tgindex
« لا تَبْرُدُ اَبَدا »

« لا تَبْرُدُ اَبَدا »

Статистика
@ah_sabetiперсидский

«هو»‌ از آن به دیر مغانم عزیز می دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست _حافظ. ارتباط: @Amir_sabetii1 #لا_تبرد_أبدا.

Последний пост
20 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 844
+6 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 161
27 постов
Вовлечённость
63,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 27
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
643
1/48двое суток
736
1/72трое суток
794

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • به نفس آقا محمد

  • هو #زمینه #حضرت_رقیه وقتی میام صدات کنم لکنت میگیرم ، طاقتم‌ _طاق میشه زنجیرِ دور گردنم بهش که آفتاب، میخوره _داغ میشه می سوزمو میسازمو غساله هم غسل نمیده جنازمو‌ بخوام یه‌ کم نگات کنم باید بگیرم از سنان اجازمو نیزه بغل گرفتدت‌ جای من_وای من۲ چوب تر و لبای بابای من _ وای من۲ می زننت‌ جلوی چشمای من_ وای من۲ چوب تر و لبای بابای من _ وای من۲ #۲ ببین‌ چقد ضعیف شدم که از گرسنگی چش تار دارم وقتی عمو جونم بیاد من با سنان و حرمله کار دارم کجایی ای عموی‌ من سنان گذاشته دس روی گلوی من توو دستِ زج _رِ موی من ادامو در میاره رو به روی من ببین پر از آبله شد پای من _ وای من عمه چقد خورده کتک جای من_ وای من بابا کبوده زیر چشمای من _ وای من سرت نیفته از توو دستای من _ وای من _امیرحسین ثابتی

  • 24 июн.1 33350

    به فدای نگاه معصومش ای به قربان آه مظلومش مادرش قبل رفتن از دنیا بوسه داده به سیب حلقومش کاش شمر این همه غضب نکند خنده بر صید تشنه لب نکند کاش بر روی تار حنجره‌اش خنجرش را جلو عقب نکند پیکر چاک چاک می سوزد یاد ادرک اخاک می سوزد بدنش را که شمر برگرداند صورتش روی خاک می سوزد اهل عالم! حسین خسته شده چشم‌هایش ز درد بسته شده خواهرش بین عده‌ای پست است حرمت خواهرش شکسته شده جای سالم نماند بر بدنش مثل یک چوب خشک‌ شد دهنش پسر باحیای فاطمه است چه کسی کنده‌است پیرهنش باد گرمی وزید و پیکر سوخت جای خنجر به روی حنجر سوخت لبِ تشنه که گفت وا اماه جگر ریش ریش مادر سوخت شمر آمد نشست بر پشتش موی او را گرفت در مشتش با وضو بود گفت بسم الله نامسلمان امام را کشتش................ _امیر

  • 4 июн.1 74610

    #استوری همیشه حرف‌هایی گفتنش سخت‌ است، آنها‌ را علی با چاه ها می‌گفت و من هم با علی گفتم #امیرحسین_ثابتی @amirsabetii1

  • 4 июн.1 51333

    هو #فقط_حیدر_امیرالمومنین_است هزاران بار افتادم... هزاران یا علی گفتم به دل ردی نماند از‌ وحشت و غم تا علی گفتم همیشه حرف هایی گفتنش سخت‌ است، آن‌ها را علی با چاه ها می گفت و من هم با علی گفتم ضرر کردم اگر ‌یک بیت خرج این و آن کردم ضرر کردم اگر از هرکسی الا علی گفتم ترک های غرور مرد را یک مرد می فهمد علی می‌گفت وا زهرا... من‌ اما وا علی گفتم ملک پرسید نامم را زبانم بند بود اما شنیدم تا که "من مولاک؟ " را در جا علی گفتم علی عبد است و حق مولا، الهی‌ نیست جز الله ولی جای خداحافظ همیشه یا علی گفتم #امیرحسین_ثابتی غدیر ۴۰۵ @amirsabetii1

