tgindex
اندیشکدهٔ زبان و ادبیات فارسی زُفان

اندیشکدهٔ زبان و ادبیات فارسی زُفان

Статистика
@ZOFAAN1персидский
Последний пост
5 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
156
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
189
23 постов
Вовлечённость
121,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • و درنهایت سنت الهی را شرح و در تاریخ نشان داده بودند: «همین آمریکا که امروز از لحاظ علمی از همهٔ کشورهای دنیا جلوتر است، صد سال پیش برای ابزارهای عادی جنگیِ خودش، محتاج انگلیس و فرانسه و ایتالیا بود. تاریخ را بخوانید! در جنگ‌های داخلی امریکا -به جنگ‌های انفصال معروف است؛ جنگ بین شمال و جنوب امریکا، جنوبی‌ها می‌خواستند جدا شوند؛ اما شمالی‌ها می‌جنگیدند و نمی‌گذاشتند که آنها جدا شوند؛ جنگ چهارساله که در حدود سال‌های ۱۸۶۰ تقریباً، صدوپنجاه سال پیش اتفاق افتاد- دو طرف موفقیت خودشان را در این می‌دانستند که بتوانند مثلاً یک کشتی جنگی یا یک توپِ از فلان نوع را از انگلیس بخرند، از اقیانوس اطلس عبور بدهند و برسانند به این طرف. آن زمان، امکانات نداشتند؛ اما امروز در قلهٔ علم‌اند؛ چون تلاش کردند. تلاش به دین و ایمان و کفر و اسلام، ارتباطی ندارد؛ قرآن این را می‌گوید. من بارها این آیه را گفته و خوانده‌ام: «کلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء»؛ ما به همه کمک می‌کنیم؛ این سنت الهی است. هر کس در راه یک مقصودی تلاش کرد، خدای متعال این سنت را قرار داده است که این تلاش به نتیجه خواهد رسید... این حوادث تاریخی، ظرف یک سال و پنج سال و ده سال به وجود نمی‌آید؛ بلکه در ظرف صد سال، صد و پنجاه سال به وجود می‌آید؛ اینها به آن اواخرش رسیده‌اند و مشکلات جدی‌ای دارند، که حالا بحث ما در آن‌باره نیست. پس، باید کار و تلاش کرد. من این استعداد را در شما می‌بینم» (۱۳۸۵/۰۸/۱۸). امروز و پس از جنگ رمضان بر همگان ثابت شده که فناوری نظامی ما قله‌های بلندی را فتح کرده است. امید می‌رود که با اعتمادبه‌نفسِ ملی برآمده از این موضوع، این هدف بلندی که رهبری تصویر کرده بود، در ذهن‌ها و جان‌ها و دل‌های ما زنده شود و شوق رسیدن به آن گام‌های ما را برای اعتلای زبان فارسی استوارتر کند. سه از سه و پایان صفحهٔ اینستاگرام | تلگرام اندیشکدهٔ زُفان

  • یکی از نکاتی که ایشان به آن توجه می‌کردند، مسئله‌ای است که در ادبیات علمی جامعه‌شناسی زبان به آن شأن زبان گفته می‌شود و در تعریفی ساده‌سازی شده عبارت است از ارزش و جایگاه اجتماعی زبان در ذهن جامعه که در کاربرد زبان تأثیرگذار است. ایشان می‌گفتند که پیش از انقلاب ازاینکه کسانی مفهومی را با واژه‌ای فرنگی بیان می‌کردند رنج می‌بردند و انتظار داشتند که با پیروزی انقلاب اسلامی و رشد اعتمادبه‌نفس ملی این موضوع تغییر کند، چنان‌چه «خیلی از سنت‌های غلط پیش از انقلاب، با انقلاب ‌از بین رفت؛ این یکی متأسفانه از بین نرفت! یک عده‌ای کأنه افتخار می‌کنند که یک حقیقتی را، یک عنوانی را با یک واژهٔ فرنگی بیان ‌کنند؛ درحالی‌که واژهٔ معادل فارسی برای آن عنوان وجود دارد» (۱۳۹۲/۵/۱۵). ازهمین‌رو هم معتقد بودند که «باید اعتراف کنیم که در کار زبان فارسی تقصیر شده است». شاید در پی رفع همین مسئله بود که ایشان آرمان و هدفی بلند برای زبان فارسی تصویر کردند تا از یک‌سو شوق‌آفرین باشد و از سوی دیگر ارزیابی‌پذیر باشد و نقطهٔ مطلوب برای زبان فارسی را نشان دهد: «ما باید به آن‌جا برسیم که اگر در اکناف عالم یک پژوهشگر، یک دانشمند، بخواهد به فلان نظریهٔ علمی یا نظریهٔ فلسفی دست پیدا کند، ناچار باشد زبان فارسی را یاد بگیرد، بعضی با نگاه انکارآمیز به این نگاه می‌کنند. من معتقدم و می‌بینم در مقابل خودم که چنین چیزی شدنی است» (۱۳۸۴/۲/۱۴). و البته این هدفی است شوق‌آفرین: «این، یک آرزوست؛ یک قله است؛ مثل قلهٔ دماوند، مثل قلهٔ توچال، که نگاه کردن به آن، هیجان‌انگیز است؛ شوق رسیدن به آن، در دل همه به وجود می‌آید؛ اما چه کسانی می رسند؟ باید کفش و کلاهش را آماده کنید؛ بیشتر از آن، باید همتش را آماده کنید و راه بیفتید. من در نسل جوان کشورمان، این استعداد را می‌بینم. من نمی‌خواهم گزافه بگویم، شعار هم نیست؛ هیچ‌کس از ما توقع نکرده که بیاییم این حرف‌ها را بزنیم؛ اینها واقعیت است. جوان ایرانی در استعدادهای گوناگون، یک ظرفیت سطح بالا را داراست. اگر ما مسئولان نشناسیم، گناه ماست؛ اگر خودِ او این ظرفیت را نشناسد، گناه اوست. گناه هم نتیجهٔ خودش را دارد؛ از راه ماندن و به مقصود نرسیدن. اما اگر چشم را باز کنیم، راه را پیدا کنیم، همت بگماریم و هدف را گم نکنیم، بدون تردید خواهیم رسید» (۱۳۸۵/۸/۱۸). البته بعضا به این هدف با نگاه انکارآمیز نگریسته می‌شد. ازاین‌رو ایشان در چند سخنرانی سعی کردند تا این هدف را تبیین کنند. یکی از موضوعاتْ مدت زمان رسیدن به این هدف بود: «البتّه بنده تصوّر نمی‌كنم كه حالا این كار در ظرف پنج سال و ده سال و پانزده سال انجام بگیرد؛ نه، من چند سال پیش گفتم شما پنجاه سال دیگر، چهل سال دیگر این آینده را تصویر كنید» (۱۳۹۲/۷/۱۷). موضوع دیگر تحقیر و تمسخر چنین هدف‌گذاری‌هایی بود. ایشان این را ناشی از جنگ روانی دشمنان می‌دانست. «وقتی جوان‌ها همّت کنند، وقتی صاحبان همّت و اراده همّت کنند، همهٔ کارهای دشوار آسان خواهد شد؛ ما می‌توانیم پیش برویم. درعین‌حال، دشمن دارد روی باورهای جوان‌های ما اثر می‌گذارد: 'آقا چه فایده دارد، نمی‌شود، فایده‌ای ندارد'. اینها آن میدان‌هایی است که جنگ روانی دشمن در این میدان‌هاست» (۱۳۹۵/۱/۱۱). رهبر شهید بارها دربارهٔ این هدف سخن گفته بود. بارها تأکید کرده بود که ما این استعداد را داریم و اینها خیالات نیست، اما البته این هدف‌گذاری به دور از واقع‌گرایی نبود: «وجود شتاب رشد علمی به معنای این نیست كه ما به هدف رسیدیم یا حتّی به هدف نزدیک شده‌ایم؛ چون ما خیلی عقب بودیم. دنیا هم كه منتظر نمی‌مانَد كه ما پیش برویم، او تماشا كند؛ دنیا هم دارد دائماً پیش می‌رود؛ البتّه شتاب ما بیشتر است، ما باید این شتاب را حفظ كنیم. اگر این شتاب رشد علمی حفظ شد، این امید وجود دارد كه ما برسیم به قلّه‌ها، برسیم به خطوط مقدّم» (۱۳۹۲/۷/۱۷). در جایی دیگر گفته بود همت شما محدود نشود به اینکه فلان فناوری خارجی را در ایران ساخته‌اید، که ما بیش از اینها می‌خواهیم. بعضی فکر می‌کردند که این سخنان فقط در ایران زده می‌شود. پس در جایی گفته بود: «بعضی از كشورهای اروپایی هم نگذاشتند زبان انگلیسی تبدیل شود به زبان علمی آنها -مثل فرانسه، مثل آلمان- اینها زبان خودشان را به عنوان زبان علمی در دانشگاه‌هایشان حفظ كردند. مسئلهٔ زبان، مسئلهٔ بسیار مهمی است؛ واقعاً احتیاج دارد به اینکه حمیت به‌ خرج دهید. یكی از اهتمام‌هایی كه دولت‌های آگاه و هوشیار در دنیا انجام می‌دهند، تكیه بر روی گسترش زبان ملی‌شان در دنیاست» (۱۳۹۲/۵/۱۵). دو از سه صفحهٔ اینستاگرام | تلگرام اندیشکدهٔ زُفان

