میــا🪿؛
Статистикаسلام؛ ما هم خوبیم، سلامتی، هاشم مُرده. شناس در خدمت باشیم🌶💌: @Miiiaabot
- Последний пост
- 11 окт. 2025 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Здоровье
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نشد.
یه کتاب سفارش دادم، بابام میگه انشاالله کتاب بعدیای که میخوای بخری رفرنسی باشه که استاد دانشگاه معرفی کرده. :)))) هر وقت یاد حرفش میافتم دلم میخواد آب شم برم تو زمین، دود شم برم تو هوا.
دختر روز نمیخواد، قبولی تو دانشگاه میخواد.
23.🧁
پارسال روزی که کیک خریدم برای تولدم و بردم تا پیش داییم اینها و مامانبزرگ جشن بگیریم نتایج نهایی اومد، امسالم احتمالا نتایج روز تولدم بیاد. واقعا امسال کاش دیگه غصه نخورم روز تولدم.
کتاب کنکورهام هنوز تو کمد دیواریه؛ کاش قسمت شه با دل خوش از این خونه بندازمشون بیرون.=)))
چند روز دیگه نتایج میاد و خدایا خودت میدونی سگ درگاهتم.🙏🏻
видео или голосовое, без подписи
بچهها نازنین شمارو هم دچار شرم نیابتی میکنه؟😔
از شااااهییین رسیدیم به جاااوییید؛ خدایا شکرت بابت این پاییز رویایی.
تا یکم سلامت روانم رو به دست میارم، قسمت جدید عشق ابدی پخش میشه.
تقریبا ۶۰٪ کتاب معلم رو هم خوندم
من چند تا کتاب از فریدا مک فادن خوندم و باید عرض کنم به نظرم نویسندهی اورریتدیه؛ کتابهاش قشنگن، داستانش کشش داره ولی نه اونقدر. خط داستانیش یک جاهایی یکدست و تکراری و حتی قابل حدسه.
من چند تا کتاب از فریدا مک فادن خوندم و باید عرض کنم به نظرم نویسندهی اورریتدیه؛ کتابهاش قشنگن، داستانش کشش داره ولی نه اونقدر. خط داستانیش یک جاهایی یکدست و تکراری و حتی قابل حدسه.
جنایت و مکافات تموم شد، همکار رو هم شروع کردم و تموم کردم، تقریبا ۶۰٪ کتاب معلم رو هم خوندم اما هنوز نتایج نیومده.🙏🏻
از ساعت ۶ صبح بیدارم و داداشم رفته مدرسه. از اون موقع که بیدار شدم مغزم داره پارسال رو یادآوری میکنه که تو سکوت خونه درس میخوندم. از صبح حالم گرفتهست و هر ثانیه دارم آرزو میکنم که کاش پاییز و زمستون امسال توی دانشگاه بگذره. جنایت و مکافات میخونم و هنوز ۱۵۳ صفحه ازش مونده. دلم میخواد هر کاری کنم که تپش قلب و استرسم از بین بره اما ته ذهنم خودم هم میدونم تا پام به دانشگاه باز نشه این کابوسها، این تپش قلبها و استرسها تموم شدنی نیست. کاش خدا دست از امتحان کردنم با آرزوهام برداره؛ چون واقعا جونی نمونده. -یک مهر ۱۴۰۴-
قضیه این شعر هم جالب بود. پارسال که شروع کردم بخونم قصد نداشتم کلا به کسی بگم و تقریبا تا یک ماه فقط چند نفر میدونستن. همون روزا اومدم این شعر رو تایپ کردم و تایمرش رو گذاشتم روی ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۵ که بعدش بیام بگم پارسال همچین روزی شروع کردم و… بعدا هم کلا…
آرزو چند به هر سوی کشاند ما را…
آرزو چند به هر سوی کشاند ما را…
میشه لطفا پیاممو بزاری داخل کانال بچه هایی که علاقمند هستن پیدام بکنن؟