- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 48
- 1/48двое суток
- 55
- 1/72трое суток
- 59
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
غافل کند از کوتهی عمر شکایت شب، در نظر مردم بیدار بلند است -صائب تبریزی-
اربعین، آقا و امتزاج سیاست و تربیت در زیارت اربعین سیدالشهدا علیه السلام میخوانیم:« بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ ». و پیش خدا شهادت میدهیم که سید الشهدا علیه السلام «خون قلب خود را در راه تو بخشید تا بندگانت از نادانی و سرگردانی در بیراهه نجات دهد.» و الان شب اربعین است. بی توجه به مناسبت نشسته ام پای کارم. برای یک پژوهش که خیلی قبل تر از جنگ 12 روزه حول تحلیل گفتمان دانشگاه اسلامی سر انداخته ام، در این یک هفته تعطیلی دانشگاه دارم بیانات آقای شهید را میخوانم. و حالا شب اربعین است و همین الان به یکی از بیانات رسیده ام که انگار تأویل زیارت اربعین ارباب است در این روزگار. آقا در دیدار نخبگان علمی جوان در ۲۸ مهر سال ۱۳۹۵ فرموده اند: «ما میخواهیم یک جامعهای و کشوری در فضای علمیِ دنیا سر بلند کند که دنیا را از جهالت و ضلالتی که به آن دچار است نجات بدهد. جوانهای عزیز! این شدنی است. اگر شما بتوانید کشورتان را پیشرفته کنید از لحاظ علمی، از لحاظ اعتمادبهنفس، از لحاظ ابتکارات، از لحاظ تلاش، در این دنیای سرشار از جهالت و ضلالت، یک کشوری سر بر خواهد آورد که از لحاظ شاخصهای مورد قبول دنیا -شاخص علم، شاخص پیشرفت فنّاوری، شاخص ثروت، شاخص مادّیّات و شاخصهای انسانی- و درعینحال برخوردار از معنویّت و شرافت و توجّه به خدا و ایمان و اعتماد به خدا در سطح عالی قرار میگیرد؛ این اگرچنانچه بهوجود بیاید، مهمترین مؤثّر و تأثیرگذارندهی در جلب ایمانها و دلهای مردم خواهد بود؛ بشریّت را میتوانید شما نجات بدهید. اینکه ما برویم یکی یکی بنشینیم کنار افراد، استدلال کنیم برای اینکه ذهن اینها را به سمت ایمان به خدا و اسلام جلب کنیم، اثرش در قبال یکچنین حرکتی، مثل یک اعشاریِ یک صدم و یک هزارم و یک میلیونیوم در مقابل یک عدد کلانِ بزرگ است؛ مثل قطرهای در مقابل دریا است؛ ما میخواهیم یک چنین حادثهای اتّفاق بیفتد. مردم عالم -بشریّت- باید از این ضلالت، از این جهالت نجات پیدا کنند؛ این را شما میتوانید انجام بدهید. امروز دستگاههای شیطانی عالم، قدرتهای شیطانی عالم دارند مردم را روزبهروز در این مرداب جهالت و ضلالت بیشتر فرومیبرند و با هر نقطهای هم که با حرکت شیطانی آنها مخالف باشد مقابله میکنند. حالا آقایان آمریکاییها که با مسئولین ما دُور هم مینشینند، از حقیر گله میکنند که چرا اینقدر به ما بدبین است؛ خب من خوشبین باشم؟ با این وضعیّتی که شماها دارید، میشود به شماها خوشبین بود؟ » آقا ضلالت و جهالت را مهم ترین دلیل دشمنی و بدبینی ما نسبت به آمریکا میدانند و از طرفی ساختن یک جامعه و کشور با خصوصیات دینی را، مهم ترین راه برای نجات جهان از ضلالت و جهالت میدانند. آقا این راه سیاسی را از راه هایی که به اسم تربیت باب شده و دنبال کارهای تربیتی خرد است، بسیار موثرتر و لذا واجب تر میدانند. نه که آقا به تربیت بی توجه باشند؛ بلکه این رویکرد، رویکرد آقا به تربیت است. این مدل بیانیه را آقا در طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن هم با صدای بلند و بی مهابا مطرح میکنند، آنجا که حرف از ساخت کارخانه انسان سازی توسط انبیا علیهم السلام به میان می آورند و اینگونه، غایت سیاست را تربیت میدانند. آقا شبیه جدشان سیدالشهدا علیه السلام، با سیاست، تربیت میکنند. اینطور میشود که در نگاه تربیتی آقا، تربیت نمیتواند از باقی عرصه های کلان زندگی جدا باشد. هر انحراف در ساخت نظام و جامعه و دولت اسلامی، انحراف در تربیت به وجود می آورد و دغدغه مندان تربیتی، باید دغدغه مند امر کلان باشند، اگر صادق هستند. یکی از مهم ترین تفاوتهای نگاه تربیتی آقا با بسیاری از مربیان بزرگ و صاحب نظر تربیتی، همین جاست. این تفاوت، در سیره آقا هم مشخص است. همین که این روزها در روایت زائران اربعین میشنویم. آقا با عمل سیاسی شان، یک امت را تربیت کرده اند. این ارتقای عجیب در فهم و ایمان و شجاعت امت، اثر کار تربیتی آقاست که با نثار خون شان در راه سیدالشهدا علیه السلام و پیوند زدن خون شان به خون سیدالشهدا علیه السلام انجامش داده اند و ما را مبهوت گذاشته اند. همان موقع که به جدشان استشهاد کردند و گفتند مثلی لایبایع مثل یزید، باید متوجه این اوج کار تربیتی آقا می شدیم... ✍️ رقیه فاضل
خاصیت ناآگاه آن است که برخلاف هشدار های آگاه، اشتباه کند.
همین حالا که ما داریم خواب وصل میبینیم کسانی آن طرف دارند پیش یار میمیرند
کاش ما نیز میتوانستیم تن به میان مایگی داده و به آن کار های زیبا با ثمره های عقیم کفایت نماییم
دوستی در پیرهن دارم که با من دشمن است
در زمین عظیم انقلاب اسلامی، نیمکت ذخیره نداریم همه بازیکن اند #نقل
[ شهید قوطاسلو]
من خسته تر از آنم که از جای برخیزم و برای نزدیک شدن تو، چشم به زمین بچسبانم خودت بیا و ببین چگونه خراب افتاده ام من برگ سفید قاصدکم که صدای جدا شدنم از مبنا، گوش کسی را نمیلرزاند. دستت را رها کن و مرا بگیر که بادم میبرد بدانجا که نمیدانم ای که جانم در وجود تو سیاه ذره ای سرگردان است، مرا بگیر که بادم میبرد بدانجا که نمیدانم | t.me/Teacher1311 |
اگر زمانی شنیدید برخی کارشناسان مربوطه در نواحی آ.پ، حق سهمی از مبالغ کمک به مدرسه از مدیران مدارس میستانند، باور نکنید؛ قطعا دروغ است(!)
видео или голосовое, без подписи
گر راه نمایی، همه عالم راه است
شعار، صدای حق و نهاد، کالبد حق است
شعار، صدای حق و نهاد، کالبد حق است
دل و دماغ نوشتن ندارم؛ همینقدر بگویم که تکه ای از آسمان زیر خاک رفت.
