WildlifeChannel
Статистикаنخستین پست کانال: t.me/WildLifechannel/1 ارتباط با ما : @WildlifeChannel_admin
- Последний пост
- 23 дек.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 72
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پایان تصور ۹۹ درصد: ما و شامپانزهها «واقعاً» چقدر شبیه هستیم؟ وقتی صحبت از شباهت ژنتیکی انسان و دیگر گونههای جانوری است، اغلب گفته میشود که ۹۸ تا ۹۹ درصد DNA انسان و شامپانزه مشترک است. این موضوعی است که تقریبا از دهۀ ۱۹۸۰ در تمام منابع معتبر مرتبط با تکامل آمده و خودِ من بارها و بارها در کلاسهایم به آن اشاره کردهام. اما نتایج پژوهشی که امسال در نشریۀ Nature منتشر شد حاکی از آن است که گویا این عدد دیگر دقیق نیست و باید آن را کنار بگذاریم. تا پیش از این، ارزیابی شباهت ژنتیکی ما بر اساس معیاری به نام «شباهت توالی نوکلئوتیدی» (Nucleotide Sequence Similarity) در نواحی «قابل همردیفی» قرار داشت. اگر بخواهیم از تمثیل مشهور ریچارد داوکینز استفاده کنیم، تصور کنید که ژنوم دو گونۀ جانوری همچون دو کتاب هستند. برای مقایسه، شما پاراگرافهای شبیه به هم را کنار هم میگذارید و فقط غلطهای املایی (تغییرات تکحرفی یا Single Nucleotide Variant) را میشمارید. اگر در یک متن ۳ میلیارد حرفی، فقط ۱ درصد حروف عوض شده باشند، میگویید ۹۹ درصد شباهت داریم. در این روش ما تنها میتوانستیم صفحات «سالم» و خوانا را ملاک قرار دهیم و ابزارهای ما آنقدر دقیق نبود تا نواحی پیچیده، تکراری و درهمتنیده ژنوم را بخوانند. در نتیجه، «تفاوتهای ساختاری» (Structural Variants) نادیده گرفته میشد. اگر در یکی از کتابها کل فصل سوم از بین رفته بود(Deletion)، یا فصل پنجم دو بار تکرار شده (Duplication)، یا یک پاراگراف از صفحه ۱۰ به صفحه ۵۰ منتقل شده بود (Translocation)، روش «شباهت توالی نوکلئوتیدی» اینها را در محاسبه لحاظ نمیکرد و به سادگی از معادله حذف میکرد. اما اکنون تیم تحقیقاتی یو و همکارانش به لطف استفاده از تکنولوژی «توالییابی تلومر-به-تلومر» (T2T Sequencing) برای اولین بار توانستند ژنوم کامل و بدون شکاف (Gapless) شش گونه از کپیها (Apes) شامل شامپانزه، بونوبو، گوریل، اورانگوتانها و سیامانگ را منتشر کنند. یعنی ما حالا کتابی داریم که حتی «ماده تاریک» ژنوم این جانوران را هم شامل میشود. وقتی این پژوهشگران با دادههای T2T به سراغ مقایسه رفتند، فقط به «غلطهای املایی» توجه نکردند؛ بلکه پاراگرافهای حذف شده، جابجا شده و معکوس شده را هم در ارزیابی خود گنجاندند. با محاسبۀ این تغییرات ساختاری، شباهت کلی DNA انسان و شامپانزه به حدود ۸۴.۷٪ کاهش یافت. این ۱۵ درصد دقیقاً جایی است که ما را از نزدیکترین گونههای زندۀ مشابهمان متمایز میکند. یکی از مهمترین یافتههای این پژوهش، شناسایی مناطقی است که محققان آن را «نواحی سریعتکاملیافتۀ اجداد انسان» یا Human Ancestor Quickly Evolved Regions (HAQERs) مینامند. این قطعات DNA که عمدتاً در نواحی غیرکدکننده (Non-coding) قرار دارند، پس از جدایی ما از جد مشترکمان با شامپانزه -یعنی حدود ۵.۵ تا ۶.