tgindex
ژژ سينا به منش (آرشیو )

ژژ سينا به منش (آرشیو )

Статистика
@SinaBehmaneshперсидский

شعرها و داستان هاى سينا به منش امکانی برای ارتباط : @Sina_Behmanesh

Последний пост
24 апр. 2025 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
171
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
307
17 постов
Вовлечённость
179,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • Channel name was changed to «ژژ سينا به منش (آرشیو )»

  • گویا مدیریت این کانال دارد از دسترس من خارج می‌شود. در کانالی با همین نام در خدمتتان هستم 👇 https://t.me/SinaBehmanesh_30na

  • Channel name was changed to «سينا به منش (آرشیو )»

  • The owner of this channel has been inactive for the last 5 months. If they remain inactive for the next 8 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.

  • آدم برفی ------------------- نه باران ... که يادآورم شوی گريه مال مرد نيست نه برف ... که يادآورم شوی رد پای ما ، همين پنج روز و شش ... برای من چون مِه باش در بَرَم بگير می‌خواهم شعری بگويم برای اشکهای آدم برفیِ نيمه‌ی مرداد ... -------------------------------------- این شعر در دهم مرداد ۱۳۷۹ به دنیا آمد شبی که با #سعید_خدابخشی عزیز به صبح رسید. #سینابهمنش از کتاب #آهوی_ناتمام

  • ششم مرداد است... یعنی چهار سال از آخرین وداع من و مادرم گذشته‌است. آخرین چیزی که از من خواست این بود: برو... و زندگی را به همسر و فرزندت سخت نگیر . امروز که خواهرم این عکس را فرستاد، دوباره حس کردم چقدر او را کم دارم... لااقل کاش می‌توانستم الان آنجا باشم تا گلی بر مزارش بگذارم ... اينقدر دروغ نگوييد مادر آنقدر حالش بد بود که نمی‌توانست با پدر دعوا کند چادرش را سرش کند و به خانه پدر بزرگ برود اينقدر دروغ نگوييد چادر مادر که هنوز آنجا… و پدر بزرگ هم که سال‌ها پيش… حالم بد است حالم بد است دروغ بگوييد… . #سینابهمنش از کتاب #آهوی_ناتمام

  • #جشنواره‌_تیرگان ۲۰۲۳ در #تورنتو از شب گذشته آغاز شده‌است. شنبه ۲۲ جولای به همت #بنیاد_فرهنگی_هنری_رویا از ساعت ۷ و نیم شب، شب شعری با حضور من و دوستان عزیزم در #Harbourfront_Center برگزار می‌شود. همچنین نمایشگاه کتابی در همین مکان برپا شده‌است. از علاقه‌مندان به شعر و ادب فارسی ساکن تورنتو دعوت می‌کنم چراغ جمعمان را روشن کنند. امید به دیدار #سینابهمنش Program Introduction: 7:30 PM Special Guest Poetry Recitation: 1. Sina Behmanesh:7:35 2. Anahita Torkman:7:40 3. Mostafa Azizi:7:45 4. Javad Soltani:7:50 5. Sepideh Alvandi:7:54 6. Reza Jafari:7:58 7. Alireza Soltani:8:02 8. Marjan Shahvaran:8:06 9. Ali Saffarian:8:10 10. Nasrin Abedi:8:14 11. Hamid Montakhabi:8:18 12. Ali Ansari:8:22 13. Asal Afagh:8:26 Poetry Recitation by Roya Ebrahimi:8:30 Video Poetry Recitation by Poets Outside of Canada 1. Benjamin Deylam Katooli:8:35 2. Somayeh Sheikhi:8:39 3. Mohammadreza Mirzazadeh:8:43 4. Maryam Amousa:8:47 5. Mahdi Nezhad Hashemi:8:51 Open Mic Poetry:8:55 to 9:10 Classical Poetry Contest: 9:10 to 9:30

  • وقتی نیستی تنها هواست که مرا در آغوش می گیرد دست که در هوا می لغزانم موهای هوا را نوازش می کنم به چشمان هوا خیره می شوم و هوا سر بر شانه ام می گذارد عزیزم به سنی رسیده ایم که بیشتر باید هوای هم را داشته باشیم #سینابهمنش از کتاب #در_این_سال_۳۰ عکس , لطف یسنا جانم است

