''ادبستان مهر'' 📚
Статистикаادبستان مهر بازتاب اندیشه های من در باره مسائل روز است. نشر مطالب با حفظ جوانب امانت آزاد است.
- Последний пост
- 9 окт. 2025 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 123
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🖊 چرا سند چشمانداز ۲۰ ساله کشور شکست خورد؟ ✍️ مهران صولتی ۱۳ آبانماه ۱۳۸۲ سند چشمانداز بیستساله جمهوری اسلامی در دولت محمدخاتمی به تصویب رسید و دو سال بعد در دولت محمود احمدینژاد وارد فاز اجرایی شد. مطابق این سند قرار بود ایران تا سال ۱۴۰۴ به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی دست یابد. اما با گذشت بیش از بیست سال از ترسیم این افق نه تنها اهداف اعلام شده محقق نشده بلکه با یکهتازی عربستان و ترکیه در منطقه ایران به جایگاههای بسیار پایینتری در مقایسه با ظرفیتهای فراوان خود رضایت داده است. اما چرا این سند دچار شکستی اینچنین فاحش شد؟ ✅ خروج کشور از مدار توسعه: اگر چه تا انتهای دهه هشتاد کلیت شاخصهای اقتصادی کشور در حال رشد بود ولی با اجرایی شدن تحریم فروش نفت و مبادلات بانک مرکزی ایران وارد دوره گمشده اقتصاد خود یعنی دهه ۹۰ شد. در همان ابتدا اگرچه نظام سیاسی با تندادن به انتخاب حسن روحانی نشان داد که مایل به خروج از بنبست تحریمهاست ولی با عدم پایبندی به الزامات سیاسی- اقتصادی رفع تحریمها، و خروج ترامپ از برجام کابوسی به نام دهه ۹۰ برای اقتصاد ایران رقم خورد. جنگ ۱۲ روزه خرداد ماه هم کشور را از فاز توسعه به فاز بقاء وارد کرد. ✅ مخاطرات توسعهیافتگی برای حکومت: طبقه متوسط موتور محرکه توسعه در جهان امروز بهشمار میرود. طبقهای که به تعبیر اینگلهارت از ارزشهای بقا به ارزشهای ابراز وجود گذر کرده و مطالبات جدیدی را مطرح میسازند. این طبقه اگر چه تا سال ۸۸ رشدی صعودی داشت ولی حضور گسترده آن در عرصه اعتراضات بعد از انتخابات اینسال زنگ خطر را برای نظام سیاسی مستقر به صدا درآورد. بعد از آن بود که ایران در سایه تحریمها و احساس خطر حکومت تجربه افول این نیروی اجتماعی توسعهگرا را به چشم دید. ✅ فقدان پایبندی به الزامات توسعه: توسعهیافتگی در جهان امروز نه امری تصادفی بلکه عمیقا مبتنی بر قواعدی مانند رفتار سیاسی محاسبهپذیر، روابط سازنده با دنیا، قائل بودن به نظم اقتصادبنیاد، و تولید فزاینده ثروت ملی است. اما آنچه تاکنون از جمهوری اسلامی دیدهایم فقدان آشکار وفاداری به این الزامات بوده است. همان نظام سیاسی که با تکیه بر استثناگرایی بهجای قاعدهگرایی، آرمانطلبی بهجای واقعنگری، حضور نظامی بهجای حضور اقتصادی، و انگارههای ایدئولوژیک بهجای دادههای علمی میکوشد تا بیاعتنا به ظرفیتهای خود داعیه حاکمیت نظم جدیدی را در جهان امروز داشته باشد. ✅ غلبه روایتها بر واقعیتها: جمهوری اسلامی در طول حیات خود بیش از ساختارها بر کنشها، و بیش از واقعیتها بر روایتها تاکید داشته است. همان ارادهگرایی که بیش از همه در نگارش سند چشمانداز هویداست. اینکه چگونه میتوان با تکیه بر مجموعهای از آرزوها و بدون ترسیم سازوکاری از تحول در سیاست داخلی و خارجی متناسب با فرآیندهای پرشتاب جهانی داعیه دستیابی به جایگاه اول منطقه در همه حوزهها را داشت بیش از همه ناشی از شناخت اندک از ظرفیتهای حکمرانی در ایران کنونی است. امری که موجبات ناکارآمدی فزاینده در دهههای اخیر را فراهم آورده است. @Adabe_mehr #ادبستان مهر . 🌹
به کسی که حقیقت را جستجو میکند باور داشته باش و به کسی که مدعی دستیابی به حقیقت است شک کن. 🌸آندره ژید🌸 Adbe_mehr #ادبستان مهر