۳ میلیون سال پیش- با سرعتی باورنکردنی تغییر کردهاند. نکته مهم اینجاست که بسیاری از HAQER ها نقش افزایشگر (Enhancer) را بازی میکنند؛ یعنی مثل کلیدهای تنظیم صدا، بیان ژنهای دیگر را کنترل میکنند. تحقیقات نشان میدهد که بسیاری از این نواحی دقیقاً در نزدیکی ژنهای مرتبط با رشد عصبی (Neural Development) قرار دارند. اکنون قویترین فرضیه این است که همین تغییرات سریع در HAQERs مسئول رشد انفجاری «نئوکورتکس» در انسان هستند. مغز انسان حدود سه برابر بزرگتر از شامپانزه است (با در نظر گرفتن نسبت بدن) و این تفاوت نه لزوماً در «ژنهای پروتئینساز»، بلکه در این «معماری تنظیمی» نهفته است. به نظر میرسد که کمکم باید از تصور «۹۹ درصد» عبور کنیم. هرچند آن عدد از منظر فنی اشتباه نبود، اما تنها بخش کوچکی از ژنوم را میدید و پیچیدگیهای شگفتانگیز زیستشناسی ما را پنهان میکرد. تفاوت ۱۵ درصدی بین ما و شامپانزه، داستانی از ۶ میلیون سال تغییرات ساختاری، جهشهای تنظیمکننده و فشارهای تکاملی است که نهایتاً موجودی را پدید آورد که میتواند ژنوم خود را بخواند، درباره آن فکر کند و یادداشتی مثل این بنویسد./عارف عبادی https://doi.org/10.1038/s41586-025-08816-3 #انسان #شامپانزه @FortunateMistake @WildLifechannel
زنبور عسل درشت (با نام علمی Apis dorsata) در یک نمایش تهدیدآمیز هماهنگ به نام Shimmering شرکت میکنند تا آمادگی خود برای حمله در برابر تهدیدات را نشان دهند. توضیح در پست بعد... #زنبور_عسل #عسل @FortunateMistake @WildLifechannel
زنبور عسل درشت (با نام علمی Apis dorsata) در یک نمایش تهدیدآمیز هماهنگ به نام Shimmering شرکت میکنند تا آمادگی خود برای حمله در برابر تهدیدات را نشان دهند. توضیح در پست بعد... #زنبور_عسل #عسل @FortunateMistake @WildLifechannel
نخستین شواهد از مراقبت مادری در گیاهان؛ ساختاری شبیه جفت که بقای فرزندان را تضمین میکند پژوهشی تازه نشان میدهد گیاه گندمی با استفاده از ساختاری موسوم به استولون، بهطور فعال از گیاهچههای خود مراقبت میکند؛ ساختاری که از نظر کارکرد شباهتی چشمگیر به جفت در پستانداران دارد. اگر تاکنون گیاه گندمی نگه داشته باشید، احتمالاً دیدهاید که با چه اشتیاقی گیاهچههای جدید تولید میکند. این گیاه فرزندان خود را در انتهای ساختاری کشیده به نام استولون به نمایش میگذارد. اکنون پژوهشی تازه نشان میدهد این استولون فقط یک اتصال ساده نیست، بلکه نقش یک خط حیاتی را بازی میکند که بهطور پویا در دوره نوزادی گیاهچهها، مواد لازم برای بقا را فراهم میسازد؛ چیزی که از نظر عملکرد با جفت در پستانداران قابل مقایسه است. در یک پیشچاپ علمی که هنوز داوری همتا را طی نکرده، پژوهشگران نشان دادهاند که در شرایط آزمایشگاهی، قطع کردن استولون تقریباً همیشه به مرگ گیاهچه در حال رشد منجر میشود. این یافته این پرسش را مطرح میکند که آیا استولون از نظر کارکردی معادل جفت است؟ اگر چنین باشد، این میتواند نخستین شاهد تجربی از وجود مراقبت مادری در قلمرو گیاهان باشد. مراقبت والدینی در میان جانوران پدیدهای رایج است، اما درباره اینکه آیا گیاهان نیز از فرزندان خود محافظت میکنند یا نه، اطلاعات بسیار محدودی وجود دارد. برخی کاکتوسها بذرهای خود را نگه میدارند، پدیدهای که به آن سروتینی گفته میشود و شانس بقا را افزایش میدهد، اما تاکنون نمونهای که بهروشنی بتوان آن را مراقبت مادری پس از شکلگیری بذر دانست، گزارش نشده بود. گیاه گندمی با نام علمی Chlorophytum comosum