  • رهبر شهید و زبان فارسی در سنت سیاست‌ورزی تمدن اسلامی حاکمان و رجال سیاسی علوم ادبی و زبانی را، در کنار علوم دیگر، می‌آموختند و این سنتی بود که از خاندان بلعمی و خواجه نظام‌الملک و جوینی تا آغاز دورهٔ مدرن امتداد پیدا کرده بود. نگاهی به برنامهٔ درسی احمد شاه قاجار و پسران سلطان عبدالحمید دوم عثمانی گواهی بر این ادعاست. رهبران انقلاب اسلامی که نگاهی تمدنی به سیاست‌ورزی داشتند، امتداد این سنت هم بودند. دیوان امام خمینی و آشنایی او با میراث ادبی فارسی این موضوع را نشان می‌دهد. رهبر شهید نیز در زندگی فردی خویش دلبستهٔ ادبیات فارسی بود و اشعاری که از او منتشر شده، آشنایی عمیق او با میراث ادبی فارسی را جلوه‌گر است، اما فراتر از بعد فردی، در منظومهٔ فکری و سیاست‌ورزی رهبر شهید هم زبان و ادبیات فارسی جایگاهی محوری داشت. او تلاش مستمری داشت تا با عبارات و واژگان مختلف بر این موضوع تأکید کند: - «آن دستگاه‏هایی که مباشر امور ادبیات هستند، باید اثبات کنند که ادبیات فقط یک سرگرمی و یک امر تشریفاتی و زائده‌ای در زندگی نیست؛ بلکه یک چیز ضروری است» (۵/۱۲/۱۳۷۰). - «در یک کشور، مسئلهٔ ادبیات و فرهنگ، مسئلهٔ اصلی است؛ چه در آن دورانی که کشور و ملتی در حال یک تحول اساسی است و چه در دوره بازسازی و بازپروری ذخایر ملی و پس از آن. در همه دوران، گره‌گشایی اصلی، به‌وسیلهٔ فرهنگ است؛ که پایه‌های اساسی فرهنگ هم، همین ادبیات و هنر است...» (1375/6/28). - «زبان‌ فارسی‌ کلمهٔ‌ طیبه‌ای‌ است‌ و اصل‌ ثابتی‌ دارد» (۱۳۷۴/۱۰/۱۶). - «زبان، استخوان فقرات یک ملت است» (۱۳۸۴/۰۲/۱۲). - «مهم‌ترین بخش مربوط به کشور، زبان و ادبیات است. علاقه به ایران، این‌جوری تحقق پیدا می‌کند.» (۱۳۹۰/۶/۶). ایشان با تعابیر مختلف می‌کوشیدند نشان دهند که توجه به زبان فارسی باید از مرحلهٔ لفظ فراتر رود و به مرحلهٔ عمل برسد. بااین‌حال آنچه می‌خواستند برآورده نشد و ازاین‌رو در دههٔ نود با صراحت بیشتری از زبان فارسی سخن گفتند. - «زبان خیلی مهم است برادران و خواهران عزیز! اهمیت زبان ‌ملی یک کشور برای خیلی‌ها هنوز دانسته و شناخته نیست. زبان فارسی باید گسترش پیدا کند. باید نفوذ فرهنگىِ زبان فارسی در سطح ‌جهان روزبه‌روز بیشتر شود.» (۱۳۹۲/۵/۱۵). - «من خیلی نگران زبان فارسی‌ام؛ خیلی نگرانم. سال‌ها پیش ما در این زمینه کار کردیم، اقدام کردیم، جمع کردیم کسانی را دور هم ‌بنشینند. من می‌بینم کار درستی در این زمینه انجام نمی‌گیرد و تهاجم به زبان زیاد است... ما در کانون زبان فارسی، ‌داریم زبان فارسی را فراموش می‌کنیم؛ برای تحکیم آن، برای تعمیق آن، برای گسترش آن، برای جلوگیری از دخیل‌های خارجی هیچ ‌اقدامی نمی‌کنیم» (۱۳۹۲/۹/۱۹). یک از سه صفحهٔ اینستاگرام | تلگرام اندیشکدهٔ زُفان

