TorabiHouse
Статистикаخانه ترابی بنایی است واقع در مرکز شهر رشت که وارثان 《معنوی》 آن با وجود تمامی محدودیتها قصد احیا و مرمت آن را دارند... @khabbaz www.Instagram.com\TorabiHouse www.aparat.com\TorabiHouse
- Последний пост
- 26 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 58
- 1/48двое суток
- 66
- 1/72трое суток
- 71
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
@TorabiHouse Channel
وطن، تن و میراث سالها گمان میکردم وطن را میتوان در خانهای دید؛ در آجرها، دیوارها و پنجرههایی که حافظه یک سرزمین را با خود حمل میکنند. خانه ترابی برای من تنها یک بنای تاریخی نبود؛ پارهای از تنِ وطن بود. از آن دفاع کردم، برایش جنگیدم و زخمهایش را زخمهای خود دانستم. اکنون خانه را به حال خود واگذاشتهام. نه از سر بیاعتنایی، بلکه از آن رو که گاه انسان درمییابد همه بارهای جهان را نمیتوان به دوش کشید. اما با واگذاشتن خانه، درد پایان نیافت؛ تنها جای خود را عوض کرد. از آن روز بیشتر به این اندیشیدهام که شاید تن، آخرین وطن انسان باشد. وقتی خانهها آسیب میبینند، وقتی شهرها فرسوده میشوند و وقتی امید به حفظ آنچه دوست میداری کمرنگ میشود، بدن حافظه را در خود نگه میدارد. هر زخم، هر دگرگونی و هر رنگپریدگی، تنها نشانه یک بیماری نیست؛ گاه یادگاری تاریخی است که نسل به نسل منتقل میشود. من میان وطن و تن مرزی روشن نمیبینم. همانگونه که خانههای یک سرزمین میتوانند زخمی شوند، جسم انسان نیز میتواند بار آن زخمها را حمل کند. شاید به همین دلیل است که درد را نمیتوان تنها در پرونده پزشکی یا تنها در تاریخ یک کشور جستوجو کرد؛ بخشی از آن در حافظه انسان زندگی میکند. این، دردی است که از پدر برای من به یادگار مانده است؛ دردی که نه میتوان آن را از وطن (مام میهن) جدا کرد و نه از تن. شاید میراث واقعی، همیشه زمین، خانه یا نام نباشد؛ گاهی میراث، شیوهای است که انسان با رنج خود زندگی میکند و با وجود همه زخمها، هنوز از ویرانی، زیبایی میآفریند. اول مرداد ۱۴۰۵ @TorabiHouse Channel
دستِ تصرف؛ آستانهٔ نوآوری در معماری ایران یکی از مفاهیم ارزشمند در سنت معماری ایران، مفهوم «دستِ تصرف» است؛ مفهومی که یادآور میشود نوآوری، امری بیضابطه و حاصل ذوق لحظهای نیست. در شیوهٔ سنتی آموزش معماری، معمار سالها در کنار استاد میآموخت؛ اندازهها را میشناخت، مصالح را تجربه میکرد، تناسبات را درک میکرد و به تدریج به روح معماری نزدیک میشد. تا پیش از رسیدن به این مرتبه، وظیفهٔ او آموختن و پاسداری از سنت بود، نه تغییر دادن آن. تنها زمانی که استاد، یا جامعهٔ اهل فن، اطمینان مییافتند که معمار بر مبانی این هنر احاطه یافته است، او را صاحب «دستِ تصرف» میدانستند. از آن پس، اگر تغییری در شیوههای پیشینیان ایجاد میکرد، آن تغییر از سرِ خودنمایی یا میل به متفاوت