بندرِ لنگر⛵️🛟
Статистикаᗰᓍᖶᖶᓰ ᕲESᑘ🌙 این جا چیزمیزای چالش رو قرار میدیم💫 𓆉𓅷𓆏𓄁𓅿𓆈𓅰 @MottiSlibrary .|ઇଓ❀⃤|. 𓃰𓄁𓃠𓃟𓃗𓃱𓃒𓅓𓃒
- Последний пост
- 29 мар. 2025 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
این عکس هم بخاطر حرفهای بودنش.
این عکس بخاطر متن فوقالعادهش.
[اگه از چالش استقبال چندانی نشد هزینه نصف میشه و نفرات برنده به دو نفر تغییر پیدا میکنه.]
بریم سراغ برندهها! البته اگه دست من بود که دوست داشتم همهتونو برنده کنم😭 ولی دوتا از عکسها واقعا فوقالعاده بودن.
اول از همه......... بچهها، مرسی که توی چالش شرکت کردین!🥹🫂 عاشق عکسهاتون شدم!😭 کاش میتونستم به تکتکتون جایزه بدم😪 چهار پنجسال پیش که چنل زدم، انقد مشکلات مختلفی داشتم، که نتونستم به چنل داشتن ادامه بدم و در آخر بیخیال شدم. پارسال که دوباره فعالیت در مجازی رو استارت زدم، اصلا فکر نمیکردم بتونم دوباره با این همه آدم متفاوت و خوب آشنا بشم. واقعا خیلی خوشحالم! راستش از ته دلم دوست داشتم اطراف بیشتری شرکت کنن، و در حقیقت دلیلی که دوست داشتم جایزه بدم این بود که گفتم یه حالتِ بُرد-بُرد خواهد داشت، اینطوری که من ممبر میگیرم و افراد شرکت کننده هم یه جایزهای چیزی😭🤚🏻 ولی خب جدا تعداد شرکت کنندهها خیلییی کم بود🫠😂🤍 ولی همین افرادی هم که شرکت کردن برام خوشحال کنندهست و دوست دارم باز هم برای همین افراد چالش بذارم. دیدن عکسهاتونو دوست داشتم! جداّ🥹 امیدوارم باز هم شاهد دیدن عکسهای قشنگتون باشم🫂✨
سلام بچههاااا🥹 امروز اصلا آنلاین نشدممم تازه اومدممممممم اجازه بدید میآم پیشتون تا برندهها رو بگم♿️
درختان هم رخت ناراحتی را درآوردند و شکوفه دادند... اما تو هنوز نتوانستی رخت ناراحتی ات از من را دربیاوری و شکوفه آشتی به من هدیه بدهی...
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
بعد از تو انگار من هم فرار کردم تو از زنده بودن و من از زندگی کردن البته این منه خسته و فرسوده نه ها آن دختر بچه ی کفش قرمزی که همیشه قربان صدقه ی موهای فر و گونه های سرخش میرفتی را میگویم او که حالا دوان دوان فرار میکند از دست هیولای خاطرات تو میداند اگر برگردد و به پشت سرش نگاه کند شاید همین باقیمانده اش،همین منِ فرسوده هم،تمام شود من که جرعت سر برگرداندن ندارم این بار هم مثل همیشه بار غم هایم را به دوش بکش و طوری رفتار کن که برایت سخت نیست و.. برگرد آری من انتظار معجزه دارم کاری کن دستانم هنوز هم در تمنای آغوشت میان زمین و آسمان خشک شده اینبار هم از نا کجا آباد بیا و بگذار نا امید نشوم گفته بودی اگر چیزی را دوست داری دو دستی بچسبش! حالا ببین که رهایت نمیکنم و درست مثل قرار همیشگیمان به وقت خداحافظی های بغض آلودت تو بر خواهی گشت،حتی اگر دیر..حتی اگر سخت و به قول صدای خسته شاملو پیش از آن که واپسین نفس را برآرم پیش از آن که پرده فرو افتد پیش از پژمردن آخرین گل من منتظرت می مانم به امید یکبارِ دیگر دیدن حلال لبخندت شاید حتی در فرا سوی رویایی واقعی تر از دیروز و امروزم من به همین امید هر روز منتظرت می مانم.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
دلبـــــرا یک بوسـه دادی انقدرنــازت زچیست؟ گر پشیمان گشــته ای بگذار در جایــش نهم #صائب_تبریزی
без подписи
دیگه قهر میکنم چالش نمیذارم