کانون ادبیات عباسپور
Статистикаکانون ادبی دانشگاه شهید بهشتی پردیس فنی و مهندسی شهید عباسپور کانال باشگاه: https://t.me/adabiat_bookclub
- Последний пост
- 18 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آنچه جان را فرسوده میکند، تماشای روزگاریست که انسان، ارزانترین ارزانها شده، جانها بهایی ندارند، مادران داغدارند و عشق، کالای هر بازار. وگرنه ما را با غم و خستگی چه نسبت؟ ما فرزندان روزگاران سختیم، ما نام مادرمان ایران است، ما عاشق، عاشق بودنیم، ما عاشق شاد بودنیم. شاید حاکمان شب باور و قاتلان امید آن را از ما گرفتهاند، شادی را میگویم، همان که نقل و نبات روزهای بچگی بود... شایدم ما جمله اسیران من و مایی خویشیم و صد دسته. ولی انسان باید با قیمت زندگی کند، نه به هر قیمت. آنجایی که انسان نهایت خودش را نمیبیند، اما نهایت درد همراهانش را نظارهگر است، چرا که شادی پدیدهایست جمعی، نمیتوان به هر قیمت زیستن را پذیرفت. در انتها اما، نظر کردم گر از این غم به درآیم روزی تا در میکده شادان و غزل خوان بروم... #حافظ
ما را به خاطر بیاور! ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم شورِ عشق در سینه داشتیم و پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مردیم ما را به خاطر بیاور! ما را که سینه سرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار که در بازار…
Aliakbar Yaghitabar | کانال شعر با صدای شاعر – Maadar
▨ شعر: مادر ▨ شاعر: علیاکبر یاغیتبار ▨ با صدای: علیاکبر #یاغیتبار ♬ تنظیم: شهروز کبیری دیدن متن کامل شعر ─────♬ ───── شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
▨ شعر: آزادی (پشّهای در استکان) ▨ شاعر: فریدون مشیری ▨ با صدای: #فریدون_مشیری ♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری دیدن متن کامل شعر ─────♬ ───── شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
من خیلیها را دیدهام که به نقاشی سواری میدهند. باید کمی مسلح بود، و بعد رفت دنبال نقاشی. گاه فکر میکنم شعر مهربانتر است. ولی نباید زیاد خوشخیال بود. من خیلیها را شناختهام که از دست شعر به پلیس شکایت کردهاند. باید مواظب بود. من شبها شعر میخوانم. هنوز ننوشتهام. خواهم نوشت. من نقاشی میکنم. شعر میخوانم. و یکتایی را میبینم. و گاه در خانه غذا میپزم و ظرف میشویم. و انگشت خودم را میبرم. و چند روز از نقاشی باز میمانم. غذایی که من میپزم خوشمزه میشود به شرطی که چاشنی آن نمک باشد و فلفل و یک قاشق اغماض. غذاهای مادرم چه خوب بود. تازه من به او ایراد میگرفتم که رنگ سبز خورش اسفناج چرا متمایل به کبودی است. آدم چه دیر میفهمد. من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتاً. ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر. و همین.» نیویورک، سوم رمضان تکه ای از نامه سهراب سپهری به احمدرضا احمدی #سهراب-سپهری
خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است آری از خون پهنهی برزن و میدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است که بر میخیزد مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است تا گل خونی فریاد در این باغستان ساقه از ضربهی شلاق زمستان سرخ است وحشتی نیست از انبوه مسلسلداران تا در این دشت غرور کینهداران سرخ است رو سیاه است اگر این شب مردمکش بد تا دم صبح وطن سینهی یاران سرخ است با تو سرسبزی از ایثار سیهپوشان است ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است که بر میخیزد مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است #ایرج_جنتی_عطایی
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟ ساقی کجاست؟ گو سببِ انتظار چیست؟ هر وقتِ خوش که دست دهد، مغتنم شمار کس را وقوف نیست که انجامِ کار چیست پیوندِ عمر بسته به موییست، هوش دار غمخوارِ خویش باش، غمِ روزگار چیست؟ معنیِ آبِ زندگی و روضهٔ ارم جز طَرفِ جویبار و میِ خوشگوار چیست؟ مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند ما دل به عشوهٔ که دهیم؟ اختیار چیست؟ راز درونِ پرده چه داند فلک؟ خموش ای مدعی! نزاعِ تو با پردهدار چیست؟ سهو و خطایِ بنده گَرَش اعتبار نیست معنیِ عفو و رحمتِ آمُرزگار چیست؟ زاهد شرابِ کوثر و حافظ پیاله خواست تا در میانه خواستهٔ کردگار چیست #حافظ