  • 1 июн.1 52720

    ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌بسم الله ✅️شب سوم زمینه‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ واحد‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ زمزمه‌‌ ✅️شب چهارم زمینه‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌تک حماسی ✅️شب_ششم زمینه. ✅️شب هفتم زمینه. واحد ✅️شب هشتم زمینه. واحد ✅️شب تاسوعا زمینه. واحد ‌ ‌ ‌ ✅️عاشورا مقتل مقتل ✅️زمزمه _ (قالب ترانه) شب اول. شب دوم. شب سوم. شب چهارم. شب پنجم. شب ششم. شب هفتم. شب هشتم. شب تاسوعا ❌️ آرشیو سال‌های قبل❌️ #سبک #شعر_و_سبک #محرم_۱۴۰۵ #زمینه #شور #واحد

  • 1 июн.1 30258

    #واحد #سنگین #شب_تاسوعا هو هر وقت دلم به غم‌ اسیره توو‌ بی کسی داره می میره دست بریده‌ی ابلفضل ۲ میاد و دستمو میگیره برای من خا طرت عزیزه من یادمه نذاشتی آبروم بریزه با تو دل من جلا گرفته تو حرم تو مادرم شفا گرفته جانم ابالفضل ۲ ای آبرودار حسین ، جانم ابالفضل @ah_sabeti الهی اشکامو ببینه اونکه پناه عالمینه برکت زندگیِ نوکر ۲ از سفره‌ی ام البنینه‌ خدایی خیلی مَردی ابالفضل خوردم زمین‌ منو بلند کردی ابلفضل فقط ابالفضل درمون درداس تموم زندگیم شده‌ بیمه ی عباس جانم ابالفضل ۲ ای آبرودار حسین ، جانم ابالفضل _امیرحسین ثابتی

  • 1 июн.1 15453

    هو #شب_تاسوعا #زمزمه تا چش بهم زدیم چقد زود‌ گذشت امیدمون فقط امشب و فرداست یه امشبو قدر بدونی بسِّته! امشبیه‌ روضه‌ی مردِ مرداست از بس که مَرده ، شده کل عالم جذب نگاهِ نیمه‌ی ابالفضل دیدی؟ طرف هیاتی نیست و پشت ماشین نوشته بیمه‌ی ابلفضل هر کی تو دنیا کسیو نداره‌ درد‌دلاشو‌ میگه با ابلفضل مثل حسین هر کی که کم میاره گریه‌ش میگیره میگه یا ابلفضل ارمنیا روضه براش می‌گیرن بچه مسلمونا‌ براش می‌میرن عراقیا تو حرمش که میان تا اینکه حاجت نگیرن‌ ، نمیرن بچه مُرده‌شو آورد تو حرم یه چیزی گف عباسو‌ شرمنده کرد( یا اخ‌ الزینب) چن لحظه‌ ای طول نکشید ، ابالفضل بچه‌ی مرده‌شو براش زنده کرد تو هم بگو من با امید اومدم ازت بعیده نا امیدم کنی؟ من زندگیم ریخته بهم ابلفضل فقط تو میتونی منو جم کنی _امیرحسین ثابتی

  • 1 июн.1 253109

    هو #زمینه #شب_نهم #تاسوعا #شب_تاسوعا چقد زخم زبون خوردم ... سرم پایین بود بهم گفتن علمداری که گفتی این بود؟ نه دستی و نه‌ چشمی و نه‌ فرقی داری دیگه با اکبرم واسم چه فرقی داری ؟ تنت مثه‌ علیِ اکبر سرت شبیه بابا حیدر کبودی روی بازوهات‌ مثه‌ کبودیای‌ مادر چقدری‌ بدنت پا خورده عمودم نفست رو برده یه آستین به دهن ، گریونم حالا منِ برادر مرده‌ کمرم رو تا کردی _ ای علمدارم‌ منو زابراه (بی‌ سپا) کردی _ای علمدارم @ah_sabeti چرا هی سر میچرخونی بیچاره‌م کردی داری دور و برت‌ دنبال کی می‌گردی ؟ الهی من فدای چشمای بی (کم)نورت چرا هی میگی وا اماه.. چیه منظورت ؟ تا دیدت شدی تنها اومد کنارت ننه زهرا اومد‌ می بینی از نفس‌ افتاده همین که چن قدم راه اومد ببین قدش خمیده مادر هنوز رنگش پریده مادر میگیره‌ دست مجروحش رو روی جای کشیده مادر تو نبودی مادر رو ؛ زدنش داداش ۳ هنوزم ورم داره ؛ بدنش داداش۳ _امیرحسین ثابتی @ah_sabeti

