- Последний пост
- 8 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
احسان یارشاطر از مرگ میگوید @adamhesabiha
✍️ بسیاری از انسانها اخلاقی هستند تنها تا زمانی که اخلاق، هزینهای برایشان نداشته باشد. 📗شوپنهاور @adamhesabiha
🖊 چرا احمق ها از جنایتکاران خطرناک تر هستند!؟ ▫️دو روز بعد از اینکه آدولف هیتلر صدراعظم آلمان شد، کشیش دیترش بونهوفر، در یک برنامهٔ رادیویی به مردم کشورش هشدار داد. اما پیش از آنکه حرفهایش تمام شود، پخش برنامهاش قطع شد. او در همان آغاز کار نازیها هشدار داد که هیتلر ممکن است نه «رهنما» بلکه «گمراهکننده» باشد. بونهوفر تا پایان عمرش در سال ۱۹۴۵ که بهخاطر همکاری با توطئهٔ ترور هیتلر اعدام شد، در برابر نازیسم ایستادگی کرد. اما نکتهٔ جالبتر، نگاه متفاوت او به ریشههای این سقوط اخلاقی و سیاسی بود. ▪️او در نامهای که در زندان نوشت، به این نتیجه رسیده بود که مشکل اصلی، «شرارت» نبود، بلکه «حماقت» بود. او نوشت: «حماقت، دشمنی خطرناکتر برای خوبی است تا شرارت. چون میتوان در برابر شرارت مقاومت کرد، آن را افشا کرد یا جلویش را گرفت. اما در برابر حماقت، ما ناتوان هستیم». ▫️او توضیح میدهد که فرد احمق، برخلاف فرد شرور، اغلب از خودش راضی است و بهراحتی تحریک میشود و حتی ممکن است دست به حمله بزند. بونهوفر معتقد بود حماقت، نه یک نقص هوشی، بلکه یک ضعف انسانی است که در شرایط خاص سراغ افراد میآید و مهمتر اینکه، مردم اجازه میدهند که احمق شوند! ▫️او نوشت: «هر زمان که یک قدرت بزرگ سیاسی یا مذهبی ظهور میکند، بخش زیادی از مردم را گرفتار حماقت میکند. چرا که قدرت، به حماقت دیگران نیاز دارد». او در جایی دیگر نوشته: «در گفتوگو با یک فرد احمق، انگار با خود او حرف نمیزنی، بلکه با شعارها و کلیشههایی که در او رسوخ کردهاند روبهرویی.» و چهقدر این جمله آشناست برای زمانهای که در آن بسیاری از انسانها نه با فکر مستقل، بلکه با تکرار طوطیوار حرف دیگران، قضاوت و رفتار میکنند. ▪️تا به حال پیش آمده که در جمعی باشید و ببینید همه با شور و حرارت از موضوعی دفاع میکنند که نه فقط اشتباه، بلکه حتی خندهدار است؟ شاید سالها فکر میکردید که با گسترش فناوری، سطح فهم عمومی هم افزایش پیدا میکند؛ اما کافیست کمی در شبکههای اجتماعی بچرخید تا به عکس این تصور برسید. واقعیت این است که مفهوم «حماقت جمعی» هرگز تا این اندازه قابل مشاهده نبوده است. در جایی خواندم که در عصر ما، «حماقت دیگر یک ویژگی فردی نیست، بلکه یک پدیدهٔ ساختاری است». اگر نگاهی به گذشته بیندازیم، خواهیم دید که چگونه این پدیده، زمینهساز ظهور رژیمهایی شده که جامعه را به ورطهٔ تاریکی کشاندند. با این حال، کمتر کسی فکرش را میکرد که این چرخه در عصر اطلاعات، دوباره تکرار شود. ▫️مفهوم «حماقت جمعی» نهتنها در تاریخ حضور پررنگی داشته، بلکه حالا با ابزارهایی چون اینترنت و شبکههای اجتماعی، سریعتر و عمیقتر گسترش مییابد. روزی به خرد جمعی در فضای آنلاین ایمان داشتیم. در آغاز، اینترنت قرار بود سکویی باشد برای تبادل آرا، دسترسی آزاد به دانش، و قدرتگیری انسانهای کنجکاو. اما چه شد که حالا شبکههای اجتماعی به جولانگاه توهین، لطیفههای سطحی و بازنشر بیدلیل شایعات تبدیل شدهاند؟ ▫️پاسخ در مفهوم «حماقت جمعی» نهفته است؛ نوعی ناتوانی عمومی در تفکر مستقل، که با شتابزدگی و فشار گروهی همراه میشود. اگر به ریشهها نگاه کنیم، این حماقت، زادهٔ شرایطیست که مردم را از تحلیل بازمیدارد و به واکنشهای احساسی سوق میدهد. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در فضای مجازی، با پستی روبهرو شوید که آشکارا اشتباه است؛ اما صدها لایک و بازنشر دارد. چرا اینگونه محتواها تا این اندازه محبوب میشوند؟ چرا حماقت، اینقدر همهگیر شده. شاید پاسخش را بتوان در تحلیلهای دیترش بونهوفر پیدا کرد. او در نامهای از زندان نوشته بود: «در برابر حماقت، ما بیدفاعیم». 🔚 به نظر میرسد این جمله همچنان در زمانهٔ ما صدق میکند. زیرا «حماقت جمعی» نه از کمهوشی، بلکه از نوعی ««واگذاری ارادهٔ فردی»» ناشی میشود. همین موضوع است که «آن» را خطرناکتر از شرارت میکند! @adamhesabiha
🪐 جهان هستی اینکه کارل سیگن، اخترشناس آمریکایی میگوید: نجوم دانشی شخصیتساز و فروتنکننده است.” واقعاً حقیقت است! کیست که پس از دیدن این عظمت و بزرگی، به بیاهمیت بودن خیلی از مسائلی که برایش مهم است نیاندیشد؟! 🔗 مهرداد بِیگلو #هستی #نجوم @adamhesabiha
🟠 چندی پیش در سبزوار یک آتشسوزی بزرگ رخ میدهد که باعث میشود در میانهٔ بحران، زیباترین لحظات «انسان ایرانی بودن» به تصویر در بیاید. آتشسوزی بخاطر نمای کامپوزیت یک ساختمان چند طبقه بوده که خیلی سریع گسترش مییابد و مردم داخل ساختمان گیر میافتند. از آنجا که خبر میرسد آتشنشانی امکانات کامل برای نجات مردم ندارد، جرثقیلهایی که در مناطق دیگر شهر در حال کار بودند، کار خود را رها میکنند و به سمت ساختمان سیمان حرکت میکنند و زیر آتش دور ساختمان جک میزنند و مردمی که در پشت بام گیر افتاده بودند را سوار باگتها میکنند و پایین میآورند؛ نمونهای از: #کار_تیمی و #خودساماندهی #ما_ایرانیها در بحران ⬅️ جزئیات و تصاویر بیشتر از این رخداد و همدلی ستودنی مردم @adamhesabiha
‼️ فرزند این نماینده مجلس پیک موتوری بود 🔻 فرزند سیدروحالله موسوی نماینده مردم لردگان استان چهارمحالوبختیاری که در رستورانی پیک موتوری بود، بهعلت سوختگی ناشی از تصادف با موتور فوت کرد. @adamhesabiha
✔️ماندلای شنی و تمرین پابند نبودن ✍🏻سهند ایرانمهر ماندالای شنی، همین کار عجیبی است که راهبان بودایی میکنند. با شنهای رنگی نقش میریزند، ساعتها و روزها و گاهی ماهها، مثل پنجهای که قالی میبافد؛ بعد هم که کار درآمد و چشم آدم را گرفت، یکباره با یک تکان دست همه را از بین میبرند. انگار که اصلاً از اول قرار نبود بماند. تمام این بساط به جز تمرین تداوم و صبر برای گفتن یک حقیقت ساده است؛ همان حقیقتی