- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 56
- Всего постов
- 56
- Тип
- открытый
- Язык
- ur
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 21
- 1/48двое суток
- 24
- 1/72трое суток
- 25
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من جهانی به فدای تو چشمان خمارت کردم گوشهٔ قلب تو را وسعت دنیای من است همهٔ هستی من عشق تو و قلب تو شد جز به عشق تو مگر درسر و سودای من است. ❤️❤️ @abadi_eshg69
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم با عقل، آب عشق به یک جو نمیرود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم پروانه را شکایتی از جور شمع نیست عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم باور مکن که طعنهی طوفان روزگار جز در هوای زلف تو دارد مشوشم سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان لب میگزد چو غنچهی خندان که خامشم هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب ای آفتاب دلکش و ماهِ پریوشم لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار این کار توست، من همه جورِ تو میکشم❤️ ❤️❤️ @abadi_eshg69
مثل گنجشکی که طوفان لانه اش را برده است خاطرم از مرگ تلخ جوجه ها آزرده است هر زمان یادت می افتم مثل قبرستانم و سینه ام سنگ مزار خاطرات مرده است ناسزا گاهی پیام عشق دارد با خودش این سکوت بی رضایت نه؛ به من برخورده است غیر از آن آیینه هایی که تقعر داشتند تا به حالا هیچ کس کوچک مرا نشمرده است تیر غیب از آسمان یک روز پایین می کشد آن کسانی را که ناحق عشق بالا برده است آن گلی را که خلایق بارها بو کرده اند تازه هم باشد برای من گلی پژمرده است ❤️❤️ @abadi_eshg69
خانهی قلبم خراب از یکّهتازیهای توست عشقبازی کن که وقتِ عشقبازیهای توست چشمِ خون، حالِ پریشان، قلبِ غمگین، جانِ مست کودکم، دستم پر از اسباببازیهای توست تا دلِ مشتاقِ من محتاجِ عاشقبودن است دلبریکردن یکی از بینیازیهای توست قصّهی شیرین نیفتادهست هرگز اتّفاق هرچه هست ای عشق از افسانهسازیهای توست! میهمانِ خستهای داری، در آغوشش بگیر امشب ای آتش! شبِ مهماننوازیهای توست. 🍃🌺🍃 @abadi_eshg69
جرعہ جرعہ عشق را سر ميڪشم نقش عشقـم را بہ ساغـر ميڪشم خستہ ام از شڪ و تردید و هراس خستہ از چفتي ڪہ بردر ميڪشم اعتمـــادم خـدشہ دار از حیلـہ شـد روی قلبــــم نقــش باور مي ڪشم باورت ڪـــردم ببا در محضـــــرت بر غم و تردید ضـــربدر مي ڪشم دوستـت دارم عــــــزیـز جــاڹ مـڹ با تو باشم تا خــــدا پر مي ڪشم با تو مستــــم مست شادی ، دربرت جرعہ جرعہ عشق را سر میکشم 🍃🌺🍃 @abadi_eshg69
آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منم اینچنین عشق تو در سینه نگهداشت منم آنکه در ناز فرو رفته و شاداب تویی آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم آنکه هرگز نگشود دفتر احساس تویی آنکه رویای تو را خاطره پنداشت منم آنکه کافر به دل مومن من بود تویی آنکه هر شعر تو را معجزه انگاشت منم او که در باغ غزل گشت و خرامید تویی او که یک بوته در این باغچه نگذاشت منم او که عاقل شد و راه خِردش جست تویی آنکه در مزرعهاش بذر جنون کاشت منم 🍃🌺🍃 @abadi_eshg69
شدم بیمار چشمانت شفایم میدهی یانه؟ دلی بشکسته آوردم دلم را می خری یا نه؟ ندارم هیچ در دستم من از غارت بازگشتم مرا ای نازنین من به همره میبری یا نه؟ من هر شب در خیالاتم زنم بوسه به لبهایت گل بوسه به لبهایم تو هم هرشب میزنی یا نه؟ بهارمن به غارت رفت،هرشب بهرمن یلداست بگو این شام تارم را چراغان میکنی یا نه؟ دگر بر عشق شک دارم برایم اعتباری نیست تو هم با قلب رنجورم مدارا میکنی یا نه ؟ برای روزگار خود همیشه من عزادارم تو این بیت الحزن راگو،مصفا میکنی یا نه؟ تمام آرزو هایم به دست باد شد بر باد امید زندگی در من هویدا میکنی یا نه؟ 🍃🌺🍃 @abadi_eshg69
