tgindex
Spanika uno
@Spanish_plusперсидский

🇪🇸 زبان اسپانیایی 🇪🇸 آموزش این زبان شیرین را فقط با ما شروع کنید! چرا موسسه ما؟ ✏️دارا بودن کادری با تجربه ✏️آموزش تخصصی ادمین ثبت‌نام 👩‍💻 @Spanish_plus_admin پیج اینستاگرام https://instagram.com/spanika.uno

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 536
−8 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
455
21 постов
Вовлечённость
29,6%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
66
1/48двое суток
75
1/72трое суток
81

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • #DELE

  • 22 дек.7853удалён 14 авг.

    ثبت نام دوره گروهی پایه صفر و مبتدی آغاز شد😎 جهت‌ کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام دوره گروهی 👇 @Spanish_plus_admin

  • 14 дек.6443удалён 14 авг.

    ثبت نام کلاس های گروهی و خصوصی در تمامی سطوح با همون قیمت قبلی آغاز شد...😍😍 باتوجه به شرایط اقتصادی موسسه ما هیچگونه افزایش قیمت اعمال نکرده است..👌😅 پس همین امروز ثبت نام خودتو نهایی کن تا از این فرصت عالی جا نمونی..😁

  • حوله را انداختن 😀 ریشه‌ش از بوکس میاد؛ وقتی مربی می‌دید بوکسورش دیگه توان ادامه نداره، برای اعلام تسلیم حوله رو به داخل رینگ می‌انداخت. به‌مرور این عبارت وارد زبان روزمره شد و الان یعنی: 👉 تسلیم شدن، دست کشیدن از ادامه‌ی یک کار، یا قبول شکست بسته به موقعیت، می‌تونه بار منفی (ناامیدی) یا واقع‌بینانه/عاقلانه داشته باشه. Por ejemplo: Aunque todo vaya mal, nunca hay que tirar la toalla.💪🏻 حتی اگر همه‌چیز بد پیش بره، نباید تسلیم شد. 💪🏻

  • ⸻ 🔵 Por یعنی چی؟ هر وقت درباره‌ی “علت، مسیر، مدت، یا روش” حرف می‌زنیم → POR مثال: Viajé por trabajo. به خاطرِ کار سفر کردم. ⸻ 🔷 Para یعنی چی؟ هر وقت درباره‌ی “هدف، مقصد، گیرنده، یا نتیجه” حرف می‌زنیم → PARA مثال: Estudio para viajar a España. درس می‌خونم تا به اسپانیا سفر کنم. ⸻ ✨ مقایسه‌ی POR و PARA 📌 POR = دلیل / مسیر 📌 PARA = هدف / مقصد مثال مقایسه‌ای: Camino por el parque para llegar a casa. از پارک رد می‌شم (por) تا برسم خونه (para).

  • یه فعل خیلی پرکاربرد اسپانیایی که یعنی «استفاده کردن» یا «بهره‌بردن» 😎 📚 نکته‌های گرامری: ✅ Aprovechar یه فعل باقاعده (regular verb) هست. در زمان حال (presente) مثل بقیه فعل‌های -ar صرف میشه 👇 yo aprovecho – tú aprovechas – él aprovecha… 💡 حرف اضافه‌ها: معمولاً بدون حرف اضافه میاد، ولی وقتی می‌خوای بگی «از چیزی استفاده کردن»، از “aprovecharse de” استفاده می‌کنی 👇 👉 Aprovecharse de algo/alguien = سوءاستفاده کردن از چیزی/کسی 😬 📖 تفاوت مهم: • Aprovechar algo = از چیزی استفاده کردن ✅ • Aprovecharse de algo = از چیزی سوءاستفاده کردن ❌ ✨ خلاصه: Aprovechar = بهره‌بردن Aprovecharse de = سوءاستفاده کردن

  • 😏 ¿Eres de los que no tienen pelos en la lengua? یعنی از اونایی هستی که حرفشونو رک می‌زنن؟ 🗣️ در اسپانیایی، عبارت “no tener pelos en la lengua” یعنی 👉 «رک بودن»، «بی‌پرده حرف زدن» یا «تعارف نداشتن». 🔹 ترجمه تحت‌اللفظی‌ش می‌شه: «مو نداشتن روی زبان» 😅 اما در واقع یعنی اون آدمی که هرچی تو دلشه، همونو می‌گه — بدون سانسور! 📍 Ejemplos: • Mi abuela no tiene pelos en la lengua. → «مامان‌بزرگم زبونش مو نداره!» • A veces ser tan directo puede meterte en problemas. → «گاهی زیادی رک بودن دردسرسازه!» 💡 نکته: اگه بخوای مودب‌تر بگی، می‌تونی از “hablar con franqueza” یا “ser sincero/a” استفاده کنی.