گزینهای مناسب برای بررسی این موضوع است. این گیاه از طریق تولید غیرجنسی، گیاهچههایی موسوم به رامِت یا اسپایدرِت را در انتهای ساقههایی بلند به نام رانر یا استولون ایجاد میکند. این گیاهان معمولاً زمانی که تحت تنشهای محیطی مانند کمآبی یا شرایط نامناسب قرار میگیرند، گیاهچههای بیشتری تولید میکنند؛ به همین دلیل ممکن است هنگام غفلت از آبیاری، ناگهان با تعداد زیادی گیاهچه مواجه شوید. پژوهشگران بررسی کردند که استولون تا چه اندازه در تغذیه و بقای گیاهچهها نقش دارد و این حمایت تا چه زمانی ادامه مییابد. آنها همچنین آزمودند که آیا شرایط محیطی گیاهچه، مانند خشکی یا ناتوانی در ریشهزایی، بر مدت انتقال مواد غذایی اثر میگذارد یا نه. برای این منظور، ویژگیهای بیوشیمیایی و کالبدشناختی گیاهان مادر و فرزندان بررسی شد و آزمایشهایی مانند قطع استولون، جلوگیری از رشد ریشه و اعمال تنش خشکی انجام گرفت. نتایج نشان داد گیاهچهها ابتدا توانایی فتوسنتز را به دست میآورند و سپس بهتدریج ریشههای خود را توسعه میدهند. در این بازه، استولون نقشی مشابه جفت و بند ناف در انسان ایفا میکند و انتقال آب، مواد غذایی و سیگنالها را بر عهده دارد. در بیشتر موارد، با قطع استولون، گیاهچهها از بین رفتند. بهطور طبیعی، زمانی که گیاهچه به استقلال متابولیک میرسد، اتصال میان گیاه مادر و فرزند تحلیل میرود. با این حال، اگر گیاهچه نتواند ریشه بزند یا تحت تنشهایی مانند خشکی قرار گیرد، این جدایی طبیعی بهتعویق میافتد. نویسندگان این مطالعه نتیجه میگیرند که یکپارچگی فیزیولوژیک مبتنی بر استولون در Chlorophytum comosum بهعنوان نمونهای گیاهی از مراقبت مادری عمل میکند و بقای فرزندان در حال رشد را تضمین میسازد. به گفته آنها، تحلیلهای کالبدشناختی، بیوشیمیایی و فیزیولوژیک نشان میدهد استولونها بهعنوان خطوط حیاتی موقتی عمل میکنند تا زمانی که گیاهچهها به خودکفایی متابولیک برسند. پژوهشگران این یافته را نخستین شواهد تجربی از رفتار مراقبت مادری در گیاهان میدانند، هرچند تأکید میکنند که برای درک اینکه آیا این پدیده به ماهیت کلونال گیاهچهها وابسته است یا در گیاهان حاصل از تولیدمثل جنسی نیز وجود دارد، به پژوهشهای بیشتری نیاز است. در نهایت این پرسش باقی میماند که وقتی فرزند، نسخهای ژنتیکی از مادر است، آیا با مراقبت مادری روبهرو هستیم یا نوعی خودمراقبتی. https://www.biorxiv.org/content/10.64898/2025.12.16.694611v1 #زیستشناسی #گیاهان #طبیعت #تکامل @sciencetechnologyy @WildLifechannel
یک توریست انگلیسی هنگام سفر به استرالیا با یک «بچه اختاپوس بامزه!» مواجه شده و با آن بازی میکند. اما نکته اینجا است که او نمیدانسته مشغول بازی با یکی از سمیترین موجودات روی زمین است. این هشتپا با نام blue-ringed octopus نوعی سم عصبی دارد که قدرت آن ۱۰۰۰ برابر سیانور است و در صورت گزش، هیچ پادزهری هم برایش در دسترس نیست. احتمالا خود اختاپوس از فرط تعجب بابت رفتار این شخص، فراموش کرده نیش بزند! مرد توریست بعد از انتشار ویدیو، تازه متوجه شده که مشغول بازی با جان خود بوده است… ضمنا اختاپوس، بچه هم نبوده و اندازهی بالغش حدود ۱۰ الی ۱۲ سانتیمتر است. @updatemd @WildLifechannel