بودن نبود؛ بلکه ادامهٔ طبیعی همان سنت و پاسخی به نیازهای زمان و مکان به شمار میآمد. به همین دلیل، در معماری ایران، نوآوری هرگز در برابر سنت قرار نمیگرفت. سنت، مانعی برای خلاقیت نبود؛ بلکه بستری بود که خلاقیتِ پخته از دل آن میرویید. معمار نخست سنت را در وجود خود نهادینه میکرد و سپس، اگر زمانه اقتضا میکرد، با حفظ اصول بنیادین، چیزی بر آن میافزود. این نگاه، شاید یکی از رازهای ماندگاری معماری ایران باشد. در بسیاری از بناهای تاریخی، با وجود تفاوت در جزئیات، روح مشترکی جریان دارد؛ زیرا تغییرات، حاصل «دستِ تصرف» بودهاند، نه گسست از سنت. امروز نیز این مفهوم میتواند الهامبخش باشد. در روزگاری که نو بودن گاه به خودی خود ارزش تلقی میشود، «دستِ تصرف» به ما یادآوری میکند که نوآوریِ اصیل، پیش از هر چیز، بر فهم عمیق، تجربهٔ طولانی، فروتنی و تسلط استوار است. هرچه ریشهها عمیقتر باشند، شاخهها آزادتر و بارورتر خواهند بود. @TorabiHouse Channel
• چمروش (نسخهی با کیفیت و حجم بالا) آهنگ و اجرا: جوما کارگردان: رضا توفیقجو @JUMAMUSIC
• در اساطیر آمده که چَمروش، مرغیست غولآسا (نیمی عقاب و نیمی گرگ) که بر فراز البرزکوه آشیانه دارد (شاید جایی مشرف به گیلان بر قلهی دماوند، و منظرش دریا باشد) چه میکند؟ گفتهاند هرگاه اهریمنِ جنگ بر آسمان ایران سایه میاندازد یا بیگانگان و بدکاران بر خاکش میتازند، چمروش به امر ایزدبُرز، بال میگشاید، به پرواز در میآید و دژخیمان و دشمنان را همچون دانههای ذرت از زمین بر میچیند و به دورترها میپراکند. و حالا، گذشته از معبرِ آن زمستانِ سخت و سرخ، این قصهی ماست که در دلِ تیرگیِ، ترانه شد. فراخوانی نه فقط برای چمروش (که شاید از پس هزاران سال، امروز، نیمجان و بالبسته، در پای البرزکوه آرمیده) اوخانیست برای برخاستن و پریدنِ بیشماران پرنده، که ماییم. پایکوبان و سوگواران در اندیشهی زایشِ فردایی که به خون و جنون آمیخته. از دلِ افسانه، تا جانِ واقعه... چمروش آهنگ و اجرا: جوما کارگردان: رضا توفیقجو • یاریگران: خانه تاریخی ترابی/ گروه محصولات دریایی رهنما/ مجموعه شورکولی/ کافه موزه رشت/ خانه تاریخی زهرا . . اشاره: نسخهی با کفیت و حجم بالاتر را از پایین ببینید... @JUMAMUSIC
• چَمروش | تکهای از شوروم تاریخ انتشار: شنبه، ۲۷ تیرماه۱۴۰۵ آهنگ و اجرا: جوما کارگردان: رضا توفیقجو • موسیقی: ترانه: حسین طوافی لاهیجی تنظیم و گیتار: سامان ایوبی کلارینت: داریوش بیژنی میکس و مسترینگ: مصطفا طالبیان • گروه تولید فیلم: فیلمبردار: آیدین ایرانینژاد طراح صحنه و لباس: آیدهآمالی دستیار کارگردان: مهرداد نژاد گریم: ترانه قلندری تدوین و اصلاح رنگ: علی دولتآبادی عکس و تولید: کورش رنجبر طراح نشانه و پوستر: صالح تسبیحی • بازیگران: زهرا میری/ ترانه قلندری/ ثمین حسینی/ حنانه ایمانیان/ بنیتا یزدانی/ زهرا بهبودی/ هلیا زارعی • یاریگران: خانه تاریخی ترابی/ گروه محصولات دریایی رهنما/ مجموعه شورکولی/ کافه موزه رشت/ خانه تاریخی زهرا/ نجوا یزدانی/ مجتبا شکرگذار/ حمید امانی/ نلی محجوب/ مجتبا پیشگاههادیان/ صادق میرنظامی @JUMAMUSIC