  • 1 июн.1 00646

    هو #شب_هشتم #زمزمه #ترانه شکر خدا که با نگاه مادر تا اینجا خیلی پر تلاطم بودیم ولی ما از طلیعه‌ی محرم چشم انتظار شب هشتم بودیم حسین که کل ما گرفتارشیم‌ یه عالمی محو جوونش بودن اونایی که نماز خوونم‌ نبودن بیچاره‌ی صوت اذونش‌ بودن میگفتن اکبرو یه جور دیگه دوسش داری تو پسرات حسین‌جان قند تو دلت آب میشه تا می‌بینیش خدا نگه داره برات حسین‌جان □ یه کم جلوم راه برو عزیزم قد و بالای تو رو خوب ببینم آخه باید شبیه روز اول روی عبا پیکرتو‌ بچینم گریه کنا! حسینو آتیش زدن رو زانو اومد کمرش خورد شد با خونِ‌دل بچه بزرگ کرده بود شبیه شیشه پسرش خورد شد مادر عیان می‌کنه داغو‌ ؛ اما پدر به هیشکی نمیگه .... میسوزه خدا میدونه پای نعش پسر پدر اصن جور دیگه میسوزه من میدونم تو پسری نبودی صدات کنم جواب ندی اکبرم هی تکونت‌ میدم صدات میزنم یا ولدی .... یا ولدی ..... اکبرم باید صدا کنم ابالفضلمو برای من دیگه نمونده راهی چقد برام‌ دعا میکردن :خدا صد تا علی بهت بده الهی عالم برا‌ دل حسین بمیره توی عبا اکبرشو‌ بش دادن بغل گرفته اکبرش رو مثل روزی که گهوارشو‌ دستش دادن _امیرحسین ثابتی @ah_sabeti

  • 1 июн.1 01667

    #واحد #سنگین #شب_هشتم صدام زدی مُردم علی جان طاقت نیاوردم علی جان دست خودم نبود که پیشت با سر ، زمین خوردم علی جان من پیرمردم خشکه زبونم دس میندازن‌ منو پای نعش جوونم آخ به چه روزی افتادی بابا صدات زدم جوابمو ندادی بابا علیِ اکبر ۲ ای اربن‌ اربای‌ حسین _ علیِ اکبر @ah_sabeti توی دلم داغ جوونه حال منو خدا میدونه رو خاک صحرا رو میگردم ۲ چیزی مبادا جا بمونه احوال من که دیدن نداره "داغ جوون‌ دیده " که خندیدن نداره آخه‌ چطور سر‌ _هَمِت کنم من از زیر دست و چا چطور جمت کنم من علیِ اکبر ۲ ای اربن‌ اربای‌ حسین _ علیِ اکبر _امیرحسین ثابتی @ah_sabeti

  • بنده شب هشتم

  • 1 июн.1 14768

    بند ۱ شب هشتم

  • 1 июн.1 33789

    هو #زمینه #شب_هشتم #زمینه_شب_هشتم_محرم #۱ خاکی به سرم ریخته وضع تو به هم ریخته هر جا رو که می بینم جسم پسرم ریخته یادمه‌ می‌خوابوندمت‌ روی شونم دردت به جونم هی میام بغلت کنم نمی تونم دردت به جونم درده علی جان‌ دستات‌ سرده علی جان نیزه و شمشیر تو رو ریزت کرده علی جان اربن‌ اربا اربن‌ اربا علی اکبر _ یا علی اکبر @ah_sabeti بابا چی کنم پاشی‌ باز اکبر رعنا شی هر کاری کنم بازم از هم داری می پاشی رو عبا می چینمت‌ با حال خستم بخدا شکستم یاد روزی افتادم که قنداقه‌ت رو دادن به دستم خم شدی بابا خیلی کم شدی بابا روی عبا ، آ خه چجوری جم شدی بابا اربن‌ اربا اربن‌ اربا علی اکبر _ یا علی اکبر _امیرحسین ثابتی @ah_sabeti

