tgindex
تقویم تاریخ پزشکی

تقویم تاریخ پزشکی

Статистика
@TaghvimTarikhPezeshkiперсидский

«تقویم تاریخ» نخستین بار در ۱۳۴۶ خورشیدی با اجرای «حسین توصیفیان» از رادیو ایران پخش شد. موسیقی نوستالژیک این برنامه بخش آغازین و بی‌کلام ترانه «زمان» اثر «پینک فلوید» است.

Последний пост
4 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
47
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
268
20 постов
Вовлечённость
570,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
239
1/48двое суток
273
1/72трое суток
295

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #تقویم_تاریخ_پزشکی ▫️بیمارستان نجمیه مرکز درمانی در تهران با سبک معماری اواخر دوره قاجار است که در دهه اول دوره پهلوی در خیابان حافظ (دروازه قدیم یوسف‌آباد) افتتاح شد. این بیمارستان در فهرست موقوفات سازمان اوقاف و امور خیریه قرار دارد و در ۱۴ مرداد ۱۳۸۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید. بنیان‌گذار بیمارستان نجمیه ملک‌تاج فیروز ملقب به نجم‌السلطنه متولد ۱۲۳۳ (تبریز) شاهزاده قاجار، نوه عباس میرزا، دختر نصرت‌الدوله، و مادر محمد مصدق نخست‌وزیر ایران بود. درباره این بیمارستان در پست قبلی بیشتر بخوانید. 🔗کانال در تلگرام: https://t.me/TaghvimTarikhPezeshki 🔗کانال در واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W 🔗صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh

  • 📌 ۱۴ مرداد ۱۳۸۲ (۵ آگوست ۲۰۰۳) ثبت بیمارستان نجمیه در فهرست آثار ملی 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️بیمارستان نجمیه مرکز درمانی در تهران با سبک معماری اواخر دوره قاجار است که در دهه اول دوره پهلوی در خیابان حافظ (دروازه قدیم یوسف‌آباد) افتتاح شد. این بیمارستان در فهرست موقوفات سازمان اوقاف و امور خیریه قرار دارد و در ۱۴ مرداد ۱۳۸۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید. بنیان‌گذار بیمارستان نجمیه ملک‌تاج فیروز ملقب به نجم‌السلطنه متولد ۱۲۳۳ (تبریز) شاهزاده قاجار، نوه عباس میرزا، دختر نصرت‌الدوله، و مادر محمد مصدق نخست‌وزیر ایران بود. وی ساخت بیمارستان را از محل درآمد املاک خود آغاز کرد و تا زمانی که زنده بود شخصاً بر امور آن نظارت داشت. نجمیه به قولی نخستین بیمارستان مدرن تهران بود که در ۱۵ آذر ۱۳۰۸ (۶ دسامبر ۱۹۲۹، ۴ رجب ۱۳۴۸) افتتاح و سپس وقف شد و در حال حاضر تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی بقیةالله وابسته به سپاه است. مصدق در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در همین بیمارستان درگذشت. این‌که اولین بیمارستان در ایران توسط چه کسی و در چه تاریخی ساخته شد به درستی روشن نیست. ناصرالدین شاه پس از مسافرت به اروپا مصمم شد تا در تهران یک بیمارستان نظامی به سبک نوین بسازد. پزشکی مدرن در ایران با تأسیس مدرسه عالی دارالفنون در ۱۸۵۲ توسط امیرکبیر آغاز شد. در ۱۹۱۸ بخش پزشکی از دارالفنون جدا شد و به یک مدرسه مستقل تبدیل شد. یاکوب ادوارد پولاک پزشک یهودی در ۱۸۵۱ به دعوت امیرکبیر برای تأسیس دارالفنون همراه با شش استاد دیگرِ اتریشی به ایران آمد. او با تربیت اولین دانش‌آموزان دارالفنون و تألیف نخستین کتب پزشکی مدرن، نقشی کلیدی در معرفی پزشکی نوین به ایران داشت و از ۱۸۵۵ پزشک مخصوص ناصرالدین شاه بود. به گواه اعتمادالسلطنه تاریخ‌نگار و کارگزار دربار قاجار: «مریضخانه و بیمارستان در دارالخلافه تهران در سنه‌ ۱۲۶۸ قمری (۱۲۳۰ شمسی و ۱۸۵۱ میلادی) سال پنجم از جلوس همایونی بود. این بنا مریضخانه نظامی و در بیرون دروازه دولت واقع بوده و جنبه عمومی نداشته است». کارلا سرنا کاوشگر بلژیکی که در ۱۸۷۷ به ایران آمد در سفرنامه مادام کارلا سرنا (آدم‌ها و آئین‌ها، ۱۸۸۳) می‌نویسد: «درمانگاه نظامی که چند سال پیش به دستور ناصرالدین شاه در تهران ساخته شد به گورستان زنده معروف بوده است. این درمانگاه شامل چندین اتاق است که در هر کدام ۲۰ تخت منتظر بیمار است و هیچ‌کس دیوانه خوابیدن در این بیمارستان نیست. همه می‌دانند که بودجه کافی برای نگهداری بیمار وجود دارد و این بودجه مرتباً پرداخت می‌شود. با این حال، خبری از سرپرست، پرستار، پزشک یا دارو نیست. این بیمارستان بر اساس نیت خیر و این‌که دانشجویان مدرسه پزشکی دارالفنون می‌توانند در عمل درس‌های خوبی بیاموزند بنا شده اما با مرگ یک استاد اروپایی که یکی از دروس را تدریس می‌کرد، فعالیت آن کاملاً متوقف شده است.» ناصرالدین شاه همچنین در ١٢٩٠ قمری دستور داد بیمارستانی برای بهره‌گیری همگان راه اندازند که بعدها به مریض‌خانه دولتی معروف شد و اکنون بیمارستان سینا نام دارد. به تدریج بیمارستان‌های دیگر توسط خیرین، افراد صاحب منصب، و یا میسیونرهای خارجی افتتاح شدند. نجم‌السلطنه دو خواهر و یک برادر به نام عبدالحسین میرزا فرمانفرما داشت که در ۱۲۹۲ انستیتو پاستور ایران را بنیان گذاشت. وقتی مظفرالدین‌شاه به سلطنت رسید، درباری‌ها فرمانفرما را به توطئه علیه شاه متهم کردند و او به عراق تبعید شد. وی بعدها با وساطت خواهرش به ایران بازگشت. در بحبوحه نهضت ملی نفت و زمان نخست‌وزیری مصدق، یکی از هواداران او به نام محمد حسن شمشیری ضلع جدیدی به بیمارستان اضافه کرد. در دفتر کوچکی در این ضلع، روی یک لوح مسی سیاه، جمله‌ای که تکیه کلام نجم‌السلطنه بود حک شده‌ است: «هر کسی آن دِرود عاقبت کار که کِشت». وی در ۱۰ دی ۱۳۱۱ (شش سال پس از آغاز سلطنت رضا شاه) در ۷۸ سالگی در تهران درگذشت و در نجف، عراق به خاک سپرده شد. 📌تصویر: نجم‌السلطنه در خانه‌اش در کنار برادرش عبدالحسین میرزا فرمانفرما، ۲۴ تیر ۱۳۰۲. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • 📌 ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۷ تولد وُرتزل خالق ملت پروزاک 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۹ مرداد ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️الیزابت لی وُرتزل حقوق‌دان، نویسنده، و روزنامه‌نگار آمریکایی بود که بیشتر با کتاب خاطرات اعترافی خود با عنوان «ملت پروزاک» که در ۲۷ سالگی منتشر کرد شناخته می‌شود. آثار او اغلب بر شرح مبارزه با افسردگی، اعتیاد، شغل و روابط شخصی متمرکز بود و در دهه ۱۹۹۰ باعث رونق نوشته‌های اعترافی و ژانر خاطرات شخصی شد. وُرتزل به عنوان صدای نسل ایکس شناخته می‌شد و در سال‌های پایانی عمرش به عنوان وکیل کار کرد. وی در یک خانواده یهودی در نیویورک بزرگ شد و در نوجوانی والدین او از هم جدا شدند. او در مقاله‌ای در ۲۰۱۸ در مجله «کات» نوشت دو سال پیش متوجه شده که پدر بیولوژیکی وی باب آدلمن عکاس آمریکایی و کنشگر حقوق مدنی بوده که در دهه ۱۹۶۰ با مادرش کار می‌کرد. افسردگی وُرتزل از نوجوانی آغاز شد و با خودزنی، اضطراب عاطفی، سوءمصرف مواد، روابط بد و دعواهای مکرر با اعضای خانواده همراه بود. وقتی به دانشگاه هاروارد رفت همچنان با افسردگی و سوءمصرف مواد دست و پنجه نرم می‌کرد. او نوشتن را در اواخر دهه ۱۹۸۰ با روزنامه دانشجویی هاروارد کریمسون آغاز کرد و در ۱۹۸۶ برای مقاله‌ای درباره لو رید خواننده و ترانه‌نویس آمریکایی برنده جایزه روزنامه‌نگاری کالج رولینگ استون شد. وُرتزل همچنین کارآموز روزنامه دالاس مورنینگ نیوز بود اما پس از متهم شدن به سرقت ادبی اخراج شد. وی سپس به عنوان منتقد موسیقی پاپ در مجله نیویورکر و مجله نیویورک مشغول به کار شد. «ملت پروزاک، جوان و افسرده در آمریکا: یک خاطره» که نبرد او با افسردگی در دوران دانشجویی و درمان نهایی با داروی پروزاک (فلوکستین) را شرح می‌دهد، در ۱۹۹۴ پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز شد و اقتباس سینمایی آن با بازی کریستینا ریچی در ۸ سپتامبر ۲۰۰۱ (سه روز پیش از حملات ۱۱ سپتامبر) در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد. فیلم پس از اکران، عموماً با واکنش منفی مواجه شد. این کتاب آغازگر ژانر خاطرات فمینیستی معلولیت بود و وُرتزل با آن به یکی از اولین خاطره‌نویسانی تبدیل شد که صادقانه و بی‌رحمانه در مورد افسردگی و اعتیاد نوشتند. اثر بعدی وی با عنوان «عوضی: در ستایش زنان دشوار» (۱۹۹۸) «پر از تناقضات عظیم، انحرافات عجیب و غریب و طغیان‌های غیرمنطقی» توصیف شد، هرچند برخی منتقدان در عین حال آن را «یکی از صادقانه‌ترین، روشنگرانه‌ترین و شوخ‌طبع‌ترین کتاب‌ها در مورد زنان» دانستند. وُرتزل در «بیشتر، حالا، دوباره» (۲۰۰۱) که دنباله «ملت پروزاک» بود عمدتاً به عوارض اعتیاد به کوکائین و ریتالین ‌پرداخت و در ۲۰۰۴ برای دانشکده حقوق ییل درخواست داد. او پس از دریافت دکترای حقوق در ۲۰۰۸ در اولین تلاش خود در آزمون وکالت ایالت نیویورک مردود شد، با این حال اغلب در مصاحبه‌ها خود را به عنوان یک وکیل معرفی می‌کرد، موضوعی که انتقاد جامعه حقوقی را در پی داشت. وی پس از قبولی در این آزمون در ۲۰۱۰ به صورت تمام وقت در یک شرکت حقوقی در نیویورک مشغول به کار شد. وُرتزل در فوریه ۲۰۱۵ اعلام کرد که به سرطان پستان مبتلا شده که «مانند بسیاری از اتفاقاتی که برای زنان می‌افتد، عمدتاً دردناک است اما در مقایسه با ۲۶ ساله بودن و دیوانه بودن و منتظر تماس یک مرد بودن، خیلی هم بد نیست. اگر بتوانم ۳۹ جدایی را در ۲۱ روز تحمل کنم، می‌توانم از سرطان هم عبور کنم.» وی در ۷ ژانویه ۲۰۲۰ در ۵۲ سالگی در اثر عوارض سرطان در منهتن، نیویورک درگذشت. 📌تصویر: الیزابت وُرتزل، لحظه‌ای خصوصی با نویسنده ملت پروزاک، جلد مجله کیوریو، مه ۱۹۹۶. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام 🔗صحنه‌ای از فیلم «ملت پروزاک»، ۲۰۰۱.