  • 💠 مرکز پاسداشت زبان و ادبیات فارسی صدا و سیما برگزار می‌کند: ‌ نخستین همایش زبان و رسانه ‌ محورهای پیشنهادی برای مقالات زبان فارسی و هویت ملی در صداوسیما نقش زبان فارسی در انسجام ملی، تبیین اصل۱۵قانون اساسی گفتمان‌سازی رسانه‌ای در بازنمایی و تقویت هویت ملی کاربرد زبان‌ها و لهجه‌های محلی در صداوسیما آسیب‌شناسی کاربرد زبان در صداوسیما زبان معیار در برنامه‌های صداوسیما آسیب‌شناسی کاربرد واژه‌های بیگانه در صداوسیما زبان گفتاری مجریان؛ معیارها و آسیب‌ها آسیب‌شناسی زبان در برنامه‌های ورزشی آسیب‌شناسی زبان خبر آسیب‌شناسی شعر و ترانه در برنامه‌های صداوسیما آسیب‌شناسی زبان در آگهی‌های بازرگانی صداوسیما ‌ زبان فارسی و هوش مصنوعی(هوشواره) نقش هوش مصنوعی در حفظ زبان معیار تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر زبان صداوسیما نقش هوش مصنوعی در تولید شعر، روایت و گفتارهای فاخر در صداوسیما 🔻🔻 مهلت ارسال اصل مقاله: سی دی‌ماه 1404 زمان برگزاری همایش: بهمن 1404 مقالات برگزیده در فصلنامۀ علمی «پژوهش‌های ارتباطی» منتشر می‌شود. 🔻🔻 خواهشمند است مقالات به رایانامه: Hamayesh@tabarefarsi.ir فرستاده شود.

  • ابتکار چالش عربی خواندن محمد بن راشد حاکم دوبی که در ده سال اخیر ۱۶۳ میلیون زبان آموز را در پنجاه کشور و ۹۲۷ هزار مدرسه با ۸۷۷ هزار ناظر کار به خود جلب کرده است. این خبر را که دیدم ناخودآگاه به یاد نقش مصر در آموزش و تقویت زبان عربی و صادرات معلم در قرن اخیر افتادم که امروز خبری از آن نیست و امارات توانسته این ارقام خارق العاده را ایجاد کند. شارجه در حال تبدیل شدن به مرکز فرهنگی منطقه به‌خصوص در چاپ و نشر است که در اختیار لبنان بود. قدرت اقتصادی امارات کم‌کم جای عربستان را پر می‌کند و به لحاظ سیاسی امروز امارات بیش از هر کشور دیگر در منطقه نقش بازی می‌کند. آنها به دنبال این هستند که رسانه و مطبوعات منطقه، مراکز فکری منطقه حتی برای شیعیان را به امارات منتقل کنند، هرچند که بضاعت تمدنی برای اندیشه ورزی ندارند ولی نوعی از الگوی حکومت‌داری را عرضه کردند. آنها اگر بتوانند شبیه کعبه را در کشور خود می‌سازند هرچند که برج خلیفه بلاتشبیه کعبه مدرنیته در امارات است. آنها می‌خواهند که مراکز علمی خود را به جای مراکز اردن هاشمی و مصر بنشانند، اماراتی که نسل اول حاکمان آن در مصر و لبنان تحصیل کره بودند امروز محل تحصیل دانشجویان این کشورها شده است. ساخت موزه‌ها، مراکز هنری و مثلا اسلامی که بی نظیر هستند از دیگر اقدامات آنها برای سیادت‌شان و دزدی نقش کشورهای دیگر است. خلاصه اینکه امارات دنبال این است که تمام نقش‌های تاریخی کشورهای منطقه به خصوص جهان عرب را خود بر عهده بگیرد و حتی در بخش نظامی نیز سرآمد منطقه بشوند و با مزدوران خود نقش ارتش‌های ملی‌گرای عربی و بعثی را بازی کنند. امارات در رقابت با عربستان نیز می‌خواهد که تبدیل به برادر بزرگتر برای جهان عرب باشد و ابوظبی و دوبی را تبدیل به نبض اصلی منطقه و جهان عرب بکند. فعلا نشان داده‌اند که با پول می‌توانند این کارها را انجام دهند تا ببینیم بعد چه پیش می‌آید... ⭕️ @Emirates_ST

  • 🔰 تحدی القراءة العربی مسابقات کتابخوانی عربی در امارات

  • 🌷 #داده‌نما | جهان‌زبانِ فارسی 😍 گستره زبان و ادبیات فارسی از هزار سال پیش تا به امروز ⚔️ این زبان با شمشیر پیش نرفته! ➕ ۹ نکته جالب و کمتر شنیده شده درباره زبان فارسی 🍬 #قند_پارسی 💌 سفیر نو+جوان باشید و این جزوه را برای دوستان و آشنایانتان ارسال کنید.…

  • 🌷 #داده‌نما | جهان‌زبانِ فارسی 😍 گستره زبان و ادبیات فارسی از هزار سال پیش تا به امروز ⚔️ این زبان با شمشیر پیش نرفته! ➕ ۹ نکته جالب و کمتر شنیده شده درباره زبان فارسی 🍬 #قند_پارسی 💌 سفیر نو+جوان باشید و این جزوه را برای دوستان و آشنایانتان ارسال کنید. 💫 نسخه باکیفیت چاپ را برای نصب و انتشار به آسانی از سایت یا #نرم‌افزار_موبایلی نو+جوان دریافت کنید 👇 🌐 nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=24457

  • بسم الله اندیشکدهٔ برآ و دفتر پاسداشت زبان فارسی حوزهٔ هنری با همکاری میز سیاست‌پژوهی زبان فارسی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار می‌کند: سلسله‌نشست‌های دیپلماسی زبان و ادبیات فارسی زبان فارسی در افغانستان نشست ۲ در گفت‌وگو با دکتر مجتبی نوروزی کارشناس مسائل افغانستان و با همراهی کنشگران فعالان زبان و ادب فارسی در ایران و افغانستان دوشنبه ۱۲خرداد۱۴۰۴ ساعت۱۶ تهران، خیابان سمیه، نرسیده به حافظ، حوزهٔ هنری، سالن صفارزاده

  • 🍁 زبان فارسی در محاصره؛ از اَفغانیتِ تحمیلی تا بی‌اعتناییِ ایرانیان ▪️گفت‌وگوی رضا عطایی با منوچهر فرادیس دربارهٔ جنگ برای حفظ زبانِ فارسی در افغانستان رضا عطایی (دبیر کارگروه اجتماعی ــ سیاسی انجمن راحل): «ما برای زبان فارسی جنگیدیم؛ اما امروز نه در ایران جایی داریم، نه در افغانستان.» این جملهٔ تلخ عصارهٔ درد منوچهر فرادیس است، نویسنده و مدیر نشر زریاب در افغانستان که نزدیک به دو دهه در خط مقدم نبرد برای حفظ زبان فارسی ایستاده است. در این گفت‌وگو، او از سیاست‌های سیستماتیک حذف فارسی در افغانستان می‌گوید؛ از تغییر واژه‌هایی مانند «دانشگاه» به «پوهنتون» تا حذف تابلوهای فارسی از خیابان‌های کابل تحت حکومت طالبان. فرادیس، که بعد از سقوط کابل، با اینکه امکان و گزینه‌های مهاجرت به سایر کشورهای اروپایی را داشته است، به پارهٔ دیگر وطن فارسی آمده و امروز در تهران به‌سر می‌برد و با صراحت از «فاشیسم فرهنگی» برخی ایرانیان نسبت به افغانستانی‌ها انتقاد می‌کند: «در ایران، با گذرنامهٔ اروپایی به شما چای می‌دهند، اما اگر افغان باشید، حتی در هتل هم جایی ندارید!» � برای آشناییِ بهتر خوانندگان، لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چه عواملی باعث شدند به نویسندگی روی بیاورید؟ همچنین چه تجربیاتی در این مسیر داشته‌اید؟ و در ادامه، چگونه ادبیات و داستان‌نویسی بر زندگیِ شخصی و اجتماعی شما تأثیر گذاشته است؟ به ‌نام پروردگار بخشنده و مهربان. نام من منوچهر فرادیس است و نزدیک به دو دهه در عرصهٔ ادبیات و فرهنگ افغانستان فعالیت داشته‌ام. متولد سال ۱۳۶۶ هجری خورشیدی در کابل هستم و تحصیلاتم را در مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی به پایان رسانده‌ام، اما جان‌ودل و عشق من در این دو دهه گذشته، همواره وقف ادبیات، فرهنگ و مسائل اجتماعیِ افغانستان بوده است. تاکنون چهار عنوان کتاب از من منتشر شده که نخستین رمانم با عنوان سال‌ها تنهایی در ۲۰ سالگی به چاپ رسید و اکنون به چاپ پنجم رسیده است. از دیگر آثارم، که در واقع ماحصل آثارم محسوب می‌شود، اشاره کنم؛ نخستین سفرنامه‌ام به نام از آسه‌مایی تا دماوند که حاصل سفرم به ایرانِ عزیز در سال ۱۳۹۲ بود. این کتاب هنوز هم برایم بسیار دوست‌داشتنی و شیرین است، چون در آن، مسائل متعددی را با صداقت تمام روایت کرده‌ام. امروز که به آن سفرنامه نگاه می‌کنم، به‌عنوان یک آدم معترض، معترض در جهت اصلاح جامعه، خوشحالم که لااقل دروغی ننوشته‌ام. هرچه دیده‌ام، احساس کرده‌ام و درک کرده‌ام را بیان کرده‌ام. � چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی بین داستان‌نویسیِ معاصر افغانستان و ایران وجود دارد؟ آیا می‌توان از تجربیات یکدیگر بهره‌برداری کرد؟ همچنین، آیا نویسندگان افغانستانی از ادبیات و نویسندگان ایرانی الهام می‌گیرند؟ چه تأثیراتی از ادبیات ایران بر آثار شما مشاهده می‌شود؟ از نگاه تاریخی، می‌توان روند داستان‌نویسیِ مدرن ایران و افغانستان را مقایسه کرد، اما باید صادقانه بگویم که این دو حوزه، شاخه‌های یک تمدن بزرگ هستند که امروز در قالب مرزهای سیاسیِ ایران و افغانستان تقسیم شده‌اند. یادم می‌آید در دهه ۸۰، استاد رهنورد زریاب در جشنواره «قند پارسی» گفت: «ما هنوز رمانی در اندازه‌ بوف کور صادق هدایت یا آثاری در قامت شازده احتجاب هوشنگ گلشیری نداریم.» این دیدگاه برای نسل جوان افغانستان ــ که تازه از تاریکی‌های طالبان به عصر انفجار اطلاعات پرتاب شده بودند ــ سخت و نامفهوم بود. حتی من به‌عنوان یک نوجوان، عمق این سخن را درک نمی‌کردم. من همانند استاد زریاب اعتراف می‌کنم که همهٔ ما نویسندگان افغانستانی، خوشه‌چین خرمن دانش نویسندگان و مترجمان جهان و فارسی‌زبان، از زنده‌یاد محمد قاضی تا استادان امروز مانند عبدالله کوثری و سروش حبیبی هستیم. اگر این بزرگان و ترجمه‌های‌شان به زبان فارسی در دسترس ما نبود، در سایهٔ استعمار بازمانده انگلیس و سیاست‌های «افغانیت»، که زبان فارسی را هدف گرفته، آیا به آگاهی و دانش روز مسلط می‌شدیم؟ � آیا امکان همکاری‌های ادبی و فرهنگی بین نویسندگان افغانستانی و ایرانی وجود دارد؟ چگونه می‌توان این همکاری را تسهیل کرد؟ نه. متأسفانه پاسخ من منفی است. همان‌گونه که افغانستانی‌ها به تاجیکستانی‌ها با نگاهی از بالا می‌نگرند ــ آن‌هم درحالی‌که بسیاری از فرهیختگان افغانستانی اصلاً تاجیکستان را نمی‌شناسند ــ فرهیختگان ایرانی نیز (به ‌استثنای معدودی) در برابر افغانستانی‌ها رفتاری نزدیک به فاشیسم فرهنگی دارند. هرگاه در میان عوام ایران فهمیده‌اند افغانستانی هستم، برخوردها تغییر کرده است؛ گویی به یک «نجسِ» کاستِ پایین هندوستان نگاه می‌کنند. نخستین پرسش‌ها یا دربارهٔ‌ «ایرانی بودن یا نبودن» است یا ــ خدای‌ناکرده ــ «شیعه یا سنی بودن». 📝 متن کامل را در اینجا بخوانید. ©️از: دوماهنامهٔ چشم‌انداز ایران (۱۴۰۴: ۱۲۳ ــ ۱۲۷) #️⃣ #زبان_فارسی #فرهنگ