  • 1 июн.1 02060

    #واحد #سنگین #شب_هفتم صورت تو چه زرده مادر آخ دست و پات یخ کرده مادر دلواپسیم‌ از اینه مادر داغت‌ به دل نشینه مادر لالا لالایی امید مادر شیرت‌ ندادم رنگ و روت پریده مادر تو سرپناهی برای پیریم‌ نشکنه حرمله تو رو ... عصای پیریم‌ لالا علی جان لالا علی لالا علی لالا علی جان @ah_sabeti دنیا وفا نداره بی تو تو تشنگی فدا شدی تو نشد ببینم آخرش من تولد یه سالگی‌تو حلقوم پاره‌ت یادم می مونه بابا داره آروم برات تلقین میخونه شیش‌ ماهگی جون _دادی عزیزم ندیدمت تو رخت دامادی عزیزم لالا علی جان لالا علی لالا علی لالا علی جان _امیرحسین ثابتی @ah_sabeti

  • بند سوم شب هفتم

  • 1 июн.1 00156

    بند دوم شب هفتم

  • 1 июн.1 171100

    بند اول شب هفتم

  • 1 июн.1 273116

    هو #زمینه #شب_هفتم #زمینه_شب_هفتم_محرم #۱ گهوارتو دزدیدن پشت خیمه چرخیدن زخم حلقتو‌ مادر دارن نشونم میدن لالا لالایی لالایی گل پونه سرت آویزونه بمیرم داد و فریاد پشت خیمه تو رو می‌ترسونه روو جای تیرت نیزه کرده اسیرت گشنته‌ مادر ... شده بازم موقع‌ شیرت‌ @ah_sabeti مادر چی سرت اومد رفتی ... خبرت اومد دیدم طرف خیمه گریون پدرت اومد لالا لالایی لالا گل نیلوفر ای بریده حنجر چرا دستِ خالی برگشتی حسینم کو علیِ اصغر؟ چی شده یاست خیلی پرته حواست چیزی نمیگی برای چی خونه لباست @ah_sabeti با چشم خودم دیدم پرپر شده امیدم دارم جای گهواره دستامو تکون میدم لالا لالایی لالایی گل لاله مادرت بی حاله تو که رفتی حالا سه ساعتی میشه پدرت گوداله‌ خونه خرابم من بیچاره ربابم تشنگی تو از خجالت می‌کنه آبم _امیرحسین ثابتی @ah_sabeti

  • هو #زمینه #شب_ششم #زمینه_شب_ششم_محرم فرقی برام با اکبر نداشتی تو هم که رفتی ؛ تنهام گذاشتی۳ من اکبرم‌ زره به تنش بود؛ اربن اربا شد گشتم تموم دشتو‌ تنش باز ؛نصفه پیدا شد تو که زره نداری و لشکر ؛ شر به پا کرده واسه تو هم به رسم مدینه ؛ کوچه وا کرده زره شد پیرهنت خیلی نحیفه‌ بدنت به هر طرف می‌کِشنت یتیم گیر آوردنت‌ @ah_sabeti تو رو چطور تا خیمه بیارم؟ من بعد اکبر ... عبا ندارم ۳ دارم تو رو درست‌ می بینم یا ؛ چشم من تاره؟ این جسم قاسم منه یا‌ جسم علمداره؟ توو پهلوی تو نیزه شکسته‌ست‌؛ پا نکش قاسم با خون مسیر حلق تو بسته‌ست؛ پا نکش قاسم پر از خونه دهنت بیچاره بابا حسنت ده سال بزرگ شد بدنت‌ یتیم گیر آوردنت _امیرحسین ثابتی @ah_sabeti