tgindex
کانال اشعار ادیب حیدربگی

کانال اشعار ادیب حیدربگی

Статистика
@adib1974арабский

بمان و بمان و بمان!!! تا آغوشم باز آید به کنعانِ تنت... @adib1974لینک/حلقه اتصال به کانال ◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇🌸با افتخار کوردم🥸 لینک /حلقه اتصال به شخصی شاعر @agrina1392 ◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇ heydarbegi_adib 👈 👉ID:instagram

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
11
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
арабский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
98
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
80
21 постов
Вовлечённость
81,6%
к подписчикам
Постов в день
1,6
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
5
1/48двое суток
5
1/72трое суток
6

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.5из adib1974

    صبح را من امروز بیدار کردم و زیر بناگوش غنچه ی گلدانی خواندم نازنین ؛ با تو امروز زیباترینیم بی شک همه عالم همین است برخواستن و خندیدن حال که با چشم پراز پف خندیدی برخیز که نور بی تاب تن توست ذره ای آب بنوش دل و دامنِ رنگی باز چشمِ اندیشه ی نیک بگشا عشق را زمزمه کن مالک آفتاب تویی امروز را برای خود کن... #ادیب_حیدربگی 🌸🌱 ۰۲۰۲ @adib1974

  • 12 авг.4из adib1974

    ‍ من مفهوم كال وجود تو هستم كلافى بس متراكم در لاينحلِ انكسار نور هزار تكه ى آينه ها بي توأم در چنته، هيچ استدلالى نخفته همچو مضموني تُرش در ذهن مغشوش شاعرى عبوسم كه تنهابه مرگ ؛ پاى ابديت پاييزى بودنت مى انديشد... #اديب_حيدربگى 💜💙 ۹۵ @adib1974

  • 12 авг.6из adib1974

    @adib1974

  • پی دستی ؛ دمر در خیال چنگ نوازی میان دره ای با دو ستیغِ سرافراز افتاده ام کاش سازی گاهی بنوازد برایم بر زهِ ؛ سه تاری شاید ترجمانش با دلم می گشاید سطر به سطر حرف دل و انشإ دلتنگی خالق ®®®®®®® حالیا ؛ در من کلبه ای متروک میان ازدحام پوچی هاست که در آن سالهاست گوشهایم خالی از نوای محبوبی ست که نمی دانم کجاست نمی دانم چیست و نمی دانم چرا نباید دانستش... #ادیب_حیدربگی 💐💐 ۰۵۰۵ @adib1974

  • گاه بغضی شکسته قانون هستی را مچاله می کند و در تسلسلی نهان و آشکار سنگی بر تار مویی بند دریایی خشک خشمی ، صحرایی را جنگل و کودکی فقیر دست برتر مکاره بازاری می شود حال را با حال شوریده سنجیدن غلط است باید بر موج بغض هایت تن هلاکت را بسپاری تا با نسیم خنکا به ساحلی دنج و مطلوب رسید... #ادیب_حیدربگی #اپیلاسیون_افکار_امروز 😘😂 ۰۵۰۵ @adib1974

  • چشم دوختم به برگ سبزِ درخت گردو ؛نفسم سبز شد نگاهم کشیده شد تا کلروفیل چشمی در آسمان تا بی‌نهایت لعاب رنگی مرا می‌دید بال گشودم؛ کنار شاخه طوبی برایش تک رباعی جنونِ عشق را خواندم در واژه هایم اختر می‌بارید بر رخسارهٔ سپهر باز گشتم به طلوع دیگری از لحظهٔ اینجا گردویی دیدم افتاد به شریان نازک نهری چرخان، به تبع تابع جاذبه مردی پنجه انداخت از آب زلال بیرونش کشید بر سنگی شلیکش کرد مغز سفید با مرمران سفید و بزاق ناب دهان به معده راهی شد مرد راه افتاد در دو پیچ سرازیری دهات ناپدید شد و من بر شاخساران درخت گردو هنوز در هزار خم و پیچ بحرانی مخرب بنام مفهوم هستی هنوز، خود را میان جنگل و بحر ،غریق می‌ دارم با این مغز که از عصارهٔ خاک است نمی‌توان، توانست... باید ساعت بیدارباش روح را کوک کرد برخاست برای بیداری ایمان برای دیدن دریچهٔ نامرئی تغییر و تا عمق بی‌رنگ خود بی‌ریا و قیل‌وقال پرواز کرد در بی‌فکری مطلق شاید بتوان زبانی بر قیف بستنی وجود زد و شاد شد... #ادیب_حیدربگی ۰۵۰۵ ❤️❤️ @adib1974

  • ای ناله بی اثر جانم چه کاهی وی شعله ناپدید از من چه خواهی زین گرمی نبود ثمر، جز داغ و دردی زان آتش نبود اثر، جز دود آهی دل بر زلف سیاهی بستم و حاصل ندیدم به جز روز سیاهی گیرم که شعله بارد، از برق آهم آهی نگیرد چرا دامان ماهی ای دل، از چه کنی زاری ای دیده تا کی خون می باری کز ناله بی حاصل من در سینه چو گل سوزد دل من افزاید آه سردم هر دم دردم #رهی‌_معیری @adib1974

