البلاغ المبین
Статистикаجهت ارتباط با ما از ربات زیر استفاده فرمایید : @albalaq_almobinBot
- Последний пост
- 16 нояб.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 56
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
رواية جداً جداً عظيمة ⚜️عن عثمان بن عیسی،عن ابن أذینة،عن أبي عبدالله(علیه السلام)قال ▫️إن الله(عزوجل)خلق قوماً للحق فإذا مر بهم الباب من الحق قبلته قلوبهم و إن كانوا لا يعرفونه و إذا مر بهم الباب من الباطل انكرته قلوبهم وإن كانوا لا يعرفونه،و خلق قوما لغير ذلك فإذا مر بهم الباب من الحق انكرته قلوبهم و إن كانوا لا يعرفونه و إذا مر بهم الباطل قبلته قلوبهم وإن كانوا لا يعرفونه 🖤ترجمه ے حدیث🖤 ☀️امام صادق(علیه السلام) فرمود: همانا خدای(عزوجل) مردمی را برای حق آفريده كه چون دری از حق بآنها گذرد (مثل اينكه سخن حقی شنوند) دلشان آن را بپذيرد اگر چه آن را نفهمند و نشناسند، و چون دری از #باطل بآنها گذرد، دلشان انكار كند، اگر چه آن را نشناسند و مردمی ديگر را برای غير حق آفريده كه چون دری از حق بآنها گذرد، دلشان #انكار كند، اگر چه آن را نشناسند و چون دری از باطل بآنها گذرد دلشان آن را بپذيرد، اگر چه آن را نشناسند. الكافي ج2 ص214 #حق_انکار #باطل #کهف_الحصین
🔰رُوِیَ أَنَّهُ: جِی ءَ بِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام إِلَی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بَعْدَ مَوْتِ أَبِیهِ وَ هُوَ طِفْلٌ وَ جَاءَ إِلَی الْمِنْبَرِ وَ رَقِیَ مِنْهُ دَرَجَةً ثُمَّ نَطَقَ فَقَالَ أَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الرِّضَا أَنَا الْجَوَادُ أَنَا الْعَالِمُ بِأَنْسَابِ النَّاسِ فِی الْأَصْلَابِ أَنَا أَعْلَمُ بِسَرَائِرِکُمْ وَ ظَوَاهِرِکُمْ وَ مَا أَنْتُمْ صَائِرُونَ إِلَیْهِ عِلْمٌ مَنَحَنَا بِهِ مِنْ قَبْلِ خَلْقِ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ وَ بَعْدَ فَنَاءِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ وَ لَوْ لَا تَظَاهُرُ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ دَوْلَةُ أَهْلِ الضَّلَالِ وَ وُثُوبُ أَهْلِ الشَّکِّ لَقُلْتُ قَوْلًا تَعَجَّبَ مِنْهُ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ الشَّرِیفَةَ عَلَی فِیهِ وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ اصْمُتْ کَمَا صَمَتَ آبَاؤُکَ مِنْ قَبْلُ. 🔰بعداز شهادت حضرت شمس الشموس علی ابن موسی الرضا علیهما السلام والیهما التسلیم، حضرت آقا جواد الائمه علیه السلام و الیه التسلیم را که کودکی بود به مسجد پیامبر آوردند. یک پله بر فراز منبر رفتند و شروع به سخنرانی کرده فرمودند: من محمد بن علی هستم! من جوادم! من نژاد اشخاص را در پشت پدرانشان میدانم. من از پنهان و آشکار و عاقبت کار شما آگاهم. این دانش را خداوند قبل از آفرینش تمام جهانیان و بعد از نابود شدن آسمانها و زمین به ما عنایت کرده. اگر حمله یاوه سرایان و قدرت گمراهان و ایراد شکاکان نبود سخنی میگفتم که موجب تعجب گذشتگان و آیندگان میشد. در این موقع دست روی دهان خویش گذاشت و فرمود: محمد! ساکت باش، همان طور که آباء کرامت سکوت کردند. 📚کتاب شریف بحارالأنوار، ج۵۰ ص۱۰۶ #امام_جواد_علیه_السلام @Rafezi1400b کانال @Rafezi1400a گروه
البلاغ المبین pinned «لینک گروه جهت بحث پیرامون مطالب کانال https://t.me/amrjame»
ورووا عن سفيان ، عن فضيل بن الزبير قال : حدثني نقيع ، عن أبي كدينة الأزدي قال : قام رجل إلى أمير المؤمنين عليه السلام ، فسأله عن قول الله تعالى : (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقدِّموا بَيْنَ يَدي اللهِ وَرَسُولِهِ ) فيمن نزلت ؟ قال : ما تريد ، أتريد أن تغري بي الناس ؟ قال : لا يا أمير المؤمنين ، ولكن أُحب أن أعلم ، قال : إجلس ، فجلس ، فقال : أكتب عامراً ، أكتب معمراً ، أكتب عمراً ، أكتب عماراً ، أكتب معتمراً، في أحد الخمسة نزلت . قال سفيان : قلت لفضيل : أتراه عمر ؟ قال : فمن هو غيره . «مردی نزد امیرالمؤمنین (علیهالسلام) برخاست و از او دربارهی سخن خدای متعال پرسید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ﴾، [این آیه] در مورد چه کسی نازل شد؟ حضرت فرمود: چه میخواهی؟ آیا میخواهی مردم را بر ضد من بشورانی؟ گفت: نه، ای امیرالمؤمنین، ولی دوست دارم بدانم. حضرت فرمود: بنشین. پس نشست. سپس حضرت فرمود: بنویس «عامر»، بنویس «معمر»، بنویس «عمر» ، بنویس «عمار»، بنویس «معتمر». در یکی از این پنج تن نازل شده است. سفیان میگوید: به فضیل گفتم: آیا گمان میبری مقصود عمر باشد؟ گفت: اگر او نباشد، دیگر چه کسی؟» تقریب المعارف ، ص ۲۴۳ ✍ نحوه پاسخگویی حضرت با اینکه حضرت به او از انگیزه باطنی اش خبر دادند و او انکار کرد ، اما حضرت به او به گونه ای پاسخ دادند که نتواند سوءاستفاده کند چنین امامی ، در صدور احادیث ، تااین حد توجه داشته اند چگونه ممکن میدانید که ایشان از سرگذشت احادیث در اینده بی اطلاع باشند اما ما و شمارا از احادیث اخرالزمانی مطلع کنند ؟
لینک گروه جهت بحث پیرامون مطالب کانال https://t.me/amrjame
البلاغ المبین pinned «✍ کانال با کتاب هایی که در این زمینه علما زحمت کشیدن نوشتن تفاوت اساسی دارد هدف ، اشنا شدن با لحن صدور احادیث است همه ی تگ ها و زیرمجموعه های بحث کانال دایر مدار همین بحث هست که چطور کلام امام رو بفهمیم ، کدوم هارو اخذ کنیم؟ اخذ کردن با تایید صدور روایت…»
✍ کانال با کتاب هایی که در این زمینه علما زحمت کشیدن نوشتن تفاوت اساسی دارد هدف ، اشنا شدن با لحن صدور احادیث است همه ی تگ ها و زیرمجموعه های بحث کانال دایر مدار همین بحث هست که چطور کلام امام رو بفهمیم ، کدوم هارو اخذ کنیم؟ اخذ کردن با تایید صدور روایت تفاوت داره ما به صدور روایات خدشه وارد نمیکنیم بلکه به اخذ کردن کار داریم این روایتی که باهاش برخورد میکنیم صدورش قطعی است ، اما ایا تقیه است یانیست؟ من در فضای تقیه ای هستم یا نیستم؟ اگر در فضای تقیه ای هستم نباید روایت غیر تقیه ای اخذ کنم و برعکس این میشه معنای اخذ یک معنای دیگه ، مخاطب حدیث کیست؟ فطحی است؟ اسماعیلی است؟ زیدی؟ بنی عباسی ؟ اموی؟ کیست؟ از خواص هست یا خواص خواص؟ ایا در ان مکان کسی غیر او هم بوده؟ حدیث را شنیده؟ یعنی مخاطب امام نبوده یا حدیث برایش نقل شده یعنی مخاطب امام بوده ؟ همه ی این حالات و گزاره های مانند این برای فهم چگونگی صدور حدیث و چگونگی اخذ حدیث اهمیت پیدا میکند امام موقع صدور حدیث چه حالت ظاهری و فیزیکی را انجام دادند؟ این خودش یک کد هست مثلا به زمین خیره شدن ، روی زمین خط کشیدن ، تکیه دادن ، غضب کردن ، لبخند زدن ، به بیرون سرک کشیدن و ... چرا بعضی راوی ها این حالات امام را جدی گرفته و مو به مو با جزییات نقل کردن؟ معرفت راوی ها و شناخت راوی ها و سطح و درجه اشون از روی همین نوع مباحث فهمیده میشه حالا که لحن امام را شناختیم ، اونوقت میفهمیم که مثلا این را به تاویل ببریم یا وجوهاتش را در نظر بگیریم یا ظاهرش را حکم بدانیم یا باطنش را حکم بگیریم؟ یا ... همه ی اینها تلاشی است برای رسیدن به این که ملکه ذهنی بشود برای ما که چگونه با احادیث برخورد کنیم و چگونه لحن امام مان را بفهمیم و به طور کلی چگونه به تعبیر روایی آن فقیه شویم
✍️ وضعیت اعتقادی و تحمل و ظرفیت اندک برخی از اصحاب ائمه ، نسبت به علم امام! ✨ عَنْ هِشَامِ بنِ سَالِمٍ قَالَ: قُلتُ لِأَبِي عَبدِ اَللَّهِ عَلَيهِ اَلسَّلاَمُ كَلاَمٌ سَمِعتُهُ عَنْ أَبِي اَلْخَطَّابِ! فَقَالَ أَعرِضهُ عَلَيَّ! ✨ قَالَ فَقُلْتُ يَقُولُ…
✍️ تنقیصِ اهل بیت علیهم السلام و کوتاهی در حق ایشان توسط برخی از اصحاب و مدعیان پیروی از ائمه اطهار ، و عیب گیری آن ها بر اهل تسلیم و معرفت به حق و فضائلِ اهل بیت علیهم السلام! ✨وَ بِهَذَا اَلْإِسْنَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ ، قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ هُوَ سَاجِدٌ: 🌱 اَللَّهُمَّ اِغْفِرْ لِي وَ لِأَصْحَابِ أَبِي ، فَإِنِّي أَعْلَمُ أَنَّ فِيهِمْ مَنْ يَنْتَقِصُنِي. ✨ به این اسناد ، از علی بن رئاب نقل شده که می گوید: شنيدم حضرت امام صادق علیه السلام در حالت سجده ميگفت: 🌱 خداوندا من و اصحاب پدرم را مغفرت کن. من ميدانم که ميان آنها کسانی هستند كه من را تنقیص میکنند! 📚 قرب الإسناد، ص ۱۶۶ ، ح ۶۰۷ 🔺 سند حدیث [ مراد از وَ بِهَذَا اَلْإِسْنَادِ در این حدیث ] : 🌼 أَحْمَدُ وَ عَبْدُ اَللَّهِ اِبْنَا مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی ، عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ. ❗️با وجود اینکه برخی از اصحاب امام باقر علیه السلام ، امام صادق علیه السلام را تنقیص می نموده اند ، چون ائمه رئوف و مهربان هستند ، برای آنها طلب مغفرت میکردند! ❗️با وجود این حد از گذشت و مهربانی ، ولکن گاهی می بینیم که برخی از اصحاب و موالیان آنقدر در این تنقیص ها زیاده روی می کردند و یا طعن بر دیگر موالیان و اصحابِ اهل معرفت به حق و فضائل اهل بیت علیهم السلام می زدند که ائمه علیهم السلام برای آنها به عنوان محرج الإمام ، طلب عدم مغفرت می کردند که در اینجا و اینجا و اینجا می توانید مشاهده بفرمایید. ⚡️ امام باقر علیه السلام نیز در مذمت اعتقاد باطل و تقصیر و کوتاهی گروهی از موالیان و اصحاب ضعیف الایمان که تصور می کرده اند خداوند امامی مفترض الطاعة برای بندگان قرار میدهد و سپس از آنها اخبار آسمان و زمین و... را مخفی می کند ، و در شأن و فضائل اهل بیت علیهم الشلام چنین تقصیر و تنقیص هایی می کردند ، در جمع بعضی از اصحاب شان می فرمودند: ✨ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ اِبْنِ رِئَابٍ عَنْ ضُرَيْسٍ اَلْكُنَاسِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ وَ عِنْدَهُ أُنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِه: 🌱 عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ يَتَوَلَّوْنَا وَ يَجْعَلُونَا أَئِمَّةً وَ يَصِفُونَ أَنَّ طَاعَتَنَا مُفْتَرَضَةٌ عَلَيْهِمْ كَطَاعَةِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثُمَّ يَكْسِرُونَ حُجَّتَهُمْ وَ يَخْصِمُونَ أَنْفُسَهُمْ بِضَعْفِ قُلُوبِهِم. 🌱 فَيَنْقُصُونَا حَقَّنَا وَ يَعِيبُونَ ذَلِكَ عَلَی مَنْ أَعْطَاهُ اَللَّهُ بُرْهَانَ حَقِّ مَعْرِفَتِنَا وَ اَلتَّسْلِيمَ لِأَمْرِنَا. 🌱 أَ تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى افْتَرَضَ طَاعَةَ أَوْلِيَائِهِ عَلَى عِبَادِهِ ثُمَّ يُخْفِي عَنْهُمْ أَخْبَارَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض؟ ✨ ضريس كناسی می گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام در حضور جمعی از اصحابش میفرمود: 🌱 در تعجبم از قومی كه پيرو ما هستند و ما را ائمه خود قرار داده اند و میگويند اطاعت ما بر آن ها مانند اطاعت رسول الله صلی الله علیه و آله واجب است ، ولی با این وجود حجت و دلیلِ خود را میشكنند و با ضعف قلوب شان خود را محكوم میسازند! 🌱 و حق را کاهش (تنقیص) می دهند ( در حق ما کوتاهی و تقصیر می کنند ) ، و به آن شخصی كه خداوند برهانِ حقِ معرفت ما و تسليم به امر ما را به او عطا کرده عیب می گیرند! 🌱 آیا گمان می کنید که خداوند اطاعت از اولیای خود را بر بندگانش واجب کرده و سپس اخبار آسمان ها و زمین را از آنان پنهان میدارد!؟ 📚 الکافي ، ج۱ ، ص ۲۶۱ 🔹 عبارت ـ يَعِيبُونَ ذَلِكَ عَلَی مَنْ أَعْطَاهُ اَللَّهُ بُرْهَانَ حَقِّ مَعْرِفَتِنَا وَ اَلتَّسْلِيمَ لِأَمْرِنَا ـ در روایت فوق ، شباهت زیادی به روایتِ اوصافِ اشخاصی که #محرج_الإمام هستند در کتاب کافی دارد. 🔺 در سند حدیث فوق نیز مانند حدیث اول ابن رئاب موجود است. 🌿 فلذا یکی از دلائل وجود اختلاف مضامین و سطوح در روایاتِ فضائل ، بالأخص علم امام علیه السلام مسئله ضعف قلوب و ایمانِ برخی از اصحاب و موالیانِ اهل بیت علیهم السلام بوده که نمونه هایی از آن را مشاهده نمودید. 🌿 و واضح است که ائمه علیهم السلام ظرفیت و تحمل مخاطب شان و شرایط زمانی را در بیان معارف و فضائل و احادیث شان در نظر میگرفتند که در اینجا به آن اشاره شد. 📌 فلذا احادیث و روایات اهل بیت علیهم السلام بالأخص در باب فضائل و معارف با توجه به سطوح مختلفِ معرفتی و مقدار ظرفیت و تحملِ مخاطبین و شرایط و جَو حاکم در آن مقطع زمانی بیان شده است! #مقصره #علم_امام #ظرفیت #تنقیص #تقصیر #اصحاب #تحمل #معرفت #نکات #مفضل_بن_عمر #فضای_صدور_حدیث #سطوح #اصول_روایی #اصول_رجالی #اصول_اخذ_حدیث 💫 @nour_al_anvar
✍️ وضعیت اعتقادی و تحمل و ظرفیت اندک برخی از اصحاب ائمه ، نسبت به علم امام! ✨ عَنْ هِشَامِ بنِ سَالِمٍ قَالَ: قُلتُ لِأَبِي عَبدِ اَللَّهِ عَلَيهِ اَلسَّلاَمُ كَلاَمٌ سَمِعتُهُ عَنْ أَبِي اَلْخَطَّابِ! فَقَالَ أَعرِضهُ عَلَيَّ! ✨ قَالَ فَقُلْتُ يَقُولُ…
✍️ وضعیت اعتقادی و تحمل و ظرفیت اندک برخی از اصحاب ائمه ، نسبت به علم امام! ✨ عَنْ هِشَامِ بنِ سَالِمٍ قَالَ: قُلتُ لِأَبِي عَبدِ اَللَّهِ عَلَيهِ اَلسَّلاَمُ كَلاَمٌ سَمِعتُهُ عَنْ أَبِي اَلْخَطَّابِ! فَقَالَ أَعرِضهُ عَلَيَّ! ✨ قَالَ فَقُلْتُ يَقُولُ إِنَّكُمْ تَعْلَمُونَ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ فَصْلَ مَا بَيْنَ اَلنَّاسِ! ✨ فَلَمَّا أَرَدتُ اَلْقِيَامَ أَخَذَ بِيَدِي فَقَالَ عَلَيهِ اَلسَّلاَمُ يَا مُحَمَّدُ عِلمُ اَلْقُرآنِ وَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ يَسِيرُ فِي جَنبِ اَلعِلمِ اَلَّذِي يَحدُثُ فِي اَللَّيلِ وَ اَلنَّهَار. 📚 بصائر الدرجات ، ص ۲۳۱ 🔺به قرینه لفظ یا محمد در روایت فوق و اینکه در الإختصاص و بصائر الدرجات هشام بن سالم از محمد بن مسلم روایت کرده ، روایت از محمد بن مسلم است. ✨ عَنْ هِشَامِ بنِ سَالِمٍ عَن مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ قَالَ: قُلتُ لِأَبِي عَبدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَلاَمٌ قَدْ سَمِعتُهُ مِن أَبِي اَلْخَطَّابِ! فَقَالَ اِعْرِضهُ عَلَيَّ. ✨ فَقُلْتُ يَقُولُ إِنَّكُم تَعلَمُونَ اَلحَلاَلَ وَ اَلحَرَامَ وَ فَصلَ مَا بَينَ اَلنَّاسِ. ✨ فَسَكَتَ ، فَلَمَّا أَرَدتُ اَلْقِيَامَ أَخَذَ بِيَدِي فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ كَذَا عِلمُ اَلْقُرآنِ وَ اَلحَلاَلِ وَ اَلحَرَامِ يَصِيرُ [يَسِيرُ] فِي جَنبِ اَلْعِلمِ اَلَّذِي يَحدُثُ فِي اَللَّيلِ وَ اَلنَّهَارِ. 🌱 هشام ابن سالم روایت میکند از محمد بن مسلم که گفت: به امام صادق عليه السلام عرض كردم سخنى از ابا الخطاب شنيدهام! فرمود: آن را بر من عرضه کن! 🌱 عرض كردم: او می گفت شما از حلال و حرام و رفع اختلافات میان مردم اطلاع داريد. 🌱 پس وقتی خواستم برخیزم دست من را گرفت و فرمود: ای محمد ، علم حلال و حرام چیز بسیار کمی است در مقابل علم آنچه در شب و روز [علم جدید و حادث] به وجود مىآيد! 📚الإختصاص ، ص ۳۱۴ ✨ عَنْ مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَيهِ بَعْدَ مَا قُتِلَ أَبُو اَلْخَطَّابِ قَالَ فَذَكَرتُ لَهُ مَا كَانَ يَروِي مِن أَحَادِيثِهِ تِلكَ اَلْعِظَامِ ، قَبلَ أَن يُحدِثَ مَا أَحدَثَ! ✨ فَقَالَ: فَحَسبُكَ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَن تَقُولَ فِينَا يَعلَمُونَ اَلحَرَامَ وَ اَلحَلاَلَ وَ عِلمَ اَلْقُرآنِ وَ فَصلَ مَا بَينَ اَلنَّاسِ! ✨ فَلَمَّا أَرَدتُ أَن أَقُومَ أَخَذَ بِثَوْبِي. فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ، وَ أَيُّ شَيءٍ اَلْحَلاَلُ وَ اَلْحَرَامُ فِي جَنبِ اَلْعِلْمِ؟! إِنَّمَا اَلْحَلاَلُ وَ اَلْحَرَامُ فِي شَيءٍ يَسِيرٍ مِنَ اَلْقُرْآنِ. 🌱 محمد بن مسلم گفت پس از كشته شدن ابا الخطاب خدمت امام عليه السلام رسيدم و برای ایشان احاديث عظیم و شگفتی را كه او نقل ميكرد را ذکر كردم ، پيش از ادعائى كه نمود (ایام استقامت). 🌱 امام فرمود: تو كافى است كه درباره ما بگویى عالم به حلال و حرام و علم قرآن و رفع اختلافات بين مردم هستند. [ شبیه این فقره: بصائر الدرجات ، ص ۱۹۵ ، ح۴ ]. 🌱 زمانی كه خواستم برخیزم لباس من را گرفت و فرمود: ای محمد! حلال و حرام چيست در مقابل علم؟! حلال و حرام قسمت كمى از قرآن قرار است. 📚 بصائر الدرجات ، ص ۴۳۷ ✨ قَالَ قُلْتُ: جُعِلتُ فِدَاكَ ، إِنَّ أَبَا اَلخَطَّابِ كَانَ يَقُولُ فِيكُم قَوْلاً عَظِيماً! قَالَ وَ مَا كَانَ يَقُولُ؟ ✨ قُلتُ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّكُمْ تَعلَمُونَ عِلمَ اَلحَلاَلِ وَ اَلحَرَامِ وَ اَلقُرآنِ! قَالَ: عِلمُ اَلحَلاَلِ وَ اَلحَرَامِ وَ اَلقُرْآنِ يَسِيرٌ فِي جَنبِ اَلعِلمِ اَلَّذِي يَحدُثُ فِي اَللَّيلِ وَ اَلنَّهَارِ. 🌱 بريد بن معاويه عجلی می گوید به امام باقر عليه السلام عرض كردم: فدايت شوم ابا الخطاب در باره شما مطلب عظیمی می گوید! فرمود چه ميگويد؟! 🌱 گفتم: او می گوید كه شما علم حلال و حرام و قرآن را ميدانيد! امام فرمود: علم حلال و حرام چيزى نيست در مقابل علم آنچه در شب و روز بوجود مى آيد. 📚 تفسير القمی ، ج ۱ ، ص ۱۴۵ 🟢 علم به حلال و حرام و رفع اختلاف بین مردم و علم به قرآن نزد برخی از اصحاب مانند #محمد_بن_مسلم و #برید_بن_معاویه بسیار عظیم و شگفت انگیز به نظر می آمده تا جایی که با شنیدن آن از ابا الخطاب تعجب کرده و آنرا به عرض امام می رسانند و امام با توجه به سطح تحمل و ظرفیت محمد بن مسلم میفرماید برای شخص تو کافی است که همین ها را در حق ما قائل باشی، سپس به محمد بن مسلم و معاویه بن برید می فرمودند که در مقابل علم حادث و جدیدی که در شب و روز به ما میرسد ، این موارد چیزی نیست و گاهی علم به حلال و حرام را جزء کمی از قرآن معرفی می فرمودند! 🟡 درباره #علم_حادث و انواعش و شرحِ احادیثِ فوق در پست های بعد مطالبی ارائه میگردد. #علم_امام #تحمل #ظرفیت #ابا_الخطاب #فضای_صدور_حدیث #سطوح #اصول_روایی #اصول_رجالی #اصول_اخذ_حدیث #مقصره #اصحاب #معرفت #نکات 💫 @nour_al_anvar
