کانال کوهنوردی و طبیعتگردی تیرو رضوانشهر استان گیلان انصاری
Статистика- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 16
- 1/48двое суток
- 18
- 1/72трое суток
- 19
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Video from Tofigh
مرغ شب سیما بینا چو مرغ شب خواندی و رفتی دلم را لرزاندی و رفتی شنیدی غوغای طوفان را زخواندن وا ماندی و رفتی ...💔🥀😔
💥ماندانا خضرایی _ غنچه بهار ❤️••••❥ @Album_Irani ❥••••🎵
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
قله ی کلونچین بام استان چهارمحال بختیاری خشن ترین قله زاگرس پیمایشی بس سنگین و طاقت فرسا در یک تنگه مخوف و برفی جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ درود بر یاران امید روز و روزگاران بکام تان خوش
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
تور کلور خلخال بمناسبت جشن مردادگان ۰۵/۰۵/۰۵ دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
یز با زندگی علیاکبر دهخدا، نویسنده، ادیب و لغتشناس بزرگ ایران آشنا شدیم؛ شخصیتی فرهیخته که مدتی از عمر خود را در این قلعه سپری کرده بود. حضور نام دهخدا در کنار سردار اسعد بختیاری، نشان میداد که این بنا تنها اقامتگاه یک سردار نامدار نبوده، بلکه خانه اندیشه، فرهنگ و آزادیخواهی نیز بوده است. اما آنچه بیش از همه در ذهنم ماندگار شد، تصویری بود که نشان میداد زنان این دیار، همواره در کنار مردان، سهمی بزرگ در تاریخ، زندگی و سربلندی سرزمینشان داشتهاند. راهنمای قلعه با افتخار از بیبی مریم بختیاری سخن گفت؛ بانویی آزاده، شجاع و وطندوست که در روزگار مشروطه، دوشادوش مردان برای دفاع از ایران و آزادی مردم ایستاد. او با شجاعت، تدبیر و روحیهای مثالزدنی ثابت کرد که عشق به میهن و احساس مسئولیت، زن و مرد نمیشناسد. در همان لحظه، به زنان غیور چهارمحال و بختیاری فکر کردم؛ زنانی که در کنار مردان، سختیهای زندگی، کوچ عشایری، تربیت فرزندان، پاسداری از خانواده و حتی دفاع از سرزمین خود را با صلابت به دوش کشیدهاند. احترامی که مردم این دیار برای زنان قائل هستند، بیتردید ریشه در همین پیشینه پرافتخار دارد. تماشای تصویر بیبی مریم در قلعه سردار اسعد، برای من تنها دیدن یک اثر تاریخی نبود؛ بلکه نمادی از همدلی، شجاعت و جایگاه والای زن در فرهنگ بختیاری بود. با خود اندیشیدم جامعهای که زنانش را چنین ارج مینهد و نام آنان را در کنار قهرمانان مرد خود زنده نگه میدارد، فرهنگی غنی، اصیل و ستودنی دارد. با ترک قلعه سردار اسعد، نهتنها شکوه معماری و عظمت تاریخ این بنا را با خود به یادگار بردم، بلکه احترام عمیقی که مردم بختیاری برای زنان قائل هستند نیز برای همیشه در ذهن و دلم نقش بست؛ احترامی که نام بانوان بزرگی چون بیبی مریم بختیاری را در تاریخ ایران جاودانه کرده است. آخرین مقصد سفرمان، شهر زیبای بلداجی، پایتخت گز ایران بود. عطر دلانگیز گز در کوچههای شهر پیچیده بود و فروشگاههای متعدد، انواع گزهای