  • 10 авг.61из sheresepid

    💎 صبح زیبا و خوبی ست می دمد درآن شوق به جان هر جنبده ای مرگ یاس میان شفق و آخرین وق سگ ولگرد شب تار رخداده مرد بیدار شو تا بسازی افقی تازه روی مه صبحگاه آفریدگار نان پر برکت عشق را از میان آواز چکاوکها در سفره ی دلت بنشان و تا شام گه میعاد بخند و خوش بیندیش و خوش بمان.... #ادیب_حیدربگی @adib1974 🌨❄️ @Sheresepid ❄️🌨

  • 9 авг.81из adib1974

    از این پرکلافِ کلافگی اذهان پوک بشری بر خاک افتاده ام زنده ام بیرونم کشید زین دخمه ی بزک شده ی دیارم سیلاب ها در من خفته مجال اشک ریختنی دهید مرا دنجگاهی گاهی لازم است برای غرق خود در شورآبه ی اشک های خود... #ادیب_حیدربگی 🌸🌱 ۰۱۰۶ @adib1974

  • 9 авг.7из adib1974

    ما دو نفریم مناسب ترین تعداد برای واژگونی حکومت سرد تنهایی بیا بی امان ضربات بوسه را فدای گونه هایمان کنیم باور دارم ؛ باورت خواهد شد که استقرار رژیم صالحِ عشق بی خون و خونریزی خواهد بود ... #ادیب_حیدربگی 🍁🤩 ۹۷ @adib1974

  • 9 авг.6из sheresepid

    ✨ ‌چه خیالیست بگذار تتمه ی آبرویم تبخیر داغی عشقت شود رسوایی گاه; فرزنده خوانده ی عاشقان می شود... #ادیب_حیدربگی @adib1974 🍊 @Sheresepid 🍊🍂

  • 9 авг.61из adib1974

    ما از آزادی می ترسیم دیوار ها؛ دست های امین ند.. تاریکی ذهن؛ بطنِ مادری را تداعیست ما آزادی را از یاد برده ایم.. #ادیب_حیدربگی ❤🖤 ۰۰۵ @adib1974

  • 8 авг.10из adib1974

    صبح را من امروز بیدار کردم و زیر بناگوش غنچه ی گلدانی خواندم نازنین ؛ با تو امروز زیباترینیم بی شک همه عالم همین است برخواستن و خندیدن حال که با چشم پراز پف خندیدی برخیز که نور بی تاب تن توست ذره ای آب بنوش دل و دامنِ رنگی باز چشمِ اندیشه ی نیک بگشا عشق را زمزمه کن مالک آفتاب تویی امروز را برای خود کن... #ادیب_حیدربگی 🌸🌱 ۰۲۰۲ @adib1974

  • 5 авг.14из adib1974

    حالاکه می گویی با تمام این احوال؛ امیدواری خوب درک نمی کنم چقدر به انتها نزدیکم چرا که هیچگاه "امید" را از نزدیک ملاقات نکرده ام همیشه بر بوم تنهایی به ترسیم آن بوده ام بیشتر از مرشدم شب از آن شنیده ام وقتی با ولعی تلخ آفتاب را توصیف می کرد که چگونه در حین خودسوزی با عشق روشنا را هی می بخشد همیشه بغض نهان آنکه امیدواری اشاعه می دهد را حس می کنم می بینم امیدوار بمان امید همان تزریق تلقین در رگان خشک تبعیدگاه است ادامه دادن هم بد نیست شاید تا بحال بیش از تو امیدوار بوده ام..... #ادیب_حیدربگی 🌼🌸 ۰۰۹ @adib1974

  • در بطن انکار "تو عشق مرا آبستنی" من از تو سیرابِ سیرابم و عاقبت در خشکمان آغوشت مرا از شبهای فراق به روزی عاشقانه فارغ خواهی شد.... #ادیب_حیدربگی 💙💚 @adib1974

  • @adib1974

  • حالیا ای عشق این آخرین ندایی ست خواهی شنید از آنکه پشت به پشت قلبش تابع تو بود و حال آمده تا بگویدت ؛نسپارم بخود ... #ادیب_حیدربگی ۰۵۰۵ 💐💐 @adib1974

  • 31 июл.21из zhuanchannel

    @zhuanchannel Tehran Feat 55 🤩🤩

  • 31 июл.191из adib1974

    تدریج هلاکت را با این زهرِ رقیق دوریت به جان خریدارم ؛ وقتی دل کندن از تو دیگر ناشدنیست... #ادیب_حیدربگی ❤💜 @adib1974

  • هر روز ما را بی دریغ خداوند گردن می گیرد و چشم بر دهان ما دوخته هر روز می توانی وقتی بر امواج موسیقی سواری ،هدیه ات را از او بخواهی بزرگ و بی حساب خواستن را آموختن زیباست تو هر که را کوچک شماری جاده ی رسیدن به او کوتاه و باریک و شاید نرسیدن معنا دهد لیک آنکه کارسازیست بی نهایت را داری ؛پس نهال بیشتر از بیش دایما خواستن را در دلت بکار و هر روز آبیاریش کن هر روز که میلادی ست جاودانه برایت از او انتهای اوج را بخواه و بخواه ... #ادیب_حیدربگی ۰۵۰۵ 🎉💐🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻 بهار زیبای دو هزار 🌱 #سلام_و_روز_بخیر @adib1974

کانال اشعار ادیب حیدربگی — tgindex