tgindex
سُڪاه
@Sokah_00персидский

به نام فرزندانِ ایران و جان‌فداهاۍ وطـــن! ‌ ولی خب روزی خواهم کاهید از درد و رنج بشر به خصوص "موجودات دوپاا" نِبراس اَهـورا🌙 ‌ @Sokah240Bot . . .

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
121
−8 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
20
20 постов
Вовлечённость
16,5%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
7
1/48двое суток
8
1/72трое суток
8

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • * با تأخیر!

  • ‏در رویاهایم زنی را پروانده‌ام که از رها کردن خود در آغوشش هیچ ترس و واهمه‌ای ندارم! ‏هنگامی که با دستان پر مهر و گرمش پیچ و تاب موهای خرمایی رنگم را نوازش میکند احساس میکنم رهاترینم ، به رهایی ابرهای پنبه‌ای در آسمان یک روز آفتابی و به خلسه‌ای بی‌نهایت میروم...…

  • 13 авг.31из nwnadiудалён 14 авг.

    بیایید این پیام و یکی از پست ها رو فور کنید، منم از شما فور کنم اینجا!

  • 13 авг.31удалён 14 авг.

    без подписи

  • 13 авг.31из nwnadiудалён 14 авг.

    Gym👀💆🏻‍♀

  • ‏در رویاهایم زنی را پروانده‌ام که از رها کردن خود در آغوشش هیچ ترس و واهمه‌ای ندارم! ‏هنگامی که با دستان پر مهر و گرمش پیچ و تاب موهای خرمایی رنگم را نوازش میکند احساس میکنم رهاترینم ، به رهایی ابرهای پنبه‌ای در آسمان یک روز آفتابی و به خلسه‌ای بی‌نهایت میروم... ‏در رویاهایم هر گاه زمین خوردم یا زخمی شدم دوان دوان به آغوش همان زن پناه میبرم حتی با چشمانی اشکی و نم‌دار ، ترس از نشان دادن نیمه‌ی تاریک و ضعیف خود به او ندارم میتوانم روحم را عریان و صاف به او نشان دهم ، ترس از گفتن حرف‌های شکننده ندارم چون او چاقو به دست و آماده ، کمین نکرده است برای شکافتن و دریدن قلبم! خم شدن او روی زخم من ، نه برای پاره کردنش ، بلکه برای بوسیدنش است! ‏در رویاهایم آزادانه با او میرقصم ، میخندم و او پا به پای یک دختر بچه میرقصد و میخندد ، حتی اگر غم تمام دنیا روی شانه‌های ظریفش سنگینی کند ، دیگر لازم نیست با کسی بجنگم که در فرهنگ لغتش رژ قرمز را هرزه بودن معنا میکند ، دیگر لازم نیست ناخن‌های لاک خورده‌ام را پنهان کنم تا مبادا با نگاهی احساس شرم بر من روا شود... ‏او با تابوها میجنگد ، نبردهای نابرابر را میبرد و به هرکه رنگی از مهر ورزیدن ندیده عشق میدهد و اما محکم‌تر از قبل می‌ایستد و رنگ میبخشد! ‏روزهایی را با او زندگی میکنم که با تنی خسته و زخمی از ستیز با آدم‌ها به او پناه میبرم ، زیرا تنها دلیل نبردهایم اوست! ‏باشد که زنانی همچو زن رویاهایم دخترکانی بپرورانند به شجاعت گُردآفرید و به دلربایی الهه‌ی یونان... ‏" و برای منی که هیچوقت این چنین نداشتم!" ‏• یادداشت‌های 17 سالگی ، 12 اوت [ سُڪاه ]

  • без подписи

  • [ هر که باشیم ، هر کجای دنیا که زندگی کنیم ، همگی جایی در اعماقمان نوعی حس کمبود داریم . انگار چیزی اساسی گم کرده‌ایم و می‌ترسیم نتوانیم آن را پس بگیریم . آن‌هایی هم که می‌دانند چه چیزی کم دارند ، واقعا انگشت‌شمارند . ] #ملت_عشق

  • без подписи

  • 🍝✨

  • و یه چیزی رو نصف و نیمه داشتن دردناک‌تره

  • نمیدونین نداشتن چقدر درد داره و یه چیزی رو نصف و نیمه داشتن دردناک‌تره

  • سگ سیاه افسردگی چسبیده به قلبم

  • دلم میخواد روزام رنگی باشه اما خاکستری و تاره

  • ولی خودمونیما ، دلتنگی هم عجب چیز پیچیده و سختی هست! اما سخت‌ترین نوع دلتنگی این نیست که دلت واسه چیزی یا کسی تنگ بشه که دیگه نداریش ، بلکه اینه که دلت واسه چیزا و کسایی تنگ بشه که هیچچچچ‌وقت نداشتیشون که هیچ حتی یه ذره از طعم داشتنشون هم نچشیدی در واقع دلتنگ مزه‌ای هستی که هیچوقت حس نکردی اصلا نمیدونی چه طعمیه ، لمسش نکردی!

  • без подписи

  • دو نفری که زخم‌هاشون شبیه هم هست میتونن هَمُ بفهمن اما شاید نتونن به هم ابراز همدردی کنن! • سُڪاه

  • تو این زندگی هر آدمی به احتمال زیاد حداقل عزیز یک نفر هست ، و برای هر آدمی صددرصد یکی وجود داره که دوست داره سر به تنش نباشه! کاش همه عزیز اون یه نفره باشن و بدونن اینجوری میتونی به خاطر اون تا آخرین توانت به زندگی چنگ بزنی حتی اگه ناخنات بشکنن یا دستات زخمی و بی‌جون شن... [ یادداشت‌های 17 سالگی ، 8 اوت ] • سُڪاه

  • без подписи

  • Loneliness is dangerous , it's addictive. Once you realize how much peace there is in it , you don't want to be with others anymore.