تاریخ هنر نقاشی | Art History Painting
Статистика🏛️ دایرهالمعارف تصویری تاریخ هنر نقاشی 🖌شناخت سبکها و مکاتب هنری (از غارنشینی تا معاصر) 🖌معرفی نوابغ دنیای رنگ و فرم 🖌تجزیه و تحلیل شاهکارهای هنری جهان
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 553
- 1/48двое суток
- 633
- 1/72трое суток
- 683
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
▪️تحلیل بصری نقاشی ▫️کتاب «مدیریت چشم مخاطب»، اثر محمدحسین نیرومند نقاشی مشهور Sacrifice of Isaac اثر برجسته Caravaggio داستان حضرت ابراهیم که به امر خداوند قرار است سر اسماعیل (اسحاق) پسرش را ذبح کند، اما فرشتهای از طرف خداوند گوسفندی میآورد توجه کنید هنرمند چگونه چشم مخاطب را مدیریت میکند: چشم نخست بهدلیل نور بیشتر و همینطور جهت خوانش که معمولاً از چپ بالا شروع میشود، پس مخاطب فرشته را میبیند سپس بهدلیل مجاورت و همصحبتی فرشته با ابراهیم چهره ابراهیم را میبیند، بعد از آن به دلیل حالت بدن و دستهای ابراهیم چشم سمت صورت اسماعیل هدایت میشود. بعد از آن که چشم بهسرعت به سمت دست دیگر ابراهیم که چاقویی در آن است کشیده می شود بهدلیل مجاورت دست و گوسفند چشم به سمت گوسفند گرایش پیدا میکند و ... هنرمند اینگونه چشم مخاطبش را هدایت میکند، در سینما نیز کارگردان چشم مخاطب را هدایت میکند. @TarikhHonarNaghashi
Caravaggio 1986 Director: DerekJarman «کاراواجو» نه یک زندگینامه متعارف، بلکه بازآفرینی شاعرانه روح و جهانبینی نقاش بزرگ باروک است. درک جارمن با کنار هم نشاندن عناصر متعلق به دورههای مختلف تاریخی، آگاهانه از بازسازی صرف فاصله میگیرد. آنچه بر پرده شکل میگیرد، بیش از روایت زندگی کاراواجو، تجربهای است از زیستن در دل یکی از بومهای نقاشی او. زبان بصری فیلم مستقیماً از نقاشیهای کاراواجو الهام میگیرد. نور و تاریکی با همان شدت و خشونتی که در آثار او دیده میشود، هر قاب را به تابلویی زنده بدل میکنند؛ گویی سینما، رنگ و روغن را به حرکت درمیآورد. در دل این زیبایی خیرهکننده، جارمن به مضامینی چون میل، ایمان، آفرینش هنری، مرگ و رابطه پیچیده هنرمند با مدلها، معشوقان و الهامبخشهایش میپردازد. «کاراواجو» اثری که با نمادپردازی غنی، زیبایی بصری مسحورکننده و جسارت فرمی، نهتنها از مهمترین آثار درک جارمن، بلکه از درخشانترین مواجهههای تاریخ سینما با هنر نقاشی به شمار میآید. @TarikhHonarNaghashi
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
نگاهی به رنگهایی که دیگر هرگز ساخته نمیشوند. امروزه بیشتر رنگهایی که در اختیار هنرمندان و طراحان قرار دارند، با فرمولهای ایمن و مهندسیشده تولید میشوند. اما تاریخ رنگ، داستانی بسیار متفاوت دارد؛ داستانی از مواد سمی، ترکیبات عجیب و حتی معضلات اخلاقی. پشت درخشش پوست در آثار ورمیر و قرمزهای چشمگیر و رازگونهٔ ونگوگ، دنیایی از شیمی خطرناک و رنگدانههایی نهفته بود که امروزه دیگر جایی در صنعت رنگ ندارند. در این مجموعه با ۵ رنگ تاریخی آشنا میشویم که زمانی در شاهکارهای هنری استفاده میشدند، اما به دلیل خطرات جدی برای سلامت انسان یا محیطزیست، برای همیشه از چرخه تولید کنار گذاشته شدند. 🖌 رنگهایی که از مواد معدنی کمیاب استخراج میشدند 🖌 رنگدانههایی بر پایه آرسنیک خالص 🖌 ترکیباتی که زیبایی خیرهکننده داشتند اما بهای آنها مسمومیت و بیماری بود گاهی تاریخ رنگ، به همان اندازه که زیباست، تاریک و شگفتانگیز نیز هست. @TarikhHonarNaghashi
