کانال رسمی احمد مازنی
Статистика- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 70
- 1/48двое суток
- 80
- 1/72трое суток
- 86
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
انا لله و انا الیه راجعون برادرارجمندجناب آقای مهندس سید علی نورمفیدی ارتحال امّ الزوجه جنابعالی، همسر گرامی مرحوم آیتالله سیدمحمد موسوی بجنوردی را به حضرتعالی و عموم خاندان مصیبت دیده تسلیت عرض میکنم. از خداوند متعال برای آن مرحومه رحمت و غفران الهی و برای جنابعالی و سایر بازماندگان معزّز صبر و شکیبایی و خیر دنیا و آخرت مسألت دارم. ارادتمند احمد مازنی ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ https://t.me/ahmadmaazani
انا لله و انا الیه راجعون حضرت آیت الله آقای حاج سیدحسن خمینی(دامت برکاته) ارتحال امّ الزوجه جنابعالی، همسر گرامی مرحوم آیتالله سیدمحمد موسوی بجنوردی را به حضرتعالی و عموم خاندان مصیبت دیده تسلیت عرض میکنم. از خداوند متعال برای آن مرحومه رحمت و غفران الهی و برای جنابعالی که یادگار شایسته سلف صالح هستید و سایر بازماندگان معزّز صبر و شکیبایی و خیر دنیا و آخرت مسألت دارم. ارادتمند احمد مازنی ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۳۹ 🔻اتحاد مقدس از نگاه بنیانگذار(۳) 🖊احمد مازنی، اعتماد ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ 🔻در برابر تفرقه افکنان بی تفاوت نباشیم. از دیدگاه امام خمینی تشکیل حکومت باید منجر به وحدت صفوف جامعه شود نه اینکه به بهانهی حفظ نظام، دوقطبی های خطرناک پدید آید. کسانی که بنام دفاع از نظام اسلامی مردم را دچار تفرقه می کنند یا جاهلند و یا خائن و نفوذی بیگانگان. دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی نباید در برابر این جهالت و خیانت بی تفاوت باشند، قوه قضائیه نیز در برابر هجوم جاهلان و خائنان به انسجام ملی و اتحاد مقدس ملت ایران نباید بی تفاوت باشد و نیز رسانهها و گویندگان و نویسندگان باید روشنگری کنند. چرا که از دیدگاه امام خمینی تأسیس و تداوم نظام جمهوری اسلامی باید منجر به وحدت جامعه و حفظ وطن شود. حضرت امام می فرمایند: "ما برای اینکه وحدت امت اسلام را تامین کنیم، برای اینکه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهای دست نشانده آنها خارج و آزاد کنیم، راهی نداریم جز اینکه تشکیل حکومت بدهیم. چون به منظور تحقق وحدت و آزادی ملتهای مسلمان بایستی حکومتهای ظالم و دست نشانده را سرنگون کنیم و پس از آن، حکومت عادلانه اسلامی را که در خدمت مردم است بوجود آوریم. تشکیل حکومت برای حفظ نظام و وحدت مسلمانان است، چنان که حضرت زهرا در خطبه خود می فرماید که امامت برای حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمانان به اتحاد است" (ولایت فقیه، ص ۲۷) ملاحظه میکنید که امام با تمسک به خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) امامت را وسیلهای برای تبدیل افتراق به اتحاد می داند و این همان اتحاد مقدس است که در جای دیگر اختلاف بر سر خلافت حضرت امام علی(ع) را خیانت به اسلام می نامد؛ این در حالی است که برخی جاهلان متهتّک به نام حفظ نظام و یا تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی که خلاف بیّن مبانی رهبر کبیر و رهبر شهید است جامعه در حال جنگ را دچار تفرقه می کنند. امام در یکی از سخنانشان می فرمایند: «امروز سر خلافت امیرالمومنین(ع) اختلاف کردن، خیانت به اسلام است.» ( صحیفه امام، ج ۸، ص ۴۸۱) بنیانگذار انقلاب اسلامی برای حفظ انسجام و و وحدت مسلمانان در ایام حج، عدول از فتاوای فقهای شیعه و عمل به فتوای علمای اهل سنت را لازم می دانند و هر گونه اعمال تفرقه افکنانه را نشانه جهل می دانند و در پیامهایی که برای حجاج ایرانی می فرستند، می فرمایند: "لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه که موجب تفرقه صفوف مسلمین است احتراز کنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشکیل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهایی مخالف رویه اجتناب نمایند.(همان، ج ۱۰، ص ۶۱) و تأکید می کنند که؛ "در وقتی که در مسجدالحرام یا مسجدالنبی نماز جماعت منعقد شد مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید از جماعت تخلف نکنند و با سایر مسلمین به جماعت نماز بخوانند.(مناسک حج، ص ۲۵۷) و در فتوایی می فرمایند: «در وقوفین متابعت از حکم قضات اهل سنت لازم و مجزی است اگرچه قطع به خلاف داشته باشید.» (صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۶۲) امام خمینی در سال ۱۳۴۳ و پساز آزادی از زندان وقتی متوجه می شوند برخی طلاب جوان بعضی از مراجع را مورد بی احترامی قرار می دهند، آن هم مراجعی که با نهضت امام همراهی نداشتند، به شدت بر آشفته می شوند و می فرمایند: "آقایان متوجه باشید اگر چنانچه شطر کلمه ای به یک نفر از مراجع اسلام، شطر کلمه ای اهانت بکند کسی به یک نفر از مراجع اسلام، بین او و خدای تبارک و تعالی ولایت منقطع می شود. کوچک فرض می کنند فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض می کنید؟ اگر به واسطه بعضی از جهالت ها لطمه ای بر این نهضت بزرگ وارد بشود معاقبید پیش خدای تبارک و تعالی. توبه تان مشکل است قبول بشود چون به حیثیت اسلام لطمه وارد می شود." و حتی اهانت به خودشان و یا سیلی زدن به صورت خودشان را مجوّز دفاع نمی دانند و می فرمایند: "اگر کسی به من اهانت کرد سیلی به صورت من زد، سیلی به صورت اولاد من زد، والله تعالی راضی نیستم در مقابل او کسی بایستد دفاع کند، راضی نیستم" (پا به پای آفتاب، ج ۴، ص ۴۳) بنابراین از دیدگاه بنیانگذار، حفظ وحدت یک اصل مبنایی برای جامعه اسلامی، به ویژه مردم شریف ایران است و بر همین اساس باید این اتحاد مقدس را بخشی از دفاع مقدس ملّت ایران و مقاومت اسلامی در برابر متجاوزان بدانیم و عناصر تفرقه افکن را در پیشگاه ملّت رسوا کنیم. https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۳۸ 🔻اتحاد مقدس از نگاه بنیانگذار(۲) 🖊احمد مازنی، اعتماد ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ 🔻کلمه توحید و توحید کلمه. یکی از تعبیرات بنیانگذار انقلاب اسلامی برای تبیین ماهیت و اهمیت وحدت عبارت معروف "کلمه توحید و توحید کلمه" است. این تعبیر حاکی از این است که توحید به مثابه دالّ مرکزی گفتمان سیاسی امام، از ویژگی های گفتمان ایشان است و همگان باید بر محور ایمان به خدای واحد، اتکال به قدرت حضرت حق و حرکت در جهت تحقق اهداف الهی سیر کنند و در این جهت از تفرقه که نماد شرک و تکیه بر اوهن البیوت و از دست دادن نعمت های الهی است اعراض می دارد و به " توحید کلمه" یا همان اتحاد مقدس دعوت می کند. حضرت امام در معنا و ماهیت توحید کلمه و کلمه توحید می فرماید: «یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیای عظام- سلام الله علیهم -که علاوه بر آن که خود مقصود مستقل است، وسیله پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تام در تشکیل مدینه فاضله می باشد، توحید کلمه و توحید عقیده است، و اجتماع در مهامّ امور و جلوگیری از تعدیات ظالمانه ارباب تعدی است که مستلزم فساد بنی الانسان و خراب مدینه فاضله است و این مقصد بزرگ که مصلح اجتماعی و فردی است، انجام نگیرد مگر در سایه وحدت نفوس و اتحاد همه و الفت و اخوت و صفای باطنی و صداقت قلبی و ظاهری و افراد جامعه به طوری شوند که نوع بنی آدم تشکیل یک شخص دهند، و جمعیت به منزله یک شخص باشد، و افراد به منزله اعضا و اجزای آن باشند، و تمام کوششها و سعی ها، حول یک مقصد بزرگ الهی و یک سهم عظیم عقلی که صلاح جمیعت و فرد است، چرخ زند. و اگر چنین مودت و اخوتی در بین یک نوع و یا یک طایفه پیدا شد، غلبه کنند بر تمام طوایف و مللی که بر این طریقه نباشند، چنانچه از مراجعه به تواریخ خصوصا تاریخ جنگهای اسلام و فتوحات عظیمه آن مطلب خوب روشن می شود، مسلمین مأمورند به دوستی و مواصلت و نیکویی به یکدیگر و مودت و اخوت». (چهل حدیث صص۳۱۰-۳۰۹). امامخمینی مبنای جامعه اسلامی را بر کلمه توحید و توحید کلمه می داند و می فرماید: "در جامعۀ اسلامى که مشترک مابین همه است، در کلمۀ توحید که مشترک بین همه است، در مصالح اسلامى که مشترک بین همه است با هم توحیدِ کلمه کنند." (صحیفه امام ج ۲، ص ۳۳) بنیانگذار انقلاب اسلامی به بازیابی عزت و عظمت صدر اسلام می اندیشد و رسیدن به آن را در سایه اتفاق بر محور اسلام میسّر می داند و می فرماید: "اگر مسلمانان، آن عزت و عظمتی را که در صدر اسلام داشتند، بازیابند، به