و هنگامی که یاران، با سرود زندگی بر لب، بهسوی مرگ میرفتند، امیدی آشنا میزد چو گُل در چشمشان لبخند. به شوق زندگی آواز میخواندند. و تا پایان به راه روشن خود باوفا ماندند. عزیزم! پاک کن از چهره اشکت را، ز جا برخیز! تو در من زندهای، من در تو: ما هرگز نمیمیریم. من و تو با هزاران دگر، این راه را دنبال میگیریم. از آن ماست پیروزی. از آن ماست فردا، با همه شادی و بهروزی. - ابتهاج #سایه
متن "به خاک سرخ ایران قسم_جمعی از دانشجویان موسیقی" زبان: فارسی به خاک سرخ ایران قسم به عصمت این عصیان قسم به اشک کُرد از بغض بلوچ به غیرت همرزمان قسم که میدمد سپیدهدم دوباره بر فراز ایران من چو بشکند طلسم شب دوباره میشود وطن، این وطن قسم به دریای اشک و خون به جوشش سیلاب درون قسم به بغض بگشودهراه به نعرههای خشم و جنون که روز نو چو بر دمد ز دیو شوم شب نماند نشان که بشکفد به باغ ما شکوفه های سرخ صد ارغوان آزادی! به پای عهد با تو بسته میمانم تورا به گوش شهر خسته میخوانم که از تو پشت شب شکسته، میدانم آزادی! به نای پارهات صدا کردیم ما دیگر ز راه رفته برنمیگردیم که این شفق، یادگار از عاشقان خفته در خون میماند
-وطن- داریوش به خاك اگر چه می ريزند سحر دوباره بر می خيزند ! شاعر: ایرج جنتی عطایی آهنگساز: خوزه فیلیسیانو تنظیم کننده: واروژان (بر اساس تنظیم اصلی) @adabiat_sbu
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟ گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟ گیرم که می کشید گیرم که می برید گیرم که می زنید با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟ #خسرو_گلسرخی
اگر زندگی کردی آزاد زندگی کن، یا همچو درختان ایستاده بمیر. #محمود_درویش
بهرام بیضایی درگذشت... • در آبِ روان میبینم؛ در خوابهایم و میان دو انگشت خودم. ما سَرو میکاریم و مرگ میدرویم. ما همه جوان میمیریم. (سیاوشخوانی، بهرام بیضایی) •
چون بیخبرم از آنکه تقدیرم چیست اندیشهی شام و فکرِ شبگیرم چیست مغزم همه در آتشِ اندیشه بسوخت اندیشه مرا بکشت، تدبیرم چیست؟ #عطار
ما در ره عشق تو اسيران بلاييم کس نيست چنين عاشق بيچاره که ماييم بر ما نظری کن که درين شهر غريبيم بر ما کرمی کن که در اين شهر گداييم زهدی نه که در کنج مناجات نشينيم وجدی نه که بر گرد خرابات برآييم نه اهل صلاحيم و نه مستان خرابيم اينجا نه و آنجا نه چه قوميم و کجاييم حلّاج وشانيم که از دار نترسيم مجنون صفتانيم که در عشق خداييم ترسيدن ما چونکه هم از بيم بلا بود اکنون ز چه ترسيم که در عين بلاييم ما را به تو سری ست که کس محرم آن نيست گر سر برود سر تو با کس نگشاييم ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاييم درياب دل شمس خدا مفخر تبريز رحم آر که ما سوخته داغ خداييم #مولانا
اکران فیلم 🎥《انجمن شاعران مرده》 با هنرنمایی رابین ویلیامز 📅 یکشنبه ۳۰ آذر ماه ⏰ساعت ۱۲ الی ۱۴ 📌مرکز همایشهای پردیس شهید عباسپور (آمفی تئاتر) @abasspour_media
🍉یلدا امسال دور هم🍉 🕹 کلی مسابقه 🎸 یه عالمه موسیقی همچنین 📖 مشاعره جذاب بچهها 📆 همین شنبه ⏰ ساعت ۳ تا ۵ منتظرت هستیم دور هم بیشتر خوش میگذره ✨ کانونهای فرهنگی و هنری عباسپور
📚 اشعار در کلمات اول و آخرشان خلاصه نمیشوند، دنیای پشت کلمات فراتر از الفباست؛ اما در تلاش برای تشویق به خوانش شعر، به جمع ما بپیوندید تا ساعاتی را در کنار یکدیگر به مشاعره بپردازیم و از ادبیات لذت ببریم. 📚 مسابقه مشاعره، با همکاری کانونهای ادبیات، گویندگی و بازی و سرگرمی همزمان با جشن شب یلدا روز شنبه ۲۹ آذر ماه در مرکز همایشهای پردیس فنی مهندسی شهید عباسپور برگزار میشود. در انتهای مسابقه، جوایز نفیس به نفرات برتر اهدا خواهد شد 🎈 نفر اول یک میلیون تومان نفر دوم ۸۰۰ هزار تومان نفر سوم ۷۰۰ هزار تومان جهت ثبتنام در این رویداد، به آیدی زیر پیام دهید 🌟 @leeisbeauTY 🍉یلدا امسال دور هم🍉 منتظر حضور گرم شما هستیم.✨ @ejra_sbu @adabiat_sbu @kanoon_BaziVaSargarmi طراحی پوستر از: @Graphic_sbu
آخرین پرنده را هم رها کردهام اما هنوز غمگینم؛ چیزی در این قفس خالی هست که آزاد نمیشود. #گروس_عبدالملکیان