ســخــن عـــِشــــْق
Статистикаاز صدایِ #سخن_عشق نديدم خوشتر يادگــاری كه درين گنـبـدِ دوّار بمـــــانْـد تأسیس: ۲۵ فروردینِ ۱۳۹۵ ارتباط با ادمین @mohammad9631 پیوند پیام ناشناس: https://t.me/HarfinoBot?start=nashenas_sokhan
- Последний пост
- 21 мая 2025 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 60
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
از صدایِ #سخن_عشق نديدم خوشتر يادگــاری كه درين گنـبـدِ دوّار بمـــــانْـد تأسیس: ۲۵ فروردینِ ۱۳۹۵ ارتباط با ادمین @mohammad9631 پیوند پیام ناشناس: https://t.me/HarfinoBot?start=nashenas_sokhan
ادامه: امشب تصمیم گرفتم که این کانال رو برای مدتی یا همیشه ببندم. فعلاً قصد حذف کانال و محتواهایش را ندارم، شاید به احتمال ۱ درصد، در آینده نظرم عوض شد! دیگه بهروزرسانی نخواهد شد، و اینجا ساکت و بیصدا، به خواب خواهد رفت. دلیلش؟ بماند... مهمتر از دلیل، خود این مسیر نهسالهست. نه سال خاطره، نه سال شعر، نه سال دلنوشته و احساس. هر پستی که توی این کانال گذاشتم، هر بیتی که نوشتم، هر متنی که شیر کردم، از ته دل بوده. هیچوقت فقط برای پر کردن صفحه چیزی ننوشتم. هر کلمه ردّی از خاطرات من بود. بیشتر شعرها و نوشتههایی که اینجا گذاشتم، بازتاب حالوهوای اون روزهای زندگی خودم بودن؛ نه صرفاً شعرهای کپیشده از جایی. از بین شما عزیزان، کسانی هستن که از همون روز اول با ما بودن. یعنی از ۲۵ فروردین ۱۳۹۵. شروع سفر این کانال. و حالا، بعد از ۹ سال، به نقطهٔ پایان رسیدیم... فقط خواستم بگم: دم همهتون گرم. ممنونم از همراهیهاتون، از اینکه خوندید، نوشتید، نظر دادید، حس گرفتید و دل دادید. برای همهتون آرزوی خوشحالی دارم، لبهای خندون، دلهای آروم، زندگیهای سرشار از عشق و امید. و بدونید که این کانال همیشه برام زنده خواهد بود؛ در قلبم، در خاطراتم، و در لحظههایی که با شما شریک شدم. مخلص همهتون محمد (حاج ممد)
تو این دنیا، هر چیزی—از درخت و گل و گیاه گرفته تا حیوانات و انسان—سه مرحله داره: تولد، رشد و نمو، و در نهایت، پایان. هر موجود زندهای روزی چشم به جهان باز میکنه، روزهایی رو زندگی میکنه، و بعد کمکم به لحظه رفتن نزدیک میشه. کانال «سخن عشق» هم برای من چیزی کمتر از یک موجود زنده نبوده. برای من این فقط یک کانال تلگرام نبود؛ یک همراه بود، یک دفتر خاطرات بود، تکهای از دل و جانم بود. و حالا، این همراه، داره به آخر راه خودش نزدیک میشه...
سلام دوستان❤️
گرچه بیزارم از آن همبسترِ بازاریاش(!) آرزو دارم بماند بر سر دلداریاش اشک میریزم ولی شادم که میریزد رقیب اشکهای جاریام را در حساب جاریاش! کاش کمتر باشم از او در تمامِ عمرِ خویش تا نبیند ضربه از «خودبیشترپنداریاش» من که خود صد داستان در سینه دارم، خستهام خستهام از عشق از هر قصهٔ تکراریاش تیشه را انداختم از کوه برگشتم به شهر دلقکی گشتم که مشهور است شیرینکاریاش...(!) #یاسر_قنبرلو
00:41 ندیدی...
بله و شب بهخیر.
آنکه آسودهٔ خواب است به بازوی رقیب بالشِ نمزده از اشک چه میداند چیست؟ #مسیح_مسیحا چه میداند؟ ها؟!
آدم نرمال کم شده آقا. کافیه تلاش کنی واسه پیدا کردن همسر، پارتنر، دوست، همکار و یا شریک. واقعا متوجه میشی افراد دانا و حکیم و دارای قابلیت خاص نه ها، آدم نرمال، یعنی آدم بدون اختلال حاد روانی کمه. خیلی کم! »وجودگرا« @OfficialPersiaTwitter
کدام بخش؟
بله؟
میدانم نامهای که برایت فرستادم، طولانی، مبهم و بسیار پیچیده بود با اینکه بیشتر از یک واژه نبود! اشکالی نیست... امشب وقتم آزاد است، بگو ببینم، کدام بخشِ «دوستت دارم» را متوجه نشدهای؟ #قیس_عبدالمغنی ترجمهٔ #سعید_هلیچی
من دربارهٔ تو چیزی به آنها نگفتهام، امّا تو را دیدهاند که در چشمانم زندگی میکنی... #نزار_قبانی
شب بهخیر
دیشب در انتظار تو جانم به لب رسید امشب بیا که نیست به فردا تقبلی #شهریار آره خلاصه!
تو در آینه نگه کن که چه دلبری، ولیکن تو که خویشتن ببینی نظرت به ما نباشد... #سعدی #آینه
چنان سرمست شد جانم ز جامِ عشقِ جانانم که تا روز قیامت هم نخواهی یافت هشیارش #عراقی
ببار ای بارون...
без подписи
چندان شکسته ایم که نتوان دگر شکست! #کاظمای_تبریزی