طلوع عشق
Статистикаقلم، زبان عقل و معرفت، احساس انسان و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است و قلمرو آن بسیار گستردهتر از آن است که در بیان بگنجد
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 19
- Всего постов
- 69
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 35
- 1/48двое суток
- 40
- 1/72трое суток
- 43
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سکوت و صبر من گاهی به سنگی میرود از بین همیشه قطره بودم حال دریا را نفهمیدم #سجاد_احمدیان
بيا حوالی یک جمعه قرار بگذاريم در مِه و باد مثل گنجشكی از شاخه ای به شاخه ای ديگر من پيراهن گلدارم را می پوشم تو پيراهن آبی ات را بگذار خيال كنند ما آن دو پرنده ايم بی آشيان در آسمان #فرزانه_صیــاد
اَرزد به رسوایی اگر یوسف بُوَد معشوق با نقد جاه و جان، دلم مشتاق شیدایی ست #مهنازنجفی
محو نگاهت میشوم وقتی که میخندی وقتِ تبسم چهره ات گلزار زیبایی ست #مهنازنجفی
. . من مانده بودم با دستی که هر شب به سمتِ تو دراز میشد و پرندهای که نمیدانست چگونه باید از خاطرهی آفتاب دانه بردارد. صبح که شد یک مشت سکوت کنارِ بالش مانده بود و گنجشکی در من دنبالِ خانه میگشت. #مرضیه_رشیدپور_کیمیا
جفای عاشق خود را به دوش خود کشد معشوق که عصیان را زلیخا کرد و یوسف کنج زندان است #سجاد_احمدیان
فرورفت از غم عشقت دمم دم میدهی تا کی دمار از من برآوردی نمیگویی برآوردم #حافظ 𓄂ᬼ꯭𓀛ུྃ𓆃
در شعرِ من، تنها تویی دارو ندارو هستی ام در شعرِ تو حتی زِ من ، نامی نباشد دلبرا #یکتا_حق_پرست
عشق بر هر کس که زور آورد، من گشتم خراب سیل در هر جا که پا افشرد، من ویران شدم #صائب_تبریزی
منی که نمی تونم بمونم بی تو @leilaalikhani1355
«تقدیم به پیشگاه علی بن موسی الرضا» خمار چشم خمار و پر از شراب توام مرا بخر به نگاهی که من خراب توام به جز به جام تولای تو در این دنیا لبم به جام مِی کس نمیخورد مولا به بوی گندم زلفت بدون مِی مستم اگر چه زلف بلندت نمی رسد دستم به زیر زلف تو خوابیدم و سحر کردم میان آبی چشمان تو سفر کردم شبیه قطره بغل کن شبی مرا ، دریا پناه خستگی من امام آهوها مسیر من به تو خورده بیا و راهم ده طبیب رانده مرا از درش پناهم ده مرا به گوشه نگاهت گلاب قمصر کن شبیه آب حریمت مرا مطهر کن گهی دو دست خدا را به حق چشم ترم شبیه دانه ی تسبیح خود بکش به سرم #سجاد_احمدیان
دیشب با دلم خلوتی داشتم 🥀🥀
ایرج خواجه امیری "پهلوان آواز ایران "درگذشت🖤🥀 وآسمان آواز ستاره ای کهن راازدست داد. صدای اونسیمی ازروزگارخوشِ جوانی بود ازپیرهن صورتی ،گنج قارون تاآن زمزمه ی آخر: آرام کن آشفتگی های مرا.... امروز خودش آرام گرفت امانغمه اش درجانِ ماجاریست آوازی که به خط جاودانگی در دفتر روزگار ثبت شد. نام و نغمهاش از خاموشی در امان است
. چنان ناپیدا که اگر عشق لحظهای نفسش را حبس کند شعر دیگر نمیفهمد کداممان دیگری را آفریده است. #مرضیه_رشیدپور_کیمیا
. . من دوست دارم عشق همیشه چیزی برای گفتن داشته باشد حتی اگر به اندازهی سرخیِ کوچکی بر لبهی یک غنچه باشد. #مرضیه_رشیدپور_کیمیا