-" #کانت"فیلسوف شهیر آلمانی از معتقدان به دیدگاه #آرمانگرایی است. -به نظر "کانت"تنها تعلیم و تربیت است که می تواند ازیک فرد آدم بسازد و آدمیت آدمی در گرو تربیت اوست. -کانت در تربیت معتقد است که بعداز مراحل انضباط،آموزش،آداب دانی ،نوبت به "تربیت اخلاقی"می رسد. -"تربیت اخلاقی"به نظر کانت زمینه ای است برای بیداری وجدان انسان،واین همان است که کانت"منش"می نامد،واولین گام تربیت اخلاقی را شکل دادن به منش می داند.۵ #منبع:کتاب "اصول وفلسفه ی تعلیم و تربیت،تالیف دکتر محمد حسن میرزامحمدی،انتشارات پوران @Adabe_mehr #ادبستان مهر
🖊 چگونه با نسل Z ارتباطی مؤثر بسازیم؟ (راهنمای والدین از نگاه روانشناسی) ✍️ مصطفی سلیمانی 🔻والدین در عصر امروز برای ارتباط مؤثر با نسل Z باید رویکردی انعطافپذیر، آگاهانه و همدلانه داشته باشند. این نسل که در دنیای دیجیتال بزرگ شده، ویژگیهای منحصربهفردی مثل استقلالطلبی، آگاهی اجتماعی بالا و وابستگی به فناوری دارد. در ادامه، چند راهکار کلیدی از منظر روانشناختی ارائه میشود: 1️⃣ گوش دادن فعال و بدون قضاوت نسل Z ارزش زیادی برای اصالت و شنیده شدن قائل است. والدین باید فضایی امن برای گفتوگو فراهم کنند. به جای نصیحت یا انتقاد سریع، با پرسیدن سؤالات باز (مثل «نظر تو درباره این موضوع چیه؟») به فرزندانتان نشان دهید که دیدگاهشان مهم است. 2️⃣ درک دنیای دیجیتال نسل Z در شبکههای اجتماعی زندگی میکند. به جای سرزنش استفاده از فناوری، سعی کنید دنیای آنلاین آنها را بشناسید. مثلاً درباره اپلیکیشنها یا ترندهای مورد علاقهشان بپرسید. این کار نهتنها فاصله را کم میکند، بلکه به شما کمک میکند تأثیرات مثبت و منفی فضای مجازی را بهتر مدیریت کنید. 3️⃣ احترام به استقلال و هویت این نسل به دنبال کشف هویت خود و ابراز فردیت است. والدین باید به جای تحمیل ارزشها، به آنها فضا بدهند تا خودشان انتخاب کنند، البته با هدایت غیرمستقیم. مثلاً به جای «باید این رشته را بخوانی»، بپرسید «دوست داری در آینده چه تأثیری بذاری؟» 4️⃣ آموزش مهارتهای عاطفی نسل Z با چالشهای روانی مثل اضطراب و فشار اجتماعی مواجه است. والدین میتوانند با آموزش مدیریت احساسات (مثل تکنیکهای ذهنآگاهی یا تنفس عمیق) و صحبت درباره سلامت روان، به آنها کمک کنند تا در برابر استرس مقاومتر شوند. 5️⃣ الگوسازی به جای دستور دادن نسل Z به رفتارهای عملی بیشتر از حرف واکنش نشان میدهد. اگر میخواهید ارزشهایی مثل مسئولیتپذیری یا احترام را به آنها بیاموزید، خودتان در عمل نشان دهید. مثلاً اگر انتظار دارید کمتر از گوشی استفاده کنند، خودتان هم این رفتار را مدل کنید. 6️⃣ انعطاف در قوانین قوانین سختگیرانه بدون توضیح منطقی باعث فاصله گرفتن نسل Z میشود. به جای قوانین خشک، چارچوبهایی منعطف با گفتوگو تنظیم کنید. مثلاً به جای «گوشی بعد از ساعت 10 ممنوع»، درباره اهمیت خواب و توافق بر زمان مناسب صحبت کنید. ✅ جمعبندی ارتباط با نسل Z نیازمند صبر، همدلی و یادگیری مداوم است. والدین باید خود را با سرعت تغییرات این نسل هماهنگ کنند و به جای کنترل، نقش یک راهنما و حامی را ایفا کنند. با ایجاد اعتماد و احترام متقابل، میتوانید رابطهای پایدار و معنادار با فرزندتان بسازید. @Adabe_mehr #ادبستان مهر
