tgindex
🌍 نظم جهانی | علیرضا حجتی

🌍 نظم جهانی | علیرضا حجتی

Статистика
@World_Ordersперсидский

🌐 ۲ قرن با سیاست بین‌الملل . علیرضا حجتی، روزنامه‌نگار، پژوهشگر روابط بین‌الملل و سیاست خارجی . ارتباط با ادمین: T.me/AlIREZAHOJJATI2020

Последний пост
17 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
619
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
403
20 постов
Вовлечённость
65,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
588
1/48двое суток
673
1/72трое суток
726

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ✅ چرا ایران به جنگ بازگشت؟ /تشدید تنش برای تنش زدایی 🔻یادداشت ولی نصر استاد دانشگاه جانز هاپکینز در فایننشال‌تایمز و تحلیل او از جنگ در جنوب ایران 🔹آمریکا و ایران دوباره به ورطه جنگ کشیده می‌شوند. این به این دلیل نیست که هر یک از این دو کشور مفاد یادداشت تفاهمی را که برای پایان دادن به مرحله اول درگیری امضا کرده بودند، اشتباه فهمیده‌اند. این یادداشت تفاهم مبهم و مستعد تفسیر نادرست بود، اما ایراد اصلی آن این بود که بر اساس حفظ توازن قدرت در زمان امضای آن تنظیم شده بود - توازنی که واشنگتن مصمم به تغییر آن و تهران مصمم به حفظ آن بود. 🔹ایالات متحده جنگ را در ماه فوریه با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی یا مجبور کردن به پذیرش دستور آمریکا مبنی بر محدود کردن برنامه هسته‌ای و نقش منطقه‌ای‌اش آغاز کرد. در عوض، این جنگ یک پیروزی استراتژیک برای ایران به ارمغان آورد: کنترل تنگه هرمز - شکستی که ایالات متحده را مجبور به موافقت با تفاهم‌نامه کرد. 🔹رهبران ایران گمان می‌کردند که این تفاهم‌نامه یک عقب‌نشینی موقت از سوی ایالات متحده است که با هدف کاهش فشار بر اقتصاد جهانی و آماده شدن برای دور دیگری از جنگ انجام شده است. جی دی ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، حتی علناً اظهار داشت که رئیس جمهور دونالد ترامپ این توافق را دوست دارد زیرا به آمریکا زمان می‌دهد تا ذخایر استراتژیک نفت رو به کاهش خود را دوباره پر کند. 🔹آنها شواهد زیادی برای تأیید سوءظن خود دیدند. هیچ گونه آزادسازی دارایی‌های ایران صورت نگرفت؛ توافقی که با میانجیگری آمریکا بین اسرائیل و لبنان حاصل شد، درخواست‌های ایران برای آتش‌بس در آنجا را نادیده گرفت؛ دارایی‌های نظامی بیشتری از آمریکا وارد منطقه خلیج فارس شد؛ و واشنگتن کشتی‌های تجاری را تشویق کرد تا دستورالعمل‌های تهران برای هماهنگی با مقامات خود و عبور از کانال‌های ایران هنگام عبور از تنگه هرمز را نادیده بگیرند. سپس برخی از کشتی‌ها به جای آن از کانال‌های نزدیک به خط ساحلی عمان عبور کردند. واشنگتن انتظار داشت که این امر ادعای ایران مبنی بر کنترل تنگه و توانایی اجرای آن را تضعیف کند. 🔹هر یک از این موارد به خودی خود ممکن است نقض عمده‌ای از تفاهم‌نامه محسوب نمی‌شد، اما در مجموع نشان‌دهنده تلاشی هماهنگ برای از بین بردن اهرمی بود که ایران در طول جنگ به دست آورده بود و در توافق آتش‌بس منعکس شده بود. 🔹حاکمان فعلی ایران معتقدند که هرگونه خویشتن‌داری تنها فشار بیشتر آمریکا را به دنبال خواهد داشت. برای بازداشتن آمریکا و وادار کردن آن به مذاکره جدی برای پایان جنگ و یک توافق هسته‌ای گسترده‌تر که به تهران امنیت و آرامش اقتصادی مورد نظرش را بدهد، آنها معتقدند که ایران باید تهاجمی عمل کند و درگیری را فراتر از آنچه ایالات متحده آماده پذیرش آن است، تشدید کند. 🔹تنها اهرم فشاری که ایران حاضر به کنار گذاشتن آن نیست، ادعای مالکیت بر تنگه هرمز و توانایی‌اش در کنترل دسترسی به آن است. از دست دادن تسلط بر تنگه، ایران را در مذاکرات آینده بدون هیچ اهرم فشاری رها خواهد کرد. رهبران ایران تصمیم گرفته‌اند که حفظ کنترل تنگه برای تضمین پیروزی‌های آینده در میز مذاکره و اطمینان از اجرای توافق توسط ایالات متحده به جای خروج از آن، ضروری است. 🔹حضور عظیم مردم در مراسم تشییع آیت‌الله خامنه‌ای رهبر نیز در متقاعد کردن رهبران ایران مبنی بر حمایت مردم از موضع سختگیرانه در قبال تنگه هرمز که به یک آرمان ملی محبوب تبدیل شده است، مهم بود. در همین راستا بود که ایران تصمیم گرفت با حمله به دو نفتکش که در نزدیکی سواحل عمان حرکت می‌کردند، نقشه‌های آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز را خنثی کند. 🔹این نمایش قدرت، واکنش گسترده آمریکا را برانگیخت: یک کمپین بمباران گسترده برای از بین بردن پهپادها و باتری‌های موشکی ایران در امتداد سواحل خلیج فارس و زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی در سراسر کشور، برای افزایش هزینه مقاومت. 🔹اما ایران انتظار جنگ را داشت. ممکن است جنگ زودتر از آنچه پیش‌بینی می‌شد از سر گرفته شده باشد، اما تهران در این امر مزیتی می‌بیند: اگر جنگ اجتناب‌ناپذیر باشد، بهتر است ایران قبل از اینکه ایالات متحده فرصت تجدید قوا کامل داشته باشد و اقتصاد جهانی فرصت داشته باشد از شوک‌های انرژی و زنجیره تأمین بهبود یابد، آن را آغاز کند. 🔹بنابراین، ایران به دنبال جذب فشار نظامی ایالات متحده و تشدید حملات خود به اهداف نظامی و زیرساخت‌های انرژی ایالات متحده در سراسر خلیج فارس خواهد بود. هدف آن ارسال این پیام است که جنگ در سطح دلخواه واشنگتن باقی نخواهد ماند. در این میان، تهران سختی اقتصادی اجتناب‌ناپذیری را که محاصره دریایی ایالات متحده به همراه خواهد داشت، خواهد پذیرفت، زیرا معتقد است که فشار خودش بر اقتصاد جهانی با بستن تنگه هرمز - و احتمالاً تنگه باب المندب و دریای سرخ - ترامپ را مجبور به چشم‌پوشی خواهد کرد. 🔹رهبران ایران ممکن است توانایی خود را برای دنبال کردن این استراتژی بیش از حد ارزیابی کنند، اما آنها معتقدند که تمایل آنها به تشدید تنش در مرحله اول درگیری به نفع کشور بوده است و جنگ ممکن است تنها راه برای متقاعد کردن ترامپ به جدی گرفتن دیپلماسی باشد. 🔹ایران درگیر یک نبرد حیاتی است. جمهوری‌اسلامی شرط بسته است که تمایلش به تحمل درد بیشتر، به کشور امتیازی می‌دهد که در میز مذاکره آینده جایگاه خوبی برای آن خواهد داشت. @World_Orders https://www.ft.com/content/22fdb2d5-b454-4a65-9aa9-e56371533ccf

