tgindex
باشگاه کتابخوانی آفتاب

باشگاه کتابخوانی آفتاب

Статистика
@aftabbookreadingКнигиперсидский

در این مکان ما با هم کتاب می خوانیم درباره کتابها صحبت می کنیم و لذت می بریم @masmirzaii

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
32
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
193
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
147
32 постов
Вовлечённость
76,2%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 32
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
23
1/48двое суток
26
1/72трое суток
28

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ترجمه ماشین از حکایت گرگ و بره اثر ژان دو لافونتن: گرگ و بره منطقِ نیرومندترین، همیشه بهترین دلیل است؛ همین حالا نشان خواهیم داد که چگونه. بره‌ای در آب زلال جویباری مشغول نوشیدن بود. گرگی گرسنه از راه رسید؛ گرگی که در پی شکار می‌گشت و گرسنگی او را به آنجا کشانده بود. گرگ خشمگین گفت: «چه چیزی این‌قدر گستاخَت کرده که آب مرا گل‌آلود می‌کنی؟ به خاطر این گستاخی مجازات خواهی شد.» بره پاسخ داد: «سرور من، خواهش می‌کنم خشمگین نشوید؛ بلکه لطفاً توجه کنید که من در حال نوشیدن آب بیش از بیست قدم پایین‌تر از شما هستم؛ بنابراین به هیچ وجه ممکن نیست که من آب شما را گل‌آلود کرده باشم.» گرگ گفت: «تو آب مرا گل‌آلود می‌کنی! و من می‌دانم که سال گذشته پشت سر من بدگویی کرده‌ای.» بره گفت: «چگونه ممکن است چنین کاری کرده باشم؟ من آن موقع هنوز به دنیا نیامده بودم؛ هنوز از شیر مادرم می‌خورم.» گرگ گفت: «اگر تو نبودی، پس برادرت بوده است.» بره گفت: «من برادری ندارم.» گرگ گفت: «پس یکی از کسان تو بوده است؛ چون شما، چوپان‌ها و سگ‌هایتان، هیچ‌وقت به من رحم نمی‌کنید. به من گفته‌اند؛ من باید انتقام بگیرم.» و سپس گرگ بره را به اعماق جنگل برد و او را خورد؛ بی‌آنکه اصلاً نیازی به محاکمه باشد. باشگاه کتابخوانی آفتاب

  • ژان دو لافونتِن مشهورترین حکایت‌نویس فرانسه‌است که شعرهای بسیاری نیز سُروده‌است. شهرت او بیشتر به دلیل نوشتن کتابی به نام حکایات است که گونهٔ ویژه‌ای از حکایت‌نویسی را در کل اروپا ارائه کرد . در زیر حکایت گرگ و بره از این کتاب آورده شده است.

  • ‏ای شکست‌خوردگان روسپید پیش از آنکه پندمان دهید پیش از آنکه راه و چاه را به ما نشان دهید پیش از آنکه در مرورِ کرده‌ها و گفته‌های خام ما با تأسّفی عمیق سر تکان دهید لحظه‌ای به کارنامهٔ پرافتخار خویش بنگرید وحید عیدگاه طرقبه‌ای باشگاه کتابخوانی آفتاب

  • ۱۹ امرداد سالروز درگذشت #امیرهوشنگ_ابتهاج (زاده ۶ اسفند ۱۳۰۶ رشت -- درگذشته ۱۹ امرداد ۱۴۰۱ آلمان) متخلص به «ه‍.ا.سایه» شاعر و ترانه‌سرا بسیاری از نویسندگان و شاعران او را بزرگ‌ترین غزل‌سرای معاصر می‌نامند. درست تر آنکه کارنامه شعری او در پیوند با دو جریان مهم، یعنی احیای غزل در دوره معاصر و شعر اجتماعی شکل گرفته است. درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی‌زند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی‌زند نشسته‌ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند دل خراب من دگر خراب‌تر نمی شود که خنجر غمت از این خراب‌تر نمی‌زند! چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات؟ برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی‌زند! نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند باشگاه کتابخوانی آفتاب