🌱 امیر المؤمنین علیه السلام صاحبِ علمِ مخزون و داننده ی غیبِ پنهان! 💫 در زیارت امیر المؤمنین علیه السلام خطاب به حضرت چنین می خوانیم: ✨ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ ✨ يَا صَاحِبَ اَلْعِلْمِ اَلْمَخْزُون ✨ وَ عَارِفَ اَلْغَيْبِ اَلْمَكْنُون ✨ وَ حَافِظَ اَلسِّرِّ اَلْمَصُونِ ✨ وَ اَلْعَالِمَ بِمَا كَانَ وَ يَكُون 🌿 سلام بر تو 🌿 ای صاحبِ علمِ مخزون 🌿 و داننده ی غیبِ پنهان 🌿 و حافظ راز های محفوظ شده 🌿 و عالم به آنچه بوده است و خواهد شد 📚 المزار الکبیر ، ص ۳۰۵ 🌷 در زیارت فوق تصریح شده است که امیر المؤمنین علیه السلام صاحبِ علمِ مخزون و داننده ی غیبِ مکنون هستند ، در حالی که از ظاهر برخی روایات چنین بر می آید از مواردی هستند که اختصاص به خداوند متعال دارد و برای غیر خداوند نفی شده است. ⚡️ گاهی در برخی از روایات و احادیث و غالباً در ادعیه و زیارات ، معارف و فضائل و حقایقی را می توان مشاهده نمود که عُلُو مضمون و سطح بیان شدن فضائل در آن بیشتر و گسترده تر از بقیه روایات است و به شرط درایت و تسلیم و توفیق پذیرش و تحملِ فضائل اهل بیت علیهم السلام دید انسان را بسیار به ابعاد آن مسئله تغییر می دهد. 🔹 قطعاً این نکته و اصل روایی که هر شخصی تحمل و ظرفیت و سطحِ خاصی نسبت به فضائل و معارف دارد و هر زمان و شرایط و جَو و فضایی حدیثِ متناسبِ با خود را دارد در صادر شدن روایات با سطوح معرفتیِ مختلف از جانب ائمه طاهرین علیهم السلام مؤثر است! ☘️ ابن مشهدی در مقدمه میگوید: 🍃 فَإِنِّي قَد جَمَعتُ في كِتَابِي هَذَا مِنْ فُنُونِ الزِّيَارَاتِ لِلمَشَاهِدِ المُشَرَّفَات... وَ مَا يُلجَأُ إِلَيهِ مِنَ الأَدعِيَةِ عِندَ المُهِمَّاتِ مِمَّا اتَّصَلَتْ بِهِ مِن ثِقَاتِ الرُّوَاةِ إِلَى السَّادات. 🍃 من در کتابم زیاراتی برای مشاهد مشرفه... و دعاهایی که در مهمات به آن پناه برده میشود را از راویان ثقه که به معصومین میرسد جمع کرده ام. 📚المزار الکبیر ، ص ۲۷ ✅ پس زیارات کتاب المزار الکبیر مأثوره و معتبر است. 🗂 نمونه ای از دیگر فراز های زیبای این زیارت شریفه امیر المؤمنین علیه السلام در فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام: 📂 امیر المؤمنین علیه السلام ، زبان گویای خداوند در تمامی امور 📂 امیرالمؤمنین علیه السلام هلاک کننده ی طغیان گرانِ امت های پیشین #علم_غیب #غیب #عالم_الغیب #عارف_الغيب #علم_مخزون #غیب_مکنون #مکنون #مخزون #ما_کان #ما_یکون #علم_امام #فضائل_مولا #زیارت_مولا #فضای_صدور_حدیث #سطوح #تحمل #ظرفیت #علم_امام #زیارت_مولا #اصول_اخذ_حدیث #اصول_روایی #نکات #اصول_رجالی 💫 @nour_al_anvar
طرق کسب معرفت و وجه اختلافشان التوحید الدَّقَّاقُ عَنِ الْکُلَیْنِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنِ ابْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ سَیْفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَیْدَةَ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ الرُّؤْیَةِ وَ مَا تَرْوِیهِ الْعَامَّةُ وَ الْخَاصَّةُ وَ سَأَلْتُهُ أَنْ یَشْرَحَ لِی ذَلِکَ فَکَتَبَ علیه السلام بِخَطِّهِ اتَّفَقَ الْجَمِیعُ لَا تَمَانُعَ بَیْنَهُمْ أَنَّ الْمَعْرِفَةَ مِنْ جِهَةِ الرُّؤْیَةِ ضَرُورَةٌ فَإِذَا جَازَ أَنْ یُرَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعَیْنِ [۱] وَقَعَتِ الْمَعْرِفَةُ ضَرُورَةً ثُمَّ لَمْ تَخْلُ تِلْکَ الْمَعْرِفَةُ مِنْ أَنْ تَکُونَ إِیمَاناً أَوْ لَیْسَتْ بِإِیمَانٍ فَإِنْ کَانَتْ تِلْکَ الْمَعْرِفَةُ مِنْ جِهَةِ الرُّؤْیَةِ إِیمَاناً فَالْمَعْرِفَةُ الَّتِی فِی دَارِ الدُّنْیَا مِنْ جِهَةِ الِاکْتِسَابِ لَیْسَتْ بِإِیمَانٍ لِأَنَّهَا ضِدُّهُ فَلَا یَکُونُ فِی الدُّنْیَا أَحَدٌ مُؤْمِناً لِأَنَّهُمْ لَمْ یَرَوُا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ لَمْ تَکُنْ تِلْکَ الْمَعْرِفَةُ الَّتِی مِنْ جِهَةِ الرُّؤْیَةِ إِیمَاناً لَمْ تَخْلُ هَذِهِ الْمَعْرِفَةُ الَّتِی مِنْ جِهَةِ الِاکْتِسَابِ أَنْ تَزُولَ أَوْ لَا تزال [تَزُولَ فِی الْمَعَادِ فَهَذَا دَلِیلٌ عَلَی أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یُرَی بِالْعَیْنِ إِذِ الْعَیْنُ یُؤَدِّی إِلَی مَا وَصَفْنَاهُ. "توحید: محمد بن عبید گوید: به امام رضا علیه السلام نامه ای نوشتم و از رؤیت (خدا) و آنچه عامه و خاصه در این موضوع روایت کردند پرسش کردم و تقاضا کردم این موضوع را برای من تشریح کند، به خط خود در جوابم نوشتند که: همه اتفاق دارند و اختلافی در میان آنها نیست که شناختن از راه دیدن، علم ضروری و بدیهی است، پس اگر روا باشد که خدا به چشم دیده شود این معرفت بدیهی واقع گردد، و در نتیجه از دو حال بیرون نیست: یا این معرفت ایمان است یا ایمان نیست، اگر این معرفتِ از طریق دیدار ایمان باشد باید معرفتِ از راه دلیل که در دار دنیا کسب میشود ایمان نباشد، زیرا ضد آن معرفت بدیهی است. و بنا بر این در دنیا مؤمنی وجود ندارد، چون هیچ کدام خدا را به چشم ندیده اند. و اگر این معرفتِ از راه دیدار ایمان نباشد و در آخرت پدید شود آن معرفتِ از طریق دلیل که در دنیا بوده است یا نابود میشود و نباید در معاد نابود شود (یا نابود نشود خ ل) این دلیل است بر اینکه خدای عزّ و جلّ به چشم دیده نشود، زیرا دید به چشم این نتیجه را میدهد. ---------- [۱]: و فی نسخة: فاذا جاز أن یری اللّه عزّ و جلّ بالعیون.
معنی طبع در سبع اول قَالَ علیه السلام اسْتَعِیذُوا بِاللَّهِ مِنْ طَمَعٍ یَهْدِی إِلَی طَبَعٍ [۱] وَ الطَّبَعُ الدَّنَسُ وَ الْعَیْبُ وَ کُلُّ شَیْنٍ فِی دِینٍ أَوْ دُنْیَا فَهُوَ طَبَعٌ. ---------- [۱]: ۱. فی المطبوعة و المصدر« استعیذوا باللّه من طبع یهدی الی طبع» و الصحیح ما فی المتن و منه قولهم« رب طمع یهدی الی طبع».
وَ أَتَی عُمَرُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ إِنَّا نَسْمَعُ أَحَادِیثَ مِنْ یَهُودَ تُعْجِبُنَا فَتَرَی أَنْ نَکْتُبَ بَعْضَهَا فَقَالَ أَ مُتَهَوِّکُونَ أَنْتُمْ کَمَا تَهَوَّکَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِهَا بَیْضَاءَ نَقِیَّةً وَ لَوْ کَانَ مُوسَی حَیّاً مَا وَسِعَهُ إِلَّا اتِّبَاعِی قَوْلُهُ صلی الله علیه و آله بحار 73 ص 346
و از این خطبه است: طبیبی است که همراه با طبّش در میان مردم میگردد، مرهمهایش را محکم و آماده ساخته، و ابزارهایش را برای سوزاندن زخمها داغ نموده، تا هر جا لازم باشد در زمینه دلهای کور، و گوشهای کر، و زبانهای لال به کار گیرد. دارو به دست به دنبال علاج بیماریهای غفلت، و دردهای حیرت است. این بیماران وجود خود را از انوار حکمت روشن ننموده، و با آتش زنه دانشی درخشان شعله نیفروخته اند. از این بابت به مانند چهارپایان چرنده، و سنگهای سخت اند. حقایق پنهان برای اهل بصیرت آشکار، و راه حق برای اشتباه کنندگان نمایان شد، و قیامت پرده از چهره برداشت، و نشانههای آن برای صاحب فراست ظاهر گشت. چه شده که شما را پیکرهایی بی جان، و جانهایی بی پیکر، و عابدانی بی صلاح، و تاجرانی بی سود، و بیدارانی خواب، و حاضرانی غایب، و ناظرانی کور، و شنوندگانی کر، و گویندگانی لال مشاهده میکنم؟! دولت ضلالت بر محور خود به پا شده، و با شاخه هایش همه جا پراکنده گردیده، شما را با کیل خود وزن میکند، و با همه دست خود بر سرتان میکوبد، پرچمدار این حکومت از دین خارج است، و بر سکوی گمراهی ایستاده، آن زمان از شما جز به مانند باقی مانده ته دیگ، یا به مثل خرده دانه ای که در ته بقچه مانده چیزی باقی نماند. دولت ضلالت شما را به مانند به هم پیچیده شدن چرم به هم میمالد، و همچون کوبیدن خرمن میکوبد، این سرکشان همچون پرنده ای که دانه درشت را از دانه ریز جدا میکند مؤمن را از میان شما جدا میکنند. این راهها شما را کجا میبرد؟ تاریکیها تا چه وقت شما را سرگشته و حیران مینماید؟! دروغها چگونه شما را میفریبند؟! این بلا از کجا به سر شما میآید و به کجا باز گردانده میشوید؟! برای هر زمانی سرنوشتی است، و هر غیبتی را باز گشتی است. پس، از عالم ربّانی خود بشنوید، دلهای خود را نزد او حاضر کنید، و اگر بر شما فریاد زد بیدار شوید. خبرگزار باید به مردمش راست بگوید، و پراکندگی کار و افکار خود را جمع نماید، و ذهنش را آماده سازد. عالم ربّانی حقایق را همچون شکافتن مهره برای شما شکافت، و حقیقت را همچون کندن پوست درخت برای یافتن صمغ پوست کند. به وقت بر پا شدن بیرق گمراهی باطل در محلّ خود جای گرفته، و جهالت بر مرکبهایش سوار گشته، و گروه ستمگر بزرگ و فراوان گردد، و دعوت کننده به حق کم شود، و روزگار همچون وحشی گزنده حمله نماید، و شتر باطل پس از سکوت عربده کشد و قوّت گیرد، و مردم بر معصیت پیمان برادری بندند، و بر دین از هم دوری نمایند، و بر دروغ با یکدیگر دوست شوند، و بر راستی با هم دشمنی ورزند. در این وقت فرزند باعث خشم پدر، و باران عامل حرارت گردد، و مردم پست فراوان، و خوبان کمیاب شوند. مردم (توانمند) آن روزگار همچون گرگ، و حاکمانشان درنده، و میانه حالشان طعمه، و نیازمندانشان مرده خواهند بود، راستی ناپدید شود، و دروغ فراوان گردد، مردم به زبان اظهار دوستی، و به دل دشمنی کنند، فسق عامل نسبت، و عفّت باعث شگفتی شود، و اسلام را همچون پوستین وارونه پوشند بحار 34 ص241
شان امام و وظیفه ما مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَ هِیَ مِنْ خُطَبِ الْمَلَاحِمِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّی لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ، الظَّاهِرِ لِقُلُوبِهِمْ بِحُجَّتِهِ، خَلَقَ الْخَلْقَ مِنْ غَیْرِ رَوِیَّةٍ، إِذْ کَانَتِ الرَّوِیَّاتُ لَا تَلِیقُ بِذَوِی الضَّمَائِرِ، وَ لَیْسَ بِذِی ضَمِیرٍ فِی نَفْسِهِ. خَرَقَ عِلْمُهُ بَاطِنَ غَیْبِ السُّتُرَاتِ وَ أَحَاطَ بِغُمُوضِ عَقَائِدِ السَّرِیرَاتِ. [وَ] مِنْهَا فِی ذِکْرِ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: اخْتَارَهُ مِنْ شَجَرَةِ الْأَنْبِیَاءِ وَ مِشْکَاةِ الضِّیَاءِ وَ ذُؤَابَةِ الْعَلْیَاءِ وَ سُرَّةِ الْبَطْحَاءِ وَ مَصَابِیحِ الظُّلْمَةِ وَ یَنَابِیعِ الْحِکْمَةِ. [وَ] مِنْهَا: طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ، وَ أَحْمَی مَوَاسِمَهُ، یَضَعُ مِنْ ذَلِکَ حَیْثُ الْحَاجَةُ إِلَیْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ، وَ آذَانٍ صُمٍّ، وَ أَلْسِنَةٍ بُکْمٍ، مُتَّبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَةِ. لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِأَضْوَاءِ الْحِکْمَةِ وَ لَمْ یَقْدَحُوا بِزِنَادِ الْعُلُومِ الثَّاقِبَةِ، فَهُمْ فِی ذَلِکَ کَالْأَنْعَامِ السَّائِمَةِ وَ الصُّخُورِ الْقَاسِیَةِ. قَدِ انْجَابَتِ السَّرَائِرُ لِأَهْلِ الْبَصَائِرِ، وَ وَضَحَتْ مَحَجَّةُ الْحَقِّ لِخَابِطِهَا، وَ أَسْفَرَتِ السَّاعَةُ عَنْ وَجْهِهَا، وَ ظَهَرَتِ الْعَلَامَةُ لِمُتَوَسِّمِهَا. مَا لِی أَرَاکُمْ أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ! وَ أَرْوَاحاً بِلَا أَشْبَاحٍ! وَ نُسَّاکاً بِلَا صَلَاحٍ! وَ تُجَّاراً بِلَا أَرْبَاحٍ! وَ أَیْقَاظاً نُوَّماً! وَ شُهُوداً غُیَّباً وَ نَاظِرَةً عَمْیَاءَ! وَ سَامِعَةً صَمَّاءَ! وَ نَاطِقَةً بَکْمَاءَ!. رَایَةُ ضَلَالَةٍ قَدْ قَامَتْ عَلَی قُطْبِهَا، وَ تَفَرَّقَتْ بِشُعَبِهَا، تَکِیلُکُمْ بِصَاعِهَا وَ تَخْبِطُکُمْ بِبَاعِهَا، قَائِدُهَا خَارِجٌ مِنَ الْمِلَّةِ عَلَی الضَّلَّةِ، فَلَا یَبْقَی یَوْمَئِذٍ [مِنْکُمْ إِلَّا ثُفَالَةٌ کَثُفَالَةِ الْقِدْرِ، أَوْ نُفَاضَةٌ کَنُفَاضَةِ الْعِکْمِ، تَعْرُکُکُمْ عَرْکَ الْأَدِیمِ، وَ تَدُوسُکُمْ دَوْسَ الْحَصِیدِ، وَ تَسْتَخْلِصُ الْمُؤْمِنَ مِنْ بَیْنِکُمُ اسْتِخْلَاصَ الطَّیْرِ الْحَبَّةَ الْبَطِینَةَ مِنْ بَیْنِ هَزِیلِ الْحَبِّ! أَیْنَ تَذْهَبُ بِکُمُ الْمَذَاهِبُ! وَ تَتِیهُ بِکُمُ الْغَیَاهِبُ وَ تَخْدَعُکُمُ الْکَوَاذِبُ! وَ مِنْ أَیْنَ تُؤْتَوْنَ! وَ أَنَّی تُؤْفَکُونَ! فَ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتابٌ، وَ لِکُلِّ غَیْبَةٍ إِیَابٌ، فَاسْتَمِعُوا مِنْ رَبَّانِیِّکُمْ، وَ أَحْضِرُوهُ قُلُوبَکُمْ، وَ اسْتَیْقِظُوا إِنْ هَتَفَ بِکُمْ، وَ لْیَصْدُقْ رَائِدٌ أَهْلَهُ، وَ لْیَجْمَعْ شَمْلَهُ، وَ لْیُحْضِرْ ذِهْنَهُ؛ فَلَقَدْ فَلَقَ لَکُمُ الْأَمْرَ فَلْقَ الْخَرَزَةِ وَ قَرَفَهُ قَرْفَ الصَّمْغَةِ. فَعِنْدَ ذَلِکَ أَخَذَ الْبَاطِلُ مَآخِذَهُ وَ رَکِبَ الْجَهْلُ مَرَاکِبَهُ، وَ عَظُمَتِ الطَّاغِیَةُ وَ قَلَّتِ الدَّاعِیَةُ، وَ صَالَ الدَّهْرُ صِیَالَ السَّبُعِ الْعَقُورِ، وَ هَدَرَ فَنِیقُ الْبَاطِلِ بَعْدَ کُظُومٍ، وَ تَوَاخَی النَّاسُ عَلَی الْفُجُورِ، وَ تَهَاجَرُوا عَلَی الدِّینِ، وَ تَحَابُّوا عَلَی الْکَذِبِ، وَ تَبَاغَضُوا عَلَی الصِّدْقِ. فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ کَانَ الْوَلَدُ غَیْظاً، وَ الْمَطَرُ قَیْضاً، وَ تَفِیضُ اللِّئَامُ فَیْضاً، وَ تَغِیضُ الْکِرَامُ غَیْضاً. وَ کَانَ أَهْلُ ذَلِکَ الزَّمَانِ ذِئَاباً، وَ سَلَاطِینُهُ سِبَاعاً، وَ أَوْسَاطُهُ أُکَّالًا، وَ فُقَرَاؤُهُ أَمْوَاتاً، وَ غَارَ الصِّدْقُ وَ فَاضَ الْکَذِبُ، وَ اسْتُعْمِلَتِ الْمَوَدَّةُ بِاللِّسَانِ، وَ تَشَاجَرَ النَّاسُ بِالْقُلُوبِ، وَ صَارَ الْفُسُوقُ نَسَباً، وَ الْعَفَافُ عَجَباً، وَ لُبِسَ الْإِسْلَامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلُوباً!. "نهج البلاغه: یکی از سخنرانیهای امام که حوادث سخت آینده را بیان فرمود: خدای را سپاس که با آفرینش مخلوقات بر مخلوقات تجلّی کرد، و با حجّت خود بر قلوبشان آشکار است، بدون به کار گیری اندیشه موجودات را آفرید، زیرا اندیشهها در خور آنانی است که دارای ضمایرند، و خدا را فی نفسه ضمیر نیست. دانش او عمق پردههای غیب را شکافته، و به پیچیدگیها و دقایق آراء نهانها احاطه نموده. از این خطبه است در باره پیامبر صلّی اللّه علیه و آله: او را از شجره انبیا، و از چراغدان نور، و از مرتبت بلند، و از مرکز سرزمین بطحا، و از چراغهای بر افروخته در ظلمت، و چشمههای حکمت اختیار نمود.
امام فرمود : بی تابی و جزع و فزع نکن
جلد دو بحار حاوی مطالب خیلی خوبی است
بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُوسَی بْنِ أَشْیَمَ [۱] قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَنِی فَبَیْنَا أَنَا جَالِسٌ إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْهَا بِعَیْنِهَا فَأَجَابَهُ بِخِلَافِ مَا أَجَابَنِی ثُمَّ جَاءَهُ رَجُلٌ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْهَا بِعَیْنِهَا فَأَجَابَهُ بِخِلَافِ مَا أَجَابَنِی وَ أَجَابَ صَاحِبِی فَفَزِعْتُ مِنْ ذَلِکَ وَ عَظُمَ عَلَیَّ فَلَمَّا خَرَجَ الْقَوْمُ نَظَرَ إِلَیَّ فَقَالَ یَا ابْنَ أَشْیَمَ کَأَنَّکَ جَزِعْتَ قُلْتُ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ إِنَّمَا جَزِعْتُ مِنْ ثَلَاثِ أَقَاوِیلَ فِی مَسْأَلَةٍ وَاحِدَةٍ فَقَالَ یَا ابْنَ أَشْیَمَ إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ أَمْرَ مُلْکِهِ فَقَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّدٍ أَمْرَ دِینِهِ فَقَالَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَوَّضَ أَمْرَهُ إِلَی الْأَئِمَّةِ مِنَّا وَ إِلَیْنَا مَا فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَلَا تَجْزَعْ. < ;info= meta "بصائر الدرجات: موسی بن أشیم میگوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شده، از ایشان مسئله ای پرسیدم، جواب فرمود. در همین وقت شخصی آمد، عین همان مسئله من را پرسید، حضرت به خلاف جوابی که به من داده بود، پاسخ وی را داد. و شخص دیگری آمد و عیناً مسئله تکرار شد. حضرت به شخص سوم پاسخی داد که با پاسخ من و رفیقم تفاوت داشت. این کار بر من گران و وحشت آور آمد. امام بعد از رفتن مردم به من فرمود: بی تابی کردی! عرض کردم: قربانت گردم! به یک مسئله سه پاسخ دادی! حضرت فرمود: همان گونه که خداوند امر حکومت را به اختیار سلیمان بن داود گذاشت و فرمود: «هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِک بِغَیْرِ حِسابٍ»، -. ص / ۳۹ - {[گفتیم: ] «این بخشش ماست، [آن را] بی شمار ببخش یا نگاه دار. »}، و امر دین را به محمد واگذاشت و فرمود: «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»، -. حشر / ۷ - ---------- [۱]: هو من أصحاب محمّد بن مقلاص، روی الکشّیّ فی رجاله ص ۲۲۱ ما یدلّ علی ذمه و علی کونه خطابیا قتل مع أبی الخطاب. قال: حمدویه بن نصیر قال: حدّثنا أیوب بن نوح، عن حنان بن سدیر عن أبی عبد اللّه علیه السلام قال: إنی لا نفس علی اجساد اصیبت معه- یعنی أبا الخطاب- النار، ثمّ ذکر ابن الاشیم فقال: کان یاتینی فیدخل علی هو و صاحبه و حفص بن میمون و یسألونی فاخبرهم بالحق ثمّ یخرجون من عندی الی أبی الخطاب فیخبرهم بخلاف قولی فیأخذون بقوله و یذرون قولی {و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت، بازایستید}، به ما هم مانند محمد - صلی الله علیه و آله - وا نهاده، بی تاب مباش.