apollo .
Статистика ☀️ apollo [əˈpɑlou] // god of music in greek mythology . ,, they/them 🪻 : @hyacallingbot http://t.me/RedChtBot?start=5009212813 ( me : @wiyuhan )
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 31
- Всего постов
- 35
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 66
- 1/48двое суток
- 75
- 1/72трое суток
- 81
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بچهها کدوماتون با اندروید بلدید توی تلگراف عکس بذارید
بیاید یه کمک بدید به خاله بگید چجوریه. 🫴🏻
بچهها کدوماتون با اندروید بلدید توی تلگراف عکس بذارید
без подписи
без подписи
اما یه شب، سونگکوان دیگه نمیاد.
همه چیز وقتی که ورنون بلاخره به اندازهی کافی آبجو خورده
تو الان باید به من جواب پس بدی
Wait block me
I'll leave the ending to your imaginations
I'll leave the ending to your imaginations
ورنون دنیاهای سونگکوان، نوشتههاش و خودش و چیزی که ازش شناخته بود رو تبدیل میکنه به آهنگ و همه جا اجراش میکنه تا دوباره ببینتش، ولی هیچ چیز جواب نمیده. هیچکس نمیتونسته بفهمه ورنون درمورد کی حرف میزنه. هیچکس سونگکوان رو ندیده بود که بتونه کمک کنه تا پیداش بشه. ورنون به آهنگ ساختن ادامه میده، تا بلاخره صداش به جای مرد مورد علاقهش به یه پرودیوسر معروف میرسه و قراردادی که آرزوشو داشته رو میبنده. زندگیش یک شبه تغییر میکنه. دنیاش زیر و رو میشه. بعد از چندین سال، دوباره برمیگرده به شهر کوچیکی که ازش شروع کرده بود و پا میذاره توی باری که همه چیز ازش شروع شد، و به جای اون میز قدیمی ته سالن، یه کتابخونه پیدا میکنه. درست توی قفسهای که رو به روی چشمای ورنون بود، یه کتاب قدیمی رنگ و رو رفته که به نظر میومد مدتهاست که اونجاست توجهش رو جلب میکنه. داستانی که پشت کتاب خلاصهش رو نوشتهن، خاطراتی رو توی ذهن ورنون زنده میکنن که کمابیش یادش رفته بود وجود دارن. داستانی که یه روز توی همون بار و همون مکان، خود نویسنده براش تعریف کرده بود.
ورنون یه آرتیست لوکاله که توی بار و کلاب و مهمونیها گیتار میزنه. سونگکوان مشتری ثابت یکی از اون بار هاست، هرشب با دفتر جلد چرمیش میشینه پشت یه میز ته سالن و سرش رو هم بالا نمیآره. حداقل تا جایی که ورنون میبینه. همه چیز وقتی که ورنون بلاخره به اندازهی کافی آبجو خورده و آدرنالین اجرا توی بدنش مونده تا بشینه روی صندلی رو به روی سونگکوان تغییر میکنه. سونگکوان نوشتههای دفترش رو نشونش نمیده، فقط درمورد دنیاهای خیالی توی ذهنش که درموردشون مینویسه تا بتونه اینجوری به واقعیت تبدیلشون کنه حرف میزنه. اسمی رد و بدل نمیکنن. بیرون از اون بار، هم رو نمیبینن. فقط هر شب بعد از اجرا، ورنون میشینه رو به روی سونگکوان تا یه چپتر جدید از کتابی که نویسندهی جوان سرگرم نوشتنشه رو از زبون خودش بشنوه. اما یه شب، سونگکوان دیگه نمیاد.
this is so verkwan.
без подписи
vocal unit is written by abba 🎠
بعد تو چشمای من نگاه میکنن میگن سونگکوان مرد سیسجندره بستی منظورت چیه
سونگکوان چجوری تونستی انقدر خوب این نقش رو پول کنی
جندر انویای که من از بو یومی میگیرم needs to be studied
без подписи