تفسیر نقاشی مرد سر سیاه (تابلو جهل مقدس) گویش : نگار در این نقاشی بی نظیر و متفکرانه انسانی با سر سياه بهتصویر کشیدهشده که با جديت و کوشش تمام قصد دارد پيرمرد بيگانه ای را از غرق شدن ونابودی نجات دهد در حالی که زن و فرزندش در کنارش در خطر مرگ قرار دارند ! این نقاشی به دوران قبل از رنسانسِ اروپا اشاره می کند که پیرمرد ، سمبل میراث كهنه گذشتگان و باورها و سنتهای غلط آمیخته با خرافات و جهل و تعصب است .. فرزند نمادی از آینده و همسر نماد زندگی و عشق و سرزمین مادری است که نزدیکترین اشخاص و گزینهها به مرد هستند اما او مصمم است که پيرمرد بيگانه و دورتر را نجات دهد که آیندهای ندارد و این نمايانگر تمايل انسان به نگاه داشتن باورهای غلط است حتی درصورت نابودی خانواده و عشق و سرزمین مادری ، که نتیجه آن ادامه وضع گذشته و نابودی آینده است .. سَرِ انسان در اين نقاشی به نشانه جهل و نادانی به رنگ سياه نشان داده شده است و اين تابلو در كل نمايانگر #جهل_مقدس است ! @Adabe_mehr #ادبستان مهر
. 👈 #سیاست 🟣 قیاس تاریخی !؟ با انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی ، شبیه سازی های تاریخی فضای مجازی را در نوردیده است ، ظاهراً در یک حرکت هماهنگ افراد متعددی با سلایق مختلف ، لاریجانی را با محمد علی فروغی (ذکاءالملک) مقایسه می کنند : ۱. فروغی ادیبی نامور و سیاستمداری برجسته بود که به حق او را سلسله جنبان نسل دوم روشنفکری ایران می دانند . ویژگی بارز او «عقلانیت» سیاسی بود که با همین ویژگی توانست دوره سخت انتقال قدرت از قاجار به پهلوی را بدون تنش مدیریت کند . ۲. قیاس لاریجانی با فروغی قیاس مع الفارق است ، اندیشه عالی ، شخصیت جامع و «ملی» فروغی شباهت چندانی به تفکرات محافظه کارانه و پر نوسان لاریجانی ندارد ، گذشته رادیکال لاریجانی خصوصا ایام مدیریت وی در وزارت ارشاد و صدا و سیما و برنامه «هویت» از حافظه تاریخی ایرانیان پاک نمی شود ۳. اگر آن گونه که قیاس کنندگان می گویند لاریجانی برای دوران «گذار» و انتقال قدرت به رهبری سوم انتخاب شده باشد شوربختانه باید گفت انتخاب مناسبی نیست خاندان لاریجانی از حیث «ملی گرایی» کارنامه قابل دفاعی ندارند #خورشید 🌼 @Khourshidd
без подписи
نانآور خانه ✍ رحیم قمیشی اسمش سُدِیس است، اگر درست شنیده باشم. ۱۲ سال دارد، شش کلاس درس خوانده، بسیار با استعداد است، خوش اخلاق و خوش خنده. و حالا شده نانآور خانه. پسر بزرگ خانه است و پدرش مُرده. در شیرآباد زاهدان مرگ خیلی راحت به اهالیاش هدیه میشود. یکی از بیماری ساده، چون پول درمان ندارند، یکی میرود برای یک لقمه نان قاچاق کند و برنمیگردد، یکی دستگیر میشود و دو ماه بعد، خبر اعدامش میآید، به جرم همراه داشتن مقداری مواد مخدر، و هیچکس نمیپرسد، اگر او قاچاق نمیکرد، چکار باید میکرد؟ و هیچکس نمیپرسد مگر آنکه دستگیر میشود مالک آن محموله است... مالکها خانههای ویلایی دارند و دست به سیاه و سفید هم نمیزنند. مالکها اصلا شاید پستهای خوبی هم داشته باشند! نمی پرسم چرا پدرت در جوانی مُرد، اما میپرسم حالا شغلت چیست سُدِیس جان. کارگر نانوایی است. برق نانواییشان رفته و توانسته ساعتی بیاید مثل همسن و سالهایش، کمی بازی کند. چه خوب که روزی دو ساعت برق نانوایی میرود! - نان چند است؟ - پنج هزار و هفتصد و پنجاه تومان. - برق که رفته چرا هنوز صدها نفر جلوی نانواییتان ماندهاند؟ - ماندهاند برق که آمد، نان بگیرند. گیرشان نیاید گرسنه باید بخوابند، اینجا مردم با همین نان زندهاند. - سدیس جان! چقدر حقوق میگیری؟ - روزی صد هزار تومان. حساب میکنم، ماهی سه میلیون تومان! تازه اگر نانوایی تعطیلی نداشته باشد. میپرسم با همین صد هزار، به عبارتی یک دلار در روز، زندگیتان میچرخد؟ با اشاره سر میگوید؛ میچرخد. یارانه هم میرسد. میشود چهار و نیم. و اضافه میکند نسبت به خیلی از اهالی شیرآباد، آنها خوشبختترند! - خانوادهتان چند نفر است؟ - سه برادریم، دو خواهر، و مادرم. - از هیچجای دیگر دولتی، کمکی به شما نمیشود؟ - نه، خودم نانوایی کار میکنم! غرورش را نمیشکنم... میگویم آفرین سدیس، با همین چهار میلیون در ماه هم میشود شرافتمندانه زندگی کرد. سدیس جان! خوبست نمیدانی در پایتخت چه پولها جابجا میشود به اسم مستضعفین. خوبست نمیدانی چه باغها از بیتالمال به نام افراد میشود برای تکمیل عبادتهایشان! خوبست نمیدانی به نام کمک به شما چه چپاولها که نمیشود. میخواهند ریشه ظلم را از جهان بکنند! میخواهند فقیری در جهان نباشد! اما بیخ گوششان، خوشبخت سدیس است که به اندازه پول نان خالی، درآمد دارد. خوشبخت سدیس است که از ۱۲ سالگی نانآور خانه شده. به روزی صد هزار تومان قانع شده. برای شش سر عائله. و به او نگفتهایم حاکمیت مسئول همه بدبختیهای اوست. و نگفتهایم مادران سرپرست خانوار باید از خزانه تامین شوند. او فقط باید درس بخواند و بازی کند. او باید آیندهاش تامین شود. او خوشبخت است و دیگرانی که سهمی در مشکلات او دارند بدبختهای واقعی! من میدانم سالها لبخند تلخ سدیس را نمیتوانم فراموش کنم. برادر کوچک و زیبایش را نشانم میدهد، به نظرم اسمش امیررضاست، شاید هم عمررضا لباس قهوهای بلوچی تنش است. میخواهم یک عکس یادگاری بگیرم. دستهایشان چنان در گردن هم است که حسودیام میشود. آنها خوشبختند... کارهای که نبودهاند تا عذاب وجدان داشته باشند. از بیتالمال که پول برنداشتهاند. برای غارت مال دیگران که هزار توجیه دینی نجستهاند! ادعای نجات بشریت را که نداشتهاند. ما بدبختیم که نابرابریها و بیعدالتیها را میبینیم و هزار توجیه برای خودمان میآوریم. نمیدانم ۴۷ سال برای اینکه به ما ثابت شود ما از عهده رفع فقر در کشور خودمان هم بر نمیآییم کافی نیست؟ نمیخواهیم باور کنیم با وجود آنهمه منابع خدادادی آنهمه زمینههای توسعه، زمینههای گردشگری، زمینههای ساختن ایران، ما ناموفق بودهایم! فردا سدیس زیبا چه کاره خواهد شد شانس بیاورد سرمایه فراهم کند موقعیتی برایش ایجاد شود شاید یک قاچاقچی... سرنوشتی که مدیریت ما برای او رقم زده! اگر مقامات یک روز فرصت داشتند و در شیرآباد و شیرآبادها قدمی میزدند و آنچه را که نمیشود بنویسم با چشم میدیدند شاید قانع میشدند با ظلم و فقر گسترده در کشور نمیشود ادعاهای واهی داشت نمیشود آرامش داشت و گفت همین است دیگر خوشبختند که زندهاند... به برکت مدیریت ما!! نان که دارند... @Adabe_mehr #ادبستان مهر
⏰خلاصه کتاب «قانون 20-80» نویسنده: ریچارد کخ کتاب قانون بیست هشتاد، یکی از آثار برجسته ای است که به ما می آموزد چگونه می توانیم با بهره گیری از اصل پارتو، به موفقیتهای بزرگ تری دست یابیم این اصل بیان می کند که ۲۰ درصد از تلاشهایمان می تواند ۸۰ درصد آن نتایج را به همراه داشته باشد. در دنیای پرمشغلهی امروز، درک و به کارگیری این قانون می تواند به ما کمک کند تا زمان و انرژی خود را بهینه تر مدیریت کنیم و در نهایت به اهداف خود نزدیک تر شویم @Adabe_mehr #ادبستان مهر
۶💠مقصر اول شمایید 🔶ما پیش از آنکه دچار ورشکستگی و ابر بحران کم آبی باشیم، گرفتار ورشکستگی و بحران بی لیاقتی و بی سوادی مدیران و مسئولانی هستیم که با تصمیم گیری های اشتباه و فاجعه بار خود کشور و طبیعت ایران را خشک و بی آب کرده اند و تنها راهی که برای مقابله با این بحران به ذهنشان میرسد تعطیلی های مکرر کارو زندگی مردم و مقصر جلوه دادن مردم و کولر های آبی است، تعطیلی هایی که به طور مستقیم بر میزان درآمد و معیشت مردم تاثیرمنفی دارد. 🔶توسعه نسنجیده بخش کشاورزی با شعار "گندم بکارید، استقلال درو کنید" کاری بر سر مردم آورده است که امروز برای تامین آب شرب دچار مشکل جدی شده اند. 🔶در سالهای اخیر که بارها هشدارهایی مبنی بر عدم گسترش کشاورزی و محصولات پرآب بر داده میشد، آقایان و متولیان مسئول در حال صدور مجوزهای حفر چاه بودند. بر اساس آمار چیزی حدود هفتصد هزار چاه در دشت ها و مناطق ممنوعه احداث گردیده است و همین امر موجب شده است تمام آبخوان های کشور تهی و خشک شود🍃🍃🍃🌷🌷🌷 @Adabe_mehr #ادبستان مهر