  • از ۱۰ تیر ۱۳۴۸ یا اول جولای ۱۹۶۹ ... ۵۴ سال گذشته و من مانده‌ام و یک عالمه آرزو در روز تولدم... یکی اینکه این روزگار آنقدر تلخ نباشد، تا من این همه تلخ نباشم، تا لااقل یک روز برای عزیزانم قابل تحمل باشم ( خیلی وقتها خودم هم نمی‌تونم خودمو تحمل کنم... پس ببینید کتی‌بانو چقدر صبور است ) یکی اینکه دوستانم از بند زندان آزاد شوند و هموطنانم روزگارشان روز باشد یکی اینکه بتوانم با دوستان و عزیزانم هر چه زودتر دیداری تازه کنم یکی اینکه ... قرار است برای تولدم آرزویی کنم و شمعی را فوت کنم پس دوباره آن داستان تکراری را برای امروز می‌نویسم: گفتند یک آرزو کن و بعد شمع ها را فوت کن ... آرزو کرد شمع ها خاموش نشوند... #سینابهمنش از کتاب #دَم‌ها #نشر_شالگردن

  • برای #شهرام_اقبال‌زاده ... در سوگ #پانته‌آ_اقبال‌زاده . . ما فقط با نوشته‌ی عدالت روی دیوار عکس گرفتیم ما فقط با برج فرسوده‌ی آزادی عکس گرفتیم ما فقط با شادی‌هایمان عکس گرفتیم تا یادمان بماند در زندگی هیچ چیزی حتی یک سیب لبهای وامانده‌مان را با لبخند پر نمی‌کند زندگی خالی بود و ما تنها عکس گرفتیم همیشه جای کسی چیزی در عکس‌های ما خالی بود و ما تنها عکس گرفتیم همه‌ی آن‌هایی که در عکس‌های ما بودند تنها بودند تنها خواسته‌ی ما زندگی بود و زندگی را به هر زبانی که ترجمه کردیم برگی افزودیم به پرونده‌هایمان در عکس‌های ما حتی جای یک پلاک پر از شماره‌های بی‌معنی خالی بود ما از زندگی از آزادی سر در نیاوردیم ما جوجه‌هایی بودیم که در قفس سر از تخم درآوردیم و اوج آسمان برای ما دو وجب بالای سرمان بود ما جنین‌هایی بودیم که مرده از دنیا آمدیم و مرده به دنیا رفتیم عمومی‌ترین چیز در زندگی ما توالت‌هایمان بود و کینه‌هایمان از درد مشترک ما تنها بودیم تنها بودیم و برعکسِ عکس‌های رنگی‌مان سیاه و ... سیاه و ... سیاه و ... خاکستری . #سینابهمنش

  • آه یک آهو بود ناتمام... مُرد . #سینابهمنش از کتاب #آهوی‌ناتمام . پ‌ن: این جهان پر است از معصومیت‌های از دست رفته... زیبایی‌های تباه شده... کودکی‌های فنا شده... جوان‌هایی که از بدِ حادثه ناگهان پیر شده‌اند خنده‌هایی که ممنوع شدند و بغض شدند نفس‌هایی که در قفس حبس شدند و آه شدند عشق‌ها، آرزوها و زندگی‌هایی که ناتمام، تمام شدند . این شعر را در دوران جوانی‌ام نوشته‌ام... نوشته‌ی شاعر جوانی است که کودکی، نوجوانی و جوانی‌اش در انقلاب و جنگ... در جریان اعدامها و بمبارانها... سرکوب‌ها و عزاها... ترس‌ها و ناامیدی‌ها نابودشد و تنها آرزویم این است که کودکان، نوجوانان و جوانان سرزمینم، آنچه که نسل من زندگی کرد را دوباره تجربه نکنند

  • 22 июн. 2023 г.1701из SinaBehmanesh

    ‍ چراغ سه بار قرمز شد سه بار سبز شد سه بار زرد شد و مرد که دلیلی نداشت برای رفتن که جایی نداشت برای رفتن بی‌توجه به بوق‌ها به فحش‌های نور بالا سر چهار راه ایستاده‌بود پشت فرمان نشسته‌بود و به زرد شدن سبزها فکر نمی‌کرد و به عوض شدن فصل‌ها فکر نمی‌کرد و حتی با خودش نمی‌گفت خوشا به حال آنهایی که می‌روند حتما جایی برای گریستن دارند #سینابهمنش از کتاب #در_این_سال_۳۰

