LiberMan | لیبرمن
Статистикаبگذار اندیشههایمان مرز ها را نابود کند. در لیبرمن، آزاد مینویسیم، آزاد میاندیشیم. نه قیدی، نه مرزی! آنچه بخوانیم و بیندیشیم، در لیبرمن با شما شریک میشویم. ارتباط: t.me/TheLiberMan/676 Long Live Freedom 🕊
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 52
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
این احتمالا پارادوکسیالترین خبر این ایام باشد. ملتی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و حاضر است به هر قیمتی این درد هرروزه را به پایان برساند و از آنطرف مردی که به هر دلیلی، این مزخرفات را تحویل رسانهها و دنیا میدهد. هیچ جامعهای یکشبه به چنین نقطهای نمیرسد؛ این نتیجه سالها انباشت بحران و فرسایش امید است. نمیدانم از دیماه تا امروز، چند نفر را فقط در سکوت از دست دادهام. یکی ناگهان ناپدید شد. یکی دیگر همان روزها آخرین پستش را منتشر کرد و بعد خاموش شد. آن یکی هم سالهاست آنلاین نشده؛ فقط ماندهام با سؤالهایی که هیچوقت جوابی برایشان نیامد. اما فقط آنها نبودند که ناپدید شدند. انگار بخشی از خود من هم همان روزها گم شد. دلیل کم فعالیت شدن من در این روز ها این است که مدتهاست دیگر چیزی در ذهنم جوانه نمیزند؛ نه اشتیاقی، نه هیجانی، نه حتی امید گذشته. فقط خستگی مانده؛ خستگیای که نه با خواب از بین میرود و نه با گذر زمان. گاهی فکر میکنم دردناکترین بخش این سالها، آدمهایی نیستند که از دست رفتند؛ نسخهای از خودم است که دیگر هرگز برنمیگردد. 『@TheLiberMan』
یکی دیگه از مسائلی که خیلی به دودمان پهلوی مارو مرهون ساخته جرم انگاشتن و لغو قانون برده داری هست؛ نکته جالب توجه اینه پیش از برآمدن رضا خان یعنی تا انتهای دوره قاجاره به برکت حمله اعراب و عجین شدن اسلام با فرهنگ ما، قانون برده داری رواج داشته و فقط یک مالکیت ساده برای امر کردن و دستور دادن نبوده! بلکه غلام بچه و شاهد بازی هم بوده یعنی داشتن برده ی نابالغِ پسر برای به کارگیری در امور جنسی! شما تصور کنید اگر رضا خان در سال ۱۳۰۷ این قانون رو وضع نمی کرد امروز امثال سعید طوسی اصلا پاشون به دادگاه باز نمی شد که نیاز باشه تبرئه بشن اگه وسط خیابون ی روحانی با نیت جنسی می رفت سراغ ی پسر بچه و می گفت برده ی منه به شما مربوط نیست دیگه کاری از دست ما بر نمیومد چون از نظر حقوقی هیچ ایرادی نداشت. @TheLiberMan
ایران خیلی فاصله دارد به گام اول اروپا و غرب، یعنی از همان انقلاب صنعتی، وتنها رشد وبالندگی یک ملت، آگاهی و آموزش است که مداخله دین نباشد و از قوه تعقل واختیار بشر وتجارب دیگر ملت ها استفاده شود. هرچند با جامعه ای مثل ایران که بافت مذهبی دارد مذهب و دین باید درعرف وعادات ونه قانون استوارباشد چرا که بشر بدون دین نمیتواند، هرچند دین باید باانتخاب واراده باشد. ولی جامعه ایران نیاز به یاری و هدایت به مسیر پیشرفت از نوع جوامع غربی را نیاز دارد ولی با چنین نسل هایی که امروزه تربیت شده اند، اعم وابستگی به فضای مجازی و اینستاگرام ورسانه های ضعیف داخلی، عدم تفریح مناسب، اعتیاد و... که همه این ها نشعت گرفته از اقتصاد دستوری و فضای رانت خوری هست. وباز همه مشکلات به ایدئولوژی افراطی و دارای طرفیت به قشر خاص، نظام فعلی هست که دیگر هیچ راه اصلاح ندارد و تنها راه گذار است، اما آیا درآن موقع ایدئولوژی صالح که متناسب با جامعه واحوالات و تاریخ وتجارب ایران باشد از کجا ریشه میدواند؟ آیا باید به نظام سلطنتی ادوار گذشته ایران برگشت یا حاکمیتی که برمبنای دولت- ملت باشد شکل بگیرد؟ ملتی که تاریخ نداند محکوم به تکرار دوباره آن است.