قورباغهای تازه کشفشده به اندازهٔ نوک مداد؛ یکی از کوچکترین دوزیستان شناختهشدهٔ جهان دانشمندان در جنگلهای اطلس برزیل گونهای جدید از قورباغههای بسیار ریز را شناسایی کردهاند که طول بدنش تنها ۱۴ میلیمتر است و به خانوادهای تعلق دارد که در دو دههٔ اخیر…
قورباغهای تازه کشفشده به اندازهٔ نوک مداد؛ یکی از کوچکترین دوزیستان شناختهشدهٔ جهان دانشمندان در جنگلهای اطلس برزیل گونهای جدید از قورباغههای بسیار ریز را شناسایی کردهاند که طول بدنش تنها ۱۴ میلیمتر است و به خانوادهای تعلق دارد که در دو دههٔ اخیر بهسرعت در حال گسترش است. ادامه...👇 @WildLifechannel
کرگدن، مهمان میلیون ها ساله زمین اما با فرگشتی پر از کاستی مشاهده ویدیو در کانال یوتیوب onten @WildLifechannel
در تاریکی به مدت ۱۱ میلیون سال: چگونه Cavefish کور تکامل را بازنویسی میکند ماهیهای غار کوچک، بیرنگ و نابینا از خانواده آمبلیاپسید در آبهای زیرزمینی شرق ایالات متحده زندگی میکنند. پژوهش تازهای توسط محققان ییل نشان میدهد که گونههای مختلف این ماهیها بهطور مستقل به غارها مهاجرت کرده و ویژگیهای مشابهی مانند از دست دادن چشم و رنگدانهها را بهطور جداگانه و بهخاطر سازگاری با تاریکی غارها تکامل دادهاند. محققان با مطالعه ژنهای مرتبط با بینایی و بررسی جهشهای آنها، ساعتی ژنتیکی ایجاد کردند و زمان شروع تحلیل رفتن چشمها در گونهها را برآورد کردند. نتایج نشان داد که ژنهای بینایی کهنترین گونه، ماهی غار ازارک، حدود ۱۱ میلیون سال پیش شروع به تحلیل کردهاند. این روش حداقل سن غارهایی را که ماهیها در آن سکونت کردهاند، مشخص میکند. همه گونههای غارماهیان دارای بدنی کشیده، جمجمهای صاف و بالههای لگنی کوچک یا از دست رفته هستند. مقایسه با گونههای سطحی نزدیک، مانند Swampfish، نشان میدهد که جد مشترک آنها برای زندگی در محیطهای کمنور آماده بوده است. تحلیل ژنومی ۸۸ ژن مرتبط با بینایی نشان داد که جهشها در هر گونه متفاوت هستند و به این ترتیب، حداقل چهار خط تکاملی آمبلیاپسید بهطور مستقل به غارها مهاجرت کردهاند. زمان این سازگاریها بین ۲.۲۵ تا ۱۱.۳ میلیون سال برای ماهی غار ازارک و بین ۳۴۲ هزار تا ۸.۷ میلیون سال برای سایر گونهها برآورد شد. این یافتهها نهتنها سن غارها را مشخص میکنند، بلکه پیامدهایی برای سلامت انسان دارند؛ زیرا برخی جهشهای منجر به تحلیل چشم در ماهیها مشابه جهشهایی است که باعث بیماریهای چشمی در انسان میشوند و میتواند بینشهایی برای درمانهای ژنتیکی ارائه دهد. https://www.sciencedaily.com/releases/2025/08/250828002412.htm @SciTecNews @WildLifechannel
مجموعه گفتگوهایی با دکتر حامد وحدتینسب درباره فرگشت و زندگی انسان در کانال یوتیوب جافکری. در این پلیلیست تا این لحظه ۴ اپیزود منتشر شده و ادامه خواهد داشت: Link #فرگشت #تکامل #تاریخ #زندگی #انسان #انسان_شناسی #باستان_شناسی #کنجکاوی #نگرش #خرد #خردمندی @LifeDefender | 326
