تابان
Статистикаقلم خوب دستِ آدمای زخمیه... دفترچهی خاطراتم، اینکه فراموش نکنم جوانیام چگونه گذشت. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1283733306
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 51
- 1/48двое суток
- 58
- 1/72трое суток
- 63
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مدت طولانی هست که اجازه ندادم چیزی اشکمو در بیاره آخر سر امشب سر یه بهونه کوچیک جوری گریهام سرازیر شد که انگار شلنگ آب رو باز کردی.:)
یه نصیحت وقتی کسی سعی میکنه شما رو از دست بده بپذیرید،کمکش کنید،رهایش کنید و تمام.
خدا جون خودت یه قدرت خستگی ناپذیری بهم بده دیگه آخراشه انرژیم تَه کشیده.:(
میگفت: گاهی تنها کاری که لازم داری اینه که چند دقیقه بشینی و هیچ کاری نکنی. نه فکر، نه جنگ، نه تلاش فقط بودن، همین بودن ساده خودش یه جور ترمیمه.
جوری که این موزیک به دلم نشسته:))) @TabbanMhr
#عشق
از مهم شدن آدما توی زندگیم میترسم. نه از خودِ آدمها؛ از این میترسم که احساساتم رو خرج کسی کنم که آخرش هیچ درکی ازش نداشته باشه. : Sahar
یادآوری: رو هیچکس صددرصد حساب باز نکن که تو ذوقت نخوره.
یه بزرگی یه جملهایی داره که هیچوقت از ذهنم فراموش نمیشه؛ میگفت: "ترسو را هیچ بهرهایی از زندگی نیست.."
نجات دهنده پول پدر بود که ما ازش بیبهره بودیم طبق معمول مثل خیلی چیزاهای دیگه.
پول یه جوری بعضیها رو عوض میکنه که باورت نمیشه این آدم همون آدمه.
کل شهر (کشور) خوب نیستن....
خیلی وقته کسی دوستم نداشته.
«من هیچوقت از اون آدمایی نبودم که با سخت شدنِ اوضاع برم. همیشه باور داشتم آدما میتونن تغییر کنن. شاید برای همین با وجود تمام چیزهایی که بهم آسیب زد، باز هم موندم! چون عشقم همیشه از دردم بزرگتر بود.»
این خاک انقدر خون خورده که طبیعیه چیزی جز چوبه دار ازش رشد نکنه.
دیروز روز سختی بود برام و کلا با سوگواری گذشت، اما وقتی به تمام دلایلی که باید بهخاطرشون ادامه بدم فکر کردم، دیدم باید خودمو جمعوجور کنم و تا آخرین لحظه ادامه بدم چون گزینهی جازدنی برای من وجود نداره، خداروشکر امروز رو پر قدرتتر شروع کردم امیدوارم که آخر این ماجرا یه آخیش از تَه دلم بگم. اینم اینجا گفتم تا یادم بمونه که چقدر دارم به روحوروانم آسیب میزنم که "برسم".!
1405/5/5
آسیبی که خونواده خواسته یا ناخواسته به روحوروانِ آدم میزنه بهنظرم با هیچچیزی قابل جبران یا درمان نیست.
باید از میزان احساساتی و زودرنج بودنم بکاهم، آدمها خیلی لاشی و کصکش شدن. : Sadjat
آدمهایی که تنها پناهشون خودشونن و هیچکس دیگهای رو ندارن که بتونن بهش تکیهکنن خیلی گناه دارن.