  • بسم الله اندیشکدهٔ برآ و دفتر پاسداشت زبان فارسی حوزهٔ هنری با همکاری میز سیاست‌پژوهی زبان فارسی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار می‌کند: سلسله‌نشست‌های دیپلماسی زبان و ادبیات فارسی زبان فارسی در افغانستان نشست ۱ در گفت‌وگو با دکتر مجتبی نوروزی کارشناس مسائل افغانستان دوشنبه ۵خرداد۱۴۰۴ ساعت۱۶ تهران، خیابان سمیه، نرسیده به حافظ، حوزهٔ هنری، سالن صفارزاده

  • 📻 میزگرد رادیویی در مسیر اندیشه (رادیو گفتگو) ‌ شمارهٔ سی‌ونهم زبان فارسی و نثر‌ آن میراث‌، پویایی و مسئولیت ‌ 👤 با حضور: ‌ ➖ مهدی صالحی کنشگر زبان فارسی ‌ ➖ رادمان رسولی مهربانی پژوهشگر اندیشکدهٔ زبان و ادب فارسی زُفان 🗓 چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴

  • ‌ 🔴 هشدار بیش از ۸۰۰ نفر از اندیشمندان، دانشگاهیان،‌ متخصصان، هنرمندان، نویسندگان و کارشناسانِ ایران‌دوست به ورود غیرکارشناسی بخش‌هایی از حاکمیت از جمله قوۀ مجریه به «مباحثِ قومی» به جای تمرکز و توجه به ابرچالش‌های پیش‌روی کشور و ملّتِ ایران: بر سرِ شاخه‌ای نشسته و بُن نبرید! در این بیانیه مفصل که خطاب به ملّتِ تاریخی و بزرگ ایران نوشته شده است، به برخی از رخدادهای تلخِ هفته‌های پایانی اسفند ۱۴۰۳ و نوروز ۱۴۰۴ خورشیدی،‌ اشارۀ کوتاهی شده و به مقامات کشور، هشدار داده شده است. ذیل بیانیه به ترتیب حروف الفبا، امضای شخصیت‌های برجستۀ دانشگاهی، دانشی، هنری، رسانه‌ای و سیاسی چون عباس آخوندی، ژاله آموزگار، محمد آمره، اکبر ایرانی، کوروش احمدی، عبدالمجید ارفعی، حسن انوری، مجتبی برزویی، مرضیه برومند، احمد بستانی، رخشان بنی‌اعتماد، محمدعلی بهمنی قاجار، کاوه بیات، محمدرضا پاسبان، سعیده پراش،‌ ناصرالدین پروین، نصرالله پورجوادی، تهمورث پورناظری، سهراب پورناظری، کیخسرو پورناظری، داریوش پیرنیاکان، مجید تفرشی، افشین جعفرزاده، محمد جعفری قنواتی، علی جنتی، منوچهر جوکار،‌ هادی حیدری، محمد خزایی، کامروز خسروی جاوید، علی‌اصغر دادبه، محمد درویش، داود دشتبانی،‌ علی دهباشی، گودرز رشتیانی، محمد جواد روح، اشکان زارع، زاگرس زند، علی‌اشرف صادقی، ابراهیم صحافی، هوشنگ طالع، پیمان عارف، حامد عامری گلستانی، مسعود عرفانیان، عقاب علی‌احمدی، موسی غنی‌نژاد، نعت‌الله فاضلی، حبیب‌اله فاضلی کرمانشاهی، محمد قوچانی، حامد کاظم‌زاده ایرانشهر، احمد کاظمی، رضا کدخدازاده، میرجلال‌الدین کزازی، الهه کولایی، جمشید کیانفر، زهرا گویا، علی گنجیان خناری، علی مصفّا، محمد مطلق، حکمت‌الله ملاصالحی، احسان منصوری، یدالله منصوری، میر طاهر موسوی، مصطفی نصیری، علی نظری، حسین نوری‌نیا، مهدی هداوند، ناصر همرنگ و احسان هوشمند دیده می‌شود. 🔴 در بیانیۀ مفصلِ دغدغه‌مندانِ ایران به موارد زیر اشاره شده است: ● فروکاستنِ نوروز از یک جشنِ بزرگِ ملّیِ ایرانی، به یک مراسمِ خُردِ قومی و طایفه‌ای و محلّی در برخی جشن‌های نوروزی در استان‌های غرب و شمال‌غرب کشور ● رخدادهای تلخ و خلاف وحدتِ ملّی در شهر ارومیه و عملکرد مسئولانِ استانی در این رخدادها ● تبدیل نوروز - جشنِ ملّی و میهنی ایرانیان - به محلِّ منازعاتِ کاذب و مصنوعیِ قومی و قبیله‌ای ● برخوردهای سلیقه‌ای و ناسنجیده و گاه همراه با تحریف، تخفیف و تقلیلِ مسنولانِ کشور نسبت به میراثِ فرهنگی، تاریخی و تمدّنی ایران بویژه نسبت به جشنِ ملّی نوروز ● تلاش برای مصادرۀ جشن ملّی نوروز توسط رئیس‌جمهور ترکیه و گستاخی او نسبت به تبریز - کُهن‌شهر ایران - و سکوتِ ناموجه و نابخشودنیِ مسئولانِ کشور در پاسخ به این ادعاهای بی‌اساس ● ترویج «ادبیاتِ قوم‌گرایانه» و عدم توجه به مفهوم «شهروند ایرانی» و «حقوق شهروندی» توسط برخی از مقامات بویژه توسط عالی‌ترین مقام اجرایی کشور ● عدم توجه به جایگاه و نقش زبان ملّی - تمدنی فارسی در وحدت و یکپارچگی ملی و تلاش برای تضعیف آن از سوی برخی از مقاماتِ کشوری و استانی ● سخنانِ خلافِ واقعیاتِ تاریخی و یکپارچگی سرزمینی و انسجامِ فرهنگیِ ایرانیان توسط استاندار آذربایجان شرقی دربارۀ پیوند آذربایجان با ایران ● تلاش تفرقه‌افکنِ استاندار خوزستان برای تبدیل عید فطر از یک «عیدی دینی» به «عیدی قومی» ● برخی اظهاراتِ نابه‌هنگام و تفرقه‌افکن و انسجام‌سوز مقامات دربارۀ «آموزش زبان‌های محلی»، اختیارات استاندارها، طرح بحثِ «فدرالیسم»، دیدار عالی‌ترین مقام اجرایی کشور با برخی افرادِ افراطیِ قوم‌گرا و سوء‌تدبیر استاندار آذربایجان‌ غربی در رخدادهای هفته‌های اخیر شهر ارومیه ● «قومی‌سازی مناسباتِ اجتماعی» به جای مواجهۀ اصولی با چالش‌های کشور توسط بخش‌هایی از حاکمیّت و از جمله بخش‌هایی از قوۀ مجریه 🔴 در بند پایانی بیانیه آمده است: «ما امضاکنندگان این بیانیه، ضمن هشدارِ دوباره به دولتمردان دربارۀ اتخاذ رویکردهای غیرکارشناسی و وفاق‌سوزی که در پیش گرفته‌اند، یادآور می‌شویم که چنین روش‌هایی به جز تهدیدِ انسجام و امنیتِ ملّی و تقویتِ واگرایی و منازعاتِ خانمان‌سوزِ محلّی، آوردۀ دیگری برای کشور و ملّتِ بزرگِ ایران ندارد. با تأکید یادآور می‌شویم که در صورتِ تداومِ چنین رویکردهایی، سکوت را خیانت به آیندۀ ایران و بازی در برنامۀ دشمنانِ کشور برای تهدیدِ تمامیّتِ ایران ارزیابی نموده و در قبالِ مسئولیتِ ملّی و تاریخی خود نسبت به سرنوشتِ کشور و ملّتِ ایران، روشنگری و کنشگری مدنی و‌ ملّی خود را با جدیّتِ بیشتر، ادامه می‌دهیم.» 🔴 متن کاملِ بیانیه و نام بیش از ۸۰۰ شخصیتِ امضاکنندۀ بیانیه (تا ظهر ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ خورشیدی) را در «روزنامۀ شرق»، «خبرآنلاین» یا «روزنامۀ اینترنتی فراز» بخوانید.