ویدیویی که در حساب «باغ گیاهشناسی دانشگاه آکسفورد» در اینستاگرام منتشر شده، لحظهای کمنظیر را ثبت میکند که در آن واکنش احساسی یکی از پژوهشگران پس از کشف یکی از نادرترین گلهای روی زمین را نشان میدهد؛ رافلسیا هاسِلتایی (Rafflesia hasseltii). این گل فوقنادر که در جنگلهای بارانی سوماترا رشد میکند، آنقدر کمیاب است که «بیشتر ببرها آن را میبینند تا انسانها». تیم دانشگاه آکسفورد به رهبری دکتر کریس تورگوود، معاون علمی باغ گیاهشناسی آکسفورد روزها در مسیرهای رصدشده توسط ببرها جستوجو کردند تا به این گل برسند. رافلسیا نه ساقه دارد، نه برگ و نه ریشه، این گیاه یک «انگل تمامعیار» است که تمام عمر خود را درون بافت گیاه میزبان سپری میکند و تنها برای چند روز در سال، گل عظیم و منحصربهفرد خود را میشکوفاند. همین چرخه کوتاه و پنهانشده، کار مشاهده آن را بسیار دشوار کرده است. در نهایت گل به شکل خارقالعادهای در شب شکوفه داد؛ رویدادی بسیار نادر که یکی از پژوهشگران را هنگام کشف، به گریه انداخت. دکتر تورگوود این لحظه را یکی از تکاندهندهترین لحظات زندگی علمیاش توصیف کرده است. تصاویر بیشتر @WildLifechannel
چهار میلیارد سال #تکامل در سه دقیقه! @updatemd @WildLifechannel
زجرکشی درختان بنه instagram,Link @WildLifechannel
چطور موشکور برهنه با زیست اجتماعی شبیه مورچهها، قوانین زیستشناسی پستانداران را تغییر میدهد؟ https://www.1pezeshk.com/archives/2025/11/naked-mole-rat-eusociality-and-biology.html @WildLifechannel
ویدیویی بیسابقه احتمالا نخستین استفاده گرگها از ابزار را ثبت کرده است ▪️در ویدئویی کمنظیر که توسط محیطبانان بومی در بریتیشکلمبیا ثبت شده، گرگی خاکستری درحالی دیده میشود که یک تلهی خرچنگ را از آب بیرون میکشد و طعمهی داخل آن را میخورد. این رفتار پژوهشگران را شگفتزده کرده و بحثی جدی را دربارهی «استفاده از ابزار» در گرگهای وحشی به راه انداخته است؛ موضوعی که پیشتر هرگز با شواهد مستقیم تأیید نشده بود. ▪️کارشناسان دربارهی اینکه این رفتار واقعاً استفاده از ابزار محسوب میشود یا نه، اختلافنظر دارند، اما همه بر یک نکته توافق دارند: این اقدام نشاندهندهی سطح بالای هوش، درک علت و معلول و توانایی حل مسئله در گرگها است. جامعهی بومی هایزاق نیز این ثبت کمنظیر را تأییدی بر روایتهای سنتی خود دربارهی هوش و پیچیدگی گرگها میدانند. #گرگ #ابزار بیشتر درباره هوش گرگها @WildLifechannel
تحلیل یک تحقیق تازه منتشر شده که مقصر اصلی یعنی متخصصان را نادیده گرفته است: نیم میلیون توییت چه میگویند؟ سوگیری انسانها در توجه به گونههای مهاجم پژوهشی میاندانشگاهی به سرپرستی دانشگاه گالوی و همکاری دانشگاه نیوکاسل، بیش از نیممیلیون توییت بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۱ را تحلیل کرده تا نشان دهد افکار عمومی چگونه درباره گونههای مهاجم در شبکههای اجتماعی سخن میگوید. نتیجه روشن است: مردم بهطور چشمگیر بر جانوران کاریزماتیک متمرکزند و گونههای گیاهی مهاجم، با وجود اثرات سنگینشان بر اکوسیستم، تقریباً نادیده گرفته میشوند. در حالیکه پژوهشهای علمی بیشتر درباره گیاهان مهاجماند، گفتوگوهای عمومی حول جانورانی چون گربه، خوک و سنجاب میچرخد. گربهها محبوبترین گونه در میان توییتها بودند، درحالیکه از دید زیستمحیطی یکی از ویرانگرترین گونههای مهاجماند و سالانه بیش از یک میلیارد پرنده را در آمریکا از میان میبرند. بااینحال، همدلی فرهنگی با آنها سبب میشود سیاستهای کنترل جمعیتشان با مخالفت عمومی روبهرو شود. پژوهشگران این پدیده را «کوری نسبت به گیاهان» نامیدهاند: نادیدهگرفتن نقش گیاهان در بحران تنوع زیستی. با وجود اینکه بیش از نیمی از گونههای در خطر انقراض گیاهاند، کمتر از چهار درصد از بودجههای حفاظتی به