اصیل و خوشطعم را عرضه میکردند. برای خانواده و دوستان سوغات خریدیم و با کولهباری از خاطرات شیرین، راه بازگشت را در پیش گرفتیم. این سفر برای من تنها بازدید از چند جاذبه گردشگری نبود؛ سفری بود به دل طبیعت، تاریخ، فرهنگ و مهماننوازی مردمانی که با مهربانی و صمیمیت از ما پذیرایی کردند. چهارمحال و بختیاری را با کوههای سربهفلککشیده، چشمههای زلال، رودهای خروشان، قلعههای باشکوه و مردمان خونگرمش برای همیشه به خاطر خواهم سپرد. بعضی سفرها با رسیدن به مقصد پایان مییابند، اما خاطرهشان تا همیشه در دل انسان زنده میماند. این سفر نیز بیتردید یکی از همان سفرهای ماندگار زندگی من بود؛ سفری که نهتنها زیباییهای طبیعت را به من نشان داد، بلکه درسهایی از تاریخ، فرهنگ، همدلی و اصالت مردمانی نجیب را در قلبم به یادگار گذاشت. هرگاه نام چهارمحال و بختیاری را بشنوم، بیاختیار عطر چشمهها، شکوه کوهستان، صدای رودهای خروشان و گرمای لبخند مردمانش در ذهنم زنده خواهد شد و با خود خواهم گفت: ایران، چه سرزمین شگفتانگیز و پرگوهری است. با تقدیم احترام ۱۵ تیر ۱۴۰۵ اریا عجبی ارده جانی
سفرنامه چهارمحال و بختیاری؛ سفری به سرزمین آب، تاریخ و کوهستان گاهی برای یافتن آرامش و شناخت بیشتر ایران، کافی است دل به جاده بسپاری؛ جادهای که تو را به سرزمینی ببرد که طبیعت، تاریخ و مهربانی مردمانش در هم آمیخته باشد. این بار مقصد سفر ما استان چهارمحال و بختیاری بود؛ دیاری با قلههای سر به فلک کشیده، چشمههای زلال، رودهای خروشان، دشتهای سرسبز و بناهای تاریخی باشکوه که خاطرهای ماندگار در ذهن و دلمان بر جای گذاشت. همسرم که لیدر این تور بودند، برنامه این سفر سهروزه را با دقت و عشق تدارک دیده بودند. پس از تکمیل ظرفیت ۲۰ نفره تور، ساعت ۸ شب از ترمینال رشت با اتوبوس VIP راهی شهرکرد شدیم. همراهی همسفرانی صمیمی و خوشاخلاق باعث شد مسیر طولانی با خنده، گفتوگو و خاطرهسازی سپری شود. صبح روز نخست به شهرکرد، بام ایران، رسیدیم. پس از استقرار در اقامتگاه فرهنگیان و صرف ناهار، نخستین مقصد ما عمارت باشکوه چالشتر بود؛ بنایی ارزشمند که از شاهکارهای معماری اواخر دوره قاجار به شمار میرود. از همان لحظه ورود، ستونهای سنگی بلند، آجرکاریهای ظریف، گچبریهای هنرمندانه، ارسیهای زیبا و نقشهای حجاریشده بر سنگها، شکوه هنر معماران ایرانی را به نمایش میگذاشت. در حیاط آرام عمارت، میان درختان سرسبز و سنگفرشهای قدیمی قدم میزدم و احساس میکردم زمان به بیش از یک قرن پیش بازگشته است. هر دیوار، هر ایوان و هر پنجره، روایتگر روزگاری بود که بزرگان بختیاری در این عمارت زندگی میکردند. سکوت دلنشین حیاط، نسیم خنک عصرگاهی و معماری چشمنواز بنا، آرامشی عمیق در وجودم جاری کرد. عمارت چالشتر تنها یک بنای تاریخی نیست؛ موزهای زنده از هنر، فرهنگ و اصالت مردم چهارمحال و بختیاری است که هر گوشه آن داستانی برای روایت دارد. در ادامه راهی پل تاریخی زمانخان در شهرستان سامان شدیم. زایندهرود با نوای دلنشین خود، روح تازهای در وجودمان دمید. شالیزارهای برنج، پارک سرسبز، درختان تنومند و فروشندگان محلی با عسل، بادام، گیاهان دارویی، لواشک و دیگر سوغات بومی، جلوهای از زندگی ساده و صمیمی مردم این دیار را به تصویر میکشیدند. شب را نیز پس از دورهمی گرم و دوستانه در اقامتگاه، با خاطراتی شیرین به پایان رساندیم. صبح روز دوم، راهی پیرغار شدیم؛ منطقهای سرسبز با چشمههای فراوان و کتیبههای ارزشمند دوران قاجار که یادگار سردار اسعد بختیاری هستند. سپس از تونل کوهرنگ و سرچشمه زایندهرود بازدید کردیم. عبور از دره نمک و تماشای زردکوه و قله برفپوش کلونچین، از زیباترین لحظات این سفر بود. پس از آن به آبشار شیخعلیخان رسیدیم. صدای دلنشین ریزش آب، هوای خنک و طبیعت بکر منطقه، آرامشی وصفناشدنی به ما هدیه داد. هرچند این منطقه از امکانات رفاهی چندانی برخوردار نبود، اما زیبایی ناب طبیعت، همه کمبودها را از یادمان برد. ناهار را در کنار سرچشمه زایندهرود صرف کردیم. در کنار عشایر سختکوش منطقه، معنای واقعی تلاش، قناعت و امید را لمس کردیم. موسیقی محلی، رقصهای زیبای مردم بومی و شادی کودکانه دختر آقای داودی، راننده مهربان تور، لحظاتی بهیادماندنی برای همه ما رقم زد. بعدازظهر به چشمه دیمه رفتیم؛ یکی از زلالترین و پرخاصیتترین چشمههای ایران. آب سرد و گوارای چشمه، طراوتی دوباره به جانمان بخشید. در کنار چشمه، توت تازه خوردیم، هندوانه نوش جان کردیم و با خندههای صمیمانه همسفران، خاطرهای شیرین ساختیم. در مسیر بازگشت نیز از پل سودجان، دشتهای سرسبز، مزارع کشاورزی، چادرهای عشایر و روستاهای زیبای منطقه عبور کردیم. صبح روز سوم، آخرین بخش سفر آغاز شد. مقصد ما قلعه باشکوه سردار اسعد بختیاری در شهر جونقان بود؛ بنایی تاریخی با بیش از ۱۲۰ سال قدمت که از مهمترین یادگارهای نهضت مشروطه ایران به شمار میرود. هنگامی که وارد حیاط قلعه شدیم، نخستین چیزی که نگاهها را به خود جلب کرد، مجسمه باشکوه سردار اسعد بختیاری بود که با صلابت بر اسب خود نشسته بود؛ گویی هنوز نگهبان تاریخ، عزت و سربلندی این سرزمین است. کمی آنسوتر، شیر سنگی با ابهت خاص خود دیده میشد؛ نمادی از شجاعت، دلاوری و غرور ایل بختیاری که سالهاست خاموش، اما استوار، روایتگر فرهنگ این قوم دلیر است. حوض بزرگ میانی، درختان کهنسال، ایوانهای باشکوه، ستونهای سنگی، آینهکاریها و گچبریهای ظریف، جلوهای بینظیر به این قلعه بخشیده بودند. هر گوشه از این بنا، یادآور روزهایی بود که تصمیمهای سرنوشتساز برای آینده ایران در همین مکان گرفته میشد. راهنمای قلعه با شور و عشقی وصفناشدنی از زندگی و رشادتهای سردار اسعد بختیاری سخن میگفت. آنچنان با احساس روایت میکرد که گویی اشعار حماسی شاهنامه را از بر میخواند. هر جملهاش ما را بیش از پیش به روزگار مشروطه میبرد و حس غرور، افتخار و احترام به تاریخ ایران را در دلهایمان زنده میکرد.در بخشی از قلعه ن
💥ماندانا خضرایی _ غنچه بهار ❤️••••❥ @Album_Irani ❥••••🎵