  • 📍هشدار جدی سازمان هواپیمایی کشوری: ایرلاین‌ها در طول پرواز فقط باید از زبان رسمی "فارسی" استفاده کنند 🔹مسوولان سازمان هواپیمایی کشور در گفت‌وگویی تاکید کردند: در کشور ما اقوام مختلف به زبان‌های کردی، لری، گیلکی، عربی، بلوچی و… صحبت می‌کنند و بنا نیست در پرواز به مقاصد مختلف، زبان رسمی فارسی کشور تغییر کند و زبان غالب استان مبدأ یا مقصد، به عنوان زبان ارتباطی تبدیل شود، چون در این صورت شاهد هرج و مرج و بی‌نظمی در پروازها خواهیم بود.» #هواپیمایی #فرودگاه #ایرلاین #زبان_فارسی #قوانین_هوانوردی #صنعت_هواپیمایی #Aviation #Airport #Airline #PersianLanguage #AviationLaws 📝برای مطالعهٔ جزئیات به لینک زیر مراجعه کنید: https://www.cann.ir/fa/tiny/news-30920

  • 🍁بدعتی خطرناک و بنیان‌کن ▪️دربارۀ ضرورت استفاده از زبان فارسی از سوی دولتمردان ✍🏻 نیوشا طبیبی‌‏گیلانی: خدایش بیامرزد، استادی داشتم ــ استاد مرتضی خان‌ورزی ــ که در شکستنِ رسم و سنت می‌فرمود: «شکستن سنت و عادت کار خوبی است تا آنجا که بنیان‌کن نشود.» و چه درست می‌فرمود. خبر مکاتبهٔ استاندار آذربایجان غربی با رئیس‌جمهور به زبان ترکی از همان سنت شکنی‌هایی است که می‌تواند «بنیان کن» باشد. سنت هزارسالهٔ حکمرانیِ ایرانی بر این پایه و توافق استوار شده که همگان زبان‌ بین‌الاقوامی فارسی را به‌عنوان زبان رسمی کشور پذیرفته‌اند. دوسوم و بلکه بیشتر از این هزار سال را خاندان‌های ترک و ترک‌زبان بر ایران فرمان رانده‌اند. از غزنویان و سلجوقیان گرفته تا صفویه و قاجاریه، همهٔ این پادشاهان تبار و زبان ترکی داشته‌اند. اما همین حکمرانان چنان به آداب و الزامات حکمرانی در این سرزمین چندین‌قومی آشنا بوده‌اند که هرگز نخواسته‌اند زبان خانگیِ خودشان را به کل ایران تحمیل کنند. حتی نخواسته‌اند که مکاتبات رسمی با حاکمان ولایات ــ که معمولاً هم‌زبان و هم‌قبیلهٔ خودشان بوده‌اند را ــ جز به زبان فارسی رسمی به زبان دیگری انجام دهند. حتی هلاگو و الجایتو و پادشاهان مغول ایران هم زبان فارسی را به‌عنوان زبان رسمی حکومتی به رسمیت می‌شناخته‌اند. هلاگو از رشیدالدین فضل‌الله می‌خواهد که تاریخ مغول را به فارسی بنویسد. در تاریخ بیهقی فقط چند بار از ترکی حرف‌زدن مسعود غزنوی یاد می‌شود. حالا در میانهٔ اتفاقات نامیمونی که در ارومیه افتاده و شائبهٔ همراهی و همدلی و جانب‌گیری هم متوجه مسئول استان است، خبر مکاتبهٔ ایشان با رئیس‌جمهور آن هم به زبان ترکی می‌رسد! این بدعتی است بد و خطرناک و در راستای مقدمه‌چینی برای اتفاقاتی شوم و سیاه. رئیس‌جمهور خوش‌نیت و نرم‌خوی ما، حتی اگر می‌خواهند به روش خود با وفاق و آرامی با این تخلف از روش و منش و قانون و عرف حکومت‌داریِ ایرانی روبه‌رو شوند، وفق همان نهج‌البلاغه‌ای که احاطه‌ای نیک بر آن دارند، باید این استاندار را به‌فوریت و آشکارا و با قاطعیت عزل کنند تا دیگر کسی به هیچ بهانه‌ای درصدد ایجاد خصوصیت ویژه و به خیال خود تشکیل گروه و دسته‌ای در کار حکومت برنیاید. این بدعتی آشکار است که باید جدی گرفته شود. اگر به تعبیر معاون اول، هر استاندار باید با اختیارات رییس‌جمهور استانی به کار مشغول باشد و بعد هم بخواهد با زبان قومی خود کارهای اداری و مدیریتی را انجام دهد، دیگر چه چیزی از تمامیت ارضی و وحدت ملی باقی می‌ماند؟ این زیاده‌روی چندان است که حتی از قواعد فدرالیسم هم عبور می‌کند. ©️ از: هم‎میهن (۱۴۰۴/۱/۹) #️⃣ #زبان_فارسی #زبان_و_سیاست

  • یادداشت مهم استاد دکتر منصور ثروت در خطاب به رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران آقای رئیس جمهور از مادر کرد و از پدر ترک به‌ دنیا آمده است و تحصیلات را به فارسی خوانده است و با تسلطی که به نهج البلاغه دارد فرض می‌گیریم به زبان عربی هم می‌تواند حرف بزند و چون هر پزشک متخصصی  برای استفاده از متون این علم ناچار از مراجعه به زبان انگلیسی است فرض می‌کنیم آن را هم بلد است و البته همه اینها مزیت است و در جای خود قابل تقدیر. اما اگر ایشان بخواهد از این زبانها در ایران با فرض خوشبینانه  برای تحبیب قلوب  استفاده کند می‌تواند از ترکی برای آذربایجانیان و کردی برای کرد زبانان (طبیعتاً فقط از یکی از لهجه‌های آن که بدان آشناست) و عربی برای عرب‌زبانان و فارسی برای فارسی‌زبانان بهره‌مند شوند. پرسش در وهلهٔ نخست آن است که: ۱-اگر در مواجهه با گویندگان گیلکی، مازنی، لری، قشقایی، ترکمنی، بلوچی، تاتی، هرزندی، سمنانی و دهها زیر لهجه‌های گوناگون که از یک روستا تا روستای دیگر فاصله‌اش به اندازه یک زبان مستقل است بخواهد گفتگو کند چه باید بکند؟ یا باید هر جا می‌رود یک مترجم آشنا بدان زبان و لهجه را با خود ببرد یا در سالنها از دستگاه ترجمه همزبان (در صورت وجود) استفاده کند! تا بدینوسیله اینان نیز از اینکه رییس‌جمهور به زبان آنها احترام می‌گذارد لذت ببرند. ۲-رئیس جمهور اگر در موارد رسمی بلکه در دیدارهای خصوصی و خانوادگی به ترکی یا کردی گفتگو می‌کند هیچ اشکالی ندارد ولی وقتی با مقامات رسمی و مسئول کشوری و لشکری سخن می‌گوید یا آنها گزارش می‌دهند و فیلم این گفتگو از مجاری رسمی پخش می‌شود، هم از نظر قانونی باید به زبان رسمی سخن بگویند هم از دید اخلاقی و منطقی. زیرا وقتی سخن بر سر سرنوشت دریاچه ارومیه است، موضوع فاجعه محلی نیست بلکه ملی است و دریاچه مال کل ملت ایران است نه فقط ارومیه. بنابراین همه باید بدانند سرنوشت این دریاچه به کجا خواهد رسید؟ اگر این دریاچه خشک شود و مردمان ترک و کرد ناچار به مهاجرت به گیلان و مازندران و شیراز و بندر عباس و هر استان دیگر بشوند اهالی این استانها حق دارند به دلیل غیر همزبانی آنان را نپذیرند. پس لازم است همه از  این خطر آگاه باشند. برای حصول این مقصود و ایجاد زمینه همبستگی و همدلی راهی جز مکالمه به زبان رسمی فارسی نیست. شما با این کار مشکل دریاچه ارومیه را مشکل ترک زبانان و فقط استان آذربایجان غربی می‌کنید. در حالی‌که مشکل دریاچه هامون، بختگان، مرداب انزلی، رودخانه زاینده‌رود، تالاب هامون، نابودی جنگل هیرکانی و فروریزش زمین در اصفهان و فارس و ورامین تبعاتش مال تمام مردم ایران است. بنابراین همه مردم ایران به هر زبان و لهجه‌ای باید در جریان وقایع ملی باشند و این جز از راه زبان فارسی مقدور نیست. شما با ترکی مکالمه کردن در کنار دریاچه ارومیه، آن هم در مقام رسمی با مسئول دولتی، دیگر هموطنان را از فاجعه ملی که باید به کمک آن بشتابند - چون سود و زبانش به همه می رسد- محروم می‌کنید. این ساده ترین استدلال. اما... ۳- شما با این روش راه خطرناک دیگری را باز می‌کنید. به عنوان مثال اگر از فردا همین استاندار آذربایجان غربی مکاتبات و سخنرانیهای عمومی و بخشنامه‌های خود را به زبان ترکی بنویسد و بگوید و صادر کند شما چه پاسخی خواهید داد؟ ناگفته پیداست اینکه می‌شود همان فرقه دموکرات. نکند این‌همه که راجع به تغییر نظام آموزشی سخن می گویید - علی‌رغم آنکه معتقد به نظر کارشناسی هستید و خود شما در این مورد کارشناس نیستید - دانسته و ندانسته راه را برای گرگهای اردوغان باز می‌کنید؟ نمی‌دانید در جمهوری آذربایجان و ترکیه از این نوع سخنان سو استفاده می‌کنند. نشنیدید جغرافیای معنوی اردوغان را؟ اردوغانی که نوروز را از آن ترکان عثمانی اعلام کرده ولی فراموش کرده است که اجداد امپراتورش یعنی سلطان عبدالحمید دوم در کارنامه آموزشی پسرانش محمد سلیم و عبدالقادر عثمانی جزو دروس‌اش، پندنامه عطار نیشابوری و تعلیم فارسی درج شده است. (مجله بخارا، ش ۱۶۲، س۱۴۰۳) یا سلطان سلیم افتخار می‌کرد به فارسی شعر می‌سراید، یا تا پیش از سقوط امپراتوری تمام مکاتبات رسمی و اداری به زبان فارسی بوده است. ۴- آقای رئیس جمهور بهتر است همانطور که گفته‌اید در این مورد نیز از دانش کارشناسان آگاه و دلسوز استفاده کنید. اضافه می‌کنم من خود زاده کهن ترین شهر ایرانزمین، اردبیل هستم  و زبان مادری و پدری روانشادهایم ترکی است و از حیدر بابایه شهریار به اندازه حافظ و فردوسی و سعدی لذت می‌برم و در خانواده به ترکی حرف می‌زنم. ضمن احترام و جانداری به ادبیات ترکی مانند اشعار سهند و طنزهای کریمی و معجز شبستری و صابر، زبان فارسی را برای زبان مشترک ملی کارآمد، تاریخی، قانونی، ضروری و غیر تحمیلی می‌دانم. من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال منصور ثروت

  • نظر دکتر علی‌اشرف صادقی دربارهٔ اصل پانزدهم قانون اساسی و آموزش به زبان‌های محلی.