آنها اختصاص مییابد. تحلیل شبکهای دادهها نشان داد تنها یک درصد از کاربران ۶۰ درصد محتوای بازنشرشده را تولید میکنند. بیشترشان رسانههای بزرگ یا چهرههای محبوب غیرمتخصصاند. برای نمونه، ویدئوی یوتیوبر «لوگان پل» درباره شکار ماهی شیر در بلیز، بدون پشتوانه علمی، میلیونها بازدید گرفت و گفتوگوهای گستردهای درباره گونههای مهاجم برانگیخت. نقش روایت انسانی در جلب توجه بسیار پررنگ بود. از هیپوهای پابلو اسکوبار در کلمبیا تا ماجرای «بذرهای مرموز» ارسالی از چین در سال ۲۰۲۰، روایتهای دراماتیک بیش از هر داده علمی دیده شدند. پژوهشگران هشدار میدهند که بهدلیل محدود شدن دسترسی به دادههای توییتر پس از تغییر مالکیت آن، انجام پژوهشهای مشابه دشوارتر شده است. نیمی از حسابهای فعال زیستمحیطی نیز در همین دوره غیرفعال شدهاند. در مجموع، این پژوهش نشان میدهد درک عمومی از گونههای مهاجم از روایتهای احساسی و انسانمحور ساخته میشود، نه از دادههای علمی(اما این دلیل دارد و مقصر دارد). تحلیل تحقیق بالا: تحلیل عمیقتر این یافتهها، نشان میدهد چرایی این سوگیری فراتر از صرفا «علاقه به حیوانات زیبا» است: ۱. همذاتپنداری تکاملی: انسان به چهره، صدا و رفتار واکنش دارد، نه به تغییرات بیصدا و تدریجی گیاهان. ذهن ما جانورمحور است، نه گیاهمحور. ۲. سوگیری نمایشی رسانهها: رسانهها و الگوریتمها محتواهای دراماتیک را پاداش میدهند، نه دادههای سرد علمی. یک گربه مهاجم «داستان» دارد، اما یک گیاه مهاجم نه. ۳. خطای ادراک مقیاس: اثرات گیاهان کند و نامحسوس است، در حالیکه جانوران مهاجم پیامدهای فوری دارند و ذهن انسان تغییر ناگهانی را جدیتر میگیرد. مهمترین دلیل این وضعیت از نظر من: ۴. فشار اخلاقی و ترس از طرد اجتماعی: متخصصان از ورود به بحثهای زیستمحیطی پرمناقشه میترسند، چون گفتن حقیقت علمی (مثل لزوم معدومسازی برخی گونهها) در فضای شبکهای میتواند برچسب «بیرحمی» یا «ضدطبیعت» بخورد. این پدیده که در ارتباط علم با جامعه شناخته میشود، «شکاف صلاحیت-جرأت» نام دارد: هرچه تخصص بیشتر، صدای کمتر، مشارکت در بحث کمتر. که نتیجه میدهد به: ۵. حاکمیت افراد پرجرأت اما بیصلاحیت: وقتی متخصصان سکوت کنند، جای آنان را چهرههای غیرعلمی با روایتهای احساسی میگیرند. الگوریتمها هم بهدلیل هیجان، آنها را تقویت میکنند. نتیجه این است که تنها یک درصد کاربران جهت گفتوگوهای جهانی درباره طبیعت را تعیین میکنند. بنابراین، سوگیری ما در برابر گونههای مهاجم فقط خطای شناختی نیست؛ بازتاب ساختار عاطفی، رسانهای و اجتماعی ماست. جایی که هرچه علم بیشتر، نفوذ کمتر و هرچه هیجان بیشتر، اثرگذاری بیشتر است. ecologyandsociety @ofoghroydad @WildIfechannel
فریب بصری و رفتار غریزی در فاختهها اینکه پرندگان به دهانهای بزرگ حساس هستند – حتی دهان بیگانهی یک ماهی – با مشاهدهی تأییدشدهی یک کاردینال (پرندهای آمریکایی) که بارها غذا را در دهان باز یک ماهی قرمز میاندازد نشان داده شده است. ما صحنه را از طریق چشمان انسانی میبینیم و فکر میکنیم، چقدر مضحک، چگونه یک پرنده میتواند اینقدر احمق باشد؟ اما مثال صدفخوری که روی تخم غولپیکر مینشیند باید به ما هشدار دهد که چشمان انسانی دقیقاً چیزی است که نباید به آن اعتماد کنیم. ما حق نداریم طعنه بزنیم. پرندگان انسانهای کوچک نیستند که از نظر شناختی آگاه باشند که چه میکنند و چرا این کار را میکنند. و به هر حال، یک مرد انسانی میتواند توسط یک کاریکاتور فوقالعاده از یک زن تحریک جنسی شود، حتی اگر به خوبی آگاه باشد که این یک نقاشی روی کاغذ دوبعدی است، با ویژگیهای بیش از حد اغراقشده و کسری از اندازهی طبیعی. جوجهی فاخته وقتی تخمها را از لانه بیرون میاندازد، هیچ ایدهای ندارد که چه میکند. آن را بهعنوان یک خودکار برنامهریزیشده در نظر بگیرید. صدفخور نمیداند چرا روی یک تخم غولپیکر مینشیند. آن را بهعنوان یک ماشین جوجهکشی پیشبرنامهریزیشده در نظر بگیرید. یک پرندهی والد را بهعنوان یک مادر رباتی در نظر بگیرید، برنامهریزیشده برای انداختن غذا در دهانهای باز شده، هرچند که به نظر ما مضحک باشد وقتی دهان متعلق به یک ماهی است. یا به جاعل غولپیکری که جوجهی فاخته است. جوجههای فاخته دهانی قرمز دارند. جوجههای نیزارخوان دهانی زرد دارند. دیویس و همکارانش دریافتند که والدین نیزارخوان تلاشهای خود برای آوردن غذا را بر اساس کل مساحت زردی که در لانه به آنها گشوده میشود و همچنین نرخ فریادهای گدایی تنظیم میکنند. ترکیب یک دهان کمی بزرگتر از دهان یک جوجهی نیزارخوان، همراه با فریادهای گدایی فوقالعاده، کافی است تا نیزارخوانهای بالغ را متقاعد کند که به اندازهی غذایی که معمولاً برای یک دسته کامل از جوجههای خودشان میآورند، به جوجهی فاخته غذا برسانند. این فریاد گدایی فوقالعاده را میتوان بهعنوان محصول نهایی یک رقابت تسلیحاتی (arms race) تشدیدشونده بین فروشندگی و مقاومت در برابر فروش دید. یک فاختهی آسیایی، فاختهی شاهین هورسفیلد، یک قدم جلوتر میرود. علاوه بر دهان زرد خود، دارای یک جفت دهان جعلی است: یک تکه پوست برهنه روی هر بال، به همان رنگ زرد دهان واقعی. آن تکههای بال را تکان میدهد، معمولاً یکی در هر زمان، کنار دهان واقعی. والدین ناتنی توسط ضربهی دوگانهی دهان به علاوه تکه تحریک میشود. محققان ژاپنی بهطور مبتکرانه تکهی بال را سیاه کردند، و این نرخ تغذیه توسط سینهسرخها را کاهش داد. #کتاب ژنتیک مردگان: یک خیال داروینی نوشته #ریچارد_داوکینز @Chekide_ha @WildLifechannel
پیرترین مار شناختهشده در باغ وحش، در ۶۲ سالگی مادر شد؛ بدون نیاز به هیچ مار نری! https://www.1pezeshk.com/archives/2025/10/the-worlds-oldest-known-snake-in-captivity-became-a-mom-at-62.html @WildLifechannel
مستند انسان Human 2025، محصول BBC به بررسی داستان تکامل انسان در طول سیصد هزار سال میپردازد و بر جدیدترین اکتشافات و چگونگی تبدیل شدن ما به گونه غالب انسانی تاکید میکند. این برنامه به ویژه زمانی را برجسته میکند که گونه هومو ساپینس (انسان هوشمند یا انسان نوین) در آفریقا ظهور کرد، در حالی که حداقل ۶ گونه انسانی دیگر نیز زنده بودند… لینک دانلود(با زیرنویس پارسی): ▫️https://www.doostihaa.com/post/1404/07/14/human-2025.html با کیفیت 1080p, 720p, 480p ▫️https://t.me/degar_goonesh/7380 #مستند #انسان_۲۰۲۵ #انسان #فرگشت #تکامل #انسان_شناسی @LifeDefender | 284 @WildLifechannel
فرایند جدایی و تمایز جنس نر و ماده در موجودات زنده چگونه، در چه دورهای از تاریخ تکامل، و به چه دلایل زیستی و تکاملی رخ داده است؟ خلاصه در کامنت #زندگی #فرگشت #نر #ماده #تولید_مثل #سکس @degar_goonesh @LDplus