  • #تقویم_تاریخ_پزشکی #سینما #هنر الیزابت لی وُرتزل حقوق‌دان، نویسنده، و روزنامه‌نگار آمریکایی بود که بیشتر با کتاب خاطرات اعترافی خود با عنوان «ملت پروزاک» که در ۲۷ سالگی منتشر کرد شناخته می‌شود. «ملت پروزاک، جوان و افسرده در آمریکا: یک خاطره» که نبرد او با افسردگی در دوران دانشجویی و درمان نهایی با داروی پروزاک (فلوکستین) را شرح می‌دهد، در ۱۹۹۴ پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز شد و اقتباس سینمایی آن با بازی کریستینا ریچی در ۸ سپتامبر ۲۰۰۱ (سه روز پیش از حملات ۱۱ سپتامبر) در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد. فیلم پس از اکران، عموماً با واکنش منفی مواجه شد. درباره وُرتزل در پست بعدی بیشتر بخوانید. 🔗کانال در تلگرام: https://t.me/TaghvimTarikhPezeshki 🔗کانال در واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W 🔗صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh

  • 📌 ۲۸ ژوئیه ۱۹۵۸ تولد فاکس 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۶ مرداد ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️ترنس استنلی (تری) فاکس ورزشکار کانادایی، کنشگر بشردوست و فعال در زمینه تحقیقات سرطان بود که یک پایش به دلیل سرطان قطع شده بود و در ۱۹۸۰ با دویدن در سراسر کانادا به جمع‌آوری پول و آگاهی‌بخشی در مورد تحقیقات سرطان پرداخت. در مسابقات سالانه تری فاکس که اولین بار در ۱۳ سپتامبر ۱۹۸۱ برگزار شد، میلیون‌ها شرکت‌کننده در بیش از ۶۰ کشور طی بزرگترین رویداد جمع‌آوری کمک‌های مالی یک روزه در جهان برای تحقیقات سرطان به رقابت می‌پردازند. مجموع مبالغ جمع‌آوری شده توسط انستیتو تحقیقات تری فاکس در فوریه ۲۰۲۶ از مرز ۱ میلیارد دلار کانادا عبور کرد. وی در وینیپگ، مانیتوبا به دنیا آمد و دونده استقامت و بازیکن بسکتبال مدرسه راهنمایی پورت کوکیتلام (مدرسه تری فاکس کنونی) و دانشگاه سایمون فریزر بود. پای راست او در ۱۹۷۷ پس از تشخیص استئوسارکوم قطع شد، اما فاکس با استفاده از یک پای مصنوعی به دویدن ادامه داد. وی همچنین سه قهرمانی ملی بسکتبال با ویلچر در کارنامه خود داشت. پزشکان به او گفته بودند که شانس زنده ماندنش به دلیل پیشرفت‌ها در زمینه تحقیقات سرطان ۵۰ درصد است در حالی که این رقم دو سال پیش تنها ۱۵ درصد بوده و اطلاع از این موضوع باعث شد فاکس به ارزش تحقیقات سرطان پی ببرد. وی طی ۱۶ ماه دوره دشوار شیمی‌درمانی در مرکز سرطان بریتیش کلمبیا شاهد رنج و مرگ بسیاری از مبتلایان به این بیماری بود. او شب قبل از عمل جراحی سرطان، مقاله‌ای در مورد دیک ترام خواند، اولین فرد قطع عضوی که ماراتن شهر نیویورک را به پایان رساند، و این مقاله الهام‌بخش فاکس شد. وی در ۱۵ اکتبر ۱۹۷۹ طی نامه‌ای به انجمن سرطان کانادا با اعلام هدف خود درخواست بودجه کرد: «…ما به کمک شما نیاز داریم. کارکنان کلینیک‌های سرطان در سراسر جهان به افرادی نیاز دارند که به معجزه باور داشته باشند. من رؤیاپرداز نیستم و نمی‌گویم که این آغازگر نوعی پاسخ قطعی یا درمان قطعی برای سرطان خواهد بود، اما به معجزه باور دارم. باید باور داشته باشم.» فاکس همچنین نامه‌هایی به چندین شرکت ارسال کرد. شرکت فورد موتورز یک ون کمپر اهدا کرد، شرکت نفت امپریال سوخت و آدیداس کفش‌های او را تأمین کردند. وی هر شرکتی را که از او درخواست حمایت از محصولاتشان را داشت، رد کرد و همواره اصرار داشت که هیچ‌کس از این مسابقه سودی نخواهد برد. او هنگامی که ماراتن امید را آغاز کرد امیدوار بود که هر یک از ۲۴ میلیون کانادایی، یک دلار برای تحقیقات سرطان پرداخت کند. این کارزار در ۱۲ آوریل ۱۹۸۰ از سنت جان، نیوفاندلند و لابرادور شروع شد. استقبال مردم در ابتدا ناامیدکننده بود اما فاکس که هر روز معادل یک ماراتن کامل می‌دوید، زمانی که به انتاریو رسید به یک ستاره ملی تبدیل شده بود. وقتی در ۲ سپتامبر ۱۹۸۰ طی یک کنفرانس مطبوعاتی اشک‌آلود اعلام کرد که سرطانش بازگشته و به ریه‌هایش سرایت کرده و او مجبور است پس از ۱۴۳ روز و طی ۵۳۷۳ کیلومتر به دویدن خود پایان دهد، حامیان و خیرخواهان از سراسر جهان، فاکس را در نامه‌ها و حمایت‌های خود غرق کردند. او طی ماه‌های بعد تحت شیمی‌درمانی مجدد قرار گرفت، اما بیماری همچنان در حال گسترش بود. وی در ۲۸ ژوئن ۱۹۸۱ در ۲۲ سالگی درگذشت. او در ۱۹۸۰ به جوان‌ترین فرد تاریخ تبدیل شد که «نشان کانادا» را دریافت می‌کند. از افتخارات دیگرش می‌توان به دریافت جایزه لو مارش (۱۹۸۰) اشاره کرد. روزنامه کانادایی پرس در ۱۹۸۰ و ۱۹۸۱ فاکس را به عنوان «چهره خبرساز سال کانادا» برگزید. نخست‌وزیر ترودو خطاب به مجلس عوام گفت: «در زندگی یک ملت، بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد که روح شجاع یک نفر، همه مردم را در جشن زندگی‌اش و در سوگ مرگش متحد کند... ما او را نه به عنوان کسی که در اثر بدشانسی شکست خورده، بلکه به عنوان کسی که با الگوی پیروزی روح انسان بر سختی‌ها به ما الهام بخشید، می‌شناسیم.». فاکس به چهره‌ای برجسته در فولکلور کانادا تبدیل شد و عزم او این ملت را متحد کرد. مردم از هر قشری از وی حمایت کردند و یادش امروز در تمام مناطق این کشور همچنان مایه غرور و افتخار است. یک نظرسنجی ملی در ۱۹۹۹ او را به عنوان بزرگترین قهرمان کانادا معرفی کرد و فاکس در برنامه تلویزیونی «بزرگ‌ترین کانادایی تمام دوران‌ها» از شبکه سی‌بی‌سی (۲۰۰۴) پس از تامی داگلاس (سیاستمدار کانادایی و پدر مدیکِر) در جایگاه دوم قرار گرفت. «ماراتن امید» الهام‌بخش راد استوارت ستاره راک بریتانیایی در آهنگ «هرگز از رؤیا دست نکش» (۱۹۸۱) بود. فیلم زندگینامه‌ای «داستان تری فاکس» (۱۹۸۳) برنده پنج جایزه جینی شد. 📌تصویر: ماراتن امید، تور سراسری جمع‌آوری پول برای تحقیقات سرطان، کانادا، ۱۹۸۰. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام 🔗تریلر «داستان تری فاکس»، ۱۹۸۳.

  • #تقویم_تاریخ_پزشکی ▫️ترنس استنلی (تری) فاکس ورزشکار کانادایی، کنشگر بشردوست و فعال در زمینه تحقیقات سرطان بود که یک پایش به دلیل سرطان قطع شده بود و در ۱۹۸۰ با دویدن در سراسر کانادا به جمع‌آوری پول و آگاهی‌بخشی در مورد تحقیقات سرطان پرداخت. فیلم زندگینامه‌ای «داستان تری فاکس» (رالف توماس، ۱۹۸۳) با شرکت اریک فرایر بازیگر قطع عضو و رابرت دووال، که شامل آهنگ «دونده» (ایان توماس، ۱۹۸۱) بود نامزد هشت جایزه جینی (آکادمی سینما و تلویزیون کانادا) شد و پنج جایزه از جمله بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد. درباره تری فاکس در پست بعدی بیشتر بخوانید. 🔗کانال در تلگرام: https://t.me/TaghvimTarikhPezeshki 🔗کانال در واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W 🔗صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh

  • 📌 ۲۰ ژوئیه ۱۸۶۹ تأسیس بیمارستان کودکان بوستون 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۹ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️بیمارستان کودکان بوستون مرکز اصلی آموزش و تحقیقات کودکان در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و بزرگترین مجموعه پژوهشی اطفال در جهان است که بخش عمده بودجه تحقیقات کودکان انستیتو ملی سلامت (ان‌آی‌اچ) را دریافت می‌کند. این بیمارستان با ۴۰ بخش بالینی، ۲۵۸ برنامه بالینی تخصصی، ۲ هزار پزشک و دندانپزشک فعال، ۴۷۵ رزیدنت، فلوشیپ و انترن و بیش از ۲۷۰۰ پرستار بارها توسط مجله خبری-تحلیلی یو اس نیوز اند ورلد ریپورت به عنوان بهترین مرکز پزشکی کودکان جهان در رتبه اول قرار گرفته و از نظر تحقیقات نیز با بیش از ۳ هزار محقق و عضو هیئت علمی بزرگترین و پردرآمدترین بیمارستان کودکان در جهان است. مجله نیوزویک در ۲۰۲۵ بیمارستان کودکان بوستون را در صدر فهرست «بهترین بیمارستان‌های تخصصی جهان» قرار داد. این بیمارستان توسط فرانسیس هنری براون جراح آمریکایی تأسیس شد. او در ۱۸۶۷ برای مطالعه رویکرد تخصصی پیشگامانه در درمان کودکان به اروپا سفر کرد و تحت تأثیر درمان‌های پزشکان اروپایی قرار گرفت. براون پس از بازگشت در ۱۸۶۹ یک مرکز ۲۰ تختخوابی در یک خانه کوچک در خیابان راتلند در جنوب بوستون تأسیس کرد که حدود یک سال بعد به تقاطع خیابان‌ راتلند و خیابان واشنگتن منتقل شد. بیمارستان کودکان در ۱۸۷۱ به خیابان هانتینگتون و در نهایت به مکان فعلی به مساحت بیش از یک هکتار در منطقه پزشکی و دانشگاهی هاروارد، لانگ‌وود نقل مکان کرد. راه‌اندازی اولین آزمایشگاه کشوری برای اصلاح و تولید شیر بدون باکتری توسط توماس مورگان راچ در ۱۸۹۱، الحاق به دانشکده پزشکی هاروارد در ۱۹۰۳، ابداع روش‌هایی برای اصلاح نقایص مادرزادی توسط ویلیام ادواردز لاد در ۱۹۲۰، اولین عمل جراحی موفقیت‌آمیز جهان برای اصلاح نقص مادرزادی قلب (بستن مجرای شریانی باز) در ۱۹۳۸ توسط رابرت ادوارد گراس، درمان کودکان مبتلا به سرطان خون با استفاده از آمینوپترین و بعدها آمتوپترین (متوترکسات) توسط سیدنی فاربر در ۱۹۴۸ و تأسیس انستیتو سرطان دانا-فاربر، کشت ویروس فلج اطفال توسط جان اِندرس، توماس ولر، و فردریک رابینز در ۱۹۴۹ که جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۱۹۵۴ را برایشان به ارمغان آورد، ارائه نظریه رگ‌زایی تومور توسط جودا فولکمان در ۱۹۷۱ و کشف اندوستاتین یکی از قوی‌ترین مهارکننده‌های رگ‌زایی توسط وی و مایکل اورایلی در ۱۹۹۷، اختراع بریس (اورتوز) بوستون برای مبتلایان به اسکولیوز توسط جان ای. هال و بیل میلر در ۱۹۷۲، مطالعه سرب در دهه ۱۹۷۰، درمان بیماری سلول داسی با هیدروکسی اوره توسط دیوید ناتان، کشف بتا آمیلوئید به عنوان علت احتمالی آلزایمر در ۱۹۸۹، کلونینگ اولین سلول‌های بنیادی عصبی جنین انسان در ۱۹۹۸ توسط ایوان اسنایدر، و تأسیس اولین کلینیک خدمات مدیریت جنسیت در ۲۰۰۷ توسط نورمن اسپَک برای درمان کودکان تراجنسیتی برخی از مهم‌ترین دستاوردهای بیمارستان کودکان بوستون است. 📌تصویر: بیمارستان کودکان بوستون پس از چندین جابجایی و جهش توسعه در مکان فعلی خود در خیابان لانگ‌وود مستقر شد و ساختمان هانوِل که در اینجا مشاهده می‌شود قدیمی‌ترین ساختمان آن است که در زمان ساخت در یک منطقه عمدتاً کشاورزی قرار داشت و گاوهای بیمارستان برای اطمینان از تأمین شیر سالم برای کودکان در آن‌جا چرا می‌کردند، ۱۹۱۴. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • 📌 ۱۴ ژوئیه ۱۹۹۹ مرگ ویندر پیشگام مبارزه با دخانیات 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۳ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️ارنست لودویگ ویندر متولد ۳۰ آوریل ۱۹۲۲ پزشک آمریکایی و محقق اپیدمیولوژی و بهداشت عمومی بود که به مطالعه اثرات سیگار بر سلامت ‌پرداخت. مقاله تاریخی ویندر هنگامی که دانشجوی سال چهارم بود به اتفاق استادش اوارتس آمبروز گراهام جراح آمریکایی و رئیس دپارتمان جراحی دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن، سنت لوئیس با عنوان «سیگار به عنوان عامل سبب‌ساز احتمالی سرطان ریه: مطالعه‌ای بر روی ۶۸۴ مورد قطعی» که در ۲۷ مه ۱۹۵۰ در مجله انجمن پزشکی آمریکا منتشر شد، یکی از اولین مقالات علمی مهم بود که سیگار را به عنوان یک علت مؤثر در سرطان ریه معرفی کرد. وی در هرفورد، وستفالن از والدین یهودی به دنیا آمد و پس از مهاجرت به آمریکا در دانشگاه نیویورک و دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن، سنت لوئیس به تحصیل پرداخت. او در طول دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در انستیتو تحقیقات سرطان اسلون کترینگ به تحقیق پرداخت و در ۱۹۶۹ بنیاد سلامت آمریکا را تأسیس کرد. وی همچنین در ۱۹۷۲ از بنیان‌گذاران مجله طب پیشگیری و اولین سردبیر آن بود. ویندر و گراهام با کنار گذاشتن سنت استفاده از شواهد روایی (از جمله مصاحبه‌های بالینی) برای یافتن علت بیماری، روش‌های بنیادی آمار و احتمالات را در مطالعات خود به کار گرفتند و برای حذف اثرات عوامل مخدوش‌کننده مهم (مانند سن، نوع مصرف دخانیات، و میزان استنشاق) از یک گروه شاهد از افراد بدون سرطان استفاده کردند. انتشار نتایج مطالعه مورد-شاهدی ریچارد دال پزشک بریتانیایی در همان سال تأیید کرد که سیگار خطر ابتلا به سرطان ریه را افزایش می‌دهد و چندین مطالعه بزرگ دیگر نیز به نتیجه مشابه رسیدند. ویندر و گراهام همچنین به بررسی امکان بیولوژیک ارتباط بین دود سیگار و بیماری پرداختند و نشان دادند ۴۴ درصد موش‌ها پس از یک سال قرار گرفتن در معرض قطران (تار، ماده چسبناک و قیر مانند که از سوختن توتون تولید می‌شود) دچار سرطان پوست شده‌اند. مقاله بعدی آنان و آدل کرونینگر دستیار تحقیقاتی آزمایشگاه قطران در دانشکده پزشکی سنت لوئیس با عنوان «تولید تجربی سرطان با قطران سیگار» در ۱۹۵۳ در مجله تحقیقات سرطان منتشر شد. ایجاد تومور در حیوانات آزمایشگاهی شاخص قدرتمندی بود در حمایت از این که چیزی در دود سیگار می‌تواند یافته‌های اپیدمیولوژیک را توضیح دهد. در آن زمان به دلیل محبوبیت سیگار در بین آمریکایی‌ها، اغلب محققان در بیان قطعی سرطان‌زا بودن سیگار مردد بودند اما این گزارش‌های نگران‌کننده، تحقیقات مربوط به دخانیات را تسریع کرد. گراهام در ۳۰ نوامبر ۱۹۵۳ به مجله تایم گفت: «این به طور قطعی نشان می‌دهد که چیزی در دود سیگار وجود دارد که می‌تواند سرطان ایجاد کند. این دیگر صرفاً یک احتمال نیست. آزمایش‌های ما آن را بدون هیچ شکی ثابت کرده‌اند.» خشم عمومی بلافاصله پس از انتشار این مقالات ناامیدکننده بود. عموم مردم خطرات سیگار را نادیده گرفتند، زیرا همه کسانی که سیگار می‌کشیدند به سرطان ریه مبتلا نمی‌شدند. علاوه بر این، صنعت دخانیات این نتیجه‌گیری‌های علمی را مبهم و تحریف‌شده خواند و با تأکید بر حق افراد برای آزادی و مخالفت با قیم‌سالاری و زیر سؤال بردن ارتباط سببی بین سیگار و سرطان ریه، این پیام را منتقل کرد که تصمیم به سیگار کشیدن باید به خود افراد واگذار شود: «در آمریکا، دولت صلاحیت دیکته کردن انتخاب سبک زندگی هیچ فردی را ندارد.» انجمن سرطان آمریکا هر سال در سومین پنجشنبه نوامبر همه سیگاری‌ها را تشویق می‌کند تا به مدت ۲۴ ساعت در این رویداد بزرگ ترک سیگار از مصرف سیگار خودداری کنند و گامی مهم به سوی زندگی سالم‌تر و کاهش خطر ابتلا به سرطان بردارند. روز جهانی بدون دخانیات در ۳۱ مه جزو یکی از ۱۱ کارزار رسمی سازمان سلامت جهانی است. ویندر در طول عمر خود نزدیک به ۸۰۰ مقاله در ۱۳۹ مجله و همچنین یک کتاب (راهنمای بنیاد سلامت آمریکا برای سلامت در طول عمر: برنامه خانوادگی برای رفاه جسمی و روانی، ۱۹۸۴) منتشر کرد. وی به دنبال ابتلا به سرطان تیروئید در ۷۷ سالگی در منهتن، نیویورک درگذشت. او جزو ۸۶ پزشک و کاشفی بود که جان گالبرایت سیمونز نویسنده آمریکایی در کتاب «پزشکان و اکتشافات: زندگی‌هایی که پزشکی امروز را خلق کردند» (۲۰۰۲) آنان را مهم‌ترین چهره‌های تاریخ علم پزشکی دانست. از افتخارات دیگرش می‌توان به دریافت نشان مَکس فون پتنکوفر (۱۹۸۸)، جایزه آلتون اوچنر (۱۹۸۸)، نشان جراح کل ایالات متحده (۱۹۸۹)، نشان رابرت کخ (۱۹۸۹)، جایزه پزشک برجسته بنیاد میلکن (۱۹۹۰)، و نشان لیاقت آلمان (۱۹۹۱) اشاره کرد. 📌تصویر: با سرطان مبارزه کنید، با یک چکاپ و یک چک، انجمن سرطان آمریکا، از چپ آدل کرونینگر، ارنست ویندر، و اوارتس گراهام، سنت لوئیس، ۱۹۵۴. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • 📌 ۱۳ ژوئیه ۱۸۳۱ تولد بوتچر کاشف سلول بوتچر 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۲ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️ژاکوب ارنست آرتور بوتچر (بوتشر) پزشک، کالبدشناس، و آسیب‌شناس آلمانی بالتیک و استاد دانشگاه سلطنتی دورپات (دانشگاه تارتو امروزی در استونی) بود که بیشتر با تحقیق در مورد ساختار گوش انسان و توصیف سلول بوتچر در ۱۸۵۹ شناخته می‌شود. سلول‌های بوتچر نوع خاصی از سلول‌های چندوجهی بر روی غشای پایه حلزون گوش داخلی هستند که در زیر سلول‌های کلودیوس قرار دارند و در واقع سلول‌های پشتیبان اندام کورتی محسوب می‌شوند. بوتچر در توصیف این سلول‌ها می‌نویسد: «بلافاصله در زیر غشای تکتوریال و با حرکت به سمت پایین حلزون، به لایه‌ای از سلول‌ها برمی‌خوریم که قبلاً توسط کورتی، کلودیوس و من (فقط به طور گذرا) به عنوان سلول‌های پوششی به آن‌ها اشاره شده بود. این سلول‌ها گرد و روشن هستند. اندازه آن‌ها یکسان نیست. همچنین تفکیک آن‌ها به دلیل ارتباط بین دیواره‌های غشایی ظریفشان دشوار یا گاهی غیرممکن است.» وی در باوسکا، امپراتوری روسیه (واقع در لتونی امروزی) به دنیا آمد و دانش‌آموخته دانشگاه سلطنتی دورپات بود. موضوع پایان‌نامه‌اش در ۱۸۵۶ عصب‌رسانی حلزون گوش داخلی بود. او مطالعات خود را در آلمان، فرانسه، و اتریش ادامه داد و در ۱۸۶۲ به استادی دانشگاه دورپات منصوب شد. بوتچر همچنین بنیان‌گذار انستیتو آسیب‌شناسی و انجمن پزشکی دورپات و سردبیر مجله پزشکی دورپات بود. از اصطلاحات تشریحی دیگر به نام او می‌توان به «کانال بوتچر» (مجرای اوتریکولوساکولار) در گوش داخلی اشاره کرد که اوتریکول (توبریزک) را به مجرای اندولنفاتیک در مجاورت ساکول (کیسک) متصل می‌کند. «گانگلیون بوتچر» به عقده عصبی روی عصب حلزونی در مجرای شنوایی داخلی گفته می‌شود. «فضای بوتچر» یا کیسه اندولنفاتیک بن‌بست انتهایی مجرای اندولنفاتیک است و «فیلامان‌های شارکو-بوتچر» به کریستالوئیدهای دوکی شکل در سلول‌های سرتولی انسان گفته می‌شود. ظاهراً گزارش‌های او در مجله آرشیو آناتومی میکروسکوپی (۱۸۷۶ و ۱۸۷۷) منشاء تصور غلطی بود که بیش از یک قرن ادامه داشت، مبنی بر این‌که سلول‌های قرمز خون شتر (برخلاف سایر پستانداران) دارای هسته هستند. دانشمندان در ۱۹۷۹ نشان دادند که ساختار تیره در مرکز این سلول‌ها هسته نیست بلکه شبکه‌ای از میکروتوبول‌ها به نام نوارهای حاشیه‌ای است. نوارهای حاشیه‌ای باعث می‌شوند که سلول‌های قرمز شتر شکل بیضوی به خود بگیرند. شکل منحصر به فرد این سلول‌ها احتمالاً به آن‌ها اجازه می‌دهد تا در برابر تنش اسمزی زنده بمانند و این برای شتر در شرایط کم‌آبی شدید مفید است. نوارهای حاشیه‌ای که عمدتاً در مهره‌داران غیرپستاندار (مانند پرندگان، دوزیستان و ماهی‌ها)، بی‌مهرگان و همچنین در پلاکت‌های خون یافت می‌شوند، به عنوان یک داربست ساختاری برای حفظ شکل مسطح یا بیضوی متمایز سلول عمل می‌کنند. بوتچر در سال‌های پایانی زندگی خود دچار سیفیلیس عصبی شد و در ۱۰ آگوست ۱۸۸۹ در ۵۸ سالگی در دورپات، امپراتوری روسیه (واقع در استونی امروزی) درگذشت. از افتخارات دیگرش می‌توان به دریافت جایزه فون بائر (آکادمی علوم سن پترزبورگ، ۱۸۷۰) و عضویت در انجمن گوش و حلق و بینی فرانسه اشاره کرد. 📌تصویر: سلول‌های قرمز خون شتر برخلاف انسان بیضی شکل هستند و مرکز آن‌ها تیره است. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • 📌 ۱۲ ژوئیه ۱۹۳۵ تولد اومورا کاشف ایوِرمکتین 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۱ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️ساتوشی اومورا بیوشیمی‌دان ژاپنی و استاد بازنشسته دانشگاه کیتاساتو و دانشگاه وسلیان است که در ۲۰۱۵ به‌طور مشترک با ویلیام سی. کمبل (به خاطر کشف ایوِرمکتین) و تو یویو (برای کشف آرتیمیسینین) برنده جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی شد. او طی ده‌ها سال گذشته تحقیقات گسترده‌ای برای یافتن مواد شیمیایی مفید تولید شده توسط میکروارگانیسم‌های موجود در خاک انجام داده و روش‌های منحصربه‌فردی برای کشت میکروارگانیسم‌ها در مقیاس بزرگ و استخراج ترکیبات آلی توسعه داده است. امراض حاره‌ای مغفول مانده (بیماری‌های گرمسیری اهمال شده یا نادیده گرفته شده) گروهی از عفونت‌های شایع در کشورهای کم‌درآمد هستند که از طرف سیاست سلامت جهانی مغفول مانده و مورد اهمال و بی‌توجهی قرار گرفته‌اند. دپارتمان بیماری‌های اهمال شده در ۲۰۰۵ در سازمان سلامت جهانی تشکیل شد، هرچند تعریف این سازمان از اصطلاح فوق به دلیل محدود بودن به ۲۰ بیماری همواره مورد انتقاد بوده است. ایوِرمکتین اولین اندکتوسید جهان و یک میکروفیلارکش ایمن و بسیار مؤثر است. اندکتوسید دارویی است که مستقیماً توسط میزبان‌ مصرف می‌شود تا انگل‌های داخلی و خارجی، عمدتاً بندپایان خونخوار، را از بین ببرد. اومورا بیش از ۴۸۰ ترکیب جدید کشف کرده که بیشتر آن‌ها در میکروارگانیسم‌ها یافت می‌شوند و بیش از ۲۰ مورد از آن‌ها به عنوان دارو در حیوانات و انسان، آفت‌کش، یا معرف آزمایشگاهی کاربرد عملی داشته‌اند. از افتخارات دیگرش می‌توان به دریافت جایزه آکادمی ژاپن (۱۹۹۰)، نشان طلای کخ (۱۹۹۷)، جایزه ارنست گونتر (۲۰۰۵)، نشان لژیون دونور (۲۰۰۸)، جایزه تتراهدرون (۲۰۱۰)، جایزه گاردنر (۲۰۱۴)، و جایزه آساهی (۲۰۱۵) و عضویت در آکادمی علوم لئوپولدی (۱۹۹۲)، آکادمی ملی علوم آمریکا (۱۹۹۹)، آکادمی ژاپن (۲۰۰۱)، آکادمی علوم روسیه (۲۰۰۵)، انجمن سلطنتی شیمی (۲۰۰۵)، و آکادمی اروپا (۲۰۰۵) اشاره کرد. وی در نیراساکی، یاماناشی به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه یاماناشی به عنوان معلم دبیرستان در توکیو مشغول به کار شد. او با الهام از دانش‌آموزانی که در طول روز در کارخانه‌ها کار می‌کردند و شب‌ها با پشتکار درس می‌خواندند تصمیم گرفت که هم‌زمان با معلمی تحصیلات خود را در دانشگاه توکیو ادامه دهد. اومورا در ۱۹۷۱ پس از مشورت با مکس تیشلر رئیس انجمن شیمی آمریکا در یک کنفرانس بین‌المللی، موفق شد حمایت شرکت مِرک را برای تحقیقات خود جلب کند. وی در نظر داشت مطالعاتش را در ایالات متحده ادامه دهد، اما در نهایت تصمیم گرفت به ژاپن بازگردد. او در ۱۹۷۳ به ریاست آزمایشگاه آنتی‌بیوتیک در دانشگاه کیتاساتو منصوب شد و به‌طور هم‌زمان تحقیقات مشترکی را با شرکت مِرک آغاز کرد. وی در ۱۹۷۴ سویه‌ای از باکتری استرپتومایسیس آورمیتیلیس را جدا کرد که قادر به تولید ماده ضد انگل آورمکتین بود و داروی مشتق شده از آن (ایورمکتین) توسط ویلیام کمبل محقق شرکت مِرک در ۱۹۸۱ برای مصارف دامپزشکی وارد بازار شد. داروی مشتق بعدی در ۱۹۸۷ مکتیزان بود که در انسان علیه اُنکوسرکیازیس (کوری رودخانه‌ای)، فیلاریازیس لنفاوی، گال و سایر عفونت‌های انگلی استفاده می‌شود. مجسمه‌های کودکانی که بزرگسالان نابینا شده توسط اُنکوسرکیازیس را هدایت می‌کنند و به افتخار اومورا در محوطه دانشگاه کیتاساتو توسط مجسمه‌سازان بورکینافاسو ساخته شدند، به نمادی از مبارزه برای ریشه‌کنی این بیماری تبدیل شدند و بعدها مجسمه‌های برنزی مشابهی در اندازه واقعی در مقر سازمان سلامت جهانی در ژنو نصب شدند. اظهارات او در ۲۰۱۹ هم‌زمان با شیوع همه‌گیری کووید-۱۹ مبنی بر این که «ویروس کرونا یک ویروس ساخته دست بشر است»، «ایورمکتین یک درمان معجزه‌آسا برای کووید-۱۹ است»، و «دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی ایورمکتین را تأیید نخواهند کرد زیرا اذعان به اثربخشی این داروی ارزان‌قیمت به ضرر شرکت‌های داروسازی است که داروهای جدید تولید می‌کنند،» در کنار جایگاهش به عنوان برنده جایزه نوبل به شور و شوق کاذب پیرامون این دارو اعتبار بخشید. با تلاش‌های اومورا، آزمایش‌های بالینی با بودجه دولت ژاپن انجام شد اما اثربخشی ایورمکتین در برابر کووید-۱۹ نشان داده نشد. حتی در مطالعات کوچک که ادعا می‌کردند ایورمکتین از مرگ و میر ناشی از کووید-۱۹ جلوگیری کرده‌، نشانه‌های روشنی از جعل وجود داشت و اغلب این تحقیقات ناقص و سوگیرانه بودند. 📌تصویر: انگل‌ها در خطر انقراض! پیروزی داروسازی بر امراض مغفول مانده، جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۵ برای تحقیق در زمینه بیماری‌های اهمال‌ شده (مالاریا و کرم‌های انگلی). 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • 📌 ۱۱ ژوئیه ۱۹۵۷ مرگ شواسو کاشف سِمینوم 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۲۰ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️موریس آگوست شواسو (چواسو) متولد ۲۸ اکتبر ۱۸۷۷ جراح، آسیب‌شناس، و ارولوژیست فرانسوی بود که بیشتر به خاطر مطالعه در زمینه سرطان بیضه، کشف «سِمینوم» (تومور شواسو) به عنوان شناخته‌شده‌ترین تومور بیضه، و پایان‌نامه‌اش تحت عنوان «تومورهای بیضه» در ۱۹۰۶ شناخته می‌شود. او نخستین طبقه‌بندی کامل از سرطان‌های بیضه را ارائه داد. تا اواخر قرن ۱۸ بیشتر متون در ارتباط با امراض بیضه روی عفونت‌ها به‌ویژه سیفیلیس متمرکز بودند. اولین بار سِر پرسیوال پات جراح انگلیسی در بیمارستان سنت بارتولومیو در لندن «بدخیمی کیستیک بیضه» را تشخیص داد، اصطلاحی که در آن زمان برای تومورهای کیستیک بیضه، عمدتاً تراتوم استفاده می‌شد. او در ۱۷۷۵ نخستین سرطان شغلی یعنی کارسینوم سلول سنگفرشی اسکروتوم (صَفَن، کیسه بیضه) معروف به «سرطان دودکش پاک‌کن‌ها» یا «سرطان مری پاپینز» را در کارگران دودکش پاک‌کن توصیف کرد. سِر اَستلی کوپر جراح و آناتومیست انگلیسی و نویسنده اولین کتاب معتبر در زمینه بیماری‌های بیضه (مشاهداتی در مورد ساختار و بیماری‌های بیضه، ۱۸۳۰)، برخلاف پات معتقد بود بیماری کیستیک بیضه همواره خوش‌خیم است، هرچند گاهی می‌تواند با سرطان همراه باشد. وی نخستین توصیف از «سرطان آنسفالویید بیضه» (احتمالاً سِمینوم) را ارائه داد. پایان‌نامه شواسو در ۱۹۰۶ حاوی توصیف بافت‌شناختی دقیق از ۱۲۸ مورد نئوپلاسم بیضه، شامل ۹۰ مورد سِمینوم بود. وی در لون لوسونیه به دنیا آمد و پدرش یک پزشک نظامی بود. او پس از تحصیل در کالج استانیسلاس، لیسه هوخ، و دانشکده پزشکی دانشگاه پاریس (نزد اساتیدی چون خواکین آلباران و فلیکس گویان)، در ۱۹۱۹ به ریاست درمانگاه جراحی بیمارستان کوچین در پاریس منصوب شد و از ۱۹۳۳ استاد آسیب‌شناسی و سپس رئیس بخش ارولوژی بیمارستان نکر بود. شواسو درمانگاه جراحی کوچین را به یک مرکز تخصصی ارولوژی تبدیل کرد که دارای زیرساخت‌های پیشرفته مانند اتاق‌های عمل اختصاصی، امکانات رادیولوژی، اتاق‌هایی برای اورتروسکوپی و سیستوسکوپی، و یک آزمایشگاه بود و امکان تشخیص و درمان جامع اختلالات دستگاه ادراری را فراهم می‌کرد. «کاتتر شواسو» نوعی سوند مخصوص حالب است که به نام او نامگذاری شده و اغلب برای اقداماتی مانند تزریق ماده حاجب به کار می‌رود. او دو نوع غالب نئوپلاسم‌های بیضه (سِمینوم، از ریشه لاتین سِمین به معنی بذر و از منشاء طناب اسپرماتیک که به دلیل حساسیت به اشعه ایکس و گسترش محدود پیش‌آگهی دارد و سایر تومورها از منشاء بافت‌های نابجا که اغلب بدخیم‌تر هستند) را شرح داد و به جای جراحی ارکیکتومی ساده (برداشتن بیضه) برای درمان سرطان پیشنهاد کرد ساقه عروقی و غدد لنفاوی نیز به‌طور کامل برداشته شود (عمل شواسو). وی در ۸۰ سالگی در پاریس درگذشت. نشان شواسو از ۱۹۵۸ توسط انجمن ارولوژی بریتانیا اعطا می‌شود و آکادمی ملی پزشکی فرانسه از ۱۹۶۷ جایزه دوسالانه بلگراند-شواسو را به جراحان جوان اهدا می‌کند. از افتخارات او به دریافت نشان لژیون دونور و عضویت و ریاست آکادمی جراحی (۱۹۲۰ و ۱۹۳۸)، عضویت در آکادمی ملی پزشکی فرانسه (۱۹۳۸) و نایب‌رئیسی و ریاست آن (۱۹۵۵ و ۱۹۵۷)، و ریاست انجمن تاریخ پزشکی فرانسه (۱۹۵۱) و از آثار دیگرش به «درمان سل ادراری» (۱۹۱۲)، «آزمایش اوره» (۱۹۱۲)، «بیهوشی در مطب پزشکان» (۱۹۲۱)، «پیلوگرافی رتروگراد حالب» (۱۹۳۲)، و «مِدا و زخم روبسپیر» (۱۹۳۹) می‌توان اشاره کرد. 📌تصویر: کارآموزان بیمارستان کوچین (شواسو نفر اول نشسته از چپ)، ۱۹۰۴. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • 📌 ۱۰ ژوئیه ۱۹۰۶ تولد ریدلی مخترع لنز داخل چشمی 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۹ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️سِر نیکلاس هارولد لوید ریدلی چشم‌پزشک انگلیسی و از پیشگامان جراحی کاتاراکت (آب مروارید) بود که در ۱۹۴۹ نخستین جراحی کاشت لنز داخل چشمی (آی.اُ.ال، آیول) را در بیمارستان سنت توماس لندن با موفقیت انجام داد. این عمل تا دهه ۱۹۷۰ چندان مورد استقبال قرار نگرفت، اما اکنون روزانه روی ده‌ها هزار نفر در سراسر جهان انجام می‌شود. وی در کیب‌وُرث هارکورت، لسترشر به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج پمبروک، کمبریج و بیمارستان سنت توماس به عنوان جراح چشم در بیمارستان سنت توماس و بیمارستان مورفیلدز لندن مشغول به کار شد. او در طول جنگ جهانی دوم حین جراحی چشم یک خلبان به نام گوردون کلیور (معروف به موش) متوجه شد که تراشه‌های پلاستیک اکریلیک برخلاف‌ شیشه باعث واکنش التهابی نمی‌شوند و بر همین اساس تصمیم گرفت از لنزهای اکریلیک برای درمان آب مروارید استفاده کند. پیش از آن اکریلیک در ساخت پروتزهای چشمی و قرنیه مصنوعی استفاده شده بود و نوعی اکریلیک به نام ترانسپکس از ۱۹۴۴ برای ساخت ابزار‌های نوری مانند منشور، عینک و لنز تماسی به کار می‌رفت. ریدلی در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۹ اولین کاشت لنز اکریلیک را انجام داد و نخستین لنز دائمی در ۸ فوریه ۱۹۵۰ کاشته شد. شعاع انحنای لنز مصنوعی در ابتدا مشابه عدسی طبیعی چشم انسان بود اما به دلیل تفاوت ضریب شکست ترانسپکس با پروتئین عدسی طبیعی، اولین بیمار پس از عمل به شدت نزدیک‌بین (معادل ۲۱ دیوپتر کروی) شد. همچنین استفاده از ستریمید برای گندزدایی لنز در برخی موارد باعث التهاب مشیمیه پس از عمل می‌شد. اولین کاشت آیول در ایالات متحده در ۱۹۵۲ در بیمارستان چشم ویلز، فیلادلفیا انجام شد و لنز داخل چشمی در ۱۹۸۱ مجوز اداره غذا و داروی آمریکا را دریافت کرد. کلیور در ۱۹۸۷ تحت عمل جراحی آب مروارید و کاشت لنز داخل‌چشمی قرار گرفت و ماجرای اختراع آیول دستمایه کتاب «نجات بینایی: نگاه یک جراح چشم به زندگی پشت ماسک و قهرمانانی که شیوه دیدن ما را تغییر دادند» (اندرو لام، ۲۰۱۳) و گزارش کوتاهی بود که در ۲۰۱۶ از برنامه «وان شو» تلویزیون بی‌بی‌سی پخش شد. ریدلی در سال‌های میانی تا پایانی جنگ برای مطالعه در زمینه اُنکوسرکیازیس (کوری رودخانه‌ای) و کرم انگلی اُنکوسرکا ولولوس به غرب آفریقا و جنوب شرقی آسیا رفت و مقاله‌اش در ضمیمه مجله چشم پزشکی بریتانیا (۱۹۴۵) و نقاشی و عکس‌هایی که از ته چشم این بیماران تهیه کرد (ته چشم ریدلی) یکی از مشارکت‌های تاریخی وی در چشم‌پزشکی محسوب می‌شود. مقاله کوتاه او در ۱۹۴۴ در مجله چشم پزشکی بریتانیا درباره «تف مار کبرا» حاصل تجربیات وی در گلد کُست و درمان چشم‌درد یک کارگر ۳۰ ساله به نام گوگی کوماسی بود که در حین چمن‌زنی یک کبرای گردن سیاه سم خود را به چشمش پاشیده بود. ریدلی در ۱۹۴۴ به هند و سپس برمه رفت، جایی که به مطالعه و درمان اسرای جنگی سابق که اغلب دچار سوءتغذیه بودند پرداخت و نتایج را تحت عنوان «تنبلی چشم (آمبلیوپی) تغذیه‌ای» در ۱۹۴۵ منتشر کرد. باشگاه بین‌المللی ایمپلنت داخل‌چشمی در ۱۹۶۶ توسط ریدلی و پیتر چویس تأسیس شد. در آن زمان مخالفت گسترده‌ای در مورد استفاده از آیول در بین چشم‌پزشکان وجود داشت و این باشگاه نقش به‌سزا در آشنایی پزشکان با این فناوری و توسعه آن داشت. بنیاد چشم ریدلی در ۱۹۶۷ برای جمع‌آوری کمک مالی و گسترش جراحی آب مروارید در کشورهای در حال توسعه تأسیس شد و امروز نیکلاس پسر ریدلی رئیس آن است. ریدلی در ۱۹۷۱ بازنشسته شد و در دهه ۱۹۹۰ در بیمارستان سنت توماس توسط شاگردش مایکل فالکون تحت عمل کاشت موفقیت‌آمیز لنز داخل‌چشمی دوطرفه قرار گرفت. وی در ۲۵ مه ۲۰۰۱ در ۹۴ سالگی در استیپلفورد، ویلتشر درگذشت. نام او به عنوان یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین چشم‌پزشکان قرن بیستم در ۱۹۹۹ به فهرست تالار مشاهیر انجمن جراحی کاتاراکت و عیوب انکساری آمریکا راه یافت. از افتخارات دیگرش می‌توان به عضویت در انجمن سلطنتی لندن (۱۹۸۶) و دریافت نشان گالسترند (انجمن پزشکی سوئد، ۱۹۹۲)، نشان گونین (۱۹۹۴)، نشان بزرگ لیاقت انجمن چشم پزشکی اروپا (۱۹۹۹)، و نشان شوالیه (۲۰۰۰) اشاره کرد. 📌تصویر: تمبر یادبود اولین جراحی کاشت لنز مصنوعی، مجموعه تمبر «پیشرفت‌های پزشکی»، طراحی از هاوارد براون، پست سلطنتی بریتانیا، ۲۰۱۰. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام 🔗گزارش کوتاه بی‌بی‌سی، ۲۰۱۶.

  • #تقویم_تاریخ_پزشکی #سینما #هنر گزارش کوتاهی درباره ریدلی که در ۲۰۱۶ از برنامه «وان شو» تلویزیون بی‌بی‌سی پخش شد. سِر نیکلاس هارولد لوید ریدلی چشم‌پزشک انگلیسی و از پیشگامان جراحی کاتاراکت (آب مروارید) بود که در ۱۹۴۹ نخستین جراحی کاشت لنز داخل چشمی (آی.اُ.ال، آیول) را در بیمارستان سنت توماس لندن با موفقیت انجام داد. این عمل تا دهه ۱۹۷۰ چندان مورد استقبال قرار نگرفت، اما اکنون روزانه روی ده‌ها هزار نفر در سراسر جهان انجام می‌شود. درباره ریدلی در پست بعدی بیشتر بخوانید. 🔗کانال در تلگرام: https://t.me/TaghvimTarikhPezeshki 🔗کانال در واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W 🔗صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh

  • 📌 ۹ ژوئیه ۱۹۷۷ مرگ چیک مخترع ضریب فنل 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۸ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️دیم هَریت چیک متولد ۶ ژانویه ۱۸۷۵ میکروب‌شناس بریتانیایی بود که در ۱۹۰۸ به اتفاق سِر چارلز جیمز مارتین پزشک و فیزیولوژیست بریتانیایی و رئیس انستیتو طب پیشگیری لیستر، روش استاندارد برای ارزیابی کارایی باکتری‌کشی مواد گندزدا در حضور مواد آلی موسوم به «آزمایش چیک-مارتین» یا «ضریب فنل» را توسعه داد. هدف اصلی چیک رفع محدودیت‌های روش سنتی ریدل-واکر بود که اثرات مهاری مواد آلی مانند مدفوع یا پروتئین‌ها بر اثربخشی مواد ضدعفونی‌کننده شیمیایی را در نظر نمی‌گرفت. چیک و مارتین نشان دادند که در کاربردهای عملی و واقعی مانند گندزدایی فاضلاب یا زباله‌های بیمارستانی، وجود مواد آلی به‌طور قابل توجهی قدرت میکروب‌کشی ترکیبات فنلی و سایر عوامل شیمیایی را کاهش می‌دهد. در این آزمایش رقت‌های متوالی از ضدعفونی‌کننده مورد نظر و همچنین فنل تهیه می‌شود و بالاترین رقتی که باکتری‌ها را طی مدت زمان مشخصی از بین می‌برد تعیین و نسبت آن به غلظت فنل خالص مورد نیاز برای دستیابی به همان نتیجه در شرایط یکسان محاسبه می‌شود. فنل یکی از اولین و پرکاربردترین مواد گندزدا بود و اغلب برای این آزمایش از یک باکتری استاندارد مانند سالمونلا تیفی یا استافیلوکوک طلایی استفاده می‌شود. ترکیباتی که از فنل مؤثرتر هستند (مانند اتانول) ضریب بزرگتر از ۱ و آن‌هایی که کمتر مؤثر هستند (مانند فرمالین) ضریب کوچکتر از ۱ دارند. چیک همچنین به مطالعه در زمینه عوامل مغذی پرداخت و از نخستین دانشمندانی بود که نشان داد نور خورشید و روغن کبد ماهی در پیشگیری از راشیتیسم مؤثر هستند. او از ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۵ به عنوان دبیر کمیته عوامل غذایی کمکی شورای تحقیقات پزشکی بریتانیا خدمت کرد و از ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۷ دبیر کمیته بخش سلامت اتحادیه ملل در زمینه مبانی فیزیولوژیک تغذیه بود. وی در لندن به دنیا آمد و مانند شش خواهر دیگرش دانش‌آموخته دبیرستان دخترانه ناتینگ هیل بود. او پس از تحصیل در کالج بدفورد و یونیورسیتی کالج لندن، با حمایت کمیسیون سلطنتی نمایشگاه بزرگ لندن به عنوان محقق به انستیتو بهداشت وین (نزد مکس فون گروبر) و سپس یونیورسیتی کالج لیورپول (نزد روبرت بویس) رفت. وی از ۱۹۰۲ دستیار الکساندر هوستون باکتری‌شناس ارشد کمیسیون سلطنتی آب و فاضلاب لندن و در ۱۹۰۵ اولین زنی بود که به انستیتو تحقیقات لیستر پیوست. ایده چیک و مارتین مبنی بر این که فرآیند دناتوراسیون پروتئین با انعقاد یا لخته شدن آن فرق می‌کند، آغازگر درک نوین از مفهوم تاخوردگی پروتئین بود. او در ۱۹۰۹ یکی از امضاکنندگان نامه گروهی از زنان دانش‌آموخته دانشگاه لندن به روزنامه تایمز در رابطه با حق رأی زنان بود. وی در ۱۹۱۳ یکی از سه زنی بود که برای اولین بار در انجمن بیوشیمی بریتانیا پذیرفته شدند. دو نفر دیگر آیدا اسمدلی (اولین رئیس زن این انجمن) و موریل ولدال بودند. «قانون چیک» که رابطه بین زمان تماس با یک ماده گندزدا و راندمان کشندگی ارگانیسم‌ها را نشان می‌دهد بعدها توسط هربرت واتسون اصلاح شد و معادله چیک-واتسون (ضریب کشندگی خاص) یا رابطه غلظت-زمان (عدد سی‌تی) هنگام کلرزنی آب آشامیدنی برای محاسبه دوز ضدعفونی کننده به کار می‌رود. چیک در ۱۹۴۱ یکی از اعضای بنیان‌گذار انجمن تغذیه بریتانیا بود و در ۱۹۵۶ به ریاست این انجمن انتخاب شد. وی در ۱۰۲ سالگی در کمبریج درگذشت. از افتخارات دیگرش می‌توان به دریافت دو نشان امپراتوری (۱۹۳۲ و ۱۹۴۹) و عضویت در انجمن فیزیولوژی (۱۹۱۸) و انجمن سلطنتی پزشکی (۱۹۶۰) اشاره کرد. 📌تصویر: عکس گروهی محققین انستیتو لیستر که بجز دو نفر (ژانت لین کلیپتون و دیم هَریت چیک نفر اول و چهارم از چپ ردیف جلو) همگی مرد هستند، سِر چارلز جیمز مارتین نفر پنجم از چپ ردیف میانی رئیس انستیتو، ۱۹۰۷. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • صحنه آغازین فیلم کوتاه «جراح امپراتوری»، ۲۰۲۰ #تقویم_تاریخ_پزشکی بارون دومینیک ژان لاره جراح و نظامی فرانسوی بود که بیشتر به خاطر خدماتش در جریان انقلاب فرانسه و جنگ‌های ناپلئون شناخته می‌شود. وی نخستین جراح نظامی نوین بود و در تمام لشکرکشی‌های ناپلئون اول، وی را همراهی می‌کرد. برخی او را به خاطر نوآوری‌های مهمش «پدر پزشکی نظامی نوین» و «پدر طب اورژانس» نامیده‌اند. یان یاناکیف بازیگر روسی در فیلم واترلو (سرگئی باندارچوک، ۱۹۷۰) نقش لاره را ایفا می‌کند. فیلم کوتاه «جراح امپراتوری» (گیوم ماین، ۲۰۲۰) با نقش‌آفرینی مارکو لونگو بازیگر سوئیسی که ماجرای اسارت وی را در ۱۸۱۵ در جریان نبرد واترلو به تصویر ‌کشیده، برنده جایزه بهترین فیلم تاریخی در جشنواره سینِوِرس پاریس شد. درباره لاره در پست قبلی بیشتر بخوانید. 🔗کانال در تلگرام: https://t.me/TaghvimTarikhPezeshki 🔗کانال در واتساپ: https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W 🔗صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh

  • 📌 ۸ ژوئیه ۱۷۶۶ تولد لاره پدر طب اورژانس 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۷ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️بارون دومینیک ژان لاره جراح و نظامی فرانسوی بود که بیشتر به خاطر خدماتش در جریان انقلاب فرانسه و جنگ‌های ناپلئون شناخته می‌شود. او از پیشگامان تریاژ (اولویت‌بندی) مجروحان در میدان نبرد بود و آمبولانس پرنده را اختراع کرد. وی در نبرد بورودینو (۱۸۱۲) که به اشغال مسکو منجر شد در عرض یک روز بیش از ۲۰۰ مرد زخمی را بدون بیهوشی قطع عضو کرد. او در زمانی که آنتی‌بیوتیک‌ها هنوز کشف نشده بودند، گونه خاصی از کِرم را برای درمان زخم‌های عفونی به کار برد. لاره نخستین جراح نظامی نوین بود و در تمام لشکرکشی‌های ناپلئون اول، وی را همراهی می‌کرد. برخی او را به خاطر نوآوری‌های مهمش «پدر پزشکی نظامی نوین» و «پدر طب اورژانس» نامیده‌اند. وی در بودان، بیگور به دنیا آمد و پدرش را که یک کفاش بود در کودکی از دست داد. او توسط عمویش الکسیس لاره جراح ارشد بیمارستان لا گراو در تولوز و بنیان‌گذار اولین بیمارستان نظامی این شهر بزرگ شد و پس از کسب مهارت‌های اولیه پزشکی به پاریس (نزد پیر ژوزف دِسو آناتومیست و جراح ارشد بیمارستان هتل دیو) رفت. لاره سپس به عنوان جراح به نیروی دریایی پیوست و در ۱۷۸۷ زمانی که به نیوفاندلند اعزام شد، جوان‌ترین افسر پزشکی در نیروی دریایی سلطنتی فرانسه بود. وی تجربیات خود در آمریکا را همراه با جزئیاتی در مورد گیاهان، جانوران، آب و هوا و آداب و رسوم محلی سال‌ها بعد در کتاب «خاطرات جراحی نظامی و سفرهای بارون دی. جی. لاره» منتشر کرد. او پس از بازگشت به پاریس در ۱۷۸۹ در ساخت مجموعه «لِس اینوَلید» (شامل بیمارستان، موزه نظامی، آسایشگاه کهنه‌سربازان، و آرامگاه بسیاری از چهره‌های سرشناس فرانسه از جمله ناپلئون) با کورویسار، بیشا، و ساباتیه همکاری کرد و در جریان شورش باستیل آمبولانسی برای درمان مجروحان ساخت. وی در ۱۷۹۲ در طول جنگ ائتلاف اول، با به کارگیری شیوه‌های نوین جراحی نظامی، ساخت بیمارستان‌های صحرایی، و برقراری سپاه آمبولانس به کمک ارتش فرانسه آمد. لاره پس از مشاهده سرعت مانور کالسکه‌های واحد توپخانه سواره‌نظام، از آن‌ها تحت عنوان «آمبولانس پرنده» برای حمل سریع مجروحان استفاده کرد. لاره قواعدی برای تریاژ مجروحان جنگی وضع کرد و همواره تأکید داشت که مصدومان، نظامی یا غیرنظامی، آزاد یا برده، خودی یا دشمن، باید بدون توجه به درجه یا ملیت و صرفاً براساس شدت جراحات و فوریت نیاز به مراقبت‌های پزشکی در اولویت قرار بگیرند. او در ۱۷۹۶ برای مدت کوتاهی استاد تشریح دانشکده پزشکی وال-دو-گراس بود و سپس توسط ناپلئون به عنوان جراح ارشد ارتش انقلابی در ایتالیا منصوب شد. وی در ۱۷۹۸ عازم مصر شد و یک مدرسه پزشکی برای پزشکان ارتش در قاهره تأسیس کرد. لاره در اکتبر ۱۸۰۱ به فرانسه بازگشت و در ۱۸۰۷ به دریافت نشان لژیون دونور مفتخر شد. وی در جریان حمله به روسیه، جراح کل ارتش فرانسه بود و از عقب‌نشینی زمستانی جان سالم به در برد. لاره قصد داشت ناپلئون را هنگام تبعید به البا همراهی کند اما با مخالفت امپراتور مخلوع مواجه شد. او در ۱۸۱۵ به ناپلئون ملحق شد و شجاعتش در جنگ واترلو مورد توجه دوک ولینگتون فرمانده قوای ائتلافی قرار گرفت. لاره که خود زخمی شده بود تلاش کرد به سوی مرز فرانسه بگریزد اما توسط پروسی‌ها به اسارت درآمد و در نهایت مورد عفو قرار گرفت. لاره در ۱۸۴۲ به عنوان بازرس سلامت همراه با پسرش هیپولیت به الجزیره رفت اما در راه بازگشت به ذات‌الریه مبتلا شد. وی در ۲۵ ژوئیه ۱۸۴۲ در ۷۶ سالگی در لیون درگذشت. از افتخارات دیگرش می‌توان به عضویت در آکادمی سلطنتی پزشکی (۱۸۲۰) و انستیتو فرانسه (۱۸۲۹) و انجمن فلسفه آمریکا (۱۸۳۰) اشاره کرد. جایزه لاره بالاترین افتخار پزشکی ناتو (پیمان آتلانتیک شمالی) است که از ۱۹۹۳ هر سال به دستاوردهای قابل توجه و پایدار در زمینه همکاری‌های چندملیتی برای ارائه مراقبت‌های پزشکی در مأموریت‌های این سازمان اعطا می‌شود. یان یاناکیف بازیگر روسی در فیلم واترلو (سرگئی باندارچوک، ۱۹۷۰) نقش لاره را ایفا می‌کند. فیلم کوتاه «جراح امپراتوری» (گیوم ماین، ۲۰۲۰) با نقش‌آفرینی مارکو لونگو بازیگر سوئیسی که ماجرای اسارت وی را در ۱۸۱۵ در جریان نبرد واترلو به تصویر ‌کشیده، برنده جایزه بهترین فیلم تاریخی در جشنواره سینِوِرس پاریس شد. 📌تصویر: ناپلئون، مارشال لویی الکساندر برتیه، روستام رازا (رستم رضا، ملازم ارمنی-گرجی و محافظ شخصی ناپلئون)، و دومینیک ژان لاره در کنار رود دانوب، بازگشت ناپلئون به جزیره لوباو پس از نبرد آسپرن-اسلینگ (نخستین شکست بزرگ ناپلئون، ۱۸۰۹)، اثر شارل مینیه نقاش فرانسوی، ۱۸۱۲. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام 🔗صحنه آغازین فیلم کوتاه «جراح امپراتوری»، ۲۰۲۰

