طرب
Статистикаمعرفی موسیقی قدیمی عربی به فارسیزبانان @harmoniiica *عندي من الأيام أيام*
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 44
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 59
- 1/48двое суток
- 67
- 1/72трое суток
- 72
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اگر به تو برگردم، دیوانه میشوم؛ و اگر ترکت کنم، عذاب میکشم. نه میتوانم بروم، نه میتوانم بمانم. #فيروز 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
به سویم خم شد، شاخهای از درخت انار دل جوانم شمعی شد و بر شمعدان به رقص درآمد به سویم خم شد، گویی هلال ماه بود و من تنها نشسته بودم، سرگشته، و در چشمانم سؤالی بود به سوی پیراهنم خم شد، گفتم: «آه، پیراهنم!» گفت: «پیراهنت به سلامت، تو خودت گلی در بوستانی» به سویم خم شد، همچون ستارهای و آوازی عاشقانه با من از خانهٔ خوب و سادهمان گفت و از لقمهٔ حلال به سوی دستم خم شد، گفتم: «آه، دستم!» گفت: «دستت به سلامت، تو خودت کوزهٔ آبِ تشنهلبانی» به سویم خم شد، به سویم خم شد و گفت گفتم: «من عشق تو را میخواهم، پول را میخواهم چهکار؟» به سوی چشمم خم شد، گفتم: «آخ، چشمم!» گفت: «چشمت به سلامت، ای تو که اینجا را روشن کردی» #فايزة_أحمد 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes https://youtu.be/GN4ebufuTrY?si=_pD_zutR47Fi8EXW
هرچه بیشتر شبزندهداری میکنم، ای شب، تو طولانیتر میشوی، و انگار حرفم را نمیشنوی. وقتی میخوابم، میبینم که حتی در خوابهایم هم بیدارم. رسم شبها همین است، رسم شبها همین است شبها همیناند، آری، شبها همیناند! #ميادة_الحناوي 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
ای نغمهپردازِ خوشآوا در روشنایِ بامداد، دوستت دارم، چه نغمه سر دهی و چه خاموش بمانی. هنر در تو سرشت است، نه تصنّع؛ و عشق در جانت، چون طبیعت، جاودانه است. اگر خاموش شوی، خود نغمهای بالگشودهای؛ و چون لب به سخن بگشایی، از هیچکس تقلید نمیکنی. در آوازت شادابیِ گلهاست و عطرشان، و رهاییِ جویباران و سپیدهدم و شبنم. #فيروز 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
ودارت الأيام (۱۹۷۰) ودارت الأيام و روزگار چرخید ومرت الأيام و روزها سپری شدند ما بين بعاد وخصام در میان دوری و قهر وقابلته....نسيت إني خصمته و او را دیدم... فراموش کردم که با او قهر کرده بودم ونسيت الليل اللي سهرته و شبهایی را که بیدار مانده بودم فراموش کردم وسامحت عذاب قلبي وحيرته و از عذاب و سرگشتگیِ دلم گذشتم ما اعرفش إزاي إزاي إزاي أنا كلمته نمیدانم چطور، چطور، چطور با او حرف زدم ما اقدرش على بعد حبيبي طاقت دوری محبوبم را ندارم أنا ليا مين أنا ليا مين إلا حبيبي من چه کسی را دارم؟ چه کسی را دارم جز محبوبم؟ *** قابلني والأشواق في عنيه به دیدنم آمد و اشتیاق در چشمانش بود سلم سلام کرد سلم وخد ايدي في ايديه سلام کرد و دستم را در دستش گرفت وهمس لي قالي الحق عليه و در گوشم زمزمه کرد و گفت تقصیر با اوست نسيت ساعتها بعدنا ليه همان لحظه فراموش کردم اصلاً چرا از هم دور شده بودیم فين دموع عيني اللي ما نامت ليالي پس کجاست آن اشکهای چشمانم که شبها خواب نداشتند؟ بابتسامه من عيونوا نسهالي با لبخندی از چشمانش کاری کرد همهشان را فراموش کنم امر عذاب....واحلى عذاب تلخترین عذاب... و شیرینترین عذاب عذاب الحب..عذاب الحب للأحباب عذاب عشق... عذاب عشق برای عاشقان ما اقدرتش اصبر يوم على بعده نتوانستم حتی یک روز دوریاش را تحمل کنم ده الصبر عايز عايز صبر لوحده آخر خودِ صبر کردن هم صبر میخواهد ما اقدرش على بعد حبيبي طاقت دوری محبوبم را ندارم أنا ليا مين أنا ليا مين إلا حبيبي من چه کسی را دارم؟ چه کسی را دارم جز محبوبم؟ *** وصفولي الصبر صبر را برایم وصف کردند لقيته خيال وكلام في الحب دیدم خیالی بیش نیست و حرفی است دربارهٔ عشق يا دوب يا دوب ينقال که حرف است و بس واهرب من قلبي اروح على فين و اگر از دلم فرار کنم، کجا بروم؟ ليالينا الحلوة في كل مكان شبهای شیرینمان همهجا هستند مليناها حب احنا الأثنين ما دوتایی آنها را از عشق پُر کردیم وملينا الدنيا امل و دنیا را از امید پُر کردیم امل وحنان امید و مهر عيني عيني على العاشقين دلم میسوزد برای عاشقان حيارى مظلومين سرگشته و ستمدیدهاند عالصبر مش قادرين توان صبر کردن ندارند ما اقدرتش اصبر يوم على بعده نتوانستم حتی یک روز دوریاش را تحمل کنم ده الصبر عايز عايز صبر لوحده آخر خودِ صبر کردن هم صبر میخواهد ما اقدرش على بعد حبيبي طاقت دوری محبوبم را ندارم أنا ليا مين أنا ليا مين إلا حبيبي من چه کسی را دارم؟ چه کسی را دارم جز محبوبم؟ *** ودارت الأيام و روزگار چرخید ومرت الأيام و روزها سپری شدند وهل الفجر بعد الهجر و سپیده پس از جدایی سر زد بلونه الوردي بيصبح و با رنگ صورتیاش صبح میشود ونور الصبح صحى الفرح و روشنایی صبح، شادی را بیدار کرد وقال للحب قوم نفرح و به عشق گفت: برخیز تا شادی کنیم من فرحتي فرحتي تهت مع الفرحة از شدت شادی، در شادی گم شدم ما اقدرش على بعد حبيبي طاقت دوری محبوبم را ندارم من فرحتي فرحتي لا بنام ولا بصحى از شدت شادی، نه میخوابم و نه بیدار میشوم ولقيتني معاك بعيش معاك و دیدم که با توام، با تو زندگی میکنم بعيش في ربيع ما فيش كده ما فيش كده در بهاری زندگی میکنم که مثلش نیست، مثلش نیست بين شوق ما ينتهيش در میان اشتیاقی که تمام نمیشود وشوق وشوق وشوق ثاني ابتدى و اشتیاقی، اشتیاقی، اشتیاق دیگری که تازه آغاز شده است ما اقدرتش اصبر يوم على بعده نتوانستم حتی یک روز دوریاش را تحمل کنم ده الصبر عايز عايز صبر لوحده آخر خودِ صبر کردن هم صبر میخواهد ما اقدرش على بعد حبيبي طاقت دوری محبوبم را ندارم أنا ليا مين أنا ليا مين إلا حبيبي من چه کسی را دارم؟ چه کسی را دارم جز محبوبم؟ #ام_کلثوم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes https://youtu.be/RmrM3Vn7Mkw?si=VFORB_n7Rg45zWgz
درست در اوجِ امنیت، امنیت از کفم رفت، و تازه فهمیدم آنچه در مُشت داشتم جز هوا نبود. مانند هوا، محبوبم، مانند عشق... که آه از هوا، محبوبم، و آه از عشق! #عبدالحليم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
ای مژههای کُشنده و زخمزن، و ای چشمانِ خمار غرق در خیال، همهٔ عمرم را یکجا به تو میبخشم، تو فقط شادی را به من ببخش! #عبدالحليم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
از عقلم پرسیدم، شنید و گفت: نه، نه، هرگز او را نخواهی دید. ولی دلم گفت: میبینمش، و کسی را جز او دوست نخواهم داشت. #عبدالحليم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
به جانِ تو، پسرم، زنی را خواهی یافت که چشمانش... سبحان الله! دهانش چون خوشهی انگور نقش بسته، خندهاش نغمه و گل سرخ، و آن مویِ دیوانهٔ کولیوارش در سراسر جهان سرِ سفر دارد. پسرم، چه بسا زنی که دل عاشق اوست تمام دنیا شود. #عبدالحليم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
ترانهی ليلي ونهاري (روز و شبم)، ۱۹۶۲ روز و شب، اندیشهام همه درگیر توست، و تمام زندگیام تنها از آنِ توست، همیشه. و تو هنوز هم سخن حسودان و بدخواهان را باور میکنی. به تو گفتهاند که حسد، عشق مرا بیشتر میکند، و با اشک و سرگردانی، دل مرا به بند میآوری. نه، محبوبم... تنها با عشق است که برایم چنین گرانقدری، تنها با عشق است که نور چشمان منی، تنها با عشق... و مگر عشق چیز کمی است؟ نه، محبوبم... *** آن روز که عاشقت شدم، به ذهنم رسید تمام آنچه را که بر من گذشت و خواهد گذشت. همهٔ شادیها و بهشت را در نزدیکی تو میدیدم، و بیخوابیهایم در دوریات، و آتش بدخواهان را. هیچگاه نگفتم چگونه و چرا عاشقت شدم، و هرگز نگفتم: کاش آن روز... کاش هرگز... با تمام دل و با تمام عقل، میخواستمت. تنها با عشق است که برایم چنین گرانقدری، تنها با عشق است که نور چشمان منی، تنها با عشق... و مگر عشق چیز کمی است؟ نه، محبوبم... *** عشق یعنی مهر و مهربانی، نه حسادت، بدگمانی و آزار. و همین عشق بود که مرا فرمان داد عاشقت شوم، فرمانی که نه در اختیار تو بود و نه در اختیار من. چه کسی گفته است که عزت تو در خواری و سرسپردگی من است؟ یا ارزش تو در این است که من در عشق، اشک بریزم؟ اگر قرار بود خواری را بپذیرم، پس قلبم چه؟ چطور میتوانی به دلم خیانت کنی، در حالی که در سینهٔ من فرمانروایی میکند؟ تنها با عشق است که برایم چنین گرانقدری، تنها با عشق است که نور چشمان منی، تنها با عشق... و مگر عشق چیز کمی است؟ نه، محبوبم... *** با عشق، دلم را به تو سپردم، فقط با عشق، نه با حسادتی نسبت به تو. کجاست آن مهر؟ کجاست آن امنیت، محبوبم، اگر شک و گمانهایی که دربارهٔ توست، ذهنم را آشفته کرده باشد؟ دوری کشیدن از تو آسانتر است از این عذابی که در کنار تو میکشم. نمیخواهم روزی برسد که از بودن در کنارت پشیمان شوم. بگذار در دوری تو، تنها با خاطرههایت زندگی کنم؛ آخر من، بیش از آنکه عمر خود را زندگی کرده باشم، عشق تو را زیستهام. تنها با عشق است که برایم چنین گرانقدری، تنها با عشق است که نور چشمان منی، تنها با عشق... و مگر عشق چیز کمی است؟ نه، محبوبم... #ام_کلثوم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes https://youtu.be/duiZKQHAQOs?si=gGJFcY-ZsCHJFsMO
به او بگویید، حقیقت را به او بگویید. به او بگویید دوستش داشتم، از همان اولین لحظه. به او بگویید دوستش دارم، و عشقش مرا سرگردان کرده. در دریای عشق او غرقم، او، صاحبِ چشمهای جسور. #عبدالحليم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
عشق، فقط عشقِ من! برایت قصری بلند بنا میکنم، و ستارهای از دلِ شبها میربایم، و گردنبندی گرانبها به گردنت میآویزم، که از درخششش همهٔ زیبارویان رنگ ببازند. #عبدالحليم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
من، من، منی که همیشه کلام صبر را در ترانهها باور داشتم، منی که همیشه میگفتم عشق را عمر درازیست... #عبدالحليم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
ای محبوبی که روزی به بوستانت قدم نهادم، چون مرغِ شوق، نغمهسرای درد خویش بودم. تو با ناز و دلال، دیدار را به تأخیر میافکنی، و با اقتدارِ حاکمی توانا، بر من جفا میکنی. و دلتنگیام برای تو، سینهام را میسوزاند، و این درنگت، اخگری است که در خونم زبانه میکشد. #ألأطلال #ام_کلثوم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
کتاب : زنبق دشت به قلم : اونوره دوبالزاک #برش_کتاب 💙@Blue_library
تو را غرق در فکر میبینم، درحالیکه مرا به خود مشغول کردهای. نگاهم به نگاهت میافتد، و چشمهایم با تو سخن میگویند، اما تو احساست را پنهان میکنی. #عبدالحليم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
صدای تودهها، صدای تودهها، صدای تودهها همان صدایی است که نسلها را بیدار میکند. صدای تودهها، صدای تودهها، صدای تودهها قیامِ ارادهی قهرمانان است… اوست که سخن میگوید، اوست که فرمان میراند، اوست که قهرمان هر پیکار است. از ازل، ستم همیشه دشمنِ همبستگیِ دلها بود. اما مردم همیشه صدایشان بلند بود، و پیروزی همیشه از آنِ ملتها بود. در تاریخِ هر مبارزه، در گذرِ نسلها، همهچیز با زمزمههایی آغاز میشود که آهِ ناشی از ستم را در وجدانِ همه طنینانداز میکند. و گامها پیروز میشوند، و فریادها رها میگردند؛ و مدام بزرگتر میشوند و بالاتر میروند، تا آنجا که میشوند: صدای تودهها. #Iran ✊🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes https://youtu.be/P_5WTai8JKo?si=GmihC5Yzs18xzq96
کروان شرق سال نو را به شما تبریک میگوید: در سال نو، همه از خدا میخواهیم آرزوهایمان را برآورده کند. #فايزة_أحمد 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
این جهان کتابی است که تو فکر آنی این جهان شبهایی است که تو عمر آنی این جهان چشمهایی است که تو نور آنی این جهان آسمانی است که تو ماه آنی #ام_کلثوم 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes
آه میکشم اما او بیخبر است؛ دنیا پس از او حلاوتی ندارد. به خورشید بگو نتابد و گرمی نبخشد، چرا که محبوبم امروز صبح ترکم کرد. #شادية 🌴🌴🌴 🎼 @TarabTunes