  • این #نه باید به گوش همه برسد به جای حرف زدن باید کاری کنیم باید صدایشان باشیم. . . با تمام شُرشُراَش #نه باران سخن می‌گوید #نه باد با همه‌ی هو‌هو‌اَش فقط من حرف می‌زنم و فقط من فقط حرف می‌زنم در اقیانوسی منجمد ما مثل ماهی در حرف شناوریم و صدایمان تا به جایی نرسد به جایی نمی‌رسد . . . #سینابهمنش از کتاب #در_این_سال_۳۰ برای دانشجویان #دانشگاه_هنر

  • زخمی دهان گشوده جایی که از شیر آب خون می ریزد و من که دهان بسته ام در رگهایم آب روانیِ ساکتی دارد . #سینابهمنش از کتاب #در_این_سال_۳۰ #نشر_شالگردن

  • وقتی که فقط زخم دهان باز می‌کند فرقی نمی‌کند به چه زبانی حرف بزنی سالهاست اخبار ما را به زبان خاورمیانه‌ای می‌گویند هر روز تعداد مرده‌های ما به چند زبان زنده‌ی دنیا ترجمه می‌شود اینجا ما واژه‌های مشترکی داریم جنگ خون مرگ ما زخمهای مشترکی داریم اینجا مهم نیست به چه زبانی حرف بزنی ما به اندازه‌ی تمام زبانهای دنیا سکوت می‌کنیم #سينابهمنش از کتاب #در_این_سال_۳۰ #نشر_شالگردن تصویرسازی : ؟

  • چهارم جون 2023 Richmond Hill Toronto

  • من یک جدایی طلب هستم. من خواهان جدایی مرگ از زندگی هستم. من خواهان جدایی جوانان از چوبه‌ی دار من خواهان جدایی اشک از چشم مادران هستم. من یک جدایی‌طلب هستم. من خواهان جدایی میله از سلول هستم. من خواهان جدایی دیوار از زندان من خواهان جدایی جلاد از قضاوت هستم. من یک جدایی ‌طلب هستم. من خواهان جدایی آن همه خاطرات بد از کودکی‌هایم هستم. من خواهان جدایی صدای بمب، صدای گلوله و موشک از خوابهایم من خواهان جدایی رنگ خون از رنگین‌کمان هستم. من یک جدایی‌طلب هستم. من خواهان جدایی فقر از لبخند هستم. من خواهان جدایی شرمندگی از نگاه پدران من خواهان جدایی گرسنگی از سفره‌ها هستم. من یک جدایی‌طلب هستم. من خواهان جدایی شب از روزگارم هستم. من خواهان جدایی پاییز از شکوفه من خواهان جدایی آتش از باغ هستم. من یک جدایی‌طلب هستم. من خواهان جدایی قرص از خواب هستم. من خواهان جدایی کابوس از رویا من خواهان جدایی ضجه از لالایی هستم. من یک جدایی طلب هستم. من خواهان جدایی منبر از تخت و میز و صندلی هستم. من خواهان جدایی بایدها و نبایدها از آرزوها من خواهان جدایی تمام زجرها از زندگی‌ام  هستم. من یک جدایی‌طلب هستم. من خواهان جدایی مرثیه از شعر هستم. من خواهان جدایی خودکار قرمز از کتاب من خواهان جدایی زنجیر از  پاهای بکتاش هستم. #سینابهمنش

  • без подписи

  • 2 июн. 2023 г.1372из SinaBehmanesh

    ‏سانسور تنها به معنی نقطه‌چین شدن کتاب‌ها نیست. بلکه اندیشه و احساس را هم نقطه‌چین می‌کند. روابط و حضور و سلوک انسان‌ها را نیز نقطه‌چین می‌کند. حتی گریستن و خندیدن و سکوت و تأمل‌ را نیز نقطه‌چین می‌کند. #محمدمختاری " سانسور" بنام الف، سه نقطه که مرا آفرید و ترا و عشق را و سه نقطه و ما با هم بودیم و سه نقطه و ما سه نقطه بودیم و دو نقطه ما را زدند، سه نقطه داران و من ماندم و یک نقطه سر سطر هستم. #سینابهمنش