چرا خشونت در برابر جاعش مشروع است؟ زمانی که یک حکومت مستبد بهطور سیستماتیک آزادی و مالکیت مردم را نقض میکند یا آنها را زیر سلطه خود قرار میدهد، عملاً خود را در وضعیت جنگ با مردم گذاشته است. این دیگر اختلاف نظر سیاسی نیست؛ این یک جنگ واقعی است. در چنین شرایطی، شهروندان دیگر تابع قرارداد اجتماعی یا اطاعت عادی از حکومت نیستند. وقتی حکومت قانون و اخلاق را کنار میگذارد، مردم از هرگونه اطاعت بیشتر آزاد میشوند. بنابراین مقاومت یا عدم اطاعت، نه بیاخلاقی است و نه نقض قانون؛ بلکه پاسخ طبیعی و منطقی به تجاوز حکومت است. این خشونت، عصیان کور یا جستجوی لذت و قدرت نیست، بلکه واکنشی است به یک تجاوز سیستماتیک. همانطور که در زندگی فردی وقتی کسی به ما حمله میکند، دفاع طبیعی است، جامعه نیز در مواجهه با سرکوب مداوم و فقدان هرگونه راه قانونی برای حفظ حقوق خود، چارهای جز دفاع ندارد. باید این واقعیت را هم دید که این جاعشی های چند پدر اساساً مردم را انسان بهحساب نمیآوردند و در اولین فرصت، شدیدترین اشکال خشونت را علیه آنها به کار میگیرند. این رفتار، چیزی جز اعلان جنگ آشکار نیست. در وضعیت جنگ، انتظار مدارا یا مماشات توهم است؛ جنگ قواعد خودش را دارد. وقتی طرف مقابل جز نابودی و سرکوب نمیشناسد، دفاع از خود یک انتخاب اخلاقی نیست، یک ضرورت است. برای حفظ حق و آزادی، باید ایستاد و جنگید؛ حتی اگر این ایستادگی، ناگزیر به استفاده از خشونت منجر شود. 『@TheLiberMan』
🔴گزارشها از استقرار شبانهی جرثقیل، حضور خودروهای انتظامی و نصب داربست در میدان علیخانی اصفهان حکایت دارد. -ممکن است تا ساعاتی دیگر، چند تن از زندانیان سیاسی را در این مکان اعدام کند. https://t.me/kianmeli1
امشب، هنگام تماشای فینال جام جهانی، موضوعی توجهم را جلب کرد. نمیدانم به بازپخش صحنههای بازی در حین مسابقه دقت کردهاید یا نه؛ همان لحظههایی که دوربین روی میمیک صورت و واکنش یک بازیکن زوم میکند و تصویر را بهصورت اسلوموشن پخش میکند. احتمالاً اگر روبهروی همان بازیکن ایستاده بودیم و واکنشش را در دنیای واقعی میدیدیم، همان احساسی را تجربه نمیکردیم که در خانه، پشت تلویزیون تجربه میکنیم. کارگردان تلویزیونی بهخوبی میداند که با کاهش سرعت یک لحظه، میتواند احساسات را عمیقتر و برجستهتر کند. این، یکی از ویژگیهای رسانه است. رسانه فقط واقعیت را به ما نشان نمیدهد؛ با تغییر سرعت نمایش واقعیت، اهمیت آن را نیز تغییر میدهد. یک واکنش چندثانیهای، با اسلوموشن، تبدیل به لحظهای مهم و احساسی میشود. در مقابل، اتفاقی دیگر ممکن است در چند ثانیه از کنار ما عبور کند و هرگز فرصت نکنیم به آن فکر کنیم. از این منظر، قدرت فقط در کنترل اطلاعات نیست؛ بلکه در کنترل ریتم ادراک جمعی است. قدرتمند کسی نیست که صرفاً تعیین کند مردم چه چیزی را ببینند؛ قدرتمند کسی است که تعیین کند مردم روی چه چیزی مکث کنند و از کنار چه چیزی با سرعت عبور کنند. #مطالب_حمام 『@TheLiberMan』
به نظرت جنگ آخرش چی میشه؟
به نظرت جنگ آخرش چی میشه؟