ازدور تورا میبوسم و ازدور، فدایت درطالع من نیست که آیم به سرایت تصویر رخت، دلشده دارد مه زیبا! هرم نفست غم بگشاید گل رعنا! ❤️❤️ @abadi_eshg69
نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی گرچه او کرد دل از سنگ، تو تقصیر نکردی شرمسار توام ای دیده ازین گریهی خونین که شدی کور و تماشای رخش سیر نکردی ای اجل گر سر آن زلف درازم به کف افتد وعده هم گر به قیامت بنهی دیر نکردی وای از دست تو ای شیوهی عاشقکش جانان که تو فرمان قضا بودی و تغییر نکردی مشکل از گیر تو جان در برم ای ناصح عاقل که تو در حلقهی زنجیر جنون گیر نکردی عشق همدست به تقدیر شد و کار مرا ساخت برو ای عقل که کاری تو به تدبیر نکردی خوشتر از نقش نگارین من ای کلک تصور الحق انصاف توان داد که تصویر نکردی چه غروریست در این سلطنت ای یوسف مصری که دگر پرسش حال پدر پیر نکردی شهریارا تو به شمشیر قلم در همه آفاق به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی @abadi_eshg69
من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم لطفها میكنی ای خاک درت تاج سرم دلبرا بندهنوازيت كه آموخت بگو كه من اين ظن به رقيبان تو هرگز نبرم همتاَم بدرقهی راه كن ای طائر قدس كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم ای نسيم سحری بندگی من برسان كه فراموش مكن وقت دعای سحرم راه خلوتگه خاصم بنما تا پس از اين میخورم با تو و ديگر غم دنيا نخورم خُرم آن روز كز اين مرحله بربندم بار و از سر كوی تو پرسند رقيبان خبرم حافظا شايد اگر در طلب گوهر وصل ديده دریا كنم از اشک و در او غوطه خورم پايه نظم بلند است و جهان گير بگو تا كند پادشه بحر دهان پرگهرم @abadi_eshg69
اون میگفت ڪہ من باهاتم ڪہ نبود گفت رفیقِ سر بہ راتم ڪہ نبود گفت برات لونہ میسازم و پرید گفت تا آخر پا بہ پاتم ڪہ نبود گفت ڪہ پشتتم همیشہ الڪي گفت شریڪِ لحظہ هاتم ڪہ نبود… ❤️❤️ @abadi_eshg69
خانه نشینم کرد آنکه برایش خانه ای از عشق ساختم ... ❤️❤️ @abadi_eshg69
دلربایانه دگر بر سرِ ناز آمدهای از دلِ من چه بهجا مانده که باز آمدهای؟ در بغل شیشه و در دست قدح، در بر چنگ چشم بد دور که بسیار بساز آمدهای بگذر از ناز و برون آی ز پیراهن شرم که عجب تنگ در آغوش نیاز آمدهای می بده، می بستان، دست بزن، پای بکوب! به خرابات نه از بهر نماز آمدهای آنقدر باش که من از سر جان برخیزم چون به غمخانهام ای بندهنواز آمدهای چون نفس سوختگان میرسی ای باد صبا میتوان یافت کزان زلف دراز آمدهای چون نگردد دل صائب ز تماشای تو آب؟ که به رخسارهی آیینه گداز آمدهای ❤️❤️ @abadi_eshg69
از تمـاشاے دو چشمت من ڪه حیران مـیشـوم بـا تـو شعـرم نـو شـده امـا غـزلـخوان میشوم تـا نـگـاهـے مـیسـپـارم دستِ دیدارت به شوق دسـت و پـا گـُم میڪنم گـاهے هـَراسان میشوم ❤️❤️ @abadi_eshg69
ڪﻠﻤﺎﺗﺖ ﺭا ،ﺳﺎﺩﻩ ﺑﮕﻮ ﻣﻦ ڪمي ﮔﻴﺞ و ﺑﻲ ﺳﻮاﺩﻡ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻧﻢ ﺑﻔﻬـــــﻤﻢ ﻣﻌﻨﻲ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻪ ... ❤️❤️ @abadi_eshg69
ای چشمان مست تو مینای شراب من یاد تو چه میکند با حال خراب من....... ❤️❤️ @abadi_eshg69
سینه ام تنگ و دلم تحت فشار است بیا گویا مجرمِ دربندِ حصار است بیا تو نیایی دگر امید به فردایی نیست هر کجا مینگرم تیره و تار است بیا ❤️❤️ @abadi_eshg69
خـواستـم تـکیه کـنم بـر شانه ات اما چه سود رفتی وآن تکیه گاهِ آخرم را باد برد در میان کـوی تـو پرواز میکردم به عشق تیرِ بی رحمی زدی بـال و پرم را باد برد... ❤️❤️ @abadi_eshg69
باز هم هوایِ تو چه بی گدار میزند به سر چه بی گدار میزند به شب چه بی گدار میزند به جان...! ❤️❤️ @abadi_eshg69
صد هزاران جان فدای لحظه های دیدنت غنچه ی طبعم شکوفا گشته از خندیدنت مستي و ديوانگي هم عالمي دارد عزيز سرخوش از آن لحظه رویایی بوسیدنت ❤️❤️ @abadi_eshg69