  • 17 июл.1 66053

    ☑️ روسیه چه درسی از جنگ ایران می‌گیرد؟ یکی از قابل‌تامل‌ترین تحلیل‌هایی که درباره جنگ ۴۰ روزه منتشر شده، مقاله‌ای است که ایوان تیموفیف عضو شورای روابط بین‌الملل روسیه در روزنامه کامرسانت نوشته است. شبکه تلویزیونی راشاتودی در سایت خود RT و وبسایت شورای روابط بین الملل روسیه ( russiancouncil.ru) این مطلب را بازنشر کرده‌اند. این تحلیلگر روس در هفته اول جنگ رمضان مقاله‌ای با عنوان «هفت درس از جنگ ایران برای روسیه» نوشته و نکات معناداری به سیاسمتداران روس و کاخ کرملین گوشزد کرده است. مهمترین نکته جایی است که تیموفیف می‌نویسد: بحران ایران، حال و هوای عمیق‌تری را که در سیاست جهانی در حال ظهور است، آشکار می‌کند: به نظر می‌رسد قدرت‌های بزرگ به طور فزاینده‌ای مایل به پذیرش ریسک و پذیرش بی‌ثباتی هستند که ممکن است نگران‌کننده‌ترین درس باشد. 🔻حملات هوایی گسترده اسرائیل و ایالات متحده به ایران کاملاً غیرمنتظره نبود. نیروهای ضربت ماه‌ها در خلیج فارس در حال تقویت بودند. مذاکرات ایران و آمریکا متوقف شده بود و چشم‌انداز موفقیت چندانی نداشت. با این حال، ترور رهبر عالی ایران، اعضای خانواده‌اش و چندین مقام ارشد ایرانی، امواج شوک را فراتر از منطقه فرستاده است. ایران با حملات موشکی به اسرائیل و تأسیسات آمریکا در خاورمیانه پاسخ داده است. عواقب آن فوری بود: اختلال در حمل و نقل نفت در خلیج فارس و بی‌ثباتی در زیرساخت‌های مالی و حمل و نقل در امارات و قطر.حتی اگر تهران ضربه فعلی را تحمل کند، ممکن است دورهای بیشتری از حملات دنبال شود، مگر اینکه هزینه‌ها برای همه طرف‌ها سنگین شود.برای روسیه، این بحران درس‌های سختی ارائه می‌دهد. ✅ درس اول: تحریم‌ و زور جایگزین یکدیگر نیستند ایالات متحده از سال ۱۹۷۹ ایران را تحریم کرده است. با گذشت زمان، این اقدامات گسترده‌تر، هماهنگ‌تر و به طور فزاینده‌ای بین‌المللی شد. واشنگتن متحدان و کشورهای ثالث را متقاعد کرد که خرید نفت ایران را محدود کنند و از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد، اجرای این تحریم‌ها را تشدید کرد.تحریم‌ها هرگز به تنهایی مورد استفاده قرار نگرفتند. آنها با حملات نظامی، عملیات ویژه، ترورها و حملات سایبری همراه شدند. این الگو آشنا است: عراق، یوگسلاوی، لیبی، سوریه و ونزوئلا همگی انواع مختلفی از یک فرمول را تجربه کردند.اقدام نظامی مستقیم ایالات متحده و ناتو علیه روسیه به دلیل عامل هسته‌ای محدود شده است. اما این عامل بازدارنده تا حدی با حمایت نظامی گسترده از اوکراین جبران می‌شود. نیروهای اوکراینی همچنان به حملات خود به خاک روسیه ادامه می‌دهند. بحران‌های بیشتر در امتداد جبهه شرقی ناتو، به ویژه در منطقه بالتیک، را نمی‌توان نادیده گرفت. تحریم‌ها و زور جایگزین یکدیگر نیستند. آنها اغلب به صورت متوالی اعمال می‌شوند. ✅ درس دوم: فشار بلندمدت است ایران دهه‌هاست که استراتژی فرسایشی را تحمل کرده است. آنچه که با مهار اقتصادی آغاز شد، به تخریب نظامی حساب‌شده و حملات مکرر طراحی‌شده برای تضعیف توانایی‌ها بدون اشغال تبدیل شده است. این مدل می‌تواند سیاست غرب در قبال روسیه را نیز تعریف کند. فشاری که مسکو با آن مواجه است، ظرف چند سال از بین نخواهد رفت. احتمالاً صحبت از دهه‌ها می‌شود. حتی کاهش جزئی محدودیت‌ها به معنای لغو کامل آنها نخواهد بود، به خصوص در مورد کنترل صادرات فناوری‌های دو منظوره. به همین ترتیب، هرگونه توقف در خصومت‌های نظامی احتمالاً موقتی خواهد بود. تشدید تنش‌ها ممکن است به اشکال جدید بازگردد. بنابراین، استقامت استراتژیک اختیاری نیست، بلکه اساسی است. ✅ درس سوم: امتیاز دادن فایده ای ندارد توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ که تحت قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد رسمیت یافت، در ازای محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای ایران، لغو تحریم‌ها را به این کشور پیشنهاد داد. سه سال بعد، واشنگتن از آن خارج شد و خواسته‌های جدیدی را وضع کرد.این استراحت موقت بود. این تجربه موضع مسکو را در مذاکرات بر سر اوکراین شکل می‌دهد. امتناع روسیه از دادن امتیازات یکجانبه ممکن است کسانی را که صلح فوری به هر قیمتی را در اولویت قرار می‌دهند، ناامید کند. اما اعتماد کم بین مسکو و واشنگتن، و بین مسکو و کی‌یف، مصالحه یک طرفه را از نظر استراتژیک خطرناک می‌کند. تجربه ایران این منطق را تقویت می‌کند. ✅ درس چهارم: رهبران هدف قرار می‌گیرند از نظر تاریخی، تغییر رژیم اغلب پس از مداخله نظامی رخ داده است. اما حذف هدفمند رهبران ارشد همیشه هدف اصلی نبوده است. امروزه، این امر به طور فزاینده‌ای در حال افزایش است. قتل عمد مقامات ارشد ایرانی، نشان دهنده یک آستانه جدید است. روسیه به شدت از آسیب پذیری چهره های عالی رتبه آگاه است. ترورها و خرابکاری ها در خاک روسیه دیگر نادر نیستند. امنیت رهبری ملی اکنون فراتر از سرویس‌های اطلاعاتی است. این امنیت شامل یکپارچگی ضداطلاعات، اثربخشی پدافند هوایی و تاب‌آوری سیستم نظامی گسترده‌تر می‌شود. در درگیری‌های مدرن، خود رهبری یک میدان نبرد است. ✅ درس پنجم: بی‌ثباتی داخلی، فشار خارجی را به دنبال دارد ایران پیش از حمله با اعتراضات داخلی قابل توجهی روبرو بود. سختی‌های اقتصادی و تنش‌های سیاسی، انسجام اجتماعی را تضعیف کرده بود. بازیگران خارجی این ناآرامی‌ها را به عنوان آسیب‌پذیری تفسیر می‌کردند. تاریخ نشان می‌دهد که چگونه شکاف‌های داخلی می‌توانند فروپاشی را تسریع کنند. لیبی یک نمونه است. انحلال اتحاد جماهیر شوروی نمونه دیگری را ارائه می‌دهد، موردی که در آن فروپاشی اقتصادی و سیاسی داخلی حتی بدون تهاجم مستقیم نیز تعیین‌کننده بود. برای روسیه، درس روشن است: ثبات داخلی، امنیت استراتژیک است. حکومتداری مؤثر، اصلاحات، سازوکارهای بازخورد و اعتماد بین جامعه و دولت صرفاً آرمان‌های انتزاعی نیستند و همچنین به عنوان سپرهایی در برابر استثمار خارجی عمل می‌کنند. ✅ درس ششم: «شوالیه‌های سیاه» محدودیت‌هایی دارند ایران با تجارت با کشورهایی که مایل به سرپیچی یا دور زدن فشار غرب بودند، تحریم‌ها را کاهش داد، کسانی که می‌توانیم آنها را «شوالیه‌های سیاه» بنامیم. چین، هند، ترکیه و دیگران به خرید نفت ایران با تخفیف ادامه دادند. روسیه نیز به همین ترتیب جریان‌های تجاری خود را به سمت چین، هند و سایر شرکا تغییر جهت داده است. تحریم‌ها را می‌توان از طریق تنوع‌بخشی کاهش داد. اما جایگزین‌های اقتصادی به تضمین‌های نظامی تبدیل نمی‌شوند. شرکای تجاری ایران به نمایندگی از این کشور مداخله نظامی نکرده‌اند. روسیه نیز نباید فرض کند که همکاری اقتصادی به معنای تعهدات دفاعی است. دخالت نیروهای کره شمالی در منطقه کورسک روسیه همچنان یک استثنا است، نه یک قاعده. مسکو همچنان مسئولیت اصلی دفاع از خود و متحدانش در سازمان پیمان امنیت جمعی را بر عهده دارد. تاب‌آوری اقتصادی نمی‌تواند جایگزین قدرت نظامی شود. ✅ درس هفتم: موازنه باید معتبر باشد ایران بی‌دفاع نیست. حملات موشکی و پهپادی این کشور نشان‌دهنده ظرفیت و عزم راسخ آن است. اقداماتی مانند تلاش برای محدود کردن ناوبری از طریق تنگه هرمز، نشان‌دهنده تمایل به افزایش هزینه‌ها است. با این حال، به نظر می‌رسد ایالات متحده و اسرائیل، تلافی ایران را دردناک اما قابل قبول می‌دانند. بازدارندگی نه تنها به توانایی، بلکه به حساسیت دشمن به آسیب نیز بستگی دارد. در رویارویی طولانی مدت، تحمل ضرر می‌تواند افزایش یابد. قرن بیستم نشان داد که چگونه تشدید تنش‌های سیاسی می‌تواند خویشتن‌داری را حتی در حوزه هسته‌ای از بین ببرد. روسیه ظرفیت تلافی‌جویانه بسیار بیشتری نسبت به ایران دارد. اما این به تنهایی ثبات را تضمین نمی‌کند. حریفی که محاسبه می‌کند خسارت قابل تحمل است، ممکن است به تشدید تنش ادامه دهد. بحران ایران، حال و هوای عمیق‌تری را که در سیاست جهانی در حال ظهور است، آشکار می‌کند: عزم و اراده‌ی جبری. به نظر می‌رسد قدرت‌های بزرگ به طور فزاینده‌ای مایل به پذیرش ریسک و پذیرش بی‌ثباتی هستند که ممکن است نگران‌کننده‌ترین درس باشد. وقایع ایران یک رویداد منطقه‌ای مجزا نیستند. آنها بخشی از یک تحول گسترده‌تر در نظام بین‌الملل هستند. این تحولی است که در آن تحریم‌ها به حملات تبدیل می‌شوند، مذاکره با فرسایش همراه است و خود رهبری به یک هدف تبدیل می‌شود. برای روسیه، این پیام هوشیارانه اما واضح است: استقامت، انسجام داخلی، بازدارندگی معتبر و صبر استراتژیک چیزی فراتر از ضرورت‌های موقت هستند. آنها شرایط تعیین‌کننده این دوران هستند. @World_Orders https://www.rt.com/news/633749-iran-lessons-for-moscow/ https://russiancouncil.ru/en/analytics-and-comments/analytics/the-iranian-crisis-and-russia-seven-lessons/

  • ✅ بنیان‌گذار بزرگ‌ترین صندوق پوشش ریسک جهان: نبرد تنگه هرمز بخشی از «چرخه بزرگ» تاریخ در تغییر نظم جهانی است 🔹ری دالیو میلیاردر آمریکایی تأکید کرد که اکثر مردم جنگ‌ها را به عنوان رویدادهای جداگانه می‌بینند، اما او آن‌ها را بخشی از یک «چرخه بزرگ» (Big Cycle) تاریخی می‌داند که بارها تکرار شده است. 🔹«برای من، تماشای آنچه اکنون در حال رخ دادن است، مانند تماشای فیلمی است که قبلاً بارها دیده‌ام. آنچه اکنون با ایران و نبرد بر سر تنگه هرمز می‌بینیم، بخشی از این چرخه است و با رویدادهای دیگر در جهان مرتبط بوده و عواقب بسیار بزرگی برای همه نقاط دنیا خواهد داشت.» 🔹این درگیری را باید به عنوان بخشی از یک «جنگ بزرگ‌تر جهانی» دید و پیامدهای آن بر نظم پولی، نظم سیاسی داخلی کشورها و نظم ژئوپلیتیک بین‌المللی بسیار عمیق خواهد بود. تقریباً همه توافق دارند که این تحولات پیامدهای گسترده‌ای خواهد داشت. 🔹او برای درک بهتر گفته‌هایش، لینک ویدئوی ۴۵ دقیقه‌ای خود با عنوان «اصول برخورد با نظم در حال تغییر جهان» (Principles for Dealing with the Changing World Order) را در کامنت‌ها پیوست کرده است. @World_Orders