وقتی جنگ و بحران شروع میشود، همه برای تصاحب ذهن شما رقابت میکنند؛ نه فقط برای تصاحب سرزمین. هر رسانه، هر سیاستمدار و هر گروه، میخواهد شما قبل از اینکه فکر کنید، قضاوت کنید. شاید در چنین روزهایی، ارزشمندترین جمله این باشد: «هنوز برای مطمئن بودن، زود است.» 『@TheLiberMan』
شاید واقعا اونقدر که فکر میکنی باهوش نیستی! اگر از مردم بپرسید رانندگی، قدرت تحلیل یا هوششان از یک فرد معمولی بهتر است یا نه، احتمالاً بیشترشان با اعتمادبهنفس میگویند: «صد درصد!» مشکل اینجاست که از نظر آماری، همه نمیتوانند بالاتر از میانگین باشند. بالاخره یکی هم باید پایین میانگین باشد :) در روانشناسی به این پدیده «اثر برتر از میانگین» میگویند. ذهن ما دوست دارد خودش را کمی باهوشتر، منطقیتر، اخلاقیتر و حتی جذابتر از بقیه تصور کند. دلیلش هم ساده است؛ ما از نیتها و تلاشهای خودمان خبر داریم، اما دیگران را فقط از روی نتیجه قضاوت میکنیم. وقتی خودمان اشتباه میکنیم، هزار دلیل برایش پیدا میکنیم؛ اما اشتباه دیگران؟ «خب معلومه، طرف کودنه!» از طرفی، مغز برای حفظ عزت نفس هم دست به کار میشود. اگر همیشه فکر کنیم از بقیه ضعیفتر یا کمهوشتریم، احتمالاً انگیزه و شخصیتمان را از دست میدهیم. بنابراین ذهن، بدون اینکه از ما اجازه بگیرد، نسخهای خوشبینانهتر از خودمان میسازد. به همین دلیل است که تقریباً هیچکس خودش را کمهوش نمیداند. اکنون به نظر من اولین نشانهی باهوش بودن، این باشد که احتمال بدهیم گاهی خودمان هم داریم چرت میگوییم؛ دقیقا مثل من در لیبرمن! XD #روانشناسی #اجتماعی #مطالب_حمام 『@TheLiberMan』
از مردم ایران می ترسم! «این متن مربوط به حدود سال ۹۶ است» چند سال پیش که استان گیلان و شهررشت برف سنگینی بارید و شهر چند روزی دچار بحران شده بود ، از دوستی شنیدم که نان لواش هر بسته تا بیست هزارتومان فروخته شد. قبل از زلزله کرمانشاه، قیمت کانکس حدود یک و نیم تا دو میلیون بود و پس از زلزله قیمت کانکس به حدود هفت میلیون رسید. با یک برف که شهر تهران به بحران رسیده ، قیمت کرایه تاکسی از فرودگاه امام تا شهر تهران به یک میلیون رسیده است. اینکه مسئولین مدیریت بحران بلد نیستند، عجیب نیست، چون مدیریت یک تخصص آموختنی است که این عزیزان نیاموخته اند. اما چه بلایی بر سر انسانیت آمده است. خیلی دوست دارم کسانی که در شهر رشت نان لواش را بسته ای بیست هزارتومان به مردم فروخته اند از نزدیک ببینم ، برایم جالب است فروشنده کانکس هفت میلیونی خانواده دارد یا نه ؟ راننده تاکسی که کرایه یک میلیونی از مسافرش طلب می کند، به کدام خدا اعتقاد دارد؟ حتما فیلم دوربین مخفی ایرانی که اخیرا منتشر شد دیده اید که مردم عادی کوچه و خیابان چگونه پولهای یک نابینا را با وقاحت تمام می دزدند! من از مردم ایران می ترسم! از خودم بعنوان یک معلم دانشگاه خجالت می کشم که در تربیت این نسل مسٸولیت داشته ام و درست تربیت نکرده ام، معلمان مدرسه، روحانیون و وعاظ، صدا و سیما، آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد و ... همه کسانی که به هر نحو سهمی در فرهنگ سازی داشته ایم باید خجالت بکشیم. وقتی شنیدم در بحران هسته ای و سونامی شهر فوکوشیما، پنجاه نفر داوطلب شدند برای خنک نگهداشتن رآکتور هسته ای (مرگ) تا مردم شهر فرصت پیدا کنند از شهر خارج شوند، درجه شرمساری ام بیشتر می شود. وقتی شنیدم در زمان تخریب برج های دوقلو در یازده سپتامبر تاکسی های شهر نیویورک مردم را رایگان جابجا می کردند، از شدت خجالت آب می شوم. من از مردم ایران می ترسم !! من بخاطر تمام کوتاهی هایم در عرصه فرهنگ اجتماعی از تاریخ ایران شرمسارم. دکتر امیدهاشمی #فرهنگی 『@TheLiberMan』