. صبح پرده را کنار زدم اتاق روشن شد؛ شاید تو از پشتِ پنجره سلام کردهای. #مرضیه_رشیدپور_کیمیا
حکایتِٓ مهمانی کدخدا کدخدایی کرد مهمان اهل دِه جمع آمد خلق، شادان یکسره تا خورند آنجا طعام خوشگوار زان چمنزارِ دل آرام بهار چون بساط سفره آنجا پهن گشت پیر و بُرنا شادشد زان باغ ودشت مرغ و ماهی خورد آنجا کدخدا سفره رنگین و طعامِ باصفا گوشت تازه با برنج و دوغ ناب منقل و قلیان سیب و هم کباب خلق خوردند از آن سفره، غذا نان و ماست ساده و بی اشتها کَس نکردی جرات حرف و سوال این چه وضعی! کدخدای بیخیال؟ چون نداری تو خبر از حال ما سفره ات رنگین و ما هم ناشتا؟ مادرش گفتا سکوت ای دلربا از سر ما هم زیاد است این غذا کدخدا چون تافته از ما جداست خویش پندارد که او برما خداست کدخدا خود را خدا داند به ما او نباشد کدخدا و هم خدا کَی بداند حال خَلق و درد ما کَی ببیند رنج و آه و غصّه ها؟ هرکه شاکی شد براین وضع گذار حبس گشت و رفت او تا پای دار کودکم بر لب بٍنه مُهر سکوت تا چه پیش آرد خدای لایموت عادل آن حاکم که ازمردم جداست فکر وتدبیرش گمانست وخطاست ✍عادل ویسی زاده 1405/5/21
«تقدیم به پیشگاه امام رضا» دو ابرویش یقین دارم که محراب کریمان است شب قدری که گم گشته نزولش در خراسان است مسیحا دم میان زائران او نباشد کم به دوش خادمان او ردای سبز سلمان است رفیق بی رفیقان و مرامش با همه جور است که اسمش زینت سوگند لات چاله میدان است جفای عاشق خود را کشد بر دوش خود معشوق که عصیان را زلیخا کرد و یوسف کنج زندان است سلاطین دو عالم گر چه ریزه خوار سلطانند ولی اینجا غم نوکر به روی دوش سلطان است ز سقاخانه اش ریزد حیات دل به ساغرها که عطشان تر ز زائرها لبان خشک باران است بگوید وَنصِتواْ خالق که کفترهای او خوانند که آواز کبوترها در اینجا حکم قران است شهنشاهی و ما رعیت و رعیت زاده ها گفتند که سلطان قلوب مردم ایران رضا جان است بُوَد سر منزل باد سحرگاهی رواق او که گفته باد در عالم بدون بیت و حیران است زیارت آخرین چاره میان نسخه ات بنویس که اینجا اخرین تجویز و داروی طبیبان است #سجاد_احمدیان
کنار اسم تو عرش خدا آوازه میگیرد کتاب خلقتش از عشق تو شیرازه میگیرد شکوه مهربانی قبل تو معنا نشد هرگز محبت با محمد رنگ و بویی تازه میگیرد #سجاد_احمدیان من عاشق محمدم یا محمد المصطفی I love Muhammad #من_محمد_را_دوست_دارم #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #شهادت_پیغمبر_اکرم_تسلیت
"تقدیم به پیشگاه امام حسن مجتبی" غزل ها حاجی چشمان اویند ولی ها غنچه ی بستان اویند کویر هر دلی محتاج باران غمش باران ، همه عطشان اویند کریمان را حسن خود خلق کرده کریمان تک به تک قربان اویند بُوَد نان حسن در سفره هامان همه محتاج آب و نان اویند بزن بوسه به پای نوکرانش که چون اهل و عیال و جان اویند ملائک حلقه گوشانش در عالم همه در خدمتِ فرمان اویند سپاه چشم هایش اَبرهه کُش یلان مغلوب این چشمان اویند دو ابرویش کمان و هر مژه تیر زه و تیر و کمان حیران اویند طبیب است و کرامت دارو اوست بخیلان در صف درمان اویند همه یعقوب ها در طول تاریخ گرفتار غمِ هجرانِ اویند #سجاد_احمدیان