نگاه رسول بهروش این فقط یک عکس نیست. عكس تكان دهنده اى كه از درياجه اروميه منتشر شد؛ فقط يك قاب ساده نيست! شايد تصويرى گويا و نمادين است از حال و روز امروز ايران، آئينه اى تمام قد كه همه چيزرا مى شود در آن ديد. اين عكس، چكيده سرگذشت ماست! تصوير سرزمين پرآبى كه خشك شد؛ درياچه هاى خروشانى كه به گل نشست، روشنايىهايى كه به خاموشى گراييد. در اين قاب خشك و خميده، مى شود پايينترين نرخ زاد و ولد درتاريخ ايران را ديد، كمترين ذخيره آبى صد سال اخير تهران را، تبديل شدن ريال به بىارزش ترين پول جهان را... اين عكس، بوى فرونشست هاى هولناك زمين در تهران و اصفهان وكرمان را مى دهد، بوى تخريب و تعفن تالاب انزلى، بوى درياچه عزيزى راكه بعد از سيزده هزار سال حيات، هفته آينده كاملا خشک خواهد شد. دستيابى به هر كدام از اين شاخصها، حتى از عمد و با برنامهريزى قبلى وقطعى هم غير ممكن به نظر مىرسيد! درود بر همت بلندتان كه محال را ممكن کردید. بيست سال پيش سند چشماندازى نوشتند كه بر اساس آن، ايران امسال بايد به قدرت اول منطقه تبديل مى شد. شد ديگر! مگر نمى بينيد؟ فقط حيف كه روزى دو ساعت برق نيست و كارخانجات چهار روز در هفته تعطيل اند، آب به طبقات بالا نمی رسد و اينترنت به طبقات پايين، بحران گاز را به اميد تابستان رد مىكنند وبحران آب به اميد زمستان. ميوه تبديل به كالاى لوكس شده و قيمت برنج، بيشتر از خودش «رى» مى كند... خب البته مسئولان هم بيكار نيستند وتا دلتان بخواهد «هشدار» مى دهند! نرويد، نخريد، نخوريد، ننوشيد و اصلا اگر راه دارد بميريد كه ما نوابغ عالم به زحمت نيفتيم. بابت هشت درصد مصرف آب شرب، بام تا شام مشغول عذاب وجدان دادن به اين ملت بيچاره اند و بعد از كولر گازى، حالا يقه كولرهاى آبى را گرفته اند! راستى شما ملت لوس و پرتوقع، جرا خودتان همديگر را باد نمى زنيد؟ روزى كه ايران براى ميزبانى جام جهانى نود درخواست رسمى داد، كشور قطر هنوز اعلام استقلال هم نكرده بود. آن روز باديهنشينهاى دوبى و ابوظبى براى دريافت يك بطرى آب سالم آشاميدنى پشت سر مسافران ايرانى مى دويدند و له له مى زدند. پنجاه سال بعد اما، رسيدهايم به جايى كه مسئولان خدوم مملكت استفاده از بادبزن و آفتابه را به ملت توصيه مى كنند وشركت كنترل كيفيت هوا مى كويد: «مردم بايد به ريزگردها عادت كنند.» جچه نانجيب هايى پسر، چه نانجيب هايى... راستى كشورى كه پايتختش را به خاطر بىآبى تعطيل مى كند؛ دشمن خارجى مىخواهد چكار؟ ويرانگران مشغول كارند! @Adabe_mehr #ادبستان مهر
حقیقت از سه مرحله عبور میکند ابتدا آن را به تمسخر میگیرند، سپس با خشونت با آن مخالفت میکنند و دست آخر آن را به عنوان چیزی که بدیهی و مسلم است می پذیرند. آرتور شوپنهاور @Adabe_mehr #ادبستان مهر
🖊 فلسفه شرم و فقر: وقتی کرامت انسان زیر چرخهای قیمت له میشود ✍️قربان عباسی @sokhanranihaa وارد میوهفروشی میشوم هوا سنگین است، بوی هلو و هندوانه در فضا پیچیده، و پیرزنی را میبینم. با دستانی که از فرط زحمت و سالخوردگی ترک خورده، با چشمانی که از سالها غمآلودگی، برق زندگی را از دست داده. سه دانه انجیر. فقط سه تا. و ده تا آلو. در یک نایلون فریزر — فریزری مثل زمستانی که بر زندگیاش گذشته است. وقتی فروشنده قیمت میگوید: سیوهفت هزار تومان. پیرزن همانجا میخکوب میشود. شاید پیش خودش گفته بود: امشب لبهای مریضم به مزهای شیرین آشنا میشود. شاید شب بعد از یک سال، سفرهمان میوه میبیند. اما