  • طنز مشروطه (به مناسبت چهاردهم مرداد، سالروز امضای فرمان مشروطه) در جنبش مشروطیت، سه نیروی اجتماعی به هم پیوستند و سپس در مقابل هم ایستادند و دوباره در آستانۀ انقلاب اسلامی دست دوستی به یک‌دیگر دادند: بازار، روحانیان، روشنفکران. همه چیز با اعتراض بازار به تعرفه‌های گمرک آغاز شد. عین‌الدوله، صدراعظم مظفرالدین شاه، نوز بلژیکی را مأمور سامان‌دهی به گمرک ایران کرده بود. سیاست‌های گمرکی نوز، بازار را خوش نیامد. روحانیان نیز با دو انگیزه به بازاریان پیوستند: نخست اینکه پس از دوران ناصری، دولت در ایران، ضعیف‌تر از آن بود که بتوان میان دولت و بازار اولی را برگزید. انگیزۀ دوم، دشمنی ساختاری و نهادینه روحانیت با تجدد دولتی بود که از زمان امیرکبیر و سپس سپهسالار آغاز شده بود. نیروی سوم، یعنی روشنفکران نیز از قافله عقب نماندند و اعتراض‌های صنفی را به سوی مشروطه‌خواهی هدایت کردند. سرانجام شاه بیمار و ناتوان قاجار در مقابل اتحاد بازار و روحانیان و تجددخواهان کوتاه آمد و فرمان مشروطه و سپس تشکیل مجلس را امضا کرد. اما چندی نگذشت که اختلاف‌ها میان مشروطه‌خواهان آغاز شد. روحانیان سخن از مشروعه گفتند و روشنفکران خیال پارلمان مدرن و مطبوعات آزاد و عرفی‌سازی قانون در سر پروراندند و بازار که از بی‌نظمی و بی‌صاحبی کشور زیان می‌دید، بازگشت مقتدرانۀ سلطنت را آرزو می‌کرد. ایران سخت دست‌خوش آشوب و آنارشیسم شده بود و آغاز جنگ جهانی اول بر وخامت اوضاع افزود. اکنون مردم کوچه و بازار، نه پارلمان می‌خواستند و نه مطبوعات آزاد و نه گوش به فریادهای مشروعه‌خواهان می‌سپردند. نظم و امنیت و رفاه نسبی، تنها آرزوی چهارده میلیون رعیت ایرانی بود. در این وانفسا ناگهان رضاخان افسار امور را در دست می‌گیرد و هر سه نیروی اجتماعی پیشین را به حاشیه می‌راند. دست شریعت‌خواهان را از حکومت قطع می‌کند؛ جای روشنفکران را به تکنوکرات‌ها می‌دهد و جلو یکه‌تازی بازار می‌ایستد. حدود پنجاه سال پس از رضاشاه، دوباره اهل شریعت و بازار و روشنفکران همدیگر را پیدا می‌کنند و در سال ۵۷، انقلاب اسلامی را به پیروزی می‌رسانند. سالی‌چند از انقلاب اسلامی نمی‌گذرد که آن اتحاد دوباره جای خود را به شقاق و نزاع می‌دهد. روحانیان در این نزاع، اندک‌اندک قدرت نرم و فرهنگی خود را از دست می‌دهند؛ اما جای خالی آن را با قدرت سخت و تصدی همۀ مراکز قانونی کشور پر می‌کنند. روشنفکران به نظریه‌پردازی در حوزه‌های دین و اندیشۀ سیاسی قناعت می‌کنند و بازار با تکنوکرات‌ها به توافق می‌رسد. قابل پیش‌بینی نیست؛ اما دور از انتظار هم نیست که قدرت در ایران همچنان دست‌به‌دست شود. اما اینکه کی و چگونه به دست صاحبان اصلی‌اش یعنی مردم می‌رسد، افقی روشن در چشم‌انداز نیست. رضا بابایی ۹۸/۵/۱۳

