- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 20
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
Yellow, Coldplay. خورشید طلایی، نور سرخش رو روی دشت میانداخت. تنشون زیر تیغ آفتاب گرم میشد و لبخندهاشون میدرخشید. فاصلهای بین اون دوتا نبود و با دستهاشون همدیگه رو در آغوش کشیده بودن. نور قرمز و نارنجی غروب از بین گلهای پونه رد میشد و درست روی قلب اونها مینشست. سکوت بلندی بود، اما به هیچوجه اذیت کننده به نظر نمیرسید. قراری بر ترک کردن نبود، چون چند ساعت بعد، خورشید طلایی جاش رو به سفرهی ستارهای میداد.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
Hey you, Hyunjin. کافهی همیشگی، میز کنار پنجره و همون سفارش همیشگی. دفتر اسکچش جلوش باز بود و با حوصلهای وصفنشدنی آدمها رو تبدیل به خطهای درهم برهمی میکرد که فقط خودش از اونها سر در میآورد. گربهای که خمیازه میکشید، پیرمردی که به عصاش تکیه زده بود یا دختری که پشت کتاب قطور و سنگینش پنهان شده بود. اما میون اون همه خطخطی سیاه تنها یک پرتره بود که شفاف و واضح به نظر میرسید. کسی که گهگاهی پیداش میشد، اما همیشه حضورش توی اون دفتر به ثبت میرسید.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
https://t.me/IDGFidcfuck پاهای برهنهاش توی شن نرم و داغ فرو میرفت. آفتاب پشتش رو گرم میکرد و باد بین موهاش میچرخید. بوی نم و شوری دریا زیر بینیش میپیچید و بهش حس زنده بودن میداد. کمی جلوتر گام برداشت و گذاشت آب پاهاش رو در بر بگیره. صدفها رو زیر پاهاش حس میکرد. موجها پر سروصدا میاومدن و به آرومی بهش برخورد میکردن. لبخندی زد و چشمهاش رو بست تا بتونه این لحظهها رو ثبت کنه.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
She's a rainbow, Lola Marsh. صندلیهای بار آروم آروم پر میشدن. گیتارش رو با دقت دوبارهای کوک کرد و نگاهی به مردمی انداخت که مست و نیمهمست، میخندیدن و بدنهاشونو تکون میدادن. هر چقدر به زمان اجرا نزدیکتر میشد، دلشورهی بیشتری میگرفت. چشمهاش رو چرخوند و به میزی که تنها یک نفر روش مینشست نگاه کرد. لبخندی زد و پشت میکروفن ایستاد. حالا میتونست با خیال راحتتری اجرا کنه، چون تمام تمرکزش فقط روی یک نفر بود.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
Under pressure, Queen. خیابون خلوت، آسفالت داغی که زیر نور خورشید میسوخت و آهنگی که توی گوشهاش پخش میشد، بهترین لحظههای تابستونش بودن. به دور از مدرسه و هیاهوی مرکز شهر، میچرخید و از وقت آزادش نهایت استفاده رو میبرد، هر چند که خانوادهاش اعتقاد داشتن این کار چیزی نیست جز ولگردی. با ریتم آهنگ سرش رو تکون میداد و سعی میکرد حرکاتش رو با صدای توی سرش هماهنگ کنه. بینهایت لذتبخش بود.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
Secret love song, little mix. اولینبار اون رو توی ایستگاه اتوبوس دیده بود. کولهای روی شونهاش و هندزفریای که به یک mp3 player ختم میشد. چهرهی ساده ولی بانمکی داشت و موهای پرکلاغیش مرتب بودن. فهمیده بود که هر روز صبح با همون اتوبوسی که خودش سوار میشه، سر کار میره. اتفاقا محل کارشون هم نزدیک بود و کمکم باهاش دوست شد. صحبتهای گذرا، لمسهای سطحی و در نهایت کمکم احساسات جدیدی توی دلش جوونه زد. نگاه و لحنش تغییر کرد و فهمید دیگه چیزی مثل قبل نیست.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи