یئکن نیوز
Статистикаادمین رحمان حسین زاده (کتابچی) 09149732531 کانال یئکن نیوز تاریخ ، فرهنگ و فولکلور یکانات و مسائل اراضی و منابع طبیعی و گزارش فعالیت های اهالی و نوشته های تاریخی وادبی ادمین (حسین زاده ) @YekenNews
- Последний пост
- 30 сент. 2023 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 19
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پست دهم ادامه از پست بالا 👆👆👆👆https://t.me/rahmantarix بدعت های کسروی کسروی در هر موضوعی برای اینکه خودش را مطرح کند موضع میگرفت و در زمان تاسیس فرهنگستان در سال1314 لغت سازی که برای زبان عقیم وبی قاعده تاجیک (فارسی ) بود متخصصین این شیوه ناشیانه تخمک های کلمات را به بدنه عقیم زبان علیل تاجیکی تزریق میکردند هر نوع وشیوه این کار را انجام میداند باز هم این زبان عقیم لغات جدید زاد و ولد نمی کرد چون این زبان ذاتا عقیم بود این لغات ناهمگون موجب ایراد واستهزای اهل ادب واقع میشد به عنوان مثال برای «گلن وگیدن» تفنگ کلمه ی بنام « رو و آیک » قالبگیری کرده بودند که قرار بود در ارتش اینجمله را بکار ببرند اما مدتی بعد این گفتار چندش آور موجب خستگی وناهنجاری گویندگان میشد پس از مدتی این لغات دوباره به کنار گذاشته میشد ودوباره همان آش و همان کاسه بود و کسروی این وضعیت را تحمل نمی کرد گفت شما بلد نیستید و خودش شروع کرد به لغت سازی برای مانند کلمه : آخیشج = ضد ، سهیدن =متاثر شدن ، آگ = عیب ... وحتی میخواست با گرامر ترکی زبان تاجیکی را صرف کند در تاریخ مشروطه نوشته «مردم در اعتراض دکانها را به بندانیدند» اینگونه افعال در تاجیکی نمی تواند صرف بشود و بعد کسروی با فرهنگستان هم زاویه پیدا کرد. بدعت دیگر کسروی کتاب سوزی بود در روز مشخصی از سال کتابهای خیام ، حافظ و..گرد میاوردند با همکفرانش آتش میزندند واظهار خوشحالی میکردند .اما بدعت دینی اوجنجال برانگیز تر از بدعتهای دیگرش بود اوپاکدینی را ایجاد کرد وپیروانی برای خود گرد آورد هر گاه کسی به این جمع وارد میشد بجای سلام میگفت پاکدینی طرف مقابل هم بجای علیکم سلام میگفت آک دینی اما روحانیت در مقابل این موضوع سخت ایستاد ودر منابر ومساجدشروع کردند به لعن و نفرین به کسروی و یارانش که یکی از آن نفرین ها این بود « جنگ دوم جهانیده آتلان توپلارین سایئجا کسرویه لعنت » مردم هم میگفتند بش باش و.. بدعت دیگر او تاریخساز که شیوه جعلی خاص خودش را داشت اما ماندگارترین بدعت اودر جایش خواهیم نوشت که با صرف هزینه های کشوری وایجاد نسل تباهی جهت ادامه این شیوه شوم زبان آذری بود و وفاجعه آمیزترینش هم ایجاد شعار بر علیه ترکان و مخصوصا آذربایجان بود که هر کسی خلاف رویه تاجیکان رفتار میکرد یا می نوشت کسروی از او با عنوان تجزیه طلب وضد ایرانی و ایادی بیگانه بودن از آنسوی مرزها متهم میکرد بنای شوم این شعار فاجعه آمیز را کسروی گذاشت و امروزه هم توسط تاجیگان افراطی منشا تنش ،تشدد و تفرقه در اراضی ایران واحدبرعلیه ترکان ادامه دارد و... ادامه مطلب در پست های آینده لطفا لینگ ما را به دوستان معرفی فرمایید (رحمان تاریخ ) https://t.me/rahmantarix و ارتباط با من @ rahmanhuseynzadeh رحمان حسین زاده 1402/7/6
کسروی که بود و چه کرد / نویسنده رحمان حسین زاده - شامل دوپست پست نهم ادامه از پست هشتم https://t.me/rahmantarix کسروی درتشخیص منافع شخصی وایده هایش خیلی تیز بین بود میبیندرضا خان رفته دیر یا زود جنگ جهانی هم تمام میشود وفروغی با راهنمایی انگلستان پسرش را شاه آینده ایران کرده است و به همین خاطر به پسر رضا خان بیشتر از پدرش امیدوار بود میگفت به هر حال اوباسواد است هر چه باشد حَس ، نَس را میفهمد به همین خاطر روزبروز بر علیه مذهب و ترکان وبه کسانیکه زاویه داشت مقاله مینوشت اما دینداران چون در جامعه پر وبالی داشتند در سال 1324 ر به دست فدائیان ترور شد شر اورا با کشتن در دادگاه از خود دور کردند وپرونده هم مدتی بدون پی گیری بسته شد. اما ترکان ومخصوصا در آذربایجان با توجه به فضای آزادی بوجود آمده از موهبت جنگ جهانی دوم !!که مردم آذربایجان توسط انجمن ها و محافل خیلی فعال شده بود واین فعالیت ها توسط افراد مدبر وبا اتحاد همه تشکل ها به ایجاد فرقه دمکرات آذربایجان ونهایت با گزینش پیشه وری منتهی به نتیجه شد و در باره شرارات کسروی چندین بار فعالین آذربایجان خواستند کسروی و امثال اورا تنبیه کنند ولی سران انجمن ومحافل مخصوصا پیشه وری اجازه اینگونه رفتارهای ناخوشایند و فاشیستی در فضای دمکراتیک آذربایجان آنروز با آزادی منافات داشت نمیدادند . کسروی جنجالی در دوران وکالتش در محکمه پزشک احمدی و قبلا نیز گویا 53 نفر معروف ودیگران را بعهده داشت در هنگام دفاع ازپزشک احمدی در دادگاه که به ریاست میرزا اسماعیل یکانی برگزار شده بود کسروی از عامل اصلی فلاکت کشور یعنی انگلیس و دست نشاندگانش، پهلوی وافراد سیاسی و خود فروخته در دادگاه حرفی نمی زند وجامعه و افراد حاضر در دادگاه را مقصر میداندیعنی مقصر اصلی را کتمان میکند و حتی اهل دادگاه را هم بباد انتقاد می گیرد .کسروی در دادگاه گفت با اینکه احمدی به بالای دار خواهد رفت بجای خود ولی شما افراد دادگاهی و این مردم هم نوعی مقصر هستید و گاهی در آنطرف و گاهی در اینطرف هستید . (نقل به اختصار ) در دوره جنگ جهانی دوم فضا هر روز بر علیه رفتار و فعالیت های گستاخانه کسروی تاریکتر و تنگتر میشد حتی بعضی از دوستان که اورا نصیحت میکردند توجه به توصیه افراد نمی کرد میگفت من به راهم ایمان دارم وادامه خواهم داد. متاسفانه چنین افرادی دگم و خشک اندیش در همه ادوار یافت میشوند فکر میکنند که تنها اینها درست فکر میکنند وهمه مسائل را میدانند و به مشورت راهنمایی دیگران هیج ارزش نداده و توجه نمی کنند اینگونه افراد در تاریخ کم نیستند اینها فدا کاران بیشعور یا جاهلان خشک اندیش هستند در اوج حماقت هستی ونیستی شان را هم فدای اندیشه های مستبدانه و دگم خود میکنند امثالش مانند تقی زاده که در آخر عمر در اوج فقر ودرماندگی کتابخانه ش را میفروشد با رضاخان زاویه داشت بعد در دوره پسرش به ایران آمد تقی زاده به گمان خودش میخواست همیشه پاکدامن بماند و همه چیز خود را فدای در راه ساخت شعار ایران برای همه (یعنی ایران برای تاجیکان )کرد ونهایت سر گذشت ناملایم خود را که دلش انباشته از رنجی وتحمل مشقت زندگانیش که از تاجیگان دیده بود با استاد شهریار درد دل میکندو از گذشته ی رنجور خود می نالد یا زریاب خویی با اینهمه تلاش و جانفشانی در باره تاریخسازی وادبیات نویسی برای تاجیگان کرده بود در دوره پیری در خانه ی در تهران تنها میماند وحتی یکی از اهالی خوی که بدیدنش میرود شروع به گلایه میکند میگوید این شیر آبیاری من چندین روز است خراب شده ولی به هر دوستی ودانشجویم تلفن میکنم اهمیت نمی دهند حتی آشناینم اهالی خوی هم به من وقعی نمی گزارند اتفاقا طرف بعد از رفع مشکل این آقا با لحن ملایم میگوید جناب زریاب شما عمری برای فارس ها خدمت کرده اید وبرای اهالی خوی یا به ایل و تبار شهر خودتان کاری ملموسی انجام نداده ید وحتی اهالی وتبار خودتان را به عناوین مختلف بد نام کرده اید که حالا گلایه میکنید نه اهل خوی شما را میشناسند نه شما آنها را می شناسید من هم به خاطر رفاقت پدارانمان با همدیگر ودر خواست فرزند دانشجویم که خواستار آشنایی با جنابعالی بود اتفاقی به خدمتتان رسیدیم (نقل قول یک دانشجو )👇👇👇👇 ادامه در پست پایین
مقاله زیر برای اولین بار درشماره 3 نشریه چنلی بئل (ویژه نامه آذربایجان غربی) به چاپ رسیده است. منطقه گروس در 1325 شمسی همزمان با شکست « فرقه دموکرات آذربایجان» و تشدید فشارهای حکومت پهلوی ملعون به مردم آذربایجان و شدت یافتن اعمال استعماری بر علیه آذربایجان، از استان چهارم « آذربایجان غربی» منفک گردیده و به استان همدان واگذار گردید و نهایتاْ در 1337 با تشکیل استان کوردستان گروس به این استان ضمیمه شد و این در حالیست که با بررسی تاریخی مشخص میگردد که این منطقه همواره جزو منطقه آذربایجان بوده و خواهد بود. مردم گروس در جریان انقلاب مشروطه با 300 سوار به یاری و کمک «ستارخان» و دیگر دلیران مشروطه آذربایجان شتافتند. 1- - بايجار Baycar (بيجار، بيجر، ....): كلمه اي تركي برگرفته از نام يكي از فرماندهان دوره امپراتوري تركي سلجوقي و به معني شخص قدرتمند و ثروتمند. 2- قوروا Qurva (قروه، قروا، قوربا، ....): كلمه اي تركي به معني نهال نو، برگ تازه جوانه زده و نيز ظرفي چرمي براي حمل آب (قوروا به زبان مغولي به معني عدد سه است) @qazvinturklari
سازمان ملل: هیچ موردی از برخورد منفی آذربایجانی ها با ارمنی ها ثبت نشده است. کاویتا بلانی، نماینده کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در ارمنستان در پاسخ به سوال خبرنگار آنادولو مبنی بر اینکه آیا بدرفتاری با این افراد ثبت شده است؟ گفت: من می دانم که تاکنون هیچ حادثه ای ثبت نشده است. هیچ موردی از بدرفتاری گزارش نشده است. سفر طولانی است، ترافیک برای مردم شرایط سختی است. اما هیچ موردی از بدرفتاری آذربایجانی ها ثبت نشده است. @Ttariximiz
🎥 اشکهای مجری ارمنستانی هنگام اعلام انحلال جمهوری خودخوانده قرهباغ 📡 QOŞULUN: @BizimSulduz | بیزیم سولدوز
без подписи
چرا ارامنه قره باغ به ارمنستان مهاجرت می کنند؟ امروز چهار شنبه پنجم مهر ماه هزار و چهارصدو دو هجری شمسی و بیست و هفتم سپتامبر دو هزار و بیست و سه میلادی، هشت روز از حمله برق آسای ارتش آذربایجان به مراکز و پایگاههای تروریست های ارمنی در قرهباغ و تسلیم مطلق آنها در بیست و چهار ساعت میگذرد. بعد از این تسلیم، آذربایجان اعلام کرد امنیت زندگی و احتیاجات ارامنه قره باغ را تضمین میکنبم و ارامنه ای که تبعیت و قوانین آذربایجان را بپذیرند از کلیه حقوقی که آذربایجانیهای دیگر دارند، آنها هم برخوردار خواهند شد. اما یک روز پس از تسلیم تروریستهای مسلح قره باغ، فرودگاه خوجالی با ارامنه ای که میخواستند قره باغ را ترک کنند پر شد. در روزهای بعد، ترک شهرهای «خانکندی» و دیگر شهرهاییکه ارامنه در آن ساکن بودند شروع شد تا جاییکه جاده خانکندی- لاچین از ترافیک سنگین قفل گردید. مهاجرت ارامنه قره باغ به ارمنستان با میل و رغبت خود و بدون اجبار صورت میگرفت حتی نیروهای امنیتی آذربایجان از پیر زنان و پیرمردان و کودکان با آب و غذا و بیسکویت پذیرایی میکردند و دارو به مریضها داده و با جمله «یاخشی یول» بدرقه اشان میکردند! امروز و در هشتیمن روز تسلیم خانکندی، خبرنگار بی بی سی در آخرین ساعت روز اعلام کرد که حدود نصف جمعیت قره باغ ( بی بی سی جمعیت قره باغ را صدو بیست هزار نفر اعلام می کند) این منطقه را به سوی ارمنستان ترک کرده اند. با اینکه هیچ ارگانی و هیچ کسی نه تنها ساکنین ارامنه قره باغ را تهدید نمی کند، بلکه از طرف دولت امنیت آنها هم تضمین میشود،. با این تفصیل چرا آنها مهاجرت و ترک منطقه و محل زندگی خودرا ترجیح میدهند؟ به نظر می آید بیشتر انها شریک جنایت «فاجعه خوجالی» و قتل و شکنجه سالهای هزارونهصدو نود تا نود سه مردم بی دفاع آذربایجان در قره باغ بوده اند و شرمندگی، ترس و واهمه تلافی آن سالها توسط مردم آذربایجان را دارند که آنها را مجبور به ترک منطقه و پناه بردن به ارمنستان می کند...!! #آذربایجان #قره_باغ #قاراباغ #تروریست #ارمنستان #مهاجرت https://telegram.me/yurddash
سگ وفادار متعلق به شهید رامیل رضایف از شهدای عملیات قره باغ که هنگام تشییع پیکر بی جان این شهید تابوتش را رها نمیکرد اکنون بر سر مزارش خوابیده است... خداحافظی دلخراش با یک دوست وفادار... @DefenceTurks
💥سرنوشت مردم در دست رهبران آنهاست. ✍️علی مرادی مراغه ای @Ali_Moradi_maragheie ✅مطالعه تاریخ ملتها نشان می دهد که این رهبران هستند که نقش تعیین کننده در سرنوشت مردم دارند نه احزاب یا پارلمان ها یا... رهبران با هر تصمیمی که می گیرند سرنوشتِ میلیونها انسان را رقم می زنند... ♦️داشتم فیلم دیدار رجب طیب اردوغان با ایلان ماسک را می دیدم برایم جالب بود. (فیلم را در زیر این نوشته آورده ام). اردوغان که اخیرا برای شرکت در هفتاد و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرده بود در «تورک اوی» در نیویورک با ایلان ماسک، بنیانگذار و مدیر عامل تسلا و اسپیس ایکس یعنی ثروتمندترین شخص جهان دیدار کرد، اردوغان او را به جشنواره ای دعوت کرد که قرار است از 27 سپتامبر تا 1 اکتبر در ازمیر(ترکیه) برگزار شود، اردوغان همچنین، از ماسک خواست تا هفتمین کارخانه تسلا را در ترکیه تأسیس کند. اما عجیب ترین موضوع دیدار این بوده که ایلان ماسک پسربچه سه ساله اش را بغل کرده آمده بود! اردوغان توپ فوتبالی به پسربچه و نسخه انگلیسی کتاب خود(دنیای عادلانه تر امکان پذیر است) را به ایلان ماسک هدیه داد که البته پسربچه نمی گیرد، اما در صحنه معنی دارِ پایانی دیدار، پدر را می بینیم که پسربچه را به خانم دستیارش داده و خودش کتاب اردوغان را در زیر بغل دارد و خارج می شود! برخی ایراد گرفته اند که چرا برخلاف قواعد دیپلماسی با بچه آمده بود...؟! به نظرم، اینها ایرادها بچگانه است آنچه مهم است تحققِ آن خواسته ی اردوغان از ایلان ماسک است یعنی تاسیس هفتمین کارخانه در ترکیه و تاثیر آن در حیات اقتصادی هزاران مردم ترکیه... ♦️بلی! داشتم از نقش رهبران در سرنوشت ملتها می گفتم، به نظرم بهترین مثال، مقایسه دو رهبر چین می باشد یعنی: دیوانه بازی های مائوتسه تونگ و در مقابل، هوشمندی دنگ شیائوپینگ جانشین او. هر ملتی در طول زندگیش گاهی تب می کند و دیوانه بازی در می آورد اما این مهم نیست بلکه، مهم اینست که چقدر زود دست از آن دیوانه بازی بکشند و سرِ عقل بیایند... در دیوانه بازی های مائو، بزرگترین قحطی تاریخ آن کشور رقم خورد، بین 15 تا 45 میلیون چینی بین سالهای 1958 تا 1962 بر اثر گرسنگی شدید جان سپردند، اما با مرگ مائو، رهبری چین به دنگ شیائوپینگ رسید، او میتوانست از مائو تقلید کند، مردم را در فقر رها کرده خود در تجملات زندگی کند... اما او اینکار را نکرد، بلکه او در همان کشور و در همان حزب، دست به تغییرات و اصلاحات اساسی زد: اول، کیش شخصیت و هاله تقدسِ مائو را شکست سپس از توهمات و شعارهای ایدئولوژیکی و کله داغ و هارتوپورت بازی او فاصله گرفت و اصالت عمل (پراگماتیسم) را برگزید و گفت: «هزار شعار و سخنرانی انقلابی یک دانه برنج در کاسه دهقان چینی نمیگذارد.» ♦️مائو با شعارهای مارکس و انگلس و با وعده های ایجاد بهشت در آینده ای دوردست(نسیه) در عرش زندگی می کرد اما دنگ شیائوپینگ در روی زمینِ سخت با سرنوشت میلیونها چینی مواجه بود که با گرسنگی و فلاکت درگیر بودند! دنگ شیائوپینگ، اقتصاد بازار را پذیرفت، چین را به روی سرمایه های خارجی باز کرد و در نتیجه، آن معجزه اقتصادی چین رخ داد و چین به یکی از دو ابرقدرت امروز جهان تبدیل شد! ❇️من تمام اصلاحات دنگ شیائوپینگ و تفاوتش با شعارهای خیالپردازانه مائو که وعده بهشتِ نسیه(در آینده بر اساس مارکسیسم) را سر می داد در یک جمله خلاصه می کنم: عزیزم! این مهم نیست که گربه سفید باشد یا سیاه. فقط این مهم است که موش بگیرد و اگر موش را گرفت، گربه خوبی است و کارآمد... به نظرم اگر آیلان ماسک بجای بچه در بغل حتی اگر با شلوارک نیز می آمد چندان مهم نبود مهم، تشویق او به تاسیس هفتمین کارخانه اش در ترکیه بوده، چرا که، فلسفه وجودی هر سیاستمدار، تنها در تلاش او برای ایجاد رفاه و زندگی سعادتمندانه برای مردمش معنی می یابد... ⚡️فیلم زیر:
قتل زبانهای زنده، حفظ کتیبههای مرده! چه تناقضی است که ما از یک سو سرمایههای زیادی را برای حفظ کتبیهها و آثار مرده تاریخی خرج میکنیم و از سوی دیگر سرمایههای زیادی را برای محدود کردن و تضعیف زبانِ زندهی مادری اقوام صرف میکنیم؟! تخریب زبان به تخریب فرهنگ و تخریب فرهنگ به تخریب هویت میانجامد. آنگاه وقتی هویت تخریب شد جای آنرا نفرت و خشونت پر خواهد کرد. #زبان_مادری ابزار بسط سرمایه اجتماعی است و تخریب آن یعنی تخریب سرمایه اجتماعی! ما گمان کردهایم که با فارسی سازی همه چیز در استانهای غیرفارسی زبان، به بسط انسجام اجتماعی کمک کردهایم، اما چنین نیست. قتل زبان مادری با نسلکشی و #نژادپرستی تفاوتی ندارد. جامعهای که یک زبان را بر همه زبانهای مادری تحمیل میکند یک جامعه نژادپرست است که میخواهد یک زبان را که آن را زبان برتر میداند بر بقیه حاکم کند. فرقی نمیکند، شما چه بخواهید یک نژاد را نسبت به سایر نژادها برتری بدهید، چه یک زبان را، چه یک مذهب را و چه یک ایدئولوژی را، همه به معنی نوعی نژادپرستی است. ✍دکتر محسن رنانی https://t.me/yurdumuz1
اؤیله سرمستم کی، ایدراک ائتمزم دنیا نهدیر، من کیمم، ساقی اولان کیمدیر، مئی و صهبا نهدیر. گرچی جاناندان دل شئیدا ایچون کام ایسترم، سورسا جانان، بیلمزم کام دل شئیدا نهدیر. وصلدن چون عاشقی موستغنی ائیلر بیر وصال، عاشقه معشوقدن هردم بو ایستیغنا نهدیر؟ حکمت دنیا و مافیها بیلن عارف دئگیل، عارف اولدیر، بیلمهیه دنیا و مافیها نهدیر. آه و فریادین، فضولی، اینجیدیبدیر عالمی، گر بلای عشق ایله خوشنود ایسن، غوغا نهدیر؟ سوزلر: فضولی💐 سلام حرمتلی دوستلار گونوز آیدین اولسون 🌸🌸💖💖
✅چین روسیه و امریکا یعنی ۸۰٪ قدرت امنیتی و نظامی جهان، چین و امریکا یعنی ۵۰٪ قدرت اقتصادی جهان، امریکا و اتحادیه اروپا یعنی ۸۰٪ گردش مالی جهان، ببینید امارات چه تدارکی و پشتیبانی جذب کرده برای اشغال سه جزیره ایران عزیزمان @Sahamnewsorg
تست ریه ی سالم ✅ @Top_p
🔹تحکییه ادبی درنهیی(431-جو جلسه) 🔹حئکایه: تاکسیدهکی قان ایچن– هاروکی موراکامی 🔹ژاپون نثری 🔹اورمیه-چهارراه آپادانا- مجتمع فرهنگی هنری اورمیه 🔹سه شنبه- 4 مهرماه 1402 🔹ساعت:17-19:30 @tahkie Butajournal.com #ادبییات #آذربایجان_تورکجهسی #داستان #مودئرن_نثر #تحکییه #اورمو # هاروکی_موراکامی #ژاپون_نثری #حئکایه #
💥داستان دردناک احداث راه آهن در ایران ✍️علی مرادی مراغه ای @Ali_Moradi_maragheie ✅شاید خوانندگان از کلمه «دردناک» فکر کنند که مثلا چه تعداد از مهندسان و کارگران از کوهها پرت شدند؟! یا در اثر انفجار صخره و ریزش تونلها کشته شدند؟! یا چه تعدادی به بیمارهای عدیده مبتلا شده درگذشتند...؟! اما منظورِم از دردناک چیزی دیگرست که شاید مختص ما باشد! ♦️داستان ساختن آن، بمدت یک قرن از ناصرالدین شاه تا رضاشاه، دغدغه ایرانیان بود و سرانجام در دوره رضاشاه ساخته شد و اینچنین...! ایرانیانی که غرب و تحولات آنرا میدیدند به کشور خود که برمیگشتند با دنیایی از جهل، عقب ماندگی مواجه شده و فریادهایشان به دیوار ستبرِ جهل و استبداد برخورده پژواکی درخور نمی یافت. اولین رساله در باب راهن توسط میرزا کاشف نایب اول سفارت ایران در پاریس نوشته شد، ببینید چه دردمندانه مینویسد: «اگر...یک رگ مردی داشتیم باید خواب و راحتی را بر خود حرام کرده شب و روز بکوشیم تا خود را از زیر این ننگ بیرون آورده ملت و مملکت اسلام را به پایه ترقیات حالیه فرنگستان برسانیم...در میان آن اصول بزرگ که ترقی و ثروت و قدرت ملل فرنگستان را به مقام حالا رسانده از همه جامع تر، بزرگتر، ساده تر، مفیدتر ساختن راه آهن است...تمام فقر ما، پریشانی ما، فلاکت ما، خرابی مملکت ما و مصائب دیگر همه از نداشتن راه است». (نسخه خطی26612، کتابخانه مجلس) فقدان راه در آن زمان باعث میشد برخی نقاط کشور با وفور گندم مواجه شود و همزمان، برخی مناطق مردم از قحطی و گرسنگی بمیرند!. ♦️مستشارالدوله تبریزی بیش از همه، اهمیت راه آهن را بر ناصرالدین شاه گوشزد کرده می نویسد: «چنانچه خاطر اقدس همایونی به ساخته شدن راه آهن در این خط تعلق بگیرد یعنی از دارالخلافه ناصری به حضرت عبدالعظیم و از آنجا به قم شریف و یک رشته از طهران به مشهد مقدس کشیده شود بدون اغراق هر ساله سه کرور تومان عاید خواهد شد...بلااغراق اعداد زوار و مال التجاره نسبت به حالت حالیه به اضعاف مضاعف خواهد رسید» (نسخه خطی6-5989، کتابخانه ملی) می بینید که نویسنده رساله «یک کلمه» با زرنگی برای جلب رضایت شاه، در آمد سه کرور راه آهن را پیش کشیده و برای اینکه با سمبه پر زورِ مخالفت علما مواجه نگردد پای شهرهای مذهبی و افزایش تعداد زوار...! ♦️چند راه آهنِ کوتاه ساخته شد اما کاری اساسی صورت نگرفت، افزون بر مشکلات داخلی با کشاکش روس و انگلیس به تاخیر افتاد. اما سرانجام احداث راه آهن سراسری در اسفند 1305 به تصویب مجلس رسید و در مهر 1306 کلنگ آنرا بر زمین زدند. منبع مالی ساخت آن مهمترین دغدغه بود، مصدق در مجلس گفت ابتدا یک کارخانه قند بسازیم سپس از سود آن یک راهآهن شرقی-غربی. امروزه کسانیکه از اهمیت قند در آن زمان بی خبرند این پیشنهاد را مسخره میکنند اما نمی دانند که انقلاب مشروطه در اثر گرانی قند مشتعل شد و سالانه۲۲ میلیون تومان ارز از کشور خارج میشد! اما رضاشاه بر مسیر شمالی-جنوبی راهن که برای انگلستان دارای کاربرد نظامی یعنی دفاع از هندوستان بود پای فشرد و این مسیر نه صرفه اقتصادی داشت و نه ارتباطی! هیچکدام از هفت شهر بزرگ(تبریز، اصفهان، مشهد، همدان، رشت، شیراز و کرمانشاه) را بهم وصل نمیکرد و بدتر از همه، در انتها در بن بست بندر گز، گم و گور میشد که با هیچ نقطه کره زمین ارتباط نداشت! کافی است مبدا و مقصد راه آهن رضاشاه را با مبدا و مقصدِ کشورهایی مثلا آمریکا، کانادا، روسیه...مقایسه کنید تا به عناد و لجاجت مخصوص دیکتاتور پی ببرید...! ♦️بدور از هرگونه حس نوستالژیک به گذشته که ایرانیان در آن یدطولایی دارند، تنها زمانی میتوان در کارنامه راههای ارتباطی قضاوتی منصفانه نمود که دوران قاجاریه و مخصوصا دو پهلوی را که برخوردار از درآمد نفتی نیز بودند با ترکیه ی بدون درآمد نفتی مقایسه کرد. در اوایل انقلاب وقتی امیرانتظام سفیر کشورهای اسکاندیناوی میگردد در خاطراتش نکته مهمی می نویسد: « ﺳﻔﻴﺮ ﺗﺮﻛﻴﻪ از ﻣﻦ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ آﻳﺎ ﻣﻰداﻧﻴﺪ که بیشترین درآﻣﺪ ارزى ﺗﺮﻛﻴﻪ در 1978م بوده یعنی سه ﻣﻴﻠﻴﺎرد دﻻر. و اﻳﺮان در آن ﺳﺎل درآﻣﺪى معادل ﺑﻴﺴﺖ و ﻫﻔﺖ ﻣﻴﻠﻴﺎرد و ششصد ﻣﻴﻠﻴﻮن دﻻر داشته؟! ﺗﺮﻛﻴﻪ با این درآمد ناچیز ﺗﺎ آن ﺗﺎرﻳﺦ 194 ﻫﺰار ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ راه ﺳﺎﺧﺘﻪ و ایران تنها 23 هزار کیلومتر راه ساخته...!» (آنسوی اتهام... ج 1ص43) ❇️فیلم زیر:
۲۵ شهریور سال ۱۳۲۵ اولین و آخرین کنکور آذربایجان برگزار شد و ۲۴۰ دانشجو وارد دانشگاهی شدند که با درایت پیشهوری بزرگ افتتاح شده بود. روزنامه وارهایت برلین غربی در گزارشی به مناسبت افتتاح آن دانشگاه، در مهرماه همان سال نوشت که یک سوم بودجه سالانه دولت آذربایجان به این مهم اختصاص داده شد و این از همه بودجه اختصاص داده شده به کل آذربایجان در دوره پهلوی به مراتب بیشتر بود و اعتبار آن از محل مالیات و کمکهای مردمی و مساعدت فرهنگ دوستان آذربایجان تضمین شده بود. ۷۷ سال و یک روز بعد از آن کنکور، یعنی ۲۶ شهریور ۱۴۰۲، لیلا حسینزاده در دانشگاه تهران پایاننامه خود را با نام پیشهوری آغاز کرد تا ثابت شود که نام پیشهوری همراه همیشگی دانشگاه و دانشجو خواهد ماند و همین نشانگر ناکامی دشمنان پیشهوری است. در طول این سالها، دشمنان پیشهوری تلاش دامنهداری برای اخراج آن معلم مدارس و استاد دانشگاه از دانشگاه کردهاند. مسئولان حکومتی، سال تاسیس دانشگاه تبریز را سال ۱۳۲۶ مینویسند تا واقعیت ساخت و تاسیس این دانشگاه در دوره فرقه دموکرات را انکار کنند و مخالفان این حکومت نیز از تکرار نام پیشهوری در دانشگاهها واهمه دارند، زیرا میدانند که پیشهوری زندانهای رضاشاهی را به دانشگاه تبدیل کرده بود و بازگشت نامش باعث رسوایی آنها خواهد بود. محل فعلی دانشگاه تبریز، باغ قدیمی صاحب دیوان بود که در دوره رضاشاه زندانی بزرگ همانند قلعهها در آن ساخته شد و از آنجا که آن باغ در ورودی شرقی شهر تبریز بود چهره کریه و وحشتآوری به تبریز بخشیده بود. چند روز بعد از تاسیس دولت خودمختار آذربایجان، فرمان ساخت و افتتاح دانشگاه آذربایجان (آذربایجان اونیورسیتهسی) صادر شد و در بحث انتخاب زمین مناسب برای احداث آن، پیشهوری دستور داد تا زندان رضاشاهی را تخریب کرده و دانشگاه آذربایجان را به جای آن بنشانند و همین هواداران دانشگاه را روبروی هواداران زندان قرار میدهد، زندانی برای ملل غیرفارس این کشور. ---------- @ibrahimsavalan
💢گاوهایی که جلوی حرکت و پیشرفت را میگیرند "عزیز نسین" نویسنده نامی و طنزپرداز ترک که سالها زندانی سیاسی در ترکیه بود و جانش را نیز بهخاطر روشنگریهای سیاسی و اجتماعیاش از دست داد، در یکی از نوشتههایش مینویسد: بهعنوان یک خبرنگار سفری به هندوستان داشتم. سوار قطاری شده بودیم، ناگهان قطار به طرز وحشتناکی ترمز کرد و ایستاد. سراسیمه پایین آمدیم و من دیدم گاوی فربه روی ریل نشسته و مانع حرکت قطار شده. به راهنمای هندی خودم گفتم؛ چرا کسی گاو را از روی ریل خارج نمیکند تا راه قطار باز شود؟ او گفت: گاو مقدس است و کسی نمیتواند مزاحمش شود. گفتم: پس چاره چیست؟ گفت: باید آنقدر صبر کنیم تا گاو با میل خودش ریل را ترک کند! گفتم: یعنی یک گاو جلو حرکت قطاری را تا هر وقت بخواهد میگیرد و کسی مانعش نمیشود؟ گفت: آری، گاو مقدس است. و من دانستم در جوامع عقبمانده هم افراد و هم عقایدِ بهظاهر مقدس، جلو ریل حرکت قطار جامعهشان نشستهاند و با وجود آنها، هیچکس جرات نمیکند آنها را از روی ریل خارج سازد! 👇👇👇👇 @Seid_minayi
👌 با هم بیاندیشیم اثر كبري يا تصميم كبري ؟! در قرن ١٨ زمانی که انگلیس ، هند را به استعمار خود درآورده بود تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد بودند و دولت هم برای مدیریت بحران تصمیم گرفت برای هر مار مُردهای که مردم تحویل دهند جایزۀ نقدی به آنها پرداخت کند. این تصمیم در ابتدا با تحویل مارهای مردۀ زیادی توسط مردم موفق به نظر میرسید و همه منتظر بودند که در طول زمان تعداد مارهای کبری کمتر شود اما در نهایت تعجب تنها تعداد مارهای مردهای که مردم تحویل میدادند هر روز بیشتر میشد . دولت از پیامد این کار غافل شده بود زیرا بسیاری از مردم فقیر دهلی با تصور اینکه این کار درآمد خوبی دارد به پرورش مار روی آورده بودند. البته این آخر ماجرا نبود و زمانی که دولت اعلام کرد که دیگر برای مارها جایزه نمیدهد فقرا نیز مارهایی که پرورش داده بودند در هر طرف شهر رها کردند . بنابراین جمعیت مارهای کبری نه تنها کاهشی پیدا نکرد بلکه وضعیـت از روز اولش هم بحرانیتر شد ...از این پدیده در علوم سیاسی به نام اثر کبری یاد میشود . اثر کبری یعنی نداشتن افق تصمیمگیری مناسب درحل مسائل که میتواند عواقب پیشبینی نشده و خطرناکی را به همراه داشته باشد . ما تاکنون نمونههای بسیار زیادی از این گونه تصمیمات را در طول نیم قرن اخیر در عرصههای سیاسی و اقتصادی از دولتمردان کشور شاهد بودهایم! به عنوان نمونه ما بعد از اتمام جنگ تا امروز حداقل ۴٠% از کل درآمد کشور را به دلیل کمتجربگی و بیسوادی مديران مون نابود كرديم ... @ma_vashoma 💟
عربستان اگر همین امروز همکاریش را با ستارگان فوتبال جهان پایان دهد، به هدف خود رسیده است. در روز ملی عربستان، سه اسطوره جهان فوتبال، رونالدو، کریم بنزما و نیمار، لباس ملی عربستان پوشیدند و به احترامش مراسم ملی آنها را به جا آوردند. چه تبلیغ و برندینگی از این بزرگتر و پر نفوذتر؟ جهان امروز چهره دیگری از عربستان میبیند و به جای یک کشور ایدئولوژیک مذهبی، یک کشور رنگارنگ با حضور ستاره ها میبیند و چه استفاده بهتری از این برای منابع ملی و پول نفت وجود دارد؟ جهان امروز، جهان برندینگ است و سرمایهگذاری بر روی هویت معنوی و تغییر ذهنیت از هر سرمایهگذاری زیر بنیایی و جاده و زیرساختی در رشد و توسعه اقتصادی پر فایده تر است. فقط تصور کنید اگر این ستارهها لباس سنتی کردی یا ترکی یا بلوچی و لری میپوشیدند چطور میتوانست این سنت و فرهنگها را جهانی کند؟ الگوی توسعه اقتصادی فراگیر و قابل تکرار است، ثبات ، آرامش و جهانی شدن و اراده حاکمیت پیشنیاز این مسیر است. _سیامک قاسمی_ ✅️@uttweet