  • ✅ «دیپلماسی مسلح» در اسلام‌آباد 🔴 مذاکرات اسلام‌آباد ترکیبی از عناصر متضاد را در دل خود دارد! مثل مذاکرات منتهی به برجام ابعاد زیاد و پیچیده فنی ندارد و در ظاهر ساده است اما از آن گفت‌وگو‌ها سخت‌تر است. 🔴 طرفین حتما توافق می‌خواهند اما با تمام خواسته‌های حداکثری خود وارد مذاکره شده و مسیر رسیدن به مصالحه مسدود شده‌ است‌. این هم یکی دیگر از تناقضات مفهومی و فرمی مذاکرات اسلام‌آباد است. البته در این بخش قصوری متوجه ایران به عنوان طرفی که مورد تعدی قرار گرفته و پیروزمندانه دفاع مشروع کرده نیست. مانع دونالد ترامپ و نادیپلمات‌هایش هستند که آنها هم تصویر پیروزی از یک جنگ شکست‌خورده دارند.  🔴 هنوز چهارچوبی برای توافق به دست نیامده و حداقل در کوتاه مدت نقشه‌راهی برای تعیین فریم توافق متصور نیست بنابراین تمدید اسلام‌آباد در دورهای بعدی سناریوی قابل انتظار است. از طرفی مذاکرات کنونی یک گفت‌گوی چندوجهی است: بخشی‌ به توافق پایان جنگ و بخشی دیگر به موضوعات سابق برمی‌گردد که منجر به جنگ شد، بخشی از آشفتگی حاکم بر فضای این گفت‌وگوها به این امر برمی‌گردد. 🔴 در سیاست‌ بین‌الملل، وقتی آتش‌بس رخ می‌دهد به این معناست که طرفین درگیری محدودیت قدرت‌هایشان را درک کرده و به این جمع‌بندی رسیده که امکان پیروزی قاطع و کامل وجود ندارد. جنگ رمضان هم از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین عدم توافق در اسلام‌آباد به احتمال خیلی زیاد به معنای بازگشت به جنگ نخواهد بود و شاهد انتقال از فاز «دیپلماسی مسلح» به «فریز مسلح» خواهیم بود. 🔴 اساسا ایالات متحده فعلا ظرفیت تداوم نبرد را ندارد، مگر اینکه سقفی برای حماقت رییس جمهور آمریکا قائل نباشیم! ایرادی که به ترامپ وارد است به شیوه اعمال قدرت باز‌می‌گردد. در دوره اول حضور در کاخ سفید و بعد از وضع کارزار فشار حداکثری، آمریکایی به او هشدار می‌دادند نباید دوز مصرف «تحریم» را زیاد کرده تا کاربردش را از دست بدهد. حالا او با جنگ همین کار را کرده است. ۲ جنگ با ایران در کمتر از یکسال آخرین اهرم قدرت امتیازگیری واشنگتن از تهران را هم بلاموضوع کرده است. ترامپ به طور طعنه‌آمیزی شبیه به ولودیمیر زلنسکی شده زمانی که در اتاق بیضی کاخ سفید با تحقیر خطاب به او گفت: تو کارتی برای بازی نداری! 🔴ایران در جنگ رمضان بازدارندگی آسیب دیده خود را ترمیم کرد، حالا حمله به ایران به اقتصاد جهانی، اقتصاد بین‌الملل و همه زنجیره‌های جهانی وصل است. نباید فراموش کرد بعد از جنگ ۱۲ روزه نتانیاهو در جمع صهیونیست‌های آمریکایی در واشنگتن اظهار کرد: می‌گفتند حمله به ایران باعث جنگ جهانی سوم خواهد شد اما دیدید این اتفاق نیافتاد. با هنر جنگ ایران، تصویر مورد نظر اصلاح شد. ایران نه تنها از نظر نظامی شکست نخورد که توانست یک اهرم موثر اضافی هم برای مذاکرات تولید کند: تنگه هرمز. این مولفه حالا کلیدی‌ترین موضوع چانه‌زنی در پاکستان است و هم وزن غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم در مذاکرات زمان و توجه را به خود اختصاص داده است. 🔴 در اسلام‌آباد و طرفین میز، یکطرف (آمریکا) که فکر می‌کند پیروز شده قرار دارد و طرف دیگری ( ایران) که روی زمین نشانه‌های زیادی برای پیروزی واقعی دارد. واشنگتن تلاش می‌کند امتیازی که در جنگ کسب نکرده را در میز مذاکره بگیرد اما تهران برای تثبیت دستاوردهای میدانی‌اش در میز می‌جنگد. این موضوع هم به این معناست که شانس توافق را اندک می‌کند هم شانس دشت کردن امتیازات بزرگی برای ایران ایجاد می‌کند، آمریکا حتی با وجود گفت‌وگو با حفظ فشار نظامی و اعزام لجستیک بیشتر به خاورمیانه شاید برای اولین‌بار در موقعیتی است که نمی‌تواند همینطور میز مذاکره را ترک کند و برود! 🔴پیچیدگی امروز محصول هنرنمایی دونالد ترامپ است او اسفند ۱۴۰۴ به یک توافق برنده هسته‌ای در ژنو پشت پا زد و جنگ را انتخاب کرد و یکماه بعد در اسلام آباد دست و پا می‌زند که ایران فقط تنگه هرمز را باز کند. «جی‌دی ونس» می‌تواند کاخ سفید را از مهلکه زوج ترامپ-نتانیاهو نجات دهد؟ @World_Orders

  • 🔗 متن کامل و روایت خواندنی نیویورک تایمز از روند تصمیم‌گیری آغاز جنگ با ایران در اتاق وضعیت کاخ سفید @World_Orders

  • ✅ روایت نیویورک تایمز از آغاز جنگ؛ کلاه‌گشادی که نتانیاهو سر ترامپ گذاشت 🔻گزارش جدیدی از نیویورک تایمز فاش می‌کند که ترامپ چگونه تصمیم گرفت با ایران وارد جنگ شود؛ تصمیمی که پس از یک پیشنهاد پشت درهای بسته از سوی اسرائیل و علی‌رغم شکاف‌های عمیق داخلی در تیم خودش اتخاذ شد. این گزارش بیانگر عمق نفوذ نتانیاهو بر کاخ سفید ترامپ است، نکته‌ای که وزیر خارجه عمان، بدر البوسعیدی، در یادداشت خود در اکونومیست و با اشاره به اینکه سیاست خارجی آمریکا از کنترل خارج شده، به درستی بر آن تأکید کرده است. تصمیم‌گیری دولت ترامپ تحت تأثیر مستقیم لابی‌های اسرائیلی و کاملاً توسط صهیونیست‌ها دیکته می‌شود و در عین حال، همان‌طور که دیدیم، عمده هزینه‌ها را بر دوش آمریکا می‌اندازند. ترامپ در اینجا عملاً به جای یک فرمانده کل، مانند کسی رفتار کرده که یک محصول معیوب را از یک فروشنده متقلب (نتانیاهو) خریده است؛ فروشنده‌ای که سودش در فروش است، نه در هزینه‌هایی که خریدار بعداً باید بپردازد. 🔹در یک جلسه محرمانه در «اتاق وضعیت» در ۱۱ فوریه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، طرح چهار مرحله‌ای برای تغییر رژیم ارائه کرد که شامل یک مونتاژ ویدئویی از رهبران جایگزین احتمالی، از جمله رضا پهلوی بود. جی‌دی ونس در این جلسه غایب بود و در آذربایجان حضور داشت. 🔹نتانیاهو که در کنار دیوید بارنیا، رئیس موساد و مقامات نظامی حضور داشت، استدلال کرد: برنامه موشک‌های بالستیک ایران می‌تواند ظرف چند هفته نابود شود. رژیم ضعیف‌تر از آن است که بتواند تنگه هرمز را ببندد. اعتراضات خیابانی — که با کمک موساد تحریک می‌شوند — می‌توانند باعث وقوع قیام شوند. مبارزان کُرد نیز می‌توانند از عراق جبهه‌ای زمینی در شمال غرب باز کنند. پاسخ ترامپ این بود: «به نظر من که خوب است.» 🔹روز بعد، نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده به شدت با این طرح مخالفت کردند. جان راتکلیف، مدیر سیا، سناریوی تغییر رژیم را «مضحک» خواند و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، افزود: «به عبارت دیگر، این حرف‌ها مزخرف است.» ژنرال دن کین به رئیس‌جمهور گفت: «طبق تجربه من، این روش معمول اسرائیلی‌هاست؛ آن‌ها بیش از حد پیازداغش را زیاد می‌کنند و برنامه‌هایشان همیشه به خوبی تدوین نشده است.» 🔹ترامپ تغییر رژیم را به عنوان «مشکل خودشان» رد کرد، اما همچنان بر هدف قرار دادن رهبری و ارتش ایران متمرکز ماند. 🔹تا ۲۶ فوریه، در آخرین جلسه اتاق وضعیت، مخالفت‌ها در داخل اتاق کاملاً واضح اما پراکنده بود. معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، هشدار داد که جنگ می‌تواند از کنترل خارج شده و منابع آمریکا را تخلیه کند، اما در نهایت گفت: «می‌دانی، من فکر می‌کنم این ایده بدی است... اما از تو حمایت خواهم کرد.» 🔹روبیو گفت تغییر رژیم غیرواقع‌بینانه است، اما نابودی برنامه موشکی ایران قابل دستیابی است. پیت هگزت وزیر دفاع، بزرگترین طرفدار جنگ بود و از اقدام فوری حمایت کرد. رهبری نظامی خطرات را ترسیم کردند، از جمله تخلیه ذخایر مهمات و تهدید علیه تنگه هرمز، اما همگی از مخالفت صریح با طرح خودداری کردند. 🔹مقامات کلیدی مسئول مدیریت پیامدها، مانند وزیر خزانه‌داری و تولسی گبارد (مدیر اطلاعات ملی)، به طور محسوسی غایب بودند. ترامپ با دور زدن میز از مشاوران نظرشان را پرسید و سپس تصمیم نهایی را گرفت: «فکر می‌کنم باید انجامش بدهیم.» @World_Orders

  • 8 апр.1 54820

    ✅ سایه‌روشن‌های‌ آتش‌بس؛ یک قدم تا پیروزی 🔻فرصت برای بررسی ابعاد پیروزی درخشان و تاریخی ایران در دفاع میهنی ۴۰ روزه در برابر ۲ قدرت یاغی جهان بسیار است که باید به آن ویژه پرداخت اما درباره آتش‌بس موقت ۲ هفته‌ای نکاتی قابل توجه است. 1⃣ جنگ فعلا در همان مدت اعلام شده اولیه یعنی بین ۴ تا ۶ هفته به پایان رسیده است، اگرچه آمریکا بر اساس آنچه رسانه‌های این کشور فاش کردند به ترکیه اعلام کرده بود عملیاتش در تمام کردن کار ایران ۴ روز بیشتر طول نخواهد کشید. 2⃣ بعد از هفته دوم جنگ مشخص بود محور واشنگتن-تل‌آویو قادر به پیروزی کامل (همان جنون سیاسی نتانیاهو درباره غزه) نخواهند بود و هرچه بیشتر نبرد ادامه پیدا کند فقط به فرسایش طرفین خواهد انجامید. در این میان واکنش غافلگیر کننده ایران در هدف قرار دادن "تمام آمریکا" در "همه خاورمیانه" یا به عبارتی منطقه‌ای کردن جنگ، همچنین استفاده هنرمندانه از کارت «تنگه هرمز» و هوشمندی در اتصال این جنگ به اقتصاد جهانی، کنترل نبرد را از دستان ترامپ خارج کرد و نقش تعیین‌کننده‌ای در ناکام گذاشتن اهداف جنگ وجودی دشمن آمریکایی-صهیونی علیه کشورمان ایفا کرد. 3⃣ ترامپ در موقعیت خطرناکی قرار داشت و دارد. شیوه جنگ ایران، مسدود ماندن تنگه هرمز، حفظ خط آتش تهاجمی و بی‌پایان موشکی ایران و فشار انرژی و قیمت نفت و انهدام زیرساخت‌های نظامی پنتاگون در پایگاه‌های خلیج‌فارس او را در وضعیتی گذاشت که نه راه پس داشت و نه راه پیش! او برای خروج از مهلکه‌ای که نتانیاهو برایش تدارک دید نیاز به یک پنجره خروج داشت، عملیات زمینی و در نهایت جنگ زیرساختی در دکترین «نبرد ناعادلانه» وزارت جنگ پیت هگست آخرین تلاش برای بیرون کشیدن ترامپ از باتلاق بود. 4⃣ بی‌تردید اتفاقات شنبه شب و آنچه در اصفهان بر نیروهای آمریکایی گذشت جعبه سیاه این جنگ در رسیدن به نقطه توقف موقت یا دائمش است. ضمن اینکه وتوی قطعنامه ضد ایرانی بحرین درباره تنگه هرمز توسط چین و روسیه این سیگنال را ارسال کرد که قرار نیست در سطح بلوک‌بندی جهانی، ایران طرف بازنده این جنگ باشد. 5⃣ در ایران، کسی نباید توقف آتش فعلی را خاتمه جنگ بداند، با تجارب گذشته این نبرد زمانی به پایان خواهد رسید که دستاوردهای میدانی روی کاغذ ثبت شود و فضای «نه جنگ نه صلح» دیگر بر ایران سایه نیافکنده باشد: جنگی که به همه جنگ‌ها پایان دهد. 6⃣ اینکه در وهله نخست ترامپ آتش‌بس را منوط به پذیرش چهارچوب پیشنهاد ۱۰ بندی ایران قبول کرده، دستاورد قابل توجهی در تنبیه این متجاوز محسوب می‌شود، اما باید توجه کرد ساختار سیاسی-دیپلماتیک ایران دیگر حق اشتباه کردن ندارد، با توجه به اینکه در متن شورای عالی امنیت ملی، اشاره مبهمی به شروط ۱۵گانه آمریکا هم شده، رئیس جمهور آمریکا قطعا تلاش خواهد کرد برای بار سوم ایران را فریب دهد؛ باید راه‌ عملیات فشار و فریب او را مسدود کرد و در اسلام‌آباد فقط باید منوی ده‌گانه ایرانی روی میز گفت‌وگوها چیده شده باشد. 7⃣ متغیر دیگر و شاید مهم این مذاکرات و آتش‌بس نقش‌آفرینی «جی.دی.ونس» باشد که حضور او و اخراج ویتکاف از روند مذاکرات از شروط تهران برای هر گفت‌گوی جدیدی با آمریکا در دیپلماسی «بک‌چنل» هفته‌های اخیر بوده است. معاون ترامپ که از ابتدای دور دوم ترامپ از ایده «مصالحه حداقلی» با ایران حمایت می‌کرد اینبار تلاش کرد از حاشیه خارج شده و اجازه ندهد سرمایه سیاسی «ماگا» در آمریکا توسط باند صهیونیستی ویتکاف-کوشنر- روبیو در معرض خطر قرار گیرد. ونس در خفا از اینکه کنترل سیاست خارجی کاخ سفید به نتانیاهو واگذار شده ناخشنود است. مشکل واشنگتن در قبال سازش با ایران همان درد کهنه است: مداخله لابی اسرائیلی. آیا ونس در پاکستان می‌تواند بر این چالش دیرینه فائق آید؟ خواهیم دید چه می‌شود! 8⃣ نکته بسیار مثبت آتش‌بس ۲ هفته‌ای گنجاندن جبهه لبنان ( فارغ از اینکه تل‌آویو بپذیرد یا نه) است، به قول آمریکایی‌ها تا درباره همه‌چیز توافق نشود درباره هیچ‌چیزی توافق نشده است. 9⃣ در میان شروط ۱۰‌گانه، کنترل تنگه‌هرمز، حق غنی‌سازی (بدون وارد کردن ذخیره ۴۰۰ کیلویی اورانیوم به بحث) و تثبیت محور مقاومت، اهمیت بسیار بالایی داشته و ایران باید روی آن پافشاری داشته باشد. تحقق این ۳ مورد، معماری نظم منطقه‌ای را به نفع ایران تغییر خواهد داد. باید هم همین باشد! @World_Orders

  • 25 мар.1662из BetweenDichotomies

    🔵نخستین جنگ چندقطبی ✍️آرنو برتران فکر نمی‌کنم مردم درک کنند آنچه در رابطه با ایران شاهدش هستیم تا چه حد خارق‌العاده است. دیروز با یکی از دوستان روزنامه‌نگار عزیزم بحث می‌کردم؛ او به من می‌گفت که ایران بله، در حال پیروزی است، اما فقط در سطح استراتژیک و نه تاکتیکی. این همان حرفی است که یک بچه‌ مدرسه‌ای لاغر وقتی قلدرها او را در کمد دیواری مدرسه حبس می‌کنند، با خود می‌گوید تا آرام شود: «ده سال دیگر این‌ها التماس می‌کنند که برای من کار کنند. همه می‌دانند ورزشکارها فقط در دوران دبیرستان در اوج هستند. آن‌ها واقعاً التماس خواهند کرد.» من فکر می‌کنم این تصور دقیقاً اشتباه است و همین مسئله است که جنگ ایران را متفاوت می‌کند. تا به این لحظه، ایران در واقع در سطح تاکتیکی نیز ایستادگی کرده است. به دیگر جنگ‌های تجاوزکارانه ایالات متحده در چند دهه اخیر فکر کنید. ویتنام، افغانستان، لیبی، عراق، صربستان و غیره را در نظر بگیرید (لیست متأسفانه بسیار طولانی است). الگو تقریباً همیشه ثابت بود: یک تفاوت قدرت عظیم میان متجاوز و قربانی. این جنگ‌ها، در مجموع، امپریالیستی بودند: امپراتوری در تلاش برای درهم شکستن مردمی بسیار ضعیف‌تر که تنها راه واقع‌بینانه‌شان مقاومت چریکی بود. آن هم زمانی که واقعاً اراده‌ای برای مقاومت داشتند؛ برخی — مانند لیبی — حتی به خود زحمت ندادند و فقط تسلیم سرنوشت شدند (با وجود اینکه در آن زمان ثروتمندترین کشور آفریقا بودند). به عنوان تماشاگر این جنگ‌ها، اگر حس اخلاقی داشتید، احساس غالب نوعی انزجارِ ناشی از درماندگی بود: شما شاهد بودید که یک غول با لگد وارد خانه کس دیگری شده است. البته، ایالات متحده در بسیاری از این جنگ‌ها — اگر نگوییم اکثر آن‌ها — عملاً شکست خورد؛ نمونه بارز آن جایگزین کردن طالبان با خودِ طالبان یا اخراج شدن از ویتنام در حالی که دمشان را روی کولشان گذاشته بودند، اما این موضوع تفاوت قدرت را کمتر نمی‌کرد. مسئله اینجاست که قدرت همیشه پیروزی را تضمین نمی‌کند: گاهی غول نمی‌تواند همه را بکشد و در نهایت از تلاش کردن خسته می‌شود. اما «پیروزی‌هایی» که از این راه به دست می‌آمد، همیشه در بهترین حالت پیروزی «پیریک» (pyrrhic پیروزی با هزینه گزاف و ویرانگر) بود: مردم دوام آوردند، بله، اما آنچه برایشان باقی ماند کشوری خاکستر شده بود که بازسازی‌اش دهه‌ها زمان می‌برد. در همین حال، در نمای کلی، غول با چیزی فراتر از یک غرور جریحه‌دار شده، صحنه را ترک می‌کرد. ایران — به شکل قابل توجهی — ثابت کرده است که موجودی کاملاً متفاوت است: در حالی که دیگران صرفاً در برابر یک غول «زنده می‌ماندند»، به نظر می‌رسد ایران قادر است با یک غول «رقابت کند». آنچه در ۴۸ ساعت گذشته رخ داد، بهترین مصداق برای این ادعاست. شما رئیس‌جمهور ایالات متحده را داشتید که یک ضرب‌الاجل رسمی صادر کرد: «تنگه هرمز را ظرف ۴۸ ساعت بازگشایی کنید وگرنه شبکه برق شما را محو (نابود) می‌کنیم.» پاسخ ایران اساساً این بود: «اگر جرئت دارید انجام دهید، اگر این کار را بکنید ما ظرف یک هفته تمام متحدان خلیج‌فارسی شما را غیرقابل سکونت می‌کنیم.» و همان‌طور که دیدیم، ترامپ عقب‌نشینی کرد: او با بهانه کردن «گفتگوهای بسیار خوب و سازنده» با ایران که وجود خارجی نداشتند، گفت ضرب‌الاجل او دیگر اعمال نمی‌شود (یا بهتر بگوییم، به ۵ روز تغییر یافت). او افزود که اکنون تصور می‌کند تنگه هرمز می‌تواند «به طور مشترک توسط من و آیت‌الله کنترل شود.» که مایه خنده دیپلماسی ایران شد. دوستان، این یک پیروزی تاکتیکیِ کتاب‌درسی (کلاسیک) است. این به طرز شگفت‌آوری نشان‌دهنده آن است که ایران در این مورد خاص، نسبت به ایالات متحده آمریکا دارای «برتری در تشدید تنش» (Escalation Dominance) بود. یعنی توانایی تهدید معتبر به عواقبی چنان شدید که ایالات متحده — شاید برای اولین بار پس از جنگ سرد — ترجیح داد عقب‌نشینی کند. این دیگر آن بچه لاغری نیست که در کمد حبس شده و رؤیای انتقام می‌بیند. این بچه‌ای است که مچ قلدر را در میانه‌ی هل دادن چسبیده و تغییر چهره او را تماشا می‌کند. و این تنها پیروزی تاکتیکی در این جنگ تا به اینجا نیست. قسمت مربوط به حمله اسرائیل به تأسیسات گازی پارس جنوبی ایران را در نظر بگیرید. ایران هشدار داده بود که اگر چنین اتفاقی بیفتد، متحدان ایالات متحده در منطقه — از جمله اسرائیل — با واکنشی متقارن روبرو خواهند شد. 🔻به جهت‌ ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن‌ کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید. https://telegra.ph/The-First-Multipolar-War-03-24 https://x.com/RnaudBertrand/status/2036352697822224406?s=20 @BetweenDichotomies

  • 25 мар.1281из Americana_ir

    #اختصاصی_امریکانا 🔴 الگوی تکراری TACO ترامپ؛ از تهدید حداکثری تا عقب‌نشینی لحظه آخر 🔹اصطلاحی که این روزها درباره‌ی سیاست‌های ترامپ در آمریکا زیاد به کار می‌رود، «TACO Trump» است. تاکو یک غذای مشهور مکزیکی است، اما در اینجا به عنوان مخفف «ترامپ همیشه جا می‌زند» استفاده می‌شود. این اصطلاح از دل تحلیل رفتارهای تکرارشونده‌ی ترامپ بیرون آمده است. الگویی که ترامپ معمولاً با اعلام تصمیم‌های بزرگ و پرریسک، از تعرفه‌های سنگین تا گزینه‌های نظامی، فضای سیاسی و رسانه‌ای را تحت فشار قرار می‌دهد. اما در ادامه، با نزدیک شدن به مرحله اجرا و بالا رفتن هزینه‌های اقتصادی یا امنیتی، تصمیم را به تعویق می‌اندازد، تعدیل می‌کند یا به مسیر مذاکره سوق می‌دهد. 🔹در حوزه اقتصادی، نمونه‌های قابل‌توجهی در دولت او دیده می‌شود. به طور مثال در دور جدید تنش‌های تجاری با چین، تعرفه‌هایی تا حدود ۲۵ درصد بر حجم بزرگی از واردات مطرح شد، اما اجرای آن‌ها در چند مرحله به تعویق افتاد یا در قالب توافق‌های موقت کاهش پیدا کرد. 🔹در سیاست خارجی هم مصادیق مشابهی وجود دارد. در قبال یمن، گرینلند، غزه و کره شمالی، لحن‌های تند و تهدید به اقدام جدی مطرح شد، اما در عمل مسیر به سمت محدود کردن درگیری یا اجتناب از ورود مستقیم گسترده حرکت کرد. 🔹در سیاست داخلی آمریکا نیز بارها همین الگوی رفتاری ترامپ در موارد اختلافی با کنگره دیده شده است. 🔹در همین چارچوب، ماجرای اخیر ایران هم قابل تحلیل است: اعلام ضرب‌الاجل 48 ساعته برای حمله به زیرساخت‌های برق ایران، و سپس در ساعات آخر تعویق ۵ روزه همراه با طرح موضوع مذاکره. این تغییر سریع از تهدید به تعویق، دقیقاً در امتداد همان الگوی «فشار حداکثری در بیان و عقب‌نشینی در عمل» ترامپ است؛ الگویی که حالا در آمریکا و دنیا با عنوان «TACO Trump» شناخته می‌شود. 🆔 @Americana_ir

  • 20 мар.126из World_Orders

    ✅ دیپلماسی در اتاق جنگ‌ 🌎 دورنمای سیاست خارجی ایران در ۱۴۰۴/ بخش سوم ☑️ دیپلمات‌های ایرانی در خاورمیانه ۱۴۰۴ شبیه به سیاستمدارانی خواهند بود که مطلوب «کارل فون کلاوزویتس»، نظامی پروسی در قرن نوزدهم بود. او معتقد بود " آغاز جنگ‌ نقطه پایان دیپلماسی است." 🔹 در نگاهی نه چندان خوش‌بینانه اما واقع‌گرایانه در سال جاری، اتاق‌ها و راهروهای وزارت خارجه در «باغ ملی»، بیش از آنکه محلی برای دیپلماسی باشد شاید آرایش و چیدمانی شبیه به اتاق جنگ داشته باشد. 🔹 رئیس دستگاه دیپلماسی ایران در آخرین گفت‌وگوی رسانه‌ای خود چنین فضایی را ترسیم می‌کند: سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران بخصوص در سال‌های اخیر نشان داده است که به دنبال جنگ نیستیم. اما ترسی نداریم و آمادگی برای هر شرایطی داریم. بنابراین سیاست خارجی ما، قطعا متمرکز بر دیپلماسی و اجتناب از جنگ است؛ مگر در جایی که جنگ اجتناب ناپذیر باشد که شرایط خود را دارد.   🔹تمهیدات دیپلماتیک قبل و بعد از تقابل احتمالی با ایالات متحده و اسرائیل، پرونده مدیریت روابط با چین و روسیه، پرونده هسته‌ای و پروژه خنثی‌سازی مکانیسم ماشه، معمای امنیت در خاورمیانه، تغییر ژئوپلتیک منطقه و رقابت با ترکیه، همچنین هدایت روابط با عربستان و همسایگان حاشیه خلیج فارس، مسیری خاص از دستورکارهایی است که وزارت خارجه ایران را در یک سال استثنایی از تاریخ قرار خواهد داد. 🔹با سقوط دولت بشار اسد پویایی‌های امنیتی و ژئوپلتیک منطقه دگرگون شده است. خاورمیانه در وضعیت یک نظم جدید سیاسی-نظامی قرار گرفته است. حتی شاید اغراق نباشد شرایط فعلی غرب آسیا را با ابتدای تاسیس خاورمیانه بعد از توافق سایکس-پیکو به دنبال تجزیه عثمانی در پایان جنگ جهانی اول مقایسه کرد. 🔹رجب طیب اردوغان، بیش از آنکه یک پیروزی راهبردی در سوریه کسب کند، وضعیت منطقه را بغرنج‌تر کرده است. جاه‌طلبی رئیس جمهور ترکیه، مصر، اردن و عراق را در یک تنگنای امنیتی قرار داده، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را نگران کرده و یک ضربه بزرگ به متحدان روزهای سخت اردوغان؛ ایران و روسیه وارد آورد. آنکارا فقط توانست عمق راهبردی اسرائیل را افزایش دهد‌. 🔹حالا کل منطقه در هرج و مرج کامل و پیشانظم قرار دارد. این وضعیت نه مطلوب امارات و عربستان است که برای "گلاسنوست و پرسترویکای عربی" خود به ثبات منطقه‌ای نیازمند است، نه مطلوب مصر است که هیات تحریرالشام از رزمندگانی مصری تشکیل شده که بعد از فتح دمشق، فراخوان‌هایی برای سقوط عبدالفتاح السیسی صادر کرده‌ و باعث شده‌اند قاهره در چندماه گذشته در بالاترین سطح آماده باش خود قرار بگیرد. 🔹تردیدی نیست ایران در منطقه تحت فشار قرار گرفته است. در لبنان تلاش‌های آشکاری برای دولت‌سازی جدید در بیروت با خلع‌سلاح حزب‌الله و حذف محور شیعی از صحنه سیاسی این کشور در جریان است، ضمن اینکه مقاومت لبنان در مرز سوریه و حملات شبه نظامیان الجولانی با هدف انسداد مسیرهای مواصلاتی و تدارکاتی حزب‌الله هم درگیر است. مقاومت عراق و فصائل عراقی هم به زودی باید فشارهایی را تحمل کند. ارتش یمن هم باید در برابر حملات آمریکا مقاومت کند. 🔹 برای قدرت منطقه‌ای چون ایران این وضع نه قابل تحمل است و نه می‌تواند قابل دوام باشد. در عین حال، فرصت‌هایی هم وجود دارد. همه کنشگران جهانی می‌دانند که ایران همواره در شرایط هرج‌ و مرج منطقه‌ای بهتر توانسته است بازی خود را شکل دهد تا شرایط با ثبات‌. 🔹 خلا قدرت درازمدت در سوریه و سرریز امنیتی آن به عراق و تحت تاثیر قرار دادن بغداد، محدودیت‌های عملیاتی ایران را کنار خواهد زد. آنطور که عباس عراقچی عنوان کرده ایران فعلا نظاره گر صحنه سوریه است، این گفته به این معناست که شرایط در شام قرار نیست همیشه بر این منوال باقی بماند. 🔹 تحولات منطقه‌ای حادث شده از یک مزیت ویژه برای ایران برخوردار است و آن هم از میان بردن برخی ملاحظات و خطوط قرمز سابق است. تهران در مواجهه با آنکارا نباید و نمی تواند در صورت وقوع تنشی مجدد میان آذربایجان و ارمنستان در مرزهای شمالی، ملاحظات پیشین را مدنظر قرار دهد. قواعد بازی تغییر کرده است. 🔹چه اینکه ایران اخیرا موفق شده جبهه‌ای جدید در آفریقا باز کند. رسانه‌های بین‌المللی با اشاره به اتفاقات اخیر سودان این تحلیل را ارائه دادند که ایران با حمایت نظامی از ارتش سودان به دنبال ایجاد پایگاهی دائمی در دریای سرخ است، منطقه‌ای که برای اقتصاد و امنیت جهانی اهمیت بالایی دارد. ایران و روسیه با ارائه تسلیحات، ارتش ژنرال برهان را تقویت کرده‌اند. نفوذ در سودان به این معنا خواهد بود که ایران جای پایی استراتژیک در دریای سرخ خواهد داشت.  @World_Orders

