شعر های ناب 😍بیو های زیبا واستوری کوتاه
Статистикаبی پروا و رها🦋 از هر آنچه هست و نیست..! پروفایل و استوری💖❤🧡 حرف های ناگفته😔🖤 کلیپ😍 عاشقانه ها و غمگین❤🖤
- Последний пост
- 9 нояб.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 42
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چه کنم با چه کنم های دلم....؟ 🖤🖤🖤🖤🖤🖤
میشد نخواست...🖤
به قول مولانا دل را دیگر اگر شوقی بود تمام شد .!
بیو 💖 با اشتیاق زندگی کن بیخیال نتیجه💖
چه كسى میتواند بگويد: «تمام شد» و دروغ نگفته باشد؟
💖شعر💖 باز مضمون غزل های قشنگم شده ای💖 شک نکن وارد رویای قشنگم شده ای💖 چه کنم بار دگر قصه ی شیدایی را💖 باز مجنون و لیلای قشنگم شده ای💖 با تو در ساحل من حسرت و دلتنگی نیست💖 موج آرامش دریای قشنگم شده ای💖 با نفس های تو آینده برایم زیباست💖 چون تو سازنده ی فردای قشنگم شده ای💖 آمدی حال مرا خوب کنی با عشقت💖 با تو سرمستم و دنیای قشنگم شده ای💖 💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖 #شباویز
#حرف_دلم مجبور نيستی كه بمانى ولى نرو!💔 #مهدی_فرجی
پروردگارا.. آنچه طاقت تحمل آن را نداریم برما مقرر مدار ، و آثار گناه را از ما بشوی و مارا ببخش، و در رحمت خود قرار ده ، تو مولا و سرپرست مایی ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان سوره بقره آیه «(۲۸۶)»
# بیو هر چه تبر زدی مرا ... زخم نشد جوانه شد ،
بگذار بگویند و بگویند و بگویند ؛ تو لبخند بزن خیره بمان هیچ مگو (:
تو در تاریکی خواهی فهمید که ستارهایت چه کسانی هستند ✨🌟⭐️🌑
و هیچکس تورا به اندازه من دوست نخواهد داشت ،.. این را در تمام آدم های بعد من خواهی دید ):
بیگانه با بیگانه ندارد کاری خویش است که در پی شکست خویش است
همراه تو میمانم حتی در تاریکترین لحظههای عمرت مانند حضور مهتاب در چاه شب #صدری
در سال ۲۰۲۰، دو مرد دست به کار جالبی زدند و یک «ساندویچ زمینی» ساختند 😂 یکی از آنها در نیوزیلند بود و دیگری در اسپانیا. آنها بهطور همزمان، هرکدام یک برش نان را دقیقاً در دو نقطهی مقابل یکدیگر روی کره زمین قرار دادند. با استفاده از مختصات طول و عرض جغرافیایی، اطمینان حاصل کردند که مکانها کاملاً روبهروی هم هستند و هر برش نان را در جای درست گذاشتند. به این ترتیب، یک «ساندویچ زمینی» به وجود آمد — با ۱۲٬۷۲۴ کیلومتر از سیاره زمین که بین دو برش نان قرار گرفته بود! 😂
بیو انَدکِی فَهمِیدِن اَز بِسیَار گُفتَن خُوش تَر اَست
زنی در یک جعبه چوبی در بیابانی دورافتاده در مغولستان، در سال ۱۹۱۳، اسیر و رها شده بود تا از گرسنگی بمیرد. این مجازات برای زنا کار بود استفان پاسه در سال ۱۹۱۳ در حال گشت و گذار در مغولستان و عکاسی بود که به زن مغولی در یک جعبه برخورد کرد. در عکس، دو کاسه روی زمین برای آب و غذا دیده میشود. به او آب و غذا نه به صورت روزانه، بلکه به روشی داده میشد تا رنجش طولانیتر شود. استفان پاسه برای اینکه تعادل قوانین و تمدنهای محلی مغولستان را تغییر ندهد، یا به عبارت دیگر، خودش را به دردسر نیندازد، زن را در جعبه رها کرد. این عکس رنگی شده است. 📷 استفانی پاسه/تاریخ باستان
چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش صدف گهر نماید شکر عقیق رنگش بکنند رخ به ناخن بگزند لب به دندان همه ساحران بابل ز دو چشم شوخ و شنگش خاقانی
جنایتكاری كه آدم كشته بود، در حال فرار، خسته به دهكده رسید... چند روز چیزى نخورده بود و گرسنه بود. جلوى مغازه میوه فروشى ایستاد و به سیبهاى بزرگ و تازه خیره شد، اما پولى براى خرید نداشت. دو دل بود كه سیب را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدایى كند، توى جیبش چاقو را لمس مىكرد که سیبى را جلوى چشمش دید! چاقو را رها كرد، سیب را از دست مرد میوهفروش گرفت، میوهفروش گفت : « بخور نوش جانت، پول نمىخواهم...» روزها، آدمكُشِ فرارى جلوى دكه میوهفروشى ظاهر میشد و بى آنكه كلمهاى ادا كند، صاحب دكه فوراً چند سیب در دست او میگذاشت... یک شب، صاحب دكه وقتى كه مىخواست بساط خود را جمع كند، صفحه اوّل روزنامه به چشمش خورد، عكسِ توىِ روزنامه را شناخت. زیر عكس نوشته بود : «قاتل فرارى» ؛ و جایزه تعیین شده بود...! میوه فروش شماره پلیس را گرفت... موقعی که پلیس او را مىبُرد، به میوه فروش گفت : «آن روزنامه را من جلو دكه تو گذاشتم ! دیگر از فرار خسته شدم، هنگامى كه داشتم براى پایان دادن به زندگىام تصمیم مىگرفتم به یاد مهربانی تو افتادم. " بگذار جایزه پیدا كردن من، جبرانِ زحمات تو باشد..."🌱 ✍ #گابریل_گارسیا_مارکز
نگاههای پُرحرف حرفهای بینگاه و ابراز احساس میان این دو میچرخد آرام کن دلم که عجب عالمی دارد بیجوابی #صدری