  • 📖 “TODAVÍA” — una palabra que vive entre el presente y la esperanza. 📖 واژه‌ای که بین حال و امید زندگی می‌کنه. En español, “todavía” significa que algo continúa, que no ha terminado. در اسپانیایی یعنی چیزی هنوز ادامه داره، هنوز تموم نشده. Es una palabra que respira paciencia, fe, y el deseo de seguir. یه واژه‌ست که از صبر، ایمان و ادامه دادن حرف می‌زنه. Cuando dices “todavía”, dices que no es el final. وقتی می‌گی یعنی این آخرش نیست. ⸻ ✨ Algunos ejemplos que muestran su alma: ✨ چند مثال که روح این واژه رو نشون می‌دن: • Todavía estoy aquí. → «هنوز اینجام.» (پایداری، حضور) • Todavía no lo sé. → «هنوز نمی‌دونم.» (ابهام، انتظار) • Todavía te extraño. → «هنوز دلم برات تنگه.» (احساس، دلتنگی) • Todavía hay tiempo. → «هنوز وقت هست.» (امید، فرصت) • Todavía puedes intentarlo. → «هنوز می‌تونی امتحانش کنی.» (انگیزه، امید)

  • ✨ Hacer frente a 💬 Significado: enfrentarse o resistir algo difícil. ترجمه و توضیح فارسی: عبارت hacer frente a در اسپانیایی یعنی مقابله کردن با، روبرو شدن با یا ایستادگی در برابر چیزی. این عبارت معمولاً برای موقعیت‌های سخت، چالش‌ها یا مشکلات استفاده می‌شود. 🧠 نکته کاربردی: بعد از hacer frente a معمولاً یک اسم یا موقعیت می‌آید: ✔️ hacer frente a los problemas — مقابله با مشکلات ✔️ hacer frente a una situación difícil — روبرو شدن با وضعیت دشوار

  • عبارت «hacer la vista gorda» در اسپانیایی یعنی «چشم‌پوشی کردن» یا «خود را به ندیدن زدن» 1. آموزشی: 🔹 «Hacer la vista gorda» یعنی وقتی چیزی را می‌بینی، اما وانمود می‌کنی که ندیدی! در فارسی یعنی چشم‌پوشی کردن. 👁️🙈 2. طنزآمیز: 🔹 بعضی وقتا بهترین واکنش اینه که… 😏 👉 hacer la vista gorda 3. ادبی/فلسفی: 🔹 گاهی برای آرامش باید چشمانت را ببندی، نه از نادانی، بلکه از خرد. 🌙 hacer la vista gorda 4. روزمره / شبکه اجتماعی: 🔹 دیدم ولی چیزی نگفتم… 😌

  • 📖 “YA” — una palabra pequeña, con un universo de significados. 📖 «یا» — واژه‌ای کوچک، با دنیایی از معناها. En español, “ya” parece una palabra simple, de solo dos letras. در اسپانیایی، «یا» به نظر یه کلمه ساده میاد، فقط با دو حرف. Pero detrás de ella hay emoción, tiempo, cambio, paciencia, y a veces… rendición. اما پشتش احساس، زمان، تغییر، صبر و گاهی هم تسلیم پنهانه. “Ya” se usa cuando algo acaba, empieza o finalmente sucede. «یا» وقتی استفاده می‌شه که چیزی تموم می‌شه، شروع می‌شه یا بالاخره اتفاق می‌افته. Es una forma de decir: “por fin”, “ahora”, o “basta”. یه جور گفتنه برای «بالاخره»، «الان»، یا «بسه». Una sola palabra, pero con el poder de marcar un antes y un después. یه واژه‌ی تنها، ولی با قدرتی برای نشون دادن «قبل و بعد» در زندگی. ⸻ ✨ Algunos ejemplos que muestran su alma: ✨ چند مثال که روح این کلمه رو نشون می‌دن: • “Ya llegué.” → «الان رسیدم.» (زمان حال، لحظه‌ی حضور) • “¡Ya basta!” → «بسه دیگه!» (احساس خشم یا خستگی) • “Ya no duele.” → «دیگه درد نمی‌کنه.» (آرامش بعد از درد)

  • 🔍 Cada loco con su tema 🔹 معنی تحت‌اللفظی: «هر دیوونه‌ای با موضوع خودش» 📌 معنی و کاربرد: 👉 وقتی می‌خوای بگی هر کسی علایق، سلیقه یا دنیای خودش رو داره و نباید از بقیه انتظار داشت مثل ما فکر کنن یا رفتار کنن، از این عبارت استفاده می‌شه. گاهی هم لحنی طنز یا بی‌تفاوت داره، یعنی: «ولش کن، هر کی ساز خودشو می‌زنه!» 🔑 معادل در فارسی: • هر کسی ساز خودش رو می‌زنه • هر کسی سرش به کار خودشه • بگذار هر کسی کار خودش را بکند 📚 Ejemplo / مثال: A mí me encanta el reguetón, pero a mi hermano solo le gusta el rock. Cada loco con su tema. من عاشق رگِتونم، ولی داداشم فقط راک گوش می‌ده. هر کسی ساز خودش رو می‌زنه.

  • 🔍 Aunque 🔹 معنی تحت‌اللفظی: «اگرچه»، «با اینکه»، «هرچند» 📌 معنی و کاربرد: 👉 از «aunque» برای بیان تضاد یا امری برخلاف انتظار استفاده می‌شه؛ یعنی دوتا جمله داریم که یکی از اون‌ها نتیجه‌ای غیرمنتظره نسبت به دیگری داره. 🔑 معادل در فارسی: • با اینکه • هرچند • اگرچه 📚 Ejemplo / مثال: Aunque estaba cansado, fue al trabajo. با اینکه خسته بود، رفت سر کار.

  • 🔍 A río revuelto, ganancia de pescadores 🔹 معنی تحت‌اللفظی: «در رودخانهٔ گل‌آلود، صید ماهی‌گیران بیشتر است.» 📌 معنی و کاربرد: 👉 وقتی اوضاع آشفته یا بی‌ثبات می‌شه، بعضی‌ها از این بی‌نظمی و آشوب به نفع خودشون استفاده می‌کنن. 🔑 معادل در فارسی: • «ماهی از آب گل‌آلود گرفتن» • «آشوب که می‌شه، فرصت‌طلب‌ها سود می‌برن» 📚 Ejemplo (مثال): • Con la crisis económica, algunos especuladores hicieron fortuna. A río revuelto, ganancia de pescadores. «با بحران اقتصادی، بعضی دلال‌ها ثروتمند شدن. ماهی از آب گل‌آلود گرفتن.»

  • 🔍 Tardar en + infinitivo 🔹 معنی تحت‌اللفظی: «زمان بردن برای انجام کاری» 📌 معنی و کاربرد: 👉 وقتی می‌خواهیم بگیم انجام کاری طول کشیده یا کسی دیر انجامش داده. 🔑 معادل در فارسی: • «(فلان کار) طول کشید تا انجام شد» • «دیر (کاری را) انجام دادن» • «(زمان) برد تا…» 📚 Ejemplos (مثال‌ها): • Tardé dos horas en llegar a casa. «دو ساعت طول کشید تا به خانه برسم.» • Siempre tardas en contestar mis mensajes. «همیشه دیر جواب پیام‌هامو می‌دی.» • El tren tardará en salir. «قطار دیر راه می‌افته / طول می‌کشه تا حرکت کنه.»

  • 🔍 Acercarse a 🔹 معنی: نزدیک شدن به ✅ ساختار: Acercarse + a + [اسم / ضمیر / فعل در مصدر] 📌 Ejemplos (مثال‌ها): • Me acerco a la puerta. (به سمت در نزدیک می‌شم.) • Quiero acercarme a ti. (می‌خوام بهت نزدیک بشم.) • Nos estamos acercando a cumplir nuestros sueños. (داریم به رویا‌هامون نزدیک می‌شیم.) ✨ نکته: همیشه بعد از acercarse حرف اضافه‌ی a میاد. 🔑 معادل در فارسی: • نزدیک شدن به کسی/چیزی • قدم برداشتن به سوی هدف

  • 🔍 Más vale pájaro en mano que ciento volando 🔹 معنی تحت‌اللفظی: «یک پرنده در دست بهتر از صد پرنده در حال پرواز است.» 📌 معنی و کاربرد: 👉 یعنی چیزی که الان داری (هرچند کم یا کوچک باشه) از چیزی که فقط احتمال به دست آوردنش هست، ارزشمندتره. 🔑 معادل در فارسی: • «سیلی نقد به از حلوای نسیه» • «یک دست جام باده و یک دست زلف یار» (در مفهوم قناعت) • «گنجشک دستت رو به کبوتر بام ترجیح بده» 📚 Ejemplo (مثال): • No voy a dejar mi trabajo fijo por un proyecto incierto. Más vale pájaro en mano que ciento volando. (کار ثابت‌مو ول نمی‌کنم برای پروژه‌ای نامعلوم. سیلی نقد به از حلوای نسیه.)

  • 🔍 Confiar en 🔹 معنی: اعتماد کردن به / تکیه کردن به ✅ ساختار: Confiar + en + [اسم / ضمیر / فعل در مصدر] 📌 Ejemplos (مثال‌ها): • Confío en ti. (بهت اعتماد دارم.) • No podemos confiar en cualquiera. (نمی‌تونیم به هرکسی اعتماد کنیم.) • Hay que confiar en lograrlo. (باید اعتماد کنیم که بهش می‌رسیم.) ✨ نکته: بعد از confiar همیشه حرف اضافه‌ی en میاد. 🔑 معادل در فارسی: • اعتماد کردن به کسی/چیزی • تکیه کردن بر کسی / چیزی