وقتی طوفان تمام می شود، یادت نمی آید چطور از دل آن گذشتی، چطور از آن جان به در بردی. حتی مطمئن نیستی که آیا واقعا طوفان تمام شده است یا نه. اما در این میان یک چیز قطعی است. وقتی طوفان را پشت سر می گذاری دیگر همان آدم قبل از وقوع طوفان نیستی. همه قصه طوفان همین است. #هاروکی_موراکامی 🎨 ایوان آیوازوفسکی، موج نهم، ۱۸۵۹ @TarikhHonarNaghashi
تحلیل تصویر : نبرد رستم با اژدها (خان سوم) این تصویر یکی از مراحل هفتخان رستم را به تصویر کشیده است. داستان: رستم در خواب بود که اژدها پدیدار شد. اسب وفادار او، رخش، رستم را بیدار کرد و خود نیز در نبرد به رستم کمک کرد. در تصویر میبینید که رخش با دندان گردن اژدها را گرفته است. ویژگی هنری: صخرههای اسفنجیشکل و گلهای پراکنده در پایین کادر، از ویژگیهای شاخص مکتب شیراز و تیموری است. ترکیببندی دایرهوار نبرد، هیجان صحنه را به خوبی منتقل میکند. @TarikhHonarNaghashi
۱. تحلیل تصویر: پرواز کیکاووس به آسمان این نگاره داستان جاهطلبی کیکاووس را نشان میدهد که میخواست از تخت خود به آسمان پرواز کند. داستان: او چهار عقاب گرسنه را به چهار گوشه تخت بست و گوشتهایی را بالای سر آنها آویزان کرد تا با تلاش عقابها برای رسیدن به گوشت، تخت به پرواز درآید. ویژگی هنری: حضور فرشتگان در اطراف تخت و خورشیدی که چهره انسانی دارد (خورشید خانم)، از نمادهای کلاسیک نگارگری ایرانی است. رنگ آبی تند پسزمینه نماد آسمان بیکران است. @TarikhHonarNaghashi
مکتب شیراز؛ غزلِ رنگها در کالبد تصویر اگر مکتب تبریز را «شکوه حکومتی» و مکتب اصفهان را «طراحی خطی» بدانیم، مکتب شیراز تجسمِ سادگی، تقارن و تغزل است. هنرمندان شیرازی قرنها با وجود تغییر حکومتها (از مغولها تا تیموریان)، سبک خاص خود را حفظ کردند. ۱. پالت رنگیِ منحصربهفرد: در نگارگری شیراز، رنگها زنده و تخت هستند. استفاده جسورانه از قرمزِ لاکی، زردِ روشن و آبی فیروزهای، به تصاویر انرژی عجیبی میبخشد. برخلاف دیگر مکاتب که شاید فضای تیره داشته باشند، نقاشی شیراز همیشه "روشن" است. ۲. ترکیببندی متقارن و دایرهای: یکی از امضاهای این مکتب، چیدمان عناصر حول یک مرکز است. فیگورها اغلب به صورت دایرهوار یا متقارن چیده میشوند که نوعی توازن بصری ایجاد میکند و چشم بیننده را خسته نمیکند. ۳. پیوند عمیق با ادبیات: شیراز شهر حافظ و سعدی است؛ بنابراین طبیعی است که نگارگران این شهر، بیشترین تمرکز را بر روی مصور کردن دیوان اشعار و متون غنایی داشته باشند. چهرهها در این مکتب معمولاً گرد، با چشمانی درشت و ابروانی پیوسته هستند که با توصیفات اشعار کلاسیک ایرانی همخوانی کامل دارد. ۴. صراحت و دوری از پیچیدگی: در مکتب شیراز، هنرمند سریع به سراغ اصل مطلب میرود. جزئیات معماری کمتر است و تمرکز اصلی بر روی روایت داستان در یک فضای نمادین و زیباست. @TarikhHonarNaghashi
без подписи
без подписи
۱. ظهور نابغهای به نام رضا عباسی: رضا عباسی، ستاره بیچون و چرای این مکتب است. او سنتشکنی کرد و به جای تصویرگری داستانهای اساطیری، به سراغ آدمهای واقعی کوچه و بازار رفت. در آثار او میتوانید فیگورِ یک کشاورز خسته، یک جوان خوشگذران، یا دختری در حال آرایش را ببینید. ۲. جادوی خط (طراحی به جای رنگ): در مکتب اصفهان، اهمیت «رنگ» کمتر شد و «خط» به قدرت اول تبدیل شد. قلمگیریهای رضا عباسی با ضخامتهای متفاوت (نازک و پهن شدن خط در طول مسیر)، به پیکرهها حجم و حرکت داد؛ چیزی که پیش از آن در نقاشی ایرانی سابقه نداشت. ۳. مد و پوشاک در نقاشی: یکی از جذابیتهای این مکتب برای مخاطب امروز، نمایش دقیق مد لباس، پارچههای زربفت، دستارهای بزرگ و آرایش موی دوره صفوی است. این نقاشیها عملاً «مجله مد» عصر خود بودند. ۴. سادگی در پسزمینه: برخلاف مکتب تبریز که سرشار از جزئیات شلوغ بود، در مکتب اصفهان پسزمینه اغلب ساده یا با چند شاخه گیاه طلاییرنگ تزیین میشد تا تمام تمرکز بیننده روی «انسان» و حرکات بدن او باشد. @TarikhHonarNaghashi