اسلام و وحدت کلمه روی آورند، آن اتّفاق بر محور اسلام بود که آن قدرت و شجاعت مافوقالطبیعه را به وجود آورد" (صحیفه امام، ج۵، ص۳۲) و رمز پیروزی مسلمانان در صدر اسلام را وحدت کلمه و وحدت ایمان می داند و می فرماید: "رمز پیروزی مسلمانان در صدر اسلام، وحدت کلمه و وحدت ایمان بود» (همان، ج۶، ص۴۹) و تفرقه را موجب سست شدن پایه دیانت می داند و می فرماید: «مسلمانان مأمورند به دوستی و مواصلت و نیکویی به یکدیگر، مودت و اخوت. و معلوم است آنچه موجب ازدیاد این معانی شود، محبوب و مرغوب است و آنچه این عقد مواصلت و اخوت را بگسلد و تفرقه در بین جمعیت اندازد، مبغوض صاحب شرح و مخالف مقاصد بزرگ اوست. و پر واضح است که این کبیره، اگر رایج شود در بین جمعیتی، موجب کینه، حسد، بغض و عداوت شده و ریشه فساد، در جمعیت بدواند، درخت نفاق و دورویی در آنجا ایجاد کند، و برومند نماید، و وحدت و اتحاد جامعه را گسسته کند، پایه دیانت را سست کند و از این جهت بر فساد و قبح آن افزوده گردد» (همان، صص۲۰۹-۲۲۱۱) امام خمینی راز موفقیت ملت ایران را در برابر رژیم استبدادی وابسته به بیگانگان وحدت کلمه بر محور باور قلبی به خداوند و رمز وحدت پیامبران را همین می داند و می فرماید: "و سرّ اينکه ايران پيروز شد براي اين بود که بين تمام افراد اتحاد بود و هيچ اين حرف ها نبود که هر کس طرف خودش بکشد. شما با هم متحد باشيد که بحمدالله هستيد و وقتي در حلقه ي اول اتحاد بود، در حلقه هاي بعد اختلاف پيدا نمي شود. شما سعي کنيد که در سرّ قلب تان چيزي مخالف الوهيت نباشد و اگر ديديد هست سرکوبش کنيد. کراراً عرض کردم که اگر انبيا در يک مکان جمع شوند با هم اختلاف پيدا نمي کنند، زيرا مقصد و هدف و مقصود، يکي و الهي است. اگر در مجلس شما توحيد واقعي به معناي واقعي آن تحقق پيدا کند قهراً افرادي که متصل به شما مي شوند اختلاف پيدا نخواهند کرد و وحدت واقعي، يعني قلب همه ي شما براي يک چيز بتپد که آن اسلام است. اگر اينطور شد خداوند شما را تأييد مي کند.( همان، ج ۱۸، ص ۱۳۷) https://t.me/ahmadmaazani
روز خبرنگار را به تمامی روزنامه نگاران و فعالان رسانههای صوتی، تصویری در سطوح مختلف تبریک می گویم. به امید روزی که قدردان خدمات این عزیزان باشیم. https://t.me/ahmadmaazani
درگذشت استاد پیشکسوت رسانه جناب آقای قاسم زاده را به تمامی اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه، به ویژه خانواده محترم آن مرحوم و دوستان فرهیخته مؤسسه اطلاعات تسلیت می گویم. یادش گرامی و راهش پر رهرو. https://t.me/ahmadmaazani
بازگشت به سنت بنیانگذار-۱۳۷ اتحاد مقدس از نگاه بنیانگذار احمد مازنی،اعتماد ۱۱مرداد۱۴۰۵ یکی از مهمترین موضوعات مورد تأکید امام خمینی از آغاز نهضت تا صدور وصیت نامه الهی، سیاسی وحدت بود.امام به همان اندازه که روی وحدت و اهمیت آن تأکید می کرد از تفرقه بر حذر می داشت.امام بسیاری از گرفتاری های جامعه،از جمله جامعه اسلامی را نتیجه دسیسه تفرقه افکنان می داند و در مورد وضعیت اسفبار مسلمانان می فرماید:"اگر مسلمین با هم بودند،این طور ذلیل نبودند زیر دست اجانب و عمال اجانب. مسلمین قریب یک میلیارد جمعیتند ولی یک میلیارد جمعیت متفرق،جدا از هم.اگر یک حکومت بود مثل صدر اسلام،یک حکومت بود و همه تابع،ما به این روز نمی نشستیم آنها- اجانب-جدیت کردند تا حکومت ها را به نفع خودشان متفرق کردند،تکه تکه کردند.حتی اخیراً که عثمانی یک مملکت وسیع بود،وقتی جنگ تمام شد،اینها را به قریب پانزده تا جدا جدا از هم کردند؛و همه عمال خودشان!"(صحیفه نور،ج۶،ص339) امام خمینی در وصیت به نسل های حاضر و آینده بر اتحاد مقدس حول محور انگیزه الهی تأکید می کند و می فرماید:«اینجانب به همه نسلهای حاضر و آینده وصیت می کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید.و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی و بقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است.بی جهت نیست که بوقهای تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده های بومی آنان،تمام توان خود را صرف شایعه ها و دروغ های تفرقه افکن نموده اند و میلیاردها دلار برای آن صرف می کنند.» (صحیفه امام،ج21،ص404).پس از پیروزی انقلاب اسلامی که محصول وحدت قشرهای مختلف مردم بود، این تصور پدید آمده بود که خطر استبداد داخلی و سلطه خارجی برطرف شد و زمینه بروز اختلاف و مجادله فراهم شده بود، امام هشدار دادند که:"ملت ما خیال نکند تمام شد مطلب.آقایان خیال نکنند که مطلب تمام شد، حالا باید دیگر رها کنیم. خیر، مطلب مهم است و از این به بعد،همه با هم باشیم. تبلیغات ما باید قوی تر بشود از سابق؛ اقشار ما باید فشرده تر بشوند از سابق؛ صف های ما باید فشرده تر بشود؛ اختلافات ما باید کمتر بشود.من متأسفم که در بعضی از بلاد می شنوم اختلاف شده است. اختلاف سرِ چه؟ برای چه اختلاف؟آنهایی که اختلاف می اندازند، اینها معلوم شد از اسلام اصلًا حظی ندارند. این اختلاف معنایش این است: شکست اسلام. اگر ما با هم مختلف بشویم، اسلام شکست می خورد. اگر در قشر روحانی خدای نخواسته مردم احساس کنند که این اختلافات برای دنیاست- برای دین که اختلافی در کار نیست، همه ما، همه ما یک دین داریم، یک قرآن داریم، اگر اختلافی پیدا بشود اختلاف روی اساس دنیاست، شیطان است که اختلاف می اندازد- اگر سایر مردم توجه کنند که ملاها روی هواهای نفسانی با هم مختلف هستند، طلبه ها روی هواهای نفسانی با هم مختلف هستند، مردم از شما رو برمی گردانند. [اگر] از شما رو برگرداندند، اسباب شکست شماست؛ شکست شما شکست اسلام است. وظیفه شما سنگین است آقا! شما باید با اخلاق خودتان، با اعمال خودتان مردم را دعوت کنید." و بر مسئولیت پیشگامان انقلاب، بهویژه روحانیون در حفظ وحدت تأکید می کند و ادامه می دهد که:" شما هادی مردم هستید. شما باید چراغ باشید. شما باید نور باشید. تهذیب کنید نفوس خودتان را. حب دنیا را از نَفْسِتان بیرون کنید،رأس کل خطیئه است.همه خطاها از حب دنیاست، از حب شهرت است.این حب را از دل خودتان بیرون کنید،بمیرانید این حب را؛ زنده بشوید به زندگانی اسلام:زندگانی الهی. شما الهی بشوید.وحدت پیدا بکنید. صفتان را واحد کنید.دشمنها در کمین شما هستند، در کمین ملت ما هستند.دشمن ها حالا فهمیدند که وحدتی که در ایران پیدا شده است، آنها را شکست داد.الآن بیشتر درصدد هستند برای اینکه چشیدند آن مزه ای را که وحدت داشت در بین ما. آنها عذاب او را چشیدند! الآن درصدد اینند که شماها را متفرق کنند، از هم جدا کنند شما را:خودتان را از هم جدا کنند،شما را از قشرهای دیگر جدا کنند، دانشگاه را از دانشگاه های اسلامی-دانشگاه علوم قدیمه- جدا کنند، قشرهای متجدد و متنور را از شماها جدا کنند.چنانچه در دویست-سیصد سال به این طرف این نقشه بوده است.نقشه ای بوده است که ایران را ویران نگه دارند برای پیشرفت [خودشان]. شما مطالعه کنید کتبی که در این باب هست.ایران را نمی شود ویران کرد الا به ویران کردن جناح ها؛نمی شود فتح کرد الا به اینکه شما را از هم جدا کنند.(صحیفه امام؛ ج 6، ص: 284 - 285)اکنون که شاهد دورهای دیگر از ادوار سخت تاریخ ایران و در حال مقابله با تجاوز دشمن هستیم،بیش از هر زمان به وحدت و همبستگی نیاز داریم و عناصر تأثیرگذار،می بایست از مرزهای وحدت جامعه صیانت کنند. https://t.me/ahmadmaazani
سوگ اکبر عبدی و مشکلات هنرمندان در زندگی واقعی احمد مازنی، جماران اکبر عبدی از معدود بازیگران تاریخ سینمای ایران بود که با تسلط شگفتانگیز بر بدن...صدا و تغییر شخصیت.. از کمدی تا درام، هر نقش را به هویتی مستقل بدل میکرد و استانداردی ماندگار و بی بدیل در بازیگری شخصیتپرداز بر جای گذاشت. و فقدان او داغی بزرگ بر دل های مردم هنردوست ایران نشاند. اما از سوی دیگر درگذشت اکبر عبدی بازیگر نقش های رنگارنگ سینمای ایران یک بار دیگر ذهن اهالی فرهنگ و هنر و فرهنگ دوستان را متوجه مشکلات هنرمندان در زندگی واقعی کرد. هنرمندانی که برای زیست سالم در پیچ و خم دوقطبی های سیاسی گرفتار بودند و هستند. از مدعیان دروغین حقوق بشر در خارج تا مدعیان ارزشهای دینی و ملی در جناح های مختلف داخل کشور هنرمندان را نه برای خودشان می خواهند و نه برای هنرشان؛ آنها هنرمندان را ابزاری برای اهداف خود در حوزه قدرت می پسندند؛ در این میان بسیاری از شخصیتهای تأثیرگذار فرهنگی و هنری در قامت رسانه این جناح و آن جناح ظاهر شدهاند و چه بسا همانند نقش های هنری در نقش های متناقض ظاهر میشوند. در این میانه مردم از ظرفیت مادی و معنوی اصحاب فرهنگ و هنر محروم می شوند و آنچه عایدشان می شود سرمایه سوزی است. در این مورد نوع نگاه متولیان امر در مجلس، دولت، صدا و سیما و نهادهای مرتبط دیگر تأثیر ویژه ای دارد. این نهادها در کمتر دورهای به لطافت هنرمندان و ظرافت کار با آن ها توجه داشته اند. چه بسا در بعضی از ادوار تصویری از نگاه اسلام و ایران به مقوله هنر و هنرمندان ارائه داده اند که بسیاری از شخصیتهای تاریخ ساز هنر ایرانی را از آئین و وطن دور کرده و مردم را از هنر آنان محروم کرده است و البته برخی از این افراد نیز دچار خطای محاسباتی شدند و به ابزاری برای اهداف بی وطنان تبدیل شدهاند که این نیز از بار مسئولیت متولیان امر در مدیریت حوزه گسترده فرهنگ و هنر و نیالودنش به سیاست نمی کاهد. اکنون که در سوگ اکبر عبدی نشستهایم، به یاد نقش های رنگارنگ او که او را برای همگان دوست داشتنی کرده بود ضمن عرض تسلیت به خانواده، دوستان و فعالان بخش های مختلف صنعت سینما، تئاتر و تلویزیون امیدوارم در موقعیت خطير و پیچیده ایران عزیز آغوش وطن را برای همهی هم وطنان به ویژه هنرمندان باز و دست رحمت و رأفت اسلامی را به سوی همهی آنان با هر گرایشی دراز کنیم و با عبور از فضای قهر و آشتی های دو قطبی زمینه را برای استفاده از توانمندیهای آنان در کنار مردم حاضر در خیابان و دلاور مردان میدان بیش از پیش فراهم سازیم. زندگی صحنهی یکتای، هنرمندی ماست هر کسی نغمهی خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد. https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1719941 ble.ir/join/EzSCZx7UwT https://t.me/ahmadmaazani
🔹مازنی: خونخواهی به معنای توقف نبرد دیپلماتیک نیست ✳️پیام رهبر انقلاب درباره انتقام به معنای تعطیلی امور کشور نیست، بلکه همه دستگاهها باید در چارچوب وظایف خود برای تأمین امنیت، حفظ منافع ملی، تقویت قدرت کشور و پیگیری حقوق ملت عمل کنند. ❇️ مسئله خونخواهی یک مسئله حقوقی و یک مسئله انسانی است و علاوه بر بار حقوقی، بار اخلاقی هم دارد و فلسفه آن هم بازدارندگی است؛ یعنی اگر قرار بر این باشد که افراد شرور مرتکب قتل افرادی شوند و کسی به آن موضوع رسیدگی و پیگیری نکند، طبیعتاً این قتلها رایج میشوند. ❇️ «در جایگاه رهبری نظام و ملت ایران، طبیعی است که خواستار انتقام و در پی خونخواهی باشند و ادبیاتی را به کار ببرند که دشمن، این کلام و گوینده آن را سد آهنین صیانت از ایران، انقلاب، جان، مال و ناموس ایرانیان بداند و تصور نکند که میتواند مرتکب چنین اقداماتی شود و بعد با بیتفاوتی از کنار آن عبور شود. ❇️«مردم ایران باید از این جهت دلگرم باشند که رهبرانشان برای جان این ملت و خادمان این ملت اهمیت قائلهستند، پیگیر هستند و کوتاه نمیآیند. ▪️مشروح گفتگو با ایسنا : isna.ir/xdWJng 🔻 @ahmadmazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار-۱۳۶ 🔻عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۱۳) 🖌احمد مازنی در سلسله یادداشت های اخیر تحت عنوان "عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار" مروری بر آثار باقیمانده از امام خمینی در این زمینه داشتیم. موضوعاتی که ذیل این عنوان ارائه شد عبارت بود از: ۱. هدف امام حسین(ع) از قیام عاشورا. این موضوع در دو سرفصل مورد بررسی قرار گرفت: الف: اهداف کلی، شامل اهدافی از قبیل: ۱. عدالتخواهی، مبارزه با جور و اقامه حق ۲. قیام برای خدا ۳. احیای اسلام ۴. اصلاح جامعه ۵. اقامه حق و مقابله با باطل ۶. مقابله با بدعت ها. و در هر مورد دیدگاه های امام راحل ارائه و بر این نکته تأکید شد که اهداف کلی مورد اختلاف صاحب نظران نیست. ب. اهداف عملیاتی(برنامه) اهداف عملیاتی مورد بحث در قیام عاشورا به شرح زیر ارائه شد: ۱. تشکیل حکومت اسلامی ۲. امر به معروف و نهی از منکر ۳. امتناع از بیعت ۴. شهادت در راه خدا و در جمعبندی این قسمت گفته شد که به نظر میرسد تمامی این موارد می توانند در ردیف اهداف عملیاتی یا برنامههای امام حسین(ع) قرار بگیرند. به این معنا که روح حاکم بر نهضت عاشورا ادای وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در تمامی مراحل است، بر این اساس امام(ع) ضمن بیان عدم شایستگی یزید از بیعت با او امتناع میکند و هم زمان بر شایستگی خود برای رهبری امت اسلام تأکید میکند و با اعزام مسلم بن عقیل.ع. به کوفه و درخواست بیعت از مردم این سرزمین و سایر مناطق در پی تشکیل حکومت اسلامی است و در این راه از شهادت استقبال میکند و البته از زمان رویگردانی مردم عراق تمام سعی خویش را برای جلوگیری از بروز فاجعه به کار می گیرد اما هنگامی که همه راه ها به روی آن حضرت بسته شد از شهادت استقبال و آن را بر زندگی ننگین ترجیح می دهد. هم چنین گفته شد که از دیدگاه امام خمینی، حضرت سیدالشهدا(ع) با شهادت خویش حکومت بنی امیه را رسوا و برای همه عصر ها و نسل ها راه مبارزه با ستمکاران و پیروزی خون بر شمشیر را گشود و مردم ایران در انقلاب اسلامی به آن حضرت اقتدا کردند که با دست خالی و با نترسیدن از یزید زمان بر کفر پیشگان پیروز شدند و راه تداوم پیروزی را در ادامه راه سیدالشهدا(ع) می دانند. ۲. زنده نگهداشتن محرم و بزرگداشت عاشورا موضوع بعدی در این سلسله یادداشت ها، تأکید ویژه امام خمینی بر زنده نگهداشتن محرم و بزرگداشت عاشورا بود که توصیه های امام راحل بر اصل برگزاری مراسم عزاداری و تأکید بر حفظ روش سنتی عزاداری و در ادامه نیز فلسفه عزاداری و چرایی آن ارائه شد و نمونه هایی از سلوک امامخمینی در مجالس عزای سیدالشهدا(ع) مطرح شد. در خاتمه بحث ضمن پوزش از نقایص یادداشتهای این حقیر، یادآور می شود که برای آشنایی بيشتر با دیدگاه بنیانگذار مطالعه کتاب: قیام عاشورا در کلام امامخمینی، تبيان، آثار موضوعى، دفتر سوم توصیه می شود. مطالب این کتاب به صورت فهرست وار عبارت است از: ۱. اهمیت مجالس روضه امام حسین(ع) سازمان و تشکیلات مردمی که ضمن حفظ یاد، نام و اهداف سیدالشهدا(ع) می تواند پیروان آن حضرت را گردهم آورد. ۲. ثواب گریه و عزاداری و چرایی آن؟ ۳. نقش مجالس، خطبا و ذاکرین ابی عبدالله در مدیریت و هدایت مردم در ۱۵ خرداد و در ادامه مبارزه تا کنون ۴. وظایف گویندگان. از جمله تأکید بر بیان مسائل روز مسائل روز. ۵. نقش حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) و توصیه امام باقر(ع) در مورد برگزاری مراسم عزاداری در منا. هم چنین بخش اول این کتاب سخنرانی های امام خمینی است و بخش دوم مجموعه موضوعی شامل: فصل اول. علل و عوامل قیام عاشورا . فصل دوم. فلسفه عزاداری و روضه خوانی، اهداف قیام کربلا، انتخاب آگاهانه شهدای کربلا، نتایج و آثار قیام امام حسین علیه السلام، قیام عاشورا اسوه آزادگان(کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) و در فصل دوم: فلسفه عزاداری و روضه خوانی اهمیت و نقش عزاداری در احیای اسلام و مکتب سیدالشهدا، نقش عزاداری در حفظ ملت و کشور ، بزرگداشت قیام عاشورا، از شعائر الهی است، توصیه به خطبا و نوحه سرایان و عزاداران و بالأخره گزیده ای از فرمایشات حضرت امام در باره محرم و قیام کربلا است. امیدوارم این سلسله یادداشت ها زمینه آشنایی بيشتر با دیدگاه های امام خمینی در باره اهداف واقعه عاشورا و توفیق بزرگداشت عاشورا را برای ما فراهم کند. https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۳۵ 🔻عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۱۲) 🖌احمد مازنی،اعتماد ۱۸ تیر ۱۴۰۵ اهتمام امامخمینی به زنده نگه داشتن سبک سنتی عزاداری در سالهای آغازین انقلاب اسلامی که منشأ تحولات بسیاری در سبک زندگی از جمله سبک عزاداری شده و نیروهای انقلابی در مواردی حتی بجای سخنرانی در منبر به صورت ایستاده و پشت تریبون سخنرانی می کردند و به تدریج روش سنتی عزاداری در حال رنگ باختن بود جمعی از وعاّظ به سرپرستی مرحوم محمد تقی فلسفی به دیدار امام رفتند و از ایشان کسب تکلیف کردند، در این زمینه خاطره مرحوم شیخ علی دوانی خواندنی و شنیدنی است. ایشان در این مورد می گویند: "در ایامی که امام در قم اقامت داشتند، دو سه هفته مانده به ماه رمضان 1399 خطیب نامی عصر، جناب آقای فلسفی تلفن کردند و فرمودند، ماه رمضان نزدیک می شود، من و عده ای از وعاظ مشهور تهران عازم قم هستیم که خدمت امام برسیم، و از ایشان رهنمودی برای ماه مبارک رمضان بگیریم، چون کار چنان حاد است که فقط با اعلام رسمی امام می توان منبر را به صورت اول برگردانید. گفتم، من که منبری رسمی نیستم. فرمودند، باید بیایی، چند اتومبیل جلو خانه ما آماده است، فردا فلان ساعت حرکت می کنیم، حتماً باید بیایی. به خانه جناب آقای فلسفی رفتیم و عازم قم شدیم. به امام اطلاع دادند که آقای فلسفی با وعاظ مشهور تهران آمده اند که برای ماه رمضان رهنمود بگیرند. امام تشریف آوردند و در جمع ما نشستند. جناب آقای فلسفی در سخنان کوتاهی گفتند: آقا، اطلاع دارید که در سنوات اخیر منبر و مسئله گریستن و عزاداری امام حسین چه وضعی پیدا کرده است. به مردم القا کرده اند که عزاداری یعنی چه، و روضه و گریه کردن چه چیزی را حل می کند، و از این قبیل مطالب. اهل منبر سخت در فشارند، مردم همه کم و بیش بی تفاوت شده اند. آمده ایم از حضرتعالی رهنمود بگیریم. واقعاً تکلیف ما چیست. در منبر بخصوص ماه مبارک رمضان و محرم و صفر اکتفا کنیم به سخنرانی خشک، یا چنان که سابقه داشته، ذکر مصیبت هم بکنیم و روضه بخوانیم؟ (قریب به این مضمون). امام فقید در پاسخ جناب آقای فلسفی مطالب بسیار جالبی بیان داشتند که همان نیز نقطه عطفی در احیای فرهنگ عاشورا بود. اگر آن بیانات قاطع و صریح امام نبود، وضع حاکم بر افکار جوانان آن روز رفته رفته «فرهنگ عاشورا» را به دست فراموشی می سپرد و معلوم نبود کار به کجا بکشد. درست به یاد ندارم که رادیو و تلویزیون و جراید چه مقدار از بیانات امام را منعکس کردند، ولی هرچه بود، قضیه در اندک زمانی در همه جا انعکاس یافت و به اصطلاح سد شکسته شد و راه را برای اشاعه فرهنگ عاشورا گشود...در آن جلسه امام خمینی ـ قدس سره ـ در پاسخ آقای فلسفی سرآمد وعاظ و خطبای ایران، ضمن بیانات مفصلی تصریح کردند که اگر روضه و گریه و نوحه سرایی و عزاداری امام حسین(ع) و شهدای کربلا نبود، اسلام با اعمال بنی امیه از بین رفته بود. کربلا و فرهنگ عاشورا، اسلام را حفظ کرد و باید این مکتب به همان سبک سنتی آن حفظ شود. ( پرتال امام خمینی(ره)) https://etemadnewspaper.ir/fa/main/page https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۳۴ 🔻عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۱۱) 🖊احمد مازنی، اعتماد ۱۳ تیر ۱۴۰۵ 🔻فلسفه عزاداری چرایی سوگواری و گریه برای امام حسین(ع) نیز در بیان و قلم حضرت روح الله تبیین شده و ضمن تأکید بر عزاداری و روضه خوانی به نقد های غیر منصفانه به این سنت تاریخی پاسخ می دهد و در بیان فلسفه عزاداری و روضه خوانی علاوه بر اجر اخروی، روی آثار سیاسی و اجتماعی آن نیز تأکید میکند و می فرماید: "در آن وقت، یکی از حرفها که هی رایج بود، می گفتند: «ملتِ گریه»؛ برای اینکه مجالس روضه را از دستشان بگیرند. اینکه همه مجالس روضه را آن وقت تعطیل کردند، آن هم به دست کسی که خودش در مجالس روضه می رفت و آن بازیها را در می آورد، قضیه مجلس روضه بود یا از مجلس روضه آنها یک چیز دیگر می فهمیدند و آن را می خواستند از بین ببرند؟ قضیه عمامه و کلاه بود یا از عمامه یک چیز دیگری آنها می فهمیدند و روی آن میزان عمامه را با آن مخالفت می کردند؟ آنها فهمیده بودند که از این عمامه یک کاری می آید که نمی گذارد اینها این را که می خواهند، عمل کنند و از این مجالس عزاداری یک کاری می آید که نمی گذارد اینها کارشان را انجام بدهند." و در مورد تأثیر سازمان و تشکیلات سراسری هیأت ها و مجالس روضه در بسیج عمومی برای حل مشکلات و یکپارچگی جامعه اسلامی می فرماید: "وقتی یک ملت در ماه محرم، سرتاسر یک مملکت، یک مطلب را می گویند، شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم برای سید الشهدا. نه سید الشهدا احتیاج به این گریه ها دارد و نه این گریه ها خودش- فی نفسه- کاری از آن می آید، لکن این مجلسها مردم را همچو مجتمع می کنند و یک وجهه می دهند، سی میلیون، سی و پنج میلیون جمعیت در دو ماه محرم و خصوصاً دهه عاشورا، یک وجهه، طرف یک راه می روند. اینها را در این ماه محرم، خطبا و علما در سرتاسر کشور می توانند بسیج کنند برای یک مسأله. این جنبه سیاسی این مجالس بالاتر از همه جنبه های دیگری که هست. بیخود بعضی از ائمه ما نمی فرمایند که برای من در منابر روضه بخوانند. بیخود نمی گویند ائمه ما به اینکه هر کس که بگرید، بگریاند یا صورت گریه، گریه کردن به خودش [بگیرد] اجرش فلان فلان است. مسأله، مسئله گریه نیست. مسأله، مسئله تباکی نیست. مسأله، مسئله سیاسی است که ائمه ما با همان دید الهی که داشتند، می خواستند که این ملتها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند از راههای مختلف. اینها را یکپارچه کنند تا آسیب پذیر نباشند." (صحیفه امام، ج ۱۳ ص ۳۲۳) سیره امام در عزاداری در مورد برنامه امام در ایام محرم و صفر و عزاداری سیدالشهدا(ع) از جمله در مورد دهه اول محرم در سالهای تبعید در نجف گفتهاند: "امام همیشه تا هفتم محرم را در نجف بودند و پس از آن به #کربلا مشرف می شدند. قبل از ظهر یا عصر روز هفتم، همیشه از نجف به کربلا می رفتند و زیارت عاشورا را در این روزها ترک نمی کردند. در همان چند روز دهه اول ماه که در نجف بودند، دو مرتبه به حرم مشرف می شدند. روزها برای خواندن زیارت عاشورا به حرم می آمدند و شب ها هم که جزء برنامه همیشگی شان بود. بعد به کربلا می رفتند و تا سیزدهم محرم نیز آنجا بودند و سپس به نجف باز می گشتند. این سیره مستمر ایشان در طول پانزده سال اقامتشان در نجف بود. امام در کربلا هم هر روز دو مرتبه حرم می رفتند. قبل از ظهر و بعد از ظهر و می دانید که حرم امام حسین(ع) در این روزها چقدر شلوغ است ولی نه شلوغی حرم، نه وضعیت جسمانی آقا هیچ کدام باعث نمی شد که زیارت امام حسین (ع) ایشان ترک شود و با وجود جمعیتی که مشتاقانه و با زدن بر سر و سینه وارد حرم می شدند باز ایشان هم برنامه خود را داشتند." (برداشتهایی از سیره امام ج ۳، به نقل از آیت الله خاتم یزدی) سلوک امامخمینی در مجالس عزای سیدالشهدا(ع) که شامل طرز نشستن آرام و باوقار ایشان بر زمین، گوشدادن به وعظ واعظ یا ذکر مصائب و گریستن به هنگام ذکر مصیبت بود، نشانه شناخت عمیق ایشان از فرهنگ عاشورا و دقت و مراقبت در حفظ حریم و حرمت این مجالس بود.(ببینید: اخلاق و سیره امامخمینی). https://t.me/ahmadmaazani
🔹زندگی و زمانه رهبر کبیر در آیینه اندیشه رهبر شهید 🖌احمد مازنی، ویژه نامه ایران ۱۴ تیر ۱۴۰۵ تشییع پیکر مطهر رهبر شهید یکی از نشانههای قدرشناسی ملت ایران از رهبری است که برای استقلال و حفظ ایران عزیز تا پای جان ایستاده و بر سر تسلیم نکردن کشور و ملت ایران به بیگانگان به شهادت رسیده است. انتظار این است که این مراسم با حضور معنادار قشرهای مختلف مردم ایران برگزار شود و آرامش، امنیت و نظم حاکم بر این مراسم همراه با انسجام و وحدت حاکم بر آن پیام مهمی برای جهانیان دارد و آن ایستادگی مردم ایران بر سر استقلال، آزادی، پیشرفت و تعالی کشور در چارچوب ارزشهای اسلامی، آرمانهای رهبر کبیر و رهبر شهید است. آیتالله سیدعلی خامنهای از چهرههای اثرگذار تاریخ معاصر و زندگی و شهادت او در یاد و خاطره نسلهای آینده باقی خواهد ماند. رهبر شهید دارای ویژگیهایی بود که اطلاع از این ویژگیها برای هر انسان منصفی تصویری قابل احترام از آن بزرگوار در دلها و اندیشهها ایجاد خواهد کرد. سیدعلی خامنهای مرد خدا بود؛ کسانی که با سلوک ایشان آشنایی دارند میگویند آن بزرگوار اهل تهجد و نیایش خالصانه به درگاه خدا بود. همچنین اشراف به تاریخ زندگی و سیره امامان علیهم السلام از اختصاصات فکری و علمی ایشان است. کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» که در معرفی پیشوایان اسلام از صدر اسلام تا آغاز غیبت آخرین ذخیره الهی است حاکی از تسلط ایشان بر این موضوع است. شهید آیتالله سیدعلی خامنهای خود درباره این کتاب میگوید: «این فکر برای بنده در سال ۱۳۵۰ و در دوران محنتبار یک امتحان و ابتلای دشوار پیدا شد، اگرچه قبل از آن به ائمه علیهم السلام به صورت مبارزان بزرگی که در راه اعتلای کلمه توحید و استقرار حکومت الهی فداکاری میکردند توجه داشتم اما نکتهای که در آن برهه ناگهان برای من روشن شد این بود که زندگی این بزرگواران علیرغم تفاوت ظاهری، در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است که از سال دهم، یازدهم هجرت شروع میشود و ۲۵۰ سال ادامه پیدا میکند و به سال ۲۶۰ که سال شروع غیبت صغراست در زندگی ائمه علیهمالسلام ادامه پیدا میکند.» شهید خامنهای شیوه زندگی و تجربه زیسته مجموعه پیشوایان دینی شیعه را در طول ۲۵۰ سال به مثابه زندگی یک نفر در این دوران ارائه میدهد که هدف او تربیت انسانهای مؤمن به عنوان شهروندان جامعه اسلامی برای زندگی مؤمنانه است. ویژگی دیگر آیتالله سیدعلی خامنهای سابقه ممتد مبارزه با استبداد داخلی و سلطه