که ما آدمها از روبهرو نگاهش نمیکنیم: پایدارترین چیز دنیا ناپایداری است. همان حرف مشهور هراکلیتوس که گفت دوبار نمیشود پا در یک رودخانه کرد و حافظ هم به صرافت افتاد که بگوید: بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین کین اشارت ز جهان گذرا ما را باس در فلسفه، تبار این حرفها میرسد به زنون و سنکا و مارکوس اورلیوس و جماعت رواقی اما بوداییها این را سالهاست گفتهاند و با ماندالا آن را «نشان» میدهند. اول میسازند تا آدم خیال کند جاودانگی دارد، بعد همان را جلوی چشم خودش نابود میکنند تا بفهمد که هیچ چیز «از آنِ تو» نیست. ر... 🔗 @sahandiranmehr 📲 @twittervid_bot
❌ شکست امیرحسین زارع مقابل رقیب دوست داشتنیاش @adamhesabiha
❤️ زیبایی محض در فوتسال ایران بازوبند کاپیتانی «آرمان سازگار»، کاپیتان تیم «وارو انرژی کردستان» در مسابقات لیگ دسته اول کشور قبل از شروع دیدار مقابل استقلال تهران توسط مادرش بسته شد. 👏 ایده «استادیومهای خانوادهدوست» باعث شده فوتسال هر روز زیباتر، محبوبتر و دلنشینتر شود. @adamhesabiha
🔴سلام دزد نازنین! به شما حق می دهم چون دلشکسته اید و دست تان خالی است/ ببخشید که مردم به خانه شان چندقفل می زنند و دزدگیر و آژیر نصب می کنند 💢محمد صالح علا در روزنامه اطلاعات نوشت: 📌سلام به دزدهای عزیز! دزدهای نازنینی که این روزها چرخشان نمیچرخد. دستشان خالی است، دلشکستهاند، از گذشته با حسرت و حرمان یاد میکنند. از آن سالها که ما مردم درهای خانههامان باز بود و کثیرالرماد و جبانالکلب بودیم. 📌پس آخر ما چه کنیم؟ آن هم با این گرانی! نه میتوانیم اعتراض کنیم، نه دولت به ما اجازه میدهد که اعتصاب کنیم. تازه اجازه هم بدهد اعتصاب کنیم، به کار ما رسیدگی نمیشود. میگویند بهتر؛ اصلاً چه کسی به شما اجازه داد دزد باشید؟ ما هم که نه بازنشستگی داریم، نه بیمه تامین اجتماعی. تازه تو میپرسی چرا دلتنگی؟... @adamhesabiha
🌱 عبدالله یوسفی شهروندی که توانسته با کاشت درختان گز شاهی ۸۵ هکتار از اراضی شورهزار شهرستان زریندشت استان فارس را جنگل کند. او میخواسته الگویی برای مقابله با تهدیدات محیطزیستی و تبدیل تهدید به فرصت باشد. 🔗 shiraztagram #جنگلزایی #پاس_زندگی #تو_یکی_نهی_هزاری_تو_چراغ_خود_برافروز @adamhesabiha
◾️خوشا به حالت استاد شجریان! ✍️ احسان محمدی 1️⃣ ما سوگوار خودمان هستیم، #استاد_شجریان را بهانه کردهایم برای بغض کردن، برای دریغا دریغ. احساس تنهایی میکنیم از رفتن کسی که همیشه انگار مطمئن بودیم در هر بزنگاهی کنارمان میایستد. دوشادوشمان و حالا مثل خانهای قدیمی شدهایم که دیوارش ریخته و باد میآید و توی دلش چنگ میزند. 