ای ایران... من، على اكبر دهخدا، تو را نه بهخاطر کوههایت دوست دارم؛ نه بهخاطر شاهان و افسانههایت؛ بلکه چون در هر وجب خاکت، جانی خسته افتاده که صدایی ندارد... و من، نوشتم تا صدای آن بیصدا باشم. میگویند وطن را باید دوست داشت، اما من وطن را میفهمم و فهمیدن سختتر از دوستداشتن است. فهمیدنِ وطنی که هزاران سال گریسته، بیآنکه اشکش دیده شود. - علیاکبر دهخدا @TorabiHouse Channel
چو قناری در قفس خوانی چند؟ به مَثَل طوطیان رنگرنگ؛ رهگشا باش، غافلان در بند [را]. ۶ تیر بازار بزرگ رشت @TorabiHouse Channel
سر میخورد مارمولکی در کاسه توالت خانه ترابی، بیخبر از فریدون آو! ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ @TorabiHouse Channel
TorabiHouse pinned «خانه ترابی – خانه نقش و خیال https://ddhouse.co.com/projects/torabihouse/ @TorabiHouse Channel»
خانه ترابی – خانه نقش و خیال https://ddhouse.co.com/projects/torabihouse/ @TorabiHouse Channel
آیا واقعا میتوان چیزی را اصلاح کرد؟ آیا هرگز میتوان آثار ویرانی بناها و انسانها را ترمیم کرد تا هر چیزی به همان وضعی که بوده بازگردد؟ درست همانطور که بوده؟ دانوب خاکستری غاده السمان @TorabiHouse Channel
نمایشگاه دو روزه تصویرسازی 《شهرهای خیالی من》 در خانه ترابی در این نمایشگاه آثار تصویرسازی هما جورابچی (آرشیتکت) و منتخبی از آثار اسکیس نمایشگاه سال گذشته نیز وجود دارد. پنجشنبه و جمعه ۱۱ و ۱۲ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ تا ۲۰ گشایش: پنجشنبه ساعت ۱۶ لینک پست در اینستاگرام: https://www.instagram.com/p/DS2O5C1gBPF/?igsh=MWFzdjRkNXluY2Rocg== @TorabiHouse Channel
چهار روزنامهنگار در جمع معتمدان و بزرگان رشت وقتی از رضا نوزاد، پژوهشگر تاریخ مطبوعات گیلان، شنیدم که از جمع ۹ نفره «کارمندان انجمن نظارت انتخابات مجلس سنا» در سال ۱۳۳۲ در رشت، چهار نفرشان روزنامهنگار بودهاند، از خود او خواهش کردم که این جمع را ولو مختصر و در چند کلمه معرفی کند؛ امید که همین معرفی کوتاه افرادی که در آن زمان معتمدان و بزرگان شهر و استان بودهاند، به تکمیل این اطلاعات از سوی خوانندگان گرامی بیانجامد. سپاس از رضا نوزاد عزیز که این درخواست را اجابت کرد! (م. ج.) محسن اکبر تولد: ۱۲۸۵ درگذشت: دهه ۹۰ در امریکا فرزند فتحاللهخان اکبر و همسر فهیمه اکبر خواننده معروف. مهندسی کشاورزی را از فرانسه دریافت کرد. مدتی کارمند اداره کل دخانیات بود که استعفا داد و به ملکداری پرداخت. از ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۹ نماینده رشت در دورههای ۱۸ و ۱۹ مجلس شورای ملی بود. پس از انقلاب به امریکا کوچید. صمد بالازاده تولد: ۱۲۹۶ رئیس هیئت مدیره کارخانه گونیبافی رشت و دارنده نشان رستاخیز درجه ۲ در ۱۳۳۳. عضو انجمن شهر رشت در ۱۳۴۱. جواد (سیاوش) داودزاده تولد: ۱۲۹۱ رشت فرزند حاج محمدعلی داوودزاده (از تجار و مالکان بزرگ گیلان) و برادرزاده استاد ابراهیم پورداوود، مهندس راه و ساختمان، مقاطعهکار و از صاحبان صنایع چوب در رشت بود. در ۱۳۳۹ نماینده مجلس شورای ملی از فومن شد. عبدالحسین رحمت سمیعی عضو انجمن شهر رشت در ۱۳۲۸. اسفندیار سرتیپپور تولد: ۱۲۸۷ رشت درگذشت: ۲۳ فروردین ۱۳۶۵ در رشت فرزند آقاخان مصباحالدوله معروف به سرتیپخان (از افسران تحصیلکرده مدرسه نظام دارالفنون)، برادر جهانگیر سرتیپپور و از احفاد میرزا هدایتخان فومنی معروف به اتلخان رشتی. در کودکی پدرش را از دست داد. در مدرسه اقبال و دبیرستان آمریکایی و شاهپور رشت تحصیل کرد. وی عضو جمعیت آزاد ایران (تأسیس ۱۳۰۲) بود. پس از خدمت سربازی مدتی آموزگار دبستان عنصری رشت بود و سپس به استخدام شرکت ملی نفت درآمد. چندی نگذشت که از آنجا هم استعفا داد و شرکت تجاری «روزی» را تأسیس نمود. سالها رئیس سندیکای کارگران رشت، عضو انجمن شهر و انجمنهای حمایت از زندانیان و ایتام و شیر و خورشید سابق، و رئیس هیئتهای فوتبال و ژیمناستیک رشت بود. از جمله اولین افرادی بود که سرویسهای مجهز اتوبوسرانی رشت به تهران، نمایندگی هواپیمایی ایرانتور و هما (بین رشت و تهران از فرودگاه سلیمانداراب) و آموزشگاه تعلیم رانندگی را در رشت به وجود آورد. همچنین از همکاران و همراهان زندهیادان دکتر حکیمزاده و آرسن میناسیان در تاسیس آسایشگاه معلولین رشت بود و از مؤسسین «شرکت هنر» برای حرکت دوباره تئاتر گیلان بهشمار میرفت. شادروان سرتیپپور که در ۱۳۳۶ از طرف دولت امریکا شش ماه برای دیدن دوره روزنامهنگاری به آن کشور سفر کرده بود با عشق روزنامهنگاری، هفتهنامه «روئین» را بنیان نهاد و اولین شماره آن را در پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۳۳ به علاقمندان عرضه کرد. این نشریه پس از ۹۶۳ شماره، با توقیف سراسری نشریات در سال۱۳۵۳ توقیف، و پس از انقلاب اسلامی، از ۱۵ آبان ۵۸ لغایت ۱۶ دی همان سال با چاپ هفت شماره برای همیشه تعطیل شد. میرشجاع گسکری تولد: ۱۲۹۶ پس از پایان تحصیلات در ۱۳۱۹ خدمت نظام وظیفه را به اتمام رساند. روزنامه «بازار» را از دوشنبه ۱۶ آبان ۱۳۲۸ تا انقلاب اسلامی در رشت چاپ کرد و از اعضای مؤسس انجمن روزنامهنگاران رشت بود. از ۱۳۲۹ تا ۱۳۴۰ ریاست هیئت کشتی گیلان را عهدهدار بود. از ۱۳۴۰ رسما به عضویت هیئت تربیت بدنی و تفریحات سالم گیلان درآمد. دبیر شورای جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و عضو شورای فرهنگی استان گیلان بود. محمود محمودی تولد: ۱۲۹۳ رشت درگذشت: ۲۲ مهر ۱۳۴۰ بر اثر تصادف اتومبیل نوه