آدمها ذاتاً دوست دارند خودشان را اثرگذار ببینند. هر کس دلش میخواهد باور کند اگر نباشد، چرخ یک مجموعه، یک جامعه یا حتی دنیا از حرکت میایستد. این میل، وقتی با تبلیغات ایدئولوژیک ترکیب شود، به توهم قدرت تبدیل میشود. بخشی از حامیان جمهوری اسلامی هم از همین توهم تغذیه میکنند؛ تصور میکنند با بستن تنگه هرمز یا ایجاد تنش منطقهای میتوانند «نظم جهان» را به زانو درآورند. واقعیت اما چیز دیگری است. اقتصاد و سیاست جهانی آنقدر بزرگ، پیچیده و انعطافپذیر است که هیچ حکومتی محور آن نیست. شاید بتوان برای مدتی هزینه ایجاد کرد، اما با «اثرگذاری بر جهان» فاصله زیادی وجود دارد. #سیاست 『@TheLiberMan』
کلمات انرژی دارند! این جمله آنقدر تکرار شده است که خیلی ها دیگر حتی از خودشان نمیپرسند اصلا یعنی چه؟! اگر منظور این است که حرفهای انسان میتواند روی روحیه و رفتار دیگران و خود اثر بگذارد، بدیهی است. توهین، تشویق، تهدید و محبت، همگی اثر روانی دارند. اما اگر منظور این است که جهان به واژههای تو واکنش نشان میدهد، دیگر وارد قلمرو وهم شدهای، نه واقعیت. اگر کلمات واقعاً چنین قدرتی داشتند، باید کسانی که هر روز از موفقیت حرف میزنند، موفقترین آدمهای دنیا میشدند؛ کسانی که مدام از سلامتی میگویند، هیچوقت بیمار نمیشدند؛ و کسانی که کلمه «فقر» را به زبان نمیآورند، هرگز فقیر نمیشدند. یا لااقل، این همه کتاب و سمینارِ «قانون جذب» باید دنیا را از بیست سال پیش به بهشت تبدیل کرده باشد. مشکل اینجاست که ذهن انسان عاشق نسبت دادن علت به چیزهایی است که هیچ ارتباطی با هم ندارند. اگر بعد از گفتن یک جمله اتفاق خوبی بیفتد، آن را به کلمات ربط میدهد؛ اما هزاران باری که هیچ اتفاقی نمیافتد، به سادگی فراموش میشود. به نظر میرسد بعضی از انسان ها به جای تغییر تصمیمها، مهارتها و رفتارشان، ترجیح میدهند دایره واژگانشان را عوض کنند؛ انگار جهان با فرهنگ لغت اداره میشود. #فرهنگی #اجتماعی 『@TheLiberMan』
مبتذلترین نوع غرور، غرور ملی است، زیرا کسی که به ملیت خود افتخار میکند در خود کیفیتِ با ارزشی برای افتخار ندارد، وگرنه به چیزی متوسل نمیشد که با هزاران هزار نفر در آن مشترک است. برعکس، کسی که امتیازات فردی مهمی در شخصیت خود داشته باشد، کمبودها و خطاهای ملتِ خود را واضحتر از دیگران میبیند، زیرا مدام با اینها برخورد میکند. اما هر نادانِ فرومایه که هیچ افتخاری در جهان ندارد، به مثابهِ آخرین دستآویز، به ملتی متوسل میشود که خود جزئی از آن است. چنین کسی آماده و خوشحال است که از هر خطا و حماقتی که ملتش دارد، با چنگ و دندان دفاع کند. شوپنهاور - در باب حکمت زندگی #فرهنگی #اجتماعی 『@TheLiberMan』