2️⃣ #سروش_صحت در فیلم #جهان_با_من_برقص داستان مردی را روایت میکند که برای سالم زیستن از دود و دم تهران فرار میکند و به جای دنجی در شمال پناه میبرد. شیر گاو میخورد و دمنوش گیاهان و... اما به سرطان مبتلا میشود و طنز تلخ ماجرا این است که دوستش حمید که کارخانه سوسیس و کالباس دارد و صبحانه کلهپاچه میزند آنقدر سالم است که زن جوان گرفته، برنامه دارد بچهدار شود و حتی به کانادا برود! #محمدرضا_شجریان کوهنوردی میکرد، عاشق طبیعت و گل و گیاه بود، از محصولات باغ و باغچهاش میخورد و حتی به گمانم گندم کاشته بود و از آرد آن نان میپخت و... اما سرانجام گرفتار سرطان شد. شوخی تلخ روزگار است. دنیای عجیبی است، تاریخ پر از آنهاست که خون خلق میخوردند و هیچشان نشد! 3️⃣ من هم دلتنگ استاد شجریان هستم اما کاش هر کدام از ما یک هزارم آنچه او زیست را زندگی کنیم. فخر موسیقی شد، خوشنویسی کرد، آشپز ممتازی شد، ساز ساخت، نجاری کرد، برای مردم خوشنامتر از هر سیاستمردی شد، در همه جای جهان احترام دید، ۸۰ سال در اوج بود، فرزندانی پرورش داد که مایه مباهاتند، صدای مردمش شد، عکسش را بر در و دیوار زدند، با ربنایش افطار کردند و... حالا که بعد از رنج بیماری کتاب زندگیاش را بست و رفت میلیونها ایرانی چنان غمگیناند که انگار یکی از اعضای خانوادهشان را از دست دادهاند. مگر چند نفر در این کشور تا این اندازه خوشبخت زیستهاند و عاقبت بهخیر شدهاند؟ 4️⃣ بعضیها را خدا بغل کرده است و مهرشان به دل مردم نشسته است خوشا به حالت آقای شجریان که محترم زیستی و در قلب مردم این سرزمین تا همیشه زندهای و خوشا به سعادت ما که در روزگار تو زیستیم و از صدایت لذت بردیم. @adamhesabiha
هیچکس در هیچ جای ایران راضی نیست این سرباز پدافند ارتش یک روز بیشتر از اون چیزی که باید خدمت کنه اما خودش وقتی میخواسته تسویه کنه، گفته به من قول بدید اگر دوباره جنگ شد به من زنگ بزنید بیام خدمت کنم، وگرنه تسویه نمیکنم. تو کل دوران جنگ هم توی پدافند بوده. قربون معرفتت برم پسر، چقدر تو بامرام و مردی! به بودنت افتخار میکنیم❤️ ✍️ مجید میرزایی @https://t.me/adamhesabiha
✨ خانه یکی از دوستان بودیم و برای شام از یکی از رستورانهای مرکز شهر تعدادی ساندویچ سفارش دادیم اما چون مقصد، خارج از محدوده رستوران بود، خودمان پیک گرفتیم. چند دقیقه پس از رسیدن پیک به رستوران، پیامک آمد که سفر شما از سمت سفیر لغو شد. با پیک تماس گرفتم که ببینم ماجرا چیست. گفت: «موتور من جعبه ندارد و چون هر ساندویچ را در بستهٔ جدایی گذاشته بودند حجمشان زیاد شده بود و صاحب رستوران گفت اینجوری نمیتوانی ببری و من هم لغو کردم.» هم ناراحت و نگران دیر رسیدن غذاها شدم و هم اینکه پیک تماس نگرفته و اعتراض نکرده و درخواست لغو از سوی من را مطرح نکرده برایم جالب بود و هم تعجب کردم که اصلاً چرا از رستوران به ما خبر ندادند. با شماره همراهی که از رستوران داشتیم تماس گرفتیم صاحب رستوران گفت: «دیدم پیک جعبه ندارد و غذا ممکن است بریزد به پیک ندادم و بعد هم گفتم که اگر شما بخواهید دوباره پیک بگیرید زمان میبرد و غذا سرد میشود؛ خودم با ماشین خودم دارم غذا را به نشانی شما میآورم.» از رفتار و لطف صاحب رستوران، متعجب و البته کمی هم شرمنده شدیم. هنگامی که