  • 20 мар.1031из World_Orders

    ✅ دیپلماسی در اتاق جنگ‌ 🌎 دورنمای سیاست خارجی ایران در ۱۴۰۴/ بخش دوم ☑️ با وجود آنکه نزدیکان رئیس جمهور آمریکا گفته‌اند او در نامه‌اش به ایران ضرب الاجلی ۲ ماهه برای توافق مدنظرش با ایران تعیین کرده اما استیو ویتکاف که بیش از هر کسی به ترامپ نزدیک است در گفت‌وگو با «تاکر کارلسون» تلاش کرد فضای نامه دونالد ترامپ را تلطیف کند. فرستاده ویژه کاخ سفید که عملا نقش وزیرخارجه آمریکا را ایفا می‌کند گفت ترامپ خواهان رفع سوتفاهم‌ها با ایران و برچیدن تحریم‌های ایرانی است و فقط یک برنامه راستی‌ازمایی درباره اطمینان از عدم حرکت تهران به سمت سلاح می‌خواهد. 🔹ترامپ به خاطر عجله‌اش در کسب دستاوردهای زودهنگام، در طرح‌ریزی یک دیپلماسی منسجم ناتوان است. او می‌خواهد تمام مشکلات را یکجا و با هم حل کند و سیاست خارجی را نه یک پروسه و میدان شطرنج بلکه امر ساده سازی شده و معادله‌ای تک مجهولی می‌بیند. 🔹مالک عمارت مار-ئه-لاگو خواهان حل همه آنچه که مشکلات ایران می‌نامد در یک مرحله است؛ چه زمانی که سال ۲۰۱۸ به امید یک توافق جامع‌تر، برجام را کنار گذاشت، چه حالا که می‌کوشد با فشار، ایران را وادار کند علاوه بر تعطیلی برنامه هسته‌ای، موشک‌هایش را هم کنار گذاشته و در منطقه هم فعالیتی نکند. 🔹تهران در "دیپلماسی بک چنل" آمریکایی‌ها که اینبار از مسیر ابوظبی انتخاب شد، پاسخ نامه ترامپ را داده است. در ۱۴۰۴ واشنگتن و تهران بیش از هر زمانی در مارپیچ تنش قرار دارند و فقط یک جرقه برای آتش زدن انبار باروت کافی است. قرار داشتن آمریکا و ایران در آستانه برخورد نظامی، از جهاتی شبیه به بحران موشکی کوبا در جنگ سرد است. 🔹 برنده این نزاع می‌تواند «قاعده بازی» در خاورمیانه را تعیین کند. تاب آوری و رقم زدن یک غافلگیری از سوی ایران در صورت وقوع درگیری، معادلات منطقه‌ای را به نفع ایران تغییر خواهد داد. 🔹اگر تا بهار، برخوردی میان ایران و آمریکا (یا به همراه اسرائیل) صورت نگیرد، تروئیکای اروپایی می‌تواند «اسنپ‌بک» را بعد از نشست فصلی شورای حکام آژانس در خرداد فعال کند. اگر این اتفاق رخ ندهد در نهایت به مهرماه موکول خواهد شد. 🔹 مکانیسم ماشه به عنوان "مهمترین کارت بازی" در اختیار طرفی (اروپا) قرار دارد که در حال حاضر بی‌ربط‌ترین بازیگر در معادله کنونی است. ایران اگرچه در منظومه دیپلماسی خود گفت‌و‌گوها را با اروپایی‌ها ادامه می‌دهد و تا کنون ۳ دور مذاکره انجام داده است اما ترامپ تمایلی ندارد اروپا در جریان مذاکرات یا توافق احتمالی با ایران قرار داشته باشد و میانجیگری روسیه یا حتی عربستان سعودی را ترجیح می‌دهد. 🔹در سال ویژه و حساس ۱۴۰۴، تهران تلاش می‌کند انگاره تضعیف ایران را در پرسپشن دولتمردان آمریکایی اصلاح کند. اگر ایران فشار اولیه ترامپ را با پشت سر بگذارد یا از "زد و خورد" احتمالی نظامی با واشنگتن با موفقیت نسبی خارج شود می‌تواند شاهد عقب نشینی رئیس جمهور آمریکا باشد. در این صورت منازعه تهران-واشنگتن قابل مدیریت خواهد بود و آنوقت ترامپ به مذاکراتی با مختصات متعارف دیپلماسی و روابط‌بین‌الملل بازخواهد گشت. 🔹«هدلی بول» نظم بین‌المللی را دارای ۵ هنجار یا اصل بنیادین: موازنه قدرت، جنگ، دیپلماسی، حقوق بین‌الملل و مدیریت قدرت‌های بزرگ می‌داند. «دکترین ترامپ ۲» نشان داده است سیستم مطلوب او اداره جهان به صورت «کنسرتی از قدرت‌های بزرگ» است. در این رهیافت ۳ قدرت بزرگ با حوزه نفوذ مختص به خود وجود دارند: آمریکا، روسیه و چین. اعتباری که آمریکای ترامپ برای روسیه نسبت به آنچه که در اوکراین به دست اورده بیانگر این گزاره است. 🔹 در چنین فضایی، اگر ترامپ از خواسته‌های حداکثری خود دست بکشد و خواهان گفت‌وگویی واقعی با ایران باشد، حتما از طریق رئیس جمهور روسیه اقدام خواهد کرد. ولادیمیر پوتین مهره کلیدی و مهمی در سیاست خارجی ایران در سال ۱۴۰۴ خواهد بود. اگر دیپلماسی ایران در شطرنج قدرت‌های بزرگ خوب بازی کند، رابطه پوتین-ترامپ به ایران فضای زیادی برای ابتکار عمل خواهد داد. 🔹در شرایط فعلی، ۲ متغیر کلیدی به عنوان مانعی در برابر ترامپ برای نزدیک شدن به ایران، (دست کم مطابق با مواردی که استیو ویتکاف در تاک‌شوی تاکر کارلسون بیان کرد) وجود دارد: ۱- اهرم اسنپ‌بک که در اختیار اروپا قرار دارد و نقش یک «گیم چنجر» در معادلات هسته‌ای را ایفا خواهد کرد. ۲- اسرائیل که بزرگترین مانع هرگونه توافق آمریکا با ایران است و سوق دادن واشنگتن به باتلاق مواجهه نظامی با ایران را در راستای «بازآرایی منطقه» پس از تضعیف محور مقاومت در پساهفت اکتبر جستجو می‌کند. «استفن والت» نظریه پرداز مشهور رئالیست روابط بین‌الملل معاصر و استاد دانشگاه هاروارد خرداد سال گذشته در فارن پالیسی نوشت: رابطه ما (آمریکا) با اسرائیل یکی از دلایل روابط بد ایالات متحده با ایران است. @World_Orders

  • 20 мар.83из World_Orders

    ✅ دیپلماسی در اتاق جنگ‌ 🌎 دورنمای سیاست خارجی ایران در ۱۴۰۴/ بخش اول ☑️ ایران در شرایطی وارد چهارمین سال از «قرن جدید» شد که همزمان جهان و به ویژه خاورمیانه برای «عصر جدید» خود آماده می‌شود. 🔹 سال ۱۴۰۴ برای امنیت ملی و سیاست خارجی ایران شاید یکی از استثنایی‌ترین سالهای تاریخ کشور باشد. میان تهدیدات و فرصت‌ها مرز باریکی کشیده شده است و شاید برای «بقای ایران» اتخاذ «تصمیمات سخت» ضروری شود. 🔹 ایران در حالی سال جدید را آغاز می‌کند که ایالات متحده احتمالا خود را برای یک اقدام نظامی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران آماده می‌کند، اروپا خود را مهیای فعال سازی «مکانیسم ماشه» و بازگشت همه قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل می‌کند، پرونده درگیری ایران و اسرائیل هنوز بسته نشده است، بخش نظامی «محور مقاومت» آسیب جدی دیده و ایران دارایی‌های استراتژیکی را که طی ۴ دهه در منطقه خشت به خشت چیده بود تا حد زیادی از دست داده است. جنگ غزه از سر گرفته شده، آتش‌بس لبنان متزلزل است، حملات تل آویو به زیرساخت‌های سوریه ادامه دارد و یمن زیر ضرب حملات هوایی ایالات متحده قرار گرفته است. 🔹 به این موارد باید حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید و تداوم حضور بنیامین نتانیاهو در راس قدرت اسرائیل را اضافه کرد. اینها یعنی این که تهدیدات زیادی پیش‌روی ایران قرار دارد به ویژه اینکه کلیدواژه «تضعیف بی‌سابقه ایران» به عنوان یک "روایت غالب ادراک‌ساز" روی میز «تصمیم سازان» آمریکایی و اسرائیلی قرار گرفته است. 🔹در مقابل، ایران در مقایسه با آغاز توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ -برنامه جامع اقدام مشترک- به یک کشور در آستانه ‌هسته‌ای تبدیل شده و به نقطه Breakout رسیده است. سانتریفیوژهای توسعه‌یافته‌اش با سرعت بیشتری اورانیوم غنی می‌کنند، بازرسی‌های فراتر از پادمان و ذیل پروتکل‌الحاقی را متوقف کرده و به اندازه ساخت ۵ بمب هسته‌ای ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد در اختیار دارد. بین ایران و سلاح هسته‌ای فقط عنصر "اراده" وجود دارد. 🔹 تابستان سال ۱۳۹۴ ایرانیان به خیابان آمده و برجام را جشن گرفتند و ۱۰ سال بعد در ۱۴۰۴ احتمالا نظاره‌گر پایان این توافق خواهند بود. در این یک دهه اتفاقاتی افتاده که در ایران تابوی صحبت از «تغییر دکترین هسته‌ای» و ضرورت حرکت به سمت سلاح به عنوان یک متغیر موازنه‌ساز، از میان رفته و این مباحث نه فقط در حوزه عمومی که در مراکز نخبگانی و آکادمیک در جریان است و پیرامون آن اجماعی در حال شکل‌گیری است. 🔹احتمالا و پس از ۲ دهه، امسال، سال تعیین سرنوشت برنامه هسته‌ای ایران خواهد بود. این پرونده به نقطه نهایی خود رسیده است. از سال ۱۳۸۲ که موضوع برنامه اتمی ایران به سیاست بین‌الملل راه پیدا کرد، ایالات متحده و قدرت‌های جهانی تمامی راه‌ها برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران را آزموده‌اند. ابتدا صحبت از «غنی‌سازی صفر» در میان بود، بعدها در مذاکرات تهران، بروکسل و پاریس تا تعلیق غنی‌سازی از سوی ایران تداوم یافت و در ادامه پای عملیات خرابکارانه مثل «استاکس‌‌نت» به ماجرا باز شد و ترور دانشمندان ایرانی مکمل پروژه از بین بردن برنامه هسته‌ای ایران شد. 🔹 پس از عملیاتی کردن همه این گزینه‌ها، آمریکایی‌ها از سیاست «غنی‌سازی صفر» به مذاکره برای کاهش ابعاد برنامه هسته‌ای ایران عدول کردند و بر این اساس پنج قدرت جهانی در کنار آلمان و نماینده اتحادیه اروپا «مسیر دیپلماسی» با ایران را برگزیدند. در نهایت از توافق موقت ژنو و سپس لوزان، در وین «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) متولد شد. 🔹 بنابراین از مذاکره، خرابکاری، ترور و تحریم تا توافق دیپلماتیک، همه مسیرها در "مهار ایران هسته‌ای" پیموده شده و فقط گزینه نظامی به عنوان آخرین راه حل امتحان نشده علیه برنامه هسته‌ای ایران روی میز دونالد ترامپ قرار دارد و کلید آن در دستان رئیس جمهور آمریکاست اما فشردن این دکمه به آسانی فشردن دکمه سفارش کوکای رژیمی روی میز ترامپ نخواهد بود؛ چون می‌تواند خاورمیانه را به آتش بکشد و تاثیر گسترده و مخربی روی سیاست جهانی داشته باشد. ایران در ۲۲ سال گذشته توانسته به برنامه هسته‌ای خود جنبه علمی بخشیده و آن را به عنوان یک «دانش انحصاری» تثبیت کند‌، به همین خاطر تردیدهای جدی درباره کارایی اقدام نظامی علیه آن وجود دارد. 🔹در تهران، آرایش جنگی در دستور کار قرار گرفته و مقامات ایرانی برای بدترین سناریو خود را آماده کرده‌اند. دونالد ترامپ و "همه مردان رئیس جمهور" با استفاده از «دیپلماسی اجبار» - Coercive Diplomacy- و ارائه تهدید نظامی به عنوان آلترناتیو توافق تحمیلی و یکطرفه با ایران، خواهان امتیازاتی هستند که کمتر واحد سیاسی یا بازیگر عقلانی (Rational Actor) در جهان راضی به واگذاری آنها می‌شود. @World_Orders

  • ✅ دیپلماسی در اتاق جنگ‌ 🌎 دورنمای سیاست خارجی ایران در ۱۴۰۴/ بخش اول ☑️ ایران در شرایطی وارد چهارمین سال از «قرن جدید» شد که همزمان جهان و به ویژه خاورمیانه برای «عصر جدید» خود آماده می‌شود. 🔹 سال ۱۴۰۴ برای امنیت ملی و سیاست خارجی ایران شاید یکی از استثنایی‌ترین…