  • 📌 ۷ ژوئیه ۱۹۹۹ منع استفاده از جیوه در ساخت واکسن 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۶ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️تیومرسال (تیمروسال، مرتیولات) ترکیب آلی و بی‌خطر جیوه است که اغلب به عنوان یک ماده ضدعفونی‌کننده و ضد قارچ شناخته می‌شود. از این ماده به عنوان ماده نگهدارنده به مقدار ناچیز در واکسن‌ها، فرآورده‌های ایمونوگلوبولین، آنتی‌ژن‌های تست پوستی، پادزهرها، فرآورده‌های چشم و بینی و همچنین جوهرهای خالکوبی نیز استفاده شده است. با وجود اجماع علمی مبنی بر بی‌اساس بودن ترس از ایمنی آن، استفاده از تیومرسال به عنوان ماده نگهدارنده واکسن همواره دستاویز گروه‌های ضد واکسن و ابزاری برای تبلیغ واکسن‌هراسی بوده و در ایالات متحده، اتحادیه اروپا و چند کشور ثروتمند دیگر از برنامه‌های واکسیناسیون روتین کودکان زیر ۶ سال حذف شده است. اختراع تیومرسال در ۱۹۲۷ به نام موریس خاراش شیمی‌دان اوکراینی و محقق دانشگاه مریلند ثبت شد و شرکت الی لیلی بعدها این ترکیب را با نام تجاری مرتیولات به بازار عرضه کرد. تیومرسال تا ۱۹۳۸ یکی از پنج داروی اصلی تولید شده توسط الی لیلی بود. هدف از افزودن مواد نگهدارنده به واکسن، استفاده از ویال‌های چند دوز به جای ویال‌های تک دوز است که گران‌تر هستند. عوارض جانبی جدی مانند عفونت استافیلوکوک یکی از نگرانی‌های اصلی در مورد ویال‌های چند دوز بدون ماده نگهدارنده است. در یک حادثه در ۱۹۲۸، از ۲۱ کودک واکسینه شده با واکسن دیفتری فاقد ماده نگهدارنده، ۱۲ کودک به دلیل عفونت جان سپردند. تیومرسال برخلاف سایر مواد نگهدارنده مانند فنول و کرزول، قدرت ایمنی‌زایی واکسن‌ را کاهش نمی‌دهد. سازمان سلامت جهانی هیچ مدرکی مبنی بر سمیت تیومرسال در واکسن‌ها گزارش نکرده و هیچ دلیل ایمنی برای استفاده از واکسن‌های تک دوز گران‌تر وجود ندارد. برنامه محیط زیست ملل متحد در کنوانسیون میناماتا در مورد آلاینده‌های جیوه در ۲۰۱۳ از پیشنهاد قبلی خود مبنی بر قرار دادن تیومرسال در فهرست ترکیبات ممنوعه واکسن عقب‌نشینی کرد. مرکز ارزیابی و تحقیقات بیولوژیک اداره غذا و داروی ایالات متحده از ۱۹۹۸ ارزیابی رسمی خطر تیومرسال در واکسن‌ها را آغاز کرد. آکادمی طب اطفال و خدمات سلامت عمومی آمریکا در ۷ ژوئیه ۱۹۹۹ طی بیانیه‌ای به عنوان یک اقدام احتیاطی خواستار حذف واکسن‌های حاوی تیومرسال در اسرع وقت شد. این ماده تا مارس ۲۰۰۱ از تمام واکسن‌های کودکان زیر ۶ سال در ایالات متحده حذف شد و کمیته مشورتی واکسن در ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵ توصیه کرد تیومرسال از همه واکسن‌های آنفولانزا نیز حذف شود. این اقدام صرفاً براساس اصل احتیاط بود که فرض می‌کند هیچ ضرری در اعمال احتیاط وجود ندارد حتی اگر بعدها مشخص شود که غیرضروری بوده است. با وجود فقدان شواهد مبنی بر آسیب قابل توجه در استفاده از تیومرسال در واکسن‌ها، حذف این ماده نگهدارنده اعتماد عمومی به ایمنی واکسن‌ها را افزایش می‌دهد. پس از حذف تدریجی تیومرسال از اکثر واکسن‌ها، برخی از والدین این اقدام را نشانه‌ای از ارتباط جیوه با افزایش شیوع اوتیسم دانستند و این نگرانی در برخی موارد به درمان‌های تأیید نشده و آسیب و مرگ کودکان منجر شد. اجماع علمی این است که هیچ مدرکی از این ادعا پشتیبانی نمی‌کند و شیوع اوتیسم در کودکانی که واکسن حاوی تیومرسال دریافت نکرده‌اند نیز همچنان رو به افزایش است. نهادهای علمی و مراجع پزشکی مانند اداره غذا و دارو، مرکز پیشگیری و کنترل بیماری، انستیتو پزشکی، انجمن پزشکی، آکادمی طب اطفال، آکادمی ملی علوم، و کالج سم‌شناسی پزشکی آمریکا، انجمن طب اطفال و آژانس سلامت عمومی کانادا، آژانس دارویی اروپا، و سازمان سلامت جهانی هرگونه ارتباط تیومرسال با اوتیسم یا سایر اختلالات عصبی-رشدی را رد می‌کنند. این تصور اشتباه همچنین توجه و منابع را از تلاش‌ها برای شناسایی علل اوتیسم منحرف کرده است. بجز واکنش‌های حساسیت موضعی، هیچ مدرکی دال بر آسیب ناشی از جیوه به میزان موجود در واکسن‌ها وجود ندارد و یک مقاله در مجله آنالز فارماکوتراپی در ۲۰۱۱، ارتباط واکسن و اوتیسم را احتمالاً «مخرب‌ترین فریب پزشکی ۱۰۰ سال گذشته» توصیف کرد. 📌تصویر: واکسیناتوری به نام مرگ، پوستر انجمن لغو واکسیناسیون اجباری لندن، اواخر دهه ۱۸۸۰، کتابخانه تاریخ پزشکی کالج پزشکان فیلادلفیا، کتابچه ضد واکسیناسیون. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • 📌 ۶ ژوئیه ۱۹۲۷ تولد کلایهاور مخترع آزمایش کلایهاور-بتکه 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۵ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️اِنو کلایهاور متخصص اطفال و خون‌شناس آلمانی بود که به اتفاق همکارانش هیلدگار براون و کلاوس بتکه روشی ساده برای برای شناسایی سلول‌های قرمز حاوی هموگلوبین جنینی (اچ‌بی‌اف) و تشخیص بیماری همولیتیک نوزادان توصیف کرد. مقاله تاریخی آنان تحت عنوان «مشاهده هموگلوبین جنینی در سلول‌های قرمز خون» در شماره ژوئن ۱۹۵۷ هفته‌نامه بالینی (مجله پزشکی اروپای مرکزی) منتشر شد و این روش بعدها «آزمایش کلایهاور-بتکه» (کِی‌بی) نام گرفت. هدف اصلی کلایهاور اثبات یک مفهوم اساسی مورد نیاز برای توسعه پیشگیری آنتی-دی برای مادران اِرهاش منفی و پاسخ به این پرسشاین بود که تغییر از هموگلوبین جنینی به بالغ در سلول قرمز چگونه انجام می‌شود، اما پیش از آن باید روشی توسعه داده می‌شد که امکان افتراق این دو نوع هموگلوبین را فراهم کند. ای. جی. شنک در ۱۹۳۰ نشان داده بود که هموگلوبین دناتوره شده بالغ سریع‌تر از هموگلوبین نوزاد توسط پپسین هضم می‌شود. کلایهاور و همکارانش اسمیرهای خون فیکس شده را در معرض پپسین قرار دادند و هنگام ارزیابی بهترین پ‌هاش برای این آزمایش متوجه شدند که نمونه شاهد بافر اسیدی بدون پپسین نتایج بهتری را به همراه دارد. در یک محلول بافر اسیدی، هموگلوبین بالغ از سلول‌های قرمز شسته می‌شود و این سلول‌ها روی اسلاید به شکل شبح ظاهر می‌شوند، در حالی که هموگلوبین جنینی (اچ‌بی‌اف) که در برابر اسید مقاوم است، درون سلول‌ها باقی مانده و با رنگ‌آمیزی قابل مشاهده است. «آزمایش کِی‌بی» یا «تست شستشوی اسید» معمولاً برای تشخیص خونریزی جنین-مادر و اندازه‌گیری میزان هموگلوبین جنینی منتقل شده از جنین به جریان خون مادر اِرهاش منفی انجام می‌شود و هدف آن محاسبه دوز مورد نیاز ایمونوگلوبولین اِرهاش (روگام) برای مهار تشکیل پادتن ضد اِرهاش در مادر و جلوگیری از بیماری اِرهاش در فرزندان اِرهاش مثبت است. این آزمایش همچنین برای تشخیص مرده‌زایی و تعیین پیش‌آگهی ترومای شکم در زنان باردار به کار رفته است. یک اسمیر استاندارد از خون مادر تهیه شده و در معرض شستشوی اسید قرار می‌گیرد. پس از رنگ‌آمیزی، ۲ هزار سلول قرمز زیر میکروسکوپ شمارش می‌شود و درصد سلول‌های جنین به مادر (سلول‌های سالم به سلول‌های شبح) محاسبه می‌شود. نتایج مثبت کاذب می‌تواند ناشی از هموگلوبینوپاتی مادر باشد که باعث افزایش مداوم هموگلوبین جنین می‌شود و نمونه آن صفت سلول داسی است. مقایسه با سایر روش‌های گران‌تر یا پیشرفته‌تر مانند فلوسیتومتری نشان داده که حساسیت آزمایش کِی‌بی در تشخیص هموگلوبین جنینی معادل روش‌های پیشرفته‌تر است. اجسام هاینز (رسوب زنجیره‌های آلفا یا بتا) به صورت تجمعات فشرده با اندازه‌های مختلف و همچنین رتیکولوسیت‌ها (سلول‌های قرمز نارس) نیز مقاوم به اسید و قابل مشاهده هستند. کلیهاور تحقیقات خود را در ۱۹۵۵ با حمایت انجمن تحقیقات آلمان و زیر نظر کلاوس بتکه آغاز کرد. وی در پیوسوم، اوستفریسلند به دنیا آمد و دانش‌آموخته دانشگاه فرایبورگ بود. او در اواسط دهه ۱۹۶۰ برای دوره فلوشیپ به آمریکا رفت. کلیهاور پس از بازگشت به ریاست بخش خون‌شناسی و کلینیک اطفال دانشگاه اولم منصوب شد. کلیهاور از ۱۹۶۹ تا زمان بازنشستگی در ۱۹۹۵ در دانشگاه اولم به عنوان رئیس بخش خون‌شناسی و رئیس درمانگاه اطفال مشغول به کار بود و در ۱۸۳ مقاله عمدتاً درباره خون‌شناسی اطفال مشارکت داشت. وی یک ماه پیش از ۹۰ سالگی در ۷ ژوئن ۲۰۱۷ در وایسنهورن درگذشت. 📌تصویر: گستره خون یک نوزاد با ۷.۵ درصد هموگلوبین جنینی پس از فیکساسیون در الکل و رنگ‌آمیزی می-گرونوالد-گیمسا در بافر اسید سیتریک-فسفات با پ‌هاش ۳.۵ که سلول‌های پر از هموگلوبین را در کنار برخی از سلول‌های کم‌رنگ‌تر نشان می‌دهد، کلایهاور-براون-بتکه، هفته‌نامه بالینی، ۱۹۵۷. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • 📌 ۵ ژوئیه ۱۷۸۰ تولد آنتومارچی آخرین پزشک ناپلئون 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۴ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️فرانسوا شارل (فرانچسکو کارلو) آنتومارچی جراح ایتالیایی-فرانسوی و آخرین پزشک ناپلئون بناپارت بود. او در آخرین لحظات زندگی ناپلئون در کنارش بود و از امضای گزارش کالبدشکافی تهیه شده توسط جراحان انگلیسی خودداری کرد. وی در مرسیگلیا به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه پیزا و بیمارستان سانتا ماریا نووا، دانشگاه فلورانس، جانشین پائولو ماسکانی شد. ماسکانی مشهورترین کالبدشناس آن زمان بود و نسخه‌های خطی و نقاشی‌هایی در ابعاد طبیعی را برای انتشار یک مجموعه کامل آناتومی به جا گذاشت. آنتومارچی این کتاب را برای انتشار آماده کرد اما در ۱۸۱۹ به جزیره دورافتاده سَنت هلن در اقیانوس اطلس جنوبی فراخوانده شد و تا هنگام مرگ ناپلئون اول در ۱۸۲۱ پزشک شخصی او بود. ناپلئون برای ائتلاف بریتانیا، هلند و پروس که در ۱۸۱۵ تبعیدش کردند یک مستبد بود اما طی دهه پس از مرگش، تصویر او به عنوان یک هوادار روشنگری در فرانسه دستخوش تغییر شد. شارل دهم تهدیدی برای آزادی‌های مدنی ایجاد شده در دوران ناپلئون تلقی می‌شد و این بی‌اعتمادی، شهرت ناپلئون را احیا کرد. آنتومارچی در ۱۹ دسامبر ۱۸۱۸ نامه‌ای از مادر و عموی ناپلئون دریافت کرد و جانشین بری ادوارد اومیرا شد، زیرا ناپلئون با حضور افسران پزشکی بر بالین خود موافقت نکرد. پس از مرگ بناپارت، آنتومارچی کتاب «آخرین لحظات ناپلئون» را نوشت و در آن به این نتیجه رسید که وی بر اثر سرطان معده درگذشته است. او از صورت و احتمالاً اندام‌های ناپلئون قالب گچی گرفت و کپی‌های متعددی از این قالب‌ها ساخته شد. آنتومارچی در ۱۸۳۱ به لهستان رفت و در جریان قیام نوامبر بازرس کل بیمارستان‌های لهستان بود اما پس از مدتی به پاریس گریخت. او سپس به لوئیزیانا مهاجرت کرد و در ۱۸۳۴ ماسک برنزی مرگ ناپلئون را به مردم نیواورلئان اهدا کرد. وی سال‌های پایانی عمرش را در مکزیک و کوبا سپری کرد و به دنبال ابتلا به تب زرد در ۳ آوریل ۱۸۳۸ در ۵۷ سالگی در سانتیاگو، کوبا درگذشت. علاوه بر کتاب خاطراتش شامل وصیت‌نامه و جزئیات مراقبت‌های پزشکی ناپلئون و طرح‌های بسیار دقیق از گیاهان سنت هلن که بین ۱۸۲۳ تا ۱۸۲۶ منتشر شد، از آثار دیگر او می‌توان به «درباره آب مروارید» (۱۸۰۸) و «تصاویر آناتومی بدن انسان در ابعاد طبیعی» (۱۸۲۳) اشاره کرد. کلود کینگ بازیگر بریتانیایی در فیلم «مردی روی صخره» (۱۹۳۸)، از مجموعه فیلم‌های کوتاه «معماهای تاریخی» مترو گلدوین مایر به کارگردانی ادوارد ال. کان، نقش آنتوماریچی را ایفا کرده است. این فیلم به بررسی یک نظریه توطئه می‌پردازد که براساس آن ناپلئون بناپارت هرگز در جزیره سنت هلن نمرده و در عوض جای خود را با یک بدل به نام فرانسوا اوژن روبو عوض کرده است. 📌تصویر: غم خاموش، رنگ روغن روی بوم اثر شارل دو استوبن (کارل فون استوبن) نقاش و لیتوگراف آلمانی-فرانسوی، ۱۸۲۸ (شیفتگی به رهبر فرانسوی، این نقاش رمانتیک را بر آن داشت تا مرگش را جاودانه کند و حس حیرت و شگفتی حاضران بر بالین او شامل آنتومارچی و ژنرال هانری برتراند به اتفاق همسرش فانی و فرزندانشان به تصویر بکشد). 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام

  • 📌 ۴ ژوئیه ۱۹۳۸ تولد رُز مغز قرن ۲۱ 🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی 🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۳ تیر ۱۴۰۵ 🟢 azizafshari@yahoo.com ▫️استیون پیتر راسل رُز عصب‌شناس، زیست‌شناس، و نویسنده بریتانیایی، استاد دانشگاه آزاد و کالج گرشام لندن، و از منتقدان جدی جبر ژنتیکی بود. وی در لندن در یک خانواده یهودی به دنیا آمد و دانش‌آموخته کالج کینگ، کمبریج، انستیتو روان‌پزشکی، روان‌شناسی و علوم اعصاب، و کالج جدید آکسفورد بود. موضوع پایان‌نامه او در ۱۹۶۱ «پیامد بیوشیمیایی تجویز لوو-دوپا در حیوانات و کاربرد آن برای درمان بیماری پارکینسون» بود. رُز پس از یک پست پژوهشی کوتاه در شورای تحقیقات پزشکی، در ۱۹۶۹ به استادی دانشگاه آزاد لندن منصوب شد. وی بنیان‌گذار گروه تحقیقات مغز در این دانشگاه بود و حدود ۳۰۰ مقاله درباره فرآیندهای زیست‌شناختی مربوط به شکل‌گیری حافظه و درمان بیماری آلزایمر منتشر کرد. انجمن علوم اعصاب بریتانیا در ۲۰۱۲ جایزه «مشارکت برجسته در علوم اعصاب» را به رُز اهدا کرد. او همچنین نویسنده چندین کتاب علمی عامه‌پسند بود و اغلب برای روزنامه گاردین و مجله مرور کتاب لندن می‌نوشت که نشان انجمن بیوشیمی بریتانیا برای ارتباطات در علم (۲۰۰۲) و نشان معتبر ادینبرا (۲۰۰۴) را برایش به ارمغان آورد. کتاب رُز با عنوان «شکل‌گیری حافظه» در ۱۹۹۳ برنده جایزه کتاب علمی رون-پولنک انجمن سلطنتی لندن شد. وی و همسرش هیلاری رُز جزو بنیان‌گذاران انجمن مسئولیت اجتماعی علم در دهه ۱۹۶۰ بودند و در ۶ آوریل ۲۰۰۲ در نامه‌ای سرگشاده به گاردین خواستار تحریم دانشگاه‌های اسرائیل به دلیل حمایت از سیاست‌های دولت این کشور شدند. آنان همچنین در ۲۰۰۴ از اعضای مؤسس کمیته بریتانیا برای دانشگاه‌های فلسطین (بریکاپ) بودند. رُز برای چندین سال یکی از اعضای منظم میزگرد رادیو بی‌بی‌سی در مجموعه مناظره «هزارتوی اخلاقی» بود. او همچنین از حامیان برجسته اومانیست‌های بریتانیا و عضو کارگروه انجمن سلطنتی لندن در ارتباط با وضعیت علوم اعصاب و چارچوب اجتماعی آن و کارگروه نافیلد شورای اخلاق زیستی در زمینه فناوری‌های عصبی جدید بود. وی به اتفاق ریچارد لوونتین و لئون کامین از «جنبش علم رادیکال» دفاع کرد و به‌ویژه در کتاب «در ژن‌های ما نیست» (۱۹۸۴) به انتقاد از «زیست‌شناسی اجتماعی» (ادوارد ویلسون، ۱۹۷۵)، روان‌شناسی تکاملی و مفاهیم دیگری مانند «ژن خودخواه» (ریچارد داوکینز، ۱۹۷۶) که این قبیل تبیین‌های اجتماعی را ترویج می‌کنند پرداخت. او داوکینز را به عنوان «تقلیل‌گراترین زیست‌جامعه‌شناس» توصیف کرد. داوکینز در پاسخ نوشت که کتاب رُز با تحریف استدلال‌های وی و مغالطه مرد کاهی (ارائه نسخه تحریف‌شده و ضعیف یا اغراق‌آمیز از استدلال‌های طرف مقابل و سپس حمله به آن) به «یک طنز احمقانه» تبدیل شده است. رُز همچنین مقدمه کتاب «غنای زندگی» (استیون جی گولد، ۲۰۰۷) را نوشت. وی در ۹ ژوئیه ۲۰۲۵ در ۸۷ سالگی در بریتانیا درگذشت. از آثار دیگرش می‌توان به «مغز آگاه» (۱۹۷۳)، «نه آتش، نه رعد: تهدید سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیک» (۱۹۸۴)، «افسوس، بیچاره داروین: استدلال‌هایی علیه روان‌شناسی تکاملی» (۲۰۰۰)، «مغز قرن بیست و یکم» (۲۰۰۵)، «ژن‌ها، سلول‌ها و مغزها: وعده‌های پرومته‌ای علوم زیستی» (۲۰۱۲)، و «آیا علم اعصاب می‌تواند ذهن ما را تغییر دهد؟» (۲۰۱۶) اشاره کرد. 📌تصویر: شکل‌گیری حافظه از مولکول تا ذهن، استیون رُز (۱۹۹۲)، ترجمه خسرو پارسا و همکاران، چاپ اول، ۱۳۹۲. 🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام