Ai000 Cybernetics QLab
СтатистикаAi000 Cybernetic QLab is a non-profit research place which is focus on novel defensive and offensive services to protect our customers. Admin: @clightning
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 208
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 353
- 1/48двое суток
- 404
- 1/72трое суток
- 436
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
با توجه به تغییرات نسخه v0.6.0 به مراتب کیت هوشمندتر و دقیق تر شد. حال وقتی شنود ترافیک سیستم عامل شروع می شود، درایور عملکرد شبکهای بدافزار که مبتنی بر Http است را از مدار عملیاتی خارج می کند. وقتی شنود ترافیک متوقف شود، بدافزار به ارتباط شبکه خود ادامه خواهد داد. ابزارهایی مانند Process Explorer و Process Monitor و Process Hacker و Task Manager و tcpview و ... هم که از همان ابتدا وقتی فرمان 1 صادر می شود، عملکرد بدافزار از دید آنها مخفی خواهد شد. مسئله Sysmon و Beats و Forwarder هم تمام شده است، فقط سناریو برای ویدیو و دمو آن ها را بعد ضبط میکنم که لذت بخش باشد. خلاصه پیاده سازی این ماجرا از اینجا شروع شد که وقتی یک APT گردن کلفت بیاد سراغ شما، جوری پاتیلتون و تبر میکنه که کمر راست نکنید. اینکه چهار تا تهدید از آدم های نوب و درب و داغون که از ابزارها و اسکریپت های دوزاری استفاده می کنند را بتوانید شکار کنید، کار خفنی نیست. گروه هایی که منابع مالی عمیق دارند، زرادخانه مجهز دارند، از همان ابتدا جوری پازل ها را کنار هم خواهند چید که تقریبا محاله با ابزارهای امنیتی بتوان جلوی آن ها را گرفت. در ابزار بعدی که از آزمایشگاه رونمایی خواهد شد، شما شاهد خواهید بود که سیستم عامل چگونه غیرمسلح می شود و عملا بی دفاع خواهد شد. درست است که این ابزارها و سناریوها با رویکرد Purple Teaming پیاده سازی شده است. ولی هدف فقط نمایش این است که در مقابل تهدیدات نوین و گروه های APT درست و حسابی که 8200 و ISI و MIT و NSA و ... پشت آن ها هستند، شما تا یک آزمایشگاه مجهز نداشته باشید، یک گروه و افراد متخصص سیستم عامل و برنامه نویسی سطح پایین و ... نداشته باشید، سناریو پیاده سازی و مطالعه نکنید و ... بعید است که بتوانید در مقابل این تهدیدات کاری انجام بدهید. به هر حال، از وضعیت بانک ها و زیرساخت و ... مملکت همه چیز مشخص است. @aioooir | #rootkit #wdf #net_stack #windows
Project Name: Ai000 Rootkit for Activity Cloaking Codename: Night Terror Version: v0.6.0-x64-windows @aioooir | #rootkit
با آخرین متدهای حیوان کشی شما شش انگل را سقط میکنیم. البته حیف که در ویدیو این تروریست آدمخوار کلام خالق را به زبان آورد. خلاصه به خواندن کلام خداوند این جماعت هم دقت نکنید. در مکتب فکری اینا اصلا خداوند وجود ندارد. اگر خداوند وجود داشت شما هیچگاه کمونیست - مارکسیست نمی شدید. اینا خداوندشان همان قدرت هست وقتی به قدرت برسند یکی مثل مسعود اسکلوفسکی جوزامی را جای خدا در پاچه انسان ها میکنند. یکی نیست بگوید آخر مرتیکه الاغ، خود جهنم و بهشت خداوند طبقه داره، بعد تو در زمین دنبال جامعه بدون طبقه بودی؟ @aioooir | #microb_communism
Project Name: Ai000 Rootkit for Activity Cloaking Codename: Shemroon Cyber Thugs Version: v0.5.0-x64-windows @aioooir | #rootkit
هدف از این پروژه صرفا آشنا کردن بچهها با ماهیت روتکیتها بود. اینکه چطور کار میکنند و هدف از توسعه آنها چیست و چرا توسعه آن به شدت دشوار است؟ چه زمانی این درایور مسلحسازی خواهد شد؟ زمانی که از یک سرتیفیکت هایجک شده برای ساین آن استفاده شود. این هم دمو…
حدود هفت یا هشت ماه پیش به صورت اتفاقی به واسطه همسرم با مسئله اوتیسم ساوانت آشنا شدم. همسرم متخصص اوتیسم و اختلال یادگیری هست. یک روز در حال صحبت بودیم که من پرسیدم این پدیده چرا اینقدر در حال زیاد شدن هست و ریشه های این مسئله چیست و ...؟ فرض من بر این بود…
این را هم در نظر بگیرید، این مسئله شنود به قدری آش داغی بود که کا گ ب فورس کرده بود تمامی جلسات با محوریت امنیت ملی در شرایط خاص در اتاق شیشه ای یا موقعیت های به شدت محافظت شده و تجهیز شده برگزار شود. شاید با کنار هم قرار دادن این موارد بتوانیم متوجه شویم که چرا مقامات شوروی جلسات حساس امنیت ملی خود را در اتاق های شیشه ای برگزار می کردند. چون به هر صورت کا گ ب هم دست کمی از جماعت غربی نداشت و می داتستند با چی رو به رو هستند. @aioooir | #ussr #usa #iran #coldwar
حالا اگر تقریبا نیم قرن جلو بیاییم بیشتر حیرت می کنیم. اکنون دیگه خبری از ایستگاه های عظیم SIGINT و Phantom و رادارهای شوروی مثل مدل سنتی نیست. مثلا پژوهشگرهای وایزمن نشون دادن حتی یه لامپ معمولی میتونه تبدیل بشه به کانال ناخواسته استخراج اطلاعات. این یعنی چی؟ ایده در ظاهر ساده هست ولی از نظر امنیتی وحشتناکه. وقتی کسی تو اتاق حرف میزنه امواج صوتی تغییرات خیلی کوچیکی تو فشار هوا ایجاد میکنن. این تغییرات باعث لرزش بسیار جزئی سطح لامپ میشن و ویژگیهای نوری لامپ هم به مقدار خیلی کوچیک تغییر میکنن. اگه این تغییرات نوری رو از بیرون با حسگر مناسب اندازه بگیری میتونی بخشی از اطلاعات صوتی رو استخراج کنی. پژوهش این افراد نشون داده این سایدچنل میتونه گفتار رو از فاصله قابل توجه بازیابی کنه. در نگاه اول بین ایستگاه شنود شمال ایران و یه لامپ تو اتاق هیچ ارتباطی نیست. یکی مال جنگ سرده یکی مال پژوهش امنیتی قرن فعلی. یکی با آنتن و گیرنده رادیویی کار میکنه یکی با اندازه گیری تغییرات نوری. ولی از دیدگاه عمیقتر هر دو روی یه اصل واحد سوارن. اطلاعات همیشه فقط تو کانالی که طراح سیستم در نظر گرفته جریان نداره. سیستم وقتی کار میکنه ناگزیر با محیط فیزیکی تعامل داره و همین تعامل کانال های جانبی میسازه. قدرت واقعی یه سازمان اطلاعاتی فقط این نیست که رادیوی قوی داشته باشه یا ماهواره با وضوح بالا. قدرت واقعی وقتی ایجاد میشه که بتونه هر پدیده قابل اندازه گیری رو تبدیل کنه به منبع اطلاعات. از IBEX تا Dark Gene و از اونجا تا ساید چنل نور تقریبا نیم قرن فناوری عوض شده. ولی فلسفه تقریبا ثابت مونده. دقیقترین تعریف برای فلسفه SIGINT و اینتلیجنس از سایدچنل اینه دشمن رو مجبور نکن چیزی بهت بگه محیط رو اونقدر دقیق اندازه بگیر تا خودش حقیقت رو فاش کنه. جهان فیزیکی دائما در حال تولید اطلاعاته. دستگاهها و انسان ها و رادارها و لامپها و حتی سکوت همگی میتونن ردپا داشته باشن. مسئله فقط اینه که آیا کسی هست که بدونه کجا باید نگاه کنه چه چیزی رو اندازه بگیره و چطور اون نویز ظاهرا بی معنا رو تبدیل کنه به اطلاعات. از آسمان شمال ایران تا لرزش نامرئی یه لامپ داستان در نهایت درباره یه چیزه اگه چیزی تو جهان فیزیکی اثر بذاره شاید بشه اون اثر رو اندازه گرفت و اگه بشه اندازه گرفت شاید بشه ازش اطلاعات استخراج کرد. این معجزه کار علمی هست. @aioooir | #ussr #usa #iran #coldwar
خلاصه این ماجرا زمانی واقعا داغ میشه که Project Dark Gene رو کنار IBEX بذاری تا بفهمیم امریکایی ها آن زمان چه کاری می کردن. ماجرا از این قرار است که محمدرضا پهلوی به هر صورت دنبال خرید جنگنده های مدرن بود. یکی از این جنگنده ها هم اف 4 بود. امریکایی ها گفتن ما به یک شرط این و بهت میدیم که اجازه بدی فضای شوروی و نظارت کنیم. محمدرضا پهلوی هم خیلی از این مسئله بدش نمی اومد چون کمونیست ها دشمنش بودن. خلاصه هواپیماهای شناسایی ایرانی مثل RF-4C Phantom II توسط ایران دریافت شدن و با کنترل و راهبری امریکایی ها یک سری ماموریتهایی به سمت مرز شوروی میرفتن. هدف فقط عکس گرفتن از تاسیسات نبود. هواپیما عملا ماشه یه آزمایش بزرگ اطلاعاتی بود. وقتی یه هواپیمای شناسایی نزدیک حریم حساس شوروی میشد سامانه های دفاع هوایی مجبور میشدن واکنش نشون بدن. رادارها روشن میشدن. ارتباطات برقرار میشد. رهگیرها بلند میشدن و شبکه پدافندی کامل فعال میشد. از دید یه سامانه SIGINT همه این واکنشها یه بسته داده ارزشمند بود. هواپیما تو ماموریت Dark Gene دیگه فقط یه هواپیمای شناسایی نبود. ماشه آشکارسازی رفتار سامانه پدافندی دشمن بود. همه این موارد جمع آوری و به ایستگاه های شمال ایران ارسال می شدن و توسط اوپراتور های ایرانی و امریکایی تحلیل و به امریکا مخابره می شدن. این دقیقا همون ایده ظریفی هست که ماهیت واقعی جنگ الکترونیک رو نشون میده. گاهی برای شناختن یه سیستم لازم نیست مستقیم نگاهش کنی. کافی کاری کنی که سیستم مجبور بشه خودش رو نشون بده. خلاصه سال 1973 این بازی اطلاعاتی تبدیل شد به یه رویارویی واقعی و البته یک بحران که سریع جمع و جور شد. یه فروند RF-4C ایرانی با خلبانی محمدرضا شکوهنیا و همراهی سرهنگ آمریکایی جان سندرز تو یکی از همین ماموری تها با یه MiG-21 شوروی روبرو شدن. خلبان شوروی جنادی الیسف سعی کرد هواپیمای ایرانی رو ساقط کنه. موشکهاش کار نکرد و توپ هم مشکل داشت. در نهایت MiG-21 با RF-4C برخورد کرد. الیسف کشته شد. خدمه RF-4C مجبور به خروج اضطراری شدن و به اسارت شوروی دراومدن. البته چند روز بعد آزاد شدن. ولی اگه فقط به داستان هواپیماها نگاه کنی بخش مهمتر داستان رو از دست میدی. چیزی که برای خلبان یه نبرد هوایی بود برای سامانه SIGINT یه مجموعه کامل از اطلاعات ارزشمند بود. در این میژن رادار شوروی روشن شده بود. ارتباطات برقرار شده بود. رهگیر پرواز کرده بود و کل سامانه دفاع هوایی واکنش نشون داده بود. تو این شرایط خود واکنش دشمن تبدیل شده بود به منبع اطلاعات. این یکی از تفاوتهای بنیادین شنود عامیانه با SIGINT حرفه ای هست. @aioooir | #ussr #usa #iran #coldwar
видео или голосовое, без подписи
امشب میخوام به بهونه شنود ارتباطات شوروی توسط آمریکا و نیروی هوایی ایران بریم سراغ یه موضوع وحشتناک امنیتی که از منظر جاسوسی و امنیت ملی و البته علم و پژوهش های علمی به انسان دید خوبی می دهد. موضوعی که امشب میخوام در موردش صحبت کنم شنود صدا از طریق نور یه لامپ معمولی توسط اسرائیلی ها است. این چند مطلب به شما کمک می کند که علم انسان رو به کجا رسونده و اسرائیلی ها و آمریکایی ها تو زمینه شنود طیف الکترومغناطیس و حملات سایدچنل دقیقا کجا ایستادن. همه جنگ سرد رو با موشک های هسته ای و رقابت فضایی یادشون میاد. ولی یه جنگ دیگه هم جریان داشت که ایران مستقیم وسطش بود. جنگی که سلاح اصلیش فقط اطلاعات بود. در جنگ سرد آمریکا میخواست بدونه شوروی دقیقا چیکار میکنه. مثلا چه سامانه هایی داره. پدافند هواییش چطور سازماندهی شده. حتی یه رادار یا سامانه موشکی کی روشن میشه. برای رسیدن به این اطلاعات لازم نبود همیشه مستقیم ببینن یا پیام رو رمزگشایی کنن. کافی بود ردپایی پیدا کنن که تجهیزات شوروی ناخواسته تو محیط جا میذاشتن که از منظر فیزیک و علم امواج این موارد شدنیه. حالا در ادامه بیشتر صحبت میکنیم. همینطور که می دونید ایران موقعیت جغرافیایی وحشتناکی برای نظارت شوروی یا همین روسیه لنگ کفش داره. چون عملا کشور ما نزدیک مرزهای جنوبی شوروی / روسیه هست و همین باعث میشه یکی از حیاتی ترین نقاط جمع آوری اطلاعات الکترونیکی آمریکا بر علیه این مارکسیست های بی خدا باشه. برای همین هدف، آمریکایی ها در شمال ایران (از شمال غرب تا شمال شرق) مجموعه ای از ایستگاه های اطلاعاتی تحت برنامه Project IBEX راه انداختند که یکی از خفن ترین هاشون تو نوشهر هست و در عکس بالا می توانید مشاهدش کنید. اینا فقط ایستگاه هایی برای گوش دادن فضای فرکانسی شوروی نبودند زیرا به معنای واقعی سیگنال های نظامی شوروی رو شکار میکردن. از ارتباطات راداری تا حتی سیگنال های آزمایش های موشکی که شوروی انجام میداد. اینجا شنود دیگه فقط گوش دادن به مکالمه رادیویی نیست. حتی اگه محتوای پیام کامل رمزگذاری شده باشه خود سیگنال اطلاعات طلایی میده. مثلا فرستنده کجاست. نوع سامانه چیه. کی فعال شده. الگوی ارتباطی شبکه چطوره. همه اینا برای تحلیلگر حکم معدن اطلاعات رو داشت. این بخش اول. @aioooir | #ussr #usa #iran #coldwar
видео или голосовое, без подписи
حدود هفت یا هشت ماه پیش به صورت اتفاقی به واسطه همسرم با مسئله اوتیسم ساوانت آشنا شدم. همسرم متخصص اوتیسم و اختلال یادگیری هست. یک روز در حال صحبت بودیم که من پرسیدم این پدیده چرا اینقدر در حال زیاد شدن هست و ریشه های این مسئله چیست و ...؟ فرض من بر این بود که هر کسی که دارای اوتیسم هست، مشکل دارد. ولی خب، من در جهل کامل بودم. ایشان یک مسئله را توضیح دادند که شاخک های من به یک باره تیز شد. گفت من یک کیس دارم که 10سال سن دارد. به صورت خود جوش رفته کتاب ریاضی مهندسی پدر خود را برداشته است، خوانده است، و مفاهیم تابع و مشتق و انتگرال را یاد گرفته است. 😐 گفتم غیرممکنه. اصلا راه نداره. مگر می شود که بچه ده ساله چنین توانایی داشته باشد؟ گفت آره ولی بقیه اسکیلزهای او تعطیل است. یعنی فقط در حوزه همین اعداد و ریاضیات و ... خوب است، در مسائل مرتبط با روابط اجتماعی و صحبت کردن و ... اصلا توانایی ندارد و من در حال آموزش او هستم. خلاصه اینکه گفتم من باید این افراد را خودم ببینم. یک روز هماهنگ کرد و یکی از خانواده ها که اتفاقا پدر (معمار) و مادر (پزشک ماما) هر دو تحصیل کرده هستند، قبول کردند که فرزند آن ها را برم و ببینم. چون به گفته آنها علاقمند به برنامه نویسی بوده است و ریاضیات قوی هم دارد. گفتم خب، بسم الله برویم ببینیم با چی رو به رو خواهیم شد. تقریبا 10 یا 11 سال سن داشت و به شکل وحشتناکی کار با اعداد او خوب بود. من هم برای اینکه متوجه شوم چقدر پدیده عجیب است، در جلسه اولی که او را دیدم، بحث را از باینری و منطق و فلسفه Computation و ... شروع کردم. دلیل هم این بود که می خواستم مطمئن شوم که این ها سوپراستعداد هستند یا نه. حدس بزنید چی شد؟ نیم ساعت توضیح دادم، چند مورد باینری را نمایش دادم. تبدیل باینری را به او نمایش دادم. بعد نیم ساعت، علاوه بر اینکه همه مفاهیم را فرا گرفته بود، به شکل عجیبی هم محاسبات باینری را انجام میداد. 😐 جلسه دوم رفتم و گفتم خوب بیا همه این کارها را با برنامه نویسی انجام بدهیم. پایتون را برای او نصب کردم و گفتم خب زبان برنامه نویسی پایتون این هست. اینطور کار میکند و ... متغیر اینطور تعریف می شود. عملیات های محاسباتی اینطور هستند و ... مجدد حدس بزنید چی شد؟ رفته با هوش مصنوعی معادلات تبدیل را در آورده و ماشین حساب باینری با پایتون نوشته که ورودی باینری میگیره تبدیل به دهدهی میکنه و بالعکس. 😐 خلاصه اینکه متوجه این شدم که بله، این بچه ها درسته که در همه زمینه های اجتماعی و رفتاری و ... مشکل دارند ولی گویا خداوند همه استعداد آن ها را بر روی یک اسکیلز تجمیع کرده است. به شکل عجیبی هم تعدادشون زیاده. یعنی الان وضعیت اینطور شده که هر هفته یکی هست که بگه منم همچین کیس می شناسم لطفا بیاید براش وقت بگذارید. ولی داشتم به این فکر میکردم اگر این افراد رو بتونم سروسامون بدم فارق از اینکه موجب شدیم استعداد این بچه ها در این سیستم آموزشی داغون مملکت به فنا نره، موجب میشه یک طیف استعداد قشنگی هم شکل بگیره که خب باز هم بعیده در این مملکت بشه ازشون استفاده کرد. ولی خب شاید جایی دیگری بتونند زندگی خوبی برای خودشون بسازند. ویدیو این بچه هم در گوشی من موجود هست که داره محاسبات باینری انجام میده ولی چون اجازه ندارم نمی تونم ویدیوش رو اشتراک بزارم که شما هم حیرت کنید. ولی اگر روزی اجازه داد چنین کاری میکنم. 10 یا 15 تا از اینا پیدا کنم قطعا برای آموزش اینا وقت میزارم چون دوست دارم ببینم چی میشه از اینا ساخت. @aioooir | #savant
بعضیها فکر میکنند همین که روی کلاینت Sysmon نصب شد، دیگر از این به بعد حتی اگر کاربر عطسه هم بکند، لاگش میاد، آن طرف هم SIEM با افتخار نشسته لاگ ها رو کالکت می کنه، و همه احساس میکنن وارد عصر طلایی Threat Detection شدند. بعد تازه SIEM بومی هم مینویسن که…
بعضیها فکر میکنند همین که روی کلاینت Sysmon نصب شد، دیگر از این به بعد حتی اگر کاربر عطسه هم بکند، لاگش میاد، آن طرف هم SIEM با افتخار نشسته لاگ ها رو کالکت می کنه، و همه احساس میکنن وارد عصر طلایی Threat Detection شدند. بعد تازه SIEM بومی هم مینویسن که قرار است همین لاگهای Sysmon را انریچمنت و کوریلیشن کند و روی آن UEBA بسازن و Threat Hunting کنن، APT کشف کنن و آخر سر هم احتمالا برایشان قهوه سفارش بدهد. فقط یه مشکل وجود داره این دوست عزیز سیسمان اصلا نصف چیزهایی را که شما فکر می کنید بنده خدا نمی بیند مثلا نه File Open نه File Modification نه Win32 APIها نه ایجاد و تغییر کاربرهای محلی و ... یعنی شما داری روی مجموعه ای از Telemetryهای ناقص، Detection Engineering طراحی می کنید. نتیجه؟ این دقیقاً مثل این است که به یک فرد نابینا اسنایپر بدهی و بگویی برو Threat Hunting کن. اگر Telemetry ناقص باشد، بهترین SIEM دنیا هم فقط با اطمینان بیشتری همان نقاط کور را تحلیل می کند. @aioooir | #soc_blindfoolded
پیش بینی کردند که تا سال 2040 احتمالا بشر به اولین سامانه استیل 20 میلیون کیوبیتی خواهد رسید. قسمت خنده دار ماجرا این هست که همه این پیشرفت ها درحالی صورت میگیرد که هیچکسی روی کره زمین نیست که بدونه واقعا مکانیک کوانتومی چی هست. مثلا اگر از فیزیکدان ها بپرسید الکترون قبل از اندازه گیری دقیقا کجا بود؟چند جواب متناقض خواهید شنید از جمله اینکه یک سری می گویند اصلا این سوال معنی ندارد تا اندازه گیری نکنی مکان مشخصی ندارد. این تفسیر کپنهاگی است. یک عده دیگر می گویند همه حالت ها هم زمان اتفاق افتادند، فقط تو وارد یکی از جهان های موازی شدی به این میگوین جهان های متعدد. یک عده دیگر میگویند نه، الکترون همیشه جای مشخصی داشته، فقط متغیرهای پنهانی وجود دارند که ما نمیبینیم. که اینم نظریه بوهم هست. نکته خنده دار اینجاست که هر سه با همان معادلات، همان آزمایشها و همان نتایج کار می کنند و در بیشتر آزمایش های شناخته شده همگی به پیش بینی یکسانی میرسند 😂 @aioooir | #feynman
گاهی سوال هایی در ریاضیات مطرح می شوند که در نگاه اول خیلی ساده به نظر می رسن اما جوابشان می تواند مسیر کل علم را عوض کند. یکی از این سوال ها را دیوید هیلبرت در سال ۱۹۰۰ مطرح کرد که به عنوان مسئله دهم هیلبرت شناخته میشه. ماجرا از این قرار است که فرض کنید هر معادله ای را به شما بدهند و بپرسند آیا این معادله جواب صحیح دارد یا نه؟ هیلبرت در رابطه با این سوال، یک سوال دیگر مطرح کرد که آیا می شود یک روش یا یک الگوریتم ساخت که همیشه، برای هر معادله، جواب درست را بدهد؟ این را باید در نظر بگیرید که آن زمان هنوز کامپیوتری وجود نداشت، اما همه فکر می کردند اگر ریاضیات به اندازه کافی پیشرفت کند، بالاخره چنین روشی پیدا خواهد شد. حدود ۳۵ سال بعد، آلن تورینگ از زاویه دیگری به موضوع نگاه کرد. او به جای اینکه مستقیماً سراغ مسئله هیلبرت برود، یک سؤال بنیادی تر مجدد پرسید که آیا می شود برنامه ای نوشت که تشخیص دهد یک برنامه دیگر بالاخره متوقف میشود یا تا ابد اجرا خواهد شد؟ بعد از ماه ها فکر کردن، تورینگ به نتیجه عجیبی رسید و آن هم این بود که پاسخ نه هست، چنین برنامه ای اصولا نمی تواند وجود داشته باشد. این محدودیت به خاطر ضعیف بودن کامپیوترها نبود بلکه خود مفهوم محاسبه چنین اجازه ای نمی ده. داستان هم خیلی عجیب هست. مسئله تورینگ این بود که اگر برنامهای داشته باشیم، آیا می توان برنامه دیگری نوشت که تشخیص دهد برنامه اول بالاخره متوقف می شود یا برای همیشه اجرا خواهد شد؟ این همان مسئله توقف بود. ابتدا همه تصور می کردند پاسخ باید مثبت باشه چون بالاخره برنامه یا متوقف می شود یا نمی شود چرا نتوان آن را تشخیص داد؟ اما تورینگ یکی از شگفت انگیزترین استدلالهای تاریخ علم را ارائه کرد. او نشان داد اگر چنین برنامه ای وجود داشته باشد، می توان برنامه ای ساخت که دقیقا بر خلاف پیش بینی آن رفتار کند. نتیجه یک تناقض یا Contradiction شفاف بود. پس چنین الگوریتمی هرگز نمی تواند وجود داشته باشد. برای نخستین بار، بشر ثابت کرد که محدودیت، ویژگی کامپیوترهای ضعیف نیست بلکه بخشی از ذات محاسبه است. سالها بعد، ریاضیدانی به نام یوری ماتیاسویچ نشان داد که مسئله دهم هیلبرت در واقع به همان مسئله تورینگ گره خورده است. یعنی اگر می توانستیم برای همه معادلات تصمیم بگیریم که جواب دارند یا نه، در واقع مسئله توقف تورینگ را هم حل کرده بودیم چیزی که قبلا ثابت شده بود غیرممکن است. نتیجه شگفتانگیز بود. مسئله دهم هیلبرت نه به این دلیل که خیلی سخت بود، بلکه چون اصلا قابل حل نیست، برای همیشه بسته شد. شاید عجیب ترین بخش داستان این باشد که امروز، با وجود هوش مصنوعی، ابر رایانهها و میلیاردها برابر قدرت پردازشی بیشتر، این نتیجه هنوز تغییری نکرده است. هوش مصنوعی می تواند یاد بگیرد، پیش بینی کند و حتی کد بنویسد، اما بعضی سؤال ها ذاتاً خارج از توان هر الگوریتمی هستند. شاید این یکی از زیباترین درس های علم باشد اینکه گاهی بزرگترین کشف، پیدا کردن جواب یک سؤال نیست، بلکه فهمیدن این است که چرا بعضی سوال ها هیچوقت جواب الگوریتمی نخواهند داشت. حالا به نظر شما ممکن است روزی به چیزی برسیم که بتوانیم با آن شیوه جدیدی از محاسبات را خلق کنیم که در آن مسئله دهم هیلبرت هم حل شود؟ @aioooir | #quantummechanics
این جزو بدافزارهایی هست که می توان به عنوان Communist Braindead Low Fuckin IQ پرزنتش کرد. توله سگا تو بدافزار مکانیزم logging گذاشتن. 🤣 @aioooir | #malshit
احتمالا در همان لحظه که این شاهکار مهندسی در قرارگاه آلبانی نوشته می شده، صف سیب زمینی آب پز بین مجاهدین در حال توزیع بوده و سهمیهها هم با سرعت نوری در حال تمام شدن که این بنده خدا اینطور عحله داشته. بنده خدا آن قدر دست و پایش را گم کرده و قند خونش پایین آمده بود که با خودش گفته چه کاریه اصلاً معماری پیچیده و obfuscation و anti-analysis استفاده کنیم؟ با چند تا cmd و Thread.Sleep کار را جمع می کنم که زودتر به سیب زمینی برسم، وگرنه تا فردا باید با معده خالی دیالکتیک مادی را تمرین کنم. فقط از این گشادهای کمونیست بر می آید که بدافزار با C# بنویسند زبانی که runtime سنگین داره، به راحتی decompile میشه، و برای هر reverse engineer تازه کاری مثل کتاب داستان بازه. این دیگر APT نیست، این خود پارادایم Potato-Driven Development از پیرپاتل های آلبانی است. 🦠 @aioooir | #communist_bitches #maryam_cyberi
یکی از اصول بنیادین و کاملاً علمی مارکسیسم اینه که جهان هیچ خالقی نداره و کل هستی از یه تصادف کور ماده و دیالکتیک بی پدر و مادر بیرون اومده. وقتی خالقی نباشه، شهادت هم می شه یه خودکشی پر زرق و برق و ترمودینامیکی برای ایدئولوژی که حتی قانون دوم آنتروپی هم ازش خجالت میکشه چون داره انرژی مفید رو هدر می ده و فقط آشوب تولید می کنه. این جماعت رو باید به عنوان نهایت خل بودن در مقیاس اتمی، مولکولی، کیهانی، کوآنتومی و حتی اطلاعات نظری ثبت کرد. موجوداتی که اگه داروین زنده بود، مقاله خودش رو پس می گرفت و می نوشت این باگ نرم افزاری تکاملی رو پیش بینی نکرده بودم. اینا نه گونه، نه زیرگونه، بلکه یه خطای کپی برداری در کد ژنتیکی - ایدئولوژیک هستن که باید از استخر ژنی حذف بشن. آخر ای مرتیکههای روانی عقب مونده جوزامی و سندروم دانی دوگانه باز! این خار مریم و مسعود اسکلوفسکی هورنی بیمار چنان در باتلاق غریزه مادی خودشون غرق بودن که مسعود اون زن رو از بغل شوهرش قاپید و آورد تو تخت خودش. اینکه این زنیکه خراب رو مقدس می دونید، پشم به کله فرشته ها و شیاطین هم نمی مونه. انگار تختخواب مشترک آخرین آزمایشگاه دیالکتیک تاریخی این منافق های عقبمونده بوده و شعار از هر کس به اندازه توانش، به هر کس به اندازه نیازش رو اول روی اسپرم و تخمک و رختخواب و خار مریم تست کردن. الحق که اسم منافق رو با دقت میکروسکوپ الکترونی روی پیشانی شما سندروم دانی های روستا زاده نئاندرتال حک کردن. هم منافقید، هم کسخلید، هم اگه یه ذره لایههای ژنتیکی و فرهنگیتون رو بشکافیم، نطفههاتون انگار مستقیم از همون کارخونه معیوب، عفونت زده و اشتراکجنسی والدین مارکس بیرون اومده. همون آزمایشگاهی که ایدئولوژی اشتراک رو اول از همه روی بستر و نطفه پیاده کرد و نتیجهش شد یه نسل از حرام زاده های ایدئولوژیک عین شما. شما در بهترین حالت نتیجه یه معادله کثیف و کاملاً علمی هستید یعنی جهل مطلق + عقده جنسیِ عنان گسیخته + عقده مالی و حقارت + بیناموسی مادرزادی + انکار واقعیت بیولوژیک انسان (سلسله مراتب، خویشاوندگزینی، تفاوتهای ارثی) که در نتیجه این معادله خطی میشه این محصول نهایی تاریخ که حتی آنتروپی و قانون دوم ترمودینامیک هم از وجودتون خجالت میکشه و ترجیح می ده سیستم رو ریست یا در صورت غیرممکن بودن کلا فریمور و پاک کنه. افکار کمونیستی، نسخه هیبریدی آن یعنی کمونیست مسلمان و کلاً چپ، نه ایدئولوژی، بلکه یه ویروس ذهنی تکاملی شکست خورده و یه پرایونِ شناختی هستش. از نظر بیولوژیک، انسان موجودیت سلسله مراتبی، خویشاوندگزین و رقابت کننده اس؛ اجبار برابری مطلق مثل اینه که به یه کلونی مورچه بگی همه باید یه اندازه کار کنن و یه اندازه غذا بخورن. نتیجه می شه فروپاشی کلونی. یا به یه گله گرگ بگید که باید از این به بعد هر روز علف بخورن. از نظر اقتصادی، مشکل محاسبه سوسیالیستی میزس نشون می ده که بدون سیگنال قیمت، تخصیص منابع غیر ممکنه برای همین هر جا پیاده شد، از شوروی و کامبوج تا ونزوئلا، مردم از گرسنگی مردن در حالی که رهبران گوشت و ویسکی و زن های اشتراکی مصرف می کردن (طبقه خوک ها که خود مسعود نسخه ابر خوکش بود که قدیس مریم و تو قرارگاهشون اشتراکی پاس کاری میکردن - ترافیکی طور). از نظر روان شناختی و ژنتیک رفتاری، این ایدئولوژی روی اسطوره لوح سفید سوار می شه؛ در حالی که دادههای دو قلوها و فرزندخواندگی نشون میده بخش بزرگی از تفاوتهای شناختی و شخصیتی ارثیست و اجبار برابری فقط نخبگان رو سرکوب و میانگین رو به سمت پایین می کشه. نسخه کمونیست مسلمان هم یه هیولای کایمریک و مضحکه علمی هست. از یه طرف میخواد شریعت و معاد، از طرف دیگه ماتریالیسم دیالکتیک و نفی خدا. نتیجهش می شه همین منافقهای جانی تروریست و آدم کش و خائن به وطن و مردم که روز با ریش و تسبیح و شعار مستضعفین ظاهر می شن و شب دیالکتیک مادی رو روی تخت با زنهای همدیگه تمرین می کنن و صبح دوباره از عدالت طبقاتی حرف می زنن. کلاً چپ در مقیاس تاریخی چیزی نیست جز یه ماشین تولید تباهی، نابودی انگیزه، متلاشی کردن خانواده، کشتار دهها میلیونی، و تبدیل جوامع به آزمایشگاه های شکست خورده مهندسی اجتماعی. خداوند به ملت ایران رحم کرد که تو دهه شصت تخم این موجودات آلوده و ویروسی رو از ریشه کندند وگرنه الان باید شاهد یه نسل جدید از مارکسیست های هورنی تخت خواب دزد و کمونیست مسلمان دوگانهباز میبودیم. این چپ های حرام زاده و مادر اشتراکی و بی پدر و مادر و خائن به وطن، در مقیاس علمی چیزی نیستید جز یه توده میکروبی ایدئولوژیک و یه خطای کپی در کد تمدن که باید از سیستم حذف بشه تا بدن اجتماع دوباره به تعادل ترمودینامیکی و بیولوژیک برگرده. @aioooir | #shared_maryam