خارجی میباشد، سالها زندان، تبعید و هدف ترور ناجوانمردانه در ششم تیر ماه ۱۳۶۰ قرار گرفتن و بالاخره شهادت در راه دفاع از آیین و وطن به دست شقیترین افراد شاهد این مدعاست. از ویژگیهای دیگر آیتالله خامنهای نقش ایشان در تأسیس نهادهای جمهوری اسلامی ایران از شورای انقلاب، تهیه قانون اساسی، استقرار نهادهای منبعث از آن و همراهی با بنیانگذار انقلاب در شکلگیری این نهادها و بالاخره ایفای نقش تأثیرگذار در بازنگری قانون اساسی و سکانداری حدود ۴ دهه مدیریت و هدایت کشور در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. همچنین از نقش ایشان در تربیت نیروهای سازگار با اندیشه امام(ره) و نگرش ایشان به نظام اسلامی نمیتوان بیتفاوت گذشت. کادرسازی برای اداره کشور توسط امام راحل و رهبر شهید از اقداماتی است که در طول این سالها موجب شکلگیری سازوکاری شد که حتی با شهادت رهبر و بسیاری از شخصیتهای اصلی نظام جمهوری اسلامی و در حالی که کشور مورد هجمه بیگانگان قرار گرفته بود خللی در اداره کشور به وجود نیاید. نکته دیگر در مورد آیتالله خامنهای نقش ایشان در تبیین اندیشه بنیانگذار است؛ علاوه بر ارادت ویژه ایشان به امام خمینی(ره) و تلاش مستمر در جهت معرفی و تبیین اندیشه امام، سخنرانیهای معظمله در چهاردهم خرداد هر سال که به شرح یکی از ویژگیها و اندیشه امام میپرداخت از اهمیت بالایی برخوردار است. منظومه فکری امام کبیر را در آیینه اندیشه رهبر شهید میتوان مشاهده کرد. این سخنرانیها از معدود سخنان و آثار موجود درباره معرفی زندگی و زمانه و خدمات امام خمینی(ره) است. همچنین مدیریت و هدایت کشور در مسیر استقلال از خدمات ارزشمند آیتالله سیدعلی خامنهای است که علیرغم انواع تهدیدها، تحریمها و عملیات روانی و بالاخره حمله مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی، همگان شاهدند که ایران سربلند و سرافراز در مقابل این همه آسیب چون سرو ایستاده و از پا نمیافتد. حقیقتاً وظیفه ما و همه ارادتمندان و حتی منتقدان منصف ایشان این است که از آن بزرگوار به روش شایستهای قدردانی و بدرقه صورت گیرد تا در جوار ملکوتی حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام آرام بگیرد. رحمت و درود خداوند بر آن شهید و همه شهیدان سرافراز ایران اسلامی و تمامی شهدای حق و حقیقت و آزادی در همه عصرها و نسلها. https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۳۳ 🔻عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۱۰) ✍احمد مازنی، اعتماد ۱۱ تیر ۱۴۰۵ 🔻زنده نگهداشتن محرم و بزرگداشت عاشورا یکی از سر فصل های این بحث، بررسی دیدگاه بنیانگذار در مورد بزرگداشت عاشورا است. امام راحل این مسأله را از ابعاد مختلف بیان فرمودند: از جمله در یکی از دیدارهای مربوط به این مناسبت می فرماید: "باید ماها و شماها در گفتاری که داریم و خصوصاً در این ماه محرم و صفر، که ماه برکات اسلامی است و ماه زنده ماندن اسلام است، باید ما محرم و صفر را زنده نگه داریم به ذکر مصائب اهل بیت - علیهم السلام- که با ذکر مصائب اهل بیت - علیهم السلام - زنده مانده است این مذهب تا حالا؛ با همان وضع سنتی، با همان وضع مرثیه سرایی و روضه خوانی. شیاطین به گوش شما نگویند که ما انقلاب کردیم، حالا باید همان مسائل انقلاب را بگوییم و مسائلی که در سابق بود حالا دیگر منسی باید بشود؛ خیر. ما باید حافظ این سنتهای اسلامی، حافظ این دستجات مبارک اسلامی که در عاشورا، در محرم و صفر، در مواقع مقتضی به راه می افتند، [باشیم؛] تأکید کنیم که بیشتر دنبالش باشند. محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است. فداکاری سید الشهدا- سلام الله علیه- است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است؛ زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتی خودش از طرف روحانیون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف توده های مردم با همان ترتیب سابق که دستجات معظم و منظم، دستجات عزاداری به عنوان عزاداری راه می افتاد. باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنتها را حفظ کنید. البته اگر یک چیزهای ناروایی بوده است سابق و دست اشخاص بی اطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها باید یک قدری تصفیه بشود، لکن عزاداری به همان قوت خودش باید باقی بماند و گویندگان پس از اینکه مسائل روز را گفتند، روضه را همان طور که سابق می خواندند و مرثیه را همان طور که سابق می خواندند، بخوانند و مردم را مهیا کنند برای فداکاری. این خون سید الشهداست که خونهای همه ملتهای اسلامی را به جوش می آورد و این دسته جات عزیز عاشوراست که مردم را به هیجان می آورد و برای اسلام و برای حفظ مقاصد اسلامی مهیا می کند. در این امر، سستی نباید کرد. البته باید مسائل روز گفته بشود." و در بیان ضرورت تهذیب وعاّظ و مداحان می فرماید: "و من این جهت را باید عرض کنم که کسانی که به این پُست بسیار مهم گماشته شده اند و خودشان داوطلب آمده اند و وارد در سنخ روحانیون و خطبا شده اند، باید خودشان را تهذیب کنند و خودشان را با اخلاق اسلامی تطبیق بدهند؛ عامل به احکام اسلام باشند. فساد اخلاقی- خدای نخواسته- مبادا در بین آنها [باشد؛] یکی- دوتایی [اگر] پیدا بشود که فساد اخلاق دارند، باید اخلاق خودشان را، اعمال خودشان را، کردار خودشان را، رفتار خودشان را تعدیل کنند و موافق اسلام تطبیق بدهند تا حرفهایشان در مردم تأثیر کند. اگر- خدای نخواسته- یک گوینده ای خودش آلوده باشد، نمی تواند با گفتار خودش، دیگران را از آلودگی جلوگیری کند. اول باید خودمان را اصلاح کنیم و کوشش کنیم که ان شاء الله، خودمان اصلاح بشویم و مردم را اصلاح کنیم. این طایفه باید در منابر، در مساجد و هر جایی که مقتضی است، با مردم صحبت کنند و علاوه بر اینکه مسائل روز را می گویند، مسائل اخلاقی و مسائل اعتقادی و این مسائل تهذیب نفس را به مردم بگویند و مردم را هدایت کنند و مردم را به این مسائل اسلامی آشنا کنند" و بر روضه خوانی تأکید می کنند: "و در آخر منبر روضه را بخوانند و زیاد بخوانند؛دو کلمه نباشد. همان طوری که در سابق عمل می شد، روضه خوانی بشود، مرثیه گفته بشود، شعر و نثر در فضایل اهل بیت و در مصائب آنها گفته بشود تا این مردم مهیا باشند؛ در صحنه باشند، بدانند که ائمه ما تمام عمرشان را صرف برای ترویج اسلام کردند، اگر آنها یک سازش می خواستند بکنند، همه جهات مادی برایشان مهیا بود، لکن خودشان را فدای اسلام کردند و با ستمکاران سازش نکردند. باید مردم را آشنا کنید به وظایف خودشان. و از مردم هم تقاضا می شود که راهپیماییها به عنوان راهپیمایی نباشد، به عنوان دستجات باشد. همان دستجات سنتی با حفظ جهات شرعی اسلامی. و عاشورا را زنده نگه دارید که با نگه داشتن عاشورا کشور شما آسیب نخواهد دید. شما گویندگان نقش مهمی در این باب دارید و مسئولیت بزرگی هم دارید؛ چنانچه تمام علما، هم نقش بزرگ دارند، هم مسئولیت بزرگ. هر کس به اندازه خودش مسئولیت دارد" (صحیفه امام، ج ۱۵ ص ۳۳۰-۳۳۳) https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار(۱۳۲) 🔻عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۹) ✍احمد مازنی، اعتماد ۱۰ تیر ۱۴۰۵ اهداف عملیاتی قیام عاشورا از دیدگاه امام خمینی(ره) در بررسی اهداف قیام عاشورا از دیدگاه بنیانگذار، اولاً گفته شد که در اهداف کلی از قبیل احیای دین، اقامه عدل و مبارزه با ظلم و... همه صاحب نظران اتفاق نظر دارند. اما در مورد اهداف عملیاتی و برنامه امام حسین(ع) دیدگاههای مختلفی دارند. از بیانات و آثار امام خمینی چنین به نظر میرسد که امام راحل جمع بین اهداف مختلف را ممکن میدانند. به این معنا که حرکت امام حسین(ع) از مدینه با هدف حفظ جان (هرچند که این تعبیر در سخنان امام دیده نشده) و امتناع از بیعت بوده، در عین حال از تشکیل حکومت اسلامی به عنوان یکی از هدفهای سیدالشهدا(ع) نام برده، حکومت را شایسته امام حسین(ع) و امثال آن حضرت میداند و در عین حال از هدف شهادت به عنوان نتیجه این سفر یاد می کند و به علم و آگاهی امام(ع) از آن تصریح میکند و شهادت را وسیلهای برای حفظ مکتب و تحکیم مبانی اسلام دانسته و از آن به عنوان وسیله ای برای افشای ماهیت یزید و در نهایت سرنگونی حکومت او میداند. امام راحل همچنین اصل قیام و نوع حرکت سیدالشهدا(ع) را درسی برای همه مسلمانها و همه انسانها به ویژه پیروان مکتب اهل بیت(ع) میداند که در هر زمان و مکانی باید به آن حضرت اقتدا کنند و همانند او با ستمگران مبارزه و از قلّت عدد در مقابل لشکر فراوان