عزاداران امام یا سیاه پوشان نظام اگر بپذیریم که حکومت از مناسک و نمادهای شیعی برای کسب و حفظ مشروعیت سیاسی استفاده میکند، تفاوت «تشیع» و «تشیع سیاسی» روشن میشود. تشیع، یک باور دینی است؛ اما تشیع سیاسی، استفاده از دین بهعنوان ابزار قدرت است. در چنین شرایطی، مراسم مذهبی در اماکن عمومی و مقابل دوربینهای رسانه رسمی، صرفاً یک آیین عبادی نیست؛ بلکه میتواند به بخشی از نمایش مشروعیت حکومت تبدیل شود. بنابراین، ممکن است فردی تنها برای عزاداری در مراسم حاضر باشد، اما حضور او در رسانه رسمی بهعنوان نشانهای از حمایت مردمی از حکومت بازنمایی شود. این به معنای آن نیست که همه عزاداران طرفدار حکومتاند، بلکه حکومت میتواند از حضور آنان چنین بهرهبرداریای کند. از همین رو، دینداری لزوماً به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست؛ چهبسا کسی با استناد به همان آموزههای عدالتخواهانه و ظلمستیز تشیع، منتقد یا مخالف حکومتی باشد که آن را سوءاستفادهکننده از دین میداند. #دینی #سیاسی 『@TheLiberMan』
صدقه و کارما، توهمی احمقانه تقریباً در همه فرهنگها، مردم باور داشتهاند که با انجام یک عمل خاص میتوانند احتمال وقوع اتفاقات بد را کاهش دهند؛ یکی صدقه میدهد، دیگری دعا میخواند، سومی طلسم همراه دارد، چهارمی به فالگیر مراجعه میکند و در بعضی فرهنگهای مضحک و احمقانه دیگر هم برای دور کردن بلا حیوان قربانی میکنند. وجه مشترک همه اینها یک چیز است: تلاش انسان برای به دست آوردن احساس کنترل بر آیندهای که ذاتاً غیرقابل پیشبینی است. ذهن انسان در پیدا کردن الگو، حتی میان اتفاقات کاملاً تصادفی، بسیار ماهر است. ما دوست داریم بین دو رویداد نامرتبط، رابطه علت و معلولی پیدا کنیم؛ چون پذیرش اینکه بسیاری از اتفاقات فقط حاصل شانس، احتمال یا عوامل پیچیدهاند، برای ذهن ناخوشایند است. برای من سؤال اینجاست که چه رابطهای میتوان میان انداختن چند اسکناس در صندوق صدقات و تصادف نکردن در یک بزرگراه پیدا کرد؟ یا چگونه میتوان باور کرد که یک عمل اخلاقی، قوانین فیزیک یا احتمال وقوع یک حادثه را تغییر میدهد؟ جالب اینجاست که همین الگوی ذهنی را در باورهایی مثل کارما نیز میتوان دید. انسان دوست دارد جهان را جایی ببیند که در آن هر اتفاق، پاسخی مستقیم به رفتارهای اوست؛ حتی وقتی هیچ شواهدی برای چنین رابطهای وجود ندارد. شاید کمک به نیازمندان از نظر اخلاقی ارزشمند باشد، اما این با ادعای تغییر دادن مسیر حوادث جهان، دو ادعای کاملاً متفاوتاند؛ و دومی صرفاً یک باور کودکانه است. ● پست پیشنهادی #دینی #فرهنگی 『@TheLiberMan』
هر نسلی فکر میکند نسل بعدی خراب شده است! اگر نوشتهها و شعرهای تاریخی را بخوانید، متوجه میشوید که این شکایت چیز جدیدی نیست. هزاران سال پیش هم بزرگترها از جوانان گله میکردند؛ از اینکه احترام گذشته را ندارند، تنبل شدهاند، ارزشها را فراموش کردهاند و جامعه را به سمت نابودی میبرند. جالب اینجاست که تقریباً هیچ نسلی خودش را مشکل نمیداند. هر نسل تصور میکند آخرین نسلی بوده که «درست» تربیت شده و بعد از آن همه چیز رو به افول رفته است. اما اگر