🦢واد؎ ؏ـشـــــق🦢
Статистикаمتنهای ❤️عاشقانه❤️طنز❤️ غم♥️ 1395 🦢خوشا جانی ک جانانش توباش🦢 🦢خوشا ملکی ک سلطانش تو باشی🦢 🦢همه شادی و عشرت باز شد ای دوست🦢 🦢 درآن خانه که مهمانش تو باشی🦢
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 104
- Всего постов
- 127
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Развлечения
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 37
- 1/48двое суток
- 42
- 1/72трое суток
- 45
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🦢اول هفتتون شاد و پرانرژی دوستان وادی عشق قوی سفید🦢
🦢🦢
🦢🦢
🦢ناخوشیها از دل بی ذوق ماست، ذوق اگر باشد همه دنیا خوش است...🦢
🦢میشود قدری بخنــدی،در دلـم غوغا شود قدر یک خنـده لبم ، بین لب تــو جا شود🦢 🦢میشود بین دو دستت،یک بغل جا وا کنی غیر من ، هر دلبــری را ، تا ابد حاشا کنی...🦢
🦢زندگی هیچوقت اندازہ ی تن ما نشد🦢 🦢حتی وقتی ڪہ خودمان بریدیم و دوختیم...🦢
🦢تو رابطه درست که باشی دو بار عاشق میشی، یه بار عاشق طرفت، یه بارم با کمک اون عاشق خودت..🦢
🦢چشمانت سرنوشت من است هیچکس از سرنوشت خود نمی گریزد...🦢
🦢من مےگویم دوستتدارم ..🦢 🦢 تو عیارش را در آغوشم محڪ بزن ...!🦢
🦢خوشگلی، با نمکی اهل دل و دیوانه😉 🦢دلبری میکنی از من تو چه اُستادانه🙃 🦢مثل و مانند تو پیدا نشود در دنیا👌 🦢تو عروسِ شهرِ هر قصه و هر افسانه👰♀
🦢نمیدانـم عاشـق تـوام یا عاشـــق صبـحبخیـرهایت🦢 🦢هرچہ هسـت باز هـم عاشــــقتر از هـرروز شـدهام🦢 🦢صبحت قشنگ عزیزم❤️
🦢صبح آغاز شد و چشم دلم منتظرت پلک بگشای که آغاز من و جان منی...🦢 🦢 صبحت بخیرآرام جانم😍😘
🦢خدایا شکرت🤲 هر روز ما را بی هیچ منتی سر خوان نعمتت میهمان میکنی چه شکر کنیم و چه فراموش.🦢 🦢خدایا شکرت که تو خدایی ات را میکنی حتی اگر من بندگی یادم برود🦢 🦢درود صبحتون بخیر دوستان گلم🦢
شبتون قشنگ دوستان گلم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 🦢#خــدایـا ...🦢 🦢شب را درسڪوٺ🦢 🦢و تاریڪـے آفریدے🦢 🦢تا همہ از هیـاهوو شلوغـے روز🦢 🦢.... به آرامش برسند ....🦢 🦢پس آرامش حقیقـی🦢 🦢خیالے آسوده و خوابـے آرام🦢 🦢نصیب دوستـانم ڪن🌹
🦢تشنه ام پاهای برهنه ات را باز که میکنی ؛🦢 🦢خونخوری میکنم عطشم بیشتر میشود ...🦢 🦢شبتون درآغوش یار❤️
🦢هوایش را داشته باش دلم را می گویــم ،🦢 🦢قول میدهم برای تُ باشد همه ی عاشقـــــی اش .🦢 🦢شبت در آرامش عزیزم😘
🦢🦢
🦢در شهری که قلبها زخمی ست كلمات تكثير میشوند تا درد بی نام بماند. اما شبها وقتی شهر ساکت می شود همان درد نام همه را صدا میزند...🦢
🦢خواستم از نگاهت شعری بنویسم؛ بیخیال🦢 چشمهایت ختمِ غزل؛ دوستت دارم، همین🦢
🦢نــ.ـذر ڪـردم ؛ گَـر از این غــ.ـم بہ دَر آیم روزے تا درِ مِیکده شـ.ــادان و غـزلخوان بِرَوَم🦢