دورهٔ ۳۶ المپیاد ادبی
Статистикаالمپیاد ادبی یک راست است. — @Linguistics_Olympiad
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 86
- 1/48двое суток
- 98
- 1/72трое суток
- 106
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خوش به حال سیونهیها. چه سالبالاییهای خوبی دارن. خدا حفظشون کنه. (برداشت آزاد)
✨️ پژواک، اولین نشریهٔ المپیاد ادبی، منتشر شد! آنچه در شمارهٔ اول پژواک میخوانید: ● پیام ریاست محترم کمیتهٔ المپیاد ادبی ● وقایع اتفاقیه ● فرّه ایزدی ● چگونه با حفظ پرستیژ طلا شویم؟ ● مروری بر اقتباس؛ آشناترین ژانر سینما برای ادبیها ● از طلای کشوری تا المپیاد جهانی، با محمدطاها ایرجی ● روزگار سپریشدهٔ مردم سالخورده | انتشار تصاویر ادوار المپیاد ادبی برای نخستین بار 🔆 به کوشش کارگروه فارغالتحصیلان المپیاد ادبی @Adabi_Media
دورانی بود، خدابیامرز، که محرّران خاکسار به طراحی جریدهای کمنظیر و پررواج برای اطفال دانشآموز المپیادی مشغول بودند؛ اما اجلش وفا نکرد که به دستان مبارک برسد. لکن اینک سنگی کوچکتر به نشانهی زدن برداشته شد تا به هرجا اصابت کند، پژواکش در گوشهکنار المپیاد بپیچد. امید که در نظر طفلان دورهی سیونهم و ادوار مستقبله و نیز ماضیه، مقبول افتد. والسلام.
خب
حافظ یا سعدی❌ حافظ و سعدی✅
برای ادبی فقط یک دوره، و اونم فقط ۳۸.🙏🏼
بچههای ۳۹ ملک صبا میخواد ببرتون اون پشت مشتا کارای بد کنه باهاتون. گولشو نخوریدا
🛑 صدور حکم اعدام برای سپهر امیرزاده، دانشجوی پزشکی در اصفهان! جان سپهر امیرزاده در خطر است. بر اساس گزارشها، وی روز ۲۳ دیماه، پس از اینکه در کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دی به معترضین مجروح کمک پزشکی میرساند، توسط نیروهای سرکوب بازداشت شده و اخیرا حکم اعدام وی صادر شده است. سپهر، متولد سال ۱۳۸۲ست و تنها ۲۵سال دارد. دانشجوی پزشکیای که همانند #آیدا_حیدری ، پیش از اینکه حتی لباس سفید پزشکی به تن کند، دارد قربانی طناب دار سیاه جمهوری اسلامی میشود. صدای سپهر امیرزاده باشیم. #نه_به_اعدام اینستاگرام 🆔 @daneshjo_ut
پیامهای «دورهٔ سیوچهار» خیلی فانه همیشه.
امیدوارم فردا آزمونتون رو خوب بدید. بیشتر از اون، امیدوارم به هر موفقیت تحصیلیای که میرسید هیچوقت یادتون نره چند نفر از همسن و سالهای خودتون کشته شدن و یا الان زندانن و دیگه نمیتونن آزمون بدن.
امیدوارم فردا آزمونتون رو خوب بدید. بیشتر از اون، امیدوارم به هر موفقیت تحصیلیای که میرسید هیچوقت یادتون نره چند نفر از همسن و سالهای خودتون کشته شدن و یا الان زندانن و دیگه نمیتونن آزمون بدن.