  • بورخس از نابینایی و نوشتن می‌گوید. @litera999

  • 🔸شورای دانشجویی انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می کند: نشست دهم از سلسله نشست های زیست در زمانه بحران: «جنگ و توقف دموکراسی سازی» @Nehzatazadiiran سخنران:مجید شیعه علی پژوهشگر حوزه جامعه مدنی و دموکراسی زمان: شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ مکان: گوگل میت 📎لینک نشست: https://meet.google.com/ptz-dmbh-psx 📎با ما از طریق آدرس زیر در تماس باشید: @Nehzatazadiran

  • هم خوانی رمان خانواده تیبو «خانواده تیبو فقط داستان یک خانواده نیست؛ داستان لحظه‌ای است که تمدنی آرام‌آرام، گام‌به‌گام و تقریباً بی‌آنکه خودش بفهمد، به سوی جنگی می‌رود که میلیون‌ها انسان را نابود خواهد کرد.» و شاید زیباترین دلیل برای خواندنش این باشد که پس از پایان کتاب، دیگر به جنگ، وطن‌پرستی، خانواده، ایمان، آزادی و مسئولیت فردی مثل قبل نگاه نخواهید کرد. این همان ویژگی رمان‌های بزرگ است؛ آن‌ها فقط داستان تعریف نمی‌کنند، بلکه شیوه دیدن جهان را تغییر می‌دهند. برای آنکه کنار ما باشید @masmirzaii باشگاه کتابخوانی آفتاب

  • در مرشد و مارگاریتا، بولگاکف این تضاد شناخت حقیقت و عمل نادرست را به امر اجتماعی گسترش می دهد. بولگاکف از بزدلی می گوید و آن را به جامعه شوروی منحصر نمی کند بلکه آن را ریشه ای و تاریخی می بیند. او بازه ای به بلندای تاریخ مسیحیت، از پیلاطس تا استالین، را درگیر ترس و انکار حقیقت می‌بیند. ما در گروه ماجرا، همراه با مرشد و مارگاریتا، شما را به تأمل در تاریخ ، کنش اجتماعی و تصمیم‌گیری سیاسی دعوت می کنیم باشگاه کتابخوانی آفتاب

  • شیطان، تولستوی: آدمیزاد گاهی از ندانستن نابود می‌شه اما گاهی اوضاع پیچیده‌تره: ممکنه بدونه درست و غلط چیه، خطا چیه و بدی و خوبی چیه و حتی بدونه که چی براش مفیده و چی مضره، چه کار باید بکنه و چه نباید بکنه، با این حال به سمت تاریکی‌‌ای که کاملا ازش آگاهه کشیده بشه و نتونه جلوی خودش رو بگیره! چطور چنین وضعی ممکن می‌شه؟ می‌گه «نجاتم بده، دارم سقوط می‌کنم.» اما کی از چی نجاتت بده دقیقا؟! چه بهت بگن که خودت نمی‌دونی؟ ‌ رمان کوتاهی (۹۰ صفحه) که تولستوی در زمان حیات منتشر نکرد، با اینکه بیست سال وقت داشت. شاید چون فکر می‌کرد ناقصه. دو پایان براش نوشته و هر دو در کتاب هست‌! که در موردشون چیزی نمی‌گم. ‌داستانی درباره تنش‌ بین "میل" و "اخلاق"ه. میل به "زنی ممنوع" و اخلاقیات که مانع شدن! معین دهاز