  • 19 мар.1673из sadeqfaramarzi

    📄 ۶ماه پیش در این یادداشت توضیح دادم که بزرگترین شکست ایران در جنگ ۱۲روزه کم‌هزینه شدن «تصور جنگ با ایران» بود... ادراک بازیگران بین‌الملل نسبت به هزینه جنگ با ایران به گونه‌ای شکل گرفت که این گزینه را کم‌ریسک می‌کرد... نهایتا هم پیش‌بینی کردم نحوه اتمام جنگ قبلی، «عجیب تصویری دعوت‌کننده به تجاوز نظامی دوم است». 🔸الگوی جنگی ایران در ۲۰روز گذشته اما الگویی متفاوت است. ایران دیگر برای مجبور کردن طرف متجاوز به آتش‌بس نمی‌جنگد بلکه ما برای به وحشت انداختن هر دولتی که دهه‌های دیگر هم خیال حمله به ایران به سرش بیافتد می‌جنگیم... ما صرفا برای «اکنون» نمی‌جنگیم تا نزاع سریعتر تمام شود(و چند ماه دیگر آغاز گردد) بلکه نحوه دفاع پشیمان‌کننده‌مان را برای تضمین «آینده» تنظیم کرده‌ایم... 🔹راهبرد جنگ منطقه‌ای، تضمین امنیت ایران در پیوند با اقتصاد‌ جهان است‌‌‌... نبرد پشیمان‌کننده این روزهای ایران بیش از میادین نفتی و گازی و حتی پایگاه‌های نظامی آمریکا در حال تخریب تصوری است که ایران را یک بازیگر «جَنگ‌گُریز» می‌شناخت و دائما ضربه جدیدی به او می‌زد... ایران برگ دیپلماسی را بسیار بیشتر از بضاعتش آزمود و هماره ضرر کرد؛ اکنون میدان جنگ است که دغل‌بازان میز مذاکره را باید به تقلای بازگشت دوران دیپلماسی برساند. 🔸اکنون و در بیستمین روز دفاع میهنی‌مان، ایران بازیگر اصلی برای معماری سازه پس از جنگ است... توسل به عملیات‌هایی با حجم بالای آتش، ترورهای گیج‌کننده و... در روزهای اخیر برای تغییر دادن این تقابل است. اما آنکه هوشمندانه در حال تحمیل اراده خود است ایران است... راستی دیگر کسی توئیت زد: «تسلیم بی‌قید و شرط»؟ @sadeqfaramarzi

  • ✅ «دکترین دونرو» یا «امپریالیسم متاخر؟» دولت ترامپ در سند امنیت ملی ۲۰۲۵، به ضمیمه دونالد ترامپ بر دکترین مونرو اشاره کرد و آن را دکترین مونرو ۲ نامید یا به عبارتی آنچه که امروز به عنوان دکترین دونرو ( تلفیقی از دون [اسم دونالد] و مونرو ) مشهور شده است.…

  • 3 янв.492311

    ✅ «دکترین دونرو» یا «امپریالیسم متاخر؟» دولت ترامپ در سند امنیت ملی ۲۰۲۵، به ضمیمه دونالد ترامپ بر دکترین مونرو اشاره کرد و آن را دکترین مونرو ۲ نامید یا به عبارتی آنچه که امروز به عنوان دکترین دونرو ( تلفیقی از دون [اسم دونالد] و مونرو ) مشهور شده است. آمریکای ترامپ بامداد شنبه با حمله به ونزوئلا تلاش بر اعمال این راهبرد کرده است. شورای سردبیران نیویورک تایمز در یادداشتی مشترک تهاجم نظامی ترامپ به ونزوئلا را غیرقانونی خوانده و متنی مبسوط در نقد آن نوشته‌اند که در ادامه آمده است.  🔵اگر یک درس کلی از سیاست خارجی آمریکا در یک قرن گذشته وجود داشته باشد، این است که تلاش برای سرنگونی حتی منفورترین رژیم‌ها می‌تواند اوضاع را بدتر کند. ایالات متحده ۲۰ سال را صرف ناکامی در ایجاد یک دولت باثبات در افغانستان کرد و در لیبی یک دیکتاتوری را با دولتی ازهم‌گسیخته جایگزین ساخت. پیامدهای فاجعه‌بار جنگ ۲۰۰۳ عراق همچنان آمریکا و خاورمیانه را آزار می‌دهد. شاید مرتبط‌تر از همه، ایالات متحده به‌طور مقطعی با تلاش برای سرنگونی دولت‌ها از طریق زور، کشورهای آمریکای لاتین از جمله شیلی، کوبا، گواتمالا و نیکاراگوئه را بی‌ثبات کرده است. 🔵 ترامپ تاکنون توضیح منسجمی برای اقدامات خود در ونزوئلا ارائه نکرده است. او کشور ما را بدون دلایل معتبر به سوی یک بحران بین‌المللی سوق می‌دهد. اگر آقای ترامپ می‌خواهد خلاف این را ثابت کند، قانون اساسی به‌روشنی مشخص کرده که چه باید بکند: به کنگره مراجعه کند. بدون تأیید کنگره، اقدامات او ناقض قانون ایالات متحده است. توجیه ظاهری دولت برای این ماجراجویی نظامی، نابودی «نارکوتروریست‌ها» است. دولت‌ها در طول تاریخ بارها رهبران کشورهای رقیب را «تروریست» نامیده‌اند تا تهاجمات نظامی خود را به‌عنوان عملیات‌های پلیسی توجیه کنند. این ادعا در این مورد خاص به‌ویژه مضحک است، زیرا ونزوئلا نه تولیدکننده معنادار فنتانیل است و نه سایر موادی که در سال‌های اخیر موجب همه‌گیری مرگ‌ومیر ناشی از مصرف بیش از حد مواد در ایالات متحده شده‌اند. 🔵 توضیحی محتمل‌تر برای حملات به ونزوئلا را می‌توان در راهبرد امنیت ملی‌ای یافت که ترامپ اخیراً منتشر کرده است. در این سند، با حق سلطه بر آمریکای لاتین ادعا شده است: «پس از سال‌ها غفلت، ایالات متحده دکترین مونرو را دوباره برقرار و اجرا خواهد کرد تا برتری آمریکا را در نیم‌کره غربی احیا کند.» در آنچه این سند «تکمله ترامپ» نامیده، دولت متعهد شده است نیروهای خود را از سراسر جهان به این منطقه بازآرایی کند، قاچاقچیان را در آب‌های آزاد متوقف سازد، علیه مهاجران و قاچاقچیان مواد مخدر از نیروی مرگبار استفاده کند و احتمالاً نیروهای نظامی بیشتری از آمریکا را در سراسر منطقه مستقر کند. 🔵 ظاهراً ونزوئلا نخستین کشوری شده است که مشمول این "امپریالیسمِ متأخر" قرار می‌گیرد؛ رویکردی خطرناک و غیرقانونی نسبت به جایگاه آمریکا در جهان. ترامپ با پیش بردن این مسیر بدون هیچ نشانی از مشروعیت بین‌المللی، اختیار قانونی معتبر یا حمایت داخلی، خطر آن را دارد که برای اقتدارگرایانی در چین، روسیه و دیگر کشورها که می‌خواهند بر همسایگان خود سلطه یابند، توجیه فراهم کند. در کوتاه‌مدت‌تر، او تهدید می‌کند همان خودبزرگ‌بینی آمریکایی را تکرار کند که به حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ انجامید. 🔵 ترامپ در دوران نامزدی ریاست‌جمهوری، ظاهراً مشکلات زیاده‌روی نظامی را درک می‌کرد. در سال ۲۰۱۶، او از معدود سیاستمداران جمهوری‌خواهی بود که حماقت جنگ عراقِ رئیس‌جمهور جورج دبلیو بوش را به صراحت محکوم کرد. در سال ۲۰۲۴ نیز گفت: «من قرار نیست جنگی را شروع کنم. من قرار است جنگ‌ها را متوقف کنم.» او اکنون این اصل را کنار گذاشته و این کار را به‌طور غیرقانونی انجام می‌دهد. قانون اساسی ایالات متحده تصریح می‌کند که هر اقدام جنگی باید به تصویب کنگره برسد. بله، رؤسای‌جمهور اغلب مرزهای این قانون را جابه‌جا می‌کنند. اما حتی بوش نیز برای حمله به عراق به‌دنبال تأیید کنگره رفت و آن را دریافت کرد. ترامپ حتی کوچک‌ترین پوشش ظاهری از اختیار قانونی برای حملاتش به ونزوئلا ندارد. @World_Orders https://www.nytimes.com/2026/01/03/opinion/venezuela-attack-trump-us.html

  • ☑️چشم انداز سیاست بین‌الملل در ۲۰۲۶ ✅جهان حالا وارد بیست و ششمین سال خود در قرن ۲۱ شده است. چه دورنمایی از این سال می‌توان متصور بود؟ سؤالی که از اواخر دسامبر دستمایه تحلیل، ارزیابی و پیش‌بینی کارشناسان و اندیشمندان بین‌المللی شده است. در جهانی که نمایه دونالد ترامپ در کانون آن قرار دارد کمتر می‌شود از ثبات صحبت کرد و روندها را منظم دید و بررسی کرد. ✅ اگرچه حتی بدون حضور ترامپ هم مرور «ربع قرن» گذشته جهان چشم‌انداز مثبتی از سال جدید میلادی ارائه نمی‌دهد. در سال ۲۰۲۶ قرار نیست سنت شکنی خاصی در حوزه‌های آشفته و ناآرام جهانی انجام شود و به سیاق قرون گذشته و حتی در عصر هوش مصنوعی هم، «عدم قطعیت‌ها» و «ژئوپلیتیک» حکمفرمای جهانی خواهند بود که ساختارها و هنجارهای نظم پساجنگ سرد را بیش از گذشته از دست و پای خود باز کرده و آنارشیک‌تر شده است. ✅ در چنین فضایی است که نظم جهانی در دوران‌گذار خود قرار دارد؛ نظمی قدیمی که دیگر رمقی برای ادامه ندارد و ناظم آن یعنی ایالات متحده بیش از هر واحد سیاسی دیگری از آن عقب‌نشینی کرده و آن را از قواره انداخته است و از طرف دیگر نظم جدیدی که هنوز استقرار پیدا نکرده است. ✅ راهنمای تاریخ به ما می‌گوید در دوران مشابه امروز، جهان آبستن جنگ‌های گسترده خواهد شد؛ مانند حدفاصل نظام دو قطبی (۱۹۴۵-۱۹۹۱) و نظام موازنه قوای اروپایی حاکم بر جهان پس از کنگره وین (۱۸۱۵-۱۹۴۵) که با دو جنگ جهانی آغاز و پایان یافت. ✅ بی دلیل نیست که وضعیت امروز را لحظه ۱۹۱۴ توصیف کرده‌اند. یعنی لحظه‌ای که یک دانشجوی صرب، با شلیک گلوله به فرانتس فردیناند ولیعهد اتریش، جرقه جنگ جهانی اول موسوم به جنگ بزرگ را زد. سال ۲۰۲۶ برخلاف پیش‌بینی‌هایی که می‌شد همچنان وارث جنگ اوکراین خواهد بود. در سال نوی میلادی احتمالا اوکراین ۲۰ درصد از خاک خود را از دست خواهد داد. آمریکای دونالد ترامپ با بازگشت به دکترین مونروی خود، پذیرفته دیگر هژمون جهان نیست و به منطق حوزه نفوذ بازگشته است. ✅ این یک فرصت طلایی و وسوسه‌انگیز برای چین خواهد بود تا حلقه محاصره تایوان را تنگ‌تر کند و فدراسیون روسیه به احیای سیاست «خارج دور» اقدام کند. یکی از بزرگ‌ترین معاهده‌های تسلیحاتی در سال پیش رو احتمالاً تمدید نشود و اگر پیمان «استارت جدید» بین آمریکا و روسیه از میان برداشته شود جهان یک گام به پرتگاه آخرالزمان هسته‌ای نزدیک خواهد شد. ✅ قاره سبز احتمالاً مبدأ تحولات بزرگی خواهد شد که ناشی از رهاشدگی توسط آمریکاست. دولت‌های راست و همچنین ملی‌گرایی افراطی در مسیر قدرت گرفتن خواهند بود و اروپا به سمت اقتدارگرایی و بازگشت به مرزهای ملی در تلاطم خواهد بود. این اقدام به معنای چندپاره شدن بیشتر مفاهیمی چون «جهانی شدن» و «اروپای واحد» است. ✅ خاورمیانه در ۲۰۲۶ همچنان در جست‌وجوی نظم و ترتیبات جدید خواهد بود. «معمای امنیت» و «تحمیل بازدارندگی» احتمالاً میان ایران و اسرائیل همچنان در جریان خواهد بود. رقابت میان بازیگرانی چون ترکیه و عربستان تشدید خواهد شد. سوریه و عراق با دخالت و رقابت بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی نقشی کانونی در معادلات نظم آتی منطقه خواهند داشت و چشم‌انداز تداوم و پایداری آتش‌بس در غزه روشن نیست. ✅ در آمریکا، به احتمال زیاد دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، مجلس نمایندگان را دوباره به دست خواهند آورد. کنترل مجلس نمایندگان، دموکرات‌ها را قادر می‌سازد تا جلوی دستور کار دونالد ترامپ را بگیرند و تحقیقاتی را در مورد تخلفات دولت او آغاز کنند؛ حتی نمی‌توان احتمال روند استیضاح ترامپ را رد کرد. ترامپ از الان تا تمام تلاش خود را خواهد کرد تا از پیروزی دموکرات‌ها جلوگیری کند. ✅ در سال جدید میلادی همه نشانه‌ها از سالی دشوار برای اقتصاد جهان و بازارهای مالی حکایت دارد. نظام تعرفه‌ای آمریکا در کنار رقابت تجاری چین-آمریکا بر سر مواد کمیاب معدنی، همچنین وضعیت متزلزل مالی عمومی آمریکا، همراه با فشار مداوم بر استقلال فدرال رزرو، می‌تواند بحرانی جهانی را رقم بزند. کارشناسان مالی معتقدند چنین شوکی ممکن است حباب هوش مصنوعی را بترکاند، قیمت سهام و سرمایه‌گذاری در آمریکا را کاهش دهد و اقتصاد این کشور را به رکود بکشاند. @World_Orders https://irannewspaper.ir/8926/1/144821

