tgindex
☽︎⋆ شعر دلتنگی

☽︎⋆ شعر دلتنگی

Статистика
@Sher_M_DelttangeeМузыкаперсидский

وأنَّ الله سيُعوِّضنا عَمَّا مَرَرْنا بِ «و خداوند آنچه را که به ما گذشت، جبران خواهد کرد✨🤍: ╭┈──────「💌    ✰ 🇲 _ᵃʸᵃʳ ✰⤶ ╰─-------➤༄🌿⃟♥️ @M_ayar9

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 295
+5 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
476
21 постов
Вовлечённость
20,7%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
227
1/48двое суток
260
1/72трое суток
280

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اگر دیدی میان ویرانه‌های خانه‌ای گل سرخی قد کشیده است، هرگز تعجب نکن ما اینطور دوام آوردیم.! 🍂

  • видео или голосовое, без подписи

  • دلم میخواست من باشم عصای پیریت اما خودم از کودکی پیرم دعایم‌کن فقط‌مادر.! 🍂

  • آزرده، پشت پا خورده، ماندم با دلی افسرده.

  • غم بر سرِ غم ریخته آنجا که منم... #رهی_معیری 🖤

  • видео или голосовое, без подписи

  • باور کنید گاهی نداشتن هیچ‌ کس از داشتن کسانی بهتر است که حضورشان، خلوت جان را از هر تنهایی، تنهاتر می‌کند.

  • آنچه نپاید، دوستی را نشاید نقلست که یک روز شيخ ابوبكر شبلى رحمه الله یکی را دید زار می گریست گفت: چرا می گریی؟ گفت: دوستی داشتم بمُرد. گفت: ای نادان چرا دوستی گیری که بمیرد. عشق با مُرده نباشد پایدار عشق را با حیّ و با قیّوم دار

  • گاهی به شکل عجیبی غمی بی‌ نام و نشان به قلبم در می‌زند، غمی که نه از زخمی بر جانم است و نه از داغی بر قلبم. غمی کاملا متفاوت و نااشنا که تمام جانم را پریشان می‌کند. نمی‌دانم از کدام خاطره است، نه می‌دانم کدام زخم خاموش دوباره بیدار شده است. غمی که نمی‌توان برای کسی شرح داد، نه می‌توان از آن گریخت... لب خاموش، اما در سینه قیامتی برپاست...

  • видео или голосовое, без подписи

  • شرر عشق، گاهی چراغ جان می‌شود و گاهی خرمن تمام هستی انسان را به یک آه بر باد می‌دهد، گاهی هم نور ایمان می‌شود، گاهی هم برزخ جان و ایمان. زیرا در مکتب عشق، ساختن و سوختن دو روی یک حقیقت‌ اند. در انتظار ان سوی سوختن در آغوش نور.

  • په مخ څلور خالونه کیده په تا مئین زه په څلور مذهبه یمه✨

  • ناوقت شب تنها در پارک نشسته بودم غرق در دنیای درون خود که ناگهان یک بی پناه تر از من سر و کله اش پیدا شد. این موجود زیبا که مهرش مدت هاست از دلم رفته بود، آمد و بی آنکه فرق مرا با غریبه یا آشنایی بکند خودش را آرام در آغوشم انداخت،انگار که سال ها مرا می‌شناخت، آرام سرش را گذاشت روی من، چهره پریشان اش از حال منم بدتر بود. در آن زمان فهمیدم، گاهی دردناکترین و در عین حال زیباترین حالت زمانی است که یک موجود بی زبان بی هیچ ادعایی تنهایی اش را با تنهایی ات قسمت کند. گاهی آنقدر دنبال دستی برای نجات میگردیم که فراموش می‌کنیم  شاید موجود دیگری با همان زخم ها منتظر است تا به او پناه بیاورد. گاهی آرامش را در جایی پیدا می‌کنیم که اصلا توقع اش را نداریم. گاهی تنهایی، تنهایی دیگری را پیدا می‌کند و از میان آن دو درد آرامش عجیب متولد می‌شود. خداوند گاهی آرامش را از جای می‌فرستد که عقل انتظارش را ندارد، از چشمانی که سخن نمی‌گویند از قلبی که ادعایی ندارد از موجودی که چیزی نمی‌خواهد جز اندکی محبت و نوازش. من در آن سکوت ما به درک این رسیدم که در این جهان بی رحم و بی مهر گاهی یک آغوش بی زبان می‌تواند تمام حرف های را بزند که هزاران انسان از گفتنش عاجزند. مدت ها بود چنین آرامش تجربه نکرده بودم.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • خودم تنها، تنها دلم... 🖤

  • در سخت‌ ترین شرایط زندگیم، آنقدر به آمدن دست یاری امید داشتم که آخر فهمیدم، انتظار گاهی از خود تنهایی دردناک تر است.

  • کوشش میکنم جدی نگیرم اما این غم ها پیرم می‌کند.

☽︎⋆ شعر دلتنگی — tgindex