مکتب اصفهان؛ وقتی نقاشی از کتابها به میان مردم آمد؛ در دوره صفوی و با پایتخت شدن اصفهان، انقلابی در هنر نگارگری رخ داد. اگر تا پیش از این، نقاشی فقط برای تزیین کتابهای شاهنامه و پندنامه بود، در مکتب اصفهان، «تکورقهها» متولد شدند. @TarikhHonarNaghashi
без подписи
در ادامه بررسی تاریخ نقاشی ایران، به یکی از خاصترین و متفاوتترین دورهها یعنی «نقاشی دوره قاجار» میپردازیم که سبک "پیکرهنگاری درباری" در آن به اوج رسید. موضوع: پیکرهنگاری درباری در دوره قاجار در این دوره، نقاشی ایرانی از صفحات کوچک کتابها (مینیاتور) خارج شد و روی بومهای بزرگ و دیوارهای گچی آمد. هنرمندان قاجار ترکیبی عجیب و جذاب از تکنیکهای سایهپردازی اروپایی و تزئینات پرجزئیات ایرانی ایجاد کردند. ویژگیهای شاخص این سبک: ۱. تزئینات افراطی: تمرکز اصلی هنرمند بر نمایش دقیق جواهرات، لباسهای فاخر، ترمه و مرواریددوزیهاست. ۲. ترکیببندی ایستایی: چهرهها معمولاً سهرخ یا تمامرخ هستند و حالتی رسمی و باشکوه دارند تا قدرت و ثروت سوژه را به رخ بکشند. ۳. تلفیق سنت و مدرنیته: استفاده از رنگروغن (به سبک فرنگی) اما با حفظ نگاه تخت و بدون عمقنمایی شدیدِ مینیاتور ایرانی. 📚کتاب «نقاشی قاجار» (Royal Persian Paintings: The Qajar Epoch) نوشته لیلا دیبا. این کتاب کاملترین منبع درباره تحلیل نقاشیهای این دوره و انتقال هنر از سبک سنتی به مدرن است. @TarikhHonarNaghashi
مکتب هرات و شاهکار کمالالدین بهزاد: اگر بخواهیم درباره اوج نقاشی ایرانی حرف بزنیم، باید از کمالالدین بهزاد یاد کنیم. او کسی بود که روح تازهای به نگارگری دمید و آن را از حالت خشک و درباری خارج کرد و به آن جنبههای انسانی و واقعگرایانه بخشید. ویژگی هنری این سبک: ۱. شخصیتپردازی: بهزاد برای اولین بار به چهرهها حالت داد. در آثار او آدمها فقط فیگور نیستند؛ یکی خسته است، یکی در حال خنده و دیگری در حال کار سخت. ۲. استفاده از خطوط منحنی: حرکت در نقاشیهای او بسیار نرم و روان است. ۳. نمایش زندگی روزمره: برخلاف پیشینیان که فقط بزم شاهانه میکشیدند، بهزاد صحنههایی مثل ساختن یک ساختمان یا کار در مزرعه را با جزئیات خیرهکننده به تصویر میکشید. 📚کتاب «نقاشی ایران» نوشته بازیل گری (Basil Gray). این کتاب یکی از کلاسیکترین و معتبرترین منابع برای شناخت تاریخ نگارگری ایران از ابتدا تا دوره صفوی است. @TarikhHonarNaghashi
🖌چرا نگارگر ایرانی از «پرسپکتیو» فرار میکرد؟ در نقاشی کلاسیک اروپایی، هنرمند سعی میکند یک "پنجره" رو به واقعیت باز کند؛ پس هر چه دورتر است را کوچکتر میکشد. اما نگارگر ایرانی (مثل سلطان محمد یا بهزاد) نمیخواست "واقعیت مادی" را کپی کند. او معتقد بود هنرمند باید "عالم مُثال" (دنیای برتر) را بکشد. در آن دنیا، دوری و نزدیکی مکانی معنا ندارد. به همین دلیل، در یک صفحه نگارگری، شما همزمان هم داخل اتاق را میبینید، هم حیاط را و هم پشتبام را! این یعنی دیدِ چندساحتی. هنرمند به جای کوچک کردن اشیاء دور، آنها را در قسمتهای بالاتر صفحه قرار میداد. نکته جذاب: این سبک نقاشی در واقع نوعی "سینما" روی کاغذ بود؛ چشم مخاطب در تمام صفحه میچرخد و داستان را نه در یک لحظه، بلکه در یک تداوم زمانی میبیند. 📚 کتاب نقاشی ایران از دیرباز تا امروز، رویین پاکباز، بخش "زیباییشناسی نگارگری" @TarikhHonarNaghashi