از کارزار درخواست بازگشایی حضوری دانشگاهها و جبران عقبماندگی آموزشی دانشجویان کارشناسی حمایت کنید. https://www.karzar.net/320903
دانشگاه برای دانشجوست! یادمان نرود بعد از دی، چگونه سینه پاره کردیم تا دانشگاهها را به دانشجویان پس بدهند. تعطیلی دانشگاه، در امتداد همین قطعی اینترنت است. دانشگاه، برای دانشجوست و لا غیر. دانشگاه بس عظیمتر است از امتحانی که در پایان ترم داده میشود: دانشگاه دبیرستان نیست. ما هم مثل شما، نه درست درس خواندیم و نه درست در کلاسها حاضر شدیم و به ناترازی “آزمون حضوری با آموزش مجازی” آگاهیم. بخش زیر از متن کارزار ناظر به همین امر است: بر این اساس، پیشنهاد مشخص ما این است که دانشگاهها برای جبران این چند ماه آموزش ناکافی، بهمدت چند هفته کلاسها را بهصورت حضوری برگزار کنند و پس از آن، بازهای برای فرجه و برگزاری امتحانات در نظر گرفته شود.این اقدام میتواند بخشی از عقبماندگی آموزشی را جبران کرده و امکان جمعبندی بهتر مطالب درسی را برای دانشجویان فراهم کند. دانشگاه تنفسگاه جامعهی مدنیست. جامعهی مدنیای که در مقابل انسدادی که بر روی تمامی ابعاد زندگی ما سایه انداخته مقاومت میکند. دانشگاه، دقیقاً مانند اینترنت، یک زیرساخت ارتباطیست. علاوه بر این، همانقدر که قطع اینترنت به اقتصاد ملت آسیب رسانده، تعطیلی دانشگاه نیز به تولید دانش این مملکت زیان رساندهاست. پس فرزندان ایران چه میشوند؟ در همین راستا، پیام دانشجو، که وظیفهاش را دفاع از جامعهی مدنی در مقابل خاموشیِ زندگی، به هر شکلی که هست، میداند، همچنان میگوید: تنها مرجع مشروع برای تصمیمگیری در باب دانشگاه، دانشجوست.
Messages in this channel will no longer be automatically deleted
Messages in this channel will be automatically deleted after 1 day
🔴 طبق آخرین اطلاعات به دست رسیده، هم کلاسیمان مبین صفدری، طی آخرین جلسه دادگاه به حبس محکوم شده است. امید است با پیگیری های دانشگاه و وزارت علوم، در جلسات تجدید نظر این حکم شکسته شده و هرچه زودتر مبین عزیز بتواند در کلاس های درس در کنارمان باشد.
📰 «فاجعه در دانشگاههای ایران: هجوم گسترده به خوابگاههای دخترانه، تفتیش اتاقها و گوشیها و احضار و بازداشت دانشجویان» مجموعهای از گزارشهای دریافتی از نقاط مختلف کشور از افزایش کنترل و تفتیش در خوابگاههای دخترانه خبر میدهد. این گزارشها که بهصورت پراکنده اما با الگوهای مشابه ثبت شدهاند، تنها به یک رخداد محدود نمیشود، بلکه از تکرار رفتارهایی مشابه در مکانها و زمانهای مختلف حکایت دارد. بر اساس این روایتها، مواردی چون ورود به اتاقها برای بازرسی، بررسی تلفنهای همراه، گشتن وسایل شخصی، کیف و کمد و در برخی موارد برخوردهای شدید گزارش شده است. این موارد هم در خوابگاههای دولتی و هم در خوابگاههای خصوصی مشاهده شده و محدود به یک نوع مرکز اقامتی نیست. ● تلفن همراه؛ محور اصلی بازرسیها: در میان گزارشهای ثبتشده، تلفن همراه بهعنوان کانون اصلی تفتیش معرفی شده است. ۴۳ درصد موارد به بازرسی گوشی اختصاص دارد. ۳۷ درصد شامل همزمان بازرسی گوشی و بازرسی بدنی بوده است. ۱۴ درصد به گشتن وسایل و کمد اشاره دارد. ۶ درصد نیز صرفاً از بازرسی بدنی خبر میدهد. ● پیامدهای انضباطی و قضایی: پیامدهای گزارششده یکسان نیست، اما بخش قابلتوجهی از روایتها از برخوردهای سنگین حکایت دارد. ۳۳ درصد موارد شامل احضار، بازداشت یا تشکیل پرونده عنوان شده است. ۳۰ درصد از تذکر و تهدید خبر دادهاند. ۲۳ درصد به گرفتن تعهد اشاره کردهاند. ۱۴ درصد نیز از اخراج یا تعلیق از خوابگاه سخن گفتهاند. در برخی گزارشها، اقدامات در سطح محدودیتهای انضباطی یا تعلیق موقت ثبت شده و در مواردی نیز محرومیت از خوابگاه گزارش شده است. ● ابهام درباره عامل اجرا: یکی از محورهای تکرارشونده در این گزارشها، ابهام درباره عامل اجرای بازرسیهاست. ۱۷ درصد روایتها مسئولان خوابگاه یا حراست را عامل اجرا معرفی کردهاند. ۱۷ درصد از حضور نیروهای بیرونی خبر دادهاند. اما در ۶۶ درصد موارد، هویت افراد دخیل نامشخص عنوان شده و پاسخ راویان «نمیدانم چه کسانی بودند» بوده است؛ موضوعی که پیگیری و مستندسازی دقیق را با دشواری همراه کرده است. ● گستره جغرافیایی؛ از پایتخت تا شهرهای کوچک: بررسی دادههای دریافتی نشان میدهد این مسئله محدود به یک شهر نیست؛ ۵۹ درصد گزارشها مربوط به تهران و البرز است. ۲۴ درصد به کلانشهرهایی مانند مشهد، اصفهان، تبریز و شیراز مربوط میشود. ۱۷ درصد نیز از شهرهای متوسط و کوچکتر ثبت شده است. با وجود افزایش روایتها پس از اعتراضات ۱۴۰۴، موضوع تفتیش خوابگاههای دخترانه تاکنون بهصورت متمرکز و مستند کمتر مورد توجه قرار گرفته است. گردآوری این گزارشها نشان میدهد موارد مطرحشده محدود به چند رخداد پراکنده نیست و از شکلگیری روندی قابلتشخیص در نقاط مختلف کشور حکایت دارد. 📰 www.AutNews.org 🤳 @AutNews_org 📱 @AutNews_org 📱 @EEAUT
جنازه در سردخانه ماند؛ اشکها خالیِ یک گور را تر کردند از الهه محمدی نخستین بار چهل روز پیش با شما آشنا شدم. دوستان پسرتان خبر را آوردند. خبر گم شدن و بعد مرده پیدا شدنش را. خبر مرگ تنها فرزندی که با نان کارگری، در خانهای چهل متری، گوشه نَداری تهران، پاسگاه نعمتآباد بزرگش کرده بودید. از همان چهل روز پیش، محله شما پر از حجله بود؛ در هر کوچه چند حجله و در هر حجله، عکسهای رنگی و در هر عکس، صورتی زیبا و در هر صورت، چشمهایی درخشان و اینها همه، حجله جوانانی که «بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده» بودند و «موهای صورتشان هنوز درنیامده بود.» شما را، پدر و مادر عزیز آن جوان گمشده که مرده پیدا شد اما شرایط تحویل گرفتن بدنش، در توانتان نبود، چهل روز پیش شناختم؛ درست از هجدهم دیماه که تاریکی بر جهانمان سقوط کرد. گفته بودید «نمیتوانیم» و قرار گذاشته بودید سر یک گور خالی گریه کنید. سر یک گور خالی گریه کردن، گویی اشارتی بود بر پذیرنده و آرامنده بودن خاک که از چهل روز پیش، سروهای جوان ایران را در دلش جای داد. این میتوانست یک داستان کوتاه یا هایکویی ژاپنی باشد درباره پدر و مادری که در درازای بیانتهای فقرشان، حتی نتوانستند روزها بدن بیجان پسرشان را تحویل بگیرند، روی شانههایشان تشییع کنند و قامتش را در میان گودالی از خاک، دراز کنند: «جنازه در سردخانه ماند؛ اشکها خالیِ یک گور را تر کردند.» اما واقعی است …
این زبون بسته رو. اونقدر نبوده اسمش رو بذاره، زر مفت میزنه از آزادی بیان.
این اما گزارهایه که میتونه توی درستی یا نادرستی صحبتهای من اثر داشته باشه. اگر حکم قضایی دارید که من به دلیل بیماری روانی ازم سلب صحت روانی میشه، بفرستید.