عبدالحسین خان مدیرالملک (سردار همایون) از رجال و حکام سرشناس گیلان در اواخر قاجار بود. در فرانسه مدرک مهندسی گرفت. در ۱۳۲۱ شهردار رشت شد و در ۱۳۲۸ در دوره شانزدهم به نمایندگی مجلس شورای ملی از بندر پهلوی رسید و منشی هیئت رئیسه سنی شد. در ۱۳۳۰ عضو هیات مدیره شرکت سهامی برق بود. در ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۰ نیز دو دوره از فومن و یک دوره از صومعهسرا به نمایندگی دورههای ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ مجلس شورای ملی رسید. در ۱۳۳۲ چهار هکتار از اراضی موروثی خود را جهت ساخت بیمارستان رازی در اختیار جمعیت مبارزه با سل و حمایت از مسلولین گذاشت. محمد معتضد صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه «صدای گیلان» که از ۲۷ اسفند ۱۳۲۹ تا ۴ اردیبهشت ۱۳۳۱ موفق به انتشار ۱۰ شماره از آن شد. سیدعلی مقیمی از احفاد سیدرضی فومنی، از مالکین و تاجران بزرگ دوران قاجار. #مقاله #یادبود https://t.me/Jangal94
دو داستان برای درمان دو تا از عمیقترین ترسهای بشر لینک ویدیوی انگلیسی در کانال ورد ولکان https://youtu.be/NS5fxnjCpcU @dr_iman_fani
🎬 در مجموعه گفتگوهایی با صاحبنطران گیلانی، پرسیده ایم آیا گیلان از نظر آینده ی زیست محیطی به سمت فصل آخرالزمان پیش می رود؟ آیا علاوه بر بحران #خشکسالی و #آلودگی آب و خاک و #جنگلخواری در گیلان، کوچاندن جمعیت استان های دیگر به معنای نابودی کامل این سرزمین نیست؟ شاید پرسش کمی زیاده از اندازه هولناک بنظر برسد، اما برای گوش هایی که سوت بمب هم بیدارشان نمی کند، گیلان به معنای ساحل نجات است که در این اوضاع - شاید بتوان دم کوتاهی پشت آخرین بقایای آب و علف این سامان - سنگر گرفت. 🔻 گفتگوی اول #آرمین_خباز | آرشیتکت 🌐 آدرس گیل آرت در اینستا، تلگرام، یوتیوب @Gilartnews ...................................................... #گیلان #ایران #محیط_زیست
«احیای مکان در زمانهٔ نابودی بناها» ۱. زمانهٔ نابودی بناها ما در دورهای زندگی میکنیم که بناها، بیش از آنکه فروبریزند، 《از درون تهی میشوند》. دیوارها پابرجا هستند، اما روح از آنها رفته است. خانهها بدل شدهاند به واحدهای مصرفی؛ مساجد، موزهها و مدارس به پوستههای بیجان. فروپاشی امروز، بیشتر از جنس 《فراموشی معنا》ست تا تخریب مصالح. در چنین زمانهای، بازسازی فیزیکی کافی نیست؛ آنچه نیاز داریم، 《احیای مکان》 است، نه صرفاً 《مرمت بنا》. ۲. احیای مکان یعنی احیای رابطه مکان، حاصل رابطه است: رابطهٔ انسان با زمین، خاطره، زمان و دیگری. وقتی این روابط از میان میروند، مکان میمیرد — حتی اگر ساختمان سرِ جایش باشد. بنابراین، احیای مکان یعنی 《بازآفرینی پیوندها》: - پیوند میان مردم و خاطرهٔ جمعی، - پیوند میان جسم و جان فضا، - پیوند میان گذشته و اکنون. در عمل، احیای مکان میتواند با 《بازگشت مردم به