The Vichais
Статистикаif u wanna talk: @Shinitalkbot The main place for updates: @jasper_family
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 29
- 1/48двое суток
- 33
- 1/72трое суток
- 35
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
فور کنید ، رندوم به 14 چنل استارز بدم. جوین باشید
وای چه ناز..
видео или голосовое, без подписи
فور کنید . کاپل / کرکتر ذکر کنید ، براتون از این مدل عکس ها درست کنم . جوین باشید lim.خط میزنم
فور کنید . کاپل / کرکتر ذکر کنید ، براتون از این مدل عکس ها درست کنم . جوین باشید lim.خط میزنم
و اگه روزی از راه رسید که تو تاریکترین روزهای منو دیدی، اگر فهمیدی چه دردی رو دارم به جون میخرم و چه نفرینی با من همراه شده، منو میبخشی نورِ ماه؟ -Perth Natasan.
این پیام رو فور کنین و آیدیتونو بذارین تا بر اساس وایب اکانت و چنلتون، یه هدر و یه جمله از کتابهای " 365days without you" یا "Nightly roaming" بهتون بدم جوین باشین* لیمیت: تا وقتی خط بخوره
این پیام رو فور کنین و آیدیتونو بذارین تا بر اساس وایب اکانت و چنلتون، یه هدر و یه جمله از کتابهای " 365days without you" یا "Nightly roaming" بهتون بدم جوین باشین* لیمیت: تا وقتی خط بخوره
بیاین چالش بذارم
بچه ها جدا اگه براتون انقد مهم نیست که نه مثل قبل نظر میدین نه ریکشن، یه تصمیمی بگیریم بالاخره، یا حداقل تمومش کنیم همینجا. من ویچای رو انقد دوست دارم که تمومش نکنم و برای خودم تا اخرش بنویسم ولی فکر میکردم شماهم دوسش دارین فکر نمیکردم خسته کننده باشه. واقعا قصدم منت نیست لطف میکنین که میخونین ولی حداقل دوست داشتم حرف بزنیم نه اینکه بیام ببینم نظرات مال ۳ یا ۴ پارت پیشه. اگه واقعا هم دوسش ندارین نظرتون قابل احترامه، برای خودم عزیز بوده و عزیز میمونه. حداقل اینجور تو دنیای خودم بدون ناراحتی باقی میمونه
The 11th part.
"چرا خودتو اذیت میکنی، میخوای وانی رو بفرستم؟" سعی کرد لبخندی بزنه:" نیازی نیست عزیزم، حوصله ندارم توضیح بدم خودم باید بگردم" گفت و از جا بلند شد و ائو هم به تبعیت از همسرش از پشت میزش بلند شد و به سمتش رفت. دستی روی موهای مرتب مشکی رنگ و ابریشمی رزای کشید و متقابل لبخندی زد. "میدونی که خیلی دوست دارم و نمیخوام آسیب ببینی نه؟" قلبش انگار توی تنور میسوخت وقتی هربار عشق ائو رو میدید و یاد تهدیدای مزخرفی میوفتاد که نمیتونست براشون کاری کنه. با اینکه پاشنه کفشاش کوتاه نبود اما هنوز هم قدش فقط کمی بالاتر از شونه همسرش بود. بدون فکر دستاشو باز کرد و دور بدن محکم آئو حلقه کرد و سرش رو به سینه اش تکیه داد: "من بیشتر دوست دارم" مرد ریز خندید و متقابل دستای گرمش رو دور شونه های رزای پیچید و چونهاش رو روی موهاش گذاشت: "فکرشم نکن، من عاشق ترم" چنگی با ناخونای بلندش بدون اینکه ائو اسیب ببینه به پشتش زد: "رو حرف من حرف نزن" از شونه های زن گرفت و خم شد و روبروی صورتش ایستاد: "تنها جایی که بهت چشمنمیگم، اینجاست" و اینبار برخلاف صبح بوسه صبور و طولانی ای روی لبهاش کاشت. چند دقیقه بعد از رفتن رزای از دفترش خارج شد و منشی رزای رو توی دفتر خودش، مقابل میز منشی خودش دید: "چیزی شده؟" منشی سری تکون داد:" نه رئیس، فقط خانموونگ ساعتشون رو روی میز من جا گذاشتن، الان متوجه شدم اومدم بهشون تحویل بدم که وانی گفت رفتن بایگانی" ائو نزدیک شد و دستش رو دراز کرد: "بده به من" منشی با احترام ساعت رو به رئیسش داد و از دفتر خارج شد ائو به ساعت نگاهی کرد و بعد فکری که به مغزش خطور کرد، بدون توجه به نگاه متعجب وانی(منشی خودش) خندید و ساعت رو توی مشتش گرفت و با گفتن جمله "برمیگردم" به منشی بیرون رفت. با لیوان قهوه ای که به دست خط خودش مزین شده بود، برگشت و وارد دفتر رزای شد. قهوه رو روی میز منشی گذاشت و با علامت دست بهش گفت هیچی نگه. ساعت رو دور لیوان بست و از منشی خواست بعد رفتنش لیوان رو به اتاق رزای ببره. شاید بتونه فقط کمی از شدت اضطراب و خستگی این روزهاش کم کنه. این محبت های قطعنشدنی چیزی بود که خوشحالش میکرد. کاری که با تمام وجود برای همسرش انجام میداد، قلبش رو به احساس شیرینی، گرم میکرد.
видео или голосовое, без подписи
If you knew you’d have to let go of my hand, would you do all those things again? -Ur almost forever lively Rose
خوشگلای خاله اگر اینجارو چک یا پروموت میکنید این پیام رو فوروارد کنید که چنلتونو بذارم توی فولدر و متقابلا چنلتونو پروموت کنم (دیلی نه توروخدا )
نوشته های زیر پستات :>>
منتظرتون هستم بازما