  • چرا چین ابرقدرت نیست جمهوری خلق چین تقریباً همه ظرفیت‌های ابرقدرتی را در اختیار دارد؛ با جمعیتی نزدیک به ۱/۵ میلیارد تن، چیرگی کم‌ نظیر اقتصادی، جهش در نوآوری‌های فناورانه، نقش تعیین‌کننده در استانداردهای جهانی، نوسازی شتابان نظامی و برتری چشمگیر بازرگانی‌. ارزش افزوده تولیدی چین از مجموع ایالات متحده، ژاپن، آلمان و فرانسه فراتر رفته است. این کشور در هوش مصنوعی، ۵G و 6G و فناوری کوانتومی در شمار پیشتازان جهان قرار دارد و شکاف عملکردی میان برترین مدل‌های هوش مصنوعی چین و آمریکا به ۳.٪ سطح خود در ۲۰۲۶ رسیده است. همچنین در انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی پیشتاز است؛ بیش از ۸۲٪ زنجیره تأمین خورشیدی جهان و حدود دوسوم خودروهای برقی دنیا را تولید می‌کند. چین اولویت خود را بر «جنگ هوشمند» و ادغام سامانه‌های هوش مصنوعی با تجهیزات بدون سرنشین نهاده و ظرفیت کشتی‌سازی آن ۲۳۰ برابر ایالات متحده است؛ نشانه‌ای از نزدیک شدن تدریجی به موازنه نظامی با واشنگتن. با این همه، دستکم تا آینده دیدپذیر، چین به ابرقدرتی همتراز ایالات متحده دست نخواهد یافت. دلیل اصلی، انزوای استراتژیک است. با آنکه چین شریک نخست بازرگانی ۱۴۳ کشور و بزرگ‌ترین صادرکننده جهان است، فاقد شبکه‌ای از متحدان راهبردی در میان قدرت‌های بزرگ و حتی اعضای گروه ۲۰ است. در مقابل، بخش مهمی از توان جهانی ایالات متحده بر شبکه گسترده متحدانش، از ناتو و اتحادیه اروپا تا اقیانوسیه، استوار است. همین پراکندگی جغرافیایی، دست واشنگتن را برای حضور مؤثر در سراسر جهان، با +۹۰ متحد، از جمله با بیش از ۸۰۰ پایگاه نظامی متحد باز گذاشته است. روسیه، کره شمالی و کوبا گاه متحدان راهبردی چین پنداشته می‌شوند؛ ولی این برداشت بیش از آنکه واقعیت باشد، ساده‌سازی است. حتی روابط پکن و مسکو نیز، با وجود همکاری‌های گسترده، آمیخته به رقابت و بی‌اعتمادی متقابل است و به یک اتحاد رسمی و همه‌جانبه نینجامیده است. چین حتی در میان همسایگان خود، از ژاپن، کره جنوبی، تایوان، فیلیپین و ویتنام گرفته تا هند، اندونزی، مالزی، بوتان، نپال و برونئی، از شبکه‌ای از متحدان برخوردار نیست. سهل است که مناسباتش با این ملتها، در ذات خود تنش آلود است. البته اگر از دریچه الگوهای نوین قدرت، مانند «قدرت از مسیر وابستگی»، نفوذ نهادی به جای اتحاد نظامی، جنگ هوشمند، هوش مصنوعی و برتری صنعتی بنگریم، چین در حال ساختن الگویی تازه از قدرت جهانی است. با این همه، سه پرسش بنیادین همچنان باقی است: ۱- آیا نفوذ بدون اتحادهای رسمی می‌تواند گونه‌ای تازه از ابرقدرتی بیافریند، یا در بزنگاه‌های بحرانی، مانند جنگ، محکوم به ناکامی خواهد بود؟ ۲- آیا الگوی توسعه با رهبری حزب کمونیست، توان ادامه دادن در جغرافیای دوگانه چین، یعنی شکاف میان سواحل پیشرفته و مناطق داخلی کمتر توسعه‌یافته، را دارد؟ ۳- آیا نسل‌های آینده چین، با وجود استمرار حکومت غیردموکراتیک، همچنان با این الگو سازگار خواهند ماند؟ #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