هوالحکیم ✓ پیشتر توضیح داده بودم که یکی از شگردهای شیطان در مسیر عادیسازی(نرمالیزاسیون) ناهنجاریها، رقیق کردن مفاهیم از طریق تغییر واژگان است. هنگامی که واژهای بار اخلاقی، ارزشی یا بازدارندهی خود را از دست میدهد، حساسیت جامعه نیز نسبت به همان رفتار بهتدریج کاهش پیدا میکند. ✓ دقت کردهاید که در جامعهی ما عبارتهای «دوستدختر» و «دوستپسر» همواره بار منفی و بازدارندهای داشته و تا حد زیادی هنوز نیز دارند؟ به همین دلیل، بسیاری از افراد از بهکار بردن صریح این عبارات پرهیز میکردند و بیان آن برایشان با نوعی احساس شرم یا ملاحظه همراه بود. ✓ اما بهتدریج واژهی وارداتی و شیکِ «پارتنر» جایگزین آن شد. این تغییرِ ظاهراً ساده، کارکرد مهمی داشت؛ زیرا واژهی جدید، همان بار منفی و حساسیت اخلاقیِ واژههای پیشین را با خود حمل نمیکرد. به همین دلیل، امروز برخی افراد بدون احساس خجالت یا نگرانی، با آسودگی از داشتن «پارتنر» سخن میگویند؛ حتی گاهی از تعدد آن نیز سخن گفته میشود، بیآنکه همان واکنش ذهنی و اخلاقیِ گذشته برانگیخته شود. ✓ واژهها صرفاً ابزار انتقال معنا نیستند؛ آنها حامل ارزشها، احساسات و داوریهای اجتماعی نیز هستند. تغییر واژگان، در بسیاری از موارد مقدمهی تغییر نگرشها و سپس تغییر رفتارهاست. از همین رو، یکی از مهمترین میدانهای نبرد فرهنگی، نبرد بر سر واژههاست. هرگاه واژهای که خاصیت هشداردهندگی و بازدارندگی دارد با واژهای خنثی، جذاب یا لوکس جایگزین شود، بخشی از مقاومت ذهنی جامعه نیز از میان میرود. ✓ از این منظر، یکی از مأموریتهای شیطان در مسیر عادیسازی گناه، تخدیر واژگان و جایگزین کردن آنها با تعابیری است که زشتیِ رفتار را در ذهن انسان کمرنگ کند. ✍ یادداشت: محمدجواد خواجهوند https://virasty.com/Cupathology/1783497928485942472 🔎 اندیشکده مَستوره 👁🗨 مرکز رصد و پاتولوژی فرهنگی و اجتماعی [عضویت]: @CuPathology
فرق علی را چشم ظاهر بین مردم شکافت نه تیغ شمشیر ابن ملجم مرادی
تکیه این پرچم به الله است که تکیه گاهش خداست و بر مدار ایمان و حقیقت میایستد. راز ماندگاری یک ملت را باید در جایی عمیق تر از تجهیزات و محاسبات دنیوی جستجو کرد. آنجا که اراده انسان با توکل به خدا گره میخورد. آنچه به خدا متصل است، شکسته میشود، زخم میخورد، فرسوده میشود؛ اما از میان نمیرود. «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ»
نمیدانم ز پا افتادگان داری خبر یا نه
در میان متفکران انقلاب اسلامی، کمتر کسی را می توان یافت که تا این اندازه میان نظر و عمل، پیوند برقرار کرده باشد. بسیاری اندیشیده اند، بسیاری نوشته اند و بسیاری سخن گفته اند؛ اما همه موفق نشده اند اندیشه خود را به نهاد، قانون و ساختار تبدیل کنند. شهید بهشتی از معدود کسانی بود که ایده را تا سطح نهاد سازی و حکمرانی امتداد داد. از نقش او در شکل گیری قانون اساسی تا تأثیرش بر تأسیس نهاد هایی همچون جهاد سازندگی و باز طراحی ساختار قضایی کشور، رد پای او در بخش مهمی از معماری جمهوری اسلامی دیده میشود. 📚 دوره شهید بهشتی و مسائل انقلاب اسلامی تلاشی است برای باز خوانی بخشی از میراث فکری بهشتی شهید 👤 مدرس: حجت الاسلام والمسلمین محسن خاکی 🎥 تعداد جلسات: ۴ جلسه 💰 هزینه دوره: ۱۴۰ هزار تومان 🔗 ورود مستقیم به دوره: 『شهید بهشتی و مسائل انقلاب اسلامی』 | t.me/Teacher1311 |