این قضاوتها درست بود، تمدن انسانی باید مدتها پیش از بین میرفت. در حالی که تقریباً همه نسلهای جدید، در کنار ضعفهای خود، توانستهاند در برخی زمینهها از نسل قبل پیشی بگیرند. شاید دلیل این پدیده ساده باشد؛ ما ارزشها و عادتهایی را که با آنها بزرگ شدهایم طبیعی و بدیهی میدانیم. وقتی نسل بعد روش متفاوتی برای زندگی انتخاب میکند، آن تفاوت را بهسادگی بهعنوان «زوال» تفسیر میکنیم. برای کسی که با نامه بزرگ شده، شبکههای اجتماعی نشانه سقوط ارتباطات است. برای کسی که با شبکههای اجتماعی بزرگ شده، نامهنگاری احتمالاً اتلاف وقت به نظر میرسد. شاید بسیاری از چیزهایی که امروز نشانه فروپاشی جامعه تصور میشوند، فقط نشانه تغییر جامعه باشند. و شاید کودکان و نونهالان دهه 90ی آنقدر هم که فکر میکنیم گودزیلا نباشند.😂 #اجتماعی #فرهنگی 『@TheLiberMan』
مشکل اصلی عصر ما کمبود اطلاعات نیست؛ وفور اطلاعات است! ما در دورهای زندگی میکنیم که تقریباً هر کسی با یک گوشی ساده به بیشتر دانش ثبتشدهی تاریخ بشر دسترسی دارد. با این حال، به نظر نمیرسد مردم خیلی عاقلتر شده باشند. چرا؟ چون مشکل اصلی کمبود اطلاعات نیست. مشکل این است که اطلاعاتی را میپذیریم که دوست داریم. اگر فقط داشتن اطلاعات کافی بود، هیچ آدم تحصیلکردهای نباید گرفتار خرافات میشد، هیچ سیاستمداری نباید دروغ میگفت و هیچ جامعهای نباید اشتباهات گذشته را تکرار میکرد. اما تاریخ دقیقاً خلاف این را نشان میدهد. انسانها معمولاً اول نتیجه را انتخاب میکنند و بعد دنبال دلیل میگردند. اول طرفدار یک حزب میشوند، بعد اخبار موافقش را میخوانند. اول از کسی خوششان میآید، بعد رفتارهایش را توجیه میکنند. اول از کسی متنفر میشوند، بعد هر خبر منفی درباره او را راحتتر باور میکنند. برای همین مشکل اصلی عصر ما کمبود اطلاعات نیست؛ وفور اطلاعات است. آنقدر اطلاعات وجود دارد که تقریباً برای هر عقیدهای میتوان چند دلیل پیدا کرد. #اجتماعی #مطالب_حمام 『@TheLiberMan』
خیلیها فکر میکنند موفقیتِ تبلیغاتِ حکومتی (یا همون پروپاگاندا) یعنی اینکه مردم حرف حکومت را باور کنند. اما این بالاترین سطح موفقیت برای حکومتی مثل جاعش یا امثالهم نیست. بالاترین سطح موفقیت زمانی است که مردم دیگر به هیچچیز باور نداشته باشند. در این حالت، شهروندان لزوماً طرفدار حکومت نیستند. حتی ممکن است از آن متنفر باشند. اما به مرور به این نتیجه میرسند که همه دروغ میگویند، همه فاسدند، همه دنبال منفعت خودشان هستند و هیچ حقیقتی وجود ندارد. وقتی جامعه به این نقطه برسد، دیگر لازم نیست حکومت همه را قانع کند. کافی است همه به همه شک داشته باشند. آدمی که به هیچ چیز باور ندارد، کمتر اعتراض میکند. کمتر سازماندهی میشود. کمتر ریسک میکند. کمتر امید دارد. او تبدیل به تماشاگری میشود که فقط نظاره میکند. شاید به همین دلیل باشد که بعضی حکومتها بیشتر از اینکه روی ساختن باور کار کنند، روی نابود کردن اعتماد کار میکنند. چون جامعهای که هیچ حقیقت مشترکی نداشته باشد، راحتتر از جامعهای کنترل میشود که مردمش هنوز به چیزی ایمان دارند. #اجتماعی #سیاست #مطالب_حمام 『@TheLiberMan』