دشمن نترسند و با بهرهگیری از شیوه قیام ایثارگرانه امام حسین(ع) ستمگران را از اریکه قدرت به زیر کشند و یا لااقل آنان را در افکار عمومی و در تاریخ رسوا کنند. چند نمونه دیگر از بیانات امام راحل در این زمینه عبارت است از: "حضرت سید الشهدا- سلام الله علیه- به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه باید کرد. با اینکه از اول می دانست که در این راه که می رود، راهی است که باید همه اصحاب خودش و خانواده خودش را فدا کند و این عزیزان اسلام را برای اسلام قربانی کند، لکن عاقبتش را هم می دانست. اگر نبود این نهضت؛ نهضت حسین- علیه السلام- یزید و اتباع یزید اسلام را وارونه به مردم نشان می دادند. و از اول، اینها اعتقاد به اسلام نداشتند و نسبت به اولیای اسلام حقد و حسد داشتند." "سید الشهدا با این فداکاری که کرد، علاوه بر اینکه آنها را به شکست رساند و اندکی که گذشت، مردم متوجه شدند که چه غائله ای و چه مصیبتی وارد شد. و همین مصیبت موجب به هم خوردن اوضاع بنی امیه شد، علاوه بر این، در طول تاریخ آموخت به همه که راه همین است. از قلت عدد نترسید، عدد، کار پیش نمی برد، کیفیت اعداد، کیفیت جهاد، اعدای مقابل اعدا، آن است که کار را پیش می برد. افراد ممکن است خیلی زیاد باشند، لکن در کیفیت ناقص باشند یا پوچ. و افراد ممکن است کم باشند، لکن در کیفیت توانا باشند و سرافراز" "حضرت برای اسلام خود را به کشتن داد" "زیرا تکلیف خود میدانست که برود و کشته بشود و آثار معاویه و پسرش را از میان ببرد."(صحیفه امام) و برای خود به عنوان مردی از سلاله رسولالله(ص) و از تبار حسین(ع) تکلیف الهی می داند که با بهرهگیری از شیوه قیام ایثارگرانه سیدالشهدا(ع) با رژیم سلطنتی و حامیان خارجی آن مبارزه کند.در سال ۱۳۴۲ هنگامیکه در بازار تهران، بعضی از فقها را زدند، مردم را زیر ضرب و شتم گرفتند و همهی قدرتها نیز از این کار دولت پشتیبانی کردند، امام فرمودند: " اگر یک قطره از خون ابی عبدالله در من باشد، تا این رژیم ستم شاهی را ساقط نکنم از پای نمی نشینم و نه تنها آن، بلکه آمریکا را نیز به ذلت و خواری می کشانم." "شهادت سید مظلومان و هواخواهان قرآن در عاشورا، سرآغاز زندگی جاوید اسلام و حیات ابدی قرآن کریم بود، آن شهادت مظلومانه و اسارت آل اللّه ، تخت و تاج یزیدیان را که با اسم اسلام، اساس وحی را به خیال خام خود می خواستند محو کنند، برای همیشه به باد فنا سپرد و آن جریان، سُفیانیان را از صحنۀ تاریخ به کنار زد." (صحیفه امام، ج۱۴، ص۴۰۳) "آن روز یزیدیان با دست جنایتکاران گور خود را کندند و تا ابد هلاکت خویش و رژیم ستمگر جنایتکار خویش را به ثبت رساندند، و در ۱۵ خرداد ۴۲ پهلویان و هواداران و سردمداران جنایتکارشان با دست ستمشاهی خود گور خود را کندند و سقوط و ننگ ابدی را برای خویش به جا گذاشتند، که ملت عظیم الشأن ایران بحمداللّه تعالی با قدرت و پیروزی بر گور آتشبار آنان لعنت می فرستد."(صحیفه امام، ج۱۶، ص۲۹۰) https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۳۱ 🔻عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۸ ) ✍احمد مازنی، اعتماد ۹ تير ۱۴۰۴ 🔹در یادداشتهای قبلی سنت و سیره امام خمینی درباره اهداف کلی و اهداف عملیاتی واقعه عاشورا مورد بحث قرار گرفت و گفته شد که یکی از هدفهای عملیاتی واقعه عاشورا شهادت است. در این مورد صاحب نظران از ابعاد مختلف بحث کردهاند، از جمله برخی شهادت را هدف از پیش تعیین شده به منظور نیل به مقاماتی که خداوند متعال برای سیدالشهدا(ع) در نظر گرفته بود منظور میکنند، برخی شهادت را دارای هدف سیاسی و در جهت آگاهی جامعه و زدودن جهل از آنها و رسوا کردن جریان انحرافی بنی امیه میدانند، برخی شهادت را برای شفاعت امت منظور میکنند. چه بسا همه این موارد در واقعه عاشورا به صورت لایههای مختلف اهداف قیام وجود داشته باشد. اما در این یادداشت بنای ما بر انعکاس دیدگاه امام خمینی است و نگارنده تاکنون به مقالهای و یا اثر پژوهشی در این زمینه دسترسی نداشته است و صرفاً با استفاده از نوشتهها و بیانات رهبر کبیر انقلاب اسلامی دیدگاههای آن بزرگوار درباره واقعه عاشورا از جمله هدف شهادت را ا ارائه میدهد و در خاتمه بحث تلاش می کند تا دیدگاه های امام راحل را جمعبندی کند. در نگاه امام خمینی شهادت امام حسین(ع) از نشانههای پیروزی خون بر شمشیر است و با درس آموزی از مکتب سیدالشهدا(ع) می توان با ایثار جان دشمنان حقیقت را محکوم به شکست کرد. امام در این زمینه می فرماید: «با حلول ماه محرم ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد؛ ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد، ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطل بر جبهه ستمکاران و حکومت های شیطانی زد، ماهی که به نسلها در طول تاریخ، راه پیروزی بر سر نیزه را آموخت، ماهی که شکست ابرقدرتها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند، ماهی که امام مسلمین، راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را به ما آموخت .» (صحیفه امام، ج ۵، ص ۷۵ ). و شهادت امام حسین(ع) را عامل احیای اسلام می داند و می فرماید: "شهادت حضرت سیدالشهدا ، مکتب را زنده کرد" و در جای دیگر می فرماید: "سید الشهداء سلام الله علیه با همه اصحاب و عشیره اش قتل عام شدند ، لکن مکتب شان را جلو بردند" و شهادت سیدالشهدا(ع) را موجب ترقی اسلام می داند: "سید الشهداء را کشتند ، اسلام ترقی اش بیشتر شد" و نهضت عاشورا را عامل درهم کوبیدن کاخ ستمگری می داند: "کربلا،کاخ ستمگری را با خون درهم کوبید و کربلای ما،کاخ سلطنتشیطانی را فروریخت" و فدا شدن امام حسین(ع) را موجب فنا شدن ظالمان می داند: "محرم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست که با قیام خود درمقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکستن ستمکار را به فدایی دادن و فدایی شدن دانست و این،خود سرلوحه تعلیمات اسلاماست برای ملتها تا آخر دهر" و در مورد تأثیر خون سیدالشهدا(ع) می فرماید: "این خون سیدالشهداء است که خونهای همه ملتهای اسلامی را به جوش میآورد" و در توضیح معنای جمله کل یومٍ عاشورا و کل ارضٍ کربلاء می فرماید: "این کلمه «کُل یَوْمٍ عَاشُورَا و کُل أَرْضٍ کَرْبَلاء» یک کلمه بزرگی است که اشتباهی می فهمند. آنها خیال می کنند که یعنی هر روز باید گریه کرد! لکن این محتوایش غیر از این است. کربلا چه کرد، ارض کربلا در روز عاشورا چه نقشی را بازی کرد، همه زمینها باید آن طور باشند. نقش کربلا این بود که سید الشهداء - سلام الله علیه- با چند نفر جمعیت و عدد معدود، آمدند کربلا و ایستادند در مقابل ظلم یزید و در مقابل دولت جبار. در مقابل امپراتور زمان ایستادند و فداکاری کردند و کشته شدند، لکن ظلم را قبول نکردند، و شکست دادند یزید را. همه جا باید این طور باشد. همه روز هم باید این طور باشد. همه روز باید ملت ما این معنا را داشته باشد که امروز روز عاشوراست و ما باید مقابل ظلم بایستیم؛ و همین جا هم کربلاست و باید نقش کربلا را ما پیاده کنیم، انحصار به یک زمین نداشته؛ انحصار به یک افراد نداشته. قضیه کربلا منحصر به یک جمعیت هفتاد و چند نفری و یک زمین کربلا نبوده. همه زمین ها باید این نقشه را اجرا کنند، و همه روزها غفلت نکنند" (صحیفه امام) https://t.me/ahmadmaazani
بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۳۰ عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۷) احمد مازنی، اعتماد ۸ تیر ۱۴۰۵ ۳. امتناع از بیعت با یزید امام حسين(ع) تا زمانی که معاویه در قید حیات بود، بر پیمان صلح امام حسن(ع) با معاویه پایبند بودند اما بر اساس یکی از بندهای پیمان مذکور که "بعد از معاویه، خلافت از آن حسن و اگر برای او اتفاقی بیفتد از آن حسين است و معاويه حق ندارد برای خود جانشین تعیین کند" با طرح ولایتعهدی یزید مخالفت کردند و پس از مرگ معاویه از بیعت با یزید امتناع کردند. هم چنین در پاسخ به ولید والی مدینه و جسارت مروان با برشمردن ویژگی های خود و یزید، او را فاقد صلاحیت دانسته و بر صلاحیت خود برای رهبری امت اسلامی تأکید و جمله معروف " مثلی لایبایع مثله" را به عنوان یکی از اهداف عملیاتی خود و راهبرد بلندمدت جامعه اسلامی بیان فرمودند. امام خمینی یکی از اهداف عملیاتی قیام عاشورا را امتناع امام حسین(ع) از بیعت با یزید می داند و در این مورد می فرماید: "...در مدینه وقتی که مردک می آمد می گفت که بیعت کن، می گفت بسیار خوب سلّمه اللّه تعالی! نعوذباللّه اگر یک همچو چیزی می گفت، از خدا می خواستند؛ خیلی هم احترامش می کردند، دستش را هم می بوسیدند."(صحیفه امام ، ج۲، ص ۳۷۲-۳۷۳) ملاحظه میکنید که امام راحل و خلف صالحش رهبر شهید به سیدالشهدا(ع) اقتدا کردند و دست بیعت با یزیدیان ندادند؛ ۴. شهادت در راه خدا شهادت به معنای کشته شدن در راه خداوند و دو شرط اصلی قبولی آن انتخاب آگاهانه و قصد فی سبیل الله است. مقام و مرتبه شهید عالیترین و راقی ترین مقام در جهت نیل به قرب الی الله است. قرآن شهیدان راه خدا را زنده و مرزوق عندالرب می داند و درک این معنا برای امثال ما در حد ادراک مفهومی است و ادراک ذوقی و شهودی این مقام فقط از آن شهیدان است. در آثار پیشوایان اسلام و در ادعیه و زیارات یکی از خواستههای انسان مؤمن نیل به مقام شهادت است. امام حسين(ع) از آغاز حرکت و نهضت خویش ضمن تلاش برای پیشگیری از بروز فاجعه به شکل های مختلف از شهادت سخن می گوید و در کنار سایر اهداف عملیاتی به استقبال شهادت می رود. عاشورا پژوهان نیز شهادت را در قالب های مختلف در زمره اهداف عملیاتی نهضت سیدالشهدا(ع) دانستهاند که مجال ذکر جزئیات آن در این مقال نیست. امام خمینی در بیان اهداف قیام عاشورا به صورت های گوناگون به هدف شهادت تصریح می کند، از جمله در این مورد که آن حضرت برغم اطمینان از عدم موفقيت ظاهری اما در راه مبارزه با رژیم ستمگر یزید تا پای جان ایستادگی کرد: "حضرت سیدالشهدا قیام کردند بر ضد یزید؛ و شاید و همان طور هم بود که خوب، اطمینان به این بود که موفق به اینکه یزید را از سلطنت بیندازند نشوند؛ این اخبارش هم اینطور است که ایشان مطلع بودند بر این مطلب؛ در عین حال برای همین معنی که بر ضد یک رژیم ظالم قیام کنند ـ ولو اینکه کشته بشوند ـ قیام کردند و کشته دادند و کشتند و خودشان هم کشته شدند".(صحیفه امام، ج۵، ص۱۹) بر اساس دیدگاه امام خمینی امام حسین(ع) با علم به شهادت خود و اصحاب و اسارت اهل بیت به تکلیف خود در مقابله با ظلم عمل کرد و در نتیجه باند بنی امیه را رسوا کرد. "حضرت سیدالشهداء سلاماللّه علیه در کربلا تشریف آوردند، و جنگ بین یک عدۀ کم با گروههای زیاد که به قتل ایشان و اسارت اهل بیت ایشان، و به شکست منتهی شد؛ لکن در عین حال یزید را شکست داد. این یزید در دنیا مفتضح شد، به طوری که دیگر نشد باقی بماند، برای اینکه مکتب محفوظ بود. مکتب، مکتب توحیدی و اسلامی بود، و اسلام محفوظ بود، از این جهت شکستی نبود." (۱۳۵۸/۰۷/۰۲) و پیروان آن حضرت را به تبعيت از آن حضرت و نترسیدن از یزید های زمان توصیه می کند و می فرماید: «تکلیف ما را حضرت سیدالشهدا(ع) روشن کرده است: از کمیِ نفرات نترسید، از شهادت نترسید. هرچه آرمان بزرگتر باشد، تحمل سختی بیشتری میطلبد.» (۲۵ مهر ۱۳۶۱) https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۲۹ 🔻عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۶) ✍احمد مازنی، اعتماد ۶ تیر ۱۴۰۵ در یادداشت قبلی گفته شد که از نگاه امام خمینی یکی از اهداف عملیاتی قیام عاشورا تشکیل حکومت اسلامی بود. با ملاحظه آثار امام چنین استنباط می شود که آن بزرگوار با استناد به منابع تاریخی یادآور شده است که گروهی از مقدس مآبان به امام حسین (ع) توصیه می کردند، از امنیت موجود استفاده کند و در جوار رسول اکرم (ص) به دور از مسائل اجتماعی مشغول به ذکر و عبادت باشد که امام حسین (ع) آن را نپذیرفت.(صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۵۲۱) امام خمینی معتقد است که قیام امام حسین (ع) اسلام را بیمه کرد. ایشان خاطر نشان کرده است امویان در پی آن بودند که امام حسین (ع) حکومت اموی را به رسمیت بشناسد و به حاکمان اُموی «امیرالمؤمنین» خطاب کند؛ ولی آن حضرت چون آینده اسلام و مسلمانان را در خطر می دید، برای نشر اسلام با آنان مخالفت و قیام کرد.(همان، ج ۲، ص ۳۷۲-۳۷۳) امام خمینی هدف نهایی قیام عاشورا را تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی و اقدامی سیاسی می دانست امام حسین (ع) شرعاً مکلف به آن بود.(همان، ج۲۱، ص ۳) بر این اساس می توان گفت از دیدگاه امام خمینی یکی از اهداف واقعه عاشورا تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی بود. ۲. امر به معروف و نهی از منکر در اسلام برای تحقق اهداف و برنامه های اجتماعی، روش های مختلفی برای نظارت عمومی ابلاغ شد. یکی از روشهای نظارتی اسلام امر به معروف و نهی از منکر است. این وظیفه برعهده تمامی افراد جامعه اسلامی است که بر اعمال و رفتار حاکمان و شهروندان نظارت بکنند و به صورت متقابل هر یک، دیگری را به رعایت خوبی ها و ترک زشتی ها امر و نهی کنند. امام راحل در بیان اهمیت این فریضه می فرمایند: "فرو نشستن از اقدام و سستی نمودن از امر به معروف و نهی از منکر و جلوگیری ننمودن از ظلم ستمکاران، حلم نیست بلکه خمود است که یکی از ملکات رذیله و صفات ناهنجار است.(شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۳۶۹) و در اهمیت این واجب الهی در کشور اسلامی می فرمایند: "وقتی یک کشوری ادعا می کند که «جمهوری اسلامی» است و می خواهد جمهوری اسلامی را متحقّق کند، این کشور باید همۀ افرادش آمر به معروف و ناهی از منکر باشند. اعوجاج ها را خودشان رفع بکنند... ما همه امروز وظیفه داریم؛ امر به معروف و نهی از منکر بر همۀ مسلمین واجب است.( صحیفۀ امام؛ ج ۱۳، ص ۴۶۹) امر به معروف و نهی از منکر و به عبارت دیگر تلاش برای اقامه معروف و مبارزه با منکرات که حکومت اموی عامل اصلی پیدایش و گسترش آن در جامعه اسلامی بود از اهداف دیگر قیام امام حسین(ع) در چارچوب اهداف عملیاتی به شمار می رود. امام خمینی(ره) در این باره فرموده اند. «اینکه حضرت ابی عبدالله(ع) نهضت و قیام کرد با عدد کم در مقابل این[حکومت یزید] برای این بود که گفتند تکلیف من است که استنکار کنم، نهی از منکر کنم». «سید الشهداء(سلام الله علیه) همه عمرش و همه زندگیش را برای رفع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و جلوگیری از مفاسدی که حکومت ها در دنیا ایجاد کردند صرف کرد و تمام زندگیش را صرف این کرد که حکومت جور بسته بشود و از بین برود، معروف در کار باشد، منکرات از بین برود».(فرهنگ عاشورا در کلام و پیام امام خمینی، ص 33، 38، 39) و هدف نهضت خونین عاشورا را از ابتدا اقامه عدل و عمل به معروف و مقابله با منکر دانستهاند و فرمودند: "سیدالشهدا (ع)، از همان روز اول که قیام کردند برای این امر، انگیزه شان اقامه عدل بود؛ فرمودند که میبینی که معروف عمل نمیشود و منکر عمل میشود. انگیزه این است که معروف را اقامه و منکر را از بین ببرد. انحرافات همه از منکرات است، جز خط مستقیم توحید هر چه هست منکرات است. اینها باید از بین برود و ما که تابع حضرت سیدالشهدا هستیم باید ببینیم که ایشان چه وضعی در زندگی داشت. قیامش، انگیزهاش نهی از منکر بود که هر منکری باید از بین برود."( صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۸۹) امام خمینی به خطبه ای از حضرت امام حسین(ع) اشاره می کند که آن حضرت با یادآوری کلام رسول خدا(ص) در مورد سرنوشت افراد ساکت در مقابل حاکمان ستمگر فرمودند: «از حضرت سیدالشهداء - سلام الله علیه - خطبه ای نقل شده است که در آن خطبه علت قیام خودشان را بر ضد حکومت وقت ذکر فرموده اند و آن، این است که فرموده اند خطاب به مردم که پیغمبر اکرم فرموده است که کسی که ببیند یک سلطان جائری حلال می شمرد محرمات الله را، چیزهایی را که خداوند حرام کرده است، این آزاد می گذارد و مخالف سنت رسول الله عمل می کند و عهد خدا را می شکند، اگر کسی دید یک سلطان جائری این کارها را می کند و مع ذلک ساکت شد و تغییر نداد با قول خودش با عمل خودش، خدای تبارک و تعالی حتم کرده است . . . که جای او را هم جای همان سلطان جائر در آخرت قرار بدهد .» (صحیفه نور، ج ۴، ص ۴۱ ) https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار-۱۲۸ 🔻عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۵) ✍احمد مازنی، اعتماد ۲تیر ۱۴۰۵ ب. اهداف عملیاتی(برنامه) در یادداشتهای قبلی گفته شد که اهداف قیام عاشورا به دو قسمت اهداف کلی و اهداف عملیاتی تقسیم می شود و نیز گفته شد که در مورد اهداف کلی بین صاحب نظران اختلافی نیست و در پی آن پنج مورد از اهداف کلی به عنوان نمونه مطرح و دیدگاه امام خمینی درباره این موارد ارائه شد.اما در مورد اهداف عملیاتی اختلاف نظر وجود دارد.این اهداف به طور خلاصه عبارتند از ۱. تشکیل حکومت اسلامی ۲. امتناع از بیعت ۳. امر به معروف و نهی از منکر ۴. حفظ جان ۵.شهادت.