همانجا فهمید که این آرزو، برای او زیادی بزرگ است. آرام، آرام… شروع میکند به پس دادن. پنج آلو را برمیدارد، میگذارد کنار. یک انجیر دیگر را هم. باز هم، گران است. بیچاره التماس میکند: «بچم مریضه… یک ساله میوه نخوردهایم… یه کم ارزونتر حساب کن که بتونم ببرم.» صدایش میلرزد. انگار نه فقط پول ندارد، که حتی دیگر غرور هم ندارد. انگار این کشور، این زمین، این شهر، این مردم، سالهاست که از او فقط صبر و تحمل طلب کردهاند و در عوض، چیزی جز تحقیر به او ندادهاند. این صحنه، از هر استدلالی علیه عدالت، علیه نظامات نابرابر و علیه بیداد، گویاست. چه کسی گفته «انسان حیوان ناطق است»؟ انسان در ایران، حیوان گرسنهای است که یادش دادهاند به نوبت زخم بخورد. حیوانی که اگر خواست چند آلو بیشتر بردارد، باید اشکش را پنهان کند، باید عزتش را گرو بگذارد، باید غرورش را همانجا کف مغازه جا بگذارد. چه کسی گفته «کرامت ذاتی است»؟ در این شهر، کرامت را کیلویی میفروشند؛ همانقدر که یک کیلو آلو. کرامت، بسته به موجودی کارت بانکیات. امروز از اخلاق فقط همین را میدانم: وقتی مردمی، اینچنین در زیر بار گرانی و نداری له شوند، وقتی مادرانی نتوانند برای فرزندشان یک مشت میوه بخرند، وقتی انسان شرم کند از زندهبودنش — این دیگر فقط فقر نیست. این جنایت است. جنایتی آرام، بیهیاهو، اما ویرانگرتر از هر بمبی. من منتقدم. چون این وضعیت، وضعیتِ یک «حادثه» نیست؛ نتیجهی یک سیستم است. سیستمی که دهههاست میدزدد، میچاپد، میفریبد، بیکفایت است و بیرحم. سیستمی که انسانها را مجبور کرده به جای انتخاب بین خوب و بد، بین بد و بدتر دست به انتخاب بزنند. سیستمی که میتواند هر روز دروغ بگوید که «در حال پیشرفتیم» و در همان حال، پیرزنانش را در برابر چشم من و تو، چنان حقیر کند که از پس سه دانه انجیر برنیایند. و بگذار گزنده بگویم: این فقط قصه یک پیرزن نیست. این قصه توست. قصه من است. قصه همه ماست، که هر روز تکهای از عزتمان را در صف نانوایی، در چشمچرانی یک مأمور، در التماس یک بیمار، در شرمندگی یک پدر، جا میگذاریم. امروز ما فقط فقیر نیستیم. امروز ما بیپناهیم. تحقیر شدهایم. له شدهایم. ایران — ای وطن، ای خاک، ای معشوق پیر و خسته — تا کی؟ تا کی قرار است چشم ببندیم به اشک آن پیرزن؟ تا کی قرار است تو، چنان باشی که فرزندانت، سه دانه انجیر را هم زیادی بدانند؟ اشک، حق ماست. اما خشم هم حق ماست. اشک بریزیم — اما آنقدر اشک بریزیم که روزی سیل شود و همه آنها که ما را به این فلاکت رساندهاند، با خود ببرد. ولی یک پرسش! آیا تاب آوردن این دردها خود شراکت در جنایت سیستم نیست؟ و امروز فقط یک سوال جدی ترین است این که سهم ما در این جنایت چقدر است؟ مایی که می بینیم و روی بر می گردانیم @Adabe_mehr #ادبستان مهر
منهای مدیریت مجید حسینی عدم برنامه ریزی و سوء مدیریت در بخشهای مختلف کشور ما را بدانجا رسانیده که در همه ابعاد شوربختی نصیبمان شده از جمله : خشک شدن دریاچه ارومیه و تبدیل شدن آن به کویر ناترازی انرژی در بخش برق ، آب، گاز ،ناترازی های بنزین و امثال آن سوء مدیریت در برنامه های جاسوسی و امثالهم سوء مدیریت در برنامه های بحران زا سوء مدیریت در برنامه آب و محیط زیست سوء مدیریت در برنامه های آب زیرزمینی سوء مدیریت در برنامه های آب و خشک شدن تالابها سوء مدیریت در برنامه مراتع و آب خیزداری و جنگل ها سوء مدیریت در برنامه های ناترازی های انرژی سوء مدیریت در زمینه عدم تناسب فعالیتها سوء مدیریت در زمینه فعالیت های ناتراز کشاورزی که آب زیادی می برد سوء مدیریت در زمینه خشکسالی و دمای بالای زمین سوء مدیریت در زمینه بحرانهای اجتماعی نظیر