- 𝑨𝒅𝒊𝒃’𝒔 𝑺𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝑵𝒐𝒕𝒆𝒔 :)
Статистика- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 77
- 1/48двое суток
- 88
- 1/72трое суток
- 95
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آدم پاییز و زمستون بودم توهم احتمالاً بارون صبح پاییزی یه بار ناخودآگاه بهش گفتم: وقتی با تو حرف میزنم انگار توی دلم بهار میشه، درختای قلبم سبز میشن. اون شب تا صبح نشستم به آهنگایی که باهم نرقصیده بودیم، سوالایی که باهم تحلیل نکرده بودیم، به سفرهایی که باهم نرفتیم، خیابونایی که باهم قدم نزده بودیم، فکر کردم... انقدر فکر کردم تا خوابم ببره. اون موقع که گفتی هیچ چیز قشنگی توی دنیا نمونده، من یاد چشای تو افتادم و با خودم گفتم: چرا خیلی چیزا...🌊🌱
без подписи
💘.
هر وقت تنتاسیون آلبوم جدید داد دست از دوست داشتنت بر میدارم.
یه جوری تایپمی، انگار خدا موقع آفریدنت به دل من نگاه کرده و گفته: میخوام بدمش به این... 🌱❤️🩹
без подписи
انگار روز اول مهد کودکه. یاد نگرفتم سرم رو برنگردونم و حالا مامان -فرصت جویانه- از پشت پنجره رفته. انگار که دیر رسیدم، چراغها رو بستن، توی ظرفها هم فقط پوست تخمه مونده. چهارتا دونه اژدها توی دنیا مونده بود که هیچکدومشون با نوازش دستهای من رام نشدن. انگار رفیقم جلو پارتنرش به من توپیده، انگار شیشه عطرم شکسته، بوی تند و تیزش هم حالاحالاها رفتنی نیست، پیوسته عذابم میده. انگار توی این جمع همه با هم دوستن، صندلیها هم پر شده. تنها غریبهی ایستاده جمع منم. مشکل از من نیست، جام درست نیست! نمیدونم زودم یا دیر؟
اتفاقا من آدم تلاشگریم، ولی از یه جایی به بعد تو زندگیم به هر چیزی که درحال فروپاشی بود فقط نگاه کردم و منتظر پایانش شدم. چون از یه جایی به بعد دیگه فهمیدم یه نفری نمیشه، یه نفری نمیشه یه ارتباط رو حفظ کرد، نمیشه فقط یه نفری محبت کرد، نمیشه فقط یه نفری از حال کسی خبردار بود، نمیشه فقط یه نفری تلاش کرد، نمیشه فقط یه نفری با همه سختیا جنگید، نمیشه فقط یه نفری اهمیت داد، اصلا راه نداره، نمیشه که نمیشه. آدم تهش زیر فشار این یه نفری بودنا له میشه.
من آدم معمولی بودم وقتی تیم فوتبالم گل میزد شبش قشنگتر میخوابیدم از بارون خوشم میومد ، از درختای پاییز و دستای گره شده بهم از نوشته ی پشت وانت که راجب معرفت بود عکس میگرفتم استوری میکردم من چیزای قشنگی مینوشتم هیچ وقت دقت نکردم سدر با چه “س“ ای نوشته میشه تا وقتی که مامان بزرگ گفت؛ بچم بوی سدر و کافور و خون میداد شما مارو سیاسی کردین وگرنه منکه میخواستم از چشماش بنویسم…!
اگر میزان دیوونگی طرف مقابلتون مثل شما نباشه دیر یا زود از زندگی هم میرین من آدم کارای یهویی بودم بریم دریا؟ بریم وسط تولد خودم یه جمع ۲۰نفره رو نتونستم تحمل کنم بزنیم بیرون؟ بزنیم سیگاری بکشیم؟ بکشیم تو نمیتونی بیوفتی دنبال یه آدم که شبیه تو بتونه از زندگی لذت ببره تو باید کنار یکی قرار بگیری که مثل تو از زندگی لذت ببره شاید یه مهمونی ۲۰نفره پر دراگ و صدای زیاد برای یکی لذت بخش باشه اما برای من تراس همه خونه ها قشنگتر از ازون دختره بود که میتونست تا آخر مهمونی کفشای پاشنه بلندشو در نیاره من باید راه خودمو میرفتم با همون آل استارای ابی ساقدار من باید حتما از دست میدادم چون مهم این بود خودمو از دست ندم # بخشی از کتاب من .adib
بعد از من چیزهایی که دوستشان دارم را از یاد نبر. شعر را، باران را، ماه را، موسیقی را خودت را خودت را خودت را.
- 𝑨𝒅𝒊𝒃’𝒔 𝑺𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝑵𝒐𝒕𝒆𝒔 :) pinned «میکِشد میکِشی میکِشم او ناز تورا تو عشق اورا و من ..؛؟ فندکم کجاست؟»
متن و ترجمهی آهنگ: حس و حال آهنگ: وقتی همهچیز تموم شده و آدم میفهمه بعضی عشقها نه با دعوا، نه با نفرت، بلکه با خستگی فرو میریزن، آهنگ “Dağıldım Sonunda” صدای همون لحظهست. جایی که دوست داشتن بوده، آغوش بوده، اما آخرش چیزی جز پراکندگی باقی نمونده. نه پشیمونی هست، نه امید به برگشت؛ فقط پذیرشِ این واقعیت که بعضی پایانها از همون اول توی دلِ شروع قایم شده بودن. این آهنگ روایتِ فرو ریختنه، آروم، تلخ، و بیراهِ برگشت.
دلتنگ کسی ام که برای دیدنش باید مرد ..؛
🖤:; Sevdiklerimiz sonsuza kadar toprağın altında kaldı, ve artık her şey sonsuza dek hüzünlü ve acı verici olacak.
دعوت
без подписи
:; Hayatım boyunca ne kadar güldüm ki, bu kadar düşeyim? Bu kadar kaybedeyim? Neden bitmiyor?!
میکِشد میکِشی میکِشم او ناز تورا تو عشق اورا و من ..؛؟ فندکم کجاست؟
متن و ترجمهی آهنگ حس و حال آهنگ: توی آهنگ “.3am” همهچی بوی خالیشدن میده. حسهایی که یه روز پررنگ بودن، حالا یکییکی محو میشن، مثل دود. ترانه شبیه اعترافیه به سختیِ عشق و شکستن، ولی همزمان یه جور ایستادگی هم توش هست؛ انگار میگه: «سخته، ولی من از پا نمیافتم». بین خواهشِ نجات پیدا کردن و تماشا کردنِ نابودی، یه حالت معلق شکل میگیره… جایی که آدم نه میتونه برگرده، نه میتونه کامل رها کنه. این آهنگ، تصویرِ همون لحظهست؛ لحظهای که عشق رفته، ولی صداش هنوز توی دل میپیچه. 𝐃𝐞𝐥𝐢𝐛𝐚𝐥 [ #AnılEmreDaldal]