صاحب رستوران خبر داد که رسیده تا برای دریافت غذاها به دم در برویم، صاحبخانه خوشهای خرما خارک داد تا به رسم تشکر به او بدهیم. روز بعد با راننده پیک تماس گرفتم تا شماره کارتش را بگیرم و مبلغ اندکی بخاطر قدردانی از زحمتش و نجابتش برایش واریز کنم. ابتدا نپذیرفت و گفت: «من کاری نکردم.» گفتم: «نه بالاخره شما زحمت کشیدی تا اونجا رفتی و بعد هم اعتراضی نکردی، یک مبلغ ناقابلی به کارتت میریزم.» هنگامی که شماره کارت را پیامک کرد نوشت: «انجام وظیفه بود. بازم میگم نیازی نیست بزرگواری شماست.» با خود فکر میکردم صاحب رستوران میتوانست محقانه زنگ بزند و بگوید پیک دیگری بفرستید و آن وقت شب مغازه را رها نکند و تا محل مهمانی رانندگی نکند؛ پیک میتوانست طلبکارانه زنگ بزند و بگوید هزینهٔ آمدنم تا اینجا را بدهید یا بگوید شما سفر را لغو کنید. اما هر دو انتخاب دیگری کردند. با خود فکر کردم اینکه با اینهمه فشار و سختی هنوز هموطنانی داریم که باشرافت و مسئولانه رفتار میکنند بهراستی مایهٔ دلگرمی است. t.me/adamhesabiha
✅ خطر باور کردن ویترین دیگران! ✍ احسان محمدی ✅ ما معمولاً در زمانهای آسیبپذیری مثل خستگی، ناراحتی یا تنهایی سراغ #اینستاگرام میرویم و دقیقاً در این لحظات با بهترین تصویرهای دیگران مواجه میشویم، با ویترین دستچین شده زندگی دیگران. زُل زدن به این ویترین و باور کردن آن مثل خوردن سم، اندک اندک آدم را ناکار میکند! ✅ بیشتر ما بعد از یک روز سختِ کاری، وقتی که زندگی واقعی حسابی انرژی و امیدمان را دزدیده و خسته روی مبل لم دادهایم وارد اینستاگرام میشویم. چه میبینیم؟ 📽️ یک نفر ویدیویی از سفرش به تایلند را پُست کرده است. جنگلهای سر سبز، دریای فیروزهای، لبریز از رنگ و زیبایی و آرامش. ما یادمان میآید که خیلی وقت است حسرت سفری از این دست داریم. 📸 یک نفر توی رستورانی لوکس با همسر خوشقیافهاش عکس گرفته در حالیکه میز جلویشان پر از غذاهای گرانقیمت است. ما نه فقط گرسنه میشویم بلکه حس میکنیم همسرمان چندان زیبا نیست. 👩💼 یک نفر عکسهایی از خودش قبل و بعد از عمل زیبایی یا فیت شدن وزنش گذاشته. ما با ناامیدی به شکم برآمده و چربیهای پهلویمان دست میکشیم. به دماغمان فکر میکنیم که انگار خیلی بزرگ است یا به لبهایمان که انگار زیادی کوچک است! 🧑💻 یک نفر عکسی از ماشین یا ویلای لوکسش گذاشته و غیرمستقیم به ما میگوید که به درآمد خوبی رسیده! دیدن این عکس یادمان میآورد که فقیرتر از چیزی هستیم که فکر میکردیم. ❌ دیدن مداوم این اتفاقات وقتی ما در پایینترین نقطهی انرژی و رضایت شخصی هستیم خطرناک است چون به شدت احساس ناکامی و شکست را درونمان تقویت میکند. ما فراموش میکنیم که دیگران در شبکههای اجتماعی معمولاً تصاویر گلچین شده، فیلتردار و نمایشی از لحظههای خاص زندگیشان را منتشر میکنند نه روزهای بد، ترس، دعوا و افسردگیشان را. ◀️ چرا ما خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم؟ لئون فستینگر روانشناس اجتماعی آمریکایی در تئوری مقایسه اجتماعی (Social Comparison Theory) میگوید انسانها ذاتاً تمایل دارند خودشان را با دیگران مقایسه کنند تا بتوانند جایگاه، تواناییها و احساس خودارزشمندیشان را بسنجند. نوعی از مقایسه که وادارمان کند رشد کنیم مفید است اما بیشتر ما گرفتار مقایسه تخریبی میشویم. پس ما ناخودآگاه هر لحظه در حال مقایسه خود با دیگران هستیم. در عصر حاضر شبکههای اجتماعی به خاطر نمایش دادن بُرشهای زندگی موفق دیگران، احساس شکست و ناکامی را درون ما به شدت تقویت کردهاند. ✅ چه باید کرد؟ من به جای توصیههایی مثل «خودمان را مقایسه نکنیم»، «اینستاگرام را حذف کنیم»، «پسته بخوریم!» و ... «یادآوری فعالانه» را پیشنهاد میکنم، اینکه هر ویدیو یا عکسی از این جنس میبینیم به خودمان یادآوری کنیم که «این تمام واقعیت آن فرد نیست» و فقط «یک بُرش نازک از زندگی کسی است که ما چیز زیادی در مورد آن نمیدانیم». 🖋 https://t.me/adamhesabiha
✨ یک دختربچه در قم هنگام بازی سمعکش از گوشش میافتد و از بین میرود. برای خرید سمعک جدید ۶۰ میلیون تومان نیاز بود و خانواده بیبضاعت بودند. چند نفر حدود ۱۰ میلیون تومان کمک جمع میکنند. در همین حین خانواده پیش پزشک میروند و او به هزینهٔ خود سمعک را تهیه میکند و خانواده پول یاریکنندگان را پس میدهند. مادر دختر گفته: مردم این پول رو برا سمعک داده بودن، نه برای خورد و خوراک و لباس، شاید راضی نباشن مصرف دیگهای بشه… مملکت غریبیست؛ در آن اینجور آدمهایی داریم؛ بانیان دزدی و اختلاسهای میلیاردی هم داریم. چند سال پیش در قاین مردم پول دیه یک محکوم به اعدام را جمع کردند؛ کمی بعد خانواده مقتول رضایت داد و پدر محکوم تا ریال آخر پول مردم را پس داد. #خردهروایتهایی_از_سویههای_روشن_مردم_ایران https://t.me/adamhesabiha
تولد ۴۶ سالگی محسن چاوشی❤️ https://t.me/adamhesabiha
خانم دکتر مکرمی، پزشک متخصص بیماریهای عفونی، که در جریان اصابت موشک به زندان اوین دچار جراحت شدید شد، در متنی که در اینستاگرام منتشر کرد نوشت که این زندانیان بودند که با وجودی که میتوانستند بروند (فرار کنند)، ماندند و جان او را نجات دادند. چه کسانی نجاتم دادند؟ زندانیان؛ همانهایی که روزی درمانشان کرده بودم. مرا به گوشه دیوار کشاندند، نیمه جان بودم. برایم آب آوردند، پتو آوردند، پایم را آتل بستند. خونهای صورتم را پاک کردند، شیون میکردند و مرا در برانکارد گذاشتند، ترسیده بودم، گفتم منو تنها نگذارید. صدایی گفت: تو آبجی ما هستی، معلومه که تنهات نمیذاریم. میتوانستند بروند، ولی نرفتند، کمکم کردند، نجاتم دادند. تشکر ویژه از زندانیانی که نجاتم دادند و نامشان را نمیدانم و تشکر از دکتر موحدی که تنهایم نگذاشت. لینک https://t.me/adamhesabiha
▫️روایت دکتر مهدی خواجوی از صف نانوایی در روزگار #جنگ 🔗 منبع https://www.instagram.com/reel/DLAee41oEu5/ #ما_ایرانیها #ملت_همبسته @Jaryaann
🔴ایران ای سرای امید @abdimedianet