  • از فرمان ترامپ برای رسمی شدن انگلیسی در آمریکا تا طرح دولت چهاردهم برای «آموزش به زبان مادری» ترامپ در یکی دیگر از دستورهای اجرایی پرسر‌وصدای خود زبان انگلیسی را «زبان رسمی» ایالات متحدهٔ آمریکا اعلام کرد. در طول تاریخ آمریکا هیچ‌گاه زبانی به عنوان «زبان رسمی» این کشور معرفی نشده بود و به همین دلیل هم تحلیل‌های مختلفی از این اقدام صورت گرفته است. تا پیش از این، مخالفان زبان فارسی، همیشه با اشاره به وضعیت چندزبانی در کشورهای غربی استدلال می‌کردند که ایران نیز باید چندزبانی باشد. اکنون اما دولت آمریکا هم مانند فرانسه دیگر چندزبانه نخواهد بود و خدمات دولتی فقط به یک زبان انجام خواهد شد. همان‌طور که پیش از این چندزبانگی در آمریکا الگوی ایران نبود، امروز هم تک‌زبانی در آمریکا نباید الگوی سیاست‌گذاری زبانی در ایران باشد، چراکه وضعیت اجتماعی و تاریخی زبان فارسی در ایران کاملا متفاوت با آمریکاست. برای سیاست‌گذاری زبانی در ایران ابتدا باید مسئلهٔ اصلی در حوزهٔ زبان‌های بومی ایران به‌درستی شناخته شود و سپس برای آن برنامه‌ریزی صورت گیرد. این دقیقا مشکل اصلی سخنان چند روز پیش سخنگوی دولت است. فاطمه مهاجرانی از طرح گستردهٔ دولت برای «آموزش به زبان مادری» سخن گفت و علت اصلی این موضوع را هم ناتوانی دانش‌آموزان دوزبانه در خواندن متون اعلام کرد. اولا پیمایش متقنی برای سنجش دلایل رتبهٔ پایین ایران در آزمون‌های بین‌المللی خواندن در دست نیست. درنتیجه سخن او بی‌پایه و اساس است. دانش‌آموزان فارسی‌زبان ایرانی هم در خواندن متون فارسی مشکل دارند و این فقط مشکل دانش‌آموزان دوزبانه نیست، چراکه آموزش و پرورش ما در آموزش خواندن ناتوان است. به‌عبارت دیگر مسئلهٔ اصلی اوضاع خراب گروه زبان و ادبیات فارسیِ سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی درسی و آموزش‌وپرورش است. پس حتی اگر آموزش به زبان مادری هم انجام شود، ازآنجاکه آموزش خواندن مشکلات اساسی دارد، تغییر معناداری در وضعیت خواندن دانش‌آموزان ایجاد نمی‌شود. در چنین وضعیتی، به جای اندیشیدن دربارهٔ مسئلهٔ اصلی، که اصلاح نظام آموزش و پرورش است، دولت لایحه‌ای را برای «آموزش به زبان مادری» آماده می‌کند که تبعات گوناگون و متعددی دارد. گذشته از تبعات آن، این لایحه صریحا با اصل ۱۵ قانون اساسی هم در تضاد است چراکه در اصل ۱۵ آموزش ادبیات زبان‌های قومی و محل آزاد دانسته شده، اما زبان اصلی آموزش رسمی صراحتا زبان فارسی شمرده شده است. در تمام این سال‌ها آموزش و پرورش طرحی برای آموزش ادبیات‌های زبان‌های قومی اجرا نکرده و کارهای کوچکی هم که انجام شده در استان‌ها مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. و حالا بدون توجه به مفاد صریح اصل ۱۵ و تلاش برای آموزش ادبیات‌های زبان‌های قومی، ناگهان سخنگوی دولت از طرح گسترده‌ای برای «آموزش به زبان مادری» خبر می‌دهد. در سال‌های گذشته بحث زبان‌های بومی کاملا سیاسی و دستمایهٔ تجزیه‌طلبان برای طرح ادعاهای واهی شده بود. این موضوع سبب شده که مسائل اصلی این حوزه اولا شناخته نشود و دوما برای اصلاح آنها تدبیری اندیشیده نشود. سخنان فاطمه مهاجرانی هم به نظر سیاسی می‌آید. اگر دولت طرحی واقعی داشت، بحث را باید از پیمایش‌ها و سخنان کارشناسی آغاز می‌کرد. به‌هرروی، باید امیدوار بود که این سخن هم مانند سخن دیگر ایشان، یعنی اعلام چابهار به‌عنوان پایتخت آیندهٔ ایران، در حد سخن باقی بماند. رادمان رسولی مهربانی صفحهٔ اینستاگرام | تلگرام اندیشکدهٔ زُفان

  • 📹 جهان جدید و دولت‌های درمانده ▫️سه استاد دانشگاه هاروارد در کتاب «توسعه به مثابهٔ توانمندسازی حکومت» دیدگاه تازه‌ای در مورد توسعهٔ اقتصادی ارائه داده‌اند. در این کتاب از درماندگی مفرط دولت‌ها در مواجهه با شرایط کنونی جهان سخن به میان آمده است. ▫️احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، این درماندگی و ضعف دولت‌ها در نظم کنونی دنیا را به تشریح توضیح می‌دهد تا مشخص شود نویسندگان این کتاب چرا چنین نامی را برای ارائهٔ دیدگاه خود برگزیده‌اند. نسخهٔ کامل در وبگاه اکوایران

  • درآمدی بر سیاستگذاری زبان و ادبیات فارسی در جمهوری اسلامی ایران از سوی مرکز رصد فرهنگی کشور منتشر شد. این گزارش با هدف تدقیق نقطه‌نظرات سیاستی درباره ٔزبان و ادبیات فارسی، ضمن تحلیل داده‌ها و گزاره‌های سیاستی در این حوزه به مسئلهٔ سیاست‌گذاری زبانی در گسترهٔ ملی و فراملی می‌پردازد. در این گزارش کوشیده‌ایم تا با نگاهی آسیب‌شناسانه به سیاست‌پژوهی در این عرصه بپردازیم و ضمن تلاش برای اجتناب از بزرگ‌نمایی و اسطوره‌پردازی، نگاهی واقع‌بینانه به مسئلهٔ زبان داشته باشیم. در این گزارش رصدی، از پیشینهٔ سیاست‌گذاری زبان فارسی در ایران، بازیگران و اسناد سیاستی این حوزه، تجربیات جهانی و سیاست‌گذاری در کشورهای دیگر، آسیب‌شناسی سیاست‌های زبانی جمهوری اسلامی و در نهایت ارائهٔ سرفصل‌هایی برای ارتقاء و اصلاح سیاست‌های ملی و فراملی در حوزهٔ زبان و ادبیات فارسی سخن گفته‌ایم. به استناد این گزارش اکثریت ایرانیان ارتباط مستمری با شعر و ادبیات فارسی ندارند و بیش از دو سوم از افراد بالای 18 سال، هیچ برنامه‌ای برای خواندن شعر و ادبیات فارسی ندارند. https://www.pcci.ir/ershad_content/media/image/2024/05/1465425_orig.pdf صفحهٔ اینستاگرام | تلگرام اندیشکدهٔ زُفان