خشکسالی،نظیر بحران گاز ،نظیر بحران آب زیرزمینی و امثال آن ،سوء مدیریت در زمینه بحرانهای اجتماعی نظیر قتل ،خودکشی ،خودزنی و شبیه به آنها سوء مدیریت در زمینه بزهکاری، سرقت ها ،دستبردها که متاسفانه برخی حمایت ها نیز می شوند سوء مدیریت در زمینه مهاجران در همه ابعاد سوء مدیریت در زمینه اختلافها سوء مدیریت در زمینه فیلترینگ سوء مدیریت در زمینه های مختلف مدیریتی سوء مدیریت در زمینه های اجتماعی نظیر تحقیقات و توسعه سوء مدیریت در زمینه های مختلف مدیریتی و همه این ها متاسفانه تاکنون حتی یک وزیر و یا قائم مقام وزیری هم مواخذه نشده است و این در قاموس نظام اسلامی دور از ذهن می باشد امید آنکه از این به بعد مدیران ارشد و وزراء و مسئولان میانی از این به بعد مواخذه شوند و کسی قصر در نرود . @Adabe_mehr #ادبستان مهر
🔴 شاخص فلاکت از ۴۲ درصد گذشت ▫️بنابر تازهترین گزارشهای مرکز آمار ایران، در ۱۷ استان از ۳۱ استان ایران "زنگ خطر" معیشت به صدا درآمده و شاخص فلاکتی فراتر از میانگین ثبت شده است. شاخص فلاکت در سال ۱۴۰۴ در کل ایران به ۴۲ درصد رسیده و خراسان جنوبی با ۳۷.۹ درصد، کمترین "فلاکت" را ثبت کرده است. استان خوزستان نیز با تورم ۳۵.۶ درصدی و نرخ بیکاری ۱۱ درصدی، شاخص فلاکت ۴۶.۶ واحدی را رقم زده و مردم این استان در مقایسه با سایر استانها نامناسبترین وضعیت رفاهی را در بهار سال جاری داشتهاند. ▫️شاخص فلاکت یک نشانگر اقتصادی است که طبق تعریفی ساده از مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم بدست میآید و به طور سالانه محاسبه میشود. به اعتقاد اقتصاددانان، شاخص فلاکت نشانگر میزان سختی زندگی مردم است و هر چه این شاخص در یک کشور بالاتر باشد، هزینههای اقتصادی و اجتماعی بالاتر و به تبع آن، میزان رفاه مردم آن کشور پایینتر است. برخی کارشناسان بر این باورند که این شاخص رابطه مستقیمی با نرخ جرم و جنایت در جامعه دارد و هرچه این متغیر اقتصادی افزایش یابد، امنیت اجتماعی نیز بیش از پیش به خطر میافتد. @Adabe_mehr #ادبستان مهر
👈 #فرهنگ 🟣 شغل شریف معلمی و .... ✍ اردشیر محمدی ۱. در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و در فصل هفتم آن تحت عنوان راهکارها و هدف های عملیاتی قرار بود منزلت اجتماعی و جایگاه حرفه ای معلمان ارتقاء یابد ، قرار بود نظام رتبه بندی معلمان با رویکرد اصلاح وضعیت معیشتی آنان اجرا شود تا معلمان این مملکت دیگر درگیر دغدغه های زندگی نباشند اما در عمل نه تنها گره ای از کار فروبسته معیشت معلمان گشوده نشد بلکه بیش از ۹۰ درصد آنان تحت تاثیر شرایط سخت اقتصادی به زیر خط فقر رانده شدند ، تنگی معیشت و وخامت زندگی ، آنچنان معلمان را درگیر کرد که رسالت اصلی یعنی تعلیم و تربیت بچه ها به بوته فراموشی سپرده شد ، واقعیت آن است که در شرایط امروزی ، معلمان کمترین نقش را در هدایت و تربیت بچه ها دارند ۲. آموزش و پرورش ایران نهادی ایدئولوژی زده است بذر این ایدئولوژی با انقلاب ۵۷ کاشته شد و هنوز هم همان رویکرد با غلظت بیشتری دنبال می شود . نگرش ایدئولوژیک یک ادبیات رسمی را در ساختار نظام آموزشی خلق کرده که با واقعیت های پیدا و پنهان جامعه همسویی ندارد ، در ساختار یوتوپیایی آموزش و پرورش قرار بود دانش آموزانی آنچنانی با رویکردی دینی و ارزشی تربیت شوند تا الگویی برای نسل ها و جوامع هم عصر باشند ، علیرغم گذشت چهار دهه از تغییرات ملموس زندگی ، نظام آموزشی همچنان بر این رویکرد اصرار می ورزد اما آنچه در عمل حاصل می شود صد و هشتاد درجه با آرمان های معهود آن تفاوت دارد ، عمیق تر شدن این مسئله آموزش و پرورش را با بحران «ناکارآمدی» مواجه کرده است ، بحرانی که روح و روان معلمان را درگیر و حاکمیت را به کارایی معلمان مردد و بدبین ساخته است ۳. جامعه ایران به سرعت در حال سکولاریزه شدن و عرفی گرایی است ،قاطبه مردم از دو دهه پیش به این سو به نحو ملموسی در مسیر قدسی زدایی قرار گرفته اند ، این قدسی زدایی بر کلیت آموزش و پرورش تاثیر داشته و بیشترین فشار را بر معلمان وارد می کند ، خانواده ها انتظاراتی از معلمان دارند که با آموزه های رسمی مدارس همخوان نیست ، پدیدار شدن فضای مجازی و نگرش مهارت جویانه نسل جدید در مواجهه با واقعیت های دنیای مدرنیسم ، هژمونی معلمان را به چالش کشیده است ، در ساختار سکولاریزه شده جامعه امروز ایران ، معلم آن عنصر هدایتگر و سازنده دیروز نیست و جایگاه معلمی و ذات فرهیختگی او به شدت آسیب دیده است این بحران ها معضلات ریشه ای و اساسی آموزش و پرورش ایران است ، بازخورد این معضلات مستقیما متوجه قشر معلمی است که در میانه فضای رسمی و تحول ناپذیر حکومت ، جامعه متحول و سکولار شده ایران و نسل جدید و نافرمان آن قرار گرفته و سر در گم شده است ، شغل شریف معلمی و غالب معلمان ایران در برابر این دست اندازها به شدت فرسوده شده و رمقی برای عبور هم در آن مشاهده نمی شود #خورشبد 🌼 @Khourshidd
ارسال پیامک به امیدواران مجید حسینی متاسفانه در روزهای اخیر ارسال پیامک به بانوانی که روسری سر نمی کنند بیشتر شده است . الان در شهرهای اصفهان و چند شهر دیگر این مساله حاد شده است ؛متاسفانه این حجمه علیه آنانی که نمیخواهند شبیه بقیه باشد تبعات گران سنگی را به دنبال دارد از جمله : ۱)این نوع پیامک اولا خطر انسجام ملی را دستخوش حادثه می کند و ممکن است دیگر انسجام ملی همانند جنگ ۱۲ روزه شکل نگیرد ۲)یک نوع دولت در دولت شکل گرفته که با توجه به ممنوعیت شورای عالی امنیت ملی متاسفانه یک عده افراطی بر ضد دولت و شورای عالی امنیت ملی و حتی مجلس و قوه قضائیه ایستادگی می کنند ۳)این نشان می دهد که یک عده به اموال مردم دسترسی دارند و بیم آن می رود که مردم حساب های خود را از بانک خارج کنند و بانک ها با کمبود نقدینگی مواجه شوند ۴)بر رئیس جمهور و روسای قوات دیگر است که سریعا جلوی این پیامک ها را بگیرند و نگذارند عده قلیلی بر عده کثیری که انتخابات ۵۰ درصدی را آفریدند ظلم شود ۵)متاسفانه یک عده قصد ضربه زدن به انسجام ملی و میهنی را دارند و نمی توانند ببینند که ملت یک پارچه ایران با انسجام ملی و میهنی خود در جنگ ۱۲ روزه این عمل را نمی پسندند و عملا بر ضد یکپارچگی ملت ضربه می زنند امید می رود که این انسجام دستخوش حادثه نشود @Adabe_mehr #ادبستان مهر
🟢 چقدر این شعر مولانا زیباست....... باران که شدى مپرس، اين خانه کيست سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست باران که شدى، پياله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست باران! تو که از پيش خدا مى آیی توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست... بر درگه او چونکه بيفتند به خاک شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى حمد و فلق و نعره ى مستانه يکيست اين بى خردان، خويش، خدا میدانند اينجا سند و قصه و افسانه يکيست از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار در خلقت حق، رستم و موریانه يکيست گر درک کنى خودت خدا را بينى درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکيست .. @Adabe_mehr #ادبستان مهر
نذری فرهنگی را ترویج کنید @Adabe_mehr #ادبستان مهر
اگر کافر از آیین خدا نان در نمی آورد. اگر رهزن سر از دربار سلطان در نمی آورد... این دکلمه زیبا رو بشنوید.. @Adabe_mehr #ادبستان مهر