tgindex
‌اسلحه ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌

‌اسلحه ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌

Статистика
@UO3XSперсидский

"противоречивый 🚬 .t.me/uo1cm - نِویا ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
5 806
+40 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
13,2 тыс
20 постов
Вовлечённость
227,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
7 025
1/48двое суток
8 050
1/72трое суток
8 682

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 9 авг.2 66422

    видео или голосовое, без подписи

  • 8 авг.2 70520

    عجیب است گاهی نزدیک‌ترین آدم به قلبت همان کسی می‌شود که بیشترین فاصله را با آرامشت دارد.

  • 3 авг.5 36421

    اندوهگین بود، کسی که روزی تمامِ دنیای من بود حالا در دنیای دیگری آرام گرفته بود.

  • 28 июл.8 78056

    عجیب است؛ این سرزمین بیشتر از آن‌که آدم به دنیا بیاورد، داغ به دنیا می‌آورد. انگار مرگ، سال‌هاست آدرس خانه‌ها را از زندگی بهتر بلد است. هنوز ردِ یک سوگ از دیوارها پاک نشده، سوگِ دیگری از راه می‌رسد آن‌قدر پشتِ سرِ هم که تقویم دیگر فصل‌ها را نمی‌شناسد، فقط تاریخِ فقدان را حفظ است. هیچ‌کس از فردا نمی‌ترسد، ترس، از این است که این « دیشب » ها تمامی نداشته باشند. از این‌که هر صبح پیش از طلوع خورشید، جایی چراغِ خانه‌ای برای همیشه خاموش شده باشد و مادری، بی‌آن‌که هنوز باور کرده باشد، میان لباس‌ها دنبال بوی فرزندش بگردد. این سرزمین سال‌هاست میانِ رفتن و ماندن معلق مانده است. آن‌قدر داغ دیده که حتی اندوه هم دیگر توانِ فریاد کشیدن ندارد. فقط در سینه‌ها ته‌نشین می‌شود آرام و بی پایان.

  • 25 июл.8 06431

    видео или голосовое, без подписи

  • 25 июл.7 77814

    خسته بود؛ از راه نه که از خستگیِ آدم‌هایی که نفس می‌کشیدند اما زندگی نمی‌کردند دست می‌گرفتند اما برای رها کردن، دوست می‌داشتند اما تا اولین منفعت.

  • 18 июл.10,4 тыс38

    خیال من قاتلِ من است، وگرنه ممکن نبود به این زودی ها از پا در آمده و از دست بروم، خیال تو مرا کشت! خاطره ای از تو بود که شبانگاه آرام آرام جانم را می گرفت؛

  • 18 июл.9 56614

    видео или голосовое, без подписи

  • 12 июл.11,9 тыс46

    خیال میکنی از پا در می آیم؟ چه باک! ببین، آرامَم، آرام تر از نبض یک مُرده ...

  • 6 июл.14,6 тыс150

    ترسم از آن است که یک شب بخواهی به خوابم بیایی و من همچنان به یادت بیدار نشسته باشم، مبادا درست همان لحظه قدم به رویایم بگذاری و من پشت پنجره چشم انتظار آمدنت باشم!

  • 1 июл.14,7 тыс59

    چرا من تمام زندگی تو نیستم؟ آه، جوابش به سادگی چشم های زیبایت است. زیرا که تو معشوقی نه عاشق! من تمامِ هستی‌ام را در آستانه‌ی قلبت به جا گذاشتم و تو بی‌آن‌که حتی پشتِ سرت را نگاه کنی از کنارِ ویرانه‌ای گذشتی که روزی نامش من بود.

  • 24 июн.15,8 тыс46

    видео или голосовое, без подписи

  • 24 июн.15,4 тыс26

    چشمانت به من نوید و امید می‌دهند اما سکوت تو مرا از یأسی کشنده لبریز می‌کند. آه، چقدر احتیاج دارم که زبانت نیز از چشم هایت یاد بگیرد؛ که زبانت نیز چون چشم هایت مهربان و نوازش دهنده شود. که زبانت نیز مانند نگاهت به من بگوید که تو، ناچار دلتنگش را چقدر دوست میداری. افسوس که زبان و لبان تو به قدر چشم هایت مرا دوست نمی‌دارند.

  • 19 июн.15,8 тыс52

    تو مهم بود بمانی که نماندی رفتی، جان که باید برود سفت به من چسبیده!

  • 12 июн.18 тыс51

    او شبیه فریادی‌ست که در سینه گم شده باشد؛ نه کاملاً رها شده، نه در دل مانده. میان آمدن و رفتن معلق است، همچون نغمه‌ای که در اوج ناگهان بی‌صدا می‌شود.

  • 12 июн.17,1 тыс22

    видео или голосовое, без подписи

  • 3 июн.19,5 тыс64

    می‌گویند فدای سرت این نشد یکی دیگر، و نمی دانند آن که رفت جان بود! و ادمی را همین یک بیش نیست.

  • 30 мая21,6 тыс66

    اگر روزی میان من و تو سکوت، آخرین واژه‌ی مشترکمان شد و فاصله، نامِ تازه‌ی ارتباطمان گشت، من از هر رهگذر سراغِ چشمانت را می‌گیرم و در هر غریبه، نشانیِ آشنای تو را جست‌وجو می‌کنم. مگر آشناییِ ما از نام و دیدار بود؟ تو را در عبورِ یک نسیم و در دلتنگیِ بی‌دلیلِ نیمه‌شب‌ها خواهم یافت؛

  • 18 мая21,2 тыс10

    آن قرن، قرن من نبود؛

  • 1 мая22,8 тыс38

    ایران به تقلید از چشم هایت آفریده شد. آشفته، اندوهگین، خسته، زیبا؛

‌اسلحه ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ — tgindex