  • لینک جلسه بازرگان نیاز روز در صورت علاقه بفرمایید

  • 18 июл.1 14230

    🎯فراخوان شرکت در نشست نقد و بررسی کتاب «بازرگان، نیاز روز» همراه با حضور نویسنده، مهدی معتمدی‌مهر 🔴چرا این نشست؟ مهدی بازرگان، از تأثیرگذارترین چهره‌های معاصر ایران، همواره پرسش‌هایی برانگیخته است: از نسبت دین و دموکراسی گرفته تا مسائل توسعه و اصلاحات. کتاب «بازرگان، نیاز روز» کوششی است برای بازخوانی اندیشه‌های این شخصیت در متن نیازهای امروز جامعه. 📖درباره کتاب این کتاب با عنوان فرعی «زندگینامه تحلیلی و جستارهایی پیرامون دموکراسی، اصلاحات و سکولاریسم» در ۴۶۴ صفحه توسط انتشارات سرایی منتشر شده است. نویسنده در این اثر، ابعاد مختلف فکری و سیاسی مهدی بازرگان را نه صرفاً در بستر تاریخی، بلکه در نسبت با مسائل روز ایران واکاوی می‌کند. شرکت برای عموم آزاد است. تاریخ : دوشنبه ۲۹ / ۴ / ۱۴۰۵ ساعت: ۲۰ تا ۲۲ رایگان غیر حضوری در گوگل میت 🔴با ما همراه باشید تا در این نشست صمیمی، اندیشه‌های بازرگان را بهانه‌ای کنیم برای گفتگویی تازه درباره ایران امروز. لینک ورود به گروه: https://t.me/+N3YLPRmA7DY4Yzhk باشگاه کتابخوانی آفتاب

  • گاهی خطرناکترین انسان برای استبداد، کسی نیست که اسلحه به دست گرفته، بلکه کسی است که از درون دیگر تسلیم ترس نشده است. برداشتی از صحنه رویارویی پیلاطس و یسوعا : مرشد و مارگاریتا، میخائیل بولگاکف

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • باشگاه کتابخوانی آفتاب در نظر دارد همخوانی کتاب خانواده تیبو را شروع کند. اگر دوست دارید یکی از مهم‌ترین رمان‌های قرن بیستم را بخوانید و درباره چرایی شکل‌گیری جنگ، مسئولیت فرد در برابر جامعه و تصمیم‌هایی که سرنوشت ملت‌ها را تغییر می‌دهند گفت‌وگو کنید، از شما دعوت می‌کنیم در همخوانی «خانواده تیبو» همراه ما باشید. شاید این رمان، بیش از آنکه درباره گذشته باشد، درباره امروز و فردای ما باشد. برای ثبت نام به ما پیام دهید @Masmirzaii باشگاه کتابخوانی آفتاب

  • چرا جنگ آغاز می‌شود؟ آیا جنگ فقط با شلیک اولین گلوله شروع می‌شود؟ یا سال‌ها پیش از آن، در سکوت، در تعصب، در نشنیدن صدای دیگری، در جاه‌طلبی سیاستمداران و در بی‌تفاوتی مردمی که گمان می‌کنند فاجعه هرگز به خانه‌شان نخواهد رسید، ریشه می‌دواند؟ رمان «خانواده تیبو» اثر روژه مارتن دوگار، تنها داستان یک خانواده نیست؛ کالبدشکافی جامعه‌ای است که آرام‌آرام به سوی جنگ جهانی اول رانده می‌شود. نویسنده با نگاهی دقیق نشان می‌دهد که جنگ حادثه‌ای ناگهانی نیست، بلکه حاصل زنجیره‌ای از تصمیم‌های کوچک، تعصب‌های انباشته، تبلیغات، غرور ملی و فرصت‌های از دست‌رفته برای گفت‌وگو است. این کتاب از ما می‌خواهد پرسشی دشوار را از خود بپرسیم: اگر نشانه‌های بحران را ببینیم، آیا شهامت تغییر مسیر را خواهیم داشت، یا مانند بسیاری از شخصیت‌های داستان، خطر را تا زمانی که همه‌چیز دیر نشده نادیده می‌گیریم؟ شاید این رمان، بیش از آنکه درباره گذشته باشد، درباره امروز و فردای ما باشد