گفتوگو با فضا》 آغاز شود؛ مثلاً وقتی در حیاط متروک خانهای قدیمی، مراسم کوچک یا گفتوگویی شکل میگیرد، مکان دوباره بیدار میشود، حتی اگر بنا هنوز ویرانه باشد. ۳. نابودی بناها به مثابه بیداری مکان گاهی نابودی بنا، شرط تولد دوبارهٔ مکان است. وقتی صورت فرو میپاشد، 《جوهر آشکار میشود》. خرابه، نقاب را برمیدارد تا ما حضور را بیواسطه ببینیم. در خرابهها، سکوت و خلأ به زبان تبدیل میشوند؛ آنجاست که مکان از سلطهٔ فرم رها میشود و حقیقتِ خود را بازمییابد. پس شاید «احیای مکان» گاه به معنای 《نگهداشتن ویرانی》 است، نه پوشاندن آن. ۴. احیای خانه ترابی در خانه ترابی، این مفهوم عملاً جان گرفته است. خانهٔ ترابی تنها یک بنای تاریخی نیست؛ نمونهای زنده از 《احیای مکان از درون ویرانی》 است؛ جایی که هنوز بخار حضور انسانی از دیوارهای چوبیاش برمیخیزد. در دکترین 《پویاشهر》*، احیای مکان به معنای 《فعالسازی گرهٔ آگاهی در شبکهٔ زندهٔ شهر》 است. هر گره (هر نقطه از شهر یا تاریخ) میتواند با بیدار شدن معنا، به مرکز بدل شود. این همان لحظهایست که معماری از شکل به جریان تبدیل میشود. ۵. نتیجه: احیای مکان در زمانهٔ نابودی بناها یعنی بازگرداندن حضور به غیاب، جانبخشی به خاکستر، و دیدن خانه در میان ویرانهها. این کار معمار نیست بهتنهایی، کار انسان است که دوباره ببیند، بشنود و بخواهد بودن را در جایی بیافریند. آرمین خبّاز ۱۴ آبان ۱۴۰۴ * رساله در حال نگارش اینجانب https://www.instagram.com/p/DQq-PyNCCHJ/?igsh=MW1icHMwbzc1eWRhOA== @TorabiHouse Channel
🟧 یک ایران در دل کویر 📺 بخشی از گفتوگوی آرشیتکت فرامرز پارسی با سروش صحت در قسمت چهلوپنجم «اکنون» @PoeticsofSpace | بوطیقای فضا
ایران دارای بیشمار بنا و یادمان فرهنگی و تاریخی است. بنیاد ویکیمدیا تحت عنوان «ویکیدوستدار یادمانها» مسابقهای برای ثبت اطلاعات و تصاویر این یادمانها برگزار کردهاست. برای دیدن فهرست یادمانهای فرهنگی و تاریخی ایران به تفکیک هر استان این لینک را ببینید. (وجودِ این فهرست به تنهایی ارزشمند است، چه برسد به این که هر کدام از یادمانها دارای اطلاعات تصویری کامل باشد!) برای دیدن شرایط شرکت در مسابقه هم به این لینک سر بزنید. فارغ از بحث مسابقه، اتفاق خوبی است که تصاویر و اطلاعات این یادمانها در فضایی همچون ویکیپدیا در دسترس عموم مردم قرار بگیرد. بنابراین توصیه میکنیم که تصاویری را که پیشتر از یادمانهای کشور عزیزمان ایران برداشتهاید در این فضا بارگزاری کنید یا اگر در نزدیکی این بناها زندگی میکنید از آنها تصویربرداری کنید تا برای دیگر دوستداران بناها و یادمانهای تاریخی و فرهنگی قابل دسترس باشد.
خانههای تاریخی آیینههایی که باید پاک شوند، نه خراب! (متن کامل) این نوشته در دوماهنامه فرهنگی، هنری و پژوهشی گیلهوا (شماره ۱۳۴/ دی و بهمن- اسفند ۱۳۹۳) چاپ شدهاست. @TorabiHouse Channel