  • 📹 منصف المزروقی رئیس‌جمهور سابق تونس: محمد بن زاید به نمایندگی از اسرائیل در سراسر منطقه عمل می‌کند 🔴 برای من، او دست‌نشانده اسرائیل است. او به تنهایی عمل نمی‌کند. اعتقاد من بر اساس تجربه است نه فقط حرف. 🔴رهبر امارات از نیروهای ضد آزادی‌خواه و جنگ‌ها در جهان عرب حمایت می‌کند تا هر حرکتی که ممکن است اسرائیل را تهدید کند سرکوب کند. 🔴 او نماینده سرنیزه رژیم‌های دیکتاتوری عربی در دفاع از اسرائیل است. @World_Orders

  • ✅انزوای اروپا  🔻دکترین مونروی ترامپ چه تهدیداتی برای اروپای غربی ایجاد می‌کند؟ «تهدیدی که بیش از همه درباره اروپا نگرانم می‌کند، روسیه نیست. چین هم نیست. چیزی که نگرانم می‌کند عقب‌نشینی اروپا از برخی اساسی‌ترین ارزش‌های خود است». این جملات را «جی‌دی‌ونس» زمستان سال گذشته در جریان حضورش در اجلاس امنیتی مونیخ و حملات بی‌سابقه به اروپایی‌ها گفت؛ لحظاتی که حضار اروپایی را در سکوتی بهت‌آور و شوکه‌کننده فروبرد و در نهایت رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ را به گریه انداخت. «کریستوفر هیوگسن» هنگام سخنرانی اختتامیه با چشمانی پر اشک گفت: «بعد از سخنرانی معاون ترامپ در روز جمعه، شاید ارزش‌های اخلاقی ما دیگر با آمریکایی‌ها یکی نباشد». نزدیک به یک سال بعد، دولت ترامپ همه آنچه ونس در مونیخ گفت را مکتوب و تبدیل به مانیفست خود در سند امنیت ملی ۲۰۲۵ کرده است؛ سندی که بخش اروپای آن، برای مقامات مغرور غربی در «باغ اروپا» (به قول جوزپ بورل مسؤول سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپایی) یک ضربه بی‌سابقه است. تازه‌ترین سند امنیتی آمریکا که از ۲ جنبه برای اروپا یا به طور دقیق‌تر اروپای غربی، نگران‌کننده است. در دوره‌ای که پس از ۸۰ سال جنگ به اروپا بازگشته و ساختارهای نظم جهانی که حافظ امنیت جمعی اروپا بود فروریخته، ایالات متحده آخرین گام خود را برای برداشتن چتر امنیتی از سر آنها برداشته و پیوندهای طرح تاریخی مارشال را از هم گسسته است. جنبه اول به اختلافات آمریکای ترامپ با اروپای لیبرال برمی‌گردد که نه اختلافی تاکتیکی، بلکه یک مخالفت نظری و بنیادین است. سند استراتژی آمریکا بحران اروپا را «حذف تمدنی» نامیده است. این سند اتحادیه اروپایی را با عباراتی خصمانه توصیف کرده و می‌گوید این نهاد «آزادی سیاسی» و «حاکمیت» را تضعیف کرده است. آنچه برای اروپایی‌ها نگران‌کننده است، تأیید احزاب راست‌گرا (میهن‌پرست) و هدف اعلام‌شده برای «پرورش مقاومت درون ملت‌های اروپایی» است. این راهبرد جدید نه‌تنها پایان اتحاد فرا‌آتلانتیک را رقم می‌زند، بلکه بازتنظیم به سوی اتحادی از «غیرلیبرال‌ها» را نیز نشان می‌دهد. جنبه دوم سند طرح‌واره کلی آن و بازگشت به دکترین مونرو و تکمیل آن است. دستور کار سنتی‌ای که ۲ قرن بر سیاست خارجی - امنیتی ایالات متحده حکمفرما بود. بعد از جنگ دوم جهانی و دوره هری ترومن، آمریکا از لاک انزواگرایی خارج شد و «جهان‌گرایی» را پیش گرفت. در دولت دوم ترامپ دکترین مونرو محدود به نیمکره غربی نشده و ترکیبی از «انزواگرایی و جهان‌گرایی» است؛ چیزی که آمریکایی‌ها آن را «دکترین مونرو ۲» یا اخیرا دکترین «دونرو» (مخفف مونرو و لقب ترامپ - Don) لقب داده و در متن سند امنیت ملی هم به عنوان «ضمیمه ترامپ بر دکترین مونرو» به کار رفته است. این دکترین ۲۰۰ سال قبل در برابر مداخله اروپایی‌ها در آمریکای لاتین به کار گرفته شد و بازگشت به این سیاست دیرینه علاوه بر اینکه نشان‌دهنده این گزاره است که آمریکا پذیرفته دیگر هژمون نیست، به معنای این است که ایالات متحده دیگر نمی‌تواند از اروپا حمایت کند. در چنین شرایطی فصل اختصاص‌یافته به اروپا در «راهبرد امنیت ملی» ترامپ جای چندانی برای تردید باقی نمی‌گذارد که مقام‌های آمریکایی خود را به این عادت می‌دهند که مشکلات اروپا را از دریچه هزینه‌های ناکافی نظامی و رکود اقتصادی ببینند اما مشکلات واقعی آمریکا با اروپا حتی عمیق‌تر از اینهاست. رهبران اروپایی اکنون نقشی حاشیه‌ای در مذاکرات پایان جنگ اوکراین بازی می‌کنند. چندین حوزه وجود دارد که در آن شکاف ایدئولوژیک میان ایالات متحده و اروپا آشکارتر شده است. ترامپ و حامیانش، یعنی ماگاییست‌ها آمریکای امروز را به ‌عنوان نجات‌دهنده مسیحیت، در مبارزه‌ای علیه «ووک‌گرایی» و جهانی‌گرایی به تصویر می‌کشند. در این تقابل، آنها اروپای لیبرال را بیشتر یک دشمن می‌بینند تا یک شریک. از این منظر، همان‌طور که در روح سند امنیت ملی ۲۰۲۵ هم حاکم است، حتی روسیه همسوتر با ارزش‌های ماگا (MAGA) به ‌نظر می‌رسد. در نگاه بسیاری از جمهوری‌خواهان رادیکال، تنها رستگاری اروپا در اوج‌گیری احزاب راست‌گرا در فرانسه، آلمان یا اسپانیاست. به همین ترتیب، رویکرد نظامی - امنیتی آمریکا در مناطق جهانی با رویکرد اروپا متفاوت است. یعنی درست همان چیزی که اخیرا وزیر خارجه آمریکا خطاب به اروپایی‌ها بیان کرد؛ هنگامی که از مارکو روبیو درباره عملیات نظامی آمریکا در دریای کارائیب پرسیده شد و گفت: «فکر نمی‌کنم اتحادیه اروپایی این حق را داشته باشد که تعیین کند حقوق بین‌الملل چیست و آنچه قطعاً حق تعیین آن را ندارد، این است که ایالات متحده چگونه از امنیت ملی خود دفاع می‌کند». @World_Orders

  • 📹 نفت دلیل فشار آمریکا بر ونزوئلا را توضیح می‌دهد اسکای نیوز: گرچه آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت در جهان است، بیشتر تولید آن نفت سبک شل است. بسیاری از پالایشگاه‌های آمریکایی—به‌ویژه در تگزاس و لوئیزیانا—برای پردازش نفت سنگین و متراکم طراحی شده‌اند و بازسازی آن‌ها میلیاردها دلار هزینه دارد. در نتیجه، آمریکا هنوز به شدت به واردات وابسته است، عمدتاً از کانادا. در همین حال، ونزوئلا روی برخی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت سنگین جهان قرار دارد. حتی با کاهش تولید، این منبع اهمیت استراتژیک زیادی به این کشور می‌دهد. با این دیدگاه، فشار آمریکا بر ونزوئلا کمتر به مواد مخدر مربوط بوده و بسیار بیشتر به تأمین نوع نفتی که پالایشگاه‌های آمریکا واقعاً به آن نیاز دارند مرتبط است. @World_Orders

🌍 نظم جهانی | علیرضا حجتی — tgindex