران فرهنگ و ایران‌زمین خجسته باد. #جشن_باستانی #امردادگان @goshetarikh @namebastan

  • «آقا یک زمانی این مملکت پر از آدم حسابی بود. حالا دیگر کسی نمانده است. تعدادی را کشتیم. تعدادی را کرونا کشت. تعدادی هم خفقان گرفتند. سرمایه‌گذاری نکردیم که برداشت کنیم. هر چه سرمایه‌گذاری کنی برداشت می‌کنی. الان مداح‌های خوبی داریم.» استاد محمدعلی موحد @movahed1302

  • ‍ بررسی دقیق قرائن موجود نشان می‌دهد که هیچ داستانی در شاهنامه بر سبیل یک اقدام ثانوی، به متن آن افزوده نشده یا از منبعی به غیر از نسخۀ منثور فردوسی اخذ نشده است. درزها یا شکافهایی که برخی از محقّقان می‌پندارند که در این حماسه موجود است، درز و شکاف در شعر فارسی نیستند، بلکه شکافهایی هستند که در الگوهای تحلیلی‌ای که بر حماسۀ فردوسی منطبق شده موجودند، شاهنامه وحدت ادبی آشکاری دارد که مؤلّفان نسخۀ منثور آگاهانه آن را در این حماسه قرار داده‌اند. فردوسی آن وحدت ادبی را بسط داده و آن یکپارچگی و وحدتی را که از مؤلفان شاهنامۀ منثور به ارث برده بود، تشدید کرده است، نه اینکه آن را از خودش ابداع کرده باشد. استنباط عدم انسجام و گسستگی در شاهنامه یا معلول تحلیل ناقص روایات حماسه است، و یا بی‌توجّهی به زمینۀ فرهنگی و ساختار ادبی آن را نشان می‌دهد. ادّعاهای اثبات‌نشده دربارۀ عدم انسجام شاهنامه یا ادّعای شفاهی بودن آن، بیشتر مبیّن تعصّبات فرهنگی و ایدئولوژیک و نقطه‌کورهای مدّعیان است، نه عدم انسجام شاهنامه. با وجود شواهد زیادی که اتّکای فردوسی را به یک منبع منثور مدلّل می‌سازند، اثبات این ادّعا که او مطلبی را از جایی به‌جز شاهنامۀ ابومنصوری که تنها منبع ادبی او بوده اخذ کرده باشد، کار دشواری است. هیچ سند موثّقی این نکته را که فردوسی چه از منابع مکتوب، و چه از سنّت شفاهیِ دوران خود، چیزی اخذ و به شاهنامه افزوده باشد، تأیید نمی‌کند. بخشهای مختلف حماسۀ ملّی ایران ارتباطی محکم با یکدیگر دارند و یک کلّیّت منسجم و یکپارچه را به وجود آورده‌اند. [بوطیقا و سیاست در شاهنامه، دکتر محمود امیدسالار، ترجمۀ فرهاد اصلانی و معصومه پورتقی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ص ۲۲۷-۲۲۸] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation

  • کتاب «جهان صفوی» ویراستار: Rudi Matthee ۷۴۲ صفحه ۲۰۲۲ میلادی انتشارات راتلج کتاب «جهان صفوی» دربردارندة ۳۰ فصل دربارة بسیاری از جنبه‌های دولت پیچیدة صفوی(1501-1722) است با جدیدترین بینش‌ها و استدلال‌ها، برخی مروری بر دوره یا موضوع مورد بحث ارائه می‌کنند، و برخی دیگر تفسیرهای جدیدی از پرسش‌های پیشین بر اساس منابع تازه ارائه می‌کنند. فصل‌های این کتاب علاوه بر تاریخ سیاسی و  مذهبی، شرایط اقتصادی، پیوندها و فعالیت‌های تجاری، روابط اجتماعی و بیان هنری را در بر می‌گیرد. مقالات این کار را به گونه‌ای انجام می‌دهند که هم محدودة زمانی و هم جغرافیایی موضوع را در بر گیرد. برخلاف پژوهش‌های سنتی که تمایل داشتند کشور را منحصربه‌فرد، خاص و به سختی تحت تأثیر دنیای خارج بداند، «جهان صفوی» ایران را در یک بافت وسیع‌تر، منطقه‌ای یا جهانی قرار می‌دهد.

  • شب پیاده روهای لاله زار را برای اتفاقات خوبی که قرارست در لاله زار شاهد باشیم، برگزار می‌کنیم. قرارمان دوشنبه، ۲۹ تیرماه، خانه شهر (عمارت بلدیه)، سالن بزرگ اجتماعات. ساعت ۱۷. @TaraneYalda @alishahidi_iranianstudies @Bukharamag instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi

  • ۲۷ تیرماه سال روز درگذشت استاد رضا سقایی 🔺( زاده ۲۰ فروردین ۱۳۱۸ خرم‌آباد -- درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۹ تهران ) خواننده موسیقی لری 🔹رضا سقایی که از شاگردان مهرتاش بود در طول زندگی هنری خود همکاری‌های خوبی با علی‌اکبر شکارچی، مجتبی میرزاده و فرج علیپور داشت. نخستین تصنیف او با زبان لری "آن نگاه مست تو" نام داشت. ترانه "دایه دایه" معروف‌ترین اثر او بود. وی در اواخر جنگ ایران و عراق در شهر ازنا بر اثر اصابت ترکش یک بمب مجروح شد و تا پایان عمر به‌خاطر عوارض آن بیمار بود. از جمله کارهای معروف او «زندگی بی‌چشم تو درد و عذابه» است که بعدها عبدالوهاب شهیدی و علی‌اصغر زند‌ وکیل هم آنرا بازخوانی کردند. وی بعد از ۱۳۴۴ بسیار معروف و به خواننده‌ای شناخته شده تبدیل شد و تا ۱۳۵۷ خوانندگی را ادامه داد. اما بعد از انقلاب، تقریباً خوانندگی را کنار گذاشت. در زمان جنگ که در بمباران شهر ازنا مجروح شد، تارهای صوتی‌اش آسیب دید. چندسال آخر عمر در منزلش بستری بود و بیشتر خواهرش از او نگهداری می‌کرد چون او در تمام عمرش ازدواج نکرد و مجرد بود. در اثر بیماری تنفسی و سپس سکته مغزی درگذشت. ترانه موتورچی "دایه دایه" که سال‌ها پیش با تنظیم مجتبی میرزاده و با صدای سقایی اجرا شده بود در سال ۱۳۸۶ در میان ترانه‌های فاخر و ماندگار ۱۰۰ سال اخیر موسیقی ایران به ثبت رسید. تا پیش از انقلاب، کاست‌هایی معمولاً بدون نام آلبوم به‌صورت غیررسمی و توسط استودیوهای وقت تهران از وی پخش می‌شد ولی پس از انقلاب به اهتمام اهالی موسیقی لرستان و به‌ویژه شرکت‌های آوای سپهر و نوای زاگرس سه آلبوم قدم‌خیر، تفنگ و موتورچی از وی انتشار یافت. در سال ۱۳۹۵ نیز تعداد هفت ترانه از ترانه‌های تمرینی و بدون کلام رضا سقایی با تلاش امین عباسیان و جمعی از نوازندگان شهرستان خرم‌آباد زیر آهنگ رفت و در قالب آلبومی با عنوان دنگ دیر به علاقه مندان عرضه شد در ۷۱ سالگی درگذشت و در تهران تشییع و به زادگاهش خرم‌آباد منتقل شد. 💥یاد عزیزش تا ابد گرامی❤️

  • -{(نشست نظامی خوانی)}- به نام آنکه هستی، نام از او یافت فلک جنبش، زمین آرام از او یافت ✳️ دومین نشست نظامی خوانی (خسرو و شیرین) 📆 زمان: دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ⏳ ساعت ۱۷/۳۰ الی ۱۹٫۲۰ 🏠 مکان: خرم‌آباد، بنیاد ایران شناسی، محله بازار. عناوین برنامه ها: 1️⃣ 🗣️ مقدمه: دبیر جلسه (۱۰ دقیقه) شرحی مختصر بر فلسفه نظامی خوانی. 2️⃣ 🗣️ با حضور آقای باقر درفشان (۲۰ دقیقه) 3️⃣ 🎤 خوانش و شرح بخشهای ۱۵، ۱۶ و ۱۷ خسرو و شیرین. ۱-بیانی کوتاه از بخش قبلی و ۳ بخش پیش رو توسط سرکار خانم قهرمانی. ۲-خوانشگران ۳ بخش برنامه: آقایان اکبر پویا و حیدر فرضی. ۳-تفسیر و معنی اشعار در پایان هر بخش: سرکار خانم قهرمانی. زمان جمعا (۶۰ دقیقه). 4️⃣ جمع بندی نشست و شرح برنامه بعدی: دبیر جلسه (۱۰ دقیقه). 5⃣ 👥 تبادل نظر: با هماهنگی دبیر جلسه (۱۰ دقیقه). ----------------------------------------- حضور ارزشمند و سبز شما موجب گرمی و رونق این محفل فرهنگی خواهد شد. برای ارج نهادن به دوستان فرهیخته و شایسته، لطفاً برنامه محور باشیم و از آن تخطی نکنیم. ----------------------------------------- ⭕️ روابط عمومی بنیاد ایران‌شناسی لرستان

  • видео или голосовое, без подписи

  • رقص لریِ لرستان یکی از کهن‌ترین سنت‌های آیینی و گروهی ایران به شمار می‌رود. یکی از مهم‌ترین شواهد باستان‌شناسی درباره قدمت این رقص، تصویر حک‌شده بر روی یک کاسه سفالی متعلق به حدود ۷ هزار سال پیش است که در لرستان کشف شده است. بر روی این کاسه، گروهی از انسان‌ها در حالی دیده می‌شوند که دست در دست هم به صورت دایره‌ای در حال حرکت هستند؛ پژوهشگران این نقش را از قدیمی‌ترین تصاویر شناخته‌شده از رقص جمعی در جهان می‌دانند. این نقش نشان می‌دهد که مردم ساکن زاگرس از هزاران سال پیش، رقص را تنها برای شادی انجام نمی‌دادند، بلکه آن را بخشی از آیین‌های مذهبی، جشن برداشت محصول، نیایش، همبستگی اجتماعی و بزرگداشت زندگی می‌دانستند. رقص لری امروز نیز بسیاری از همان ویژگی‌های کهن را حفظ کرده است: رقص به صورت گروهی و با گرفتن دست یکدیگر انجام می‌شود. حرکت‌ها هماهنگ و ریتمیک هستند و نماد اتحاد و همدلی‌اند. سرگروه با دستمال، ریتم و جهت حرکت را هدایت می‌کند. موسیقی با سازهایی مانند سرنا و دهل، شور و هیجان رقص را افزایش می‌دهد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که پیوستگی میان نقش باستانی روی کاسه و رقص‌های امروزی لری، نشان‌دهنده تداوم یک سنت فرهنگی در سرزمین لرستان طی هزاران سال است؛ سنتی که از دوران پیشاتاریخ تا امروز زنده مانده و بخشی از هویت مردم لر به شمار می‌آید. #رقص_لری #لرستان #تمدن_کهن #میراث_فرهنگی #تاریخ_ای�

شاهنامه پژوهی لرستان ( انجمن خرد) — tgindex