در باره هر کدام از این موارد صاحب نظران بحث و بررسی مفصلی انجام داده اند اما در اینجا هدف ما بررسی دیدگاه امام خمینی درباره هدف یا اهداف عملیاتی امام حسین علیه السلام از قیام عاشورا است. ۱. تشکیل حکومت اسلامی امام راحل یکی از اهداف عملیاتی قیام عاشورا را تشکیل حکومت اسلامی می دانند اما قبل از ورود به این موضوع به این نکته اشاره می کنند که: "سیدالشهدا دیدند که مکتب دارد از بین می رود.قضیۀ قیام سیدالشهدا و قیام امیرالمؤمنین در مقابل معاویه،قیام انبیا در مقابل قدرتمندان و کفار مسأله این نیست که بخواهند یک مملکت[ را ]بگیرند.همۀ عالم پیش آنها هیچ است.مکتب آنها این نیست، مقصد آنها این نیست،که کشورگشایی بکنند.( صحیفه امام، ج۸، ص۳۳۵ )و نیز در همین مورد می گوید:"اینکه سیدالشهدا را کشاند به آنجا مکتب بود که کشاند به آنجا؛اتحاد و عقیده بود که کشاند به آنجا.همه چیزش را داد در مقابل عقیده،در مقابل ایمان؛و کشته شد و شکست داد؛طرف را شکست داد.(صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۰۹) اما در عین حال بر هدف تشکیل حکومت اسلامی تصریح می کنند و می فرمایند:"سیدالشهدا ـسلام اللّه علیهـ تمام حیثیت خودش،جان خودش را و بچه هایش را،همه چیز را در صورتی که می دانست قضیه اینطور می شود،کسی که فرمایشات ایشان را از وقتی که از مدینه بیرون آمدند و به مکه آمدند و از مکه آمدند بیرون حرفهای ایشان را می شنود همه را،می بیند که ایشان متوجه بوده است که چه دارد می کند، این جور نبود که آمده است ببیند که،بلکه آمده بود حکومت هم می خواست بگیرد،اصلاً برای این معنا آمده بود و این یک فخری است و آنهایی که خیال می کنند که حضرت سیدالشهدا برای حکومت نیامده،خیر؛ اینها برای حکومت آمدند،برای اینکه باید حکومت دستِ مثل سیدالشهدا باشد،مثل کسانی که شیعۀ سیدالشهدا هستند باشد".(صحیفه امام، ج۲۱، ص۳) و تشکیل حکومت عدل را وظیفه همهی انبیاء و اولیاء می دانند."زندگی سیدالشهدا، زندگی حضرت صاحب ـ سلام اللّه علیه ـ زندگی همۀ انبیای عالم،همۀ انبیا از اول،از آدم تا حالا همه شان این معنا بوده است که در مقابل جور،حکومت عدل را می خواستند درست کنند.(صحیفه امام، ج ۲۱، ص۴)امام خمینی(ره)در تاریخ ششم خرداد ۱۳۵۰ در نجف اشرف به مناسبت برپایی جشنهای شوم ۲۵۰۰ ساله،سخنرانی مهمی ایراد فرمود که در پایان آن ضمن اشاره به مسؤولیت علما و لزوم تأسی به سیدالشهدا(ع) می فرماید:«او مسلم بن عقیل را فرستاد تا مردم را دعوت کند به بیعت تا حکومت اسلامی تشکیل دهد و این حکومت فاسد را از بین ببرد.»همین دیدگاه را سالها بعد، به مناسبت پیام نوروزی سال ۱۳۶۷ این گونه بیان میکند:«سیدالشهدا سلامالله علیه، تمام حیثیت خودش، جان خودش را و بچههایش را همه چیز را در صورتی که میدانست قضیه این طور میشود.کسی که فرمایشات ایشان را از وقتی که از مدینه بیرون آمدند و به مکه آمدند و از مکه آمدند بیرون، حرفهای ایشان را میشنود همه را،میبیند که ایشان متوجه بوده است که چه دارد میکند. این جور نبود که آمده است ببیند که بلکه آمده بود حکومت هم میخواست بگیرد،اصلاًبرای این معنا آمده بود و این یک فخری است و آنهایی که خیال میکنند که حضرت سیدالشهدا برای حکومت نیامده، خیر،اینها برای حکومت آمدند،برای اینکه باید حکومت دست مثل سیدالشهدا باشد، مثل کسانی که شیعهٔ سیدالشهدا هستندباشد"و در جای دیگر می فرماید:«یکی از هدفهای برجسته و والای نهضت حسینی متوجه ساختن تودهی مسلمان به تشکیل حکومت اسلامی است.شما یک قدری به فکر باشید،یک قدر توجه داشته باشید،هی ننشینید تکلیف شرعی برای خودتان درست کنید؛ کارتنبلها!تکلیف شرعیام این نیست. شما قوهتان بیشتر از قوای سید الشهداء است.قوایی نداشت در مقابل آن قوّه [ولی] پا شد قیام کرد،مخالفت کرد،تا کشته شد.آن هم میتوانست اگر تنبل بود ـ نعوذ باللّه ـ میتوانست بگوید که تکلیف شرعی من این نیست. از خدا میخواستند آنها که سید الشهداء ساکت باشد و آنها به خر سواری خودشان سوار باشند،از قیام او میترسند.او مسلم را فرستاده که مردم را دعوت کند به بیعت تا حکومت اسلامی تشکیل بدهد، این حکومت فاسد را از بین ببرد."(صحيفه امام ج۲/ ۳۷۳) https://t.me/ahmadmaazani
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۲۷ 🔻عاشورا در سیره و سنت بنیانگذار(۴) ✍احمد مازنی، اعتماد ۱ تیر ۱۴۰۵ ۶. مقابله با بدعت ها یکی از اهداف کلی قیام عاشورا که عموم صاحب نظران در این مورد اختلافی ندارند و بعضی از عاشورا پژوهان از آن به عنوان هدف عملیاتی این واقعه یاد می کنند مقابله با بدعت ها است؛ دکتر سید جعفر شهیدی از جمله پژوهش گرانی است که کار اصلی امام حسین(ع) را مقابله با بدعت ها می داند و می گوید: «حسین هم چون پدرش مرد دین بود، نه مرد سیاست سازشکارانه و دین را همان میدانست که جدش از نخستین روزهای دعوت خود اعلام کرد، اجرای عدالت با گرفتن حقوق ضعیفان از متجاوزان. در حالی که در سراسر قلمرو اسلامی آن روزگار، نشانی از این عدالت دیده نمیشد، تشریفاتی که به نام دین در مسجدهای مکه و مدینه و دمشق و کوفه و بصره انجام میگرفت، چندان بهتر از مراسمی نبود که عرب پیش از بعثت محمد در مسجدالحرام در کنار خانه کعبه انجام میداد. تشریفاتی بیروح برای مردمفریبی یا خود را فریفتن....او در قیام خود خدا را میخواست؛ پس از خدا مردم را. او میدید آنچه خدای اسلام به نام عبادت بر مسلمانان واجب ساخته، به خاطر آن است که آنان را مسلمانانی پاکدل، پاکاعتقاد و مسلمان دوست بار آورد تا آنچه را که روح اسلام خواهان آن است تحقق یابد. از نظر او دین در نماز جمعه و خطبه آن که تمام کوشش خطیب صرف میشود تا جملهها با سجع و قافیه ادا گردد خلاصه نمیگشت. او دین را سنت خدا میدانست که باید در اجتماع مردم جاری باشد. سنتی که در آن مردم با یکدیگر برابرند و هیچ نژاد بر نژاد دیگری برتری ندارد…» (پس از پنجاه سال، ص ۱۱۷) دکترسیدجعفرشهیدی در ادامه میگويد: «دستاویز قرار دادن سنتی برای محو سنت دیگر، به گناه رنگ دین دادن، تبعیض در اجرای احکام الهی، از بین بردن اصل مساوات اسلامی، سبقت در اسلام را بهانه امتیازطلبی قرار دادن، فخر فروشی درباره اصل و نسب، تغییر ارزشها، ارتجاع جاهلی، حاکمیت جریان نفاق، برتری فروشی نژادی، پناه بردن به مسائل کلامی برای فرار از زیر بار مسئولیت، بیاعتنایی به عدالت، فراموشی برادری اسلامی، گرمتر و گرمتر شدن بازار حقیقتپوشی و دین فروشی…» و چنین هشدار میدهد که «وقتی اصلی در اجتماعی به هم خورد، چه کسی ضمانت میکند که نسلهای بعد، اصلهای دیگر را به نفع خود به هم نزنند؟» (پس از پنجاه سال، ص ۳۲) و بدعت ها چنان آشکار می شود که «در بیست سال آخر این پنجاه سال، دیگر سخن در این نبود که زمامدار باید چه کند؟ عادل باشد یا نه؟ اگر بر خلاف عدالت رفت باید بدو هشدار داد یا نه؟ آنچه در این سالها مهم مینمود، این که چه باید کرد تا زمامدار را راضی نگاه داشت.» (پس از پنجاه سال، ص ۳۲) امام حسين(ع) با استناد به سخن پیامبر اسلام (ص) که فرمود" هر کس سلطان ستمگری را ببیند که حلال خدا را حرام شمرده، پیمان خدا را میشکند، با سنت رسول خدا (ص) مخالفت میکند و در میان بندگان خدا با ظلم و ستم رفتار میکند و با او به مخالفت برنخیزد، شایستهاست که خداوند وی را در همان جایی وارد کند که سلطان ستمگر را وارد میکند، اعلام کرد حاکمان بنیامیه طاعت خدای رحمان را رها ساختهاند و به پیروی شیطان درآمدهاند، تباهی را رواج دادهاند و حدود الهی را به کناری نهادهاند، بیتالمال را ویژه خود ساختهاند و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کردهاند و او در چنین شرایطی در پایبندی به این سخن از همه کس سزاوارتر است.(مقتل خوارزمی، ج ۱، ص ۲۳۴) امام خمینی(ره) در باره تحریف اسلام و وارد کردن بدعت در دین توسط بنی امیه و بخصوص معاویه و یزید می فرماید: «بنی امیه قصد داشتند که اسلام را از بین ببرند» (صحیفه نور، ج۱۷، ص۲۵۵) و «رژیم منحط بنی امیه می رفت تا اسلام را رژیم طاغوتی و بنیانگذار اسلام را برخلاف آنچه بوده معرفی کند» (همان، ج ۸، ص ۳۰۵) و «اینها (معاویه و یزید) اصل اساس اسلام را وارونه می خواستند بکنند» و «اینها می خواستند که الله را بردارند و طاغوت را جایش بنشانند، همان مسائل جاهلیت». ( همان، ص ۹) و یکی از بدعت ها را تبدیل نظام الهی به نظام سلطنت می داند و می فرماید: «خطری که این ها داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت درمی خواستند بیاورند، می خواستند معنویت را به صورت طاغوت درآورند، به اسم اینکه ما خلیفه رسول الله هستیم، اسلام را منقلب کنند به یک رژیم طاغوتی». (صحیفه امام؛ ج ۸، ص ۹) https://t.me/ahmadmaazani