tgindex
به نگاهم بنگر.

به نگاهم بنگر.

Статистика
@TheWorldInMyEyeперсидский

- چون‌که آدمی مدام دنبال راهی برای ابراز خویشتنه. پلی‌لیست: https://t.me/LookingForThStars بله: http://ble.ir/theworldinmyeye

Последний пост
2 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
732
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
531
20 постов
Вовлечённость
72,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
464
1/48двое суток
531
1/72трое суток
573

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • درسته که در خیل‌ات بِه از ما کم نباشد؛ ولی بازم تو را نادیدن ما غم نباشد؟

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 📷: ibrahem hussini

  • 📷: Wadaa abdel karem

  • «به خون‌خواهى فرياد عدالت كه در تنگناى گلويت نيزه خورد؛ به سوى تو برمى‌گرديم. هرسال و هرسال و هرسال... كه اربعين تمرين جهان براى به سوى تو برگشتن است؛ برگشتنى براى هميشه برگشتنى بدون بازگشت...» -محسن چاوشی.

  • گاهی هم لازمه میونِ بالا رفتن از اون قله‌‌ای که داری براش جون می‌کنی و رؤیای فتحش رو داری، لحظه‌ای وایسی و از خودت بپرسی «داری از این کوه بالا می‌ری که دنیا تو رو ببینه یا این‌که تو دنیا رو ببینی؟»

  • 31 июл.42413из Youkidino

    توی زندگی رنج نکشیدن نداریم، فقط میشه انتخاب کرد که برای چه چیزهایی رنج کشید. چند وقت یک‌بار از خودت می‌پرسی آیا این رنج مورد علاقه‌ی منه؟ و وقتی جوابش منفی در میاد و می‌فهمی داری جایی که نباید، دست و پا می‌زنی، پژمرده می‌شی.

  • «ای ماه اگر که دور نبود از تو راهِ من، این‌قدر سینهْ سینه تلاطم نداشتم.» داشتم؟

  • در روز دوست، بغل و چیزکیک، نه دوست‌هام رو کنارم داشتم، نه بغل و نه چیزکیک. این دنیا دیگه به‌ درد زندگی نمی‌خوره.

  • 28 июл.6185из nemidonamvalachi

    مثل سایه اگر زندگی کرده باشید می‌دانید بودن و نبودن چه چهره‌ای دارد. آدم‌ها فکر می‌کنند که می‌دانند چه می‌گویم اما اشتباهشان همین گمان ‌های گول زننده است. سایه بودن در زندگی خودت هیچ چاره‌ای ندارد. تو هستی اما خودت را نمی‌خواهی؛ خودت را نمی‌خواهی اما باید به خاطر وجود آدم‌هایی که تو را دوست دارند، خودت را روی زمین بکشانی و بکشانی و ادامه دهی. سال‌های اول زندگی، بودن و نبودن برایت معنای مشخصی ندارد؛ گمان می‌کنی تنهایی و همین یک نفر بودن تو را جسور میکند برای نخواستن خودت. سال‌های بعدی می‌آیند، جهانت بزرگ‌تر می‌شود. عاشق می‌شوی، آدم‌ها را می‌بینی که می‌آیند و می‌مانند و تو را تماشا می‌کنند. تو دیگر تمام خودت نیستی، قسمت‌هایی از تو پراکنده شده‌اند در آدم‌هایی که تکه‌هایی از آن‌ها هم در تو زندگی را آغاز کرده‌اند. به تلاطم می‌افتی و از خودت می‌خواهی که تمام شود این خواستن های نوئی که نمی‌دانی چیستند.

  • «زیبا و دور، مثل تو.»

  • 28 июл.5102из whatttevveerrr

    I hate asking because i like the art of noticing.

  • حتی این‌جا هم هست.

  • عاشق این کوچه‌ام.

  • «روشنایی شاید دوقدم اون‌ورتره.»

  • و پایان. Thank you for your attention to this matter.🙏🏻

به نگاهم بنگر. — tgindex